0

حسینیه

 
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:حسینیه

رضا رسول زاده

طفلان حضرت زینب(س) 

 

هاجر کرب و بلایم یا حسین

این دو نذری منایم یا حسین

این دو اسماعیل من قربانی ات

تو مکن محرومم از مهمانی ات

این قدر بازی مکن با جان من

نذر خون اکبرت طفلان من

هدیه آوردم برایت یا حسین

هستی زینب فدایت یا حسین

دو علمدار دلیر آورده ام

یا اخا دو بچه شیر آورده ام

بال های جعفر آوردم حسین

بازوان حیدر آوردم حسین

تا شوم در نزد زهرا رو سفید

رخصتی ده که شوم ام الشهید

غم مخور گریان این گل ها شوم

تازه مثل نجمه و لیلا شوم

غم ندارم این دو گل پرپر شوند

پیش مرگان علی اصغر شوند

دوست دارم یا اخا این بچه ها

در پی ات باشند روی نیزه ها



 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
دوشنبه 29 آبان 1391  10:11 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:حسینیه

حامد خاکی

طفلان حضرت زینب(س) 

 

اگر که درد تو در ناله ام اثر دارد

و گر که از دل من روح تو خبر دارد

مزن به سینه ی من دست رد، نباید دید

برادری به دلش این همه شرر دارد

اگر چه خواهر تو بی بضاعت است اما

ببین میان بساطش دو تا پسر دارد

یکی برای رسیدن به اکبر و قاسم

که شوق و شور پریدن به بال و پر دارد

که دیگری که امید دلش به اذن شماست

که ذره ای غمت از روی سینه بر دارد

و من تعجب از این می کنم، نمی دانم

برادرم به زبان نه چرا دگر دارد

برای نجمه و لیلا اگر نیاوردی

همین که نوبت من شد هزار اگر دارد؟

حلالشان شده شیرم که خونشان ریزد

به پای خون خدا پس نگو خطر دارد


حامد خاکی

طفلان حضرت زینب(س) 

 

اگر که درد تو در ناله ام اثر دارد

و گر که از دل من روح تو خبر دارد

مزن به سینه ی من دست رد، نباید دید

برادری به دلش این همه شرر دارد

اگر چه خواهر تو بی بضاعت است اما

ببین میان بساطش دو تا پسر دارد

یکی برای رسیدن به اکبر و قاسم

که شوق و شور پریدن به بال و پر دارد

که دیگری که امید دلش به اذن شماست

که ذره ای غمت از روی سینه بر دارد

و من تعجب از این می کنم، نمی دانم

برادرم به زبان نه چرا دگر دارد

برای نجمه و لیلا اگر نیاوردی

همین که نوبت من شد هزار اگر دارد؟

حلالشان شده شیرم که خونشان ریزد

به پای خون خدا پس نگو خطر دارد


حامد خاکی

طفلان حضرت زینب(س) 

 

اگر که درد تو در ناله ام اثر دارد

و گر که از دل من روح تو خبر دارد

مزن به سینه ی من دست رد، نباید دید

برادری به دلش این همه شرر دارد

اگر چه خواهر تو بی بضاعت است اما

ببین میان بساطش دو تا پسر دارد

یکی برای رسیدن به اکبر و قاسم

که شوق و شور پریدن به بال و پر دارد

که دیگری که امید دلش به اذن شماست

که ذره ای غمت از روی سینه بر دارد

و من تعجب از این می کنم، نمی دانم

برادرم به زبان نه چرا دگر دارد

برای نجمه و لیلا اگر نیاوردی

همین که نوبت من شد هزار اگر دارد؟

حلالشان شده شیرم که خونشان ریزد

به پای خون خدا پس نگو خطر دارد

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
دوشنبه 29 آبان 1391  10:21 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:حسینیه

ایوب پرند آور

  طفلان حضرت زینب(س)

 

سرباز های کوچک من! ... از جلو نظام

آماده باش ... ایست خبردار ... احترام

دقّت کنید... عرش خدا گُر گرفته است

از شدّت محاصره... از زور ازدحام

هر لحظه از ستاد سماوات در زمین

ارسال می شود به شما آخرین پیام

دارد به سمت چشم شما گام می زند

فرماندۀ بزرگ زمین – عشق – این امام...

وقتی که در مقابل چشمانتان رسید

باید رسا ... بلند ... بگویید السّلام

آقا به ما اجازه بده تا که ساعتی

شمشیر را برون بکشیم از دل نیام

آقا به ما اجازه بده تا به سر رویم

با یک اشاره سمت همین راه نا تمام...

سرباز های کوچک من!... یا علی!... به پیش

سرباز های کوچک من!... یا علی!... تمام.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
دوشنبه 29 آبان 1391  10:25 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:حسینیه

سیدمحمدجواد شرافت

طفلان حضرت زینب(س)

 

دویده ایم که همراه کاروان باشیم

رسیده ایم که در جمع عاشقان باشیم

به شوق اوج گرفتن ستاره آمده ایم

که خاکبوس قدم های آسمان باشیم

شما و این همه غربت، چگونه جان ندهیم؟

خدا کند که سزاوار بذل جان باشیم

دو چشم حضرت مادر دو چشمه باران است

چگونه شاهد این درد بی کران باشیم؟

دویده در رگ ما خون جعفر طیّار

زمان آن شده تا عرش پر زنان باشیم

دو بال سبز پریدن به اذن دست شماست

اگر اجازه دهید از پرندگان باشیم

دو نوجوان فدایی، دو نوجوان شهید

همان که آرزوی مادر است، آن باشیم

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
دوشنبه 29 آبان 1391  10:25 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:حسینیه

سیدمحمد میرهاشمی‌

طفلان حضرت زینب(س)

 

بنگرید آئینۀ اسرار را

طالبان‌ِ لحظۀ‌ دیدار را

راهیان‌ قله‌های‌ معرفت

‌ فاتحان‌ قامع‌ الكفار را

شاهدان‌ محفل‌ پر شور عشق‌

اختران‌ آسمان‌ یار را

دو دلاور زادۀ عالی‌ نسب‌

وارثان‌ حیدر كرار را

گفت‌ زینب‌ بگذرم‌ از هستی‌ام‌

تا به‌ حیرت‌ آورم‌ ادوار را

جمع‌ كردم‌ من‌ توان‌ خویش‌ را

پهن‌ كردم‌ سفرۀ‌ ایثار را

دو بسیجی‌ بهر تو پرورده‌ام‌

دو حسینی‌ مذهب‌ عیار را

نزد عباس‌ هر دوشان‌ آموختند

یا اخا زیر و بم‌ پیكار را

از گلاب‌ خونشان‌ رخصت‌ بده‌

تا معطر سازم‌ این‌ گلزار را

حال‌ می‌گیرم‌ به‌ دست‌ رزمشان

‌ انتقام‌ سیلی‌ اشرار را

سرخی‌ خون‌ دو طفلان‌ می‌برد

از دلم‌ آن‌ خاطرات‌ تار را

چون‌ شكافد نیزه‌ای‌ پهلویشان

‌ یاد آرم‌ سینه‌ و مسمار را

یاد آرم‌ از شرار داغشان

‌ آتش‌ بین‌ در و دیوار را

بشكنم‌ امروز با این‌ دست ها

دست‌ آن‌ سیلی‌ زن‌ قهار را

فاصله‌ انداخت‌ دشمن‌ بینشان‌

برد سویی‌ هر یكی‌ سردار را

خواند دشمن‌ پیش‌ روی‌ هركدام‌

لشگر مردان‌ نیزه‌ دار را

نیزه‌ها از جسمشان‌ خون‌ می‌مكید

دیده‌ حق‌ این‌ صحنۀ‌ غمبار را

از حرم‌ بیرون‌ نیامد خواهرش

‌ تا نبیند خجلت‌ دلدار را

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
دوشنبه 29 آبان 1391  10:28 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:حسینیه

پروانه نجاتی

طفلان حضرت زینب(س)

 

مادر نشسته، سیر تماشای شان کند
هنگام رفتن است، مهیّای شان کند
عون است یا محمّد؟ فرقی نمی‌کند
در اشک‌های بدرقه، پیدایشان کند
این سهم زینب است، دو توفان، دو گردباد
لب‌تشنه‌اند، راهی دریای شان کند
او یک زن است و عاطفه دارد، عجیب نیست
سیراب بوسه، قامت رعنای شان کند
آن‌ها پُر از حرارت "لبیّک" گفتنند
باید سفر به خلوت شیدای شان کند
آرام، سرمه می‌کشد و شانه می‌زند
تا در کمند عشق، فریبای شان کند
بر شانه می‌زند که برو، سهم کوچکی ست
باید نثار غربت مولای شان کند

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
دوشنبه 29 آبان 1391  10:31 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:حسینیه

جواد حیدری‌

طفلان حضرت زینب(س)

 

پی‌ آسایش‌ و راحت‌ نی‌ام‌ من‌ مست‌ و شیدایم‌

گرفتم‌ جان‌ خود در دست‌، تقدیم‌ تو بنمایم‌

اگر من‌ زنده‌ام‌ بهر تماشای‌ جمال‌ توست‌

كه‌ چیزی‌ را نمی‌بینم‌ به جز تو یار زیبایم‌

مگو تنها شدی‌، زینب‌ نمرده‌ دلبر زینب‌

به‌ گیسوی‌ پریشانم‌ گره‌ از كار بگشایم‌

اگر اذنم‌ دهی‌ پهلوی‌ خود بر تو سپر سازم‌

كه‌ من‌ از نسل‌ زخم‌ سینۀ‌ پر خون‌ زهرایم‌

دلم‌ خواهد كه‌ نام‌ من‌ شود امّ الشهید ای‌ دوست‌

بده‌ رخصت‌ دو طفلم‌ را به قربان‌ تو بنمایم‌

مخور غصه‌ اگر طفلان‌ من‌ خونین‌ بدن‌ گردند

كه‌ یك‌ لحظه‌ به‌ دیدار عزیزانم‌ نمی‌آیم‌

دلم‌ خواهد كه‌ حتی‌ روی‌ نی‌ دنبال‌ تو باشند

كه‌ زیباتر شود بر نیزه‌ها گل های‌ زیبایم‌

دوشنبه 29 آبان 1391  10:36 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:حسینیه

محمود ژولیده

طفلان حضرت زینب(س)

 

نام زهرا اذن میدان می دهد

رخصتِ كوی شهیدان می دهد

هر كه نام فاطمه بر لب كند

اقتدا بر سیره ی زینب كند

چون كه زینب شد ز یاری نا امید

سیره ی بابای خود را برگزید

مرتضی با نام زهرا زنده بود

با ولای فاطمه، رزمنده بود

رمز او چون ذكر یا زهرا شود

زینب این جا زینت بابا شود

لحظه ی رزمندگیِ نوگلان

كرد یاد مادر رزمندگان

یك توسّل در میان خیمه داشت

یك توكّل در مسیر جبهه داشت

نوگلان خویش را تشجیع كرد

نور را در قلبشان توزیع كرد

هر دلی را شور و شینی می شود

از دَم زینب حسینی می شود

چون دل افسردشان را زنده ساخت

از دو آقا زاده دو رزمنده ساخت

یاد تعلیمات اكبر كرد و بعد...

فكر تجهیزات آخر كرد و بعد...

شعله بر بال و پرِ پروانه زد

گیسوی رزمندگان را شانه زد

ناگهان در دستشان شمشیر داد

گوئیا طعمه به دست شیر داد

بچه شیرانِ علی را پیش خواند

آخرین راز و نیاز خویش خواند

آخرین فصلی كه مادر داد درس

رمز یا زهرا به طفلان بود و بس

نام زهرا اذن میدان شد كنون

درس آخر بود با عشق و جنون

گفت : هرگز بر نمی تابید ننگ!

بر نمی گردید از میدان جنگ!

رزمشان را كرد از خیمه رَصد

با دعا می داد بر آنان مدد

رزمشان را گاه تحسین می نمود

پیچ و تاب تیغشان را می ستود

هر طرف رزم و رجز انگیختند

چند گردان را بهم می ریختند

گاه عون از خود حماسه آفرید

گه محمد تیغ بر جان می خرید

صیحه ی نعم الامیر احساس شد

بانیِ تشویقشان عباس شد

لشگر كوفه چو عاجز شد ز رزم

حربه ی دیرینه اش را كرد عزم

دور زد مه پارگانِ جبهه را

در عزا بنشاند ناگه خیمه را

دید مادر آن دو نور دیده را

هر دو تا نعش ز هم پاشیده را

گفت ای هستی فنایت یا حسین

نو غلامانم فدایت یا حسین

دوشنبه 29 آبان 1391  10:37 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:حسینیه

علیرضا لک

طفلان حضرت زینب(س)

 

پای تو می دهم بقایم را

نذر چشمت همه دعایم را

روی دستت به خواب می رفتم

یاد داری تو ابتلایم را؟

عمر زینب! شنیده ای هر شب

سر سجّاده گریه هایم را...

تا خدا از توأم جدا نکند

تا نگیرد ز من خدایم را

تکیه بر نیزه ی شکسته مزن

پاره کرده غم تو نایم را

بچّه هایم – بهانه ای – بپذیر

سهم ناچیز کربلایم را

خورده لب های خشک هر دوی شان

شیر تفسیر روضه هایم را

من از این خیمه در نمی آیم

بشکند غم اگر چه پایم را

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
دوشنبه 29 آبان 1391  10:45 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:حسینیه

مجتبی حاذق

طفلان حضرت زینب(س)

 

برگرد سمت خیمه ها… تنهای تنها

من بی تو خواهم مرد ای آقای تنها!

آماده کردم هر چه باشد را برایت

آورده ام عون و محمد را برایت

***

حالا که پر، وا می کنند آقا نگو نه

آقا بزرگی کن بیا حالا نگو نه

راضی نشو با گریه برگردند خیمه

هر آن چه می خواهی بگو اما نگو نه

من یادشان دادم که پیش تو بگویند:

"  دایی به جان مادرت زهرا… نگو نه"

***

حالا رها هستند و میدان روبروشان

پای رکاب تو شهادت آرزوشان

آن طور تربیت شدند این ها که بی تو

پایین نخواهد رفت آبی از گلوشان

خونی که جاری می شود از جسم آن ها

در بین مقتل می شود آب وضوشان

***

دل کنده ام از دسته گل هایم برادر

حالا چنان کوهی سر پایم برادر

پنهان نگشتم تا که اشکم را نبینی

همواره با این اشک پیدایم برادر

تا که خجالت را نبینم در نگاهت

از خیمه ام بیرون نمی آیم برادر



 

دوشنبه 29 آبان 1391  10:47 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:حسینیه

یوسف رحیمی

طفلان حضرت زینب(س)

 

ببین در چشمشان اشک محن را

ببین بر پیکر آن ها کفن را

برای جان فشانی در منایت

بده رخصت دو اسماعیل من را

***

دو تا پرواز پیشه مثل جعفر

بگو دو شیر بیشه عین حیدر

برای پر زدن سبقت گرفته

خداوندا برادر از برادر

***

تمام هستی ام ارزانی تو

تمام اهل عالم فانی تو

دو اسماعیل من سهل است ای کاش

خود زینب شود قربانی تو



 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
دوشنبه 29 آبان 1391  10:51 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:حسینیه

محسن ناصحی

طفلان حضرت زینب(س)

 

نه به اندازۀ علی اکبر

ولی آن قدرها جگر داریم

تو به روی خودت نیاوردی

ما که از قلب تو خبر داریم

 

به همین ذکر یا علی، مادر

که نوشتیم روی پیشانی

همۀ آرزوی مان این است

بر تن ما کفن بپوشانی

 

تو به خیمه بمان مراقب باش

داییِ ما غم تو را نخورد

آن قدر غُصه خورده، حداقل

غُصۀ ماتم تو را نخورد

 

دو برادر کنار هم بهتر

می توانند یاورش باشند

می توانند در مقابل سنگ

روی نی حامیِ سرش باشند

 

آن قدر تیر و نیزه می بارد

خم به ابرویمان نیاوردیم

مادرم! تو دعا کن آخر کار

لا اقل تکه تکه برگردیم



 

دوشنبه 29 آبان 1391  10:55 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:حسینیه / طفلان زینب(س)

مهدی رحیمی

طفلان حضرت زینب(س)

 

نمی شناخت سر از پا برای دیدنشان

چقدر ذکر و دعا خواند تا رسیدنشان

دو تا زره به تن کوچک دو آهو کرد

و چشم برد به دل بردن و چمیدنشان

به شاد کردن قلب حسین می ارزید

بهای این همۀ تا ابد ندیدنشان

به دست خویش درختی ز میوه هاش گذشت

و باد سر زده آمد برای چیدنشان

و حس مادری اش بود این که دقت کرد

به طرز پا شدن و رفتن و دویدنشان

به روی خویش نیاورد اشک را؟ اما

خمید مادر غم دیده با خمیدنشان

به زیر سم ستوران و زیر پنجۀ تیغ

نگاه کرد دوباره به قد کشیدنشان

حسین بود کنارش نخواست گریه کند

به دل بریدنشان و به سر بریدنشان

در آسمانِ دلِ مادری که زینب بود

هنوز مشت پری مانده از پرشان



 

دوشنبه 29 آبان 1391  10:55 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:حسینیه / طفلان زینب(س)

وحید قاسمی

طفلان حضرت زینب(س)

 

چه وداعی، چقدر جانسوز است!

کربلا؛ «کربِ وَ البُکاء» شده است

مادری پشت پرده ی خیمه

دست بر دامن دعا شده است

 

گریه های حرم سوالی شد

راستی بانوی قبیله کجاست!؟

شیرمردان زینب کبری

کمی آهسته، پس عقیله کجاست!؟

 

سخت از پیر خیمه دل کندید

بال پروازتان تقلا کرد

نام زهرا گره گشاتان شد

قسم عشق کار خود را کرد

 

گرگ های گرسنه ی این دشت

در کمینند، با خبر باشید

این خلیفه پرست های حسود

لاله چینند، با خبر باشید

 

نوه ی مرتضی شدن جرم است

خون تان را حلال می بینند

تازه! اسلام نابتان را هم

زیر تیغ سئوال می بینند

 

شعله های نفاق این مردم

از سقیفه زبانه می گیرد

جان زهرا به فکر خود باشید

پهلوها را نشانه می گیرند

 

خونِ دل روزیِ علی کردند

پشت پا می زنند این مردم

کوفه را با مدینه فرقی نیست

بی هوا می زنند این مردم

 

کوچه وا می کنند با حیله

کینه فتوای لاله کوبی داد

تجربه گفت اولین کوچه

در مدینه جواب خوبی داد

 

اصل این جنگ بر سر فدک است

کوچه راهی به کربلا دارد

بیشتر فکر دستتان باشید

شمر نقش مغیره را دارد

 

راستی سمتِ حرمله نروید

شرح این درد مو به مو مانده

به خدا حیفِ چشم های شماست

چند تیری برای او مانده

 

کاش می شد که از دلِ زینب

هجرتان مِهر مادری ببرد

چشم خولی به دست تقدیر است

منتظر مانده تا سری ببرد

 

دوشنبه 29 آبان 1391  11:00 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:حسینیه / طفلان زینب(س)

رحمان نوازنی

طفلان حضرت زینب(س)

 

دو قطعه ابر که فصل نگاهشان باران

دو چشمه عاشقِ رفتن، دو رود سرگردان

دو تا نسیم بهشتی پر از لطافت عرش

که می وزند در اطراف عرش الرحمان

دو تا درخت بهشتی دو شاخه ی زیتون

دو گل اگر که ببویی بنفشه و ریحان

دو سبز پوش بهاری دو یا کریم خدا

دو مجتبای مدینه دو سفره ی احسان

دو ابروان کمانی در آسمان خدا

که اخم و شادیشان یا عذاب یا غفران

دو آسمان بلا که اگر اراده کنند

به یک نگاه کنند کوفه را ویران

دو کوه سرخ احد در مدینه ی زینب

دو ایستاده ترینی که نامشان ایمان

دو تا مسافر راهی به گریۀ یعقوب

دو تا عزیز مدینه دو یوسف کنعان

دو تا مسیح پسرهای مریم زهرا

دو تا عصا به دو دستان زینب عمران

دو تا صدف که اگر وا کنند لب گویند

دو دُر زینبی اند و دو لؤلؤ مرجان

دو تا عقاب حنایی دو تا پرنده ترین

که می کنند در اطراف خیمه ها طیران

دو تا علی به دو ذوالفقار می جنگند

یکی به نام علی و یکی امام زمان

دو بچه شیر حجازی به غرش عباس

دو تا یلی که می آیند در دل میدان

یکی نگاه به یثرب نمود و نعره کشید

که آی قوم سقیفه قبیله ی شیطان !

دو دست بسته ی حیدر دوباره باز شده

به انتقام دو سیلی که خورده مادرمان

اگر که مرد نَبَردید پیش ما آیید

چهل مبارز و یک زن کجاست غیرتتان

هنوز در وسط کوچه مادر افتاده

هنوز فضه به دیوار تکیه اش داده

دوباره باد وزید و مدینه پیدا شد

دوباره زینب ما در مدینه زهرا شد

نوادگان علی در مدینه غریدند

و گرد خاک عجیبی دوباره بر پا شد

مغیره را که به سیلی زدند- داد زدند

که حال نوبت آن مرد بی سر و پا شد

دو تا علی به دو شمشیر نصفه اش کردند

که پشت کفر به دست دو تا علی تا شد

دوباره خیمه ی زینب به هلهله آمد

و باز شهر مدینه تبسمش وا شد

دوباره باد وزید و به کربلا برگشت

زمان دوباره گذشت و به ابتدا برگشت

به عطر زینبی شان آسمان معطر شد

که وقت پر زدن این دو تا کبوتر شد

دوباره باد سیاهی به کربلا پیچید

و طفل زینب اسیر تمام لشکر شد

در ابتدا دو علی را زهم جدا کردند

که چشم کوفه از این پست فطرتی تر شد

به سنگ و تیر و کمان و به نیزه و شمشیر

خبر دهید گل زینب آه پرپر شد

یکی برای تسلای خاطر مادر

به قتلگاه نشست و ذبیح مادر شد

یکی شبیه به قاسم قدش کشیده شد و

یکی به ضربه ی شمشیر مثل اکبر شد

یکی کنار برادر خمید مثل حسین

و داغدار تن بی سر برادر شد

یکی به مادر خود گفت خوب شد حالا

که پیش فاطمه شرمندگیت کمتر شد



 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
دوشنبه 29 آبان 1391  11:01 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها