پاسخ به:چرا جنگ ادامه يافت ؟
شنبه 21 مرداد 1391 6:31 PM

برای نخستین بار پرسش در مورد ادامه ی جنگ پس ازفتح خرمشهر را مسؤولین و فرماندهان در جلسه ی حضوری با امام به بحث گذاشتند. چنین به نظر می رسید، عراق به عنوان متجاوز و اشغالگر در خاک ایران حضور داشته، اکنون با شکست عراق و آزادسازی بخش وسیعی از مناطق اشغالی، دیگر ضرورتی برای ادامه ی جنگ وجود ندارد.
واقعیات حاصل از رفتار عراق و امریکا پس از پیروزی انقلاب و در نهایت وقوع جنگ و روند تداوم آن، پس از آغاز تجاوز و پیشروی عراق در خاک جمهوری اسلامی ایران، ذهنیت و تصورات خاصی را به وجود آورده بود که این پدیده آثار زیادی در نحوه ی مقاومت در برابر تجاوز عراق و پس از آن، آغاز حمله به دشمن در مناطق اشغالی و سپس در مرحله تصمیم گیری پس از فتح خرمشهر، بر جای نهاد. در واقع ماهیت جنگ و تلاش امریکا با کمک عراق برای حمله به انقلاب و نظام نوپای جمهوری اسلامی، موجودیت نظام و انقلاب را در معرض تهدید قرار داده بود. نحوه ی واکنش سازمان ملل و سایر مجامع بین المللی در مورد تجاوز عراق با حمایت ضمنی از عراق، هر گونه اعتماد نسبت به این مجامع را از میان برده بود . به همین دلیل پس از فتح خرمشهر این اعتماد وجود نداشت که حقوق ایران شامل محکوم کردن صدام به عنوان متجاوز، پرداخت غرامت و عقب نشینی کامل عراق ادا شود. در این زمینه نگرانی امریکا از پیروزی ایران و سقوط عراق و تهدیدات این کشور پس از عملیات فتح المبین و کمک های اطلاعاتی به عراق با استقرار یک تیم مستشاری امریکایی در این کشور بیانگر این معنا بود که امریکا و سایر قدرت ها مایل به پذیرش موقعیت برتر ایران و شکست عراق نخواهند بود و در نتیجه تمهیداتی را علیه ایران به کار خواهند گرفت.
امام برای نخستین بار نگرانی خود را با این عبارت که؛
«چیزی که امروز به آن مبتلا هستیم و ممکن است، برای ما پیش آید، قضایایی ست که بعد از پیروزی جنگ برای ما ممکن است، پیش بیاید. امریکا معلوم نیست به این زودی طمعش را از این کشور قطع کند... . از این جهت ما باید خودمان را برای مقاومت مهیا کنیم.»(1) بنابراین فضای ذهنی تصمیم گیرندگان متأثر از دو مسأله بود؛ نخست، پیروزی های ایران بر عراق و احتمال سقوط صدام و دیگری اهداف و ماهیت جنگ، سیاست امریکا و مجامع بین المللی در برابر تجاوز عراق و اشغال خاک ایران. بر اساس این تصورات به هنگام تصمیم گیری نوعی نگرانی از این که خواسته های بر حق ایران نادیده گرفته شود، وجود داشت. این برداشت پایه ی این نظریه را شکل داد که با توجه به برتری قوای نظامی ایران بر عراق یک منطقه از خاک عراق تصرف شود که با اتکای بر آن، خواسته های ایران از موضع برتر تأمین شود. در برابر این نظریه امام از دلایل نظامی آن، سؤال کردند که با توجه به موقعیت جغرافیایی منطقه ی خوزستان و فقدان عارضه ی طبیعی برای ایجاد خط دفاعی، سرانجام این نظریه را پذیرفتند.