0

تنهایی

 
titishjun
titishjun
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : مهر 1391 
تعداد پست ها : 71
محل سکونت : خراسان جنوبی

تنهایی

با سلام.تا به حال شده که توی تنهایی یه احساسی بهتون دست بده؟؟؟مثلاً شما تنها تو خونه این و هیچ کی نیست ولی یه صداهایی رو می شنوین ، تا حالا شده.

 

برای مثال خودم چند وقت پیش توی خونه تنها بودم همه رفته بودن بیرون توی اتاق که بودم صدای نفس هایی رو توی حال می شنیدم.

سه شنبه 7 خرداد 1392  11:29 PM
تشکرات از این پست
AliFanoodi tahmores nooora rashon farshon 09303495228
AliFanoodi
AliFanoodi
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 17248
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:تنهایی

آره منم توی بچبگیا توی حال کنار مامانم می خوابیدم کناز در اتاق بودم.نصف شب که بیدار می شدم فکر می کردم یکی داره کلیک می کنه.رفتم توی اتاق نگاه کردم ولی چیزی نبود.چند بار تا به حال این جوری شدم انگار یکی نصف شب پای کامپیوتر باشه.

یادمه تو زمان بچّگیا علاقه ی زیادی به ته دیگی سیب زمینی داشتم.گاهی اوقات شبا که بیدار می شدم پشتی کنارمو یک ته دیگی بزرگ سیب زمینی می دیدم ولی وقتی دستمو می بردم جلو که بخورمش پشتی می شد.اعصابم خورد می شد.

هی گنه کرديم و گفتيم خدا مي بخشد...
عذر آورديم و گفتيم خدا مي بخشد...
آخر اين بخشش و اين عفو و کرامت تا کي...!!!
او رحيم است ولي ننگ و خيانت تا کی...!!!
بخششي هست ولي قهر و عذابي هم هست...
آي مردم به خدا روز حسابي هم هست...
زندگي در گذر است...
آدمي رهگذر است....
زندگي يک سفر است....
آدمي همسفر است...
آنچه مي ماند از او راه و رسم سفر است...
 
"رهگذر ميگذرد"
سه شنبه 7 خرداد 1392  11:33 PM
تشکرات از این پست
tahmores nooora rashon 09303495228
tahmores
tahmores
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 11998
محل سکونت : همین گوشه کنار

پاسخ به:تنهایی

با سلام  منم   یکی دوبار صدای در شنیدم 

یه بار مامانم رفته بودن پارکینگ درو باز گذاشته بودن  بعد صدای پا شنیدم  داد زدم کیه ؟؟کسی جواب نداد

صدای پا نزدیک میشد پتو کشیدم رو سرم که موهام پیدا نشه  چند بار با داد مامانمو صدا زدم صدای پا تند شد یه دفعه در اتاقم باز شد  

  داشتم سکته میکرد چشمامو بستم جیغ زدم که یه نفر کمکم کنه اتاق ساکت شد چشمامو با زکردم

دیدم بچه همسایمونه  اومده من دیکته بگم داره تو چشای من نگاه میکنه  به خودم اودم دیدم پتو کشیدم رو سرم

چهارشنبه 8 خرداد 1392  12:12 AM
تشکرات از این پست
nooora 09303495228 AliFanoodi rashon
nooora
nooora
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 447
محل سکونت : تهران

پاسخ به:تنهایی

سلام

بله منم چند بار تو تنهایی صداهایی رو تو خونه شنیدم و فکر میکنم این بیشتر به خاطر مشغول بودن ذهن انسانها و فکرو خیالیه که میکنند،

اگه سعی کنیم همیشه به یاد خدا باشیم و مخصوصا تو تنهاییمون ذکر و صلوات بفرستیم، این ترس و فکر و خیال ازمون دور میشه.

من چند بار که صدا شنیدم و ترسیدم، چشمامو بستم و صلوات فرستادم تا آروم شدم، خیلی زود اثر میکنه.

¯°•º¤¤º•°¯
رنگین کمان پاداش کسی است که تا آخرین قطره زیر باران می ماند

¯°•º¤¤º•°¯

  تماشاخانه اسعدی                                  

  

ツ tค๓คŞhค khคຖē ツ                                                                                                              

 

چهارشنبه 8 خرداد 1392  1:24 AM
تشکرات از این پست
09303495228 AliFanoodi tahmores rashon
rashon
rashon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 1310
محل سکونت : هویزه

پاسخ به:تنهایی

چگونه ترس را از زندگی خود بیرون کنیم

 

اغلب ما به ذهن خود اجازه می دهیم به افکار منفی بیشمار بپردازد و آن ها را شرح و بسط دهد. ترس های ناشی از آن ها نیز مانند همین افکار منفی، بیشمار هستند. ما از بیماری ها می ترسیم، از پیری می ترسیم، از تنهایی، از عدم امنیت، از مورد تمسخر واقع شدن، از مرگ، فقر، تصادف، روح و موارد بسیار دیگری. برخی از ترس ها منطقی و صحیح هستند و برخی دیگر بی پایه و اساس اند. این ترس ها از هر نوعی که هستند، منطقی یا غیر منطقی، اگر شما شهامت خود را فراخوانید و مستقیماً با آن ها رو به رو شوید، به مرور رنگ می بازند و در نهایت از بین می روند.

 

ترس هایتان را همانند یک پشه بدانید. یک پشه به تنهایی ترسناک نیست. اما اگر در مقابل یک شمع قرار گیرد، می تواند سایه ای بزرگ بر دیوار بیاندازد که مانند هیولایی خونخوار به نظر می رسد. درحالی که منشاء این ترس تنها پشه ای است که ترسیدن از آن می تواند شما را به خنده وادارد. اگر با ترس های خود رو به رو شوید، در بسیاری از موارد خواهید دید که به دلیلی به کوچکی یک پشه، ترس بزرگ و عمیقی در خود پدید آورده اید.


 

ذهن خود را از افکار شجاعانه پر کنید. با این کار هیچ جایی برای ترس ها باقی نمی گذارید و در نتیجه تصمیماتی شجاعانه می گیرید. شهامت فقدان ترس نیست، بلکه غلبه بر آن است. ترس چیزی است که بین شما و رویاهایتان قرار می گیرد. به جای دیدن احساس ترس، به ماورای آن یعنی رویاهایتان نگاه کنید. با وجود احساس ترس، باز هم به جلو حرکت کنید. ایمان داشته باشید و این کار را بکنید. ایمان شما هیچ گاه شما را ناامید نمی سازد.

چهارشنبه 8 خرداد 1392  1:41 AM
تشکرات از این پست
AliFanoodi tahmores
farshon
farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 43957
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:تنهایی


نقل قول titishjun

با سلام.تا به حال شده که توی تنهایی یه احساسی بهتون دست بده؟؟؟مثلاً شما تنها تو خونه این و هیچ کی نیست ولی یه صداهایی رو می شنوین ، تا حالا شده.

 

برای مثال خودم چند وقت پیش توی خونه تنها بودم همه رفته بودن بیرون توی اتاق که بودم صدای نفس هایی رو توی حال می شنیدم.

خیربرای من ه پیش نیومده احتمالا"آن صداهایی روهم که شنیده ایدمربوط به اجنه هابوده است.


مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

چهارشنبه 8 خرداد 1392  8:40 AM
تشکرات از این پست
09303495228 AliFanoodi tahmores rashon
09303495228
09303495228
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 8721
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:تنهایی

برا منم چندبار پپیش اومده

زمانی که تنهام احساس میکنم گوشم زنگ میزنه

چهارشنبه 8 خرداد 1392  10:07 AM
تشکرات از این پست
AliFanoodi tahmores farshon rashon
farshon
farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 43957
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:تنهایی

من موقعیکه تنهاهستم گوشم  یکی اززنگهای موبایل رومیزنهsmiley

مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

شنبه 1 تیر 1392  10:05 AM
تشکرات از این پست
rashon tahmores
amir83610
amir83610
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1390 
تعداد پست ها : 995
محل سکونت : تهران

پاسخ به:تنهایی

تنهایی خیلی بده تو اسلام هم خیلی نفی شده

شنبه 16 شهریور 1392  12:16 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها