0

احکام عفاف و حجاب

 
siasport23
siasport23
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 16696
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

احکام عفاف و حجاب

برتری چادر
پرسش 135. چادر بهتر است یا مانتو؟
همه مراجع: برای زن کافی است که حجاب کامل [شرعی] را با هر لباس مناسبی، در برابر مرد نامحرم رعایت کند، ولی بی‌شک چادر به عنوان حجاب برتر [به ویژه در اماکن مذهبی] از ارزش والایی برخوردار است.
پوشش نزد فامیل
پرسش 136. آیا عدم پوشش دختر دایی، دختر عمه، دختر خاله و دختر عمو که تأثیری در من ندارد گناه است؟
همه مراج: آری، گناه است و باید خود را بپوشانند و با سایر نامحرمان تفاوتی ندارند و نگاه شما بر مو و بدن آنان جایز نیست.
پوشش نزد محارم
پرسش 137. آیا دختران می‌توانند با لباس آستین حلقه‌ای، در برابر پدر و یا برادرشان ظاهر شوند؟
همه مراجع: اگر باعث مفسده‌ نشود، اشکالی ندارد.
تبصره. پدر یا برادر در حکم خصوصیتی ندارند؛ بلکه به طور کلی زن می‌تواند در برابر تمامی محارم خود، با لباس آستین حلقه‌ای ظاهر شود؛ مشروط بر آنکه مفسده‌ای در بین نباشد.

غفلت از حجاب
پرسش 140. اگر موی زنی به طور غیر عمد بیرون باشد و یا به طور سهوی چادر کنار برود، آیا گناه کرده است؟
همه مراجع: اگر بدون توجه و به طور غیر عمد باشد، گناه نکرده است، و از زمانی که متوجه شد، باید تمام آن را در برابر نامحرم بپوشاند.

محل دید نامحرم
پرسش 141. رفتن بدون حجاب به حیاط منزلی که ساختمان‌های بلند بر آن مشرف است، چه حکمی دارد؟
آیات عظام امام، بهجت، صافی، فاضل، مکارم، نوری و وحید: اگر احتمال بدهد که مرد نامحرم او را می‌بیند، بنابر احتیاط واجب باید حجاب خود را در این گونه محل‌ها حفظ نماید.
آیت الله سیستانی: اگر احتمال بدهد که مرد نامحرم او را می‌بیند، بهتر است خود را بپوشاند.
تبصره: اگر بداند که مرد نامحرم او را می‌بیند، به فتوای همه باید حجاب خود را در این گونه محل‌ها حفظ کند.

دوشنبه 13 شهریور 1391  8:07 PM
تشکرات از این پست
siasport23
siasport23
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 16696
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

حدود پوشش در مقابل محارم

«طبق نظر همه فقها پوشیدن جوراب برای بانوان واجب است» طبق نظر همه فقها پوشیدن جوراب برای بانوان در مقابل نامحرم واجب است و در هنگام نماز در صورتی که نامحرم حضور نداشته باشد، اشکالی ندارد که پابرهنه باشد و اگر با حضور نامحرم پابرهنه باشد نماز آن خانم باطل نیست، ولی معصیت کرده است.حجت الاسلام حسینی دارینی پاسخ گوی سوالات شرعی حرم مطهر رضوی در گفت وگو با خراسان برخی از احکام حجاب و پوشش را مطرح کرد.

وی با اشاره به این که طبق فتوای اغلب فقها بانوان باید همه بدن خود را غیر از صورت به اندازه ای که در وضو شسته می شود و دو دست تا مچ در صورتی که آرایش نداشته باشد، بپوشانند گفت: برخی خانم ها درباره پوشاندن زیر چانه سوال می کنند که طبق فتوای بیشتر فقها زیر چانه از گردی صورت استثناست پس باید پوشانده شود.


خانم های زیبا باید صورتشان را بپوشانند


برخی خانم ها چهره زیبایی دارند این که آیا پوشاندن صورت برای چنین خانم هایی لازم است یا خیر سوالی است که حسینی دارینی این گونه به آن جواب داد: بیشتر فقها از جمله حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبری معتقدند اگر این چهره زیبا باعث مفسده نشود پوشاندن چهره لازم نیست اما مردان وظیفه دارند که با قصد لذت به آن چهره نگاه نکنند. برخی فقها مثل آیت ا... بهجت و آیت ا... وحید معتقدند اگر صورت زیبای چنین خانمی جلب توجه می کند، باید صورت خود را بپوشاند.


پوشیدن لباس های روشن اگر جلب توجه نکند اشکالی ندارد


حسینی دارینی با بیان این که اگر لباسی که بانوان می پوشند به گونه ای باشد که برجستگی های بدن نمایان و موجب به گناه افتادن نامحرم شود، حتی اگر احتمال به گناه افتادن آن ها وجود دارد آن خانم باید از پوششی استفاده کند که احتمال گناه وجود ندارد؛ افزود: پوشیدن لباس های روشن در صورتی که باعث جلب توجه نامحرم نشود، اشکالی ندارد.


حدود پوشش در مقابل محارم


وی درباره محدوده پوشش در مقابل محارم تصریح کرد: دو نوع پوشش فقهی و اخلاقی در جامعه وجود دارد. همه ما (چه زن و چه مرد) اگر در مقابل محارم عورتین را بپوشانیم کفایت می کند و لازم نیست بقیه بدن را بپوشانیم این حدود پوشش فقهی است اما در پوشش اخلاقی انسان باید نکاتی را مراعات کند حتی اگر در برابر خواهر یا برادر یا فرزندش قرار دارد. در این صورت پوشش افراد باید طوری باشد که زمینه فساد و گناه را فراهم نکند.


چادر بهتر است یا مانتو؟


وی در پاسخ به این سوال که طبق آموزه های شرعی پوشیدن چادر برای خانم ها بهتر است یا مانتو تصریح کرد: فقها می گویند آن چه بر خانم ها واجب است این است که آن ها در برابر نامحرم حجاب کامل و شرعی را رعایت کنند (به عنوان مثال لباسی که جلب توجه نکند، تنگ و چسبان نباشد و...) اما چادر حجاب برتر و اکمل است.


نماز خواندن با چادر مشکی مکروه نیست


وی در پاسخ به این سوال که با وجود کراهت رنگ مشکی چرا چادرمشکی به عنوان حجاب کامل به خانم ها توصیه می شود، گفت: طبق نظر بیشتر فقها از جمله حضرت امام(ره) و آیت ا... فاضل لنکرانی درست است که رنگ مشکی کراهت دارد ولی عبا از این کراهت استثنا شده است و چادر هم در زیرمجموعه عبا قرار دارد. پس پوشیدن آن مکروه نیست و اگر خانمی با آن نماز بخواند، کراهت ندارد.
آیت ا...مکارم شیرازی و آیت ا...سیستانی معتقدند به طور کلی پوشیدن لباس مشکی کراهت ندارد.


حجاب در برابر پسران نابالغ لازم است؟


حسینی دارینی در پاسخ به این سوال که آیا خانم ها در برابر پسرهای نابالغ هم باید حجاب را رعایت کنند، اظهار داشت: نابالغ یا ممیز است یعنی خوب و بد را تشخیص می دهد یا این که به اصطلاح فقها غیرممیز است که در مورد دوم هیچ یک از فقها قائل به رعایت حجاب نیستند. اما در صورت ممیز بودن پسر نابالغ بیشتر فقها معتقدند، احتیاط واجب آن است که خانم ها در برابر چنین فردی حجاب و پوشش خود را رعایت کنند.


بستن مو از پشت چه حکمی دارد


وی درباره حکم بستن موها توسط خانم ها که از پشت سر معلوم است، گفت: گاهی خانم ها موهای خود را طوری از پشت جمع می کنند و می بندند که حجم آن از زیر مقنعه و حتی چادر مشخص و معلوم است. فقها معتقدند اگر مشخص بودن حجم مو باعث تهییج شهوت یا جلب توجه نامحرم می شود، آن خانم باید از چنین کاری اجتناب کند.


کلاه گیس به جای روسری کفایت نمی کند

وی به احکام استفاده از کلاه گیس اشاره و خاطرنشان کرد: گذاشتن کلاه گیس به جای روسری کفایت نمی کند. حضرت امام(ره)، مقام معظم رهبری و آیت ا... فاضل لنکرانی احتیاط واجب را در آن می دانند که خانمی که از کلاه گیس استفاده می کند، آن را باید از نامحرم بپوشاند.
آیات عظام بهجت و وحیدخراسانی نیز معتقدند اگر کلاه گیس باعث مفسده شود استفاده از آن جایز نیست.

آیات عظام مکارم شیرازی و سیستانی هم می گویند کلاه گیس باید از نامحرم پوشیده شود چون یک نوع زینت محسوب می شود. اگر خانمی از کلاه گیس استفاده می کند که از موی طبیعی زنان نامحرم دیگری تهیه شده است، بنابر فتوای حضرت امام(ره)، مقام معظم رهبری و آیت ا... فاضل لنکرانی احتیاط واجب آن است که شوهر و دیگر محارم به آن کلاه گیس نگاه نکنند، بقیه مراجع نیز معتقدند نگاه کردن اشکالی ندارد. اگر هم کلاه گیس مصنوعی باشد که به طور مطلق نگاه کردن دیگران به آن بدون اشکال است.

دوشنبه 13 شهریور 1391  8:10 PM
تشکرات از این پست
siasport23
siasport23
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 16696
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

نگاه به فیلم

مسئله: فیلمی که به طور مستقیم پخش می شود حکم انسان زنده را دارد و اگر بطور غیر مستقیم پخش می شود حکم عکس را دارد .
در نتیجه: اگر فیلمی بطور مستقیم پخش شود احکام نگاه به آن فیلم همان احکام نگاه کردن به انسان زنده راداردلذا مردان نمی توانند به غیر از وجه و کفین زنان نامحرم (آنهم با شرایطی که ذکر شد) نگاه کنندو همچنین خانمها به بدن مردان که در فیلمهای ورزشی یا غیر آن که بطور مستقیم پخش می شود ،نگاه کنند.
و همچنین اگر فیلم بطور غیر مستقیم پخش می شود ،یعنی اول به صورت نوار یا فیلم ضبط شده باشد و سپس به نمایش گذاشته شده ،نگاه کردن به مردان و زنان آن فیلم حکم نگاه کردن به عکس را دارد بطور مثال مردان نمی توانند به فیلم خانم مسلمانی که حجاب خود را رعایت نکرده است،در صورتی که او را بشناسد،نگاه کنند.
اما اگراو را نمی شناسد و خوف مفسده هم ندارد می توانند به او نگاه کند همچنین مردان نمی توانند به فیلمهای که مجالس عقد وعروسی تهیه شده است نگاه کنند در صورتی که زنان غیر محجبه آن فیلم را بشناسند و...

سوال: نگاه کردن خانمها به فیلمهای ورزشی که از تلویزیون پخش می شود در حالی که مردان پوشش کافی ندارند چه حکمی دارد؟
جواب: در صورتی که خوف به مفسده افتادن نباشد و با قصد لذت هم نباشد اشکالی ندارد .


سوال: آیا نگاه کردن به عکسها ی زنان برهنه ویا فیلمهای جنسی بدون شهوت جایز است؟
جواب: جایز نیست زیرا نگاه کردن این عکسها و فیلمها غالبا دارای آثار فتنه و فساد اخلاق است.

مسئله: در مسائل ذکر شده فرقی نیست بین اینکه فیلم بصورت ویدئو باشد یا به صورت نور که به پرده سینما می اندازند ویا به هر شکل دیگر .
مسئله: حکم نگاه کردن به میت همان حکم انسان زنده است.
در نتیجه: مردان نمی تواند به بدن زن نامحرم میت نکاه کند و زن نیز به بدن مرد نامحرم نمی تواند نگاه کند به همان تفصیلی که گذشت .
سوال: آیا گوش دادن به اخبار زنان گوینده رادیو و تلویزیون و همچنین نگاه کردن به آنها جایز است یاخیر؟
بدون لذت وریبه اشکال ندارد .
توضیح: یعنی اگر انسان نترسد که به گناه آلوده بشود اشکال ندارد در غیر این صورت نگاه کردن یا گوش دادن جایز نیست.

دوشنبه 13 شهریور 1391  8:11 PM
تشکرات از این پست
siasport23
siasport23
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 16696
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

حجاب ؛ میوه شناخت

حجاب شکوفه ومیوه درخت شناخت است و کسانی میتوانند این شکوفه را بر سر گیرند ومیوه اش را در آغوش گرم خود بنشانند و طعم شیرین آن را بچشند که از زمینه ها وریشه های محکمی برخوردارباشد.هنگامی میگوییم زن را با چادر در قبرستان خانه زندانی کرده اند که مغزش را با چادرپوشانده کندکدام است؟
چه کسی می تواند ادعا کند که بهره برداری ازاستعدادهای عالی انسان ،یعنی او را به مرگ بستن؟مگرچادردهان زن را می بندد؟ مگرچادر مغز او را می پوشاند؟
زن برای اینکه استعدادهای انسان را به خود جذب نکنند ،و خودش را ضایع نکند ،خود را می پوشاند وحرکت وصدایش را کنترل می کند.همین زن ،هنگامی که باید حرف بزند وبیرون بیاید ، حرف می زند وبیرون می اید وهم چون فاطمه (س)که سعادت زن را در این می داند که کسی او را نبیند،واوهم کسی رانبیند ،وقتی می بیند حق در خطر است ،بیرون می آید و فریاد می زند؛ آن که از علی (ع)واز اسلام دفاع می کند،کسی را به خودش جذب نمی کند که به حق دعوت می کند.
وهمین طورزینب ،وهرزنی که با آن جهان بینی وآن شناخت و عشق همراه شد ،سکوت وفریاد وپوشش ورفت و آمدش ،باید در راه حق باشد تا او را به رشد برساند.
زمانی که سکوت فاطمه (س)حق را از بین می برد ،فاطمه (س)حق ندارد ساکت باشد ،ووقتی حرف زدنش ،دلی را می لرزاند ،فاطمه (س)حق ندارد بلند حرف بزند که دستور است:«حرف هایتان را نرم بیرون نریزید تا نلرزد آن دلی که بیمار است.»(سوره مبارکه احزاب ،آیه 33)
آن صدای نرم وآن نازها،شیطان های بسته را از بند می گسلاند،احساس های مرده را به جوش می آورد،راه ها را سد می کند و خاک ها را به پا می کند .
مومن کسی است که چنان راه میرودتا خلق نسوزد،بلکه خلق را راه می برد .
ما امروزآنچه رابخواهیم می پوشیم ،حتی اگر نداشته باشیم به زوراقساط وقرض وبا یک عمر وقت گرفتن ودوختن و...نشان دادن. زندگی مان شده بازی کردن وتماشاچی جمع کردن ! اما چطورمی توانیم هر چه می خواهیم بپوشیم،در حالی که اینها دل های رابه مرگ می رساند و می پوساند.آیا این چنین لباس پوشیدن ما دلها را از خدا جدا نمی کند؟انسانی که جهت پیدا کرده ،باید لباس پوشید نش ،رفت وآمد هایش درجهت باشد؛نه بت باشد نه بت پرست .
حجاب،حکم و دستوری در اسلام است که زمینه اش جهان بینی است وریشه اش ،عشق به حق.کسی که عاشق حق است ،عاشق خلق می شود.و وقتی انسان به خلق عشق ورزد،نمیتواند راهزن خلق گردد،ونیازبه مقبولیت وستایش شدن که در زن ومرد است ،به گونه دیگری حل می شود.

دوشنبه 13 شهریور 1391  8:11 PM
تشکرات از این پست
siasport23
siasport23
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 16696
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

سخنان حجاب انگیز

امیرالمومنین درنامه ای به فرزندش امام حسن (ع) دربارۀ زنان چنین سفارش می کند:
«واکفف علیهنّ من ابصارهنّ بحجابک ابّاهنّ ، فإنّ شدّه الحجاب أبقی علیهنّ و لیس خروجهنّ بِاَشدّ من إدخالک علیهنّ من لا یوثق به علیهنّ و إن استطعت أن لایعرفن غیرک فافعل»؛؛با پوشیده داشتن زنان خود ،نگاه انها را محدود ساز ؛ زیرا حجاب کامل در ثبات عفت آنها تأثیر دارد و رفت آمد بیرون خانه بر ایشان خطرش بیش از آن نیست که فرد غیرقابل اعتماد را در خانه آوری. و اگر بتوانی، کاری کن که با غیر تو شناخت وآشنایی نداشته باشند.
با این وصف می توان گفت : هیچ باغبانی را سرزنش نمی کنند که چرا دور باغش را حصار و پرچین کشیده است؛چون باغ بی دیوار، از آسیب مصون نیست و میوه و محصولی برای باغبان نمی ماند.


پیامبر اکرم(ص)فرمود:
دوگروه از دوزخیان را من (هنوز)ندیده ام؛گروهی تازیانه هایی مثل دم گاو در دست دارند و مردم
را با آن می زنند ، و(گروه دیگر ) زنانی هستند که در حالی که پوشیده اند ، امّا برهنه اند. کجراهه می روند و دیگران را نیز به کج روی تشویق می کنند. سرها یشان هم چون کوهان شتر فروهشته است.اینان به بهشت نمی روندو بوی بهشت را- که ازفاصله زیاد به مشام می رسد استشمام نمی کنند.

دوشنبه 13 شهریور 1391  8:11 PM
تشکرات از این پست
siasport23
siasport23
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 16696
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

احکام پوشش

احکام پوشش از منظر مقام معظم رهبری

س ۱۳۶۱: معیار لباس شهرت چیست؟
ج: لباس شهرت لباسى است که پوشیدن آن براى شخص، به خاطر رنگ یا کیفیت دوخت یا مندرس بودن آن و علل دیگر مناسب نیست، به‌طورى که اگر آن را در برابر مردم بپوشد توجه آنان را به خود جلب نموده و انگشت نما مى‏شود.



س ۱۳۶۲: صدایى که هنگام راه رفتن زنان از برخورد کفش آنان با زمین ایجاد مى‏شود، چه حکمى دارد؟
ج: تا زمانى که باعث جلب توجه و ترتّب مفسده نشده است، فى‌نفسه اشکال ندارد.



س ۱۳۶۳: آیا دختران مى‏توانند لباسى که رنگ آن مایل به آبى پررنگ است بپوشند؟
ج: فى‏نفسه اشکال ندارد به شرطى که منجر به جلب توجه دیگران و ترتّب مفسده نشود.



س ۱۳۶۴: آیا براى زنان پوشیدن لباسهاى تنگى که برجستگیهاى بدن آنان را نشان مى‏دهد و یا پوشیدن لباسهاى بدن نما و عریان در عروسیها و مانند آن جایز است؟
ج: اگر از نگاه مردان اجنبى و ترتّب مفسده در امان و محفوظ باشند، اشکال ندارد در غیر این صورت جایز نیست.



س ۱۳۶۵: آیا پوشیدن کفش سیاه برّاق توسط زن مؤمن جایز است؟
ج: اشکال ندارد مگر آن‌که رنگ و شکل آن باعث جلب توجه نامحرم و یا انگشت‌نما شدن او شود.



س ۱۳۶۶: آیا بر زنان واجب است در لباس مانند مقنعه، شلوار و پیراهن فقط رنگ سیاه را انتخاب کنند؟
ج: حکم لباس زن از جهت رنگ و شکل و کیفیت دوخت مانند کفش است که در جواب سؤال قبل بیان شد.



س ۱۳۶۷: آیا جایز است حجاب و لباس زن به‌گونه‏اى باشد که توجه دیگران را بخود جلب کند و یا باعث تهییج شهوت شود مثلاً طورى چادر سر کند که توجه دیگران را به خود جلب کند و یا پارچه و رنگ جوراب را به‌گونه‏اى انتخاب کند که شهوت برانگیز باشد؟
ج: پوشیدن چیزى که از جهت رنگ یا شکل و یا نحوه پوشیدن باعث جلب توجه اجنبى شود و موجب فساد و ارتکاب حرام گردد، جایز نیست.



س ۱۳۶۸: آیا پوشیدن چیزى که مخصوص زنان است توسط مردان و برعکس، در خانه بدون قصد تشبّه به جنس مخالف، جایز است؟
ج: تا زمانى که آن را به عنوان لباس براى خود انتخاب نکرده باشند، اشکال ندارد.



س ۱۳۶۹: فروش لباسهاى زنانه داخلى توسط مردان چه حکمى دارد؟
ج: اگر موجب ترتّب مفاسد اخلاقى واجتماعى نباشد، اشکال ندارد.



س ۱۳۷۰: آیا بافندگى و خرید و فروش جوراب نازک شرعاً جایز است؟
ج: اگر تولید و خرید و فروش آن به قصد پوشیدن زنان در برابر مردان اجنبى نباشد، اشکال ندارد.



س ۱۳۷۱: آیا جایز است افرادى که ازدواج نکرده‏اند با رعایت موازین شرعى و آداب اخلاقى، در فروشگاههاى لباسهاى زنانه و وسایل آرایش کار کنند؟
ج: جواز کارکردن و کسب درآمد حلال شرعاً مختص گروه خاصى ازمردم نیست، بلکه هر کس که موازین و آداب اسلامى را رعایت کند حق آن را دارد، ولى اگر براى دادن پروانه تجارى یا اجازه کار از طرف ادارات و نهادهاى مسئول به خاطر رعایت مصالح عمومى براى بعضى از مشاغل شرایط خاصى وضع شده باشد باید مراعات شود.



س ۱۳۷۲: انداختن زنجیر توسط مردان چه حکمى دارد؟
ج: اگر زنجیر از طلا باشد و یا از چیزهایى باشد که استفاده از آنها مخصوص زنان است، انداختن آن براى مردان جایز نیست.

دوشنبه 13 شهریور 1391  8:11 PM
تشکرات از این پست
siasport23
siasport23
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 16696
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

استفتائاتی درباره ورزش بانوان

ضرورت ورزش

ورزش در تمام جوامع توسعه یافته و رو به توسعه به عنوان ضرورتى غیر قابل انکار مورد پذیرش قرار گرفته است. براى بسیارى از افراد که در طول روز ساعتها به کارى بى تحرک و کسل کننده اشتغال دارند، برنامه ورزشى منظم ضرورى و لازم است.
سؤال:نظر شما در مورد ورزش بانوان چیست؟

پاسخ:ورزش براى همه از جمله بانوان کار خوبى است و مایه سلامت جسم و جان است; ولى خانم ها باید در ورزشگاه هاى مخصوص به ورزش بپردازند. آن هم ورزش هایى که در آن بیم خطرى براى آنها نباشد.[۱]
سؤال:آیا زن مى تواند با لباس هاى گشاد و با روسرى و شلوار در برابر نامحرمان ورزش کند؟
پاسخ:از این عمل احتراز شود.[۲]
سؤال:استفاده از وسایل مثل تنبک، ساز، دف، براى تشویق ورزشکاران چه صورت دارد؟
پاسخ:جایز نیست.
سؤال:آیا شرط بندى با پول یا غیر آن در بازى با غیر آلات قمار جایز است؟
پاسخ:شرط بندى جایز نیست هر چند بازى با غیر آلات قمار باشد.[۳]
سؤال:اگر گوش دادن به موزیک باعث نیرو گرفتن و ایجاد علاقه به کار باشد چه حکمى دارد؟
پاسخ:اگر از نوع موسیقى حرام باشد، گوش دادن به آن جایز نیست هرچند باعث علاقه به کار شود.[۴]
دوچرخه و موتور سوارى دختران
دوچرخه و موتور سوارى بانوان موجب جلب نظر مردان و به فساد کشیده شدن اجتماع و منافى عفّت بانوان است و اجتناب از آن لازم است.[۵]
سؤال:دوچرخه سوارى و موتور سوارى خواهران با مانتو در سطح شهر، با توجّه به آثار و تبعات سوء اجتماعى و اخلاقى آن چه حکمى دارد؟
پاسخ:با توجّه به پیامدهاى سویى که این گونه امور دارد، لازم است از آن پرهیز شود.[۶]
آیت الله مکارم شیرازی :

پوشیدن لباس ورزشی برای دختران
اگر مدرسه اى ابلاغ کند که دختران در مدرسه دخترانه براى ورزش باید لباس مخصوص ورزش بپوشند، چه باید کرد؟
پوشیدن لباس ورزشى براى دختران، در صورتى که در محیط مخصوص خودشان باشند، مانعى ندارد.
۲- پوشیدن لباس ورزشی در محیطه بسته
پوشیدن لباسهایى که فقط تنه را مى پوشاند براى بانوان در مقابل بانوان دیگر در مکانهاى ورزشى مخصوص بانوان که هیچ مردى حضور ندارد چه حکمى دارد؟
در فرض مسأله مانعى نیست، مگر در موارى که مفاسد خاصّى ظاهر گردد.
۳- حکم شرعی ورزش بانوان
لطفاً به سؤالات زیر در مورد ورزش بانوان پاسخ فرمایید:
۱ـ فعّالیّتهاى ورزشى براى دختران مدارس ابتدایى، بدون رعایت حجاب اسلامى چه حکمى دارد؟
۲ـ ورزش بانوان با رعایت حجاب اسلامى در انظار عمومى (اجتماع مردان و زنان) چه حکمى دارد؟
۳ـ در ورزشهاى انفرادى غیر تماسى (تنیس، بدمینتون و مانند آن) مسابقه یا تمرین خانمها با آقایان چه حکمى دارد؟
۴ـ آیا رعایت حجاب خانمها در سالنهاى ورزشى مخصوص بانوان، لازم است؟
۵ـ موتور سوارى و دوچرخه سوارى خانمها با پوشش کامل اسلامى در خیابانها و معابر عمومى چگونه است؟
۶ـ آیا قبل از سنّ تکلیف، بازى کردن دختران با پسران مجاز است؟
۷ـ مربّیگرى مردان براى تعلیم بانوان تا چه حدّى مجاز است؟
۸ ـ حرکات هوازى و موزون زنان (که منجر به حرکات عضلات بدن مى گردد،) بدون حضور نامحرم چه حکمى دارد؟
۹ـ ورزش کردن زنان با محارم خود چه حکمى دارد؟
۱۰ـ تماشاى ورزش مردان توسّط خانمها چه محدودیّتهایى دارد؟
شکّى نیست که ورزش براى همه قشرها، اعم از مرد و زن، پیر و جوان لازم، و یکى از ضرورى ترین کارها براى حفظ سلامت محسوب مى شود. از این گذشته، ورزش مى تواند به عنوان سرگرمى سالم بسیارى از اوقات فراغت را پر کند، و انسان را از سرگرمى ناسالم بازدارد. ولى مسلّم است که باید جهات شرعى هم در ورزش مردان و هم در ورزش زنان رعایت شود، و مسابقات ورزشى هرگز ایجاب نمى کند که ما فرهنگ اسلامى را رها کرده، دنبال فرهنگ دیگران برویم. به طور کلّى زنان مى توانند در محیطهایى که مخصوص به خودشان است، با استفاده از لباسهاى مناسب، و با حفظ حجاب یا بدون حجاب شرعى، با توجّه به این که جنس مخالفى در آنجا نیست، ورزش کنند. داوران و مربّیان آنها نیز از میان خود زنان برگزیده شوند، همان گونه که در مردان چنین است، و از ورزشهاى استفاده کنند که آسیب و زیانى به آنها نمى رساند.
آیت الله صافی :

سؤال: مستدعى است نظر مبارک خویش را در مورد ورزشهاى بانوان از قبیل ـ دوچرخه سوارى اسب سوارى، قایقرانى و دو میدانى در اماکن و معابر عمومى بیان فرمایید. در ضمن بفرمایید تماشاى این نوع برنامه ها از تلویزیون چه حکمى دارد؟
پاسخ: اجراء این گونه برنامه هاى خلاف عفّت و غیرت و سنن و تعالیم اسلامى باسم ورزش در اماکن و معابر عمومى علاوه بر آنکه نمایش و جلوه دادن مفاتن بدن بانوان بمردان اجنبى است مستلزم ترویج فحشاء و منکرات و مفاسد عظیمه است و تماشاى این برنامه ها و تشویق و ترغیب به آنها حرام است خداوند متعال جامعه اسلامى ما را که در عصر حاضر پرچم اسلام و حاکمیت احکام اسلام را در دنیا به اهتزاز درآورده و مسلمانان را سربلند و عزیز قرار داده از اینگونه خطرات که موجب تشویش اذهان و خدشه دارشدن شخصیت اسلامى ما است حفظ فرماید.
سؤال: حضور بانوان در میادین ورزشى مردان، وقتى که مردان با شورت و زیر پوش یا فقط با شورت بازى مى کنند، چه حکمى دارد؟
پاسخ: نگاه کردن به بدن اجنبى یا اجنبیه حرام است.
سؤال: حضور بانوان در میادین ورزشى مردان، وقتى که مردان لباس کامل به تن دارند مثلاً (ورزشهاى رزمى) چه حکمى دارد؟
پاسخ: جواز آن مورد تأمّل است.
سؤال: حضور مردان در میادین ورزشى زنان چه حکمى دارد؟
پاسخ: اگر مستلزم نظر ببدن آنها باشد بى شبهه حرام است و بدون آن اگر مستوره هم باشند چون مستلزم نظر به مفاتن بدن که از زیر لباس ظاهر است میباشد و معرض ریبه و فتنه والتذاذ است جایز نیست اصولاً این برنامه ها با مجموعه تعالیم اسلام در مورد روابط مردان با بانوان سازگار نیست و مرد مسلمان غیرتمند و هم چنین زن عفیفه مسلمان که به آداب اسلامى و در مجتمع اسلامى تربیت شده باشد وارد در این رشته برنامه هاى مفسده انگیز و خلاف عفت و غیرت اسلامى نخواهد شد نعوذ بالله من شرور انفسنا.
سؤال: تماشاى مسابقات ورزشى مردان از تلویزیون، وقتى که مردان شورت و زیرپوش یا فقط شورت بتن دارند، چه حکمى دارد؟
پاسخ: براى مردها اشکال ندارد.

دوشنبه 13 شهریور 1391  8:11 PM
تشکرات از این پست
siasport23
siasport23
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 16696
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

احکام پوشش ( مقام معظم رهبری)

الف) پوشش
1. حجاب زن
س: زن چه مقدار از بدنش را بايد از نامحرم بپوشاند؟
ج) زنان بايد تمام سر و بدن خود را به جز صورت و دستها تا مچ كه زينت و آرايش نشده باشند با لباسى كه توجه نامحرم را جلب نكند، بپوشانند.
2. پوشيدن چادر
س: اگر حجاب زن با مانتو و روسرى كامل باشد كفايت مى‏كند يا حتماً بايد چادر باشد؟
ج) در حجاب و پوشش واجب، لباس معينى شرط نيست، و هر لباسى كه تمامى‏ بدن زن (بجز صورت و دستها تا مچ كه استثناء شده) و همچنين برجستگيهاى بدن را بپوشاند و توجه نامحرم را جلب نكند، كفايت مى‏كند. البته در طول ساليانِ دراز، زنان جامعه ما چادر را ترجيح داده و براى حفظ حجاب بهتر اسلامى‏، آن را انتخاب كرده‏اند.
3. لباس شهرت
س: منظور از لباس شهرت چيست و پوشيدن آن چه حكمى‏ دارد؟ آيا نماز خواندن با آن اشكال دارد؟
ج) لباس شهرت لباسى است كه پوشيدن آن براى شخص به خاطر رنگ يا كيفيت دوخت يا مندرس بودن آن و يا علل ديگر مناسب نيست، به طورى كه اگر آن را در برابر مردم بپوشد توجه آنان را به خود جلب نموده و انگشت نما مى‏شود. پوشيدن چنين لباسى بنابر احتياط واجب جايز نيست، ولى نماز خواندن با آن اشكال ندارد.
4. استفاده زن و مرد از لباس يكديگر
س: آيا استفاده از دمپايى و جوراب مردانه براى زنان، مصداقِ تشبّه به جنس مخالف است؟ در اين صورت تكليف چيست؟
ج) استفاده زن و مرد از لباس، كفش و دمپايى يكديگر، اگر مختص جنس خاص باشد بنابر احتياط واجب، جائز نيست ولى استفاده هاى محدود به نحوى كه آن را زىّ و پوشش خود قرار ندهند اشكال ندارد.
5. پوشش مردان
س: از نظر شرعى حدّ پوشش لازم براى مردان چقدر است؟
ج) بر مرد پوشاندن سر و گردن و صورت و دستها تا جايى كه معمولاً نمى‏پوشانند لازم نيست.
6. كراوات
س: آيا در مجالس عروسى يا ميهمانيهاى خصوصى، زدن كراوات براى آقايان جايز است؟
ج) به طور كلى، پوشيدن كراوات و ديگر لباسهايى كه پوشش و زيّ غير مسلمانان محسوب مى‏شود و استفاده از آن منجر به ترويج فرهنگ منحط و معاند غربى مى‏شود، جايز نيست.
ب) نگاه و ارتباط
1. نگاه كردن به فيلم و عكس نامحرم
س1: ديدن تصاوير نامحرم كه حجاب كامل ندارند, چه حکمى‏ دارد؟
ج) نظر به فيلم و عكس نامحرم به قصد لذت و ريبه حرام است و بدون قصد لذت، اگر صاحب عكس را نشناسد و مستلزم مفسده‏اى هم نباشد، اشكال ندارد.
س2: با توجه به اينکه در سايتهاى مختلف اينترنتى (حتى سايتهاى خبرى) عکسهايى از زنان خارجى (اعم از مسلمان و غير مسلمان) وجود دارد، نگاه کردن به آنها جايز مى‏باشد يا خير؟
ج) نگاه كردن به تصوير زن نامحرم حكم نگاه كردن به خود زن نامحرم را ندارد، بنابراين اگر نگاه از روى لذت نبوده و خوف افتادن به گناه نباشد و تصوير هم متعلق به زن مسلمانى كه بيننده آن را مى‏شناسد نباشد، اشكال ندارد و بنابر احتياط واجب در صورت عدم رعايت حجاب نبايد به تصوير زن نامحرم كه بطور مستقيم از تلويزيون و برنامه‏هاى اينترنتى، پخش مى‏شود نگاه كرد. نگاه كردن به تصاوير و فيلمهاى مستهجن نيز بطور مطلق حرام است.
س3: آيا ديدن فيلمهاى زناشويى براى زن و شوهر از لحاظ شرعى اشكال دارد؟
ج) ديدن اين گونه از فيلمها كه هميشه با نگاه شهوت برانگيز همراه است جايز نيست.
2. نگاه به زن نامحرم
س: آيا نگاه كردن به زن نامحرم (بصورت عادى و بدون قصد لذت) اشكال دارد؟
ج) نگاه به زن نامحرم جايز نيست مگر به صورت و دستها تا مچ، بدون قصد لذت و ريبه در صورتى كه زينت و آرايش نشده باشد.
3. ارتباط با نامحرم
س: ارتباط با نامحرم (مكاتبه، گفتگو، ارتباط اينترنتى و…) چه حكمى‏ دارد؟
ج) هر گونه ارتباطى كه خارج از ضوابط و احكام شرعى باشد و يا مفسده اى بر آن مترتب شود، جايز نيست.
4. دست دادن با نامحرم
س: دست دادن مرد با زن خارجى و همچنين با نزديكان غيرِ محرم چه حکمى‏ دارد؟ مخصوصاً با افراد غير مسلمان كه اجتناب از چنين كارى توهين تلقى مى‏شود؟
ج) دست دادن با نامحرم حرام است، مگر اينكه از روى حايلى ( مانند دستكش و…) باشد، به شرط اينكه همراه با فشار دادن دست نباشد.
5. نگاه زن به مرد نامحرم
س: حكم شرعى در مورد نگاه کردن زن به مرد چيست؟ حدود آن چيست؟
ج) نگاه به سر و صورت و گردن و دستها تا جايى كه معمولاً نمى‏پوشانند، بدون قصد لذت و ريبه اشكال ندارد.
6. نگاه زن به بچه مميّز و پوشش نزد او
س: نگاه كردن به پسربچه غير بالغ مميّز بدون قصد لذت چه حكمى‏ دارد؟
ج) اگر بچه مميّز به مرحله‏اى رسيده كه نگاه كردن به او يا نگاه او به زن موجب تهييج شهوت مى‏شود، نگاه به او جايز نيست و زن هم بايد خود را نزد او بپوشاند.
7. لمس و نظر حرام در حين آموزش پزشكى
س1: آيا دانشجويان رشته پزشكى براى فراگيرى اين علم مى‏توانند بدن غير همجنس را لمس كنند؟
ج) تحصيل و فراگيرى علم پزشكى از طريق معايناتى كه فى نفسه حرام هستند در مواردى كه ياد گرفتن اين علم و شناخت راههاى درمان بيماريها متوقف بر آن باشد، اشكال ندارد مشروط به اينكه دانشجو اطمينان داشته باشد كه توانايى نجات جانِ انسانها در آينده، متوقف بر اطلاعاتى است كه از اين طريق بدست مى‏آيد و همچنين مطمئن باشد كه در آينده در معرض مراجعه بيماران بوده و مسؤوليت جان آنان را بر عهده خواهد داشت.
س2: در دانشكده پزشكى در واحد تشريح، اجساد مرد تشريح مى‏شود، كه اغلب پوشش جسدها بيشتر از حدّ ضرورت كنار زده مى‏شود و دانشجويان دختر هم آن اجساد را تشريح مى‏كنند لطفاً حكم نگاه به جسد مرد و لمس آن توسط دانشجويان دختر را بيان فرماييد.
ج) نظر زن بر بدن مرد نامحرم بجز سرو گردن و دستها و همچنين لمس بدن نامحرم بر زن شرعاً حرام است، مگر در موارد استثنايى ضرورت، آن هم فقط همان مقدارى كه ضرورت اقتضا كند.
8. رجوع به پزشك غير همجنس
س: من يك زن و پزشك عمومى‏ هستم. با توجه به اينكه مراجعينِ مطب، آقا و خانم مى‏باشند و من هم در هنگام معاينه، مراقب عدم تماس لمسى با نامحرم مى‏باشم و كليه شؤونات مذهبى را رعايت مى‏كنم، آيا مجاز به معاينه مردان هستم؟ و اصولاً مراجعه مردان به دكتر زن و برعكس چه حكمى‏ دارد؟
ج) اگر معالجه مستلزم لمس و نظر حرام باشد، با امكان رجوع به پزشك همجنس، رجوع به غير همجنس جايز نيست.
ج) زينت
1. زينت و ملاك آن
س: آيا ابروى اصلاح شده براى زن حکم زينت را دارد؟ تا چه حدّ بايد پوشانده شود؟
ج) تشخيص مصداق زينت، عرفى است و هرچه عرفاً زينت محسوب شود، زن بايد آن را از نگاه نامحرم بپوشاند.
2. زينت بانوان
س: پوشيدن انگشترى طلا براى زن چه حکمى‏ دارد؟
ج) استفاده زنان از زينت و زيور آلات و آرايش نمودن خود اشكال ندارد، لكن بايد از نامحرم پوشانده شود.
3. برداشتن ابرو
س: برداشتن ابرو (اصلاح و مرتب كردن آن) در صورتى كه باعث تغيير شكل ابرو شود (تغيير چشم گير ايجاد كند) يا تغيير شكلى ايجاد نكند (فقط زير ابرو خالى شود) چه حكمى‏ دارد؟
ج) آنچه كه عرفاً زينت محسوب مى‏شود، بايد از نامحرم پوشانده شود.
4. طلاى سفيد
س: استفاده از طلاى سفيد و پلاتين براى آقايان چه حكمى‏ دارد؟
ج) اگر چيزى كه طلاى سفيد ناميده مى‏شود همان طلاى زرد است كه بر اثر مخلوط كردن ماده‏اى رنگ آن سفيد شده، حرام است، ولى اگر عنصر طلا در آن به قدرى كم است كه عرفاً به آن طلا نمى‏‏گويند، مانع ندارد و پلاتين نيز اشكال ندارد.
د) رقص
س: حكم رقص زن براى زن و مرد براى مرد چيست؟ رقص زن و شوهر چطور؟
ج) اگر رقص، مهيج شهوت يا مستلزم فعل حرام (مثل همراه بودن با موسيقى حرام يا غنا) باشد، و يا مفسده‏اى بر آن مترتب شود، حرام است و رقص زن جلوى نامحرم مطلقاً حرام است.
ـ رقص زن براى شوهرش يا برعكس، اگر همراه ارتكاب حرامى‏ (مانند گوش دادن به غنا و موسيقى حرام) نباشد، اشكالى ندارد.
دوشنبه 13 شهریور 1391  8:11 PM
تشکرات از این پست
siasport23
siasport23
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 16696
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

مقاله: حدود پوشش زن در اسلام

بررسی
اکنون می خواهیم حدود پوششی که در اسلام بر زن واجب شده است، با توجه به همه دلایل موافق و مخالفی که در مساله هست، از دیده فقهی بررسی کنیم.

مجددا توضیح می دهیم که بحث ما جنبه علمی دارد نه فتوایی.این بنده نظر خودم را می گویم و هر یک از شما باید عملا به فتوای همان مجتهدی عمل کند که از او تقلید می نماید.
قبلا لازم است مطالبی را که از نظر فقه اسلامی قطعی و مسلم است مشخص کنیم و سپس به مواردی که مورد اختلاف و قابل بحث است بپردازیم:

1.در اینکه پوشانیدن غیر وجه و کفین بر زن واجب است، از لحاظ فقه اسلام هیچ گونه تردیدی وجود ندارد.این قسمت جزء ضروریات و مسلمات است.نه از نظر قرآن و حدیث و نه از نظر فتاوی در این باره اختلاف و تشکیکی وجود ندارد.آنچه مورد بحث است پوشش چهره و دستها تا مچ است.

2.مساله «وجوب پوشش » را که وظیفه زن است از مساله «حرمت نظر بر زن » که مربوط به مرد است باید تفکیک کرد.ممکن است کسی قائل شود به عدم وجوب پوشیدن وجه و کفین بر زن و در عین حال نظر بدهد به حرمت نظر از جانب مرد.نباید پنداشت که بین این دو مساله ملازمه است.همچنانکه از لحاظ فقهی مسلم است که بر مرد واجب نیست سر خود را بپوشاند ولی این دلیل نمی شود که بر زن هم نگاه کردن به سر و بدن مرد جایز باشد.

بلی، اگر در مساله نظر قائل به جواز شویم در مساله پوشش هم باید قائل به عدم وجوب شویم، زیرا بسیار مستبعد است که نظر مرد بر وجه و کفین زن جایز باشد ولی کشف وجه و کفین بر زن حرام باشد.بعدا نقل خواهیم کرد که در میان ارباب فتوا در قدیم کسی را نمی توان یافت که قائل به وجوب پوشیدن وجه و کفین باشد ولی هستند کسانی که نظر را حرام می دانند.
3.در مساله جواز نظر تردیدی نیست که اگر نظر از روی «تلذذ» یا «ریبه » باشد حرام است.

«تلذذ» یعنی لذت بردن، و نگاه از روی تلذذ یعنی نگاه به قصد لذت بردن باشد; و اما «ریبه » یعنی نظر به خاطر تلذذ و چشم چرانی نیست ولی خصوصیت ناظر و منظور الیه مجموعا طوری است که خطرناک است و خوف هست که لغزشی به دنبال نگاه کردن به وجود آید.

این دو نوع نظر مطلقا حرام است حتی در مورد محارم.تنها موردی که استثنا شده نظری است که مقدمه خواستگاری است که در این مورد اگر تلذذ هم باشد - که معمولا هم هست - جایز است.البته شرطش این است که واقعا هدف شخص ازدواج باشد یعنی مرد جدا به خاطر ازدواج بخواهد زن را ببیند و از لحاظ سایر خصوصیات مورد نظر زن را پسندیده باشد نه آنکه برای چشم چرانی قصد ازدواج را بهانه قرار دهد. قانون الهی مانند قانونهای بشری نیست که بتوان با صورتسازی خیال خود را راحت کرد.در اینجا وجدان انسان حاکم است و خدای متعال که هیچ چیز بر او پوشیده نیست محاسب.علیهذا باید گفت در حقیقت استثنائی در کار نیست، زیرا آنچه قطعا حرام است نگاه به قصد تلذذ است و آنچه مانعی ندارد این است که نگاه به قصد تلذذ نباشد ولی تلذذ قهرا پیدا شود.

فقها تصریح کرده اند که جایز نیست کسی به زنها نگاه کند تا در بین آنها یکی را انتخاب کند.آنچه جایز است، در مورد یک زن خاص است که به او معرفی شده است و درباره اش می اندیشد، از سایر جهات تردیدی ندارد، فقط از نظر چهره و اندام تردید دارد، می خواهد ببیند آیا می پسندد یا نه؟ برخی دیگر از فقها به صورت احتیاط مطلب را بیان کرده اند.
چهره و دو دست (وجه و کفین) بعد از اینکه موارد قطعی پوشش را بیان کردیم نوبت می رسد به بحث درباره «پوشش وجه و کفین » .

مساله پوشش بر حسب اینکه پوشانیدن وجه و کفین واجب باشد یا نباشد دو فلسفه کاملا متفاوت پیدا می کند.اگر پوشش وجه و کفین را لازم بدانیم در حقیقت طرفدار فلسفه پرده نشینی زن و ممنوعیت او از هر نوع کاری جز در محیط خاص خانه و یا محیطهای صد در صد اختصاصی زنان هستیم.

ولی اگر پوشیدن سایر بدن را لازم بدانیم و هر نوع عمل محرک و تهییج آمیز را حرام بشماریم و بر مردان نیز نظر از روی لذت و ریبه را حرام بدانیم اما تنها پوشیدن گردی چهره و پوشیدن دستها تا مچ را واجب ندانیم آنهم به شرط اینکه خالی از هر نوع آرایش جالب توجه و محرک و مهیج باشد بلکه ساده و عادی باشد، آن وقت مساله صورت دیگری پیدا می کند و طرفدار فلسفه دیگری هستیم و آن فلسفه این است که لزومی ندارد زن الزاما به درون خانه رانده شود و پرده نشین باشد بلکه صرفا باید این فلسفه رعایت گردد که هر نوع لذت جنسی اختصاص داشته باشد به محیط خانواده، و کانون اجتماع باید پاک و منزه باشد و هیچ گونه کامجویی خواه بصری و خواه لمسی و خواه سمعی نباید در خارج از کادر همسری صورت بگیرد.بنابر این زن می تواند هر نوع کار از کارهای اجتماعی را عهده دار شود.
البته در اینجا چند نکته هست:

الف.ما فعلا در این مقام نیستیم که آیا زن در درجه اول باید به وظایف خانوادگی عمل کند یا خیر؟ شک نیست که ما طرفدار این هستیم که وظیفه اول زن مادری و خانه سالاری است.

ب.برخی از مناصب است که از نظر اینکه آیا زن از نظر اسلام می تواند عهده دار بشود یا نه، نیازمند بحث جداگانه و مفصل است، از قبیل سیاست و قضاء و افتاء (فتوا دادن و مرجعیت تقلید) .ما درباره اینها جداگانه بحث خواهیم کرد.

ج.خلوت با اجنبیه خالی از اشکال نیست.شاید عقیده اکثر فقها حرمت باشد.ما فعلا نظر به آن نوع کار اجتماعی نداریم که مستلزم خلوت با اجنبیه است.

د.از نظر اسلام مرد رئیس خانواده است و زن عضو این دایره است.علیهذا در حدودی که مرد مصالح خانوادگی را در نظر می گیرد حق دارد که زن را از کار معینی منع کند.

مقصود ما این است که اگر پوشیدن چهره و دو دست مخصوصا چهره واجب باشد خود به خود شعاع فعالیت زن به اندرون خانه و اجتماعات خاص زنان محدود می شود ولی اگر پوشیدن گردی چهره واجب نباشد این محدودیت خود به خود لازم نمی آید. اگر احیانا محدودیتی پیدا شود از جهت خاص استثنائی خواهد بود.

به هر حال با لازم نبودن پوشیدن گردی چهره، حکم شرعی برخی از کارها از نظر رمت یا جواز روشن می گردد.بسیاری از کارهاست که از نظر فقهی و شرعی اولا و بالذات بر زن حرام نیست.ولی اگر پوشش وجه و کفین را لازم بشماریم ثانیا و بالعرض بر زن حرام است، یعنی از آن جهت حرام است که مستلزم باز گذاشتن چهره و دو دست می شود.بنابر این جواز و عدم جواز آن کارها برای زن بستگی بدین دارد که پوشش وجه و کفین واجب باشد یا نباشد.ما ذیلا چند نمونه از این کارها را مطرح می کنیم:
1. آیا برای زن رانندگی جایز است؟

می دانیم که مساله رانندگی بخصوص، حکمی ندارد، باید دید آن زن می تواند وظایف دیگر خود را در حین رانندگی اجرا کند یا نه؟ اگر پوشش وجه و کفین واجب باشد باید گفت زن نمی تواند رانندگی کند.
2.آیا کار فروشندگی در خارج از منزل برای زن جایز است یا نه؟
البته مقصود آن نوع فروشندگیها نیست که فعلا در دنیا معمول است و در حقیقت فریبندگی است نه فروشندگی.
3.آیا کار اداری برای زن جایز است یا نه؟
4.آیا زن حق دارد عهده دار تدریس - ولو برای مردان - بشود یا نه؟ و آیا حق دارد که در کلاسی که مرد تدریس می کند متعلم باشد یا نه؟

اگر بگوییم پوشش وجه و کفین لازم نیست و مرد هم در صورتی که نظر ریبه و تلذذ نداشته باشد می تواند به وجه و کفین نگاه کند، نتیجه این است که مانعی ندارد; و الا جایز نیست.

خلاصه اینکه وجه و کفین مرز محبوسیت و عدم محبوسیت زن است و ایرادهایی که مخالفین پوشش می گیرند در صورتی است که حجاب وجه و کفین را لازم بدانیم. ولی اگر پوشیدن وجه و کفین را واجب ندانیم، در پوشش سایر قسمتهای بدن هیچ گونه اشکالتراشی نمی توان کرد، بلکه اشکال بر طرف مخالف وارد است.

اگر زن مرض نداشته باشد و نخواهد لخت بیرون بیاید، پوشیدن یک لباس ساده که تمام بدن و سر جز چهره و دو دست تا مچ را بپوشاند مانع هیچ فعالیت بیرونی نخواهد بود. بلکه برعکس، تبرج و خودنمایی و پوشیدن لباسهای تنگ و مدهای رنگارنگ است که زن را به صورت موجودی مهمل و غیر فعال درمی آورد که باید تمام وقتش را مصروف حفظ پزیسیون خود کند.ما به زودی توضیح خواهیم داد و قبلا نیز از قدمای مفسرین نقل کردیم که استثنای وجه و کفین به منظور رفع حرج و امکان دادن به فعالیت زن است و به همین ملاک است که اسلام آن را واجب نشمرده است.
اکنون دلائل موافق و مخالف را در مساله تحقیق می کنیم.
ادله موافق به چند دلیل می توان گفت که پوشش وجه و کفین واجب نیست:

1.آیه «پوشش » که همان آیه 31 سوره نور است و برای بیان این وظیفه و تعیین حدود آن است پوشانیدن وجه و کفین را لازم نشمرده است.در این آیه به دو جمله می توان استناد جست.یکی جمله و لا یبدین زینتهن الا ما ظهر منها و دیگر جمله و لیضربن بخمرهن علی جیوبهن .

در مورد جمله اول دیدیم که اکثر مفسران و عموم روایات، خضاب و سرمه و انگشتر و دستبند و امثال اینها را مصداق مستثنی الا ما ظهر دانسته اند.این زینتها زینتهایی است که در چهره و دو دست تا مچ صورت می گیرد.خضاب و انگشتر و دستبند مربوط به دست است و سرمه مربوط به چشم.

کسانی که پوشش وجه و کفین را واجب می دانند باید استثناء الا ما ظهر را منحصر بدانند به لباس رو، و واضح است که حمل استثنا بر این معنی بسیار بعید و خلاف بلاغت قرآن است.مخفی داشتن لباس رو، به علت اینکه غیر ممکن است، احتیاج به استثنا ندارد; گذشته از اینکه لباس را وقتی می توان زینت محسوب کرد که قسمتی از بدن نمایان باشد.مثلا در مورد زنان بی پوشش می توان گفت که لباس آنها یکی از زینتهای آنهاست، ولی اگر زن تمام بدن را با یک لباس سرتاسری بپوشاند چنین لباسی زینت شمرده نمی شود.
خلاصه اینکه ظهور آیه را در اینکه قسمتی از زینت بدن را استثنا می کند نمی توان منکر شد، و صراحت روایات هم ابدا قابل تردید نیست.

در مورد جمله دوم باید گفت: آیه دلالت دارد که پوشانیدن گریبان لازم است، و چون در مقام بیان حد است اگر پوشانیدن چهره هم لازم بود بیان می کرد.

دقت فرمایید! «خمار روسری » اساسا برای پوشانیدن سر وضع شده است.ذکر کلمه «خمر» در آیه می فهماند که زن باید روسری داشته باشد، و واضح است که با روسری پوشانیدن مربوط به سر است، و اما اینکه غیر از سر آیا قسمت دیگری را هم باید با روسری پوشانید یا نه، بستگی به بیان آن دارد و چون در آیه فقط زدن دو طرف روسری بر گریبان مطرح است معلوم می شود که همین مقدار واجب است.

ممکن است کسی خیال کند معنی و لیضربن بخمرهن علی جیوبهن این است که روسریها را مانند پرده از جلو چهره آویزان کنند تا حدی که روی گریبان و سینه را بپوشاند.

ولی متاسفانه به هیچ وجه نمی توان آیه را بدین معنی حمل کرد زیرا: اولا کلمه «خمار» به کار رفته نه کلمه «جلباب » .خمار روسری کوچک است و جلباب روسری بزرگ. روسری کوچک را نمی توان آن اندازه جلو کشید و مانند پرده آویزان کرد به طوری که چهره و دور گردن و گریبان و سینه را بپوشاند و در عین حال سر و پشت گردن و موها - که معمولا در آن زمان بلند بوده است - پوشیده بماند.

ثانیا آیه می فرماید با همان روسریها که دارید چنین عملی انجام دهید.بدیهی است اگر آن روسریها را بدان شکل روی چهره می آویختند جلو پای خود را به هیچ وجه نمی دیدند و راه رفتن برایشان غیر ممکن بود.آن روسریها قبلا «مشبک » و «توری » ساخته نشده بود که برای این منظور مفید باشد.اگر منظور این بود که لزوما روسریها از پیش رو آویخته شود دستور می رسید که روسریهایی تهیه کنید غیر از این روسریهای موجود که بتوانید هم چهره را بپوشانید و هم راه بروید.

ثالثا ترکیب ماده «ضرب » و کلمه «علی » مفید مفهوم آویختن نیست.چنانکه قبلا گفتیم و از اهل فن لغت و ادب عرب نقل کردیم ترکیب «ضرب » با «علی » فقط مفید این معنی است که فلان چیز را بر روی فلان شی ء مانند حائلی قرار داد.مثلا معنی جمله فضربنا علی اذانهم این است که بر روی گوشهای اینها حائلی قرار دادیم.علیهذا مفهوم و لیضربن بخمرهن علی جیوبهن این است که با روسریها بر روی سینه و گریبان حائلی قرار دهید.پس وقتی در مقام تحدید و بیان حدود پوشش است و می فرماید با روسریها بر روی گریبانها و سینه ها حائلی قرار دهید و نمی گوید بر روی چهره حائلی قرار دهید، معلوم می شود حائل قرار دادن بر روی چهره واجب و لازم نیست.

یک نکته دیگر که باید اینجا اضافه کرد این است که باید دید زنان مسلمان قبل از نزول این آیه روسری را به چه کیفیت به کار می برده اند؟

از لحاظ تاریخ مسلم است که زنان مسلمان قبل از نزول آیات پوشش به حکم عادت معمول آن روز عرب چهره خود را نمی پوشانیده اند، چنانکه قبلا نقل کردیم روسری را از پشت گوشها رد کرده و اطراف آن را به پشت خود می انداخته اند و در نتیجه گوشها، گوشواره ها، چهره، گردن و گریبان نمایان بوده است.وقتی در همچو زمینه ای دستور داده شد که روسری را بر گریبان بزنند معنای این دستور این است که دو طرف روسری را از جانب راست و چپ به جلو آورده و به طور چپ و راست بر گریبان بزنند.به کار بردن این دستور موجب می شود گوشها و گوشواره ها و گردن و گریبان پوشیده شود و چهره باز بماند.

به نظر ما در اینکه آیه مورد نظر همین معنی را می فهماند هیچ تردیدی نیست و چون توجه کنیم که آیه در مقام بیان حدود پوشش است و به اصطلاح اصولیین اهمال در مقام بیان جایز نیست، به طور قطع می فهمیم که پوشانیدن چهره واجب نیست.

2.در موارد بسیاری که مستقیما مساله پوشش یا مساله جواز و عدم جواز نظر مطرح است ملاحظه می کنیم که در جواب و سؤالهایی که میان افراد و پیشوایان دین رد و بدل شده فقط مساله «مو» مطرح است و مساله «رو» به هیچ وجه مطرح نیست; یعنی وجه و کفین مفروغ عنه و مسلم فرض شده است.و ما ذیلا چند نمونه از این موارد را ذکر می کنیم:
الف.در مورد حرمت نظر به خواهر زن:
صحیح البزنطی عن الرضا علیه السلام قال: سالته عن الرجل یحل له ان ینظر الی شعر اخت امراته؟ فقال: لا الا ان تکون من القواعد.قلت له: اخت امراته و الغربیة سواء؟ قال: نعم.قلت: فما لی من النظر الیه منها؟ فقال: شعرها و ذراعها [sup](1)[/sup].

احمد بن ابی نصر بزنطی - که از اصحاب عالیقدر حضرت رضا علیه السلام است - می گوید از حضرت رضا سؤال کردم آیا برای مرد جایز است که به موی خواهر زنش نگاه کند؟ فرمود نه، مگر اینکه از زنان سالخورده باشد.گفتم پس خواهر زن و بیگانه یکی است؟ فرمود بلی.گفتم (در مورد سالخورده) چقدر برای من جایز است نگاه کنم؟ فرمود به موی او و ذراع (از انگشت تا آرنج) او می توانی نگاه کنی.

ملاحظه می فرمایید که هم در سؤال اول روایت و هم در آخرین جواب امام علیه السلام آنچه ذکر شده است «مو» است نه «رو» .به خوبی روشن است که مستثنی بودن چهره نزد طرفین مسلم بوده است.و هرگز نمی شود احتمال داد که مثلا در مورد زنان سالخورده نگاه به مو و ذراع جایز باشد و نگاه به صورت جایز نباشد، در حالی که در جواب سؤال از مقداری که نظر به آن جایز است چهره ذکر نشده است.
ب.در مورد پسر بچه: ایضا صحیح البزنطی عن الرضا علیه السلام قال: یؤخذ الغلام بالصلاة و هو ابن سبع سنین و لا تغطی المراة منه شعرها حتی یحتلم [sup](2)[/sup].

حضرت رضا علیه السلام به احمد بن ابی نصر بزنطی فرمود: وقتی پسر بچه به فت سال رسید باید به نماز خواندن وادار کرده شود، ولی تا وقتی که بالغ نشده است بر زن لازم نیست موی خود را از او بپوشاند.
یعنی وادار کردن به نماز برای ایجاد عادت است و الا در هفت سالگی حکم مرد را ندارد، تا به حد بلوغ برسد.
در اینجا نیز پوشانیدن «مو» مطرح است نه «رو» .روایات دیگر به همین مضمون در کتب حدیث زیاد است.

ممکن است گفته شود که مو به عنوان مثال ذکر شده است، به دلیل اینکه بدن ذکر نشده در حالی که می دانیم پوشانیدن بدن لازم است.بنابر این پوشانیدن چهره هم ممکن است واجب باشد و ذکر نشده باشد.

جواب این است که اگر پوشانیدن چهره واجب بود شایسته بود آن را به عنوان مثال ذکر کنند چنانکه در عرف ما که بنابر لازم دانستن پوشانیدن چهره است مساله پوشش را به «رو گرفتن » تعبیر می کنند و رمزش این است که قسمتی که در عمل بیشتر ممکن است مکشوف باشد همان چهره است و وقتی پوشانیدن آن بیان شود وجوب پوشانیدن قسمتهای دیگر به طریق اولی فهمیده می شود.و اما پوشانیدن سایر قسمتهای بدن عملا مورد ابتلا نبوده است و شکی در عدم جواز آن وجود نداشته که مورد سؤال واقع شود.
ج. در مورد مملوک:
لا باس ان یری المملوک الشعر و الساق. [sup](3)[/sup]
جایز است که غلام به مو و ساق خانمی که مالک اوست نگاه کند.
در روایت دیگر در مورد خواجگان (که ممکن است مملوک هم نباشند) سؤال شده است:

محمد بن اسماعیل بن بزیع قال: سالت ابا الحسن الرضا علیه السلام عن قناع الحرائر من الخصیان.فقال: کانوا یدخلون علی بنات ابی الحسن علیه السلام و لا یتقنعن.قلت: و کانوا احرارا؟ قال: لا.قلت: فالاحرار یتقنع منهم؟ قال: لا [sup](4)[/sup].

محمد بن اسماعیل بن بزیع - که او نیز از اکابر اصحاب حضرت رضا علیه السلام است می گوید: از حضرت رضا سؤال کردم که آیا زنان آزاده از خواجگان باید سر بپوشند؟ (در مورد کنیزان مسلم است که بر آنان پوشانیدن سر واجب نیست.لذا سؤال را مخصوص زنهای آزاد قرار داده است.) در پاسخ فرمود: نه، خواجگان بر دختران پدرم امام موسی بن جعفر علیه السلام وارد می شدند و آنها هم روسری نداشتند. پرسیدم آیا آن خواجگان آزاد بودند یا برده؟ فرمود آزاد نبودند.پرسیدم اگر آزاد باشند باید سرها را از ایشان بپوشند؟ فرمود: نه.

در اینکه آیا خواجه و برده به زن محرم است یا نه، در تفسیر آیات بحث کردیم. اکثر فقها می گویند محرم نیست ولی در هر حال دلالت این روایات - و روایات زیاد دیگر در این مورد با همه اختلافی که از سایر جهات دارند و در کافی و وسائل و سایر کتب حدیث مذکور است - بر اینکه استثنای چهره مفروغ عنه و مسلم به شمار می رفته قابل تشکیک نیست.
د.در مورد زنان اهل ذمه [sup](5)[/sup]:
السکونی عن ابی عبد الله علیه السلام قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: لا حرمة لنساء اهل الذمة ان ینظر الی شعورهن و ایدیهن. [sup](6)[/sup]

سکونی (از اهل تسنن است و از حضرت صادق زیاد روایت دارد و مورد قبول و اعتماد علمای شیعه است) از امام صادق نقل کرده است که فرمود: پیغمبر فرمود: حرام نیست که به موها و دستهای زنان اهل ذمه نظر بشود.

ابو البختری عن جعفر عن ابیه عن علی بن ابی طالب علیه السلام: لا باس بالنظر الی رؤوس النساء من اهل الذمة. [sup](7)[/sup]
علی علیه السلام فرمود: نگاه به سر زنان اهل ذمه جایز است.
در این مساله که نظر به زنان اهل کتاب جایز است فقها و مجتهدین متفق می باشند.

الا اینکه جمعی از فقها قیدی را اضافه کرده اند و آن این است که باید به مقداری که در زمان پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بین خود اهل ذمه متداول بوده است اکتفا کرد، یعنی باید دید چه مقدار را در آن زمانها نمی پوشانیده اند، نگاه کردن به همان مقدار جایز است (آن هم بدون تلذذ و ریبه) و اما این اندازه که در این زمانها برهنه شده اند نگاه به آن جایز نیست.

ولی عقیده دیگران این است: هر اندازه از بدن آنها که معمولا خودشان در ملا عام نمی پوشند نظر به آن مانعی ندارد هر چند در زمان پیغمبر اکرم کمتر از آن را باز می گذاشته اند.
ه. در مورد زنان بیابان نشین:
عباد بن صهیب: سمعت ابا عبد الله علیه السلام یقول: لا باس بالنظر الی رؤوس نساء اهل تهامة و الاعراب و اهل السواد و العلوج لانهم اذا نهوا لا ینتهون [sup](8)[/sup].
حضرت صادق علیه السلام فرمود: نگاه کردن به سر زنان تهامه، بادیه نشینان، دهاتیهای حومه [sup](9)[/sup] و علج ها (غیر عربهای بی سواد که در حکم همان بادیه نشین های عرب هستند) مانعی ندارد زیرا ایشان را هر گاه نهی کنند فایده ندارد.

جمعی از فقها به مضمون این روایت فتوا داده اند.از مرحوم آیة الله آقا سید عبد الهادی شیرازی نقل شده است که ایشان این حکم را در مورد آن عده زنان شهری که همچون زنان دهاتی نهی کردن ایشان مفید واقع نمی شود تعمیم می دادند و به همین علتی که در حدیث ذکر شده است (که نهی کردن ایشان اثر ندارد) استناد می جستند. بعضی از فقها و مراجع بزرگ تقلید معاصر نیز عینا همین طور فتوا می دهند و به همین علت که در حدیث ذکر شده استناد می کنند. [sup](10)[/sup]

ولی اکثر فقها چنین فتوا نمی دهند، حتی در مورد زنان بادیه نشین و دهاتی هم فقط به همین اندازه اکتفا می کنند که بر مردان واجب نیست رفت و آمد خود را از مکانهایی که این زنان وجود دارند قطع کنند.اگر گذر کردند و نظرشان افتاد مانعی ندارد، اما اینکه به صورت یک استثنای دائمی باشد، نه.

به هر حال استشهاد ما در این روایت و نظایر آن بدین است که در هیچ موردی از وجه و کفین سؤال نشده، و این بدان جهت بوده که عدم لزوم پوشانیدن آنها از نظر راویان، قطعی و مسلم بوده است و کوچکترین تردیدی در آن نمی رفته است و قبلا گفتیم که هرگز احتمال نمی رود که پوشیدن «رو» را لازم می شناخته اند و در پوشیدن «مو» تردید داشته اند.

3.روایاتی که مستقیما حکم وجه و کفین را چه از نظر پوشیدن و چه از جنبه نگاه کردن بیان می کند.ولی البته عدم لزوم پوشیدن وجه و کفین دلیل بر جواز نظر نیست اما جواز نظر دلیل بر عدم لزوم پوشیدن وجه و کفین هست.
ما قبلا در ذیل آیه و لا یبدین زینتهن الا ما ظهر منها بعضی از این روایات را ذکر کردیم و اکنون چند روایت دیگر را ذکر می کنیم:
الف.خبر مسعدة بن زرارة، قال: سمعت جعفرا - و سئل عما تظهر المراة من زینتها - قال علیه السلام: الوجه و الکفین [sup](11)[/sup].

مسعدة بن زراره از حضرت صادق علیه السلام نقل می کند که وقتی از حضرت درباره زینتی که زن می تواند آشکار کند سؤال شد فرمود: چهره و دو کف.

ب.خبر المفضل بن عمر - قال: قلت لابی عبد الله علیه السلام: ما تقول فی المراة تموت فی السفر مع الرجال لیس فیهم لها ذو محرم و لا معهم امراة فتموت المراة ما یصنع بها؟ قال: یغسل منها ما اوجب الله علیه التیمم و لا تمس و لا یکشف لها شی ء من محاسنها التی امر الله سبحانه بسترها.قلت: فکیف یصنع بها؟ قال: یغسل بطن کفیها ثم یغسل وجهها ثم یغسل ظهر کفیها. [sup](12)[/sup]

مفضل بن عمر سؤال کرد از امام صادق درباره زنی که در سفر بمیرد و مرد محرم یا زنی که او را غسل دهد همراه او نباشد.فرمود: مواضع تیمم او را باید غسل دهند ولی نباید بدن او را لمس کنند و نباید زیباییهای او را که خدا پوشیدن آن را واجب فرموده است آشکار کرد.پرسیدم چگونه عمل کنیم؟ فرمود اول باطن کف دست او را باید شست، سپس چهره و بعد پشت دستهایش را.
ملاحظه می فرمایید که تصریح دارد که چهره و کفین جزء قسمتهایی که پوشانیدنش واجب گردیده است نیست.
ج.عن علی بن جعفر عن الرجل ما یصلح له ان ینظر من المراة التی لا تحل له؟ قال: الوجه و الکف و موضع السوار [sup](13)[/sup].

علی بن جعفر فرزند امام ششم است و مرد بسیار جلیل القدری است، از برادرش حضرت موسی بن جعفر علیه السلام می پرسد برای مرد چه مقدار جایز است به زنی که محرمش نیست نگاه کند؟ حضرت در جواب فرمود: چهره و کف و جای دستبند.

د.عن ابی جعفر عن جابر بن عبد الله الانصاری قال: خرج رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم یرید فاطمة علیها السلام و انا معه.فلما انتهینا الی الباب وضع یده علیه فدفعه، ثم قال: السلام علیکم.فقالت فاطمة: علیک السلام یا رسول الله.قال ا ادخل؟ قالت: ادخل یا رسول الله!قال: ادخل انا و من معی؟ فقالت: یا رسول الله!لیس علی قناع.فقال: یا فاطمة!خذی فضل ملحفتک فقنعی بها راسک.ففعلت.ثم قال: السلام علیکم.فقالت: و علیک السلام یا رسول الله.قال: اادخل؟ قالت: نعم یا رسول الله!قال: انا و من معی؟ قالت: و من معک.قال جابر: فدخل رسول الله و دخلت و اذا وجه فاطمة اصفر کانه بطن جرادة، فقال رسول الله: ما لی اری وجهک اصفر؟ قالت: یا رسول الله! الجوع.فقال: اللهم مشبع الجوعة و دافع الضیعة، اشبع فاطمة بنت محمد.قال جابر: فنظرت الی الدم ینحدر من قصاصها حتی عاد وجهها احمر، فما جاعت بعد ذلک الیوم [sup](14)[/sup].

مضمون حدیث به طور اختصار این است: جابر می گوید: در خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله به در خانه فاطمه علیها السلام آمدیم.رسول خدا سلام کرد و اجازه ورود خواست.
فاطمه علیها السلام اجازه داد.پیغمبر اکرم فرمود: با کسی که همراه من است وارد شوم؟

زهرا علیها السلام گفت: پدر جان!چیزی بر سر ندارم.فرمود: با قسمتهای اضافی روپوش خودت سرت را بپوشان.سپس مجددا استعلام کرد که آیا داخل شویم؟ پاسخ شنیدیم:

بفرمایید.وقتی وارد شدیم چهره زهرا علیها السلام آنچنان زرد بود که مانند شکم ملخ می نمود.رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم پرسید: چرا چنین هستی؟ جواب داد: از گرسنگی است. [sup](15)[/sup]

پیغمبر اکرم دعا فرمود که خدایا!دختر مرا سیر گردان.پس از دعای پیغمبر اکرم چهره زهرا گلگون شد و گویی دویدن خون را در زیر پوست صورت می دیدم و زهرا از آن پس گرسنه نماند.
دلالت این حدیث بر اینکه پوشانیدن چهره واجب نیست و نیز بر اینکه نظر کردن به چهره جایز است، بسیار روشن می باشد.

ه.عن الفضیل بن یسار، قال: سالت ابا عبد الله علیه السلام عن الذراعین من المراة هما من الزینة التی قال الله: و لا یبدین زینتهن الا لبعولتهن قال: نعم و ما دون الخمار من الزینة و ما دون السوارین [sup](16)[/sup].

فضیل بن یسار می گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم که آیا ذراعهای زن از قسمتهایی است که باید از غیر محارم بپوشاند؟ فرمود: بلی و آنچه زیر روسری قرار می گیرد باید پوشیده شود، و همچنین از محل دستبند به بالا پوشیده شود.
4. روایاتی که در باب احرام، پوشانیدن چهره را بر زن حرام می کند.

بسیار مستبعد است که بگوییم گشودن چهره در غیر حال احرام از محرمات محسوب می شود و در حال احرام واجب است.و با در نظر گرفتن اینکه وقتی شخص محرم مناسک عمره یا حج را بجا می آورد معمولا در میان اجتماع انبوهی از زن و مرد است، روشن است که اگر پوشانیدن چهره از مرد لازم باشد می باید قید شود; گذشته از اینکه در روایتی وارد شده است که حضرت باقر علیه السلام زنی را دید که در حال احرام به وسیله بادبزن چهره خود را پوشانیده است; امام علیه السلام شخصا با چوبدستی خود بادبزن را از چهره آن زن دور فرمود.

از بعضی روایات فهمیده می شود که باز بودن چهره زن در حال احرام به جای باز بودن سر برای مرد است و منظور این است که محرم از تاثیر گرما و سرما نج ببرد; چنانکه در حدیثی آمده است که زنی در حال احرام نقاب زده بود; حضرت باقر علیه السلام فرمود نقاب را بردار، زیرا اگر نقاب داشته باشی رنگ چهره ات تغییر نمی کند، یعنی باید آفتاب رنگ پوست صورتت را عوض کند.

پس منظور از اینکه محرم اگر مرد است باید سر را برهنه کند و اگر زن است چهره را، این است که از آسایش و رفاهی که در حال معمولی برخوردار است قدری کاسته شود. ولی چون شارع مقدس می خواسته قانون «پوشش » به حال خود باقی باشد، به زن دستور نفرموده که سر را برهنه کند و تنها به برهنه کردن چهره اکتفا کرده است.و اگر شارع می خواست در حال احرام از قانون «پوشش » صرف نظر کند، ممکن بود برای زن هم برهنه کردن سر را لازم بشمارد.و در بین فقها هرگز کسی نگفته است که منظور شارع این است که در مورد احرام استثنائی برای پوشش قائل شده باشد.

روایات و قرائنی که در این باب است، در اخبار و روایات شیعه و سنی و در تاریخ اسلام فوق العاده زیاد و غیر قابل انکار است.آنچه ذکر کردیم نمونه ای بود.نقل همه آنها خود یک کتاب می شود.
ادله مخالف برای وجوب پوشش وجه و کفین متقابلا به دلایل زیر تمسک جسته شده است:
1.سیره مسلمین درست است که ظاهر آیات و روایات این است که پوشش وجه و کفین لازم نیست ولی نمی توان منکر شد که سیره متدینین بر خلاف این است.

سیره چیزی نیست که به سهولت بتوان از آن چشم پوشید.اگر واقعا سیره مسلمین از صدر اسلام تاکنون به طور مستمر و پیگیر این باشد که پوشش وجه و کفین را لازم بشمارند دلیل روشنی است که این درسی بوده که مسلمانان از پیغمبر اکرم و ائمه اطهار آموخته اند.اصطلاحا می گویند سیره مستمره مسلمین کشف از سیره پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم می کند و سیره پیغمبر البته حجت است.

در بسیاری از موارد، فقها در اثبات احکام به سیره تمسک می جویند.مثلا در مورد ریش تراشی می گویند محکمترین دلیل حرمت آن سیره مسلمین است که ریش را نتراشند. (البته در اینجا مناقشه شده که از نتراشیدن ریش که بین مسلمین متداول است می توان استنتاج کرد که ریش گذاشتن حرام نیست، ولی اینکه ریش گذاشتن واجب باشد استنباط نمی شود زیرا ممکن است مستحب و یا مباح باشد) .در مساله پوشش وجه و کفین نیز به سیره مسلمین تمسک شده است.

در جواب این استدلال باید یک نکته تاریخی و اجتماعی را مورد دقت قرار دهیم.آن نکته این است که اگر چه پوشش در بین عرب مرسوم نبود و اسلام آن را به وجود آورد ولی در ملل غیر عرب به شدیدترین شکل رواج داشت.

در ایران و در بین یهود و مللی که از فکر یهود پیروی می کردند حجاب به مراتب شدیدتر از آنچه اسلام می خواست وجود داشت.در بین این ملتها وجه و کفین هم پوشیده می شد، بلکه در بعضی از ملتها سخن از پوشیدن زینت زن و چهره زن نبود، سخن از پنهان کردن زن و به اصطلاح «قایم » کردن زن بود و این فکر به صورت عادت سفت و سختی در آمده بود.اسلام گرچه پوشانیدن وجه و کفین را واجب نکرد ولی تحریم هم نکرد، یعنی اسلام علیه پوشانیدن چهره قیام نکرد و باز گذاشتن را واجب ننمود و در نتیجه ملتهای غیر عرب که مسلمان شدند از همان عادت و رسم دیرین خود تبعیت کردند.اسلام با رسم پوشیدن چهره جز در مورد احرام مخالفت نداشت بلکه همان طور که قبلا تذکر دادیم استثنای وجه و کفین یک رخصت تسهیلی است. رجحان اخلاقی تستر تا حد امکان، مورد توجه اسلام است.علیهذا فرضا سیره ای وجود داشته باشد دلیل بر وجوب پوشیدن وجه و کفین نمی شود.

به علاوه چنین سیره ای در زمان پیغمبر و صحابه و در زمان ائمه اطهار وجود نداشته است.آنچه از زوایای تاریخ به دست می آید این است که سیره مسلمین در قرون اولیه اسلام با سیره آنها در قرون بعدی - مخصوصا پس از اختلاط ملت عرب با ملتهای دیگر و بالاخص پس از تاثر از رسوم و عادات امپراطوری روم شرقی از یک طرف و رسوم ایرانی از طرف دیگر - بسیار متفاوت بوده است تا آنجا که برای بسیاری از مورخان غربی که از متون اسلامی اطلاع صحیحی ندارند این توهم پیش آمده که اساسا اسلام دستوری درباره پوشش نداده است و همه اینها از خارج دنیای اسلام به میان مسلمین سرایت کرده است و ما در بخش اول این کتاب سخنانشان را نقل کردیم. و البته همان طور که قبلا تذکر دادیم این سخن یاوه ای بیش نیست.اسلام دستورهای اکید درباره پوشش دارد و فلسفه خاصی را هم در نظر گرفته است.

پس اولا چنین سیره مستمره ای وجود نداشته است، و ثانیا فرضا چنین سیره ای در میان مسلمین وجود می داشت دلیل نبود مگر آنکه ثابت شود عمل خود معصومین هم بر همین منوال بوده که البته آن هم ثابت نیست بلکه از بعضی روایات گذشته معلوم شد که عمل معصومین نیز با آنچه در قرون اخیر اسلامی رایج شده است موافقت ندارد.

تمسک به سیره مسلمین یک تتبع تاریخی عمیقی می خواهد.هزاران تغییرات تدریجی و آرام عملا در رفتار ملتها پیدا می شود که چون توام با یک حادثه پر سر و صدا نیست تاریخ از ضبط آنها سکوت می کند.در مورد انواع به اصطلاح «مد» های لباس مردانه در طول قرون آنقدر تغییرات پیدا شده که قابل احصا نیست.

بدین ترتیب که ما سیره را توجیه کردیم دیگر نمی توان آن را کاشف از سیره نبوی و درسی از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم دانست و حجت نخواهد بود. اگر ما بتوانیم وجود چنین سیره و روشی را از شخص پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نیز اثبات کنیم باز هم دلیل بر وجوب نخواهد شد، فقط دلیل بر جواز است و حداکثر دلیل بر ارجحیت است.و چنانکه در تفسیر آیه و ان یستعففن خیر لهن یادآور شدیم شکی نیست که هر چه اصل تستر بیشتر رعایت شود از نظر تامین هدف شارع بهتر است.
شهید ثانی رضوان الله علیه در مسالک ضمن بحث از ادله این مساله، در پاسخ استدلال به سیره و اتفاق مسلمین چنین می گوید:

و دعوی اتفاق المسلمین علیه معارض بمثله و لو تم لم یلزم منه تحریم هذا المقدار لجواز استناد منعهن الی المروة و الغیرة بل هو الاظهر، او علی وجه الافضلیة اذ لا شک فیها.

ادعای اتفاق مسلمین بر جلوگیری از بازگذاشتن چهره و دو دست مردود است.اولا به دلیل اینکه ضد چنین اتفاقی نیز نقل شده است; یعنی نقل شده که سیره مسلمین همواره اینچنین بوده است که زنان چهره و دو دست را باز می گذاشته اند.
(قبلا ایشان یکی از ادله موافقین باز گذاشتن چهره و دو دست را چنین بیان کرده اند:
لا طباق الناس فی کل عصر علی خروج النساء علی وجه یحصل منه بدو ذلک من غیر نکیر.

عمل مردم عموما در همه اعصار بر این بوده است که زنان به نحوی از خانه بیرون می آمده اند که چهره آنها نمایان بوده است و کسی این عمل را منکر نمی شمرده است.) ثانیا بر فرض که قبول کنیم سیره مسلمین بر جلوگیری از کشف وجه و کفین است باز دلیل نمی شود، زیرا سیره وقتی دلیل می شود که ریشه ای جز قبول فرمان پیغمبر در کار نباشد تا دلیل بر فرمان پیغمبر بشود، ولی در اینجا احتمال می رود که ریشه این سیره حس غیرت و مردانگی افراد باشد نه اطاعت از دستور پیغمبر، و ظاهر هم همین است که ریشه این سیره حس غیرت و مردانگی مردم است.
احتمال هم می رود که ریشه سیره افضلیت پوشش باشد، زیرا شکی نیست که به فرض جواز، پوشانیدن افضل است از باز گذاشتن.
2. ملاک
دلیل دیگری که بر لزوم پوشانیدن چهره و دو دست اقامه شده این است که «ملاک » یعنی آن فلسفه ای که ایجاب می کند سایر قسمتهای بدن پوشیده باشد ایجاب می کند که چهره و دو دست نیز پوشیده باشد.مگر فلسفه پوشیدن سایر قسمتهای بدن جز جنبه فتنه انگیزی آنهاست؟ !زیبایی چهره و فتنه انگیز بودن آن کم از بعضی دیگر از قسمتهای بدن نیست بلکه بیشتر است.بنابر این معقول نیست که مثلا پوشانیدن «مو» به خاطر زیبایی و فتنه انگیزی اش واجب باشد ولی پوشانیدن «رو» که مرکز زیباییهای زن است واجب نباشد.در دین مقدس اسلام هر چیزی که موجب تحریک شهوات و بر هم زدن عفاف و پاکدامنی است قدغن شده، آیا ممکن است با چنین مبانی پوشش چهره و دو دست، مخصوصا چهره، لازم شمرده نشده باشد؟

در جواب این استدلال می گوییم: شکی نیست که واجب نبودن پوشش وجه و کفین از این جهت نیست که ملاک و فلسفه اصلی پوشش در آن وجود ندارد، بلکه همچنانکه قبلا اشاره کردیم و از قدمای مفسرین نیز نقل نمودیم از جهت این است که ملاک دیگری ایجاب می کند که در این مورد استثنا به وجود آید.آن ملاک دیگر این است که پوشش وجه و کفین اگر به طور وجوب پیشنهاد شود موجب حرج و فلج و سلب امکان فعالیت عادی از زن می گردد.

چنانکه قبلا هم گفتیم پوشش وجه و کفین مرز محبوسیت و عدم محبوسیت زن است و مفهوم حجاب و اثر آن با اضافه کردن و حذف کردن این قسمت کاملا عوض می شود.
برای اینکه این بحث بهتر روشن شود باید یک اصطلاح مربوط به علم اصول فقه را توضیح دهیم:
اصولیین می گویند مباح بر دو قسم است: مباح اقتضائی و مباح لا اقتضائی.

بعضی از کارها نه دارای مصلحتی است که باعث شود شارع آن را واجب کند و نه دارای مفسده ای است که سبب شود حکم به تحریم آن دهد.این کارها به علت اینکه ملاکی برای وجوب یا حرمت ندارند مباح شمرده می شوند و به همین جهت آنها را مباحهای لا اقتضائی می نامند.شاید اکثر مباحات از این نوع باشد.

ولی برخی دیگر از کارها علت مباح شدنش وجود حکمتی است که ترخیص آن کار را ایجاب می کرده است; یعنی اگر شارع آن کار را مباح نمی کرد مفسده ای لازم می آمد. این نوع از مباحات را «مباح اقتضائی » می نامند.در این نوع از مباح ممکن است مصلحت یا مفسده ای در فعل یا ترک آن کار وجود داشته باشد ولی شارع به خاطر رعایت مصلحت مهمتر که رخصت را ایجاب می کرده است حکم به اباحه کرده و از آن ملاک دیگر چشم پوشیده است.

مباحهایی که به خاطر جرح مباح قرار داده شده از این قبیل است.مقنن در نظر گرفته است که اگر بخواهد مردم را از برخی از کارها منع کند زندگی بر آنها دشوار می شود، لذا از تحریم آن چشم پوشیده است.

بهترین مثال مساله طلاق است.شک نیست که طلاق از نظر اسلام عملی ناپسند و مبغوض است تا حدی که آن را زشت ترین مباح و «ابغض الحلال » خوانده است.در عین حال شارع مقدس حکم به تحریم طلاق نکرده، به مرد اختیار داده است که زنش را طلاق بدهد.

در اینجا این سؤال مطرح می شود که اگر این عمل در نظر شارع اسلام مبغوض و منفور است پس چرا آن را حلال قرار داده است و اگر مبغوض نیست پس اینهمه نکوهش درباره آن چیست و اساسا «ابغض الحلال » یعنی چه؟

محدثین روایت کرده اند: ابو ایوب انصاری می خواست زنش ام ایوب را طلاق دهد. پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم شنید، فرمود: «ان طلاق ام ایوب لحوب » [sup](17)[/sup] یعنی طلاق دادن ام ایوب گناهی بزرگ است.
در عین حال اگر ابو ایوب زنش را طلاق می داد پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نمی فرمود که این طلاق باطل است.
رمز این مطلب چیست؟ آیا ممکن است چیزی به قدر یک حرام، مبغوض و ناپسند باشد ولی در عین حال مباح باشد؟
بلی، ممکن است چیزی به قدر یک حرام و بیش از بسیاری از حرامها مبغوض باشد ولی به خاطر مصلحتی تحریم نشود.

رمز این مساله در باب طلاق این است که اسلام نمی خواهد بنای ازدواج را بر اجبار و الزام بگذارد، و نباید.مرد باید حامی و علاقه مند به زن باشد و زن باید در شکل یک محبوب در خانه بماند; یعنی اساس کانون خانوادگی محبت است.

عشق و علاقه اجباربردار نیست.صحیح نیست که قانون بخواهد زن را به زور به شوهرش بچسباند.وقتی علاقه بین زن و شوهر وجود نداشته باشد طبعا زیر بنای کانون خانوادگی از میان رفته است; مخصوصا اگر تنفر از ناحیه مرد باشد، زیرا سر رشته علقه خانوادگی در جانب مرد است و اگر مرد علاقه مند باشد زن طبق طبیعت خودش که می خواهد او را دوست بدارند علاقه مند می شود.زن به محبوب داشتن اهمیت نمی دهد، به محبوب بودن اهمیت می دهد; یعنی زن آن مردی را دوست می دارد که او را دوست بدارد; مردی محبوب اوست که او محبوب آن مرد باشد.لهذا کلید علقه خانوادگی در دست مرد است و همینکه علاقه مرد از بین رفت کانون خانوادگی به طور طبیعی منحل است.چنین کانونی را که باید بر محبت و علاقه و صمیمیت استوار باشد نمی شود با زور و اجبار قانونی نگهداری کرد.زن مانند نوکر یا کارگر نیست که قانون اجباری بتواند او را در محل کارش علی رغم صاحب کار نگهداری کند.

اسلام تدابیری اندیشیده است که دلسردی و بی مهری بین زوجین پیش نیاید و مرد از روی شوق و رغبت پروانه وار به دور شمع وجود همسرش بچرخد.اما اگر موجبات نارضایی و جدایی فراهم شد و مرد خواست همسرش را طلاق بدهد، اسلام این کار را بسیار زشت می داند ولی مانع آن هم نمی شود زیرا دیگر چاره ای نیست.
این یک نمونه روشنی از مباحهای اقتضائی است.

غالب استثناهای باب حجاب از همین قبیل است، خواه استثناهایی که در باب محارم است یا استثناهایی که از لحاظ مقدار پوشش است.لهذا در مورد محارم (غیر شوهر) هر قدر زن پوشیده تر باشد بهتر است.

تهییج شهوت در مورد محارم درجه اول از قبیل پدر و فرزند و عمو و برادر تقریبا صفر است ولی جاذبه زن مخصوصا اگر جوان و زیبا باشد در محارم درجات بعدی مخصوصا در محارم سببی از قبیل پدر شوهر و پسر شوهر بی تاثیر نیست.رخصت شارع در این موارد برای ضرورت اختلاط و معاشرتهای زیادی است که بین محارم اجتناب ناپذیر است.فکر کنید اگر پوشش زن نسبت به برادر و پدر لازم باشد چقدر زندگی خانوادگی دشوار خواهد شد!

در مورد پدر و عمو و حتی برادر طبعا رغبت جنسی وجود ندارد مگر در افراد منحرف و استثنائی، ولی در مورد پسر شوهر عمده ملاک همان عسر و حرج است.اگر مردی زن زیبا و پسر جوانی دارد هرگز این پسر نسبت به زن پدر مانند فرزند نسبت به مادر خود نیست.بنابر این مباح بودن ترک پوشش در برابر بعضی محارم نیز به ملاک عسر و حرج است و ما این نکته را که ملاک عسر و حرج است از آیه 58 سوره نور استفاده کردیم که می فرماید: طوافون علیکم بعضکم علی بعض .بعضی از مفسرین از قبیل صاحب کشاف نیز در ذیل همین جمله بدین نکته اشاره کرده اند.همان طور که مکرر گفته ایم چون این استثناها از ناحیه حرج است نه اینکه ملاک تحریم وجود نداشته باشد، بنابر این هر قدر تستر بیشتر رعایت شود بهتر است، یعنی جدایی زن و مرد، پوشش، ترک نظر و هر چیز دیگری که انسان را از حریم مسائل جنسی دور می کند رجحان دارد و مادامی که ممکن است باید مراعات گردد.

اگر کسی بپرسد در کلاس یا مجلسی که زن و مرد هر دو شرکت می کنند و زنان به قدر کافی پوشیده هستند آیا اگر یک در میان بنشینند بهتر است یا اینکه زنها در یک قسمت و مردها در قسمت دیگر بنشینند؟
جواب این است که البته جدا بنشینند بهتر است.

به طور کلی اصل ضرورت و احتیاج را باید در نظر گرفت.نباید این ترخیص شرعی بهانه ای به دست دهد که مردان و زنان اجنبی حریم را از میان بردارند و خطر برخوردهای زن و مرد را فراموش کنند.

هیچ غریزه ای به سرکشی و حساسیت غریزه جنسی نیست.احتیاطها و توصیه های اسلام مبنی بر دور نگه داشتن زنان و مردان اجنبی تا حدودی که حرج و فلج ایجاد نکند مبنی بر این اصل روانی است.روانشناسی و روانکاوی صد در صد این نظر را تایید می کند و تواریخ و داستانها حکایت می کنند که گاهی یک برخورد، یک تلاقی نگاهها در ظرف یک لحظه اساس خانواده ای را متلاشی کرده است.

به نیروی تقوا و ایمان در مقابل موجبات همه گناهها می توان تکیه کرد مگر در مورد گناهان مربوط به غریزه جنسی.اسلام هرگز نیروی تقوا و ایمان را با اینکه قویترین نیروهای اخلاقی است یک ضامن کافی در برابر تحریکات و دسایس این غریزه ندانسته است.
چقدر عالی و لطیف سروده حافظ شیراز در غزل معروف خود که با این بیت آغاز می شود:
نقدها را بود آیا که عیاری گیرند تا همه صومعه داران پی کاری گیرند
آنجا که می گوید:
قوت بازوی پرهیز به خوبان مفروش که در این خیل حصاری به سواری گیرند
آری در خیل خوبان، سواری برای فتح حصاری از تقوا کافی است.
3. روایت
دلیل سوم از ادله کسانی که پوشش وجه و کفین را لازم شمرده اند روایتی است که در کتب حدیث نقل شده و شهید ثانی در مسالک به آن استدلال و سپس نقد کرده است.مضمون روایت این است:
در حجة الوداع زنی برای پرسیدن مساله ای خدمت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم آمد.

فضل بن عباس پشت سر رسول خدا سوار بود.نگاههایی بین آن زن و فضل رد و بدل شد. رسول اکرم متوجه شد که آندو به هم خیره شده اند و زن جوان به جای اینکه توجهش به جواب مساله باشد همه توجهش به فضل است که جوانی نورس و زیبا بود. رسول اکرم با دست خود صورت فضل را چرخانید و فرمود زنی جوان و مردی جوان، می ترسم شیطان در میان ایشان پا بنهد [sup](18)[/sup].
شهید رضوان الله علیه در پاسخ این استدلال می گوید:

«این روایت دلیل بر عدم وجوب پوشیدن چهره است و حتی دلیل بر جواز نظر به چهره اجنبیه است نه دلیل بر وجوب پوشیدن چهره و بر حرمت نظر.» ما سخن شهید را چنین توضیح می دهیم: اولا طبق مفاد این حدیث پیغمبر اکرم زن را از باز گذاشتن چهره اش نهی نفرموده بود که منتهی بدین جریان شد.ثانیا خود رسول اکرم ضمن پاسخ دادن به مساله آن زن به چهره زن نگاه می کرد که متوجه شد آن زن آزمندانه به چهره زیبای فضل خیره شده است.ثالثا قرائن این قصه حکایت می کند که نگاه آندو به یکدیگر شهوت آلود بوده است.شک نیست که این گونه تبادل نگاهها حرام است.بدین جهت بود که رسول اکرم دست خود را به پشت سر برد و چهره فضل را به طرف دیگر برگردانید که دیگر او به آن زن نگاه نکند و آن زن به او.رابعا بعد از این جریان نیز زن را امر به پوشیدن چهره نکرد، بلکه عملا مانع نگاههای شهوت آلود آندو به یکدیگر شد.

شیخ انصاری نیز در رساله «نکاح » پس از آنکه این حدیث را از طرف طرفداران لزوم پوشیدن چهره و حرمت نظر نقل می کند، می فرماید: این حدیث بر خلاف مدعای آنها بیشتر دلالت دارد.

دوشنبه 13 شهریور 1391  8:12 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها