0

اخبار سیاسی18-19 مرداد

 
peymangb
peymangb
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : بهمن 1390 
تعداد پست ها : 967
محل سکونت : azarbayjan gharbi

اخبار سیاسی18-19 مرداد

 

برگزاری مراسم سوگواری شهادت مولای متقيان در حضور حضرت امام خامنه‌ای

گروه سياسی: همزمان با ايام شهادت مظلومانه مولی الموحدين حضرت علی ابن ابيطالب(ع) مراسم سوگواری و عزاداری آن حضرت با حضور قشرهای مختلف مردم و رهبر معظم انقلاب اسلامی در حسينيه امام خمينی(ره) برگزار شد.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) به نقل از پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری، همزمان با ايام شهادت مظلومانه مولی الموحدين حضرت علی ابن ابيطالب عليه السلام مراسم سوگواری و عزاداری آن حضرت با حضور قشرهای مختلف مردم و رهبر معظم انقلاب اسلامی در حسينيه امام خمينی(ره) برگزار شد.

در اين مراسم، بعد از نماز ظهر شركت‌كنندگان در عزای شهادت جانكاه و مظلومانه مولای متقيان حضرت علی عليه السلام به سوگواری پرداختند.

جمعه 20 مرداد 1391  1:28 AM
تشکرات از این پست
peymangb
peymangb
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : بهمن 1390 
تعداد پست ها : 967
محل سکونت : azarbayjan gharbi

پاسخ به:اخبار سیاسی18-19 مرداد

ه‌ همت شورای عالی انقلاب فرهنگی؛
فرهنگ قرآنی در نمايشگاه بيستم قرآن سنجيده می‌شود

گروه سياسی: مسابقه نظرسنجی فرهنگ قرآنی از سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی در بيستمين نمايشگاه بين‌المللی قرآن كريم برگزار می‌شود.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا)، غرفه شورای عالی انقلاب فرهنگی بيستمين نمايشگاه بين‌المللی قرآن كريم با برگزاری مسابقه‌ای در قالب نظرسنجی، به ارزيابی طرح‌ها و فعاليت‌های قرآنی و تأثير آن‌ها بر افزايش فرهنگ قرآنی در جامعه می‌پردازد.

اين مسابقه كه ويژه كارشناسان و صاحب‌نظران فرهنگی و قرآنی است، در 7 محور و در قالب پرسش‌های مختلفی، به بررسی موضوعات مختلف از سوی مخاطبان پرداخته است.

ميزان آشنايی با شورای عالی انقلاب فرهنگی و وظايف و عملكرد اين شورا، ميزان آشنايی با شورای توسعه فرهنگ قرآنی و عملكرد آن تاكنون، ارزيابی طرح ملی حفظ قرآن كريم(نور)، بررسی نقاط قوت و ضعف غرفه شورای عالی انقلاب فرهنگی در نمايشگاه قرآن، ارزيابی فرصت‌ها و ظرفيت‌های نمايشگاه يبن‌المللی قرآن برای شورای عالی انقلاب فرهنگی، دريافت پيشنهادات و انتقادات برای برگزاری بهتر غرفه شورای عالی انقلاب فرهنگی در نمايشگاه بين‌المللی قرآن و مهم‌ترين وظايف و اموری كه شورای توسعه فرهنگ قرآنی بايد به آنها بپردازد، محورهايی هستند كه در اين مسابقه مورد ارزيابی و توجه قرار گرفته است.

كارشناسان و صاحب‌نظران فرهنگی و قرآنی برای شركت در اين مسابقه می‌توانند با مراجعه به غرفه شورای عالی انقلاب فرهنگی و يا با مراجعه به سايت اين شورا، نظرات خود را ارائه كنند؛ به بهترين نظرات هدايايی اهدا خواهد شد.

peymangb

جمعه 20 مرداد 1391  1:30 AM
تشکرات از این پست
peymangb
peymangb
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : بهمن 1390 
تعداد پست ها : 967
محل سکونت : azarbayjan gharbi

پاسخ به:اخبار سیاسی18-19 مرداد

ه‌ همت شورای عالی انقلاب فرهنگی؛
فرهنگ قرآنی در نمايشگاه بيستم قرآن سنجيده می‌شود

گروه سياسی: مسابقه نظرسنجی فرهنگ قرآنی از سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی در بيستمين نمايشگاه بين‌المللی قرآن كريم برگزار می‌شود.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا)، غرفه شورای عالی انقلاب فرهنگی بيستمين نمايشگاه بين‌المللی قرآن كريم با برگزاری مسابقه‌ای در قالب نظرسنجی، به ارزيابی طرح‌ها و فعاليت‌های قرآنی و تأثير آن‌ها بر افزايش فرهنگ قرآنی در جامعه می‌پردازد.

اين مسابقه كه ويژه كارشناسان و صاحب‌نظران فرهنگی و قرآنی است، در 7 محور و در قالب پرسش‌های مختلفی، به بررسی موضوعات مختلف از سوی مخاطبان پرداخته است.

ميزان آشنايی با شورای عالی انقلاب فرهنگی و وظايف و عملكرد اين شورا، ميزان آشنايی با شورای توسعه فرهنگ قرآنی و عملكرد آن تاكنون، ارزيابی طرح ملی حفظ قرآن كريم(نور)، بررسی نقاط قوت و ضعف غرفه شورای عالی انقلاب فرهنگی در نمايشگاه قرآن، ارزيابی فرصت‌ها و ظرفيت‌های نمايشگاه يبن‌المللی قرآن برای شورای عالی انقلاب فرهنگی، دريافت پيشنهادات و انتقادات برای برگزاری بهتر غرفه شورای عالی انقلاب فرهنگی در نمايشگاه بين‌المللی قرآن و مهم‌ترين وظايف و اموری كه شورای توسعه فرهنگ قرآنی بايد به آنها بپردازد، محورهايی هستند كه در اين مسابقه مورد ارزيابی و توجه قرار گرفته است.

كارشناسان و صاحب‌نظران فرهنگی و قرآنی برای شركت در اين مسابقه می‌توانند با مراجعه به غرفه شورای عالی انقلاب فرهنگی و يا با مراجعه به سايت اين شورا، نظرات خود را ارائه كنند؛ به بهترين نظرات هدايايی اهدا خواهد شد.

peymangb

جمعه 20 مرداد 1391  1:30 AM
تشکرات از این پست
peymangb
peymangb
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : بهمن 1390 
تعداد پست ها : 967
محل سکونت : azarbayjan gharbi

پاسخ به:اخبار سیاسی18-19 مرداد

آشنايی با زندگی‌نامه آيت‌الله مدرس در بخش دانشگاهی نمايشگاه قرآن

گروه سياسی: بخش دانشگاهی بيستمين نمايشگاه بين‌المللی قرآن كريم ويژه‌نامه‌‌ای را با عنوان «مهر خوبان» تهيه كرده كه در آن به زندگی‌نامه و مبارزات آيت‌الله شهيدسيدحسن مدرس، سياستمدار، روحانی و مبارز عليه سياست‌های رضاخان پرداخته است.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا)، بخش دانشگاهی بيستمين نمايشگاه بين‌المللی قرآن كريم در حركتی جالب و قابل توجه اقدام به معرفی زندگينامه و شرح اتفاقات آيت‌الله شهيد سيدحسن مدرس كرده است.

اين ويژه‌نامه كه در تيراژ بالا در نمايشگاه بين‌المللی قرآن كريم و در غرفه وزارت علوم، تحقيقات و فن‌آوری در اختيار بازديد كننده‌گان قرار می‌گيرد به دوران حساس زندگی اين عالم فرزانه پرداخته شده است.

در ابتدی اين ويژه‌نامه كه با عنوان مهر خوبان در نمايشگاه توزيع می‌شود، به معرفی زندگينامه آيت‌الله شهيد سيدحسن مدرس پرداخته شده و در بخشی از آن آمده است: «شهيد سيدحسن مدرس از سادات طباطبايی زواره است كه نسبش به امام حسن(ع) می‌رسد و در سال 1287 هجری قمری به دنيا آمد».

در بخش ديگری از اين ويژه‌نامه كه با نثری شيوا به نگارش در آمده، به فعاليت‌های اين شهيد گرانقدر در عرصه‌های پژوهشی اشاره شده است و بيشتر تأليفات ايشان به زبان عربی عنوان شده است. در اين بخش از وی به عنوان اولين شخصی ياد شده است كه تدريس نهج‌البلاغه در حوزه‌های علميه را رسمی كرد و اين كتاب را جزء متون درسی طلاب قرار داد.

همچنين در اين بخش به كارهای مهم و در خور توجه آيت‌الله شيهدسيدحسن مدرس اشاره و يكی از اين فعاليت‌ها تدوين تفسيری جامع برای قرآن عنوان شده است.

تواضع و فروتنی، شجاعت، كرامات، زهد و قناعت اين شخصيت برجسته تاريخ سياسی معاصر ايران اسلامی از ديگر موضوعات اين ويژه‌نامه 12 صفحه‌ای است كه در قطع جيبی در اختيار علاقه‌مندان قرار گرفته است.

پيشگويی مدرس، كاغذ تنباكو، سفارش استخدام، دو بال پرواز، مدرس در كلمات گهربار امام خمينی(ره) و. . . از ديگر مطالب اين ويژه‌نامه به‌شمار می‌رود كه به نظر می‌رسد تمام زوايای كمتر شناخته شده زندگی آيت‌الله شهيدسيدحسن مدرس را به خوبی برای خوانندگان به تصوير كشيده است.

در صفحه آخر اين ويژه‌نامه هم به تبعيد و نحوه شهادت ايشان پرداخته شده و در قسمت‌هايی از آن آمده است «در طی برگزاری انتخابات هفتمين دوره مجلس اجازه ندادند تا مدرس به نمايندگی مردم انتخاب شود، بدين ترتيب مدتی او را خانه‌نشين كردند و سپس در سال 1307 دستگير و ابتدا از تهران به دامغان و مشهد و بعد به خواف تبعيد كردند. سرانجام وی در شب دهم آذر ماه 1316 در سن 69 سالگی به شهادت می‌رسد».

peymangb

جمعه 20 مرداد 1391  1:30 AM
تشکرات از این پست
peymangb
peymangb
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : بهمن 1390 
تعداد پست ها : 967
محل سکونت : azarbayjan gharbi

پاسخ به:اخبار سیاسی18-19 مرداد

در نشست تخصصی بخش دانشگاهی؛
بيداری اسلامی و تحولات اخير در منطقه بررسی می‌شود

گره سياسی: نشست تخصصی بيداری اسلامی و تحولات اخير در منطقه امشب، 18 مردادماه، در بخش دانشگاهی بيستمين نمايشگاه بين‌المللی قرآن كريم برگزار می‌شود.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، نشست تخصصی بيداری اسلامی و تحولات اخير در منطقه امشب، 18 مردادماه با حضور سيدهادی سيدافقهی، كارشناس مسائل خاورميانه، برگزار می‌شود.

اين نشست به منظور بررسی اهداف و علل پيدايش بيداری اسلامی و تأثيرات آن در مسائل مختلف منطقه و بين‌الملل و آينده اين تحول عظيم در منطقه برگزار خواهد شد.

بنابراين گزارش، نشست تخصصی بيداری اسلامی و تحولات اخير در منطقه از ساعت 21:30 امروز، 18 مردادماه در سالن 1 بخش دانشگاهی بيستمين نمايشگاه بين‌المللی قرآن كريم برگزار می‌شود.

لازم به ذكر است، نمايشگاه بيستم تا 25 مردادماه با موضوعات مختلف با 40 بخش در محل مصلی امام خمينی(ره) از ساعت 17 الی 24 پذيرای بازديدكنندگان است.

peymangb

جمعه 20 مرداد 1391  1:30 AM
تشکرات از این پست
peymangb
peymangb
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : بهمن 1390 
تعداد پست ها : 967
محل سکونت : azarbayjan gharbi

پاسخ به:اخبار سیاسی18-19 مرداد

حجت‌الاسلام صديقی؛ خطيب جمعه اين هفته تهران

گروه سياسی: نماز عبادی ـ سياسی جمعه اين هفته تهران به امامت حجت‌الاسلام و المسلمين كاظم صديقی اقامه می‌شود.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا)، مراسم نماز جمعه اين هفته تهران از ساعت 11:40 با تلاوت آياتی از كلام‌الله مجيد توسط «حسن مباركی» در دانشگاه تهران آغاز و در ادامه حجت‌الاسلام والمسلمين مقدسی به بيان مسائل شرعی می‌پردازد.

در بخش بعدی مراسم محمدباقر قاليباف، شهردار تهران گزارشی از عملكرد شهرداری ارائه می‌كند و سپس حجت‌الاسلام والملسمين رئيسی، معاون اول قوه قضائيه به مناسبت ايام سوگواری مولای متقيان حضرت علی(ع) در بيان فضائل و مناقب آن حضرت به ايراد سخن می‌پردازد.

مداحی داوود شفيعی و قرائت وصيتنامه شهيد عليرضا موحددانش توسط فرزند وی برنامه‌های بعدی مراسم نماز جمعه اين هفته تهران است.

در پايان نيز با ذكر اذان در ساعت ‌13:10 و ايراد خطبه‌ها توسط حجت‌الاسلام صديقی، نماز جمعه به امامت وی اقامه می‌شود.

peymangb

جمعه 20 مرداد 1391  1:31 AM
تشکرات از این پست
peymangb
peymangb
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : بهمن 1390 
تعداد پست ها : 967
محل سکونت : azarbayjan gharbi

پاسخ به:اخبار سیاسی18-19 مرداد

اميرعبداللهيان:
گفت‌و‌گوی ملی بهترين گزينه جهت برگرداندن آرامش به سوريه است

گروه سياسی: معاون عربی و آفريقای وزارت امور خارجه با اشاره به برگزاری اجلاس مشورتی بررسی تحولات سوريه توسط جمهوری اسلامی ايران گفت: اين اجلاس بر اين باور است كه گفت‌و‌گوی ملی ميان طرف‌های درگير در سوريه، بهترين گزينه جهت برگرداندن آرامش به اين كشور است.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) به نقل از ادراه كل اطلاعات و مطبوعات وزارت امور خارجه،

حسين اميرعبداللهيان، معاون عربی و آفريقايی وزارت امور خارجه كشورمان طی اظهاراتی در خصوص ميزبانی اجلاس مشورتی بررسی تحولات سوريه توسط جمهوری اسلامی ايران اعلام كرد:

اين نشست روز پنجشنبه 19 مرداد 1391 مطابق با 20 رمضان الكريم 1433، با حضور تعداد قابل توجهی از كشورهای علاقمند وتأثيرگذار منطقه‌ای و بين‌المللی در تهران برگزار خواهد شد.

امير‌عبداللهيان هدف شركت‌كنندگان در اين اجلاس را كه متشكل از برخی وزرای خارجه كشورهای منطقه‌ای و خارج از منطقه خاورميانه می‌باشد، را تأكيد بر نفی خشونت به عنوان وسيله‌ای برای حل و فصل مناقشات دانست و افزود: اجلاس تهران با اين هدف بر پا می‌گردد كه تلاش‌های فراگير منطقه‌ای و بين‌المللی به منظور كمك به مردم سوريه جهت خروج از بحران كنونی را مورد تقويت و تأكيد قرار دهد.

وی خاطر‌نشان كرد: اين اجلاس بر اين باور است كه گفت‌و‌گوی ملی ميان طرف‌های درگير در سوريه، بهترين گزينه جهت برگرداندن آرامش بر جامعه سوريه و مهيا شدن شرائط برای دستيابی به يك راه حل مرضی الطرفين می‌باشد.

معاون عربی و آفريقای وزارت امور خارجه تأكيد كرد: درس‌های تاريخ به خوبی به ما نشان داده است كه هيچ‌گاه خشونت به سرانجام نرسيده و تنها مايه خرسندی دشمنان ملل شده است و به اعتقاد ما سوريه در شرايط كنونی نيازمند يك بستر مناسب و آرام برای يك گفتمان ملی ميان كليه طرف‌های درگير است و اجلاس مشورتی روز پنجشنبه تهران، بر همين مبنا برگزار می‌شود كه كشورهای علاقمند به حل و فصل مسالمت‌آميز مناقشات منطقه‌ای راه برون‌رفت مشكل سوريه را به رايزنی بگذارند.

وی همچنين اضافه كرد كه تهران معتقد است راهكارهای سياسی ارائه شده از سوی كوفی عنان راهگشای توقف خشونت‌ها در سوريه است و در اين راستا استقبال كشورهای مهم منطقه و تاثيرگذار خارج از منطقه از شركت در اجلاس مشورتی تهران، نشان از اراده سياسی اين كشورها بر حل و فصل مسالمت‌آميز درگيری‌ها در سوريه به جای اصرار بر راه حل خشونت‌آميز دارد كه با سرنوشت مردم سوريه سنخيت ندارد.

peymangb

جمعه 20 مرداد 1391  1:31 AM
تشکرات از این پست
peymangb
peymangb
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : بهمن 1390 
تعداد پست ها : 967
محل سکونت : azarbayjan gharbi

پاسخ به:اخبار سیاسی18-19 مرداد

ايثار و از خودگذشتگى اميرالمومنين (ع) در كلام حضرت امام خامنه‌ای

گروه سياسی: در طول پنجاه سال تقريباً، يا پنجاه و دو سه سال، از ده سالگى تا شصت و سه سالگى، شما ببينيد يك خط مستمرى وجود دارد در شرح حال زندگى اميرالمؤمنين و آن خط ايثار و از خودگذشتگى است.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله العظمی خامنه‌ای همزمان با ايام شهادت امام علی(ع) اقدام به انتشار بيانات رهبر معظم انقلاب در مورد ايشان كرده است كه بخش اول اين بيانات به تأويل و شرح آيه كريمه «و من النّاس من يشرى نفسه ابتغاء مرضات اللَّه» در خطبه نماز جمعه تهران در تاريخ هشتم ارديبهشت‌ماه سال 1368 و ايثار و از خودگذشتگى اميرالمومنين (ع) پرداخته است كه متن آن به شرح ذيل است.

قسمت اول

ايثار و از خودگذشتگی اميرالمؤمنن در راه اسلام

از ابتدا تا رحلت پيامبر (ص)

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحيم‌

الحمدللَّه ربّ العالمين نحمده و نستعينه و نستهديه و نؤمن به و نتوكّل عليه و نصلّى و نسلّم على حبيبه و نجيبه و خيرته فى خلقه حافظ سرّه و مبلّغ رسالاته بشير رحمته و نذير نقمته سیّدنا و نبیّنا ابى‌القاسم محمّد و على اهل بيته الاطيبين الاطهرين المنتجبين سیّما علىّ اميرالمؤمنين و صلّ على ائمّة المسلمين و حماة المستضعفين و هداة المؤمنين. قال اللَّه الحكيم فى كتابه:

و من النّاس من يشرى نفسه ابتغاء مرضات اللَّه و اللَّه رئوف بالعباد.(1)

همه‌ برادران و خواهران نمازگزار عزيز را دعوت ميكنم و توصيه ميكنم به رعايت تقوا و پرهيزگارى و تبعيت از مولاى متقيان و رهبر پرهيزگاران اميرالمؤمنين (عليه الصّلاة و السّلام). امروز روز بيست و يكم ماه رمضان و روز شهادت اميرالمؤمنين على‌بن‌ابى‌طالب (عليه الصّلاة و السّلام) است. جا دارد اگر مؤمنين نمازگزار بخشى از وقت امروز خطبه‌ها را به ياد آن حضرت و حركت به سمت آشنائى بيشتر و معرفت روشن‌ترى از اين چهره‌ى تابناك و اين خورشيد فروزان تاريخ بشر بگذرانند.

بلندترين قله‌ بشريت

البته زندگى اميرالمؤمنين (عليه الصّلاة و السّلام) كه مجسم كننده‌ى نماى بيرونى شخصيت على‌بن‌ابى‌طالب است، آنقدر پر حادثه و پر ماجراست كه در وقت كم و جملات كوتاه به هيچ وجه نميشود اندكى از بسيار را هم بدرستى روشن كرد. شخصيت اميرالمؤمنين و فضائل مولاى متقيان هم آنقدر والا و رفيع و افقهاى دور از ذهن انسانهاى معمولى و بشر ناقص مثل ماست كه حقيقتاً جز با توجه و استمداد از روح بزرگ و مطهر خود آن حضرت نميشود شبهى حتى از آن شخصيت عظيم را مشاهده كرد. اما با اين حال اين بلندترين قله‌ى بشريت است، نميشود به آن توجه نكرد و به سمت آن حركت نكرد. خوشبختانه فضائل و مناقب آن حضرت مثل درياى عظيمى است كه از هر طرف كه وارد بشويم و هر رشته‌اى از رشته‌هاى محامد بشرى را مطرح بكنيم، فيض عظيمى را خواهيم برد.

يكى از جوانهاى آل زبير - آل زبير معروف بودند به دشمنى با اميرالمؤمنين. عبداللَّه بن زبير حتى در جنگ جمل هم به عنوان يك چهره‌اى معرفى شد كه پدرش زبير را وادار ميكرد به ادامه‌ى جنگ با اميرالمؤمنين؛ بعدها هم خاندان زبير غالباً، مگر بعضى از آنها، نسبت به اميرالمؤمنين با چشم خصومت و بغض و حسادت نگاه ميكردند - كه پسر عبداللَّه بن عروة بن زبير است، از روى جوانى يك روز در حضور پدر خود مشغول مذمت اميرالمؤمنين شد. پدر با اينكه خودش هم نسبت به اميرالمؤمنين ارادتى يا بگوئيم محبتى نداشت، اما ديد اين جوان خام و ناپخته‌ى خودش را خوب است در محيط خلوت خانه و به طور خصوصى، قدرى آگاه كند. آن روزها كسى جرئت نميكرد در علن نامى از اميرالمؤمنين به‌نيكى ببرد. به پسرش گفت: پسرجان! يك چيزى را من به تو بگويم و او اين است كه هيچ چيزى را پيدا نميكنى كه دين ساخته باشد، به وجود آورده باشد و دنيا و دست دنياطلبان بتواند آن را ويران كند، ممكن نيست. بنائى كه دين ميسازد، اين بنائى نيست كه به وسيله‌ى دنياطلبان قابل ويران شدن باشد. «و اللَّه ما بنى النّاس شيئا الّا هدمه الدّين»؛ اما بعكس هر چيزى كه دست دنياطلبان آن را به وجود بياورد، بى‌گمان دين در مقام برخورد و اصطكاك با او اگر قرار بگيرد، آن را از بين خواهد برد. اما عكسش اينجور نيست؛ اگر دين چيزى را ساخت، دنياطلب‌ها نميتوانند آن را از بين ببرند.

بعد وارد اصل مطلب شد؛ گفتش كه تو نگاه كن ببين اين بنى‌مروان - آن سلسله‌اى از بنى‌اميه كه آن روزها بر جامعه‌ى اسلام حكومت ميكردند - چطور بر روى منبرها و در همه‌ى اقطار دنياى تحت نفوذ خودشان نسبت به اميرالمؤمنين، نسبت به على‌بن‌ابى‌طالب عيبجوئى ميكنند و عيوب او را آشكار ميكنند، ظاهر ميكنند، هر چه به دهنشان مى‌آيد، درباره‌ى على ميگويند؛ اما هرچه آنها بيشتر ميگويند، اميرالمؤمنين چهره‌اش منورتر و در بين مردم محبوب‌تر ميشود. «ا لم تر الى علىّ كيف تظهر بنو مروان من عيبه و ذمّه و اللَّه لكانّما ياخذون بناصيته رفعا الى السّماء»؛ اينى كه بنى‌مروان عيب على را ميگويند، مثل اينكه خداى متعال اثر عكس ميدهد، گوئى كه على را بلند ميكنند و به آسمان ميبرند و در كرسى آسمان على را قرار ميدهند از رفعت و شأن. هرچه بيشتر عيبش را ميگويند، بالاتر ميرود. اما مرده‌ها و شخصيتهاى خودشان را بنى‌مروان با نام نيك، با تشكيل محافل و مجالس مدح و ثنا بزرگ ميكنند، هرچه بيشتر از گذشتگان خودشان و مردگان خودشان ميگويند، مثل اينكه يك لاشه‌ى مرده‌اى، يك جيفه‌اى را هى بيشتر باز ميكنند، تعفنشان بيشتر دنيا را ميگيرد. «و ما ترى ما يندبون به موتاهم من التأوين و المديح و اللَّه لكانّما يكشفون به عن الجيف». اين چيزى است كه دشمن اميرالمؤمنين، آن خانواده‌اى كه بناى بر بغض و حسادت به اميرالمؤمنين داشتند، درباره‌ى ايشان گفته است.

يك جمله‌اى معروف است از خليل بن احمد نحوىِ معروف كه او ميگويد كه دوستان اميرالمؤمنين در طول مدتى برابر چند قرن از ترسشان مدايح و فضائل اميرالمؤمنين را نگفتند و مكتوم نگه داشتند. و دشمنان اميرالمؤمنين در طول چند قرن مدايح اميرالمؤمنين را مكتوم نگه داشتند از روى بغض و عداوتشان؛ «فظهر ما بين هذين ما منع الخافقين»؛ دو تا كتمان نسبت به مدايح اميرالمؤمنين؛ يكى از روى ترس، يكى از روى بغض، اما ميان اين دو كتمان آنقدر از فضائل اميرالمؤمنين بروز كرد كه سرتاسر عالم را و ميان مشرق و مغرب را گرفت.

وجه امتياز حضرت علی عليه السلام بر ديگران

اين فضائل على‌بن‌ابى‌طالب است. يك اقيانوس بيكرانى است كه از هر طرف وارد بشويم، از معنويات، از خصال روحى، از توجهات الهى و معنوى، از آن خصلتهائى كه جز بندگان شايسته و صالح از آنها برخوردار نيستند، از روش اجتماعى، از خصلتهاى خانوادگى، از برخورد با ضعفا، از اداره‌ى امور كشور، شگفتى‌ها مى‌بينيم؛ چيزهائى كه چشم انسان را خيره ميكند و هرچه هم انسان بيشتر مى‌بيند، زمان بيشتر ميگذرد، نسبت به شخصيت والاى اين عظيم بشريت، عظيم العظما، بزرگ بزرگان، انسان بيشتر خاضع ميشود.

من فقط يك بخشى از شخصيت اميرالمؤمنين را امروز ميخواهم اينجا مطرح كنم و او مضمون اين آيه‌ى شريفه است. چون اين آيه‌ى شريفه: «و من النّاس من يشرى نفسه ابتغاء مرضات اللَّه»، در شأن اميرالمؤمنين نازل شده و تأويل اين آيه، على‌بن‌ابى‌طالب (عليه الصّلاة و السّلام) است. آيه ميگويد: در ميان مردم كسانى هستند كه جان خودشان را، وجود خودشان را، يعنى عزيزترين سرمايه‌اى كه هر انسانى دارد - اين سرمايه‌ى عزيزِ انحصارىِ غير قابل جبران را كه اگر دادى، ديگر به جاى اين چيزى نمى‌آيد - يكجا ميدهند براى اينكه خوشنودى خدا را به دست بياورند؛ فقط همين. «و من النّاس من يشرى»؛ ميفروشد، ميدهد، «نفسه»؛ جان خود را، وجود خود را، «ابتغاء مرضات اللَّه». هيچ هدف ديگرى، هيچ مقصود دنيوى‌اى، هيچ گرايش و انگيزه‌ى خودخواهانه‌اى در بين نيست؛ فقط و فقط براى جلب رضايت خدا. اما خدا هم در مقابل اين چنين ايثار و گذشت، يقيناً آن را بدون عكس‌العمل شايسته نميگذارد: «و اللَّه رئوف بالعباد»؛ خدا به بندگان خودش رأفت دارد. اين مصداق كاملش اميرالمؤمنين على‌بن‌ابى‌طالب (عليه السّلام) است.

من اين بُعد را بيان ميكنم؛ شما تاريخ زندگى اميرالمؤمنين را نگاه كنيد، از كودكى، از آنوقتى كه در نُه سالگى يا سيزده سالگى به نبوت رسول اكرم ايمان آورد و آگاهانه و هوشيارانه حقيقت را شناخت و به آن تمسك جست، از آن لحظه تا آن لحظه‌اى كه در محراب عبادت، مثل سحرگاه روز نوزدهم ماه رمضانى جان خودش را در راه خدا داد و خشنود و خوشحال و سرشار از شوق به لقاء پروردگار رسيد، در طول اين پنجاه سال تقريباً، يا پنجاه و دو سه سال، از ده سالگى تا شصت و سه سالگى، شما ببينيد يك خط مستمرى وجود دارد در شرح حال زندگى اميرالمؤمنين و آن خط ايثار و از خودگذشتگى است. در تمام قضايائى كه در طول اين تاريخ پنجاه ساله بر اميرالمؤمنين گذشته، شما نشانه‌ى ايثار را مشاهده ميكنيد؛ از اول تا آخر. حقيقتاً درس است اين براى ما. و ما، من و شما كه على‌گو و على‌جو و معروف در جهان به محبت على‌بن‌ابى‌طالب هستيم، بايد درس بگيريم از اميرالمؤمنين؛ صرف محبت على كافى نيست، صرف شناختن فضيلت على كافى نيست. بودند كسانى كه در دلشان به فضيلت على‌بن‌ابى‌طالب اعتراف داشتند، شايد از ماها هم كه هزار و چهار صد سال فاصله داريم با آن روزگار، بيشتر؛ همانها يا بعضى‌شان در دل على را به عنوان يك انسان معصوم و پاكيزه دوست هم ميداشتند، اما رفتارشان رفتار ديگرى بود. چون همين خصوصيت را نداشتند، همين ايثار را، همين رها كردن منيت را، همين كار نكردن براى خود را، هنوز در حصار خود گرفتار بودند و على امتيازش اين بود كه در حصار خود گرفتار نبود. «من» براى او هيچ مطرح نبود؛ آنچه براى او مطرح بود، وظيفه و هدف بود و جهاد فى سبيل اللَّه بود و خدا بود.

اولى كه اميرالمؤمنين در اوان كودكى به پيغمبر ايمان آورد، مورد ايذاء و تمسخر همه، در شهر مكه قرار داشتند. يك شهرى را شما فرض كنيد، مردمى كه به طور طبيعى هم اهل توسل به خشونتند، مردم متمدن با نزاكتِ آهسته برو، آهسته بيائى كه نبودند؛ يك مردم خشنِ اهل برخورد، اهل اصطكاك، سر كوچكترين چيزى دعوا بكنند، بشدت متعصب نسبت به همان عقائد باطل؛ توى يك چنين جامعه‌ى اينجورى يك پيامى از سوى يك انسان بزرگى مطرح شده كه همه چيز اين جامعه را ميبرد زير سئوال؛ عقايدشان را، آدابشان را، سنتهاشان را. خب، طبيعى است كه همه با او مخالفت ميكنند و قشرهاى مختلف با او مخالفت كردند؛ توده‌هاى مردم هم با پيغمبر مخالفت كردند. از يك انسان اينجورى و يك پيام اينجورى با همه‌ى وجود دفاع كردن و به آن پيوستن، اين از خودگذشتگى ميخواست؛ اولين قدم از خودگذشتگى اميرالمؤمنين است.

فداكاری در زمانی كه ديگران آماده كاميابی‌ها و كسب مناصب اجتماعی می‌شدند

سيزده سال در كنار پيغمبر در سخت‌ترين مواقع على‌بن‌ابى‌طالب (عليه الصّلاة و السّلام) ايستاد. بعد آنوقتى كه سيزده سال رنج داشت به پايان ميرسيد - درست است كه هجرت رسول اكرم هجرت از روى اجبار و ناچارى و زير فشار قريش و مردم مكه بود، اما آينده‌ى روشنى داشت. همه ميدانستند كه اين هجرت مقدمه‌ى كاميابى‌هاست، مقدمه‌ى پيروزى‌هاست - و درست در آنجائى كه يك نهضت ميخواهد از دوران محنت وارد دوران راحتى و عزت بشود، در همان لحظه كه همه معمولاً تلاش ميكنند زودتر خودشان را برسانند، تا اگر بتوانند از مناصب اجتماعى چيزى بگيرند، جايگاهى پيدا بكنند، در همين لحظه، اميرالمؤمنين آماده شد تا در جاى پيغمبر، در بستر پيغمبر، در شبى ظلمانى و تاريك بخوابد تا پيغمبر بتواند از اين خانه و از اين شهر خارج بشود. توى آن شب، كشته شدن آن كسى كه در اين بستر ميخوابد، تقريباً قطعى و مسلم بود. اينجور نبود كه حالا چون من و شما قضيه را ميدانيم، ميدانيم كه اميرالمؤمنين در آن حادثه به شهادت نرسيد، بگوئيم كه آنجا همه ميدانستند، نخير؛ مسئله اين است كه در يك شب ظلمانى، در يك نقطه‌ى معينى يك كسى بناست كشته بشود، قطعى است؛ ميگويند آقا، اين آقا براى اينكه بتواند از اينجا خارج بشود، بايد كسى در آنجا به جاى او باشد تا جاسوسها كه نگاه ميكنند، احساس كنند كسى در آنجا هست. كى حاضر است؟

اين ايثار اميرالمؤمنين خود يك حادثه‌ى فوق‌العاده مهم است؛ اما زمان اين ايثار هم بر اهميت آن مى‌افزايد. زمان كى است؟ آنوقتى كه بناست اين دوران محنت به سر بيايد؛ بناست بروند حكومت تشكيل بدهند، راحت باشند؛ مردم مدينه، يثرب ايمان آوردند، منتظر پيغمبرند، همه اين را ميدانند. در اين لحظه اين ايثار را اميرالمؤمنين ميكند؛ هيچ انگيزه‌ى شخصى بايد در يك انسانى وجود نداشته باشد تا اقدام به يك چنين حركت بزرگى بكند.

ايستادگی در مراحلی كه پای شيرمردان ميلرزيد!

بعد وارد ميشوند به مدينه، جنگها و مبارزات شبانه‌روزى حكومت تازه‌پا و جوان پيغمبر شروع ميشود. دائماً جنگ، اين خاصيت آنچنان حكومتى است؛ دائماً برخورد. از قبل از جنگ بدر برخوردها شروع شد تا آخر دوران زندگى پيغمبر در اين ده سال. در طول اين ده سال چند ده جنگ و برخورد پيغمبر اكرم با كفار و انواع و اقسام كفار و شعب كفار داشت. در تمام اين دورانها اميرالمؤمنين به عنوان پيشقراول، به عنوان فدائى‌ترين كس و پيشمرگ پيغمبر، آنچنانى كه خود اميرالمؤمنين بيان ميكند و تاريخ هم اين را نشان ميدهد، در تمام اين مراحل و صحنه‌هاى خطرناك حضور داشته. «و لقد واسيته بنفسى فى المواطن الّتى تنكص فيها الابطال و تتأخّر فيها الاقدام»؛(2) آنجاهائى من در كنار پيغمبر ماندم و جانم را سپر بلاى او كردم كه قهرمانان و شيرمردان در آنجا پايشان ميلرزيد و مجبور به عقب‌نشينى ميشدند، در شديدترين مراحل اميرالمؤمنين ايستاد. هيچ برايش مطرح نبود كه اينجا خطر است. بعضى‌ها با خودشان فكر ميكنند كه ما خوب است جان خودمان را حفظ كنيم تا بعداً براى اسلام مفيد واقع بشويم. اميرالمؤمنين هرگز خودش را با اينگونه معاذير فريب نداد و نفس والاى اميرالمؤمنين فريب‌بخور نبود. در تمام مراحل خطر در خطوط مقدم اميرالمؤمنين حاضر بود.

قسمت دوم

ايثار و ازخودگذشتگی اميرالمومنين

از رحلت پيامبر (صلی‌الله عليه و اله و سلم) تا پايان خلافت عثمان

بعد از آنى كه دوران پيغمبر به سر آمد و رسول اكرم رحلت كردند، به نظر من سخت‌ترين دورانهاى زندگى اميرالمؤمنين در اين سى سال بعد، بعد از رحلت پيغمبر شروع شد؛ سخت‌ترين دورانهاى اميرالمؤمنين آن روزها بود. آن روزى كه پيغمبر عزيز و بزرگوار بود و ميرفتند در سايه‌ى او مجاهدت ميكردند، مبارزه ميكردند، روزهاى شيرينى بود، روزهاى خوبى بود. روزهاى تلخ روزهاى بعد از رحلت پيغمبر است كه روزهائى است كه گاه گاه قطعات فتنه افق ديدها را آنچنان مظلم ميكرد كه قدم از قدم نميتوانستند بردارند آن كسانى كه ميخواستند درست قدم بردارند. در يك چنين شرايطى اميرالمؤمنين بزرگترين امتحانهاى ايثار را داد.

كناره‌گيری به‌شرطی كه به كسی ظلمی نشود

اولاً در هنگام رحلت پيغمبر، اميرالمؤمنين مشغول انجام وظيفه شد، نه اينكه نميدانست يك اجتماعى وجود دارد يا ممكن است وجود داشته باشد كه سرنوشت قدرت و حكومت را در دنياى اسلام آن اجتماع تعيين خواهد كرد. مسئله اين نبود براى اميرالمؤمنين، مسئله اين است كه براى او آنچه مطرح نيست، خود است. بعد از آنى كه مسئله‌ى خلافت استقرار پيدا كرد و مردم با ابى‌بكر بيعت كردند و همه چيز تمام شد، اميرالمؤمنين كناره گرفت؛ هيچ جمله‌اى، كلمه‌اى، بيانى كه حاكى باشد از معارضه‌ى اميرالمؤمنين با دستگاه حكومت، ديگر از او شنيده نشد. آن روزهاى اول چرا، تلاش ميكرد شايد بتواند آن چيزى را كه به عقيده‌ى او حق است و بايد انجام بگيرد، او را به كرسى بنشاند؛ بعد كه ديد نه، مردم بيعت كردند، قضيه تمام شد و ابى‌بكر شد خليفه‌ى مسلمين، اينجا اميرالمؤمنين به عنوان يك انسانى كه ولو معترض است، هيچ گونه از قِبل او براى اين دستگاه ضررى و خطرى و تهديدى وجود ندارد، در تاريخ اسلام شناخته ميشود. اميرالمؤمنين در اين دوران- كه خيلى هم نبود، مدت كوتاهى اين دوران طول كشيد، شايد چند ماهى من دقيقاً الان يادم نيست- فرمود: «لقد علمتم انّى احقّ النّاس بها من غيرى»؛(3) ميدانيد كه من از همه‌ى مردم به خلافت شايسته‌ترم؛ اين را خود شماها هم ميدانيد. راست هم ميگفت اميرالمؤمنين، ميدانستند، «و واللَّه»؛ سوگند به خدا، «لاَسْلِمَنَّ» يا «لاُسَلِمَنَّ» يا «لاُسْلِمَنَّ»؛ من دست روى دست خواهم گذاشت و تسليم خواهم شد، «ما سلمت امور المسلمين»؛ تا وقتى كه احساس ميكنم كه امور مسلمين با سلامت در جريان است؛ تا وقتى مى‌بينم كسى مورد ظلم قرار نميگيرد؛ «و لم يكن فيها جور الّا علىّ خاصّة»؛ تا وقتى كه به مردم ظلم نميشود و در جامعه ظلم و جورى وجود ندارد، فقط من مظلوم واقع شدم در جامعه. تا اينجور است، من هيچ كارى به كار كسى ندارم؛ هيچ مزاحمتى، هيچ اعتراضى نخواهم كرد. نشست.

وزير باشم، بهتر از اين است كه امير باشم

بعد از مدت كوتاهى، شايد چند ماهى بيشتر نگذشته بود كه شروع شد به ارتداد گروه‌ها؛ شايد تحريكاتى هم بود. بعضى از قبائل عرب احساس كردند كه حالا پيغمبر نيست، رهبر اسلام نيست، خوب است كه يك ايرادى، اشكالى درست كنند و تعارضى بكنند و جنگ و دعوائى راه بيندازند و شايد هم منافقين تحريكشان ميكردند، درست نميدانم، بالاخره جريان ردّه پيش آمد، يعنى ارتداد عده‌اى از مسلمين؛ جنگها شروع شد، جنگهاى ردّه شروع شد. اينجا كه وضع اينجورى شد، اميرالمؤمنين ديد نه، اينجا ديگر جاى كنار نشستن هم نيست، بايد وارد ميدان شد به دفاع از حكومت؛ در اينجا ميفرمايد: «فامسكت يدى»؛ من بعد از آنى كه قضيه‌ى خلافت پيش آمد و ابى‌بكر خليفه‌ى مسلمين شد، من دست كشيدم كنار، نشستم كنار، اين حالت كناره‌گزينى بود، «حتّى رأيت راجعة النّاس قد رجعت يريد محو الاسلام»؛(4) ديدم نخير، عده‌اى از مردم دارند از اسلام بر ميگردند، ميخواهند اسلام را از بين ببرند، اينجا ديگر ديدم نخير، وارد ميدان شدم. و اميرالمؤمنين وارد ميدان شد به صورت فعال، و در همه‌ى قضاياى مهم اجتماعى اميرالمؤمنين بود. خود آن حضرت از حضور خودش در دوران بيست و پنج ساله‌ى خلافت خلفاى سه‌گانه تعبير ميكند به وزارت؛ بعد از آنى كه آمدند اميرالمؤمنين را بعد از قتل عثمان به خلافت انتخاب كنند، فرمود من وزير باشم، بهتر از اين است كه امير باشم؛ همچنانى كه در گذشته بودم، بگذاريد وزير باشم. يعنى مقام و موقعيت و جايگاه بيست و پنج ساله‌ى خودش را جايگاه وزارت ميداند؛ يعنى در امور دائماً در خدمت اهداف و در موضع كمك به مسئولينى كه بودند و خلفائى كه در رأس امور بودند. اين هم يك ايثار فوق‌العاده بزرگى بود كه انسان واقعاً گيج ميشود وقتى كه فكرش را ميكند كه چقدر گذشت در اين كار اميرالمؤمنين وجود دارد.

در تمام اين بيست و پنج سال به فكر قيام و كودتا و معارضه و جمع كردن يك عده‌اى و گرفتن قدرت و قبضه كردن حكومت نيفتاد. اين چيزها به ذهن انسانها مى‌آيد؛ اميرالمؤمنين جوانى بود سى و سه ساله. آنوقتى كه رسول اكرم از دنيا رحلت كردند، تقريباً حدود سى سال تا سى و سه سال عمر آن حضرت بود؛ بعدها هم دورانهاى جوانى و قدرت جسمانى را ميگذراند، دوران نشاطش را ميگذراند؛ وجهه در بين مردم، محبوبيت در بين توده‌ى مردم و مغز فعال، علم فراوان، همه‌ى جاذبه‌هائى كه براى يك انسان ممكن بود وجود داشته باشد، در اميرالمؤمنين به نحو اعلائى وجود داشت. او اگر ميخواست يك كارى بكند، حتماً ميتوانست بكند. در تمام اين بيست و پنج سال به هيچ وجه جز در خدمت همان هدفهاى عمومى و كلى نظام اسلامى كه در رأسش هم خلفائى بودند، اميرالمؤمنين هيچ حركتى نكرد و هيچ چيز شنيده نشد از آنها. و ماجراهاى فوق‌العاده عظيمى اينجا وجود دارد كه من نميخواهم حالا وارد شرح موارد تاريخى بشوم.

بعد، در شوراى شش نفره‌ى بعد از درگذشت خليفه‌ى دوم كه اميرالمؤمنين را دعوت كردند، قهر نكرد، وارد شد. بگويد آقا من با اينهائى كه شما ميگوئيد، هم‌رديف نيستم، طلحه و زبير كجا، عبدالرّحمن بن عوف كجا، عثمان كجا، من كجا؛ من نمى‌آيم با اينها، نخير. شش نفر را به عنوان شورا گذاشتند آنجا كه اين شش نفر بعد از عمر و طبق وصيت او، در بين خودشان يك نفر را به عنوان خليفه انتخاب كنند؛ رفت، قبول كرد. در بين اين شش نفر شانس او براى خلافت از همه بيشتر بود. در آن شش نفر، اميرالمؤمنين دو رأى داشت، خودش و زبير؛ عثمان هم دو رأى داشت، خودش و طلحه؛ عبدالرّحمن بن عوف هم دو رأى داشت، خودش و سعدبن‌ابى‌وقاص. رأى عبدالرّحمن‌بن‌عوف در اين شوراى شش نفره تعيين كننده بود، اگر با اميرالمؤمنين بيعت ميكرد، او خليفه ميشد؛ اگر با عثمان بيعت ميكرد، او خليفه ميشد. اول رو كرد به اميرالمؤمنين و به او پيشنهاد كرد كه با كتاب خدا و سنت پيغمبر و سيره‌ى شيخين، يعنى دو خليفه‌ى قبلى، حضرت حركت كنند. فرمود نه، من و كتاب خدا و سنت پيغمبر؛ با سيره‌ى شيخين كارى ندارم؛ من اجتهاد خودم را عمل ميكنم و به اجتهاد آنها كارى ندارم.

ميتوانست با كوچكترين اغماضى از آنچه كه صحيح و حق ميدانست، حكومت را به دست بگيرد و قدرت را قبضه بكند. اميرالمؤمنين به اين فكر يك لحظه هم نيفتاد و حكومت را از دست داد و قدرت را از دست داد، اينجا هم ايثار كرد، اينجا هم خود و منيت را مطلقاً مطرح نكرد و اينگونه چيزها را زير پا له كرد؛ اگر چه اين احساسات شايد در اميرالمؤمنين اصلاً از اول بروز نميكرد.

دفاع اميرالمومنين از عثمان بر حسب وظيفه الهی

بعد از آنكه دوازده سال از دوران حكومت عثمان گذشت، در آخر كارِ عثمان - اينها در تاريخ هست، فقط هم تاريخ شيعه اينها را ننوشته‌اند، همه‌ى مورخين اسلام نوشته‌اند - اعتراضها به او زياد شده بود، كسانى مخالفت ميكردند، اشكالات زيادى بر او وارد ميكردند؛ از مصر آمده بودند، از عراق آمده بودند، بصره و جاهاى ديگر، بالاخره يك جمع زيادى درست شدند و خانه‌ى عثمان را محاصره كردند؛ جان عثمان را تهديد كردند. خب، اينجا يك كسى در مقام اميرالمؤمنين چه ميكرد؟ يك كسى كه خودش را صاحب حق خلافت بداند و بيست و پنج سال است كه از اين حقى كه براى خودش مسلّم است كه اين حق اوست، او را كنار گذاشتند، به رفتار حاكم كنونى هم اعتراض دارد، حالا هم مى‌بيند كه اطراف خانه او را گرفته‌اند، او را محاصره كرده‌اند، آدم معمولى، حتى برگزيدگان و چهره‌هاى والا در اينجا چه كار ميكنند؟ همان كارى را ميكنند كه ديگران كردند؛ همان كارى را ميكنند كه طلحه كرد، زبير كرد، عايشه كرد، بقيه‌ى كسانى كه در ماجراى عثمان به نحوى دست داشتند، آنها كردند؛ كه ماجراى قتل عثمان يكى از آن ماجراهاى بسيار مهم تاريخ اسلام است و اينكه كى موجب قتل عثمان شد، اين را انسان تو نهج‌البلاغه، تو آثار اسلامى و تاريخ اسلامى كه نگاه كند، كاملاً برايش روشن ميشود كه كى عثمان را كشت، كى‌ها موجب شدند. افرادى كه ادعاى دوستى با عثمان را بعدها محور كار خودشان قرار دادند، آنجا از پشت خنجر زدند، از زير تحريك كردند به قول عمروعاص؛ يكى پرسيد از عمروعاص كه عثمان را كه كشت؟ گفت فلانى، اسم يكى از صحابه را آورد؛ او شمشيرش را ساخت، آن ديگرى تيز كرد، آن ديگرى او را مسموم كرد، آن يكى هم بر او وارد آورد؛ واقعيت هم همين است.

اميرالمؤمنين در اين ماجرا با كمال خلوص، آن وظيفه‌ى الهى و اسلامى را كه احساس ميكرد دارد، انجام داد. حسنين را، اين دو گوهر گرانقدر را و دو يادگار پيغمبر را فرستاد براى دفاع از عثمان به خانه‌ى عثمان؛ جزو مسلّمات است. حسنين را فرستاد آنجا براى دفاع از عثمان، اطراف خانه‌ى عثمان را گرفته بودند، نميگذاشتند كه آب وارد خانه بشود، اميرالمؤمنين آب فرستاد براى خانه عثمان، آذوقه فرستاد، با كسانى كه نسبت به عثمان خشمگين بودند، بارها و بارها مذاكره كرد تا خشم آنها را پائين بياورد؛ وقتى هم كه آنها عثمان را كشتند، اميرالمؤمنين خشمگين شد، خشمگين شد. البته آن كسانى كه كشندگان عثمان بودند، بالمباشره يك حالتى داشتند، يك حكمى داشتند؛ آن كسانى كه از پشت تحريك ميكردند، حكم ديگرى داشتند كه حالا آن ماجراها را نميخواهيم وارد بشويم. در اينجا هم اميرالمؤمنين باز منيت و خودخواهى و احساسات خودى را كه براى همه‌ى انسانها وجود دارد، نداشت؛ در اينجا هم در دستگاه اميرالمؤمنين مطلقاً آن چيزها مشاهده نميشود.

قسمت سوم

ايثار و ازخودگذشتگی اميرالمومنين

از ابتدای خلافت تا شهادت

بعد از آنى كه عثمان كشته شد، اميرالمؤمنين ميتوانست به صورت يك چهره‌ى موجه، يك آدم فرصت‌طلب، يك نجات‌بخش بيايد توى ميدان، بگويد: ها، مردم ديگر حالا راحت شديد، خلاص شديد. مردم هم دوستش ميداشتند. نه، در بعد از حادثه‌ى عثمان هم باز اميرالمؤمنين در اول كار، اقبالى به سمت قدرت و قبضه كردن حكومت نكرد. چقدر اين روح بزرگ است. «دعونى و التمسوا غيرى»؛(5) من را رها كنيد اى مردم، برويد سراغ ديگرى. اگر ديگرى را به حكومت انتخاب كرديد، من وزير او خواهم بود، من در كنار او خواهم بود. اين فرمايشاتى است كه اميرالمؤمنين در آن روزها كرد. مردم قبول نكردند، مردم ديگر قبول نكردند، نميتوانستند غير از اميرالمؤمنين كس ديگرى را به حكومت انتخاب كنند. تمام اقطار اسلامى با اميرالمؤمنين بيعت كردند تا آن روز و هيچ بيعتى به عموميت بيعت اميرالمؤمنين وجود نداشت. هيچ بيعتى از بعد از پيغمبر، به عموميت بيعت با اميرالمؤمنين سابقه ندارد. جز شام كه با اميرالمؤمنين بيعت نكردند، تمام اقطار اسلامى و تمام بزرگان صحابه بيعت كردند. يك تعداد معدودى، كمتر از ده نفر فقط ماندند كه بعد اميرالمؤمنين فرمود، اينها را آوردند توى مسجد و يكى يكى از اينها پرسيد كه شماها چرا بيعت نكرديد؟ عبداللَّه‌بن‌عمر! تو چرا بيعت نكردى؟ سعدبن‌ابى‌وقاص! تو چرا بيعت نكردى؟ يك چند نفرى بودند بيعت نكرده بودند، اميرالمؤمنين از اينها پرسيد، هر كدام يك عذرى آوردند، يك حرفى زدند، بعضى باز بيعت كردند، بعضى نكردند، حضرت هم رهاشان كرد رفتند. تعداد خيلى معدودى، انگشت شمار. بقيه‌ى بزرگان، چهره‌هاى معروف، طلحه، زبير، ديگران، ديگران، همه با اميرالمؤمنين بيعت كردند.

ملاحظه هيچ كس را نخواهم كرد!

البته قبل از آنى كه با آن حضرت بيعت كنند، حضرت فرمود كه «و اعلموا»؛ بدانيد «انّى ان اجبتكم»؛ اگر حالا كه شما اصرار ميكنيد، من حكومت را به دست بگيرم، اگر من پاسخ مثبت به شما دادم، مبادا خيال كنيد كه من ملاحظه‌ى چهره‌ها و شخصيتها و استخوانهاى قديمى و آدمهاى نام و نشان‌دار را خواهم كرد. مبادا خيال كنيد من از اين و آن تبعيت و تقليد خواهم كرد، روش ديگران را روش خودم خواهم كرد، ابداً. «و اعلموا انّى ان اجبتكم ركبت بكم ما اعلم»؛ آنجورى كه خود من علم دارم و ميدانم و تشخيص دادم، از اسلام دانستم، شما را حركت خواهم داد و اداره خواهم كرد. اميرالمؤمنين اين اتمام حجتها را هم با مردم كردو خلافت را قبول كرد. ميتوانست اميرالمؤمنين در آنجا هم به خاطر حفظ مصالح و ملاحظه‌ى جوانب قضيه و اين چيزها كوتاه بيايد، دلها را به دست بياورد، اما در اينجا هم با كمال قاطعيت بر اصول اسلامى و ارزشهاى اسلامى پافشارى كرد؛ به طورى كه آن همه دشمن در مقابل على صف كشيد.

و اميرالمؤمنين در يك اردوگاه با تجلى كامل زر و زور و تزوير و در يك اردوگاه با چهره‌هاى موجه و معتبر و معروف و در يك اردوگاه ديگر با عناصر مقدس‌مآب و على‌الظاهر متعبد، اما ناآگاه از حقيقت اسلام، از روح اسلام، از تعاليم اسلام، از شأن و مقام اميرالمؤمنين و اهل تشبّث به خشونت و قساوت و بداخلاقى، مواجه شد. در سه اردوگاه اميرالمؤمنين با سه خط جداگانه كه ناكثين و قاسطين و مارقين باشند، جنگيد؛ كه هر كدام از اين وقايع نشان‌دهنده‌ى همان روح توكل به خدا و ايثار و دور شدن از منيت و خودخواهى در اميرالمؤمنين است و بالاخره هم در همين راه به شهادت رسيد كه درباره‌ى آن حضرت گفتند: «قتل فى محراب عبادته لشدّت عدله»؛ على را عدلش به خاك و خون غلتاند.

علت شاخص‌بودن اميرالمومنين برای حق و باطل

اگر اميرالمؤمنين ميخواست عدالت را رعايت نكند، اگر ميخواست ملاحظه‌كارى بكند، اگر ميخواست شأن و مقام و شخصيت خودش را بر مصالح دنياى اسلام ترجيح بدهد، موفق‌ترين خلفا ميشد و قدرتمندترين و هيچ معارضى هم پيدا نميكرد. اما اميرالمؤمنين شاخص حق و باطل است، اينى كه على‌بن‌ابى‌طالب را معيار و شاخص حق و باطل ميدانند و هر كس دنبال على است و على را قبول دارد و ميخواهد مثل او عمل كند، او حق است و هركه على را قبول ندارد، باطل است، اين به خاطر همين است. به خاطر اين است كه اميرالمؤمنين لبّ وظيفه را، بدون ذره‌اى دخالت دادن منيت و احساسات شخصى و منافع شخصى و خود، در آن راه و حركتى كه انتخاب كرده است، انجام ميدهد. اميرالمؤمنين يك چنين شخصيتى است. لذاست كه على (عليه السّلام) ميزان الحق است واقعاً. اين زندگى اميرالمؤمنين است؛ «و من النّاس من يشرى نفسه ابتغاء مرضات اللَّه». فقط در شهادت اين بزرگوار نبود كه «يشرى نفسه ابتغاء مرضات اللَّه»، در لحظه‌ى مرگ نبود كه اميرالمؤمنين جانش را در راه خدا داد، در طول عمر اميرالمؤمنين همواره جانش را در راه خدا داد؛ خودى‌ها را رها كرد و سختى‌ها و محنتهاى بسيارى هم اميرالمؤمنين كشيد.

تعليم اسلام تا آخرين لحظات زندگی

صلّى اللَّه عليك يا اميرالمؤمنين. امروز روز شهادت اميرالمؤمنين است. آن مردمى كه در مسجد كوفه و در شهر كوفه در طول اين چند سال چهره‌ى آن حضرت را همواره مشاهده كردند، آن معنويت، آن صفا، آن بزرگوارى، آن رقت به ضعيفان و يتيمان، آن كسانى كه صداى گرم على‌بن‌ابى‌طالب و نفس پاك و معطر آن حضرت را در مسجد كوفه شنيدند، در مثل امروزى احساس ميكنند كه پدر آنها از ميان آنها رفته. حقيقتاً مردم كوفه حق داشتند اگر امروز احساس يتيمى كنند و واقعاً هم احساس يتيمى ميكردند. در نقلها و خبرها آمده كه در روز بيست و يكم ماه رمضان كوفه غوغا و هنگامه‌اى بود از عزادارى مردم. جمعيتهاى زياد، مردم، زن و مرد، حتى بچه‌هاى كوچك با چهره‌ى عزادار و غبار گرفته و اندوهگين هجوم مى‌آوردند به آنجائى كه خانه‌ى اميرالمؤمنين بود. از روز نوزدهم كه اميرالمؤمنين آن ضربت مسموم دشمن خدا را تحمل كرد و در خانه افتاد، لحظه به لحظه مردم كوفه در نگرانى بودند. دور خانه‌ى اميرالمؤمنين جمع ميشدند، خبر ميگرفتند، هر كس ميرفت داخل، هر كس مى‌آمد بيرون، از حال اميرالمؤمنين سئوال ميكردند. شهر بزرگى هم بوده كوفه، شهر پر جمعيتى بود، جمعيت زياد، مردم گوناگون، دوستان اميرالمؤمنين، ياران آن حضرت، خانواده‌ى آن حضرت، همه لحظات بسيار پراضطرابى را گذراندند كه در آن داستان اصبغ‌بن‌نباته كاملاً مشخص ميشود كه وضعيت چگونه بوده.

ميگويد دور خانه‌ى اميرالمؤمنين را همه گرفته بودند؛ ما هم نشسته بوديم آنجا منتظر كه از داخل خانه يك خبرى بيايد بيرون. بعد ميگويد از خانه آمدند بيرون و گفتند به جمعيت كه متفرق بشويد و اميرالمؤمنين حال پذيرائى از مردم را ندارد؛ ميخواستند بروند على را ببينند. ميگويد رفتند، اما من طاقت نياوردم كه بروم؛ ايستادم در همانجا، چندى بعد كسى از داخل خانه، يكى از فرزندان اميرالمؤمنين - شايد - آمد بيرون و ديد من نشسته‌ام، گفت مگر نشنيدى كه ما گفتيم اميرالمؤمنين كسى را نميپذيرند، گفتم كه من دلم طاقت نمى‌آورد كه از اينجا دور بشوم و دلم ميخواهد يك خبرى از مولاى خودم پيدا كنم. او ظاهراً اجازه ميگيرد و داخل ميرود. اصبغ‌بن‌نباته در اين روايت گفته است كه من وارد خانه‌ى اميرالمؤمنين شدم و رفتم بر بالين آن حضرت؛ آن خانه‌ى ساده و محقر و آن بستر خشن، آن چهره‌ى تابناك و ملكوتى؛ ديدم حضرت بر روى بستر افتاده، اما رنگ حضرت پريده است و بر اثر شدت تأثير زهر، رنگ چهره‌ى آن حضرت، آن بزرگوار، به زردى گرايش پيدا كرده كه در همان حال هم اميرالمؤمنين چشم باز ميكنند و مى‌بينند اصبغ بالاى سرشان هست؛ دست او را ميگيرند، يك حديثى را از پيغمبر براى او نقل ميكنند. يعنى در حتى آخرين لحظات هم آن حضرت مايل نيستند كه از تعليم دين و آموزش و تربيت افراد منصرف بشوند و اين را وظيفه‌ى هميشگى خودشان ميدانند. اصبغ ميگويد من ديدم حضرت بعد از آنكه يك مقدارى صحبت كرد، غش كرد و از حال رفت. من برخواستم، از خانه بيرون آمدم، يك مقدارى كه از خانه دور شدم، ديدم صداى گريه و زارى از خانه‌ى اميرالمؤمنين برخاست. صلّى اللَّه عليك يا اميرالمؤمنين. صلّى اللَّه عليك و على اولادك الطّیّبين الطّاهرين المعصومين. اللّهمّ العن قتلة اميرالمؤمنين.

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحيم‌

قل هو اللَّه احد. اللَّه الصّمد. لم‌يلد و لم‌يولد. و لم‌يكن له كفوا احد.(6)

1) بقره: 207

2) نهج‌البلاغه، خطبه‌ 197

3) نهج‌البلاغه، خطبه‌ 74

4) نهج‌البلاغه، خطبه‌ 62

5) نهج‌البلاغه، خطبه‌ 92

6) اخلاص: 1-4

peymangb

جمعه 20 مرداد 1391  1:31 AM
تشکرات از این پست
peymangb
peymangb
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : بهمن 1390 
تعداد پست ها : 967
محل سکونت : azarbayjan gharbi

پاسخ به:اخبار سیاسی18-19 مرداد

مقايسه تطبيقی اعلاميه جهانی حقوق بشر با حقوق بشر اسلامی/13 
نقوی حسينی:
فقدان تعهد غرب به حقوق بشر، ريشه در خلأ نگاه الهی به انسان دارد

گروه سياسی: عضو كميسيون امنيت ملی مجلس تصريح كرد: نگاه غربی‌ها به حقوق بشر نگاهی اومانيستی است و آنها نگاه الهی به اين حقوق ندارند و به دليل همين فقدان نگاه الهی به حقوق انسان‌ها، تعهد و الزام حقيقی هم نسبت به آن توسط مدعيان دروغين حقوق بشر وجود ندارد.

سيد حسين نقوی حسينی، عضو كميسيون امنيت ملی و سياست خارجی مجلس شورای اسلامی در گفت‌و‌گو با خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) در رابطه با جايگاه حقوق بشر در اسلام و ضرورت داشتن مدل اسلامی حقوق بشر در برابر الگوی غربی اين مقوله گفت: جايگاه انسان در آموزه‌های قرآنی جايگاه بسيار والايی است به گونه ای كه خداوند متعال از انسان با عنوان «احسن الخالقين» ياد كرده است.

وی ادامه داد: مكتب ما به همين دليل برای حيات و حقوق انسان‌ها ارزش زيادی قائل شده است و همين آموزه‌ها نيز مبنای احقاق حقوق انسان در نظام اجتماعی و سياسی است كه در آن زندگی می‌كند.

نقوی حسينی اظهار كرد: در قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران نيز حقوق ملت به عنوان يك فصل مجزا بر اساس همين آموزه‌ها ارائه شده است به طوری كه جان، مال، شخصيت، آبرو و حيثيت افراد قابل احترام است و هيچ كس نمی‌تواند بدون دليل اين حقوق مسلم را تضييع كند.

وی عنوان كرد: البته در كشورهای غربی هم همين شعار داده می‌شود و صحبت از حقوق بشر، حقوق سياسی و حقوق اجتماعی انسان‌ها می‌شود به گونه‌ای كه در منشور جهانی حقوق بشر سازمان ملل متحد هم اورده شده است و نهادهای بين‌المللی متعددی هم برای احقاق اين حقوق شكل گرفته و تأسيس شده است.

 نقوی حسينی:
دوگانگی و استاندارهای دوگانه حقوق بشری غربی سبب شد كه اين تفكر در جهان اسلام به وجود بيايد كه حقوق بشر اسلامی ظرفيت‌های فراوان‌تری برای احقاق حقوق حقيقی بشر دارد و پيشرفته‌تر از مدل غربی آن است و از انسان‌ها در چارچوب معارف الهی دفاع می‌كند

عضو كميسيون امنيت ملی مجلس تأكيد كرد: اما وقتی در ميدان عمل وارد می‌شويم می‌بينيم اين حقوق بشری كه غربی‌ها مطرح می‌كنند و بر روی آن هم پافشاری می‌كنند در عمل ضد حقوق بشر است و به نوعی با ادعای حقوق بشر عليه حقوق بشر عمل می‌شود.

وی تصريح كرد: اين بدان علت است آنها بين انسان‌ها تبعيض و تفاوت قائل می‌شوند و به انسان‌ها به عنوان وسيله و ابزاری برای اهداف سلطه‌طلبانه خود نگاه می‌كنند و ارزش انسان‌ها در نگاه آنان براساس منافعشان تقسيم‌بندی می‌شود.

نقوی حسينی خاطرنشان كرد: برای مثال اگر حوادث اخير خاورميانه را مورد توجه قرار دهيم می‌بينيم كه غرب نسبت به كشته شدن انسان‌های بی‌گناه در بحرين و يمن واكنشی نشان نمی‌دهد به طوری كه انگار اين افراد انسان نيستند و با كشتن اين عده حقوق بشر به خطر نمی‌افتد اما اگر در ايران مثلا يك فرد قاچاقچی يا متجاوز به نواميس اعدام شود دولت‌های غربی و نهادهای حقوق بشری غربی هياهو و سر و صدا به راه می‌اندازند كه حقوق بشر در ايران رعايت نمی‌شود.

وی يادآور شد: اين دوگانگی و استاندارهای دوگانه حقوق بشری غربی سبب شد كه اين تفكر در جهان اسلام به وجود بيايد كه حقوق بشر اسلامی ظرفيت‌های فراوان‌تری برای احقاق حقوق حقيقی بشر دارد و پيشرفته‌تر از مدل غربی آن است و از انسان‌ها در چارچوب معارف الهی دفاع می‌كند.

عضو كميسيون امنيت ملی مجلس افزود: اين به ان دليل است كه احكام الهی و وحيانی بر حقوق بشر اسلامی حاكم است و اين احكام مبتنی بر حقيقت روح و فطرت انسان‌ها است و تبعيضی بين انسان‌ها در آن ديده نمی‌شود.

وی ابراز كرد: زيرا خداوند متعال انسان را بماهو انسان می‌بيند نه اينكه براساس رنگ، نژاد و قوميت بين انسانها تفاوت قائل شود و در قرآن كريم نيز آمده است كه ما انسان‌ها را شعبه شعبه كرديم تا همديگر رابشناسند والا منزلت حقيقی انسان‌ها به تقوای آنها است. لذا بر اساس اين مبانی، حقوق بشر اسلامی شكل گرفت و خوشبختانه امروز جايگاه خوبی در نظامات حقوقی بين‌المللی پيدا كرده است.

نقوی حسينی درباره امكان يا عدم امكان نزديكی و تلفيق حقوق بشر اسلامی و اعلاميه جهانی حقوق بشر با توجه به اشتراكات فراوان ميان آنها گفت: اگر چه بين اين دو الگوی حقوق بشر نكات و اصول مشتركی وجود دارد و در اعلاميه جهانی حقوق بشر هم از برابری و برادری انسان‌ها صبحت شده است اما اختلاف اين دو الگو و اعلاميه از همان فلسفه نگاه به حقوق بشر شروع می‌شود.

وی تأكيد كرد: در واقع نگاه غربی‌ها به حقوق بشر نگاهی اومانيستی است و آنها نگاه الهی به اين حقوق ندارند و به دليل همين فقدان نگاه الهی به حقوق انسان‌ها، تعهد و الزامی هم نسبت به آن توسط مدعيان دروغين حقوق بشر وجود ندارد.

نقوی حسينی در پايان اظهار كرد: به عبارتی تمام تبعيض‌های موجود ميان انسان‌ها و مشكلات وارده بر بشر از همين نوع نگاه اومانيستی به بشر ريشه می‌گيرد. بنابراين چون نقطه عزيمت اين دو ديدگاه متفاوت است در نتيجه محصول آنها نيز امكان نزديكی و تلفيق با يكديگر را ندارند.

peymangb

جمعه 20 مرداد 1391  1:32 AM
تشکرات از این پست
peymangb
peymangb
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : بهمن 1390 
تعداد پست ها : 967
محل سکونت : azarbayjan gharbi

پاسخ به:اخبار سیاسی18-19 مرداد

مقايسه تطبيقی اعلاميه جهانی حقوق بشر با حقوق بشر اسلامی/13 
نقوی حسينی:
فقدان تعهد غرب به حقوق بشر، ريشه در خلأ نگاه الهی به انسان دارد

گروه سياسی: عضو كميسيون امنيت ملی مجلس تصريح كرد: نگاه غربی‌ها به حقوق بشر نگاهی اومانيستی است و آنها نگاه الهی به اين حقوق ندارند و به دليل همين فقدان نگاه الهی به حقوق انسان‌ها، تعهد و الزام حقيقی هم نسبت به آن توسط مدعيان دروغين حقوق بشر وجود ندارد.

سيد حسين نقوی حسينی، عضو كميسيون امنيت ملی و سياست خارجی مجلس شورای اسلامی در گفت‌و‌گو با خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) در رابطه با جايگاه حقوق بشر در اسلام و ضرورت داشتن مدل اسلامی حقوق بشر در برابر الگوی غربی اين مقوله گفت: جايگاه انسان در آموزه‌های قرآنی جايگاه بسيار والايی است به گونه ای كه خداوند متعال از انسان با عنوان «احسن الخالقين» ياد كرده است.

وی ادامه داد: مكتب ما به همين دليل برای حيات و حقوق انسان‌ها ارزش زيادی قائل شده است و همين آموزه‌ها نيز مبنای احقاق حقوق انسان در نظام اجتماعی و سياسی است كه در آن زندگی می‌كند.

نقوی حسينی اظهار كرد: در قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران نيز حقوق ملت به عنوان يك فصل مجزا بر اساس همين آموزه‌ها ارائه شده است به طوری كه جان، مال، شخصيت، آبرو و حيثيت افراد قابل احترام است و هيچ كس نمی‌تواند بدون دليل اين حقوق مسلم را تضييع كند.

وی عنوان كرد: البته در كشورهای غربی هم همين شعار داده می‌شود و صحبت از حقوق بشر، حقوق سياسی و حقوق اجتماعی انسان‌ها می‌شود به گونه‌ای كه در منشور جهانی حقوق بشر سازمان ملل متحد هم اورده شده است و نهادهای بين‌المللی متعددی هم برای احقاق اين حقوق شكل گرفته و تأسيس شده است.

 نقوی حسينی:
دوگانگی و استاندارهای دوگانه حقوق بشری غربی سبب شد كه اين تفكر در جهان اسلام به وجود بيايد كه حقوق بشر اسلامی ظرفيت‌های فراوان‌تری برای احقاق حقوق حقيقی بشر دارد و پيشرفته‌تر از مدل غربی آن است و از انسان‌ها در چارچوب معارف الهی دفاع می‌كند

عضو كميسيون امنيت ملی مجلس تأكيد كرد: اما وقتی در ميدان عمل وارد می‌شويم می‌بينيم اين حقوق بشری كه غربی‌ها مطرح می‌كنند و بر روی آن هم پافشاری می‌كنند در عمل ضد حقوق بشر است و به نوعی با ادعای حقوق بشر عليه حقوق بشر عمل می‌شود.

وی تصريح كرد: اين بدان علت است آنها بين انسان‌ها تبعيض و تفاوت قائل می‌شوند و به انسان‌ها به عنوان وسيله و ابزاری برای اهداف سلطه‌طلبانه خود نگاه می‌كنند و ارزش انسان‌ها در نگاه آنان براساس منافعشان تقسيم‌بندی می‌شود.

نقوی حسينی خاطرنشان كرد: برای مثال اگر حوادث اخير خاورميانه را مورد توجه قرار دهيم می‌بينيم كه غرب نسبت به كشته شدن انسان‌های بی‌گناه در بحرين و يمن واكنشی نشان نمی‌دهد به طوری كه انگار اين افراد انسان نيستند و با كشتن اين عده حقوق بشر به خطر نمی‌افتد اما اگر در ايران مثلا يك فرد قاچاقچی يا متجاوز به نواميس اعدام شود دولت‌های غربی و نهادهای حقوق بشری غربی هياهو و سر و صدا به راه می‌اندازند كه حقوق بشر در ايران رعايت نمی‌شود.

وی يادآور شد: اين دوگانگی و استاندارهای دوگانه حقوق بشری غربی سبب شد كه اين تفكر در جهان اسلام به وجود بيايد كه حقوق بشر اسلامی ظرفيت‌های فراوان‌تری برای احقاق حقوق حقيقی بشر دارد و پيشرفته‌تر از مدل غربی آن است و از انسان‌ها در چارچوب معارف الهی دفاع می‌كند.

عضو كميسيون امنيت ملی مجلس افزود: اين به ان دليل است كه احكام الهی و وحيانی بر حقوق بشر اسلامی حاكم است و اين احكام مبتنی بر حقيقت روح و فطرت انسان‌ها است و تبعيضی بين انسان‌ها در آن ديده نمی‌شود.

وی ابراز كرد: زيرا خداوند متعال انسان را بماهو انسان می‌بيند نه اينكه براساس رنگ، نژاد و قوميت بين انسانها تفاوت قائل شود و در قرآن كريم نيز آمده است كه ما انسان‌ها را شعبه شعبه كرديم تا همديگر رابشناسند والا منزلت حقيقی انسان‌ها به تقوای آنها است. لذا بر اساس اين مبانی، حقوق بشر اسلامی شكل گرفت و خوشبختانه امروز جايگاه خوبی در نظامات حقوقی بين‌المللی پيدا كرده است.

نقوی حسينی درباره امكان يا عدم امكان نزديكی و تلفيق حقوق بشر اسلامی و اعلاميه جهانی حقوق بشر با توجه به اشتراكات فراوان ميان آنها گفت: اگر چه بين اين دو الگوی حقوق بشر نكات و اصول مشتركی وجود دارد و در اعلاميه جهانی حقوق بشر هم از برابری و برادری انسان‌ها صبحت شده است اما اختلاف اين دو الگو و اعلاميه از همان فلسفه نگاه به حقوق بشر شروع می‌شود.

وی تأكيد كرد: در واقع نگاه غربی‌ها به حقوق بشر نگاهی اومانيستی است و آنها نگاه الهی به اين حقوق ندارند و به دليل همين فقدان نگاه الهی به حقوق انسان‌ها، تعهد و الزامی هم نسبت به آن توسط مدعيان دروغين حقوق بشر وجود ندارد.

نقوی حسينی در پايان اظهار كرد: به عبارتی تمام تبعيض‌های موجود ميان انسان‌ها و مشكلات وارده بر بشر از همين نوع نگاه اومانيستی به بشر ريشه می‌گيرد. بنابراين چون نقطه عزيمت اين دو ديدگاه متفاوت است در نتيجه محصول آنها نيز امكان نزديكی و تلفيق با يكديگر را ندارند.

peymangb

جمعه 20 مرداد 1391  1:32 AM
تشکرات از این پست
peymangb
peymangb
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : بهمن 1390 
تعداد پست ها : 967
محل سکونت : azarbayjan gharbi

پاسخ به:اخبار سیاسی18-19 مرداد

بيانيه سپاه؛
خبرنگاران عامل تعيين‌كننده نبرد رسانه‌های كشور با امپرياليسم رسانه‌ای غرب هستند

گروه سياسی: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در بيانيه‌ای با گراميداشت هفدهم مردادماه، روز خبرنگار، اعلام كرد: خبرنگاران و فعالان عرصه اطلاع‌رسانی عامل تعيين كننده نبرد سرنوشت‌ساز رسانه‌ای ايران اسلامی با امپرياليسم رسانه‌ای هستند.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، به نقل از سپاه نيوز، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در بيانيه‌ای با گراميداشت هفدهم مردادماه روز خبرنگار، اصحاب رسانه، خبرنگاران و فعالان عرصه اطلاع‌رسانی را عامل تعيين‌كننده نبرد سرنوشت‌ساز رسانه‌ای ايران اسلامی با امپرياليسم رسانه‌ای دانست.

در بخشی از اين بيانيه آمده است: هفدهم مردادماه سالروز شهادت محمود‌‌ صارمی و روز خبرنگار فرصت مناسبی برای ترسيم جايگاه و نقش رسانه و خبرنگار در رشد و بالندگی جامعه و بازنمايی توانمندی‌ها و شايستگی‌های انقلاب اسلامی و ملت رشيد و انقلابی ايران برای راهبری جريان بيداری جهانی و نهضت استكبارستيزی در اقصی نقاط عالم به شمار می‌رود.

اين بيانيه با اشاره به كارنامه سراسر شور و شعور خبرنگاران متعهد رسانه‌‌های رسالت آشنا برای آگاهی‌بخشی به ملت ايران، بويژه در صحنه‌های سرنوشت‌ساز و حساس ميهن اسلامی، افزوده است: خبرنگاران چشم ناظر و مطمئن ملت برای حضور هوشمندانه و صادقانه در حوادث، رخدادها و رويدادهای داخلی و خارجی و عامل اصلی در عرضه و انتقال دقيق، صريح و صحيح واقعيات و حقايق به افكار عمومی و در چارچوب هوشيارانه به منافع و مصالح ملی است.

اين بيانيه تصريح كرده است: امروز ملل و جوامعی كه تعالی و ترقی آنان در سپهر دانايی و توانايی از درخشندگی خاصی برخوردار است، اصحاب خبر و رسانه را بعنوان يكی از عوامل مهم در دست‌يابی به موفقيت‌ و سربلندی مورد تكريم و ستايش قرار می‌دهند.

در ادامه اين بيانيه واقع‌بينی، واقع‌گرايی و واقع‌نگاری، شاخص‌های برتری موفقيت و تعهد يك رسانه معرفی و با اشاره به تبيين راهبرد نظام سلطه در قلب حقايق و واقعيات از طريق مديريت و سازماندهی رسانه‌های وابسته، مهندسی جريان‌های خبری و بكارگيری خبرنگاران تربيت شده در محافل ابر رسانه‌های غربی- صهيونيستی، مسئوليت خبرنگاران جامعه ايرانی را بسيار خطير قلمداد و تصريح كرده‌ است: حضور هوشمندانه، آگاهانه و هدف‌مندانه در عرصه تحولات منطقه‌ای و جهانی و آنچه اينك در كشور سوريه در جريان است می‌تواند يك نقطه عطف تاريخی برای آنان را رقم زند و در اين راستا مقابله با دروغ پردازی‌ها و تصوير سازی‌های وارونه و دروغين رسانه‌ای غربی _ صهيونيستی و افشای اهداف و سياست‌های پنهان نظام سلطه و ارتجاع عرب از رهگذر انتشار اخبار و گزارشات واقعی و بيداری بخش از جنايات تروريستی عليه ملت و دولت اين كشور، اقدامی بزرگ و فريضه‌ای مقدس برای آنان به شمار می‌رود.

اين بيانيه در پايان با تبريك روز خبرنگار به جامعه رسانه‌ای و آحاد خبرنگاران فهيم، فعال و متعهد كشور و قدر‌دانی از تعامل مثبت و سازنده با روابط عمومی سپاه و تجليل از همت جدی آنان در انعكاس كاركردها، دستاوردها و توانمندی‌های اقتدار آفرين سپاه در عرصه‌های مختلف بويژه در حوزه نمايش قدرت بازدارندگی و آمادگی‌های همه جانبه دفاعی پاسداران انقلاب در رزمايش‌های يگانی، آورده است: بی ترديد جامعه رسانه‌ای ميهن اسلامی خط مقدم رويارويی با تهديدات و جنگ نرم دشمنان انقلاب و نظام و آينه آرمان، انديشه و فرهنگ مقاومت و ايستادگی ملت ايران محسوب می‌شود و صيانت از اين ظرفيت راهبردی و ارزشمند ميهن اسلامی نيز نيازمند حمايت همه جانبه دستگاهها و نهادهای مسئول حوزه فرهنگ در كشور از مطالبات و نيازمنديهای حرفه‌ای و مقوم برای حضور بالنده و پويای آنان در عرصه‌های اطلاع رسانی، آگاهی بخشی و بصيرت افزايی جامعه بويژه نسل جوان است كه ان‌شاءالله با تدبير و درايت، مورد اهتمام قرار خواهد گرفت.

peymangb

جمعه 20 مرداد 1391  1:32 AM
تشکرات از این پست
peymangb
peymangb
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : بهمن 1390 
تعداد پست ها : 967
محل سکونت : azarbayjan gharbi

پاسخ به:اخبار سیاسی18-19 مرداد

حمايت 228 نماينده مجلس از سربازان گمنام امام زمان(عج)

گروه سياسی: 228 نفر از نمايندگان مجلس شورای اسلامی در حمايت از سربازان گمنام امام زمان(عج) در دستگيری عوامل ترور نخبگان هسته‌ای بيانيه‌ای صادر كردند.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، 228 نفر از نمايندگان مجلس شورای اسلامی در حمايت از سربازان گمنام امام زمان (عج) در دستگيری تمامی عوامل ترور نخبگان هسته‌ايی بيانيه‌ای صادر كردند.

در اين بيانيه آمده است:

سربازان گمنام امام زمان (عج) با اندوخته‌ای از تجربه‌های گران‌سنگ از سه دهه مبارزه جدی با ايادی استكبار و توطئه‌گران داخلی و خارجی مقتدرانه و هوشمندانه ترفندهای پيچيده بدخواهان و دشمنان ملت بزرگ ايران را يكی پس از ديگری خنثی و نقش بر آب كرده‌اند.

در اين راستا تازه‌ترين نمونه دستاورد و موفقيت دستگاه‌ اطلاعاتی كشور در مقابله با دشمنان اين ملت و مخالفان پيشرفت علمی كشور تبلور يافته است، دستگيری تمامی عوامل ترور نخبگان علمی و دانشمندان هسته‌يی بود كه به رغم پيچيدگی و ظرافت‌های فراوان توسط نيروهای تيزهوش و ولايت‌مدار وزارت اطلاعات به حول قوه الهی انجام شد و برگ زرين ديگری بر دفتر قطور خدمتگزاری آن‌ها افزود.

ما نمايندگان مجلس شورای اسلامی ضمن تقدير و تشكر از فعاليت‌های وزارت اطلاعات، حمايت قاطع خود را از مبارزه بی‌امان ايشان با ايادی استكبار جهانی اعلام كرده و برای سربازان گمنام امام زمان(عج) آرزوی توفيق روزافزون داريم.

peymangb

جمعه 20 مرداد 1391  1:32 AM
تشکرات از این پست
peymangb
peymangb
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : بهمن 1390 
تعداد پست ها : 967
محل سکونت : azarbayjan gharbi

پاسخ به:اخبار سیاسی18-19 مرداد

علی لاريجانی:
سرنوشت سوريه با آينده ملت‌های منطقه عجين شده است

گروه سياسی: رئيس مجلس شورای اسلامی با اشاره به تحولات اخير در سوريه گفت: غربی‌ها به دليل اينكه رژيم صهيونيستی را از انزوا خارج كنند توجه مردم منطقه را به سوريه معطوف كرده‌اند كه می‌توان گفت سرنوشت مردم سوريه با آينده همه ملت‌های منطقه عجين شده و آن را نبايد فقط مختص اين كشور مسلمان تلقی كنيم.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) به نقل از خانه ملت، علی لاريجانی در نشست فعالان سياسی و اجتماعی استان قم كه شامگاه روز سه‌شنبه، ۱۷ مرداد برگزار شد، اظهار كرد: برخی كشورهای عرب منطقه در تحولات سوريه دچار توهماتی شده و با غربی‌ها همنوايی می‌كنند كه به آنها توصيه می‌كنم با ملت‌های منطقه در جهت برگرداندن آرامش در سوريه همراهی كنند.

نماينده مردم قم در مجلس شورای اسلامی تأكيد كرد: پس از جنگ ۳۳ روزه لبنان رژيم صهيونيستی به انزوا رفت كه غربی‌ها و در رأس آنها آمريكا برای اينكه اين رژيم جعلی را از انزوا خارج كند تحركاتی را در سوريه انجام داده و افكار عمومی منطقه را به اين كشور معطوف كرده است.

وی اظهار كرد: جمهوری اسلامی ايران خواهان ثبات و آرامش بيشتر در كشور سوريه است و اين مسئله را با جديت پيگيری خواهد كرد.

رئيس قوه مقننه در بخش ديگری از سخنانش به مسائل اقتصادی روز كشور اشاره و تصريح كرد: در حال حاضر كشور هم از لحاظ مسائل بين‌المللی و تحريم‌ها و هم از نظر اقتصادی در شرايط حساسی قرار دارد كه بايد تمامی مسئولان در تصميم‌گيری‌هايشان به اين موضوع توجه خاص و ويژه‌ای داشته باشند.

رئيس نهاد قانونگذاری كشور ادامه داد: دشمن در سال‌های اخير همواره تحريم‌هايی را عليه كشورمان اعمال كرده اما با توجه به آسيب‌پذير بودن اقتصاد تحريم‌های جديد را بر روی مسائل اقتصادی و معيشتی مردم متمركز كرده كه با درايت و همكاری تمامی نهادها ملت ايران از اين تحريم‌ها سربلند بيرون خواهد آمد.

لاريجانی افزود: دشمنان همواره از ابتدای پيروزی انقلاب تاكنون با اعمال تحريم قصد جلوگيری از پيشرفت ملت ايران را داشته‌اند اما هميشه با رهنمودهای امام خمينی(ره) و رهبر معظم انقلاب آنها در رسيدن به اهداف شومشان ناكام مانده‌اند.

رئيس قوه مقننه در پايان سخنانش به توسعه همه‌جانبه استان قم اشاره كرد و يادآور شد: ساز و كارهايی فراهم شده تا در پيشبرد طرح‌های عمرانی استان قم از ظرفيت‌های صندوق توسعه ملی به نحو احسن استفاده شود.

peymangb

جمعه 20 مرداد 1391  1:32 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها