پاسخ به:عاشقان امام رضا
چه اشتياقي دارد زائر براي پيوستن به تو .. دلش پر ميکشد اما پايش نميرود... نگاه ميکند به آن همه عظمت و ميگويد: خداوندا به من اجازه ميدهي پا پيش گذارم؟ يا رسو ل الله اجازه مي دهي ؟ اجازه مي دهند ملائک ؟ وقلبش مطمئن است از جواب اجازه و جواز پيش آمدن به سمت رضا عليه السلام يا سريع الرضا به حق رضا عليه السلام مرا پذيرا باشد ادخلوها بسلام آمنين
تنها امید خلق جهان یابن فاطمه ای منتهای آرزوی اولیاء بیا
بالا گرفته ایم برایت دو دست را ای مرد مستجاب قنوت و دعا بیا
برای ظهورش صلوات........ اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم
چشمم به هیچ پنجره رغبت نمی کند
جز با کبوتران تو قسمت نمی کند
السلام و علیک یا علی بن موسی الرضا
پلک خورشید به فرمان تو بر می خیزد
صبح ، از سمت خراسان تو بر می خیزد
نور ، هر صبح می افتد به در خانه ی تو
بعد از گوشه ی چشمان تو برمی خیزد
یک بلیط باز یک حال عجیب پر شده از رنگ حرم رنگ یک اذن ورود رنگ یک گنبد زرد هر حیاطی یک حوض پر ز آب کوثر و وضو بر لب حوض باز هم اذن ورود یک قدم تا مقصود در همین حین میان رویا ناگهان بغض مرا می گیرد گویی انگار مشرف شده ام به خودم می آیم چند روزی به سفر هست هنوز …
. تا که بر گنبد تو دیده ام از دور افتاد ناگهان بر دل آلوده ی من شور افتاد اولین بار که دیدم حرمت را گفتم ای سلیمان به سرایت گذر مور افتاد
اى کاش حرم بودم و مهمان تو بودم مهمان تو و سفره احسان تو بودم یک عمر گذشت و سر و سامان نگرفتم اى کاش فقط بى سر و سامان تو بودم تا چشم گشودم به دلم مهر تو افتاد زان روز چو آهوى بیابان تو بودم طوفان عجیبى است غم عاشقى تو چون موج اسیر تو و طوفان تو بودم اى گنبد عشق ، منِ خسته دل اى کاش چون کفتر پربسته ایوان تو بودم یک پنجره فولاد دلم تنگ تو آقاست اى کاش که زوار خراسان تو بودم .
باید همه به سمت شما رو بیاورند دلها به لب ذکر هوالهو بیاورند باید که جن و انس و تمام ملائکه ایمان به دست ضامن آهو بیاورند با تار مویتان که برابر نمی شود گیرم هزار خرمن گیسو بیاورند خسته ، شکسته ام و به سختی رسیده ام پشت درم بگو که مرا تو بیاورند
پدرم گفت اگر خادم این خانه شوی همه زندگی و آخرتت تضمین است از خدا خواسته ام تا بشوم بیمارت بس که داروی شفاخانه تو شیرین است
خراسان میدهد بوی مدینه/ خراسان کوه غم دارد به سینه خراسان را سراسر غم گرفته/ در و دیوار آن ماتم گرفته شهادت امام رضا(ع) تسلیت باد
با نام رضا به سینه ها گل بزنید با اشک به بارگاه او پل بزنید فرمود که هر زمان گرفتار شدید بر دامن ما دست توسل بزنید
عاقبت از زهر مأمون پاره شد قلب رضا در میان حجرۀ در بسته میزد دست و پا گه جوادش را گهی معصومه را میزد صدا داغ او تا صبح محشر بر دل سوزان ماست شهادت امام رضا ( ع ) تسلیت باد
بر در دوست به امید پناه آمدهایم همره خیل غم و حسرت و آه آمدهایم چون ندیدیم پناهى به همه مُلک جهان لاجرم سوى رضا بهر پناه آمده ایم
بیا از مدینه ای نور چشمان ترم بین که از زهر جفا پاره شد این جگرم چشم من مانده به در کجایی ای جواد من ای عزیز دل من بیا برس به داد من
*
امروز که سر بر حرمت می آیم انگار تمام عشق کامل شده است ای ضامن آهو ! به غریبی سوگند دل کندن از این ضریح مشکل شده است
کوثر اشک من از ساغر و پیمانه توست دل آتش زدهام شمع عزا خانه تـوست جگر سوخته خاکستر پروانه تـوست شعلههای دلم از آه غریبـانه تـوست