پاسخ به: فرهنگنامه مهدوی
سه شنبه 21 شهریور 1391 4:29 PM
1. پنهانبودن جسم؛
پارهای روایات، چگونگی غیبت آن حضرت را به پنهانبودن جسم دانسته است. این دیده نشدن جسم، در دوران غیبت به دو گونه قابل تفسیر است:
یك. بسان فرشتگان، ارواح و جنّ، جسمی نامرئی دارد که با وجود این که در میان جوامع بشری حضور دارد قابل دیدن نیست.
دو. جسمی مرئی دارد؛ امّا به قدرت الهی در دیدگان مردم تأثیر و تصرّف نماید که آن حضرت را نبینند. این كار، از اولیای الهی كه از سوی خدا دارای قدرت در جهان آفرینش هستند، بعید نیست. از قرآن كریم نیز میتوان امكان استتار و اختفای انسان از دیدگان را ـ چه به صورت كوتاه مدت یا دراز مدت ـ دریافت كرد.
به نظر میرسد تفسیر نخست، غیر قابل پذیرش باشد؛ چرا که هیچ دلیلی وجود ندارد که آن حضرت دارای جسمی با ویژگی این تفسیر باشد. بلکه بر عکس، آن حضرت مانند همة انسانها، دارای جسمی مادی است؛ آنگونه که پدران بزرگوارش و رسول گرامی اسلام (علیهم السلام) بودند. با این بیان، تفسیر دوم مورد پذیرش است.
در یک بررسی جامع در سخنان معصومان (علیهم السلام) برخی روایات که بیان کنندة این دیدگاه کلّی است، بدین قراراست:
امام علی (علیه السلام) در اینباره فرمود:
…تا آنگاه كه از فرزندان من از دیدگان مردمان پنهان شود… پس به پروردگار علی سوگند! حجّت حق، بر زمین استوار است، در جادهها حركت میكند. در خانهها و قصرها وارد میشود و در شرق و غرب زمین به گردش میپردازد، سخن مردم را میشنود و بر مردم سلام میكند، میبیند و دیده نمیشود، تا زمان ظهور وعدة الهی و ندای آسمانی. هان! آن روز، روز شادی فرزندان علی و پیروان او است.
امام صادق (علیه السلام) فرمود:
مردم امام خویش را گم میكنند؛ پس آن امام در موسم حج حضور مییابد و مردم را میبیند؛ ولی مردم او را نمیبینند.
وقتی در بارة امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از امام رضا (علیه السلام) پرسیدند، فرمود: «جسمش دیده نمیشود.»
روشن است که این روایات و احادیثی مانند آن، بر دیده نشدن آن حضرت دلالت دارد و قابل تأویل بر شناخته نشدن، نخواهد بود؛ چرا که در معنای دیده نشدن صراحت دارد.
این برداشت، افزون برآن كه با معنای لغوی غیبت مطابقت دارد، با روایاتی كه حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در دوران غیبت را به خورشید پس ابر تشبیه نموده، همخوانی بیشتری دارد.
. پنهان بودن عنوان
این دیدگاه، بر این است که آن حضرت، افزون بر اینکه عمر شریف خود را در جوامع انسانی، سپری میكند، مردم را میبیند و مردم نیز او را میبینند؛ ولی او را نمیشناسند. به تعبیر دیگر، فقط از نگاه معرفتی و شناختی مردم پنهان است، نه از دید ظاهری. افرادی که بر این دیدگاه پافشاری میکنند، به روایاتی استدلال كردهاند؛ از جمله روایتی که سدیر از امام صادق (علیه السلام) نقل کرده است كه:
در قائم، سنّتی از یوسف است… چرا این مردم منکرند که خدای تعالی با حجت خود همان کند که با یوسف کرد؟ بین ایشان گردش کند و در بازارهای آنها راه رود و بر بساط آنها پا نهد و آنها او را نشناسند. تا آنگاه که خدای تعالی به او اذن دهد که خود را به آنها معرفی كند؛ همانگونه که به یوسف اجازه داد….
نیز سخن نایب خاص آن حضرت، محمد بن عثمان که در اینباره میگوید:
به خدا سوگند! همانا صاحب این امر، هر سال در موسم حج حاضر میشود؛ مردم را میبیند و آنها را میشناسد و مردم او را میبینند؛ ولی نمیشناسند.
لازم یادآوری است با توجه به معنای لغوی غیبت، بهرهبرداری این معنا از روایاتی که به صورت مطلق غیبت را برای آن حضرت ثابت کردهاند، نیازمند قرینه است.
3. پنهان بودن جسم و پنهان بودن عنوان، به تناسب شرایط
آگاهی به چگونگی غیبت حضرت مهدی (علیه السلام) فقط نزد پرودگار متعال است؛ امّا از مجموع روایات میتوان دیدگاه سومی ارائه كرد. و آن عبارت است از این که: حضرت در مواردی که صلاح بداند از دیدگان مردم پنهان است ـ البته با تصرّفی که به قدرت الهی در دیدگان افراد مینماید. نه نامرئی کردن جسم خویش ـ و در مواردی که آن حضرت مصلحت بداند، به صورت آشکار در جامعه حرکت میکند و مردم او را میبینند؛ ولی نمیشناسند.
در بــرخی پیــامبران پیشین نیــز چنین پنهانزیستیای ـ البته بــــا ویژگیهای خاص خود ـ سابقه داشته است؛ به گونهای که شیخ صدوق اساس نگارش کتاب کمال الدین و تمام النعمه را بر این باور بنا نهاده است.
بنابراین میتوان نتیجه گرفت سخنان نورانی پیشوایان معصوم (علیهم السلام) از حقایق مربوط به غیبت حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) آن مقدار که مخاطبان میفهمیدند در اختیار آنها قرار میداد و بیش از آن را به دوران ظهور حضرتش واگذار میكردند که آن دوران، عصر ظهور حقایق است.
امام حسن عسگری : ما حجت خدا بر مردم و مادرم حجت خدا بر ماست
خدای عز وجل :ای پیامبر اگر علی نبود تو را نمی افریدم و اگر فاطمه نبود هیچکدامتنان را