پاسخ به::.¸¸.•`¯`•.¸ دلنوشته های زیبای مهدوی :.¸¸.•`¯`•.¸
ماندیم به داغ انتظارت مددی ما وغم و درد بی شمارت مددی دل خسته از این غمی که در ریشه ماست در آرزوی فجر بهارت مددی
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.
یک روز نسیم خوش خبر میآید بس مژده به هر کوی و گذر میآید عطر گل عشق در فضا میپیچ میآیی و انتظار سر میآید
در غم هجر رخ تو در سوز و گدازیم تا به کی زین غم جانکاه بسوزیم و بسازیم آید آن روز که در باز کنی پرده گشایی تا به خاک قدمت جان و سر خویش ببازیم
برای آمدنت انتظار کافی نیست دعا و اشک و دل بی قرار کافی نیست تمام هر چه شراب است غیر چشمانت برای مستی چشمی خمار کافی نیست
این دیده نیست قابل دیدار روی تو چشمی دگر بده که تماشا کنم تو را تو در میان جمعی و من در تفکّرم کاندر کجا روم که پیدا کنم تو را
به یاد او همه غم ها ز سینه دور شود دلم به رغم سیاهیش غرق نور شود همیشه منتظرش بودم ای خدا مپسند که بعد مردن ما جمعه ظهور شود
مردم دیده به هر سو نگرانند هنوز چشم در راه تو صاحب نظرانند هنوز لاله ها شعله کش از سینه داغند به دشت در غمت همدم آتش جگرانند هنوز
ما مست علوفهایم مردن بهتر بی برگ و شکوفهایم مردن بهتر از غیبت طولانی تان شد معلوم ما مردم کوفهایم مردن بهتر
کی شود در ندبه های جمعه پیدایت کنم گوشهای تنها نشینم تا تماشایت کنم می نویسم روی هر گل نام زیبای تو را تا که شاید این شب جمعه ملاقاتت کنم
این روزها که حرف از مختار میشود بدجور دلم طلب دیدار میشود ای منتقم بیا که به عالم نشان دهیم شیعه عزیزست و جز او خوار میشود
لحظه لحظه بوی ظهور میآید عطر ناب گل حضور میآید شیر مردی از قبیله عشق ساده و سبز و صبور میآید
کاش از لطف شبی یاد زما میکردی یاد از عاشق افتاده ز پا میکردی کاش بیمار فراقت که ز پا افتاده با نگاه ملکوتی تو دوا میکردی
ای آخرین توسل سبز دعای ما آیا نمی رسد به حضورت دعای ما شنبه دوباره شنبه دوباره سه نقطه چین بی تو چه زود میگذرد هفته های ما
نگاه کن به قلب من که سرخ از غرور توست نگاه کن به چشم من به راه تا عبور توست نگاه کن به جان من، در انتظار جمعهای ست که وعده داده اند و گفته اند ظهور توست
ای دل شیدای ما گرم تمنای تو کی شود آخر عیان طلعت زیبای تو گرچه نهانی ز چشم دل نبود ناامید میرسد آخر به هم چشم من و پای تو