0

فرهنگنامه مهدوی

 
Mohebbane_zahra
Mohebbane_zahra
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 1720
محل سکونت : ا.غ

فرهنگنامه مهدوی

فرهنگنامه مهدوی

 

«غیبت (پنهان شدن) امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)»

یكی از دوره‌‌هــای زندگی حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)

غیبت، اسم مصدر از ثلاثی مجرد مادة (غ‌ی‌ب) و به معنای ناپدید شدن و پنهان شدن از دیدگان است. غایب به کسی گفته می‌شود که حاضر و ظاهر نیست. و در اصل، دربارة پنهان شدن خورشید، ماه و ستارگان به کار می‌رود . همچنین دربارة كسی به کار می‌رود كه مدتی در جایی حضور دارد و پس از آن، از دیدگان رفته و دیگر دیده نمی‌شود. در اصطلاح مهدویّت به پنهان‌زیستی حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) گفته می‏شود.
با بهره‌گیری از بیانات معصومان (علیهم السلام)، سه دیدگاه کلّی و قابل توّجه دربارة چگونگی غیبت حضرتش قابل ارائه است:
1. پنهان بودن جسم (ناپیدایی)؛
2. پنهان بودن عنوان (ناشناسی)؛
3. پنهان بودن جسم و پنهان بودن عنوان به تناسب شرایط.
اما بررسی دیدگاه‌های یاد شده:

امام حسن عسگری : ما حجت خدا بر مردم و مادرم حجت خدا بر ماست
خدای عز وجل :‌ای پیامبر اگر علی نبود تو را نمی افریدم و اگر فاطمه نبود هیچکدامتنان را

 

 

سه شنبه 21 شهریور 1391  4:28 PM
تشکرات از این پست
Mohebbane_zahra
Mohebbane_zahra
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 1720
محل سکونت : ا.غ

پاسخ به: فرهنگنامه مهدوی

1. پنهان‌بودن جسم؛


پاره‌ای روایات، چگونگی غیبت آن حضرت را به پنهان‌بودن جسم دانسته است. این دیده نشدن جسم، در دوران غیبت به دو گونه قابل تفسیر است:
یك. بسان فرشتگان، ارواح و جنّ، جسمی نامرئی دارد که با وجود این که در میان جوامع بشری حضور دارد قابل دیدن نیست.


دو. جسمی مرئی دارد؛ امّا به قدرت الهی در دیدگان مردم تأثیر و تصرّف نماید که آن حضرت را نبینند. این كار، از اولیای الهی كه از سوی خدا دارای قدرت در جهان آفرینش هستند، بعید نیست. از قرآن كریم نیز می‏توان امكان استتار و اختفای انسان از دیدگان را ـ چه به صورت كوتاه مدت یا دراز مدت ـ دریافت كرد.
به نظر می‌رسد تفسیر نخست، غیر قابل پذیرش باشد؛ چرا که هیچ دلیلی وجود ندارد که آن حضرت دارای جسمی با ویژگی این تفسیر باشد. بلکه بر عکس، آن حضرت مانند همة انسان‌ها، دارای جسمی مادی است؛ آن‌گونه که پدران بزرگوارش و رسول گرامی اسلام (علیهم السلام) بودند. با این بیان، تفسیر دوم مورد پذیرش است.
در یک بررسی جامع در سخنان معصومان (علیهم السلام) برخی روایات که بیان کنندة این دیدگاه کلّی است، بدین قراراست:
امام علی (علیه السلام) در این‌باره فرمود:
…تا آن‌گاه كه از فرزندان من از دیدگان مردمان پنهان شود… پس به پروردگار علی سوگند! حجّت حق، بر زمین استوار است، در جاده‌ها حركت می‌كند. در خانه‌ها و قصرها وارد می‌شود و در شرق و غرب زمین به گردش می‌پردازد، سخن مردم را می‌شنود و بر مردم سلام می‌كند، می‌بیند و دیده نمی‌شود، تا زمان ظهور وعدة الهی و ندای آسمانی. هان! آن روز، روز شادی فرزندان علی و پیروان او است.
امام صادق (علیه السلام) فرمود:
مردم امام خویش را گم می‏كنند؛ پس آن امام در موسم حج حضور می‏یابد و مردم را می‏بیند؛ ولی مردم او را نمی‏بینند.
وقتی در بارة امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از امام رضا (علیه السلام) پرسیدند، فرمود: «جسمش دیده نمی‌شود.»
روشن است که این روایات و احادیثی مانند آن، بر دیده نشدن آن حضرت دلالت دارد و قابل تأویل بر شناخته نشدن، نخواهد بود؛ چرا که در معنای دیده نشدن صراحت دارد.
این برداشت، افزون برآن كه با معنای لغوی غیبت مطابقت دارد، با روایاتی كه حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در دوران غیبت را به خورشید پس ابر تشبیه نموده، همخوانی بیشتری دارد.

 

. پنهان بودن عنوان

این دیدگاه، بر این است که آن حضرت، افزون بر این‌که عمر شریف خود را در جوامع انسانی، سپری می‌كند، مردم را می‌بیند و مردم نیز او را می‌بینند؛ ولی او را نمی‌شناسند. به تعبیر دیگر، فقط از نگاه معرفتی و شناختی مردم پنهان است، نه از دید ظاهری. افرادی که بر این دیدگاه پافشاری می‌کنند، به روایاتی استدلال كرده‌اند؛ از جمله روایتی که سدیر از امام صادق (علیه السلام) نقل کرده است كه:
در قائم، سنّتی از یوسف است… چرا این مردم منکرند که خدای تعالی با حجت خود همان کند که با یوسف کرد؟ بین ایشان گردش کند و در بازارهای آن‌ها راه رود و بر بساط آن‌ها پا نهد و آن‌ها او را نشناسند. تا آن‌گاه که خدای تعالی به او اذن دهد که خود را به آن‌ها معرفی كند؛ همان‌گونه که به یوسف اجازه داد….
نیز سخن نایب خاص آن حضرت، محمد بن عثمان که در این‌باره می‌گوید:
به خدا سوگند! همانا صاحب این امر، هر سال در موسم حج حاضر می‌شود؛ مردم را می‌بیند و آن‌ها را می‌شناسد و مردم او را می‌بینند؛ ولی نمی‌شناسند.
لازم یادآوری است با توجه به معنای لغوی غیبت، بهره‌برداری این معنا از روایاتی که به صورت مطلق غیبت را برای آن حضرت ثابت کرده‌اند، نیازمند قرینه است.

 

3. پنهان بودن جسم و پنهان بودن عنوان، به تناسب شرایط

آگاهی به چگونگی غیبت حضرت مهدی (علیه السلام) فقط نزد پرودگار متعال است؛ امّا از مجموع روایات می‌توان دیدگاه سومی ارائه كرد. و آن عبارت است از این که: حضرت در مواردی که صلاح بداند از دیدگان مردم پنهان است ـ البته با تصرّفی که به قدرت الهی در دیدگان افراد می‌نماید. نه نامرئی کردن جسم خویش ـ و در مواردی که آن حضرت مصلحت بداند، به صورت آشکار در جامعه حرکت می‌کند و مردم او را می‌بینند؛ ولی نمی‌شناسند.
در بــرخی پیــامبران پیشین نیــز چنین پنهان‌زیستی‌ای ـ البته بــــا ویژگی‌های خاص خود ـ سابقه داشته است؛ به گونه‌ای که شیخ صدوق اساس نگارش کتاب کمال الدین و تمام النعمه را بر این باور بنا نهاده است.
بنابراین می‌توان نتیجه گرفت سخنان نورانی پیشوایان معصوم (علیهم السلام) از حقایق مربوط به غیبت حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) آن مقدار که مخاطبان می‌فهمیدند در اختیار آن‌ها قرار می‌داد و بیش از آن را به دوران ظهور حضرتش واگذار می‌كردند که آن دوران، عصر ظهور حقایق است.

امام حسن عسگری : ما حجت خدا بر مردم و مادرم حجت خدا بر ماست
خدای عز وجل :‌ای پیامبر اگر علی نبود تو را نمی افریدم و اگر فاطمه نبود هیچکدامتنان را

 

 

سه شنبه 21 شهریور 1391  4:29 PM
تشکرات از این پست
Mohebbane_zahra
Mohebbane_zahra
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 1720
محل سکونت : ا.غ

پاسخ به: فرهنگنامه مهدوی

طولانی بودن غیبت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)


در روایاتی پس از تصریح به اصل غیبت، به طولانی‌بودن آن نیز تأکید شده است.
امام جواد (علیه السلام) در پاسخ به دلیل نام‌گذاری حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به «منتظر»، فرمود:
همانا برای او غیبتی است که روزهای آن، فراوان و مدت آن، طولانی خواهد شد، پس افرادی که دارای اخلاص باشند، منتظر ظهور او خواهند بود.

 

فلسفه و علل غیبت حضرت مهدی (علیه السلام)


پیش از آن‌كه به برخی حكمت‌ها و علت‌های ظاهری غیبت آن حضرت اشاره شود، لازم یادآوری است در بررسی‌هایی که در روایات انجام شده است، نخستین نکته‌ای که در این‌باره به چشم می‌خورد، این است که پنهان‌زیستی آخرین ذخیرة الهی، به طور قطع از اسرار خداوند سبحان است. حقیقت سرّ بودن این ‏امر را رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) چنین بیان فرموده است:
ای جابر! همانا این امر، امری است از امر خداوند سبحان و سرّی است از سرّ خدا كه بر بندگان او پوشیده است؛ پس بر حذر باش كه دچار تردید نشوی. همانا شك دربارة ‏خدا كفر است.
بی‌گمان این حکمت، اساسی‌ترین دلیل بر این رخداد بزرگ است؛ امّا از آن‌جا که برخی شیعیان، همواره این پــرسش را مطــرح می‌كردند، در سخنان پیشــوایان معصوم (علیهم السلام) بــه برخی حکمت‌های ظاهری غیبت آن حضرت نیز اشاره شده است؛ از این رو بدان‌ها نیز اشاره‌ای گذرا می‌كنیم.

 

. حفظ جان آن حضرت

در بررسی روایات مربوط به غیبت حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) می‌یابیم یکی از حکــمت‌هــای ظاهری پنهان‌زیستی حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، امان ماندن آن حضرت از گــزند بــدخواهــان و ستمگران است.
شیخ طوسی در کتاب الغیبة، ابتدای فصل پنجم، چنین نگاشته است:
هیچ علتی جز بیم حضرت از کشته شدن خویش، مانع ظهور وی نیست. اگر این‌گونه نباشد، نهان‌بودن در پس پــرده غیبت بــرایش روا نخواهــد بود. آن محبوب دل‌ها، دشواری‌ها و آزار و اذیّت را تحمل می‌کند؛ زیرا مقام و جایگاه والای امامــان و پیــامبران (علیهم السلام) بــه سبب تحمل رنج و دشواری‌های بزرگ آنان در راه خدا بوده است.
البته این نه بدان معنا است كه آن حضرت، از شهادت و كشته‌شدن در راه خدا هراس دارد؛ بلكه آن حضرت، چون آخرین ذخیرة الهی در زمین است و آن حاكمیت فراگیر و جهانی كه در تمام ادیان وعده داده شده است، فقط به دست او تحقق می‏یابد؛ بنابراین بر خداوند سبحان است كه به هر وسیلة ممكن، او را تا روز موعود حفاظت نماید و حكمت الهی نیز بر پنهان‌زیستی او تعلق گرفته است.
شبیــه ایــن پنهــان‌زیستی بــا ویژگی‏های خاص خود دربارة برخی از پیامبران ـ هنگامی كه بر جان خویش بیم داشتندـ اتفاق افتاده بــود كه می‏توان بــه پنهان شــدن پیــامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در شعب ابی طالب (علیه السلام) و نیز در غار حرا در برخی زمان‌ها اشاره کرد. می‌دانیم هیچ دلیلی برای چنین پنــهان‌شدنی نبود، مگــر تــرس از ضررهایی كــه آن حضرت را تهدید می‌كرد.

 

آزمایش انسان‏ها

یكی دیگر از حكمت‏های غیبت حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) آزمایش مردم است. از آن‌جا كه این نوع آزمایش، به دلیل عدم حضور ظاهری امام، بسیار مشكل و طاقت‌فرسا است، در تكامل روحی انسان‏ها نقش بسیار مهم و مؤثری دارد. با این آزمایش است که آشكار می‌شود چه كسی ثابت قدم و استوار، و چه كسی در ایمان و اعتقاد سست و مردد است.
جابر جعفی گوید: «به امام باقر (علیه السلام) عرض کردم فرج شما چه هنگام خواهد بود؟» حضرت فرمود:
«هیهات، هیهات، فرج ما فرا نمی‌رسد، تا زمانی که شما غربال شوید، تا خداوند سبحان ناخالصی‌ها را محو و نابود كند و آنچه خالص و زلال است، باقی نهد.»
روشن است در این امتحان بزرگ كسانی سربلند خواهند بود كه دارای جایگــاه والایــی از ایمان و عمل شایسته باشند و كســانی‏كه دراین امور دچار کاستی باشند، بیشتر دچار لغزش و سقوط خواهند شد.
امام صادق (علیه السلام) تبلور این حقیقت را چنین بیان كرده است:
و این ‏گونه ‏است ‏كه غیبت ‏قائم طولانی خواهد بود، تا این‌كه حق محض آشكار شود و ایمان، از كدورت‏ها و پیرایه‏ها صاف و زلال گردد. این آشكار شدن، با بازگشت افرادی صورت می‌پذیرد كه دارای طینت ناپاكی هستند، از پیروان ظاهری اهل بیت (علیهم السلام)؛ یعنی همان‏ها كه ترس نفاق بر آن‌ها می‏رود.
از مجموع سخنان معصومان (علیهم السلام)به دست می‌آید که مهم‌ترین ویژگی مرتبط با امتحان و آزمایش انسان‏ها در این دوران، گریز آن‌ها از دین و آموزه‌های آن و به اوج رسیدن دنیا پرستی است که آن را از دوره‌های دیگر متمایز كرده است.
معصومان (علیهم السلام) برای این دوران، پس از بیان برخی ویژگی‌ها، هشدارهایی نیز داده‌اند که با توجه به آن‌ها، آزمایش‌های بزرگ از مهم‌ترین ویژگی این دوران است. افرادی که با ویژگی‌های این دوران، ایمان خود را به خوبی حفظ كرده، پروای الهی داشته باشند، ارزش والایی دارند. در این‌‏باره وقتی ‏پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) از چهره‌های پیروز این دوران یاد می‌کند، با شگفتی به حضرت علی (علیه السلام) چنین می‏فرماید:
«ای علی! بدان شگفت آورترین مردم در ایمان و بزرگ‏ترین آنان در یقین، کسانی هستند كه در پایان دوران ـ با آن‌كه پیامبر خود را درک نکرده‌اند و از امام خود در پرده‌اند ـ به نوشته‌ای سیاه بر صفحه‏ای سپید، ایمان می‏آورند.»
افسوس بر آنان که در این دوران، اسیر وسوسه‌های بی‌پایان شیطان و هواهای نفسانی شده، در دام تاریک نادانی و عصیان زندگی می‌کنند.

 

آزادگی از بیعت دیگران

دیدگاه برخی روایات، این است كه آن حضرت، با غیبت خود، از بیعت با طاغوت‏های زمان در امان خواهد بود. امام مجتبی (علیه السلام) ـ آن هنگام كه برای حفظ مصالح اسلام و مسلمین به سازش با معاویه تن داد و مردم، زبان به سرزنش حضرتش گشودند ـ چنین فرمود:
آیا ندانستید كه هیچ یك از ما امامان نیست، مگر این كه بیعت با ستمگری بر گردن او قرار می‏گیرد؛ جز قائم كه عیسی‌ بن مریم پشت ســرش نماز می‏گزارد. به درستی كه خــداوند سبحان ولادتش را پنهــان و شخصش را مخفی می‏سازد، تا آن‌گاه كه قیام می‏كند، بیعت هیچ كس برگردنش نباشد.
حضرت ‏مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) درتوقیعی در پاسخ به برخی پرسش‏ها ‏فرمود:
دربارة علت غیبت پرسیده بودید؛ خداوند سبحان در قرآن كریم می‏فرماید: «ای اهل ایمان! از چیزهایی نپرسید كه اگر برای شما روشن شود، ناراحت می‏شوید.» بدانید هركدام از پدران من، بیعت یكی از طاغوت‏های زمان خویش را برگردن داشتند؛ ولی من هنگامی كه قیام می‏كنم، بیعت هیچ یك از گردنكشان و طاغوت‏های زمان را بر گردن ندارم.

 

تأدیب انسان‌ها

ادب کردن انسان‌ها ـ به ویژه مسلمان‌ها ـ یکی دیگر از فلسفه‌های غیبت است؛ چرا که بیشتر آن‌ها در زمان زندگی و حضور امامان پیشین، آن‌گونه که شایسته بود از ایشان استفاده و حمایت نکردند. افزون بر آن، گاهی با برخوردهای ناشایست خود، سبب محروم‌شدن جامعة بشری از فیض آن‌ها شدند. امام باقر (علیه السلام) در این‌باره ‌فرمود:
شما مردمی هستید كه با دل، ما را دوست می‌دارید؛ ولی عمل شما با این محبت، ناسازگار است. به خدا سوگند! اختلاف اصحاب پایان نمی‌یابد و به همین دلیل، صاحب شما از دست شما گرفته می‌شود….
بدین سان غیبت آخرین حجّت خداوند سبحان نماد خشم خداوند بر زمینیان است که با چراغ‌های هدایت به گونه‌ای ناشایست برخورد کردند.
افزون بر آنچه یاد شد، به مواردی همچون: تربیت انسان‌های مناسب برای قیام و حكومت جهانی و ایجاد اشتیاق جهانی برای حكومت جهانی حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نیز اشاره شده است.
با توجه به آن‌كه روایات یاد شده فقط به برخی از حكمت‌های غیبت حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) اشاره كرده بود و در روایاتی نیز اساس حكمت غیبت آن حضرت، رازی از رازهای خداوند سبحان دانسته شده است و با توجه به این كه عصر ظهور حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) عصر آشكار شدن حقایق است، از روایات استفاده می‌شود حكمت‌های اساسی غیبت آن حضرت، پس از ظهور حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) آشکار خواهد شد. امام صادق (علیه السلام) در این‌باره فرمود:
…حکمت غیبت او، همان حکمتی است که در غیبت حجت‌های الهی پیش از او بوده است و وجه حکمت غیبت او پس از ظهورش آشکار شود؛ همچنان که وجه حکمت کارهای خضر از شکستن کشتی و کشتن پسر و به پا داشتن دیوار بر موسی (علیه السلام) روشن نبود، تا آن که هنگام جدایی آن‌ها فرا رسید.

 

انواع غیبت


هم‌زمان با مطرح شدن اصل غیبت برای حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از سوی معصومان (علیهم السلام) در روایاتی غیبت حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به دو بخش كوتاه و بلند تقسیم می‏شود. که هر یک دارای ویژگی‌های خاصی است.
این مطلب با تعبیرهای متفاوتی در سخنــان معصومیــن (علیهم السلام) بـــه چشم می‌خورد؛ زراره گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم كه ‏فرمود:
همانا برای قائم، دو غیبت است كه در یكی از آن‌ها به خانواده‏اش بر می‏گردد و در دیگری مكانش معلوم نیست. هر سال در مناسك حج حاضر می‏شود و مردم را می‏بیند؛ در حالی كه مردم او را نمی‏بینند.
آن حضرت در روایتی به كوتاه و بلند بودن دو غیبت امام این گونه اشاره كرده است:
برای قائم، دو غیبت است؛ یكی از آن‌ها كوتاه و دیگری دراز. در غیبت نخست، جز شیعیان مخصوص، کسی از جایگاه او خبر ندارد و در دیگری، جز خدمتکار ویژة آن حضرت، کسی از مکانش آگاه نیست.
لازم یادآوری است آن حضرت در دوران پدر بزرگوار خویش نیز نوعی پنهان‌زیستی داشته است و به گونه‌ای نبوده که همگان بتوانند آن حضرت را ملاقات كنند. همین باعث شده است برخی آغاز غیبت آن حضرت را از هنگام ولادت بدانند.

 

امام حسن عسگری : ما حجت خدا بر مردم و مادرم حجت خدا بر ماست
خدای عز وجل :‌ای پیامبر اگر علی نبود تو را نمی افریدم و اگر فاطمه نبود هیچکدامتنان را

 

 

سه شنبه 21 شهریور 1391  4:29 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها