0

بهلول ودزد

 
hossein75
hossein75
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : بهمن 1391 
تعداد پست ها : 408
محل سکونت : مرکزی

بهلول ودزد

گویند روزی بهلول کفش نو پوشیده بود . داخل مسجدی شد تا نماز بگذارد . در آن محل مردی را دیدکه به کفشهای او نگاه می کند. فهمید که طمع به کفش او دارد . ناچار با کفش به نماز ایستاد .

دزدگفت: با کفش نماز نباشد . بهلول گفت: اگر نماز نباشد کفش باشد!

یک شنبه 22 بهمن 1391  8:50 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها