پاسخ به::.¸¸.•`¯`•.¸ دلنوشته های زیبای مهدوی :.¸¸.•`¯`•.¸
ای آنکه در نگاهت حجمی ز نور داری کی از مسیر کوچه قصد عبور داری چشم انتظار ماندم تا بر شبم بتابی ای آنکه در حجابت دریای نور داری
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.
دوباره جمعه شد، امن یحیب میخوانم نیامدی و من اینجا غریب میمانم به جان خسته رمق نیست شکوه ها دارم تو خسته ای ز من آقا عجیب میدانم
لبریز ترانه و نوایم با تو از درد و غم زمان رهایم با تو تو سبزترین بهار در جان منی سبز است تمام لحظه هایم با تو
پر از عطشم مرا تو دریایی کن سرشار از احساس و تماشایی کن هر چند که ما بدیم و پیمان شکنیم ای خوب بیا دوباره آقایی کن
کدام گوشه دنیا نهفته روی چو ماهت اله من ز که پرسم نشان یوسف چاهت چقدر ناز غزل را کشیده ام که سراید تمام سوز دلم را ز دوردست نگاهت
از نسل گل و بهار و آیینه تویی منظومه انتظار دیرینه تویی ما منتظران وعده دیداریم خورشید زلال روز آدینه تویی
گر نیایی تا قیامت انتظارت میکشم منت عشق از نگاه پر شرابت میکشم ناز چندین ساله چشم خمارت میکشم تا نفس باقیست اینجا انتظارات میکشم
ما منتظران لحظه دیداریم از عطر گل محمدی سرشاریم این حرمت و عزّت و سرافرازی را از حرُمت انتظار مهدی داریم
جانی همه داغ انتظار است مرا چشمی همه دم ستاره بار است مرا از بس که گل لاله به دامن دارم امید شکفتن بهار است مرا
ماییم و دلی ز عشق رویت سرشار ای مرد خدا، سوار آیینه تبار هر فاصله ترجمان دلتنگی ماست باز آ و همه فاصله ها را بردار
این عشق آتشین ز دلم پاک نمیشود مجنون به غیر خانه لیلا نمیشود بالای تخت یوسف کنعان نوشتهاند هر یوسفی که یوسف زهرا نمی شود
دل ها ز هجر روی مهت چون شکسته اند چشمان به راه آمدنت بس که خسته اند خیل عظیم منتظران با تمام عشق از عمق دل به یاد ظهورت نشسته اند
روز ولادت گل خلاق سرمد است او از تبار حیدر و از نسل احمد است در آسمان و زمین میرسد به گوش میلاد قائم آل محمد است
برخیز که حجت خدا میآید رحمت ز حریم کبریا میآید از گلشتن عسکری گذر کن کامروز بوی گل نرگس از فضا میآید
قطعه گمشده ای از پر پرواز کم است یازده بار شمردیم، یکی باز کم است این همه آب که جاری است نه اقیانوس است عرق شرم زمین است که سرباز کم است