پاسخ به: درباره امام زمان (عج) بنویسید
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُم اَللّهُمَ عَجّـــِلْ لِــــوَلیــِکَ الْـــفــَـرَج بـِحقِّ زیـنب کبـری(س)
هر زمان که مے گوییم"العجل یا مولای یا صاحب الزمان" زمزمه هایت را میشنوم که میگویے: صبر کن چشم دلت نیل شود مے آیم شعر من حضرت هابیل شود مے آیم قول دادم که بیایم به خدا حرفے نیست دل به آیینه که تبدیل شود مے آیم " ًاللهم عجل لولیک الفرج
واسه كسي خاك گلدون باش، كه اگه به آسمون رسيد، بدونه ريشهاش كجاست ...
صبرم از کاسه دگر لبریز است اگر این جمعه نیاید چه کنم؟ آنقدر من خجل از کار خودم اگر این جمعه بیاید چه کنم؟ السلام علیک یا اباصالح
بنام خدا
با لحن کدام آفتاب؛ با صدای کدام پروانه؛ با آواز کدام سنگ؛ با ترانه کدام باران؛ ویرانی همواره مان را فریاد بزنیم؟ ای دور از دسترسِ نزدیک! ای سخاوت هر روزه زمین! که نماز مهربانی ات را ستاره ها، هزار مرتبه اقتدا کردند. و هر روز، تشنه تر از پیش، سر به کوه وار شانه هایِ آسمانی ات گذاشتند. چقدر این روزهای بی تو، کش آمده اند! چقدر طولانی شده، صدای نیامدنت! چقدر غلیظ است هوای دلتنگی ات! دوباره غروب جمعه و دلم به عشق یارم گرفته حال و هوایی + مداحی مولایم ! دلم برای ورود تو لحظه شماری می کند و حنجره ام تو را فریاد می زند،تو که تجلی عشقی قنوتم را طولانی می کنم تا تو نیمه شبی برای آن دعا کنی کوچه های غریب بی کسی را آب و جارو می کنم تا تو صبحی زود از آن کوچه عبور کنی ...
دوباره غروب جمعه و دلم به عشق یارم گرفته حال و هوایی دارم مولایم ! دلم برای ورود تو لحظه شماری می کند و حنجره ام تو را فریاد می زند،تو که تجلی عشقی قنوتم را طولانی می کنم تا تو نیمه شبی برای آن دعا کنی کوچه های غریب بی کسی را آب و جارو می کنم تا تو صبحی زود از آن کوچه عبور کنی ...
ساده می گویم آقا
دلم تنگ است و بی تابت
بیااااا
الهم عجل لولیک الفرج
Zamin k lotf nadarad Aseman ra daryab....
مهدی ام من که مرا گرمی بازاری نیست! بهتر از یوسفم و هیچ خریداری نیست! همه گویند در حسرت دیدار من اند! لیک در گفته این طایفه کرداری نیست! ای که دائم به دعایی که ببینی رخ من، تا که خالص نشوی با تو مرا کاری نیست... برای فرجش صلواتــــــــ!!!
یوسف ڪنعان مـــن ڪنعان شعرم پیر شد... باز آے از مـــصــــر باور کن ڪه دیگر دیر شد... درد هجــــــرت، چشم یعقوب دلم را ڪور ڪرد پس تـو پیراهن بـــیاور، ناله ام شب گیر شـــــد... اے ڪه چــــون مــوســے عصایت را به دل ها مےزنی مُــــردم از غــــــم، این عصا در قلب من چون تیر شد... اے مسیحای تمـــــام شیعیان، عـــیـــســــــاے من نِــے غلط گفتم ڪه عیسائیت عالم گیر شد... فصل غـــــم، اندوهِ بــے پایان، خزانِ بــے بهـــــار شعله زد بر خاڪ، خاڪـ سرزمینم قیر شد... آسمان سینه ام ابرے است اے باران ببار بس نباریدی دلم چون سوره ے تکویر شد...
به احترام غم مادرت بیا مهدی به قدر عمر کم مادرت بیا مهدی به چادری که شده پرچم عزاداری به پرچم علم مادرت بیا مهدی
آقا بیا تا زندگی معنا بگیرد شاید دعای مادرت زهرا بگیرد آقا بیا تا با ظهور چشمهایت این چشمهای ما کمی تقوا بگیرد آقا بیا تا این شکسته کشتی ما آرام راه ساحل دریا بگیرد آقا بیا تا کی دو چشم انتظارم شبهای جمعه تا سحر احیا بگیرد پایین بیا خورشید پشت ابر غیبت تا قبل از آن که کار ما بالا بگیرد آقا خلاصه یک نفر باید بیاید تا انتقام دست زهرا را بگیرد
من بگویم کجاست؟؟؟؟ شاید در بیابانی است و سر به سجده اشک میریزد و ما را دعا میکند شاید سرش را چون علی در چاه کرده و با چاه درددل میکند شاید هم اکنون در کربلا است و در بین الحرمین نگاهی به پرچم سقا میکند و از آن طرف نگاهی بر سیدالشهداء شاید هم اکنون در بقی است سر خاک مادری که یکتا ترین مادر بود اما مزارش را هیچکس ندانست که کجاست شاید در نجف رفته به دیدار پدر و نگاه میکند بر آسمان مظلومیت پدرش شاید در مدینه است رفته بر سر مزار پدرانش و یا سری بزند بر گنبد سبز جدش رسول الله شاید در کاظمین است و شاید درسامرا و هزاران شاید دیگر اما این را میدانم که نزد ما نیست میدانید چرا ؟؟؟؟ چون خودمان نخواستیم چون لیاقت میخواهد داشتنش شاید ما هنوز کوفی مانده ایم....
غروب جمعه رسید و گذشت و باز تنهایی /
غروب این همه غربت چرا نمی آیی؟!
زمین به دور سرم چرخ می زند پس کی /
تمام می شود این روزهای یلدایی . . . ؟