0

مسافر حرم!

 
montazereagha
montazereagha
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : تیر 1392 
تعداد پست ها : 700

پاسخ به:مسافر حرم!

عشق به کربلا و زیارت قبر سید الشهداء همواره همچون گوهری در صدف سینه های پدران و مادران و نیاکان ما بوده است و این عشق و علاقه از همان دوران کودکی با شیر مادر به ما منتقل شده است

حسین جان: من از کودکی عاشقت بوده ام

                                      قبولم نما گر چه بد بوده ام

ترسم که شعر سنگ مزارم این شود :

" او جمال یوسف زهرا ندید و رفت... "

 

اللهم عجل لولیک الفرج...

یک شنبه 10 شهریور 1392  5:19 PM
تشکرات از این پست
saeedakh
montazereagha
montazereagha
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : تیر 1392 
تعداد پست ها : 700

پاسخ به:مسافر حرم!

کربلا:

چه خوب سرزمینی هستی،خاکت بوی بهشت میدهد و شفابخش است چه مریض های صعب العلاجی که با تربت تو شفا گرفته اند، تو از این جهت به همه سرزمین ها متاهات می کنی حتی به ام القری(مکه)،تو سرزمین عشق و عرفانی،سرزمین فداکاری و گذشت،در تو پاکترین و خدایی ترین انسانهای تاریخ ارمیده اند،به چه زیبایی و ملکوتی،تو را نمی توان توصیف کرد

 

ترسم که شعر سنگ مزارم این شود :

" او جمال یوسف زهرا ندید و رفت... "

 

اللهم عجل لولیک الفرج...

یک شنبه 10 شهریور 1392  5:25 PM
تشکرات از این پست
saeedakh
09303495228
09303495228
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 8721
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:مسافر حرم!

ایستاده است به تفسیر قیامت زینب

آن سوی واقعه پیداست، بیا تا برویم



خاک، در خون خدا می‌شکفد، می‌بالد

آسمان غرق تماشاست، بیا تا برویم



تیغ، در معرکه می‌افتد و بر می‌خیزد

رقص شمشیر چه زیباست بیا تا برویم



از سراشیبی تردید اگر برگردیم

عرش زیر قدم ماست، بیا تا برویم



دست عباس به خون خواهی آب آمده است

آتش معرکه بر پاست بیا تا برویم



زره از موج بپوشیم و ردا از طوفان

راه ما از دل دریاست بیا تا برویم



کاش ای کاش که دنیای عطش می‌فهمید

آب مهریه زهراست بیا تا برویم



چیزی از راه نمانده است چرا برگردیم؟!

آخر راه همین جاست بیا تا برویم



فرصتی باشد اگر باز در این آمد و رفت

تا همین امشب و فرداست بیا تا برویم

یک شنبه 10 شهریور 1392  6:10 PM
تشکرات از این پست
montazereagha kuoroshss saeedakh
09303495228
09303495228
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 8721
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:مسافر حرم!

سالی یک بار قسمتم بوده ، برسم خدمت شما مشهد
هر زمـان یـاد جدتـان کـردم ، رفـتـه ام جای کـربـلا مشهد

سرخوش ازاینکـه عاشقت هستم ، کوله بار گـناه را بستم
گقتم آقا به من نظر کرده ،بعد دیدم که من کجا؟ مشهد ...!

فکر کردم به توبه هایی که، می شکستم درست جایی که
تـازه رویم حساب می کردی ،تـا که دعـوت کـنی مرا مشهد

از تو اما به من عنایت شد ، حاجتی داشتم اجابت شد
بـغـض سنگین شاعرت آرام ، آب شد در قطـار تا مشهد

دست و بالم اگرچه خالی بود ، شد مهیا بلیط و جا و غذا
بایـد آسوده باشد از هر چیز ، رفتـه باشد اگـر گـدا مشهد

نسخه اش را بپیچ و عاشق کن ، ای که با این مریض تا کردی
این مریضی که چندمین بار است ، رفتـه بـا نیـت شفـا مشهد

خواب دیـدم کبـوتر حرمم ، میتوانم بـه هرکجا بپرم
یادلم میرود به کرببلا ، یا به سمت مدینه یا مشهد

سالی یک بار قسمت بوده ، برسم خدمت شما مشهد
هر زمـان یـاد جدتـان کـردم ، رفـتـه ام جای کربـلا مشهد

یک شنبه 10 شهریور 1392  6:11 PM
تشکرات از این پست
montazereagha kuoroshss saeedakh
montazereagha
montazereagha
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : تیر 1392 
تعداد پست ها : 700

پاسخ به:مسافر حرم!

از شیشه غبار غم نمی باید شست

وزدل رقم «الم» نمی باید شست

پایی که به راه عشق شد خاک الود

با اب حیات هم نمی باید شست

 

ترسم که شعر سنگ مزارم این شود :

" او جمال یوسف زهرا ندید و رفت... "

 

اللهم عجل لولیک الفرج...

یک شنبه 10 شهریور 1392  10:45 PM
تشکرات از این پست
saeedakh
nazaninfatemeh
nazaninfatemeh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 81124
محل سکونت : تهران

پاسخ به:مسافر حرم!

خواستم بگویم که بزرگترین غم تو به قتلگاه بردن  اصحاب و خاندانت بود .

خواستم بگویم که بزرگترین غم تو بی ابی فرزندان و کودکان بود.

خواستم بگویم که بزرگترین غم تو آن لحظه ای بود که برادر زاده ات مرگ را شیرینتر از عسل می دانست.

خواستم بگویم که بزرگترین غم تو آن لحظه ای بود که پر پر شدن گلهایت را میدیدی خواستم بگویم که بزرگترین غم تو آن لحظه ای بود که از میان انبوه یارانت فقط عده ی محدودی ماندند. 

 خواستم بگویم بزرگترین غم تو آن لحظه ای بود که سردار سپاهت را بی دست و غرق در خون مشاهده کردی

خواستم بگویم که بزرگترین غم تو برش گلوی نازک کودک چند ماهه ات بود. اما مولا جان

 

بزرگترین غم تو نادانی انسان ها بود.

بزرگترین غم تو فراموش شدن انسانیت بود.

بزرگترین غم تو  به اندازه ی کل تاریخ بشریت بود.

امروز یاران رسول در مقابل نوه ی رسول قد علم کرده اند تا او را که از دین خارج شده است به زور شمشیر دوباره به دین برگردانند!!!

امروز عده ای از آن دون منزلتان قصد بیعت گرفتن تو از یزید را داشتند.

وا مصیبتا .  وا مصیبتا از این انسانیت.مسلمین میخواهند حسین با یزید شراب خوار هوس ران دست بیعت و برادری دهدو چه خفت و خواری از این بزرگتر برای نوه ی رسول!

حسین جان تو چه قدر زیبا در این جنگ نا برابر تاریخ پیروز شدی .در برابر تو فقط یزید و لشکریانش نبود.در مقابل تو تمامی سیاهی های تاریخ بشریت بود .ولی تو چه قدر زیبا این ظلمت را با نور بی کران خود روشن کردی

حسین جان چه بسا اگر دست بیعت را با این منفور تاریخ داده بودی امروز کسی تو را مولای خویش نمی دانست

 

از همه دل بریده ام،دلم اسیر یک نگاست،تمام آرزوی من زیارت امام رضـــــــــاست

یک شنبه 10 شهریور 1392  11:00 PM
تشکرات از این پست
montazereagha saeedakh
nazaninfatemeh
nazaninfatemeh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 81124
محل سکونت : تهران

پاسخ به:مسافر حرم!

چند روزیه مسافری داره می‌ره به نینوا

داره می‌ره بغل کنه قبر شهید کربلا
 

گریه و اشک نوکرا بدرقه راهش شده

هوایی کردن دلا چند روزیه کارش شده

 

هر کی دلش شکسته و اشک چشاشش شده رَوون

داد می‌زنه ضریح برو سلام به آقا برسون

 
بگو که این نوکر بد که عمری از تو دم زده

خیلی دلش حرم می‌خواد اگه نیاد خیلی بده

 
چشم سرم محو ضریح اما دلم جای دیگه است

دلم اسیر غربت قبر غریب مدینه است

 
همه می‌گن این ضریح برا شَه بی کفنه

الهی یک روز بخونم اینم ضریح حسنه

http://uploadpa.com/beta/12/jdu4nnrt4lfr7iomd5.gif

از همه دل بریده ام،دلم اسیر یک نگاست،تمام آرزوی من زیارت امام رضـــــــــاست

یک شنبه 10 شهریور 1392  11:02 PM
تشکرات از این پست
montazereagha saeedakh
09303495228
09303495228
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 8721
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:مسافر حرم!

آقام اقام آقام ای

پایان به حسترم بده       یک لحظه رخصتم بده

اذن زیارتم بده

آقام اقام آقام ای

خسته شدم از فاصله  جا مونده ام از قافله

دوری ز صحنت مشکله

ارباب تویی من نوکرم   دستم بگیر شاه کرم

با بال قلبم می پرم «تا دلبرم»(2)

بازم زده بر این سرم «شوق حرم»(2)

دلبری  سروری  کی منو حرمت می بری

شکر حق   داره دل   اربابی به این محشری

«یا حسین یا حسین عزیز زهرا یا حسین»

آقام اقام آقام ای

قلبم گرفته از همه  آقا به جون فاطمه

من رو ببر به علقمه

آقام اقام آقام ای

جون سه ساله دخترت   رحمی بکن به نوکرت

تا که بشه خاک درت

مستی دل صد در صده  کفتر شده رو گنبده

آقا ببین باز اومده «نوکر بده»(2)

از عشق تو سینه زده «نوکر بده»(2)

کفترم  تاحرم   از عشق تو آقا می پرم

اما بی  عشق تو  از بیابون بی سایه ترم

«یا حسین یا حسین عزیز زهرا یا حسین»

آقام اقام آقام ای

تو دست با کرم داری   سایه روی سرم داری

تو قلب من حرم داری

آقام اقام آقام ای

پا بر روی هوس زدم   هرچی به جز تو پس زدم

تو هیئتت نفس زدم

تا عمر دارم ممنونتم    تو لیلی من مجنونتم

تا عمر دارم مدیونتم «ممنونتم»(2)

تو هیئتا مهمونتم «دلخونتم»(2)

«یا حسین یا حسین عزیز زهرا یا حسین»

دوشنبه 11 شهریور 1392  5:46 PM
تشکرات از این پست
saeedakh
09303495228
09303495228
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 8721
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:مسافر حرم!

امشب كبوتر ِ دلم ؛آروم نداره

ميره و سر رو ديوار ، بقيع ميذاره

دوباره روضه ميخونم ،  بارون ميباره

زبون ميگيره باز دلم ،  آقام حرم نداره

اين غصه ميشه قاتلم ؛ آقام حرم نداره

نه صحن و گنبد و رواق ؛ آقام حرم نداره

نه حتي يك شمع و چراغ ؛ آقام حرم نداره

غريب آقام آقام آقام ؛ حسن عزيز ِ زهرا

برا تو گريونه چش ِ ، ما ه و ستاره

كسي زداغ ِ رو دلت ، خبر نداره

قصه ي كوچه و فدك ، غم ِ دوباره

غرور  ِ تو وقتي شكست ؛ كه مادرت زمين خورد

تو كوچه تو شدي شهيد ؛ برابرت زمين خورد

به غير ِ تو كسي نبود ؛ كه مادرت زمين خورد

زغصه پير شدي چه زود ؛ كه مادرت زمين خورد

غريب آقام آقام آقام ؛ حسن عزيز ِ زهرا

رنگ رخت زرد ِ خزون ، سبز ِ بهاره

روي لباته لخته خون ، جگر ِ پاره

ببين كه زينب از غم ِ ، تو بيقراره

روضه ي قتلگاه و تا ؛ برا حسين ميخووني

از كوچه و جسارتا ؛ برا حسين ميخووني

لايوم كيومك حسين ، با شورو شين ميخووني

نفس ِ آخرت ميشه ؛ يه ياحسين ميخووني

غريب آقام آقام آقام ؛ حسن عزيز ِ زهرا

دوشنبه 11 شهریور 1392  5:52 PM
تشکرات از این پست
saeedakh
nazaninfatemeh
nazaninfatemeh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 81124
محل سکونت : تهران

پاسخ به:مسافر حرم!

سـلام مــا بــه تــو و قــبــر بــاصفات حسين

درود حق به تو اي مظهر صفات حسين

فــداي تـو هـمـه خـلـق جهان ز پير و جوان

تـويـي بهر دو جهان كشتي نجات حسين

تـويــي مــروج احــكـــام ديــــن پــيــغــمـبـر

تـويـي خــلاصــه ايــجــاد كـائنات حسين

چـه حـكـمـتـي است به ايثار و جانفشاني تو

كـه گـشـته ذات خداوند خونبهات حسين

چه كرده اي تو به درگاه حق كه خلق جهان

كــنـنـد آروزي طــوف كـربـلات حـسـين

ز داغ مـاتــم جـانـسـوزت اي عــزيــز خـــدا

كـنند جـن و بشر گريه در عزات حسين

ســلام مــا بــه تــن چــاك چــاك بـي كـفنت

فـداي پـيـكـر پـرخـون سـرجدات حسين

ســلام مــا بــه تــو و شـيـرخواره اصغر تو

فـداي اكـبــر و عـبـاس بـاوفــات حسين

سـلام مــا بــه سـر انـورت كـه شـد بـر نـي

فــداي خـوانـدن قـرآن دلـربــات حـسين

زهـــي بــه هــمـت مـردانــگــي و ايــثــارت

فـداي دســت سـخي گـره گـشات حسين

ز راه لـطــف نـظـر كـن بـه حال خسـته دلان

بـرس به داد «حياتي» گه ممات حسين

از همه دل بریده ام،دلم اسیر یک نگاست،تمام آرزوی من زیارت امام رضـــــــــاست

دوشنبه 11 شهریور 1392  10:35 PM
تشکرات از این پست
saeedakh
nazaninfatemeh
nazaninfatemeh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 81124
محل سکونت : تهران

پاسخ به:مسافر حرم!

نوای نینوا را دوست دارم

صدای آشنا را دوست دارم

اگر جام بلا از چشم یار است

من این جام بلا را دوست دارم

دعا یعنی تکلّم با خداوند

تکلّم با خدا را دوست دارم

اگر چه خارم و از خار کمتر

گل باغ وفا را دوست دارم

محبّت را عجب، حال و هوایی ست

من این حال و هوا را دوست دارم

نمی دانم کی ام آن قدر دانم

علیّ مرتضی را دوست دارم

خدا می داند، ای آل محمّد!

که من تنها شما را دوست دارم

چو ممزوج است با عطر حسینی

نسیم نینوا را دوست دارم

خدایا روز محشر باش شاهد

حسین و کربلا را دوست دارم

شود "میثم" که مولایت بگوید

که این بی دست و پا را دوست دارم؟

از همه دل بریده ام،دلم اسیر یک نگاست،تمام آرزوی من زیارت امام رضـــــــــاست

دوشنبه 11 شهریور 1392  10:36 PM
تشکرات از این پست
saeedakh
nazaninfatemeh
nazaninfatemeh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 81124
محل سکونت : تهران

پاسخ به:مسافر حرم!

گر جگر خشک شود، خشکی لب ها حتمی ست

رفتن ناله ی لب تشنه به بالا حتمی ست

آب اگر یافت نشد، مرگ ربابِ بی شیر

بر سر درسِ جگر سوز الفبا، حتمی ست

قطره ی آب اگر نذرِ سر او بکند

بر علی اصغرمان معجزه ای سا، حتمی ست

بدنِ غیرت اگر که عرق سرد کند

خیس تب هم بشود، شعله ی رگ ها حتمی ست

دختر شاه بخواهد، احدی مانع نیست

طلب آب کند، حلّ معما حتمی ست

العطش باز اگر بر جگری لطمه زند

مشک اگر پاره شود، مُردن سقا حتمی ست

آب اگر موج زند باز هم ایمان دارم

این که او لب نزده بر لب دریا حتمی ست

بی کُله خود اگر بر سر او ضربه زنند

از روی اسب، زمین خوردن آقا حتمی ست

ناله ی ابنیَ العباسِ زنی ثابت کرد

این که او شد پسر حضرت زهرا، حتمی ست

تیرانداز هر آن قدر که ناشی باشد

تیر خوردن به تو با این قد و بالا حتمی ست

دست دادی و به تو بال بهشتی دادند

لفظ طیّار تو در جنت اعلی حتمی ست

گر روی خاک بلا پا بکشی

به حسین بن علی، خنده ی اعدا حتمی ست

اگر آقا نبَرد پیکرتان را به حرم

تکه تکه شدن این قد رعنا حتمی ست

گر نیایی به حرم، ای همه غیرت، بی تو

آتش شعله ور و دامن زن ها حتمی ست

 

از همه دل بریده ام،دلم اسیر یک نگاست،تمام آرزوی من زیارت امام رضـــــــــاست

دوشنبه 11 شهریور 1392  10:36 PM
تشکرات از این پست
saeedakh
nargesi
nargesi
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1392 
تعداد پست ها : 3783
محل سکونت : ...

پاسخ به:مسافر حرم!

پس کی نوبت منم میشه کی؟!!!!!!

سه شنبه 12 شهریور 1392  4:28 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh saeedakh
09303495228
09303495228
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 8721
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:مسافر حرم!

چقدر خانه ی آقای ما گدا دارد

مسیح نیز در اینجا برو بیا دارد

عطا و لطف امیرم که دم به دم جاریست

عنایتی ست که تنها به شیعه ها دارد

 

سه شنبه 12 شهریور 1392  5:51 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh saeedakh
09303495228
09303495228
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 8721
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:مسافر حرم!

آماده می شوم که فراهم کنی مرا

خرج عزای ماه محرم کنی مرا

 

آشفته ام؛به سینه زدن عادتم بده

تا بین این  صفوف منظم کنی مرا

 

فرموده ای که:" اشک شما مرهم من است "

اشک مرا بریز که مرهم کنی مرا

 

آنقدر در طواف سرت گریه می کنم

تا پای نیزه چشمه زمزم کنی مرا

 

اصلا بعید نیست که در روضه خودت

همسایه رسول مکرم کنی مرا

 

روزی که اشک و خون تو در قتلگاه ریخت

می خواستی شهید محرم کنی مرا

 

سه شنبه 12 شهریور 1392  5:51 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh saeedakh
دسترسی سریع به انجمن ها