آقای هاشمی رفسنجانی نیز چند روز بعد طی سخنانی گفت:
«اینهایی که الان حرف می زنند، دنبال این هستند که ما اسراری که گاهی منافع دشمن را تأمین می کند، مطرح کنیم. حتی قوی ترین کشورها و دولت ها اسناد و اسرار امنیتی خود را پس از گذشت سال های طولانی منتشر می کنند. من هیچ وقت اطلاعاتی را که منافع ملت، کشور و انقلاب را ضایع می کند، مطرح نمی کنم.»(3)
فارغ از این ملاحظات و پس از گذشت 18 سال از زمان تصمیم گیری پس از فتح خرمشهر می توان این پرسش را طرح کرد که آیا این تصمیم گیری صحیح بود؟ به عبارت دیگر ایران اساساً چه گزینه ای را در برابر خود داشت و آیا آنچه انتخاب شد، بهترین گزینه بود؟
لازمه ی پاسخ به این پرسش توجه به این موضوع است که مسایل و خواسته های ایران برای تصمیم گیری علاوه بر نگرانی کلی و تصورات و ذهنیاتی که وجود داشت، چه بود و کسانی که بر ضرورت اتمام جنگ پس از فتح خرمشهر تأکید می کنند، چه مسایلی را مورد توجه قرار می دهند؟
جمهوری اسلامی ایران بلافاصله پس از تجاوز عراق به ایران و تردد هیأت های صلح مجامع بین المللی برای پایان دادن به جنگ شرایطی چون: عقب نشینی عراق از مناطق اشغالی، اعلام عراق به عنوان متجاوز و پرداخت غرامت حاصل از این تجاوز را پیش شرط های خاتمه ی جنگ مطرح کرد. مجامع بین المللی و هیأت های صلح که به نحو تعجب آمیزی آتش بس را در وضعیتی که عراق در خاک ایران حضور داشت، مورد تأکید قرار می دادند با توجه به پیامدهای این تصمیم و تجربه ی جنگ اعراب با اسرائیل، شرایط ایران را نپذیرفتند. با توجه به این که برای این هیأت ها بحث آتش بس مقدم بود و ایران نیز تبعات آن را مخاطره آمیز ارزیابی می کرد، سایر شرایط ایران را مورد بحث و بررسی قرار ندادند. تدریجاً برتری توان نظامی ایران و در هم شکستن ماشین نظامی ارتش اشغالگر و آزادسازی مناطق اشغالی، مسأله ی اول شامل آتش بس و عقب نشینی را کم رنگ کرد، چرا که ایران در مرحله ی آزادسازی مناطق اشغالی، 10000 کیلومتر مربع از 15000 کیلومتر مربعی را که عراق به اشغال خود درآورده بود، آزاد کرد، ولی عراق همچنان 5000 کیلومتر مربع دیگر از خاک ایران را در اشغال داشت که علاوه بر ارتفاعات و مناطق حساس، شهر «نفت شهر» را نیز شامل می شد.
ایران با وجود برتری در مرحله ی جدید مجدداً شرایط قبلی خود را مورد تأکید قرار داد. در این مرحله محکوم کردن عراق به عنوان متجاوز و پرداخت غرامت از اهمیت و توجه بیشتری برخوردار شد. با این توضیحات مشخص شد که شرایط ایران شامل موارد زیر بود؛
1- عقب نشینی کامل عراق از مناطق اشغالی
2- محکوم کردن صدام به عنوان متجاوز
3- پرداخت غرامت به ایران
در واقع با فتح خرمشهر از نظر موقعیت هنوز، اوضاع به وضع اولیه ی قبل از تجاوز نیز بازنگشته بود، زیرا عراق در 5000 کیلومتر مربع از خاک ایران حضور داشت. تهدید عراق برای ایران هم چنان وجود داشت و ایران متحمل خسارات زیادی بیش از 200 میلیارد دلار شده بود. ایران باید در چنین وضعیتی و برای حل مسایل چگونه تصمیم می گرفت؟
با توجه به نگرانی از تبعات شکست عراق و پی گیری احتمالی جنگ از سوی ایران تلاش برای پایان دادن به جنگ آغاز شد. در این مرحله نیز دو حرکت قابل توجه بود؛ نخست، تأکید بر برقراری آتش بس در اولویت اول و سپس ارائه ی برخی از پیشنهادها برای پرداخت غرامت که نوعاً به صورت غیررسمی انجام می شد و پیشنهاد اولیه بود. آقای رجایی خراسانی نماینده ی وقت ایران در سازمان ملل می گوید:
«در آن زمان در مذاکراتی که داشتیم، به ما می گفتند، در قدم اول و قبل از هر گونه بحث و مذاکره ای باید آتش بس برقرار شود».(4)
این تأکید در وضعیتی صورت می گرفت که هیچ گونه تضمینی برای تأمین خواسته های ایران وجود نداشت و پس از آتش بس مشخص نبود، مذاکراتی که آغاز می شود، به چه نتیجه ای منجر خواهد شد؟
علاوه بر این، در مورد غرامت نقل و قول های مختلفی وجود دارد و آمار و ارقام ذکر شده از 30 میلیارد تا 100 میلیارد دلار متغییر است. ولی هیچ گونه سند مشخصی ارائه و مشاهده نمی شود. مسؤولین نیز در اظهارات اخیر خود، به دلیل پرسش های زیادی که در این مورد صورت می گیرد، مسایلی را طرح کرده اند؛ آقای هاشمی به عنوان فرمانده ی عالی جنگ در کتاب «حقیقت ها و مصلحت ها» از این موضوع به نام شایعات نام می برد. و می گوید:
«وقتی خرمشهر فتح شد، شایعاتی در مورد پیغام صلح یا دادن پول در کشور مطرح بود، ولی ما که مسؤول بودیم، می دانسیتم این شایعات دروغ است».(5)
سردار رضایی، فرمانده ی وقت سپاه طی سخنانی می گوید: