0

اشعار مهدوی

 
hesse_gharib
hesse_gharib
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 266
محل سکونت : تهران

اشعار مهدوی

بسم الله الرحمن الرحیم
دوستان
نیمه ی شعبان نزدیکه
زیباترین اشعار مهدودی که خوندید
 بنویسید
 
تو بین منتظران هم، عزیز من چه غریبی!

 عجیب تر که چه آسان نبودنت شده عادت، چه بیخیال نشستیم؛ نه کوششی نه وفایی!

 فقط نشسته و گفتیم :

خدا کند که بيايي!

چهارشنبه 14 مرداد 1388  8:31 PM
تشکرات از این پست
hesse_gharib
hesse_gharib
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 266
محل سکونت : تهران

پاسخ به:اشعار مهدوی

آقاجان
نه شرم وحیانه عار داریم ازتو 
اما گله بیشمـار داریم از تـو
ما منتظر تو نیستیـم آقا جـان

تنها همـه انتظار داریم از تو 

 
تو بین منتظران هم، عزیز من چه غریبی!

 عجیب تر که چه آسان نبودنت شده عادت، چه بیخیال نشستیم؛ نه کوششی نه وفایی!

 فقط نشسته و گفتیم :

خدا کند که بيايي!

چهارشنبه 14 مرداد 1388  8:39 PM
تشکرات از این پست
hesse_gharib
hesse_gharib
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 266
محل سکونت : تهران

پاسخ به:اشعار مهدوی

یک عمـر تو زخم هایمان را بستی

هر روز کشیدی به سر ما دستی

شعبان که به نیمه می رسد اقا جان

ما تازه به یادمان مــی اید هستی 

 
تو بین منتظران هم، عزیز من چه غریبی!

 عجیب تر که چه آسان نبودنت شده عادت، چه بیخیال نشستیم؛ نه کوششی نه وفایی!

 فقط نشسته و گفتیم :

خدا کند که بيايي!

چهارشنبه 14 مرداد 1388  8:39 PM
تشکرات از این پست
hesse_gharib
hesse_gharib
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 266
محل سکونت : تهران

پاسخ به:اشعار مهدوی

بودم پی گناه و تو چون سایه بر سرم

عمریست خجالت این  کار می کشم

 
تو بین منتظران هم، عزیز من چه غریبی!

 عجیب تر که چه آسان نبودنت شده عادت، چه بیخیال نشستیم؛ نه کوششی نه وفایی!

 فقط نشسته و گفتیم :

خدا کند که بيايي!

چهارشنبه 14 مرداد 1388  8:40 PM
تشکرات از این پست
hesse_gharib
hesse_gharib
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 266
محل سکونت : تهران

پاسخ به:اشعار مهدوی

از ابرهای روی سرم ترس دارم و
باید دوباره اشك شوم تا ببارم و ...
هی جمعه ها سه شنبه تر و هی سه شنبه ها ...
اصلا بگو چگونه ؟! بگو كی سه شنبه ها -
- نزدیك تر به ساعت موعود می شود؟
كی لحظه های دیر شده زود می شود؟!
پرواز یك پرنده بی پر قشنگ نیست
لطفا بیا ! نگو كه دل واژه تنگ نیست
هر روز نقش تازه تری می كشم تو را
اما قشنگی تو به نقاش و رنگ نیست !
میدان باز تر شده یی خواستی ؟! بیا !
هر چند وقت آمدنت وقت جنگ نیست
دنیا شروع خسته ی یك اتفاق بود
دنیا بدون آمدنت ... نه ! قشنگ نیست
 
تو بین منتظران هم، عزیز من چه غریبی!

 عجیب تر که چه آسان نبودنت شده عادت، چه بیخیال نشستیم؛ نه کوششی نه وفایی!

 فقط نشسته و گفتیم :

خدا کند که بيايي!

چهارشنبه 14 مرداد 1388  8:40 PM
تشکرات از این پست
hesse_gharib
hesse_gharib
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 266
محل سکونت : تهران

پاسخ به:اشعار مهدوی

دام گوشه ی دنیا نهفته روی چو ماهت 

اله من ز که پرسم نشان یوسف چاهت

هنوز می رسد از لا به لای این همه تقویم 

صدای ندبه و زاری ز جمعه های پگاهت 

چه قصه ها که شنیدم به کودکی ز ظهورت 

نیامدی و شدم خود چو قصه گوی پر آهت
 

الهم عجل لولیک الفرج
 
تو بین منتظران هم، عزیز من چه غریبی!

 عجیب تر که چه آسان نبودنت شده عادت، چه بیخیال نشستیم؛ نه کوششی نه وفایی!

 فقط نشسته و گفتیم :

خدا کند که بيايي!

چهارشنبه 14 مرداد 1388  8:41 PM
تشکرات از این پست
hesse_gharib
hesse_gharib
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 266
محل سکونت : تهران

پاسخ به:اشعار مهدوی

قط دلیل جدایی ز تو گناه من است
ثمر از این همه غفلت دل سیاه من است 
همیشه ذكر تو را من به روی لب دارم 
كه نام تو گل زهرا دلیل راه من است
ببین كه روز سپیدم ز هجر تو شام است 
بیا و نور فكن كه چهره تو ماه من است
جدایی از تو بلایی عظیم و جانكاه است
گواه قلب حزین سردی نگاه من است
بگو به آن دو ملك در سیاهی قبرم
كه این غلام قدیمی بارگاه من است.
 
تو بین منتظران هم، عزیز من چه غریبی!

 عجیب تر که چه آسان نبودنت شده عادت، چه بیخیال نشستیم؛ نه کوششی نه وفایی!

 فقط نشسته و گفتیم :

خدا کند که بيايي!

چهارشنبه 14 مرداد 1388  8:41 PM
تشکرات از این پست
hesse_gharib
hesse_gharib
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 266
محل سکونت : تهران

پاسخ به:اشعار مهدوی

دیشب دوباره خواب دیدم

دنیا چنان یك بوستان شد

بر قلب پر اندوه مردم

شادی دوباره میهمان شد

دیشب دوباره خواب دیدم

پروانه‌ها را پونه‌ها را

در خواب دیدم می‌دوم من

بو می‌كشم بابونه‌ها را

دیشب دوباره خواب دیدم

آقایمان مهدی رسیده

دیدم كه ایران لاله‌زار است

رنگ از رخ دشمن پریده

وقتی برای مادر امروز

تعریف كردم خواب خود را

آرام مادر گریه می‌كرد

می‌گفت عجل یابن زهرا

مجتبی دستوری ـ فارس 
 
تو بین منتظران هم، عزیز من چه غریبی!

 عجیب تر که چه آسان نبودنت شده عادت، چه بیخیال نشستیم؛ نه کوششی نه وفایی!

 فقط نشسته و گفتیم :

خدا کند که بيايي!

چهارشنبه 14 مرداد 1388  8:42 PM
تشکرات از این پست
hesse_gharib
hesse_gharib
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 266
محل سکونت : تهران

پاسخ به:اشعار مهدوی

دری است فاصله من و یك سبد رویا 
دری است فاصله من و یوسف زهرا 
دلم گرفته، دقایق هنوز در راهند 
و عاشقان شقایق هنوز در راهند
دلم گرفته، كسی نیست، جاده بی‌رنگ است 
دلم گرفته و این قلب ساده بی‌رنگ است
همیشه مانده‌ام اینجا، همیشه می‌مانم 
عبور می‌كند آیا كسی؟ نمی‌دانم!
 
تو بین منتظران هم، عزیز من چه غریبی!

 عجیب تر که چه آسان نبودنت شده عادت، چه بیخیال نشستیم؛ نه کوششی نه وفایی!

 فقط نشسته و گفتیم :

خدا کند که بيايي!

چهارشنبه 14 مرداد 1388  8:42 PM
تشکرات از این پست
koshikolaii
koshikolaii
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : مرداد 1388 
تعداد پست ها : 150
محل سکونت : قم

پاسخ به:اشعار مهدوی

به نام حضرت دوست که هر چه داریم از اوست
با سلام به دوستان گرامی.
ای آخرین امید در شام تار ما
ای روشنای عشق ای غمگسار ما
داغم به سینه ماند در انتظار تو
از رهگذار شوق این یادگار ما
 
 
 آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است
با دوستان مروت با دشمنان مدارا
وبلاگهای من :
وبلاگ خم ابروی پرشین بلاگ http://khameabro.persianblog.ir/ 
وبلاگ خم ابروز بلاگفا
http://mkoshikolaii.blogfa.com/
 
دوشنبه 19 مرداد 1388  6:56 AM
تشکرات از این پست
chakavakali
chakavakali
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : تیر 1388 
تعداد پست ها : 11
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:اشعار مهدوی

یا صاحب الزمان(عج)

جمعه ها طبع من احساس تغزل دارد

ناخودآگاه به سمت تو تمایل دارد

بی تو چندیست که در کار زمین حیرانم

مانده ام بی تو چرا باغچه ام گل دارد

شاید این باغچه ده قرن به استقبالت

فرش گسترده و در دست گلایل دارد

تا به کی یکسره یکریز نباشی شب و روز

ماه مخفی شدنش نیز تعادل دارد

کودکی فال فروش است و به عشقت هر روز

می خرم از پسرک هر چه تفال دارد

یازده پله زمین رفت به سمت ملکوت

یک قدم مانده زمین شوق تکامل دارد

هیچ سنگی نشود سنگ صبورت ، تنها

تکیه بر کعبه بزن ، کعبه تحمل دارد...

سید حمید رضا برقعی

هر کس از خود برای رضای خدا شروع کنیم...

چهارشنبه 22 تیر 1390  9:32 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها