0

با آمدنت می شود این عید، خجسته

 
shokoofeh
shokoofeh
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : آبان 1389 
تعداد پست ها : 952
محل سکونت : البرز

با آمدنت می شود این عید، خجسته

 

رسول ضمیران

چندی است که بغضی به دلم سخت نشسته*
آن قاب که تصویر تو را داشت شکسته

هر چند تو رفتی دل من باز کماکان
زانو زده یک گوشه و آرام نشسته

ای کاش بیایی و کنارم بنشینی
امید حیاتم به قدم های تو بسته

چشمان تو صیاد، منم صیدِ پریشان
افتاده به دامت دل بیچاره و خسته

رفتم غزلی باز برایت بسرایم
اما چه کنم رشته ی افکار گسسته

پایان بده دیگر به زمستان سیاهم
با آمدنت می شود این عید، خجسته

 

آیات غمزه

قوم من ترنج را با پوست می خورند

 راستی! کسی زلیخا را ندیده است؟

شنبه 1 تیر 1392  12:04 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها