پاسخ به:اشعار مهدوی
چهارشنبه 14 مرداد 1388 8:40 PM
بودم پی گناه و تو چون سایه بر سرم
عمریست خجالت این کار می کشم
عجیب تر که چه آسان نبودنت شده عادت، چه بیخیال نشستیم؛ نه کوششی نه وفایی!
فقط نشسته و گفتیم :
خدا کند که بيايي!