0

حسینیه

 
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:حسینیه

حجت الاسلام نیّر تبریزی

امام حسین(ع)-مناجات

 

چون تیر عشق جا به کمان بلا کند

اول نشست، بر دلِ اهل ولا کند

در حیرتند خیره سران از چه عشق دوست

احباب را به بند بلا مبتلا کند

بیگانه را تحمل بار نیاز نیست

معشوق، ناز خود همه بر آشنا کند

تن پرور از کجا و تمنّای وصل دوست

دردی ندارد او که طبیبش دوا کند

آن را که نیست شور حسینی به سر ز عشق

با دوست کی معامله‌ی کربلا کند

یک باره پشت پا به سرِ ماسوا زند

تا زان میان از این همه خود را سوا کند

آری کسی که کشته‌ی او این بُوَد سزاست

خود را اگر به کشته‌ی خود خون بها کند

باللّه اگر نبود خدا خون بهای او

عالم نبود در خورِ نعلین پای او

یک شنبه 5 آذر 1391  5:21 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:حسینیه

پیمان طالبی

امام حسین(ع)-مناجات محرمی

  

آن خدایی که شما را به دو عالم بخشید

از زیادی گلت نیز به مریم بخشید

طلب آب هر آن کس که از این درگه کرد

صاحب خانه به او چشمۀ زمزم بخشید

ای گران قدر! ندانست کسی قدر تو را

بس که دست تو به ما رزق فراهم بخشید

شب میلاد تو مادر به همه عیدی داد

و به ما سینه زنان خیمه و پرچم بخشید

کرمی را که به آن حاتم طایی شهره ست

شیرخوار تو کرم کرد و به حاتم بخشید

کربلایی نشده! راه گدایی این نیست

عیب از توست اگر دوست به تو کم بخشید

بالحسین رمضان کار خودش را کرد و

آخرش شاه مرا ماه محرم بخشید

پیرمردی وسط روضه مان گفت حسین-

-من نگفتم، ولی ارباب مرا هم بخشید!



 

یک شنبه 5 آذر 1391  5:21 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:حسینیه

غلامرضا سازگار

امام حسین(ع)-مناجات محرمی

 

زمـانِ نـامتناهـی همـان محـرّم تـوست

تمـام مُلک خداونـد زیـر پرچـم تـوست

اگر که سیل سرشکم وجود را برده است

خدا گواست که روز عزای تو، کم توست

به عرصه‌ای که خدا خونبهای توست حسین!

بهشت، قیمت یک قطره اشک ماتم توست

چگونه کشته بخـوانم تـو را که می‌بینم

هنـوز مکتب اسلام، زنـده از دم تـوست

روا بـوَد کـه همیشـه نمـاز، بوسـه زنـد

به وقت سجده به مهری که خاک مقدم توست

اگــر ولادت شیعــه غـدیــر بـود اول

ولادت دگـــرش اوّلِ محــرّم تــوست

چـه قابـل اسـت تـو را خـاتم سلیمـانی

تمـام وحی خداونـد، نقش خـاتم توست

نبـی نبـودی و بـر تــو کتـاب نـازل شد

شکاف سینۀ خونین، کتاب محکم توست

اگـرچـه اهـل نمـازیم و اهـل روزه ولـی

نماز و روزه و خمس و زکات ما غم توست

از آن ز گـلشن سبز بهشت، سبـزتر است

که اشک، آب گوارای نخل «میثم» توست



 

یک شنبه 5 آذر 1391  5:21 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:حسینیه

ناهید قبادی

امام حسین(ع)-مناجات

 

من همنشین دردم و مهمان هیئتم

من هم یکی ز خیل محبان عترتم

تو رحمت وسیع خدایی امام عشق

من ریزه خوار دائمی خوان رحمتم

یک آرزو میان دلم بی نتیجه ماند

آن هم زیارت است که گردیده حسرتم

روزی شبیه روز تو در روضه ها نبود

من داغدار این همه ذکر مصیبتم

خاک تمام عالم امکان برای غیر

مشتاق مشت کوچکی از خاک تربتم

بر روی قبر من بنگارید این سخن

من کشتۀ غریبی ارباب محنتم



 

یک شنبه 5 آذر 1391  5:22 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:حسینیه

مهدی صفی یاری

امام حسین(ع)-مناجات محرمی

 

ما را نوشته اند گدا دور خیمه ات

ما را رسانده است خدا دور خیمه ات

یکسال منتظر نشستم و اشکم روانه بود

در آرزوی ماه عزا دور خیمه ات

هر سال اجر حج تمتع به من رسید

گشتم هزار مرتبه تا دور خیمه ات

امسال هم بیا و  دلم را مقیم کن

ارباب، سیدالشهدا دور خیمه ات

ای کعبۀ امید، ندارد خدا وکیل

حتی بهشت قدر و بها دور خیمه ات

بازار مصر هم چو تو یوسف ندیده است

عیسی نشسته بهر شفا دور خیمه ات

ای کاش جان من ز تنم پَر کشیده بود

در بین روضه های شما دور خیمه ات

ماه محرم است دلم سال ها نشست

در آروزی کرببلا دور خیمه ات



 

یک شنبه 5 آذر 1391  5:22 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:حسینیه

سید مجتبی ربیع نتاج

امام حسین(ع)-مناجات محرمی

 

سلام بر بدن تو سلام بر سر تو

سلام بر لب خشکیده و مطهر تو

به بوسه گاه گلویت و بوسه ی جدت

سپس سلام به رگ های پاک حنجر تو

به تار و پود سیاه لباس گریه کنان

تمام این دهه ی جانگداز آخر تو

فقط سلام که عرض ارادتی باشد

خدا کند برسد از دلم به محضر تو

سلام های مکرر نثار جسمت، بر

هزار و نهصد و پنجاه جای پیکر تو

سلام من به تو و اضطراب چشمانت

به خیمه های فروزان در برابر تو

سلام من به تو و " مادر " و به اجدادت

سپس سلام به " پیراهن " معطر تو

سلام من به تو و نیزه ای که خم گردید

ادب نمود به بانوی ما، به دختر تو

سلام من به علی اکبر و حبیب و زهیر

و صد سلام به سقای ماه منظر تو

اگر به محضر خواهر سلام من برسد

بگو:  " فدای تو و تار و پود معجر تو"

یک شنبه 5 آذر 1391  5:22 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:حسینیه

محمد سهرابی

امام حسین(ع)-مناجات

 

دلبر آن است که خون ریزد و تاوان ندهد

یا اگر هم بدهد خون عزیزان ندهد

ای که در کشتن ما هیچ مدارا نکنی

بکش امروز که جز تیغ تو فرمان ندهد

گفته بودم که شوم مَحرم این خانه، نشد

چه توان کرد؟ حسین است و ره آسان ندهد

زخم اگر نیست به دل، گریه ندارد نمکی

بی نمک را سر این سفره کسی نان ندهد

هر که خالی شود از خویش دهد شور نشور

هیچ کس شور ز دل هم چو نمکدان ندهد

شهر ری مملکت توست به جان تو قسم

کس خراج سر زلف تو به جز جان ندهد

عشقم این است که من خانه به ری ساخته ام

گریه هر جا که کنم لذت تهران ندهد

صله ها داده ام از اشک به دربان حسین

گر چه گویند گدا باج به سلطان ندهد

بر حذر باش که در حشر به نی جا نکنی

سعی کن مادرت از دیدن تو جان ندهد

بَلَدُ الله من آن دیده ی فتان شماست

ابرویت گر چه امانی به ضعیفان ندهد

هر قدر شور گرفتید حلال دمتان

لیک شوری اثر ذکر حسین جان ندهد



 

یک شنبه 5 آذر 1391  5:23 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:حسینیه

عباس خوش عمل کاشانی

امام حسین(ع)-مناجات

 

دل مردان خدا راست ز نور تو حیات

 یا قتیل العبرات

 شده محکم ز مناجات تو ارکان صلات

 یا قتیل العبرات

 بابی انت و امی گل گلزار رسول

 راحت جان بتول

 مرتضی سیرت و صورت حسن و حمزه صفات

 یا قتیل العبرات

 ما ز نور تو رسیدیم به سر منزل عشق

 ای قرار دل عشق

 چون تو مصباح هدی هستی و کشتی نجات

 یا قتیل العبرات

 گوش دل قصه ی جانسوز تو روزی که شنید

 خونم از دیده چکید

 که لب تشنه شدی کشته لبِ آب فرات

 یا قتیل العبرات

 نوه ی احمد مختار یل بدر و حنین

 سیدالعشق حسین

 یافت از خون تو و اهل تو اسلام ثبات

 یا قتیل العبرات

 شده جاوید از ایثار تو کانون شرف

 پسر شاه نجف

 زنده ای در همه اعصار و نداری تو ممات

 یا قتیل العبرات

 چو شدی کشته و خونت همه بر خاک چکید

 لاله از خاک دمید

 لاله ای آبروی باغ بهشت و روضات

 یا قتیل العبرات

 می فرستند ملائک همه از عرش برین

 همره روح الامین

 به تو و بر پدر و مادر و جدت صلوات

 یا قتیل العبرات

 «خوش عمل» رخت عزا بر تن و گِریَد شب و روز

 با دل شعله فروز

 بنما بر دل سرگشته ی او راه نجات

 یا قتیل العبرات

***

یک شنبه 5 آذر 1391  5:23 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:حسینیه

حسن كردی

امام حسین(ع)-مناجات محرمی

 

روضه شروع شد دل ما را بیاورید

سرمایه ام سلاح بکا را بیاورید

یک سال می شود که پرم وا نمی شود

دستم به آسمان تو بالا نمی شود

یک سال می شود که دلم خاک خورده است

این چشم خشک راه به جایی نبرده است

حالا شروع تازه برایم فراهم است

 (تحویل سال سوخته گان از محرم است)

پرواز عشق با پر گریه میسر است

توبه به پای روضه اگر شد چه بهتر است

تعلیم درس عشق که در روضه می شود

بالاتر از مکاتب صد حوزه می شود

این عشق پر بهاست به عالم نمی دهم

من طعم چای روضه به زمزم نمی دهم

اینجا فرشته های خدا صف کشیده اند

هر قطره قطره اشک شما را خریده اند

این لحظه ها چقدر پر از نور می شویم

چه ساده از عذاب خدا دور می شویم

دلتنگ روضه هستم و دلتنگ کربلا

با گوشۀ نگاه بفرمابزن مرا

یک شنبه 5 آذر 1391  5:24 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:حسینیه

رضا فراهانی

امام حسین(ع)-مناجات محرمی

 

ماه اندوه و ماتمی دیگر

می شود باز سفره ی روضه

باز، رزق فراهمی دیگر

باز دارد هوای چشمانم

حال باران نم نمی دیگر

شور عشق تو بسکه شیرین است

نیست با آن مرا غمی دیگر

غم تو جنس دیگری دارد

عالمت هست عالمی دیگر

داروی درد بی دوا، نامت

گریه ی بر تو مرهمی دیگر

بوده دستم به بیرقت عمری

نروم پای پرچمی دیگر

هر که تر دامن است و آلوده

می شود با تو آدمی دیگر

تا بمیرم ز داغ عاشورا

فرصتم ده، فقط کمی دیگر

***

یک شنبه 5 آذر 1391  5:25 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:حسینیه

امیر عطاءاللهی

امام حسین(ع)-مناجات شب تاسوعا

 

نزدیک نه شب است که ما آه می کشیم

در ماتم عزای شما آه می کشیم

با سوز سینه ای که عطا کرده ای به ما

همراه اهل ارض و سما آه می کشیم

بر تن نموده ایم لباس عزایتان

خوشنود کرده فاطمه را آه می کشیم

یا در عزای اعظمتان گریه می کنیم

یا بغض می کنیم وَ یا آه می کشیم

از آن زمان که چشم به عالم گشوده ایم

با نام سیّدالشهدا آه می کشیم

گر حج کربلا بشود رزق سال ما

آنجا میان سعی و صفا آه می کشیم

در روز حشر سینه زدن باز هم به پات

دم می دهیم خون خدا آه می کشیم



 

یک شنبه 5 آذر 1391  5:26 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:حسینیه

ولی الله کلامی زنجانی

امام حسین(ع)-مناجات

 

پسر فاطمه دل را طلب آموخته ای

معرفت بر عجم و هم عرب آموخته ای

در کلاسی که گشودی به شب عاشورا

عارفان را تو مناجات شب آموخته ای

داده ای دل به خدا تا همه دل بر تو دهند

بر مریدان محبت ادب آموخته ای

کربلا مدرسه عشق و تو استاد بزرگ

درس غیرت به زهیر و وهب آموخته ای

تو چگونه بشری ای پسر ختم رسل

بر ملک گفتن "سبحان رب" آموخته ای

شامیان تیغ کشیدند و نمی دانستند

نطق بر زینب والا نسب آموخته ای

سایۀ خون تو بالای سر زینب بود

شیوۀ معرفت او را عجب آموخته ای

مرگ بر غصه، به خواهر تو چه گفتی که بگفت

"ما رایت الا جمیلا"، طرب آموخته ای

سنگ می زد به سرت خصم و لبت می خندید

صبر بر شیعه به حال غضب آموخته ای

ذلت از منزلت هاشمیان می کاهد

همه را عزت پر تاب و تب آموخته ای

داغ بر لاله تو خونین جگر انداخته ای

خنده  بر غنچه تو خشکیده لب آموخته ای

نفس اگر هست سبب سوز، سبب سازی تو

ای مسبب دل ما را سبب آموخته ای

خلق  بیگانه به راحت طلبی می نازد

تو به یاران تعبد تعب آموخته ای

ساربان نیز گدا بود که انگشتر برد

خود تو این بخشش خاتم ز أب آموخته ای

دل(کلامی) بکن از مردم اغیار بخوان

آن دعایی که به ماه رجب آموخته ای



 

یک شنبه 5 آذر 1391  5:26 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:حسینیه

محمد رسولی

شام غریبان

  

رویِ نِی مویِ تو در باد رها افتاده

در فضا رایحه‌ای روح‌فزا افتاده

سر تو می‌رود و پیکر تو می‌ماند

از هم آیاتِ وجودِ تو جدا افتاده

آتش آن نیست که در خرمن پروانه زدند

آتش آن است که در خیمۀ ما افتاده

دم گودال دلم ریخت که انگشتت کو؟

حق بده خواهرت اینگونه ز پا افتاده

عاقبت دید رباب آنچه نباید می‌دید

آنقدر زار زده تا ز صدا افتاده

من به میل خود از اینجا نروم، میبَرَدَم

تازیانه که به جانِ تن ما افتاده

می شمارم همه طفلان حرم را دائم

وای که دخترکت باز کجا افتاده؟

زجر رفته ست سراغش که بیارد او را

آمد اما به رویش پنجه به جا افتاده

هق هقش پاسخ من شد که از او پرسیدم

دو سه دندانِ تو ای عمه چرا افتاده؟

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 5 آذر 1391  5:26 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:حسینیه

علی انسانی

شام غریبان

 

دردها هست، ولی فرصت گفتاری نیست
عازمم قافله را قافله سالاری نیست
بگذارید بمانم به برش یک امشب
تا نگویند بر این کشته عزاداری نیست
پای یک طفل نبینی که پر از خون نشده
دیده بگشا که به باغت گل بی خاری نیست
بر تو هر زخم تنت گریه کند گریۀ خون
کس نگوید زغمت دیدۀ خونباری نیست
غم اطفال فراری به بیابان چه خوری
عمه با ماست نگویی که مددکاری نیست
آفتاب و عطش و داغ، همه سوزان لیک
 غیر تَب بر سر بیمار، پرستاری نیست



 

یک شنبه 5 آذر 1391  5:27 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:حسینیه

میلاد یعقوبی

حضرت زینب(س)-عصر عاشورا

 

باور نمی کنم سر نیزه سرت بُود

این تکه پاره ها به زمین پیکرت بُود

باید کفن به وسعت صحرا کنم تو را

هر جا نظاره میکنم بدن اطهرت بُود

باور نمی کنم که تو باشی برادرم

تنها میان دشمن دون خواهرت بُود

حالا که روی نیزه شدی پس نگاه کن

باران خنجر است که بر حنجرت بود

باور نمی کنم که به انگشت ساربان

ای جان من فدای تو انگشترت بُود

حتی ز خواهرت تو مکن این سوال را

پس خواهرم چه شد که چنین معجرت بُود

باور نمی کنم که دو دست کنار آب

دستان ساقی حرم لشگرت بُود

باور نمی کنم که به دستان خونی ات

شش ماهه ی بریده گلو اصغرت بُود

ای از قفا بریده سرت را عدوی تو

سمت کدام خیمه نگاه ترت بُود

باور نمی کنم که تو تسبیح وا شده

این پیکر تنیده به خون اکبرت بُود

قدری اذان بگو که نگویند خارجی است

زیرا کنار رأس تو پیغمبرت بُود

در این طرف نظاره مکن ای برادرم

آتش گرفته موی سر دخترت بُود

باور نمی کنم که به گودال قتلگاه

این خانم خمیده ترین مادرت بُود



 

یک شنبه 5 آذر 1391  5:28 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها