همه ما عادات خوب و بدي داريم که نگراني بي مورد و زياده از حد از جمله موارد بد آن ها است؛ با روش هايي جديد عادات بد خود را تغيير دهيد.
هر چند وقت يکبار چيزهاي مختلفي ما را نگران ميکنند. اين امر طبيعي است و به نظر ميرسد اين تصور در ذهنمان ريشه کرده که بايد نگران مسائل باشيم تا احساس خوبي داشته باشيم. متاسفانه ذهن ما نميتواند درک کند که نگران بودن هيچ کمکي به عملکرد ما نميکند و صرفاً يک عادت بد است که در طي زمان به دست ميآوريم و ذهن ما آن را ميپذيرد.
ترک اين عادت کار سادهاي نيست، اما ما تصميم داريم چند نکته و فوت و فن فوق العاده را به شما ياد بدهيم که به ذهن شما کمک ميکنند درک کند که نگراني اصلاً منطقي نيست و فقط هدر دادن وقت است. وقتي همه چيز خيلي خوب پيش ميرود، ذهن ما تصميم ميگيرد که براي ايجاد تعادل، افکار ناخوشايندي را بپروراند. شما ميتوانيد وقتي همه چيز خوب پيش ميرود، با پرورش مجدد ذهن خود جلوي دزدکي رخنه کردن اين افکار پريشان کننده را بگيريد.
*نگراني هيچ فايدهاي ندارد*
ما اغلب وقتي گرفتار يک رشته افکار نگران کننده ميشويم، اين نکته مهم را فراموش ميکنيم که نگراني هيچ فايدهاي ندارد. نگراني در اصل عادتي سالم بود که وقتي که به آن نياز داشتيم رخ ميداد (وقتي مورد حمله قرار ميگرفتيم و براي حل کردن مسائل در همان لحظهاي که رخ ميدادند) که اين واکنش را با نام واکنش «قرار يا فرار» ميشناسيم. متاسفانه بدن انسان عادت کرده است که از اين واکنش «قرار يا فرار» براي عکس العمل نشان دادن به مسائل استرس زا و مضحک روزمره استفاده کند، مثل اينکه «مردم درباره من چي فکر ميکنن؟» يا يک عالمه افکار «اگه اينجوري بشه چي ميشه؟»
نگراني هيچ فايدهاي ندارد. نگراني ذهن ما را تيره ميکند، قدرت تفکر سالم را از ما ميگيرد، انرژي ما را تخليه ميکند و هدر ميدهد. هرچه بيشتر نگراني موجب استرس در ما ميشود، ما کمتر قادريم مسئلهاي را که واقعاً «در لحظه» مهم است، کنترل کنيم.
۱) افکار خود را جايگزين کنيد
وقتي نگرانيد يا گرفتار يک رشته افکار پريشان کننده شدهايد، سعي کنيد با افکار ديگر آنها را از خود برانيد. براي مثال هر وقت که يک فکر نگران کننده باعث ميشود احساس اضطراب بکنيد، به آخرين دفعهاي فکر کنيد که چيزي که در موردش نگران بوديد، واقعاً اتفاق افتاده است. شرط ميبنديم که ۹۵% چيزهايي که تا حالا نگرانشان بودهايد، به واقعيت بدل نشدهاند و اصلاً اتفاق نيفتادهاند. معمولاً اين توجيه ساده باعث ميشود بفهميد چقدر نگراني بيفايده است.
هم چنين سعي کنيد که به برعکسِ آن فکري که ذهن شما را درگير کرده، فکر کنيد. مثلاً اگر نگران حرفي هستيد که کسي گفته، تصور کنيد که برعکس آن حرف را به شما ميگويد. قدرت ذهن شما واقعاً شگفت آور است، پس به آن اعتماد کنيد.
۲) نگراني را به تاخير بيندازيد.
اين روش فني عالي و بسيار ساده است:
· يک کاغذ و خودکار برداريد.
· تمام چيزهايي که در حال حاضر شما را نگران ميکنند، بنويسيد.
· به خودتان بگوييد که بعداً در موردش نگران ميشويد.
ذهن، ساختار عجيب و جالبي دارد و به دلايلي اگر به آن بگوييد که درباره چيزي بعداً نگران ميشويد، ذهنتان خيلي ساده آن موضوع را به تاخير مياندازد؛ مثل اينکه ذهنتان شما را فريب ميدهد که انگار هنوز در مورد آن مسائل نگرانيد. اين کار در ابتدا به صرف وقت و تلاش نياز دارد، اما هربار که يک فکر نگران کننده به ذهنتان وارد ميشود، فقط به خودتان بگوييد «بذارش واسه بعد» و تصور کنيد که آن فکر از بين ميرود. بعد از حدود نيم ساعت که اين کار را انجام داديد، افکار نگران کننده کاملاً شما را ترک ميکنند. به تاخير انداختن نگراني عادتي است که بايد کسب کنيد!
۳) خودتان را زير بار کار از پا درنياوريد
آيا توجه کردهايد که وقتهايي که خيلي سخت کار ميکنيد، درگيريد و خيلي کم غذا ميخوريد (احتمالاً به خاطر اينکه خيلي مشغول هستيد، وقت نميکنيد چيزي بخوريد، انگار که روزه گرفته باشيد)، زودرنج ميشويد و خيلي زود بدخلق و مضطرب شده و هر چيز بياهميتي نگرانتان ميکند. کمي قهوه درست کنيد و با حوصله بنوشيد، مطمئن باشيد اين کار ذهنتان را آرام ميکند.
گاهي اوقات نگراني و استرس، ناشي از آشفتگي ذهن شماست که براي آرام کردن شما ميخواهد بفهمد مشکل چيست، ولي نگراني راه اين کار نيست.
اگر حس ميکنيد همه چيز خارج از ظرفيت شماست، پس حتماً همينطور است. تمام محرکهاي استرس زا را از ذهنتان خارج کنيد، وعدههاي غذايي مغذي و خوب بخوريد و استراحت کنيد. مطمئن باشيد تعجب ميکنيد که چقدر سريع رشته افکارتان دوباره عقلاني و مستدل ميشود. به ياد داشته باشيد که وقتي بيش از حد استرس داريد يا بيش از حد کار ميکنيد، بدنتان فراموش ميکند که سيگنال بدهد که غذا نياز داريد که همين امر ميتواند باعث ايجاد چرخهاي بيانتها از نخوردن غذاي کافي و در نتيجه ايجاد نگراني و اضطراب شود و تاثير اين دو بر يکديگر همينطور ادامه مييابد.
۴) خودتان را خالي کنيد.
يکي از بهترين راهها براي رها شدن از نگراني اين است که خودتان را خالي کنيد. خيلي از ماها وقتي کسي را ندرايم که با او حرف بزنيم، احساساتمان را در خودمان ميريزيم يا وقتي نميتوانيم راحت در مورد مشکلاتمان با ديگران صحبت کنيم، حرفهايمان در سينه تلمبار ميشود. يک روش خيلي مفيد براي خالي کردن خودتان اين است که يک دفتر خاطرات روزانه داشته باشيد. اين کار به طرز شگفت آوري مفيد است. هرشب همه چيز را در مورد روزي که پشت سر گذاشتهايد، احساسي که داشتهايد (خوب يا بد) و چيزهايي که به خاطرشان شکرگزاريد، بنويسيد. تاثير نوشتن گزارشي ۱۰ دقيقهاي در دفتر خاطراتتان در آزاد کردن و آرام کردن ذهنتان شما را شگفت زده ميکند. هر وقت نگرانيهايي داريد، دفتر خاطرات روزانهتان را بر داريد و همه آنها را بنويسيد و بعد احساس اعتدال و رهايي ميکنيد. داشتن يک دفتر خاطرات روزانه به شما کمک ميکند:
· ذهنتان را آزاد و تخليه کنيد.
· خودتان را خالي کنيد.
· شما را به نوعي فريب ميدهد که انگار همه مسائل حل شدهاند.
· وقتي بعدها آن را بخوانيد، خيلي برايتان جالب است و ميتوانيد ببينيد چقدر پيشرفت کردهايد.
واضح است که يک راه ديگر براي خالي کردن استرس، ورزش است. براي خالي کردن استرس و رهايي از نگراني، ورزشي را انجام دهيد که آرامتان کند، چه دويدن باشد چه شنا کردن و حتي ضربه زدن به کيسه بوکس براي ۲۰ تا ۳۰ دقيقه. توصيه ميکنيم افراد تحت استرس بسيار شديد از برخي ورزشهاي شديد براي آرام کردن ذهنشان و تخليه انرژي بيش از حد استفاده کنند.