0

علوم قرآن /نسخ

 
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

علوم قرآن /نسخ

نسخ در قرآن1

 

نسخ در قرآن یكی از مسایل بحث انگیز به شمار می رود، زیرا این سؤال پیش می آید كه چرا باید در قرآن آیات منسوخه وجود داشته باشد تا احیانا موجب گم راهی گردد و برخی آیه منسوخی را محكم بپندارند و به آن استناد كنند؟!
اساساً وجود آیه منسوخ در قرآن چه فایده ای می تواند داشته باشد؟!
از این قبیل شبهات كه در جای خود مورد اشاره قرار خواهد گرفت.
نسخ نزد پیشینیان مفهومی گسترده تر از مفهوم كنونی داشته است در گذشته هرگونه تغییر در حكم پیشین را نسخ می گفتند، درحالی كه نسخ مصطلح امروز جای گزین كردن حكم جدید به جای حكم قدیم است بدین ترتیب نسخ در نزدپیشینیان تخصیص عام یا تقیید اطلاق را نیز شامل می گردید ولی امروزه تنها به همان جای گزینی حكمی به جای حكمی دیگر گفته می شود به این معنا كه حكم سابق به كلی منسوخ و حكم ناسخ جای آن را بگیرد تمامی شبهات و بحث ها درمورد همین معنای اخیر است و سخن ما نیز در این فصل در همین خصوص خواهدبود.
اهمیت بحث از نسخ
اهمیت بحث نسخ موقعی روشن می گردد كه پذیرفته شود در قرآن آیات منسوخه در كنار آیات محكمه (غیر منسوخه) وجود دارد در این صورت برای یك محقق معارف قرآنی ضرورت می یابد تا آیات منسوخه را بشناسد و آن ها را از آیات محكمه جدا سازد یك فقیه كه در صدد استنباط احكام فقهی از قرآن می باشد، یا یك متكلم كه به دنبال دریافت معارف قرآنی می باشد، باید توان تشخیص آیات محكمه را داشته باشد یك فقیه در مقام فتوی و یك قاضی به هنگام صدور حكم، لازم است هوشیار باشد تا مبادا آیات منسوخه را مورد فتوی یا قضاقرار داده باشد.
ابوعبدالرحمان سلمی گوید كه مولا امیرمؤمنان (ع) با یكی از قاضیان كوفه روبروشد از او پرسید: «آیا آیات ناسخه را جدا از آیات منسوخه می شناسی؟» آن قاضی گفت: نه! آن گاه حضرت فرمود: «در این صورت هم خود را نابود كرده و هم دیگران را نابود ساخته ای» [1] امام صادق (ع) به یكی از فقیهان كوفه فرمود: «تو را فقیه مردم عراق می گویند؟» گفت: آری فرمود: «در فقاهت خود از كدام منبع بهره می گیری؟» گفت: از قرآن و سنت پیامبر(ص)! فرمود: «آیا از كتاب خدا به درستی شناخت داری و آیا ناسخ را كاملا از منسوخ جدا می سازی؟» گفت: آری ! فرمود: «علم گسترده ای ادعا كرده ای، چیزی را كه خداوند تنها نزد شایستگان قرار داده است» [2] البته مقصود از ناسخ و منسوخ در این گونه روایات، مفهوم عام آن می باشد كه شامل تخصیص عموم و تقیید اطلاق نیز می گردد بدین معنا كه به هرحكم لاحق كه در حكم سابق تغییر دهد، ناسخ می گویند خواه به كلی حكم سابق رابرداشته باشد یا دایره شمول آن را كوتاه كرده باشد پر روشن است كه عمل به عام یامطلق نیز پیش از فحص و یاس از مخصص یا مقید روا نمی باشد همان گونه كه عمل به منسوخ با وجود ناسخ نیز جایز نیست.
حكمت نسخ
در هر حركت اصلاحی و روبه پیش، لازمه تكامل، نسخ برخی آیین نامه ها ودستورالعمل ها می باشد زیرا دریك حركت تدریجی وجود مراحل پی درپی و تغییرشرایط، لزوم بازنگری در برنامه ها را ضروری می سازد البته این تا موقعی است كه حركت به رشد نهایی و كمال مقصود نرسیده باشد هرگاه برنامه ها تكامل یافت مساله نسخ نیز منتفی می گردد لذا نسخ در یك شریعت تا موقعی است كه پیامبرحیات داشته باشد و فوت وی دیگر جایی برای نسخ در شریعت باقی نمی گذارد.
نسخ پیاپی در یك شریعت نوبنیاد همانند نسخه های طبیب است كه با شرایط واحوال مریض تغییر پیدا می كند نسخه دیروز در جای خود مفید و نسخه امروز نیزدر جای خود مفید است لذا خداوند می فرماید: «ما ننسخ من آیه او ننسها نات بخیرمنها او مثلها» [3] هرگونه نسخ كه صورت می گیرد هر یك در جای خوددرست بوده ونسبت به شرایط رعایت اصلح شده است.
مقصود از «خیر منها او مثلها» لحاظ دو حالت است: اگر حكم دیروز را نسبت به شرایط امروز بنگری حكم امروز اصلح (خیر) است و اگر هر یك را در جای خودبنگری هر دو حكم همانندند، زیرا هر یك با شرایط متناسب خود توافق كامل دارد.
فرق میان نسخ و انسا در آن است كه اگر حكم سابق هنوز زنده است ولی شرایط تغییر یافته و حكم جدیدی را مقتضی ساخته است، آن را نسخ مستقیم می گوییم اما اگر حكم سابق بر اثر گذشت زمان به دست فراموشی سپرده شده و ازیادها رفته یا تحریف شده است، آن را «انسا» می نامیم، به این معنا كه این حكم ازیادها برده شده است.
خلاصه در آیه كریمه می فرماید: چه نسخ مستقیم صورت گیرد یا حكم سابق فراموش شده باشد و از نو حكم تازه آورده شود، در هر دو صورت رعایت اصلح شده است و آن چه به صلاح مردم است بر آنان عرضه می شود این آیه می خواهداین شبهه را بزداید كه در نسخ احكام یا شرایع هیچ گونه اشتباه یا تغییر در رای كه حاكی از پی بردن به ناروایی حكم سابق باشد رخ نداده است، بلكه هر یك در جای خود روا می باشد در این باره در بخش شبهات پیرامون مساله نسخ روشن تر سخن خواهیم گفت.
تعریف نسخ
نسخ ـ در اصطلاح كنونی ـ عبارت است از «رفع حكم سابق، كه بر حسب ظاهراقتضای دوام داشته، به تشریع حكم لاحق، به گونه ای كه جای گزین آن گردد و امكان جمع میان هر دو نباشد» در این تعریف نكته هایی رعایت شده كه باید مورد توجه قرار گیرد:
1. مقصود از حكم ـ چه منسوخ و چه ناسخ ـ حكم شرعی اعم از تكلیفی ووضعی است لذا هرگونه تغییر و تبدیلی كه در امور خارج از محدوده احكام شرعی انجام گیرد، از موضوع بحث خارج است.
2. مقصود از اقتضای دوام كه بر حسب ظاهر حكم سابق است، همان اطلاق ازمانی است كه بر حسب تفاهم عرفی استفاده می شود، زیرا هرگونه تكلیف یادستوری سه گونه گسترش و شمول دارد: شمول افرادی، شمول احوالی و شمول ازمانی، یعنی فرمان صادر شامل همه افراد مورد خطاب یا مورد تكلیف می شود، ونیز شامل همه احوال هر فرد می گردد تا هر فرد در هر شرایطی كه باشد باید امتثال تكلیف نماید، به علاوه شامل همه زمان ها می گردد و در طول زمان باید این فرمان انجام گیرد پس همه مكلفین، در هر شرایطی و در طول زمان باید تكلیف صادر راامتثال كنند البته شمول افرادی را اصطلاحا عموم وضعی می نامیم[4] ولی شمول احوالی و ازمانی را اطلاق می گوییم كه بر پایه دلیل عقلی[5] (مقدمات حكمت) استوار است در نتیجه هر تكلیفی بر حسب دلالت ظاهر كلام، اقتضای تداوم دارد.
3. مقصود از عدم امكان جمع، وجود تضاد و تنافی میان حكم سابق و لاحق است، كه اصطلاحا «تباین كلی» گفته می شود ولی اگر دو حكم به گونه ای باشند كه امكان وجود هم زمان داشته باشند، در این صورت پدیده نسخ صورت نگرفته است، مانند آن كه حكم سابق عام یا مطلق باشد و حكم لاحق خاص یا مقید، كه در این صورت حكم لاحق مخصص یا مقید حكم سابق است نه ناسخ یعنی شعاع حكم سابق را كوتاه می كند ولی به كلی آن را برنمی دارد این خود یك گونه جمع عرفی است كه متداول و متعارف است و از دایره نسخ بیرون می باشد لذا فرق میان نسخ و تخصیص در آن است كه نسخ، رفع حكم سابق از تمامی افراد موضوع است و تخصیص، رفع حكم از بعض افراداست درحالی كه حكم سابق درباره بعض دیگر هم چنان جاری است.
شرایط نسخ
از تعریف یاد شده برخی از شرایط نسخ روشن گردید این شرایط عبارتنداز: وجود تنافی میان ناسخ و منسوخ و عدم امكان جمع آن ها، اختصاص نسخ به احكام شرعی اعم از تكلیفی و وضعی و نیز عدم تبدل موضوع مانند تبدل حالت اختیار به حالت اضطرار یا حاضر به مسافر و غیره، كه هرگونه تغییر حكم در این گونه موارد از حیطه مساله نسخ بیرون است، زیرا هر موضوعی حكم خود را دارد و باتبدل موضوع، حكم آن تغییر می كند و این گونه تبدل حكم را نبایستی نسخ نامید، چنان چه برخی به این اشتباه رفته و بسیاری از موارد تخصیص یا تبدل موضوع را درزمره منسوخات آورده اند.
اضافه بر موارد مذكور، در این جا یك شرط قابل توجه است و آن عدم تقییدحكم سابق به قید زمانی صریح است چه اگر حكم سابق از اول مقید به قید زمانی باشد، با سرآمد زمان، حكم سابق پایان می یابد و نیازی به نسخ مجدد نیست ولی این نكته نباید فراموش شود كه قید زمانی باید صریح باشد و اگر ابهام گونه به پایان زمانی حكم اشاره شود، از مورد بحث بیرون است، زیرا حكم سابق به جهت ابهام در پایان زمانی هم چنان اقتضای دوام را خواهد داشت تا حكم مجدد (ناسخ) صادرگردد و تعریف یاد شده برآن صادق است، زیرا ابهام در قید زمانی موجب می گرددتا اصل حكم هم چنان استوار بماند تا از جانب شرع، تبیینی صادر گردد و آن ابهام به صورت مشخص در آید و تا این تبیینی از جانب شارع نیامده، حكم سابق كماكان استوار خواهد بود مثلا آیه «واللاتی یاتین الفاحشه من نسائكم فاستشهدوا علیهن اربعه منكم فان شهدوا فامسكوهن فی البیوت حی یتوفاهن الموت او یجعل اللّه لهن سبیلا» [6] را از این موارد می توان شمرد در ارتباط با این آیه باید توجه داشت كه در ابتدای اسلام، درباره زنانی كه مرتكب فحشا می گردیدند، دستور آمد تا آنان را درخانه نگاه دارند و از بیرون آمدن آنان تا موقع فرا رسیدن مرگ جلوگیری كنند یا آن كه خداوند راه دیگری نشان دهد عبارت «او یجعل اللّه لهن سبیلا» گرچه اشارت دارد به آن كه حكم یاد شده برای همیشه نیست و دیر یا زود حكم دیگری جای گزین آن می گردد ولی این اشارت، حالت ابهام دارد و مشخص نگردیده آن حكم دیگر چه موقع صادر خواهد شد لذا تا حكم جدید نیامده حكم سابق قابل تداوم بوده و بایدمورد عمل قرار می گرفت تنها با آمدن حكم جدید (جلد یا رجم) حكم سابق مرتفع گردید این همان ویژگی نسخ است كه در این جا وجود دارد.


[1]. تفسیر عیاشی، ج 1، ص 12، شماره 9.
[2]. تفسیر صافی، مقدمه دوم، ج 1، ص 13.
[3]. بقره 2: 106.
[4]. بدین معنا كه دلالت عموم وضعی، مستند به لفظ و مرتبط به اصل وضع لغوی آن است.
[5]. كه این دو گونه اطلاق از دلیل عقلی و نظر به مقام حكمت متكلم استفاده شده است، زیرا اگر مخصوص حالت خاص یا دوران خاصی بود بایستی اعلام می كرد.
[6]. نسا 4: 15.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
چهارشنبه 18 مرداد 1391  9:21 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:علوم قرآن /نسخ

سخ در قرآن2

 


حقيقت نسخ
آن چه گفته شد تعريف ظاهري نسخ است برحسب اين تعريف نسخ تبديل حكم سابق است به حكم لاحق كه اين تبديل برحسب متعارف حاكي از تجديد نظراست، زيرا مشرع حكم سابق را به گونه مطلق صادر كرده است به گونه اي كه ظهور درتداوم داشته است ولي اكنون و با ملاحظه شراي ط پيش آمده، در اطلاق حكم سابق تجديد نظر نموده جلوي آن را گرفته و حكم تازه اي كه موافق شرايط موجود باشدصادر مي كند وگرنه درصورتي كه شارع قصد تجديدنظر داشت مي بايست از اول پيش بيني كرده، حكم سابق را مقيدا صادر مي نمود، نه به طور مطلق، و صدور حكم سابق به صورت مطلق، مبين يك گونه جهل به پيش آمدها است كه شايسته علم ازلي الهي نيست، علمي كه فراگير همه چيز است!
آري نسخ بدين معنا، در تشريعات وضعي (كه بر دست انسان ها صورت مي گيرد) امري طبيعي است انسان نمي تواند تمامي پيش آمدهاي آينده را پيش بيني كند ازاين رو، نسخ به معناي حقيقي اش ـ كه تجديد نظر است ـ درباره تشريعات آسماني، صورت معقولي ندارد.
پس نسخ در شرايع الهي، نسخ ظاهري است يعني بر حسب ظاهر مردم گمان مي برند كه نسخي صورت گرفته در حالي كه واقعا چنين نيست و خداوند از اول وهمان موقع كه حكم سابق را تشريع نمود مي دانست كه آن حكم تداوم ندارد ومدت دوام آن محدود است و سرآمد اجل آن نزد خداوند مشخص بوده، صرفا وفق مصالحي از بيان مدت آن خودداري شده كه به موقع و هنگام سررسيد اجل آن بيان مي گردد اين ـ اصطلاحا ـ تاخير بيان تا وقت حاجت است كه از نظر اصوليون خالي از اشكال است آن چه مورد اشكال مي باشد تنها تاخير بيان از وقت حاجت است بااين بيان مي توان گفت كه در واقع، نسخي در كار نيست بلكه خداوند از همان نخست حكم سابق را به صورت محدود تشريع نموده ولي حد و نهايت آن را بيان نداشته كه در موقع خود بيان مي دارد.
تشابه نسخ و بدا
همين گونه است مساله «بدا» در تكوينيات، كه مردم بر حسب ظاهر برثبوت چيزي گمان داشته و از واقع بي خبرند كه تبدل مي يابد و در موقع خود برآن آگاه مي شوند وگمان مي برند «بدا» حاصل گشته است لذا دو مساله نسخ و بدا در اين جهت با هم يكسانند، جز آن كه نسخ در تشريعيات است و بدا در تكوينيات آيه مربوط به نسخ را يادآورد شديم آيه مربوط به بدا در سوره رعد آمده: «يمحو اللّه مايشا و يثبت و عنده ام الكتاب» [1] يعني خداوند بر مي دارد آن چه را كه بر حسب ظاهر حالت ثبات دارد و ثبات مي بخشد آن چه را كه بر حسب ظاهر حالت زوال دارد علم به ثبات و زوال واقعي هر چيز نزد خدا مضبوط است تفصيل اين اجمال رادر جاي خود آورده ايم.


[1]. رعد13: 39.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
چهارشنبه 18 مرداد 1391  9:22 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:علوم قرآن /نسخ

 

انواع متصوره نسخ در قرآن1

 

نسخ در آیات قرآنی را به چند گونه تصور كرده اند، كه برخی مورد قبول و برخی مردود است:
1. نسخ آیه و محتوا با هم: بدین گونه كه آیه مشتمل بر حكمی شرعی به طور كلی منسوخ شود، الفاظ آیه از قرآن برداشته شود، حكمی كه محتوای آیه را تشكیل می داده نیز منسوخ گردد.
2. نسخ آیه بدون محتوا: بدین معنا كه الفاظ و عبارات آیه از قرآن برداشته شود، ولی حكمی كه در محتوای آیه بوده، هم چنان باقی بماند و منسوخ نگردد.
3. نسخ محتوا بدون آیه: یعنی الفاظ و عبارات آیه هم چنان در قرآن ثبت است ومورد تلاوت قرار می گیرد، ولی حكمی كه محتوای آیه را تشكیل می داده منسوخ ‌شده باشد.
4. نسخ مشروط: همین صورت سوم است با این اضافه كه با اعاده شرایط تشریع نخستین، حكم منسوخ دوباره زنده شود و به اجرا درآید در نتیجه دو حكم منسوخ ‌و ناسخ، هر یك به شرایط خود بستگی دارند این در مقابل صورت سوم است كه نسخ، مطلق بوده و حكم منسوخ برای همیشه قابل اعاده نیست.
تفصیل و بیان این انواع به شرح زیر است ضمنا متذكر می شویم كه دو صورت نخست از دیدگاه ما مردود شناخته شده اند، آن چه معقول است گونه های سوم وچهارم است.
1. نسخ لفظ و محتوا
این گونه نسخ از نظر ما مردود شناخته شده است، زیرا دلایلی كه بر این مدعااقامه كرده اند موجب بی اعتباری قرآن می گردد مواردی را كه شاهد گرفته اند مستلزم تحریف قرآن و تحول و تغییر قرآن پس از وفات پیامبر اكرم (ص) می باشد پس ازوفات پیامبر نسخ، امكان ندارد و هرگونه احتمال اسقاط آیه در این حال تحریف قرآن كریم است.
در قرآن از مساله «حرمت ناشی از رضاع» [1] سخن به میان نیامده است، ولی از عایشه نقل كرده اند كه آیه ای در این باره وجود داشته و تا پس از وفات پیامبر(ص)تلاوت می شده، كه با جویدن بز خانگی از میان رفت او می گوید: در قرآن آیه ای بوده بدین مضمون: «عشر رضعات معلومات یحرمن، ده بار شیر خوردن موجب حرمت می گردد» سپس این آیه به آیه دیگری بدین مضمون: «خمس رضعات معلومات یحرمن، پنج بار شیرخوردن موجب حرمت می گردد» منسوخ گردیدگوید: «این دو آیه (ناسخ و منسوخ) در ورقه ای نوشته شده بود و زیر تخت خواب من بودما از آن غفلت ورزیده، بز خانگی داخل اطاق خواب گردید و آن ورقه را جوید واز میان رفت» عجیب آن كه می گوید: «فتوفی رسول اللّه (ص) و هن مما یقرا من القرآن، فدخل داجن البیت فاكلهن[2]، هنگامی كه پیامبر(ص) وفات نمود، این آیات مورد تلاوت بودند، كه حیوان دست پرورده خانگی آن را جوید وخورد» .[3]
البته این نسبتی ناروا است، چگونه ممكن است آیه ای از قرآن با جویدن بزی ازمیان برود؟!
طبق این نقل آیه یاد شده مورد تلاوت اصحاب بوده، یعنی نبایستی تنهادر آن ورقه ثبت شده باشد پس نبایستی با نابود شدن یك نوشته، اصل آیه كه محفوظ ذهن همگان است از میان برود اساسا قرآنی كه با جویدن بزی از میان برودهمان به كه از اول نباشد.
شگفت آورتر آن كه برخی از بزرگان فقهای اهل سنت به صحت سند این روایات نظر داده، مورد فتوا قرار داده اند مانند «ابن حزم اندلسی» در كتاب «المحلی» كه هم روایات را صحیح دانسته و هم طبق آن فتوا داده است[4] برخی از معاصرین نیزبر این باورند مانند «زرقانی» در «مناهل العرفان» [5] در این زمینه در كتاب «صیانه القرآن من التحریف» به تفصیل سخن گفته ایم[6] آیه كریمه «انا نحن نزلناالذكر و انا له لحافظون[7]، همانا ما قرآن را نازل كرده ایم و ما خود نگهبان آنیم» وآیه «لا یاتیه الباطل من بین یدیه و لا من خلفه تنزیل من حكیم حمید[8]، هرگز تباهی نه در حال و نه در آینده به آن راه نمی یابد (زیرا) از جانب كسی نازل گشته كه فرزانه ستوده است» بر همه این پندارها خط بطلان می كشد «واللّه غالب علی امره و لكن اكثرالناس لا یعلمون[9]، خداوند بر كار خویش چیره است، ولی بیش تر مردم نمی دانند» .
2. نسخ لفظ و بقای محتوا
بدین معنا كه در قرآن آیه ای وجود داشته كه مشتمل بر حكمی از احكام شرعی بوده، سپس لفظ و عبارت آیه برداشته شده (منسوخ گردیده) گرچه محتوای آن كه یك حكم شرعی است، هم چنان ثابت مانده و نسخ نگردیده است.
برای شاهد، آیاتی شمرده اند، از جمله آیه رجم «الشیخ و الشیخه اذا زنیافارجموهما البته نكالا من اللّه و اللّه عزیز حكیم» [10] خلیفه دوم اصرار داشت كه این آیه از قرآن است و زید بن ثابت بی جهت آن را در قرآن ثبت نكرد و تا آخرین روزحیات خود بر همین عقیده بود، گرچه هیچ یك از صحابه از وی نپذیرفت.
در قرآن كریم، تنها مساله جلد زانی (100 تازیانه) بر ارتكاب زنا مطرح است ولی عمر عقیده داشت كه مساله رجم زانی طبق آیه فرض شده نیز مطرح بوده است ولی عبارت «شیخ و شیخه» به معنای پیرمرد و پیرزن است كه هرگاه مرتكب زنا شدندسنگ سار می شوند.
كسانی كه این گمان را از عمر باور كرده اند، در تفسیر «شیخ و شیخه» مانده اند كه چرا سنگ سار شدن ویژه پیران باشد؟! لذا مالك بن انس (پیش وای فرقه مالكیه) دركتاب «الموطا» آن را به ثیب و ثیبه (مرد و زنی كه هم سر گرفته اند) تفسیر كرده است[11] ولی آن هم درست نیست، زیرا «رجم» مخصوص «محصن و محصنه» (مرد و زنی كه هم سر دارند) است این اخص از «ثیب و ثیبه» است كه هم سر گرفته باشند، زیرا هم سر گرفته بر كسی كه هم سر خود را رها كرده باشد نیز صادق است.
اساسا این باوری بوده كه عمر گمان داشته و هیچ یك از صحابه آن را نپذیرفته است حتی زید كه با دستور ابوبكر و سرپرستی عمر به جمع آوری قرآن پرداخت، آن را از عمر نپذیرفت، زیرا قرآن با خبر واحد ثابت نمی گردد آیات دیگری نیز ازعمر نقل كرده اند، مانند آیه رغبت او می گوید: ما آیه ای را در قرآن می خواندیم كه اكنون در آن وجود ندارد و آن «ان لا ترغبوا عن آبائكم فانه كفر بكم» [12] مورددیگر آیه جهاد است عبدالرحمان بن عوف گفت: آیا در قرآن نمی یابی «ان جاهدواكما جاهدتم اول مره» ؟
در جواب گفت: این آیه در ضمن آیات دیگر از قرآن اسقاطگردیده است[13] نیز آیه فراش «الولد للفراش و للعاهر الحجر» كه گمان می بردآیه ای بوده و از قرآن اسقاط شده است. [14]
در جای خود آورده ایم كه احتمال می رود عمر عبارات موزون و دارای سجع كه از پیامبر شنیده گمان برده كه قرآن است[15] اما باید دانست كه با این گونه گمان هانمی توان چیزی را اثبات نمود.
شگفت آن است كه برخی از بزرگان اهل سنت چنین گمان هایی را باور داشته به آن فتوی داده اند ابوبكر محمد بن احمد سرخسی، فقیه و اصولی معروف این گونه نسخ را پذیرفته است او به مساله «تتابع صیام ثلاثه ایام» ـ كه بدل از هدی در حج تمتع است ـ به استناد قرائت ابن مسعود «فصیام ثلاثه ایام متتابعات» فتوی داده است او می گوید: این قرائت تا عصر ابوحنیفه رواج داشته، و در عدالت ودرستی ابن مسعود شكی نیست لذا آن را باید پذیرفت[16] ابن حزم اندلسی نیزدر كتاب «المحلی» [17] همین مطلب را بیان می كند.
براساس گفتار فوق آیات یادشده پس از وفات پیامبر منسوخ گردیده است لذا دراین مورد باید گفت كه اساسا معقول به نظر نمی رسد یك آیه كه سند حكم شرعی ودلیل اثباتی آن است، از قرآن برداشته شود (منسوخ گردد) و محتوای آن كه حكم شرعی ثابت است بدون مستند باقی بماند! ازاین رو فقهای امامیه ـ همگان ـ به چنین روایات بی اساسی بها نداده و مورد استناد فقهی خود قرار نداده اند.
3. نسخ حكم و بقای آیه
بدین معنا كه در قرآن آیه ای باشد و محتوای آن كه یك حكم شرعی است منسوخ گردیده باشد این گونه نسخ ـ فی الجمله ـ مورد پذیرش علما است و آن را به سه نوع تقسیم كرده اند:
الف ـ محتوای آیه به دلیل اجماع یا سنت قطعی نسخ شده باشد.
ب ـ نسخ آیه به آیه دیگر ناظر به آن، صورت گرفته باشد.
ج ـ نسخ آیه به آیه دیگر كه ناظر به آن نیست، انجام شده است جز آن كه این نسخ ‌به جهت تنافی میان دو آیه و به دلیل تاخر آیه دوم نسبت به آیه نخست محقق شده است.
استاد آیت اللّه خویی ـ طاب ثراه ـ تنها صورت دوم را پذیرفته اند و برای صورت اول شاهدی نیافته و صورت سوم را ممتنع دانسته اند، زیرا وجود آیات متنافی درقرآن كریم امكان ندارد خدای متعال فرموده: «افلا یتدبرون القرآن ولو كان من عند غیراللّه لوجدوا فیه اختلافا كثیرا» [18] در این آیه گوشزد می كند كه در قرآن هیچ گونه دوگانگی و اختلاف میان آیات وجود ندارد آیه مذكور عدم وجود اختلاف را دلیل وحیانی بودن قرآن گرفته است به این معنا كه اگر قرآن كلام بشر بود هرآینه تنافی بسیار در آن راه می یافت. [19]
قایلین به نسخ برای هر سه فرض مثال آورده اند در فرض نخست آیه تمتع را «والذین یتوفون منكم و یذرون ازواجا، وصیه لا زواجهم متاعا الی الحول غیر اخراج فان خرج ن فلا جناح علیكم فیما فعلن فی انفسهن من معروف و اللّه عزیر حكیم» [20] ـ شاهدگرفته اند ترجمه آیه چنین است: كسانی كه وفات یافته و هم سرانی از خود باقی می گذارند، از جانب خداوند سفارش است كه هم سران تا یك سال از تركه شوهر (اموال باقی مانده شوهر) بهره مند شوند و از خانه ای كه در آن سكونت داشته اندرانده نشوند و اگر خود بیرون رفتند باكی نیست.
گویند: این آیه طبق سنت پیشین، حق میراث زن از شوهر، همان بهره بردن ازتركه شوهر خود تا یك سال بوده و بیش از آن ارثی نمی برد و عده زنان شوهر مرده نیز تا یك سال بوده است سپس با تشریع ارث هم سران شوهر مرده، به میزان یك چهارم اموال باقی مانده، در صورت نداشتن فرزند، و یك هشتم، در صورت فرزند داشتن شوهران[21]، و نیز با تشریع عده وفات به چهار ماه و ده روز[22]، آیه یاد شده منسوخ گردید یعنی محتوای آن نسخ شده گرچه لفظ آن باقی مانده است.[23]
[1]. ارضاع: شیردادن است كه موجب علقه مادری و فرزندی یا برادری و خواهری می گردد و نامحرم محرم، ودر نتیجه موجب حرمت ازدواج می شود.
[2]. داجن به حیوانی گویند كه در خانه پرورده شود.
[3]. ر ك: صحیح مسلم، ج 4، ص 167 صحیح ترمذی، ج 3، ص 456 صحیح دارمی، ج 2، ص 157 صحیح ابوداود، ج 1، ص 224 و دیگر كتب حدیثی و فقهی اهل سنت كه برآن صحه گذارده اند.
[4]. ر ك: ابن حزم، المحلی، ج 10، ص 16 ـ 15.
[5]. زرقانی، مناهل العرفان، ج 2، ص 216 ـ 214.
[6]. ر ك: صیانه القرآن، ص 162 ـ 159 و نیز ج 2 التمهید، ص 289 ـ 285.
[7]. حجر 15: 9.
[8]. فصلت 41: 42.
[9]. یوسف 12: 21.
[10]. ابن حزم، المحلی، ج 11، ص 236 ـ 234 صحیح بخاری، ج 8، ص 211 ـ 208 صحیح مسلم، ج 4، ص 167و ج 5، ص 116 مسند احمد، ج 1، ص 23 و ج 5، ص 132 و 138 و ابوداود، الحدود/ 23 و ترمذی، الحدود/7ابن ماجه، الحدود/ 9 دارمی، الحدود/ 16 موطا مالك، الحدود/ 10.
[11]. ر ك: جلال الدین سیوطی، تنویر الحوالك، شرح موطا، ج 3، ص 42 و نیز ابن حجر عسقلانی، فتح الباری، در شرح بخاری، ج 12، ص 127.
[12]. صحیح بخاری، ج 8، ص 211 ـ 208 صحیح مسلم، ج 4، ص 167 و ج 5، ص 116.
[13]. ر ك: جلال الدین سیوطی، الدرالمنثور، ج 1، ص 106.
[14]. همان.
[15]. ر ك: صیانه القرآن من التحریف، ص 162 ـ 159.
[16]. سرخسی، كتاب «الاصول» ، ج 2، ص 81.
[17]. ج 11، ص 236 ـ 234.
[18]. نساء4: 82.
[19]. ر ك: آقای خویی، البیان، چاپ دوم، ص 306.
[20]. این تفصیل در آیه 12 سوره نساء آمده.
[21]. آیه تربص اربعه اشهر و عشرا ـ سوره بقره: 234.
[22]. ر ك: فیض كاشانی، تفسیر صافی، ج 1، ص 204.
[23]. تفسیر شبر، چاپ قاهره، ص 76.
 

 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
چهارشنبه 18 مرداد 1391  9:22 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:علوم قرآن /نسخ

 

انواع متصوره نسخ در قرآن2

 


البته ميان آيات ميراث و عده و آيه تمتع، بر حسب ظاهر تنافي وجود ندارد وامكان دارد كه آيه تمتع يك امر استحبابي باشد ـ چنان چه استاد فرموده اند ـ و آيه ميراث و آيه عده اصل فريضه را بيان داشته است ولي مفسران دعوي اجماع (اتفاق اهل نظر) نموده اند كه محتواي آيه تمتع كاملا منسوخ گرديده است سيد عبداللّه شبرمي گويد: «هذه الاية منسوخة بالاجماع» [1] علاوه براين، روايات بسياري منسوخ بودن آيه را تاييد كرده است[2] ازاين رو منسوخ بودن آيه فوق الذكر رابه دليل اجماع و روايات ثابت نموده اند.
دراين جا اين نكته قابل تذكر است كه در آيه «امتاع» عبارت الزام آوري به چشم نمي خورد و عده يك سال از آيه به دست نمي آيد صرفا مستفاد از آيه آن است كه برورثه شايسته است كه زن پدر خود را تا يك سال از خانه سكونتي وي بيرون نكنند، تا از زندگي اي كه داشته هم چنان بهره مند شود به ويژه عبارت «فان خرجن فلا جناح» مي رساند كه نشستن در خانه براي زن ياد شده الزامي نيست از ظاهر آيه، نه ميراث و نه عده يك سال فهميده نمي شود، جز با كمك اجماع و روايات ياد شده.
ولي طبق موازين علم اصول اين اجماع مدركي مي نمايد[3] ـ يعني اجماع كنندگان به روايات نظر دارند ـ و خود دليل مستقلي به شمار نمي آيد اين روايات ازلحاظ سند فاقد اعتبارند و تنها در تفسير معروف به تفسير نعماني (كه مجهول الانتساب است) و در تفسير قمي (كه هم چنين مجهول الانتساب است) و در تفسيرعياشي (كه مقطوع السند مي باشد) آمده است.
از اين رو ـ گرچه در نوشته هاي پيشين خود[4] راه مشهور را رفته ايم ـ اكنون راي استاد را ترجيح مي دهيم كه فرمودند: «مفاد آيه امتاع يك دستور استحبابي است نه الزامي و هيچ گونه منافاتي با آيه ميراث و آيه عده ندارد و اجماع و روايات فاقد اعتبارند» در نتيجه آيه اي كه محتواي آن به دليل اجماع يا سنت قطعي نسخ ‌شده باشد ـ ظاهرا ـ وجود ندارد، گرچه امكان آن قابل انكار نيست، ولي براي وقوع آن شاهدي نداريم.
در فرض دوم كه آيه ناسخ به آيه منسوخ ناظر باشد، آيه «نجوي» را مثال آورده اند: «يا ايهاالذين آمنوا اذا ناجيتم الرسول فقدموا بين يدي نجواكم صدقة ذلك خيرلكم و اطهر فان لم تجدوا فان اللّه غفور رحيم» . [5]
بيش تر مردم آن روز، گاه وبي گاه مزاحم اوقات پيامبر(ص) مي شدند و بيش ترمسائلي را با او در ميان مي گذاشتند كه در شان پيامبر نبود يا بسيار ناچيز و گاهي بيهوده بود از اين رو دستور آمد براي طرح نمودن هر سؤال بايد مقداري صدقه داده آن گاه سؤال كنند تا به اين سبب سؤال ها محدود شده و مهم ترين آن ها مطرح گرددولي با اين دستور همگي و به طور كلي از پرسش خودداري نمودند تنها مولااميرمؤمنان (ع) يك دينار داشت كه آن را به ده درهم فروخت و آن را صرف مسايل ضروري در پيش گاه پيامبر اكرم (ص) نمود تا آن كه دستور وارد در آيه ـ جهت فرونشستن همگان از پرسش ـ نسخ گرديد: «اشفقتم ان تقدموا بين يدي نجواكم صدقات فاذلم تفعلوا و تاب اللّه عليكم فاقيموا الصلاة و آتوا الزكاة و اطيعوا اللّه و رسوله واللّه خبير بماتعملون[6]، آيا ترسيديد كه پيش از هر سؤال صدقه هايي بپردازيد حال كه چنين نكرديد و خدا (هم) بر شما بخشود پس نماز را بر پا داريد و زكات را بپردازيد و ازخداوند و پيامبرش اطاعت كنيد، و خداوند به آن چه مي كنيد آگاه است» .
پر روشن است كه آيه دوم ناظر به آيه نخست است و اصولا معيار در ناظر بودن آن است كه اگر حكم پيشين نباشد، آيه دوم حالت ابهام پيدا كند، زيرا آيه دوم به گونه اي مطرح شده كه حالت تكميلي يا تدارك گذشته را دارد.
در اين گونه موارد ـ كه آيه ناسخ به آيه منسوخ نظر داشته باشد ـ جاي ترديدنيست و همگي آن را پذيرفته اند، از جمله نظر استاد ـ طاب ثراه ـ براين است كه يگانه موردي كه نسخ در آن تحقق يافته همان نسخ ناظر است. [7]
آيه ديگري در اين زمينه نيز مي توان شاهد آورد و آن آيه عدد مقاتلين است درباره قتال و جنگ با دشمنان اسلام ابتدا دستور آمد كه هر يك از مؤمنان معادل ده نفر از كافران مي باشد لذا اگر عدد مقاتلين (جنگ جويان) كافران ده برابرجنگ جويان مؤمنان باشد، بر مؤمنان واجب است به پا خيزند و با آنان ستيز كنند وبر آنان پيروز مي گردند آيه چنين است:
«يا ايهاالنبي حرض المؤمنين علي القتال ان يكن منكم عشرون صابرون يغلبوا مائتين وان يكن منكم مائة يغلبوا الفا من الذين كفروا بانهم قوم لا يفقهون[8]، اي پيامبر!مؤمنان را بر جنگ وادار و ترغيب نما هرگاه بيست تن از شما شكيبا باشند، بردويست تن غلبه خواهند كرد و اگر از شما صد تن باشند، بر هزار تن از كافران غلبه خواهند كرد زيرا آنان مردمي هستند كه چيزي در نمي يابند (و فاقد هدفند ونمي دانند براي چه مي جنگند)».
ولي مؤمنان از انجام چنين دستوري تعلل ورزيدند و جرات اقدام از خود نشان ندادند لذا خداوند به جهت ناتواني و ضعف ايمان ايشان در تكليف صادره تخفيف داده، دستور مقابله يك با دو را صادر فرمود:
«الان خفف اللّه عنكم و علم ان فيكم ضعفا، فان يكن منكم مائة صابرة يغلبوا مائتين و ان يكن منكم الف يغلبوا الفين باذن اللّه[9]، اكنون خداوند، تخفيفي (در تكليف) رواداشت و دانست كه در نهاد شما سستي وجود دارد، پس هر صد تن از شما كه شكيبا باشد با دويست نفر و هر هزار نفر با دوهزار نفر مقابله ورزند و در اين صورت با اذن و مشيت الهي پيروز مي گردند» .
اين آيه نيز ناظر به آيه نخست است، وگرنه جاي «الا ن خفف اللّه عنكم و علم ان فيكم ضعفا» نبود، زيرا از اين آيه معلوم مي گردد كه پس از دستور نخست مسلمانان كوتاهي كردند و سستي از خود نشان دادند، تا موجب تخفيف ثانوي گرديد لذا آيه دوم ناسخ آيه نخست مي باشد و از قسم نسخ ناظر به شمار مي رود امام صادق (ع)مي فرمايد: «نسخ الرجلان العشرة[10]، تكليف مقابله با دو نفر، تكليف مقابله باده نفر را نسخ نمود» .
ولي در عين حال استاد، در اين مورد منكر نسخ است و مي گويد: روشن نيست كه آيه دوم با فاصله زماني پس از آيه نخست نازل گرديده باشد و احتمال مي رود هردو آيه با هم نازل شده باشند علاوه در نسخ بايستي به آيه منسوخ عمل شده باشدوگرنه در تشريع نخست لغويت حاصل مي گردد در نسخ شرط است مدتي بگذرد وبه تكليف سابق عمل شده باشد، آن گاه نسخ انجام گردد هم چنين اضافه مي كند: «سياق دو آيه خود شاهد بر اين است كه هر دو آيه با هم نازل گرديده اند در نتيجه تكليف نخست، جنبه فضيلت و استحباب را دارد و تكليف دوم جنبه فرض ووجوب» . [11]
البته شاهدي كه دلالت سياق دو آيه را بر وحدت نزول تاييد كند ارائه نفرموده اند بلكه به عكس، سياق و لحن آيه دوم بر تاخر نزول شهادت مي دهد، زيرادلالت برآن دارد كه مدتي گذشته و مسلمانان از خود ضعف و سستي نشان داده اند، تا موجب گرديده خداوند تخفيف دهد و تكليف را سبك نمايد هم چنين در موردشرط عمل در مساله نسخ بايد توجه داشت كه ضرورت ندارد كه عمل مثبتي انجام گيرد، بلكه عمل منفي نيز مي تواند مصحح نسخ گردد.
در فرض سوم كه آيه ناسخ به آيه منسوخ ناظر نباشد، موارد زيادي را گفته اند، از جمله آيه مجازات فحشا درمورد عقوبت مرتكبين زنا، نخست دستور آمد كه زنان (شوهردار)[12] اگر مرتكب فحشا شدند در خانه نگاه داشته شوند تا موقع فرارسيدن مرگ آنان يا آن كه دستور ديگري درباره آنان صادر گردد: «واللاتي ياتين الفاحشة من نسائكم فاستشهدوا عليهن اربعة منكم فان شهدوا فامسكوهن في البيوت حتي يتوفاهن الموت او يجعل اللّه لهن سبيلا» [13] و درباره دو جوان (دختر و پسر) كه مرتكب فحشا شوند، آنان را مورد نكوهش و آزار قرار دهيد، اگر پشيمان شده توبه نمودند آنان را رها كنيد كه خداوند آمرزنده و مهربان است: «و اللذان ياتيانهامنكم فذوهما فان تابا و اصلحا فاعرضوا عنهما ان اللّه كان توابا رحيما» . [14]
از امام صادق (ع) روايت است كه هر دو آيه منسوخ است و ناسخ آن دستور جلد(100 تازيانه) و رجم (سنگ سار) است روايات در اين باره فراوان است و مفسران جملگي اتفاق نظر دارند[15] برخي در اين جا نيز مناقشه دارند، از جمله استاد طاب ثراه ـ كه تفصيل آن را در «التمهيد» (ج 2، ص 308) آورده ايم.
آيه ديگري كه مي توان در اين زمينه شاهد آورد، آيه «ارث بر اساس اخوت ايماني» است كه در آغاز هجرت تشريع گرديد كه وارث هر مؤمن مهاجر، برادرايماني او است نه خويشاوندان كافر يا غير مهاجر امام باقر(ع) در اين باره مي فرمايد: «كان المسلمون يتوارثون بالمؤاخاة الاولي، نخست مسلمانان بر اساس عقد اخوت از يك ديگر ارث مي بردند» [16] آيه چنين است: «ان الذين آمنوا و هاجروا و جاهدواباموالهم و انفسهم في سبيل اللّه و الذين آووا و نصروا اولئك بعضهم اوليابعض» [17] «اوليا» در آيه، جمع «ولي» به معناي بستگان نزديك است كه از ورثه نيز محسوب مي شوند صدر آيه درباره مهاجرين است و ذيل آيه به انصار (مردم مدينه) نظر دارد كه پيامبر اكرم (ص) ميان هر دو نفر از آنان عقد اخوت بست اين دستور هم چنان پا برجا بود تا موقع نزول سوره احزاب كه آيه «و اولوا الا رحام بعضهم اولي ببعض في كتاب اللّه من المؤمنين و المهاجرين» [18] نازل گرديد و مساله «ولايت» در توارث را منحصر در بستگان نسبي (رحم بودن) دانست و مساله توارث به سبب هجرت و ايمان را منتفي گردانيد بر اين مطلب، مفسران اتفاق نظر دارند. [19]
[1]. ر ك وسايل الشيعه، باب 30، (ابواب عدد)، ج 22، ص 239 ـ 237 سيوطي، الدرالمنثور، ج 1، ص 309.
[2]. در علم اصول فقه، اجماعي را مورد اعتبار مي دانند و قابل استناد است كه حالت استقلال داشته باشد و به دلايل موجود متكي نباشد كه در صورت اخير اين دلايل بايد مورد بررسي قرار گيرند نه اجماع متكي برآن وچنين اجماعي را اصطلاحا «مدركي» مي نامند و از صلاحيت استناد به عنوان يك دليل مستقل ساقط مي گرد.
[3]. ر ك: التمهيد، ج 2، ص 306 ـ 305.
[4]. مجادله 58: 12.
[5]. مجادله 58: 13.
[6]. ر ك: البيان، ص 305 و 402 ـ 395.
[7]. انفال 8: 65.
[8]. انفال 8: 66.
[9]. تفسير صافي، ج 1، ص 676.
[10]. البيان، ص 376 ـ 375.
[11]. اين قيد بر حسب استظهار برخي است تا منافات ميان اين آيه و آيه پس از آن برداشته شود.
[12]. نساء 4: 15.
[13]. نساء 4: 16.
[14]. ر ك: طبرسي، مجمع البيان، ج 3، ص 20 عياشي، ج 1، ص 228 ـ 227 صافي، ج 1، ص 339 جصاص، احكام القرآن، ج 2، ص 107 سيوطي، الدر المنشور، ج2، ص 130.
[15]. مجمع البيان، ج 4، ص 561.
[16]. انفال 8: 72.
[17]. احزاب 33: 6.
[18]. ر ك: بحارالانوار، ج 93، ص 8 و ديگر تفاسير.
[19]. جاثيه 45: 14.

 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
چهارشنبه 18 مرداد 1391  9:23 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:علوم قرآن /نسخ

انواع متصوره نسخ در قرآن3

 


4. نسخ مشروط
اين گونه نسخ شايد براي برخي تازگي داشته باشد ولي با تامل در بسياري ازآياتي كه منسوخ شمرده شده اند، مي توان دريافت كه نسخ آن ها نسخ مطلق نبوده، بلكه به شرايط خاص همان دوران بستگي داشته است به اين معنا كه با تغيير آن شرايط و بهبود وضع، حكم سابق منسوخ گرديده و حكمي متناسب با شرايطجديد تشريع گرديده است و اگر احيانا همان شرايط زماني و مكاني پيش آيد، آيات مربوطه از نو قوت گرفته و قابل اجرا است.
روشن ترين شاهد براي نسخ مشروط آيات صفح (گذشت) و چشم پوشي از آزارمشركان و معاندان اسلام است مسلمانان صدر اسلام به ويژه در مكه دستور يافتند تادر مقابل آزار مشركان خويشتن داري كنند و صبر و بردباري از خود نشان دهند، زيراآنان در مكه در موضع ضعف قرار داشتند ودر صورت مقابله به مثل، امكان نابودي آنان مي رفت در سوره جاثيه ـ كه شصت و پنجمين سوره مكي است ـ آمده: «قل للذين آمنوا يغفروا للذين لا يرجون ايام اللّه[1]، (اي پيامبر) به كساني كه ايمان آورده اند بگو تا از كساني كه از ايام اللّه بيمي ندارند درگذرند» مقصود از «ايام اللّه» وقايع هول ناك و كنايه از عقوبت هاي سخت الهي است چنان چه دراين آيه آمده: «وذكرهم بايام اللّه، آنان را به ياد ايام اللّه بينداز» يعني بيم ده به عقوبت هاي به موقع الهي[2] و كساني كه بيم عقوبت الهي را ندارند، يعني از خدا ترسي ندارندو جانب عقوبت الهي را وقعي نمي نهند، هرگز مستوجب گذشت و رافت اسلامي نيستند لذا دستور گذشت در اين آيه صرفا به جهت ضعف موضع مسلمانان بوده كه بايد رعايت مي كردند موقعي كه جامعه اسلامي شوكت و قدرت خود را يافت، اذن در قتال صادر شد: «اذن للذين يقاتلون بانهم ظلموا و ان اللّه علي نصرهم لقدير، به كساني كه جنگ بر آنان تحميل شده، رخصت (جهاد) داده شده است، چرا كه مورد ظلم قرار گرفته اند و البته خدا بر پيروزي آنان سخت تواناست» [3] سپس دستورمقابله آمد و آيه «حرض المؤمنين علي القتال، مؤمنان را به جهاد برانگيز» [4] و نيزآيه «فاعتدوا عليه بمثل مااعتدي عليكم، همان گونه كه بر شما تعدي كرده، بر او تعدي كنيد» [5] و آيه «فاقتلوا المشركين حيث وجدتموهم، مشركان را هر كجا يافتيدبكشيد» [6] صدور يافت تمامي اين آيات در سوره هاي مدني است. هم چنين در رويارويي با يهود مدينه ابتدا دستور گذشت آمد، ولي در عين حال مشخص نموده كه اين گذشت موقت است «فاعفوا و اصفحوا حتي ياتي اللّه بامره، پس عفو كنيد و درگذريد، تا خدا فرمان خويش را بياورد» [7] ولي پس از قدرت يافتن اسلام و توسعه يافتن توطئه هاي يهود پيرامون مدينه دستور جنگ با آنان صادر گشت تا هنگامي كه خفت جزيه دادن را بپذيرند «حتي يعطوا الجزية عن يد وهم صاغرون، تا با (كمال) خواري به دست خود جزيه دهند» [8] برخي اين گذشت را بر روح تسامح ديني حمل كرده اند، كه بايد روح گذشت و چشم پوشي برمسلمانان حاكم باشد، لذا آيات صفح را منسوخ نمي دانند[9] ولي همان گونه كه متذكر شديم، گذشت در مقابل بي شرمي دشمن غدار، يك گونه سازش و تساهل به شمار مي رود كه با روح عزت اسلامي منافات دارد، مگر آن كه موقعيت ايجاب كند تا آمادگي لازم فراهم گردد.
اين گونه آيات را با عنوان «نسخ مشروط» مطرح ساختيم، بدين جهت كه آيات منسوخه مربوط به شرايط خاص زماني و مكاني خويش است و چنان چه در رقعه مكاني يا برهه زماني آن گونه شرايط پيش آيد، آيات صفح قوت يافته و حاكم خواهدبود از همين قبيل است آياتي كه برخي احكام را تدريجا تشريع نموده است به اين ترتيب كه ابتدا با لحني ملايم حكمي بيان شده، سپس شديد وشديدتر گرديده است مانند آيات تشريع قتال كه از مرحله اذن در قتال شروع شده[10]، سپس مقاتله با كفار معتدي و متجاوز را شامل شده است[11] آن گاه كفار مجاور و نزديك به حوزه اسلامي را در بر گرفته[12] و بالاخره اعلام استيصال (نابود كردن مطلق) كفار و مشركين صادر شده است. [13]
اين مراحل ممكن است امروز هم اتفاق بيفتد و هر دستوري متناسب با شرايطزماني و مكاني خود حاكم است لذا در اين قبيل آيات، نسخ مطلق انجام نگرفته است آيات مراحل تحريم خمر نيز از همين قبيل شمرده مي شود هم چنين مطلق احكامي كه تدريجا و مرحله به مرحله تشريع گرديده، در هيچ كدام نسخ، مطلق نيست و همه آن ها نسخ مشروط‌اند.


[1]. ابراهيم 5: 14.
[2]. ر ك: مجمع البيان، ج 9، ص 75 و ج 6، ص 304.
[3]. حج، 22: 39.
[4]. انفال 8: 65.
[5]. بقره 2: 194.
[6]. توبه 9: 5.
[7]. بقره 2: 109 (نزول سوره بقره از سال دوم هجري آغاز شد) و اولين سوره مدني به شمار مي رود.
[8]. توبه 9: 29 كه در سال هاي پاياني هجرت نازل گشته است.
[9]. ر ك: آقاي خويي، البيان، ص 308.
[10]. حج22: 4039.
[11]. انفال 8: 61 نساء 4: 91.
[12]. توبه 9: 123.
[13]. توبه 9: 5 و 36.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
چهارشنبه 18 مرداد 1391  9:23 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:علوم قرآن /نسخ

تعداد آیات منسوخه 

 

 

كسانی كه شرایط مقرر در تحقق نسخ را نادیده گرفته یا نسخ را به مفهوم عام آن كه نزد پیشینیان كاربرد داشته است ـ گرفته اند، آمار آیات منسوخه را تا 228 آیه رسانده اند[1] به نظر می رسد كه این عدد بزرگ بوده و یك زیاده روی است و باضوابط نسخ سازگار نمی باشد.
استاد آیت اللّه خویی ـ طاب ثراه ـ به بیش از یك آیه (آیه نجوی) قایل به نسخ ‌نیست و آن به جهت ناظر بودن آیه ناسخ به آیه منسوخ است ولی با ملاحظه آیات دیگری كه در همین راستا آوردیم و نیز با در نظر گرفتن مساله نسخ مشروط، آیات منسوخه حدود بیست و اندی خواهد بود، كه در مورد بیش تر آن ها نسخ مطلق صورت نگرفته است ازاین رو شبهه وجود آیات منسوخه در قرآن كه موجب گم راه شدن مراجعه كنندگان باشد، اساسا منتفی است.
شبهات پیرامون نسخ
با برداشتی كه تا این جا از مساله نسخ داشته ایم، بیش تر شبهات مطرح شده درباره نسخ در قرآن خود به خود منتفی است كه ذیلا به آن ها اشاره می شود:
شبهه اول: «نسخ» در تشریعیات مانند «بدا» در تكوینیات، به مفهوم واقعی آن برخداوند مستحیل است، زیرا نسخ و بدا هر دو مفهومی یك سان دارند و آن «نشاه رای جدید، پیدایش دیدگاه نوین» كه از قبل پیش بینی نشده است سپس با برخورد باموانع، تغییر رای داده و تشریع یا تكوین جدیدی را آغاز می كند این معنا مستلزم جهل سابق است و با علم ازلی خداوندی منافات دارد!
پاسخ این شبهه را پیش ازاین روشن ساختیم كه نسخ و بدا هر دو بر حسب ظاهرچنین می نمایند اما در علم ازلی الهی همین تغییر فعلی پیش بینی شده بوده است، وفقط بر مردم پوشیده بوده و در موقع خود روشن می گردد، و مردم چنین می پنداشته اند كه تغییر رایی حاصل گشته است مثلا تكلیفی كه سابقا به گونه مطلق تشریع گردیده، بر حسب ظاهر (اطلاق ازمانی) گمان استمرار و تداوم می رفت، كه خداوند در وقت خود روشن ساخت كه از اول مقید بوده و اجل زمانی داشته كه برمردم پوشیده بوده است و اكنون آشكار گشت هم چنین ـ در مورد بدا ـ تغییراتی كه در تكوینیات داده می شود، همه از قبل پیش بینی شده بوده، و در وقت خود روشن می گردد لذا نسخ و بدا، هر دو ظاهری اند نه حقیقی.
شبهه دوم: آن كه وجود آیات منسوخه در قرآن موجب گم راهی می گردد و برخی ندانسته آیه منسوخه را مورد عمل قرار می دهند جواب این شبهه روشن است، چه این كه پی آمدهای جهل و نادانی افراد جاهل از خودشان نشات گرفته و اگر اهل دانش و تحقیق باشند به آسانی می توانند ناسخ را از منسوخ، عام را از خاص ومطلق را از مقید جدا سازند همان گونه كه جدا ساختن آیات متشابهه از آیات محكمه كار دشواری است ولی برای دانش مندان ثابت قدم (راسخون فی العلم)سهل و امكان پذیر است.
شبهه سوم: بودن آیات ناسخ و منسوخ در قرآن مستلزم وجود تنافی میان برخی آیات قرآن است كه با آیه «افلا یتدبرون القرآن و لو كان من عند غیراللّه لوجدوا فیه اختلافاكثیرا» [2] سازگار نیست، زیرا این آیه هرگونه تضاد و تنافی میان آیات را نفی می كند.
ولی باید توجه داشت كه وجود تنافی در صورتی است كه ظاهری نباشد هرگاه حكم منسوخ زمانا و ملاكا با حكم ناسخ مغایرت داشت، و هر یك در جای خودمشتمل بر مصلحت زمانی خویش بود، در آن صورت تنافی مرتفع می گردد درحقیقت هیچ گونه تضادی میان دو حكم یاد شده وجود ندارد نهایت امر آن كه مراجعه كننده بایستی جهت یاد شده را كه موجب رفع تنافی است آگاهی داشته باشد، همان گونه كه قبلا متذكر شدیم.
شبهه چهارم: اساسا وجود آیات منسوخه در قرآن چه فایده ای می تواندداشته باشد، جز تلاوت لفظ و فارغ از محتوی؟! ولی با تصویری كه از آیات منسوخه در قرآن ارائه دادیم كه اكثر قریب به اتفاق آیات منسوخه از نوع نسخ مشروطبه شمار می آیند، روشن گردید كه حتی آیات به ظاهر منسوخ هر یك در ظرف مناسب خود و شرایط پیش آمده در طول زمان، كاربرد مخصوص خود را خواهدداشت این گونه نیست كه ملاك وجودی آن به طور كلی منتفی گردیده باشد.
علاوه كه نفس وجود آیات ناسخ و منسوخ در قرآن، سیر تدریجی و مراحل تشریع احكام را نشان می دهد این خود یك ارزش تاریخی ـ دینی است كه مراحل تكامل شریعت را می رساند.
در پایان باید توجه داشت كه اهمیت موضع قرآن تنها در جنبه تشریعات آن نیست و جنبه های دیگر آن از جمله: اعجاز بیانی آن ـ تا سند زنده اسلام باشد ـ نیزاز اهمیت به سزایی برخوردار است و بایستی همیشه ثابت و استوار باقی بماند هرآیه خود سند اعجاز به شمار می رود و با جاوید بودن اسلام جاوید خواهد ماند.


[1]. ر ك: جدول ناسخ و منسوخ كه در پایان ج 2، التمهید آمده است.
[2]. نسا 4: 82.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
چهارشنبه 18 مرداد 1391  9:23 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها