0

مسافر حرم!

 
09303495228
09303495228
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 8721
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:مسافر حرم!

شبى تنها

میان این همه رؤیا

تو را دیدم ...تو را با قامتى زیبا

میان دشتى از گلها

کنارت بحر آبى رنگ

و دستانت پر از گلبوته هاى نور

پر از گلبرگ یاس و سوسن و مریم

و من سر تا به پا حیرت

دلم سنگین از این غمها

از این دنیا

که ناگه

آهویى رعنا

در آغوش تو شد آرام

صدایى از دل دریا

چنین مى خواند :به قربان پناه گرمت اى مولا

تمام صورتم را اشک ها پر کرده بود!

آرى
چنین رؤیا مرا واداشت

که بنویسم:

به قربان پناه گرم تو آقا

چهارشنبه 30 مرداد 1392  11:17 PM
تشکرات از این پست
montazereagha saeedakh nazaninfatemeh
09303495228
09303495228
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 8721
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:مسافر حرم!

قدم به قدم
به سوی ِ حرمــــ
در اوج ِ خیالم کنار ِ تو ام
بگو چه کنم!!
به حال ِ دلم
اسیر ِ تو و بی قرار ِ تو ام
جمعه 1 شهریور 1392  1:24 PM
تشکرات از این پست
montazereagha saeedakh
montazereagha
montazereagha
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : تیر 1392 
تعداد پست ها : 700

پاسخ به:مسافر حرم!

http://upcity.ir/images2/85245344043038280209.jpg

ترسم که شعر سنگ مزارم این شود :

" او جمال یوسف زهرا ندید و رفت... "

 

اللهم عجل لولیک الفرج...

یک شنبه 3 شهریور 1392  8:40 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
montazereagha
montazereagha
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : تیر 1392 
تعداد پست ها : 700

پاسخ به:مسافر حرم!

زمان بادی است که می وزد هم هست هم نیست . آن که ریشه در خاک استوار دارند را از طوفان هراسی نیست . جنگ می آمد تا مردان مرد را بیازماید . جنگ آمده بود تا از خرمشهر دروازه ای به کربلا باز شود .

راه کاروان عشق از میان تاریخ می‌گذرد و هر کسی در هر زمان بدین صلا لبیک گوید، از ملازمان کاروان کربلاست.

سید شهیدان اهل قلم سید مرتضی اوینی

ترسم که شعر سنگ مزارم این شود :

" او جمال یوسف زهرا ندید و رفت... "

 

اللهم عجل لولیک الفرج...

یک شنبه 3 شهریور 1392  8:45 PM
تشکرات از این پست
saeedakh
09303495228
09303495228
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 8721
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:مسافر حرم!

میگن هر جا باشی فقط رو به حرم اینو بگی زیارتت قبول:

السلام علیک یا ابا عبدلله...

السلام علیکم و رحمته الله و برکاته....

پس ما هم از همین اول سلام میکنیم به سردار بی سر....

این وب به عشق امام حسین و اهل بیت ساخته شده....

اینجا برای من یک وبلاگ نیست...اینجا جایی که توش اروم میگیرم....

من کربلا و خیلی دوست دارم....

اما هیچ وقت نرفتم...

حداقل با سلام هر روز من و با نگاه کردن به حرم شاید دل اربابم به رحم اومد و مارو طلبید تا از دست ما راحت بشه.....

خلاصه...

اگر اشکی ریخته شد...

اگر دلی لرزید....

اگر کسی متحول شد بدونه از من نیست...از حسینشه.....

چون فقط من مینویسم...

التماس دعا گدای حسین...

یازهراس

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم اسفند 1391ساعت 22:43  توسط مسافر جامانده  |  آرشیو نظرات

اقایم...

پنجره زیباست اگر بگذارند...

چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند ....

من از اظهار نظر های دلم فهمیدم....

عشق هم صاحب فتواست اگر بگذارند...

 

 

السلام علیک یا صاحب الزمان

السلام علیکم و رحمة الله و برکاته.....

 

صاحب دلم...

دلبر من...

مولای من.....

العفو....

 

یک شنبه 3 شهریور 1392  8:54 PM
تشکرات از این پست
saeedakh nazaninfatemeh montazereagha
09303495228
09303495228
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 8721
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:مسافر حرم!

دلم برای روضه تنگ شده....

یه روضه خوب...

شاید بگم دلم برای محرم تنگ شده.....

محرم............

چه لذتی........

چه عشقیه این محرم..........

دلم برای سیاهی هیئت...

نذری....

سینه زنی...

اشک تنگ شده....

اون روز ها بهترین روز های سال اند....

روز هایی که من جز غم حسینم غم دیگه ای ندارم.....

شبا بیداری....

روزا سینه زنی...

ماتم.....

اه.........

 

دلم برای جنوب...

شلمچه...فکه...طلائیه تنگ شده...

انقدر الوده شدم که نیاز دارم برم جنوب و خودمو پاک کنم.....

پیش داداشام....

ازشون طلب بخشش کنم....

اصلا من 2 ماه سر مزار شهدا نرفتم!!!!!!!!

دلم برای اخلاص تنگ شده....

هوایی پاک میخواهم...

دور از ریا و گناه....

شب زنده داری های منطقه....

روضه های مادر....

خادمی....

دلم برای چفیه انداختن و پا برهنه راه رفتن روی خاکا تنگ شده...

دلم برای سرود های دسته جمعی....

نسیمی جان فضا میاید...

               سوی کرب و بلا میاید....

اه.................

اللهم ارزقنی شفاعة الحسین یوم الورود.....

                                  اللهم ارزقنی توفیق شهادة فی سبیلک..

یک شنبه 3 شهریور 1392  8:55 PM
تشکرات از این پست
saeedakh nazaninfatemeh montazereagha
saeedakh
saeedakh
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 2084
محل سکونت : فارس

پاسخ به:مسافر حرم!

شيعيان فرهنگ عاشورا چه شد
پرچم خون رنگ عاشورا چه شد
کيست تا پرچم به دوش خون کشد
شيعه را از خواب خوش بيرون کشد... آقاسی

دوشنبه 4 شهریور 1392  3:29 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh montazereagha dadagholam
montazereagha
montazereagha
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : تیر 1392 
تعداد پست ها : 700

پاسخ به:مسافر حرم!

http://hamaseh.erfan.ir/sound/imgarticle/40596_1%20Hosein.jpg

ترسم که شعر سنگ مزارم این شود :

" او جمال یوسف زهرا ندید و رفت... "

 

اللهم عجل لولیک الفرج...

پنج شنبه 7 شهریور 1392  12:11 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
nazaninfatemeh
nazaninfatemeh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 81124
محل سکونت : تهران

پاسخ به:مسافر حرم!

اگرچه بر سر کویت غلام حلقه به گوشم
اگرچه وقف تو باشد تمام جوش و خروشم
هزار جهد بکردم که سر خویش بپوشم

نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم

چه قابلی بودت جان که هر نفس نسپارم
چه حاصلی بود ار جان بر این هوس نسپارم
به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم

شمایل تو بدیدم نه عقل ماند و نه هوشم

چنان که نام گران ِ تو بر زبان من آمد
عسل چکید ز شهدی که بر دهان من آمد
حکایتی ز دهانت به گوش جان من آمد

دگر نصیحت مردم حکایتی ست به گوشم

نمانده در دل دیوانه ام به جان تو جانی
نه مانده صبر و قراری نه مانده تاب و توانی
مگر تو روی بپوشی و فتنه باز نشانی

که من قرار ندارم که دیده از تو بپوشم

خراب چشم تو باشد تمام حال و هوایم
سزاست کنج خرابات اگر کنون شده جایم
من رمیده دل آن به که در سماع نیایم

که گر به پای درآیم به در برند به دوشم

برای از تو سرودن چه الکن است زبانم
فدای اشک تو چشمم ، فدای چشم تو جانم
مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم

که از وجود تو مویی بر عالمی نفروشم

به جان من ز فراغت اگر نشسته جراحت
منم که زخم تو بر دل ، منم که مست جراحت
به زخم ِ خورده حکایت کنم ز دست جراحت

که تندرست ملامت کند چو من بخروشم

برای حال و هوای دلم بیا و دعا کن
و تشنه کام غم تشنه کام کرب و بلا کن
مرا مگوی که "هادی"  طریق عشق رها کن

که نیست تاب و توانی که بی تو آب بنوشم

اگرچه در بر دریا شدم اسیر به ساحل
به یاد چشم تو هستم که برده از دو جهان دل
به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل

که گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم

از همه دل بریده ام،دلم اسیر یک نگاست،تمام آرزوی من زیارت امام رضـــــــــاست

پنج شنبه 7 شهریور 1392  12:17 AM
تشکرات از این پست
montazereagha
nazaninfatemeh
nazaninfatemeh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 81124
محل سکونت : تهران

پاسخ به:مسافر حرم!

این محال است گدا از درتان رد بشود

یا خجالت بکشد یا که مردد بشود

 

این محال است فراموش کنی نوکر را

یا که راه کرمت گاه به ما سد بشود

 

یک دم از خانه ی ارباب جدایی...هیهات!

حال و روز سگ اگر خوب اگر بد بشود

 

تو صلاح همه را بهترشان میدانیی

این مهم نیست گدا هرچه بخواهد بشود

 

حاجت ما که بجز کرب و بلا نیست ولی

قسمت این است فقط زائر مشهد بشود

 

این محال است که در لطف شما شک بکنم

تا ابد نیز اگر حاجتمان رد بشود

از همه دل بریده ام،دلم اسیر یک نگاست،تمام آرزوی من زیارت امام رضـــــــــاست

پنج شنبه 7 شهریور 1392  12:19 AM
تشکرات از این پست
kuoroshss montazereagha
09303495228
09303495228
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 8721
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:مسافر حرم!

بسم رب…

{والسابقون السابقون….}

و خدایی که در این نزدیکی است

بنام خدای مدافعان حرم عمه سادات

قلم زدن برای نامتان سنگین است انگار باید یک گام برای دنیا نفس بزنم ؛

نفس که نه درد بزنم .

گاهی فکر میکنم چقدر پای روضه علمدار کربلاء گریستن خوش است

ولی این روزها فهمیدم با وجودتان این روزها بهتر تعبیر می شود .

روزی معجری از روی سری به غارت رفت و عالمی بر هم خورد

اما با وجودتان  فهمیده ام کربلاء زنده است

تا زمانی که نهضت راهیان کربلاء در مدافعان حرم زنده اند.

حرم کجاست!

قطعه ای از گودال جامانده از کربلاء که چه زیبا تاریخ تکرار می شود

اما حیف تارخ معیار ذهن ها است .

ولی نمی دانند که شما فرزندان نهضت آ سید روح ا.. توانستید تاریخ را عوض کنید

و دیگر نگذاشتید عصر عاشورایی تکرار شود و آتشی به خیمه کربلاء به بلاء افتد.

شما ثابت کردید که اصحاب آخر الزمانی ارباب خویش هستید

اما حیف حاشا و کلا گه نمی توان بال گشود و همراهتان پرواز کرد چه زیبا پرواز کردید .

آسمان قسمت شماها بود و انگار سهم آسمان بود نه زمین!

بال گشودید و رفتید ولی حاشا و کلا به خودم هنوز وجودم مرا می خواند و صدایم می کند .

کاش کمیل خواندنتان مرا هم می خواند کاش این منتقم خواندنتان مرا هم میخواند…

آری کاش می شد همسفران جنت العلی شماها می شدم

آه هوای این شهر این روزها گرفته است و مردمان شهرم به رنگ تزویر و ریا اند

ولی خوش به حالتان!

شماها که غیرتتان را بر کف دستتان گرفتید

و آسمانی شدید این آتش که بر کف دستتان بود

چه زیبا صدا زد نفس را{یا ایها النفس المطمئنه }

و چه زیبا شنیدن ملائک ا… نجوایتان را..

که فردای قیامت گواه می دهند

و صدایتان کرده و خواهند گفت: { وبشر المقاومین علی ا..}

و جوابتان گواه این نفس دائمان پر گناهم خواهد شد

بوی مادریتان مرا مست می کند گاهی فکر می کنم  این روزها آیا تکرار می شود

و من نیز در زیر بیرق اسلام مبارزه علیه کفر مطلق به فیض زیارت ا… می رسم!!

به پایان سطرهای مقاومتم را از جمله یک سردار گم نام روزهای مقاومت رقم خواهم زد

تا شاید شفیع این قلم های پر گناه من باشد….

{بگذارید آیندگان گواه باشند که وعده خداوند حق خواهد بود

و این وعده چیزی جز این آیه شریفه قران نخواهد بود…}

( وعده الله الحق وفحزب الله هم الغالبون)

به امید گرفتن انتقام سیلی مادر

به امید بازسازی بقیع

به امید گرفتن انتقام خون مظلومان

من اسیر کرم گل پسر فاطمه هستم

                                حسنی ام بنویسید بروی کفنم

                             یا زهراء(سلام الله علیها)…ام الشهداء

مسافر کربلاء

پنج شنبه 7 شهریور 1392  9:38 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh montazereagha
09303495228
09303495228
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 8721
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:مسافر حرم!

کرببلا؟.........

کاش خونه ام کنار خونه ای شاه کرم بود

محرم ؟.............

میکده؟....................

ساقی؟..........................

عطش؟....

غریب؟...............

بی سر ؟.......................

نیزه؟.....................

خون؟.............................

راه تو خون می طلبد مرد کیست؟

پنج شنبه 7 شهریور 1392  9:40 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh montazereagha
09303495228
09303495228
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 8721
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:مسافر حرم!

دوست دارم بگم ، بازم بگم

از خودم بگم ، از عشقم بگم

از اونیکه دوسش دارم

آره از حامدم بگم !

حامد جان دوست دارم خیلی زیاد

می دونم دوسم داری خیلی زیاد

اما من دوست دارم بیشتر از تو

می دونم که اینو نمی دونی تو

می دونی می خوام برات من چی بگم ؟

از اون روزی که اشک تو چشات جمع شده بود !

لحظه ی سختی بود دیدن اشک چشم تو

کاشکی چشمام درمیومد نمی دیدم

عزیز من مردم اون روز تو چشات

ولی باز زنده شدم با خنده هات 

 

شنبه 9 شهریور 1392  6:47 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh montazereagha
09303495228
09303495228
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 8721
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:مسافر حرم!

گنبدت از هر کجای شهر سوسو می کند

دست هر آشفته ای را پیش تو رو می کند

در لباس خادمان مهربانت، آفتاب

صبح ها، صحن حرم را آب و جارو می کند

ماه هر شب کنج بست "شیخ حر عاملی"

یاد معصومیت آن بچه آهو می کند

یاد معصومیت آن بچه آهو ...یاد تو

کوچه های شهر را لبریز "یا هو " می کند

باد، هم مثل نگهبان درت... بدو ورود

غصه را از شانه های خسته، پارو می کند

عطر نابی می وزد از کوچه باغ مرقدت

هر که می آید حرم ... این عطر را بو می کند

×××

...خادمی می گفت که... آقا به وقت بدرقه

دست زائر را پر از گل های شب بو می کند

شنبه 9 شهریور 1392  6:47 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh montazereagha
montazereagha
montazereagha
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : تیر 1392 
تعداد پست ها : 700

پاسخ به:مسافر حرم!

یا رب زکرم نمای روشن دل ما                            در هردو جهان باز نما مشکل ما

قسمت بنما به کاظمین و زنجف                            تا ان که شود به کربلا منزل ما

ترسم که شعر سنگ مزارم این شود :

" او جمال یوسف زهرا ندید و رفت... "

 

اللهم عجل لولیک الفرج...

یک شنبه 10 شهریور 1392  5:14 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها