0

خون اصغر آسمان را سیر كرد

 
hasantaleb
hasantaleb
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1387 
تعداد پست ها : 58933
محل سکونت : اصفهان

خون اصغر آسمان را سیر كرد

بلبلان چهچه زماتم می‌زنند

روز وشب از كربلا دم می‌زنند

 

هر نظر بر غنچه‌ای تر می‌كنند

یادی از غوغای اصغر می‌كنند

 

گفت: بابا! بی برادر مانده ای؟

بی كس و بی یار و یاور مانده‌ای؟

 

گر تو تنهایی بگو من كیستم؟

اصغرم اما نه! اصغر نیستم

 

خیز و اسماعیل را آماده كن

سجده ی شكری بر این سجاده كن

 

ای پدر حرف مرا در گوش گیر

خیز و این قنداقه در آغوش گیر

 

خیز و با تعجیل میدانم ببر

بر سر نعش شهیدانم ببر

 

تشنه ام اما نه بر آب فرات

آب می‌خواهم ولی آب حیات

 

آب در دست و كمان دشمن است

تیر آن نامرد احیای من است

 

آتش اقیانوس را آواز داد

آخرین ققنوس را پرواز داد

 

خون اصغر آسمان را سیر كرد

خواب زینب را چه خوب تعبیر كرد

 

زینب آیا سر به محمل می‌زند؟

كاروان را زخم بر دل می‌زند؟

 

غنچه می بینم دلم پر می زند

بوسه بر قنداق اصغر می زند

 

 "زنده یاد حاج محمدرضاآقاسی"

 

چهارشنبه 1 آذر 1391  3:19 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها