خون اصغر آسمان را سیر كرد
چهارشنبه 1 آذر 1391 3:19 PM
![]() |
|
|
بلبلان چهچه زماتم میزنند |
|
|
روز وشب از كربلا دم میزنند |
|
|
هر نظر بر غنچهای تر میكنند |
|
|
یادی از غوغای اصغر میكنند |
|
|
گفت: بابا! بی برادر مانده ای؟ |
|
|
بی كس و بی یار و یاور ماندهای؟ |
|
|
گر تو تنهایی بگو من كیستم؟ |
|
|
اصغرم اما نه! اصغر نیستم |
|
|
خیز و اسماعیل را آماده كن |
|
|
سجده ی شكری بر این سجاده كن |
|
|
ای پدر حرف مرا در گوش گیر |
|
|
خیز و این قنداقه در آغوش گیر |
|
|
خیز و با تعجیل میدانم ببر |
|
|
بر سر نعش شهیدانم ببر |
|
|
تشنه ام اما نه بر آب فرات |
|
|
آب میخواهم ولی آب حیات |
|
|
آب در دست و كمان دشمن است |
|
|
تیر آن نامرد احیای من است |
|
|
آتش اقیانوس را آواز داد |
|
|
آخرین ققنوس را پرواز داد |
|
|
خون اصغر آسمان را سیر كرد |
|
|
خواب زینب را چه خوب تعبیر كرد |
|
|
زینب آیا سر به محمل میزند؟ |
|
|
كاروان را زخم بر دل میزند؟ |
|
|
غنچه می بینم دلم پر می زند |
|
|
بوسه بر قنداق اصغر می زند |
|
"زنده یاد حاج محمدرضاآقاسی" |