0

بهشت خانواده

 
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

بهشت خانواده

سپاس و ستايش بيكران ، خداوند يگانه رحمان را سزاست كه در روى كره اى متحرك و لرزان ، معلق و آويزان ، كوه و صحرا رقم زد، جزيره و دريا ترسيم نمود، گياه و جاندار آفريد و انسان و بشر پديد آورد، تا ظلمتكده تيره و تاريك زمين را به نور و صفا زينت بخشد و در ميان خرابى و ويرانى ، عمران و آبادى آرد.
اراضى موات و بائر را به بوستان و گلستان سبز و خرم تبديل كرد. از ميان كره زمينى كه بصورت جمادى بى حس و بى شعور ساخته شده بود، نبات و حيوان برافراشت و بر تارك سرش انسانى خردمند گذاشت و او را بر همه اقطار جهان حاكم و فرمانروا ساخت ، تا از ميان كره اى خاكى و تاريك ، جنبش و حركت ، سعادت و عزت و عيش و عشرت پديد آورد. مشك و عنبر، رياحين معطر، نور و صفا، عشق و وفا، نغمه و نوا، تمدن و ترقى ، تكامل و تعالى ، دستگيرى و رحمت و نوازش و عطوفت ، همگى از ميان همين كره تيره و ظلمانى برخاست و همگى از بركت عقل و احساسى بود كه به انسان عنايت فرمود.
خداوند رحمان ، به انسان ستمگر ناسپاس ، جفتى از جنس او به صورت زن عنايت فرمود، تا با وى انس و الفت گيرد. ميان دختر و پسرى بيگانه و ناآشنا، مودت و رحمت مقرر داشت تا يكديگر را در آغوش گيرند، توالد و تناسل نمايند، تشريك مساعى كنند، خانه و مدرسه بسازند، آموزش و پرورش دهند، محيط آبادى را كه از پدران و مادران خود، به ارث گرفته اند، آبادتر كنند و باز هم براى آبادى بيشتر به فرزندان خود تحويل دهند.
و درود و رحمت بى پايان خداوند متعال ، به روان مطهر رسولان و پيغام آورانش ، مخصوصا اشرف و خاتم آنها حضرت محمد مصطفى و بر خاندان و عترت معصومين آنحضرت ، كه همگان ، عمر عزيز خويش را در راه رسانيدن به اوج تكامل و سعادت مصروف داشتند و در پيمودن اين راه ، هر گونه بلا و مصيبتى تحمل نموده و حتى از بذل جان شريف دريغ نفرمودند - صلوات الله عليه اءجمعين من الان الى قيام يوم الدين -
اما بعد: پسر و دخترى كه با يكديگر ازدواج مى كنند، در حقيقت تولد تازه اى مى يابند و در اقيانوس تازه اى وارد مى شوند كه يا بايد كار آموزى و تجربه قبلى كسب كرده و يا داراى هوش و فراستى باشند كه بتوانند خود را با جزر و مد دريا هماهنگ نموده ، همچون مرغان و ماهيان با محيط سازگار شوند و گرنه عمرى كوتاه و پر مشقت دارند و به زودى در گردابها غرقه و هلاك مى شوند.
دين مقدس اسلام كه براى راهنمائى و تامين سعادت بشر، نازل گشته و تمام ابعاد وجودى او را در تمام مراحل زندگيش رعايت كرده است ، دختر و پسرى را كه مى خواهند در آينده پدر و مادر خانواده و ركن اجتماع انسانى باشند، در اين وادى خطرناك بدون راهنما رها نكرده ، بلكه با كمال لطف و عنايت ، دست ايشان را گرفته و قدم به قدم رهبرى و راهنمايى نموده و آنان را از خطرات طوفانها و گردابها بر حذر داشته است .
نويسنده براى تامين اين هدف ، روابط زن و شوهر را در مراحل زندگى مشتركشان ، از قرآن مجيد، نهج البلاغه ، وسائل ، بحار، وافى و مستدرك استخراج و عرضه نموده است . اگر در اين راه موفق گشته خدا را سپاسگزار است و اگر فتور و قصورى پيش آمده ، بر سستى قلم و كوتاهى فكر حمل مى شود و در همه حال از خوانندگان محترم اميد راهنمائى و خير خواهى دارد.
مباحث اين كتاب شامل هفتاد درس است كه مهمترين آنها را پنج بخش زير تشكيل مى دهد:
1- عوامل الفت و محبت ميان زن و شوهر.
2- عوامل اختلاف و كدورت آنها و راه علاج آن .
3- موقعيت واقعى زن در خانواده از نظر اسلام و تحليل و بررسى آيات و رواياتى مانند (ضعف عقل او، شر بودن او، استخوان كج بودن او، تاديب او، مشورت با او، بر حذر بودن از خوبانشان و مانند اينها).
4- موضوع حجاب و نظر اسلام نسبت به مقدار محدويت زن .
5- اظهار مطالب غريزه جنسى و تعيين مرز بين حرام و جايزش و مطالب متفرقه بسيار ديگرى ، مانند سواد آموزى زن ، داشتن فرزند، ضرب المثلها، پزشكيها و روابط فاميلى ، در اين كتاب بحث مى شود كه به خاطر تنوع مطالب و تفنن خاطر خوانندگان ، تمام اين مباحث درهم و آميخته و معجونوار بررسى شده است . در پايان اين مجموعه را (( بهشت خانواده )) ناميديم به سه اعتبار:
1- آيات قرآن مجيد و احاديثى كه از زادگاه منابع وحى صادر شده و در اين كتاب آمده است در حقيقت بهشتى است كه در خانواده موجود است .
2- عمل به اين آيات و احاديث محيط خانواده را بهشت برين مى سازد.
3- بيشتر مباحث اين كتاب مربوط به زن است و زن مسلمان متعهد، بهشت آفرين خانواده است .
در هر حال به كسانى كه ذوق و عاطفه ندارند خواندن اين كتاب را توصيه نمى كنيم و براى كسانى كه همسر ندارند، مطالعه اين كتاب تضييع عمر و اتلاف وقت است اما كسانى كه بخواهند در پرتو تعاليم اسلام ، يك عمر با همسر خود با محبت و صفا زندگى كنند، اين مطالعه را لازم مى دانيم و انتقاد را از كسانى كه تمام كتاب را خوانده باشند، با كمال حوصله گوش ‍ مى كنيم . و لا حول و لا قوه الا بالله العلى العظيم .


سيد جواد مصطفوى

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
شنبه 14 مرداد 1391  8:14 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:بهشت خانواده

درس اول : صدا زدن


هر يك از زن و شوهر بايد همسر خود را به نامى صدا كند كه او بيشتر دوست دارد و خوشترش مى آيد، چه اسم كوچك باشد و يا نام خانوادگى ، يا القاب مذهبى و عناوين اجتماعى .
بهتر است پيش از آنكه زن و شوهر لقب و عنوانى پيدا كنند؛ يعنى سالهاى اول ازدواج كه هنوز دكتر و مهندس و حاجى نشده اند و يكديگر را به اسم كوچك يا نام فاميل مى خوانند، چاشنى محبتى بر آن بيفزايند و مثلا (( حسين جان و مريم جان )) بگويند يا (( على آقا و زهرا خانم )) صدا زنند.
صدا زدن به اسم تنها توهين آميز است و توهين آميزتر آنكه مردى مثلا نامش ابوالحسن يا ابوالقاسم باشد و همسرش او را به نيمه اول اسمش صدا زند.
ممكن است بگوييد كه اگر ميان زن و شوهر خلوص و صفا باشد، اين نامها توهين به حساب نمى آيد و مانعى ندارد.
ميگويم ، درست است در آن صورت توهين نيست و مانعى ندارد، ولى مانند آقا جان و خانم جان ، ايجاد محبت نمى كند، و چون اسلام به همه مسلمين مخصوصا به زن و شوهر درس محبت مى دهد، سفارش مى كند: مخاطب را به نامى بخوان و با كلمه اى صدا بزن كه او را خوشتر و دوست تر آيد.
شايد بعضى از مردان كه داراى عنوان حاجى و رئيس و دكتر و مانند آن هستند از همسرشان شنيدن اين عناوين را دوست نداشته باشند و كلمه (( احمد جان )) را مثلا از او بهتر بپسندند؛ در آنصورت همسر بايد همان كلمه يى را بگويد كه او بيشتر دوست دارد، همچنين نامها و عناوين از لحاظ زشتى و زيبايى و خوش آمدن و بد آمدن همسر، در خلوت يا پيش مردم فرق مى كند در شهر يا روستا فرق مى كند. در لغات و زبانهاى مختلف فرق مى كند.
جانم به فداى پيغمر اسلام صلوات الله عليه كه معيارى ثابت و غير قابل تغيير، براى ايجاد محبت بيان مى كند و مى فرمايد:
او را به نام و عنوانى بخوان كه خوشترش مى آيد. بعضى از مردان عناوين شعرى جالبى انتخاب كرده ، همسر خود را به آن عنوان صدا ميزنند، مانند (( امانت خدا )) در آينده خواهيم گفت كه پيغمبر و اميرالمومنين صلوات الله عليهما فرموده اند كه زنان امانت خدا هستند نزد مردان . پيداست كه زن از شنيدن اين عنوان احساس افتخار مى كند و مرد هم به وظيفه سنگين خود كه نگهدارى امانت الهى است متوجه مى شود.
بعضى از مردان عارف و ظريف را ديدم كه همسر خود را به عنوان (( ولى من ، سرپرست من )) صدا ميزند، يا زنى شوهرش را به عنوان (( خداى من )) مى ناميد. همه مى دانند و خود زن و شوهر هم مى دانند كه اين عناوين پوششى از مزاح و ظرافت ، روى واقع و حقيقت دارد. با وجود اين شنونده احساس افتخار مى كند و ميان زن و شوهر گرمى و صفا و محبت و وفا ايجاد مى شود و از دستورات شرع مقدس دانسته ايم كه او مى خواهد همواره تنور عشق و محبت و صفا ميان زن و شوهر گرم باشد. البته مى بايست عارفان روشن دل ، در برابر مقدس نمايان كج انديش ، همسر خود را به اين عناوين صدا نزنند، آنها مى توانند - و اسلام هم مى خواهد كه - در خلوت همسر خود را به عنوان ، (( دلبر، عزيز، جان و روان )) و ظريفتر و لطيفتر از اينها بخوانند و اگر شنونده خوشش آيد علاوه بر اينكه مانعى ندارد، پيغمبر اسلام هم بيشتر خوشش مى آيد.
خود آن حضرت يكى از همسرانش را كه جوانتر بود (( حميرا )) مى ناميد. حميرا را مى توان به گل سرخ يا (( سرخك عزيزم )) ترجمه نمود، اگر چه لطافتى را كه در كلمه (( حميرا )) هست با هيچ تعبيرى در فارسى نمى توان بيان كرد. (1)

دليل
1- ثلاث يصفين ود المر لاخيه المسلم : يلقاه بالبشر اذا لقيه و يوسع له فى المجلس و يدعوه باءحب الاسماء اليه .
سه چيز است كه دوستى مسلمان را با مسلمان ديگر، صافى و خالص ‍ كند:
1- هنگامى كه او را ملاقات مى كند، با خوشرويى با وى برخورد نمايد.
2- زمانى كه خواست كنار او بنشيند برايش جا باز كند.
3- به بهترين نامى كه دوست دارد، او را صدا زند. (2)
اين روايت مانند تمام روايات و احاديث ديگرى كه روابط اجتماعى مسلمين را بيان مى كند، هدفش يا يكى از اهدافش اين است كه ميان مسلمين ، الفت و محبت ايجاد شود و بسيار روشن است كه ايجاد الفت ميان زن و شوهر لازم تر و ضرورى تر از ساير مسلمين است و عواقب وخيم تخلف از اين دستور براى زن و شوهر، شديدتر و دردناكتر از ديگران است .
دليل ديگر ما در اين مورد قضاوت روشن و صريح عقل است كه در زندگى مشترك همسران ، محبت و صفا و صميميت و يكرنگى لازم است ، و صدا زدن دوست را به نامى كه مطلوب و محبوب او است ، ايجاد محبت مى كند و قضاوت عقل در مقام ارزش و اهميت ، مقدم بر شرع است ، زيرا ما شرع اسلام را به حكم عقل پذيرفته ايم . چون آنرا تامين كننده سعادت ، دنيا و آخرت و پاسخ دهنده نيازهاى مادى و معنوى و جسمى و روحى خود يافته ايم و در مقام مقايسه با اديان ديگر، به قضاوت عقل سليم خويش ‍ اسلام را كاملتر و جامعتر يافته ايم ، بنابراين ، عقل و اسلام برادر يكديگرند و عقل برادر بزرگتر است .
هر حكمى كه عقل بدهد، اسلام آنرا تصويب كرده است و اسلام هم حكم و دستورى بر خلاف عقل ندارد. اگر به طور نادر، مخالفتى ميان حكم و عقل و دستور قاطع و معتبر شرع مشاهده شود، در آن صورت بايد نسبت به عقل قضاوتش ترديد كرد و تجديد نظر نمود، براى اينكه قطعا آن عقل ، عقل سليم و مصفا نيست . بلكه عقلى است ، تيره ، ناسالم و در پرده . (3)
خوشبختانه ، مطالبى كه در اين كتاب مى خوانيد، با قطع نظر از آيات قرآن و احاديثى كه به عنوان دليل آورده مى شود، همگى موافق عقل و خرد همگان است . چه مسلمين و چه غير مسلمين ، و در سراسر اين كتاب ، حكم و دستورى مخالف عقل مشاهده نمى شود.
اين مطلب را هم بدانيد كه اگر عقل سليم موضوعى را پسنديده تشخيص ‍ داد و آنرا مطلوب و محبوب به حساب آورد و مردم هم به آن عمل كردند و از شريعت اسلام ، منع و انكارى نسبت به آن نرسيده بود، آن موضوع مورد موافقت شارع هم هست و مثل گفته پيغمبر و امام صادق (عليه السلام ) مى توان به آن عمل نمود. يعنى منع نكردن شارع اسلام از كارى كه عقلا آنرا انجام ميدهند، دليل تصويب شارع است و دليل امضاى او است نسبت به صحت و درستى آن .

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
شنبه 14 مرداد 1391  8:17 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:بهشت خانواده

درس دوم : سلام كردن


سلام كردن مسلمانى به يكديگر، ايجاد انس و الفت ميكند، كينه ها و كدورتها را مى زدايد، اخم پيشانى ها را باز مى كند، بنابراين ، زن و شوهرى كه نياز به انس و الفت و صفا و صميميت بيشترى دارند، اين دستور را بايد بيشتر رعايت كنند. شوهر كه از در منزل وارد مى شود، بايد به همسرش ‍ سلام كند و هر گاه كه از خواب بر مى خيزند، زن به شوهرش سلام كند و بهتر آنكه در سلام كردن ، هر يك بر ديگرى سبقت گيرد.
سلام بايد با صداى بلند و واضح باشد، نه آهسته و نهان . زن و شوهر نبايد اين موضوع را كه اسلام به آن اهميت زياد داده است ، كوچك شمرند و كم اهميت گيرند و بگويند: سلام كردن براى بيگانگان است ، نه زن و شوهر كه با هم يگانه و نزديكند.
واعظى مى گفت : دوستى داشتم ثروتمند و مرفه . روزى به من گفت : نمى دانم چه سرى در كار است ، كه زندگى من و همسر و فرزندانم با وجود آماده بودن همه گونه وسائل زندگى ، روح و نشاط ندارد، در صورتى كه زندگى شما و امثال شما كه يك دهم در آمد و توسعه و رفاه ما را نداريد، پر از شور و عشق و شادى و نشاط است شما از ما بيشتر مى خنديد و گونه هاى شما سرختر است و فرزندان شما با نشاطتر و زنده دل ترند.
به او گفتم شما با همسرت سلام و خداحافظى مى كنى ؟ گفت نه ، گفتم حال چند وقتى اين موضوع مهم اسلامى را آزمايش كن . در آنجا سرى تكان داد، به علامت اينكه مثلا من از مرض سل و سرطان مى گويم و او قرص آسپرين تجويز ميكند، ولى چندى بعد تشكر كنان نزد من آمد و گفت : به راستى نصيحت تو معجزه كرد. يك سلام كردن كوچك و ناقابل ، در خانواده ما روح و نشاط آورد، وقتى سلام نمى كردم ، من در گوشه يى مى نشستم و همسرم دنبال كارهاى خانه مى رفت ، ولى از وقتى سلام مى كنم ، همسرم مجبور است جوابى بدهد. همين سلام و جواب آسان و بى مايه ، اخم و گرفته رويى ما را به نشاط و گشاده رويى تبديل كرد و دهان بسته ما را باز كرد. بعد از سلام و جواب ، قهرا سخنى از اين در و آن در گفته شد، غصه ها و ناراحتيهاى بازار و خانه فراموش گشت ، خلاصه زندگى افسرده و مرده ما را با يك دستور كوچك رونق و حيات تازه اى بخشيدى و عشق و شور و شعف به خانه ما آوردى .
اين را هم بدانيد كه سلام كردن مستحب و جواب آن واجب است ، پس اگر همسرى سلام كند و همسر وى جوابش ندهد، علاوه بر عواقب وخيم زندگى خانوادگى يعنى اختلاف و كينه و نزاع و جدايى ، خداوند عادل در روز قيامت ، كسى را كه جواب سلام نداده است ، عذاب مى كند.
اميدوارم در ميان خوانندگان اين كتاب ، زن و شوهرى نباشند كه به خاطر كدورت و اختلاف ، به يكديگر سلام نكنند يا اگر يكى سلام مى كند، ديگرى جواب ندهد يا جواب سردى دهد، ولى اگر خداى نكرده چنين افرادى باشند، بايد بدانند كه شيطان بر آنها سوار شده و مغلوب هواى نفس خود گرديده اند.
در درسهاى آينده خواهيم گفت : طبق دستور اسلام زن و شوهرى كه با يكديگر اختلاف پيدا كرده اند، اولا بايد خودشان بدون دخالت ديگران آن اختلاف را حل كنند ثانيا به حكمين مراجعه كنند و اگر اصلاح آنها مفيد نيفتاد، براى آخرين بار، صورت يكديگر را ببوسند و از هم جدا شوند.
بنابراين به زن و شوهر، هر كدام شجاعت اخلاقى و صراحت لهجه بيشترى داشته و مى تواند بر شيطان و هواى نفس خود غالب شود، توصيه مى كنيم : به همسر خود - اگر چه با او كدورت دارد - سلام كند و سپس بگويد: سلام مرا دليل ضعف و تسليم من ندان . راجع به كدورت و اختلافى كه با تو دارم ، در دادگاه شكايت خواهم كرد، يا در قيامت ، در محكمه عدل الهى خواهم گفت ، ولى سلام مى كنم ، براى اينكه مى خواهم ، اطاعت شيطان را نكنم ، مغلوب هواى نفس نشوم و دستور اسلام را اجرا كرده باشم .

دليل
2- و اذا حييتم بتحيه فحيوا باءحسن منها اءوردوها، ان الله كان على كل شى ء حسيبا.
هر گاه كسى شما را سلام و ستايشى كرد، آن سلام و ستايش را به بهتر از آن يا مانند آن پاسخ دهيد، كه خدا حسابگر هر چيز است . (4)
3- تحيتهم فيها سلام
اهل بهشت يكديگر را با سلام كردن خوش آمد گويند. (5)
4- فاذا دخلتم بيوتا فسلموا على انفسكم تحيه من عندالله مباركه طيبه كذلك يبين الله لكم الايات لعكم تعقلون .
هر گاه به خانه يى وارد شويد (كه كسى در آنجا نباشد) به خودتان سلام كنيد كه سلام خوش آمدى است مبارك و پاك از جانب خدا، خداوند اين گونه آيات خود را براى شما روشن بيان مى كند، باشد كه در آنها تعقل كنيد. (6)
عن اءبيجعفر عليه السلام قال : اذا دخل الرجل منكم بيته فان كان فيه احد يسلم و ان لم يكن فيه احد فليقل : السلام علينا من عند ربنا، يقول الله : تحيه من عند الله مباركه طيبه .
در تفسير آيه شريفه ) امام باقر (عليه السلام ) فرمود: هر گاه مردى به خانه خود وارد شود و كسى در آنجا باشد، به (او يا به ) آنها سلام كند و اگر كسى نباشد، بايد بگويد (( السلام علينا من عند ربنا )) يعنى سلام بر ما از جانب پروردگار ما، كه اين سلام تحيتى است مبارك و پاك از جانب خدا (7)
6- قال رسول الله (ص ) اءن اعجز الناس من عجز من الدعاء و ان ابخل الناس من بخل بالسلام .
پيغمبر (ص ) فرمود: ناتوانترين مردم ، كسى است كه از دعا كردن ناتوان باشد و بخيل ترين مردم كسى است كه از سلام كردن دريغ ورزد. (8)
7- عن ابى جعفر عليه السلام : قال ان الله يحب اطعام الطعام وافشاء السلام
امام باقر (ع ) فرمود: خداوند دوست دارد اطعام طعام (مهمانى كردن و غذا دادن ) و افشاء سلام (بر همه مسلمين سلام كردن ) را (9)
8- قال رسول الله (ص )...افشاء السلام ان لا يبخل بالسلام على احد من المسلمين .
پيغمبر (ص ) فرمود: افشاء سلام اين است كه مسلمان از سلام كردن بر هيچ مسلمانى بخل نورزد. (10)
9- و عنه عليه السلام : قال يسلم الرجل اذا دخل على اهله و اذا دخل يضرب بنعليه و يتنحنح يصنع ذلك حتى يؤ ذنهم انه قد جاء، حتى لا يرى شيئا يكرهه .
امام صادق (ع ) فرمود: وقتى شوهر به خانه وارد مى شود بايد به خانواده اش ‍ سلام كند، قبلا كفشش را به زمين بزند و سرفه كند تا خانواده را از آمدن خود خبر دهد، مبادا چيزى بيند كه او را ناخوش آيد. (11)
اين هم دستور ديگرى است براى شوهر كه نبايد سرزده و آهسته و بدون خبر مانند جاسوسان ، وارد خانه بشود، بلكه بايد در پشت در سرفه كند و پايش را بر زمين زند تا زن و فرزندش از آمدن او آگاه شوند، هر چند خانه ، خانه خود اوست ، ولى زن و فرزند كه بنده و كنيز او نيستند. آنها هم شخصيت دارند. شايد همسر يا فرزند بخواهد در غيبت او صداى ناهنجارى داشته باشد كه در حضور او خجالت بكشد و شنيدن آن صدا براى خود او هم كسر شان و كسر شخصيت باشد. جانم به فداى اسلام كه چه نكته بين و موشكاف است . چه دلسوز و مهربان است .
10- عن على (عليه السلام ) قال السلام سبعون حسنه ، تسعه و ستون للمبتدى و واحده للراد.
على (عليه السلام ) فرمود: سلام كردن هفتاد حسنه دارد كه شصت و نه تاى آن براى سلام كننده و يكى براى جواب دهنده است . (12)
11- قال رسول الله (ص ) خمس لا ادعهن حتى الممات : الاكل على الحضيض مع العبيد و ركوبى الحمار موكفا و حلبى العنزبيدى و لبس ‍ الصوف و التسليم على الصبيان لتكون سنه من بعدى .
پيغمبر (ص ) فرمود، پنج چيز را تا زمان مرگ ترك نمى كنم : 1- در جاى پست با بردگان غذا خوردن 2- بر الاغ بى پالان سوار شدن 3- بز را با دست خود دوشيدن 4- لباس خشن پوشيدن 5- سلام كردن بر كودكان ، تا پس از من سنت شود (و مسلمين و به ويژه رهبرانشان اين اعمال را انجام دهند) (13)
روانشناسان بصير و با انصافى كه درباره شخصيت دادن به كودك دستورها مى دهند، كتابها مى نويسند و فوايد و مزايايى براى آن نقل مى كنند، آيا دستورى ساده تر، شخصيت دهنده تر، ريشه دارتر از سلام كردن رهبر به كودك براى شخصيت دادن به او پيدا كرده اند؟
و همچنين جمله اى كه امام چهارم ، زين العابدين (عليه السلام )به كودكان مى گفت ، كه (( مرحبا به كودكان امروز و بزرگان آينده ما )) .

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
شنبه 14 مرداد 1391  8:17 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:بهشت خانواده

درس سوم : پيشباز و بدرقه رفتن


زن بايد گاهى كه كار لازمى ندارد، هنگام بيرون رفتن شوهر از خانه ، او را بدرقه كند، چند قدمى پشت سرش برود، مرد خداحافظى كند و خانم شوهر خود را به خدايش بسپارد، و نيز هنگام وارد شدن مرد به خانه ، گاهى بايد زن به استقبال شوهر رود و پس از مراسم سلام و جواب ، اگر آقا چيزى براى خانه خريده و زير بغل دارد، خانم مهربانش از او بگيرد و تشكر كند. شايد تعجب كنيد اگر بگويم : اينها دستور اسلام است ، حديث پيغمبر (ص ) است ، ولى تعجب نكنيد كه اسلام همه اينها را گفته است و كوچكتر از اينها هم گفته است ، اگر نمى گفت دين ناقصى بود فقط مسلمين بايد دنبالش ‍ بروند، سوال كنند، مطالعه كنند، لااقل همين كتاب كوچك را تا به آخر بخوانند سپس عمل كنند و با عمل خود غير مسلمين را تشويق به اسلام نمايند، نه آنكه ديگران در عمل كردن به اين دستورات متقن آسمانى از آنها جلو بيفتند و آنان را خشن ، زمخت و خشك معرفى كنند و عصبانى و بى عاطفه بدانند.
بانوى محترم ! به استقبال و بدرقه شوهر رفتن ، براى هيچ كس سودى ندارد، جز براى خودت ، كه پيغمبر مهربان و دلسوزت به تو دستور مى دهد و تو را در اين كار، عامل الهى مى خواند، يعنى كسى كه براى خدا كار مى كند، و نيز تو را اهل بهشت مى داند. علاوه بر اينكه اين عمل ، محبت و صفا و صميميت تو را با شوهرت مستحكم تر مى كند. شوهرت اگر چه نادان و بى سواد باشد، ولى انسان است و انسان بنده احسان است . يكبار نه بار ديگر تلافى مى كند، محبت مى كند، او هم خوش زبان مى شود، لغزشها را ناديده مى گيرد و عينك خوش بينى به چشم مى زند. گاهى اتفاق مى افتد كه چند قدم پشت سر كسى رفتن و با او خداحافظى كردن ، او را كه كافر است متمايل به اسلام مى كند، چنانكه ضمن دليل بيان مى شود.

دليل
12- جاء رجل الى رسول الله (ص ) فقال : ان لى زوجه اذا دخلت تلقتنى و اذا خرجت شيعتنى و اذا راءتنى مهموما قالت لى : ما يهمك ؟ ان كنت تهتم لرزقك فقد تكفل لك به غيرك و ان كنت تهتم لامر آخرت فزادك الله هما. فقال رسول الله (ص ): ان لله عمالا و هذه من عماله لها نصف اجر الشهيد.
مردى خدمت رسول خدا (ص ) آمد و عرض كرد: همسرى دارم كه هر گاه وارد خانه مى شوم به استقبالم مى آيد و چون خارج مى شوم بدرقه ام مى كند و زمانى كه مرا اندوهگين مى بيند، مى گويد: اگر براى روزى (مخارج زندگى ) غصه مى خورى . بدانكه ديگرى (خداوند متعال ) آنرا به عهده گرفته است و اگر براى آخرت غصه مى خورى ، خدا اندوهت را زياد كند (بيشتر به فكر آخرت باش .)
رسول خدا (ص ) فرمود: خداوند در روى زمين عاملان و كارگزارانى دارد و اين زن يكى از عاملان خدا است . او نصف پاداش شهيد را دارد. (14)
13- ان اميرالمومنين (ع ) صاحب رجلا ذميا فقال له الذمى اءين تريد يا عبدالله ؟ فقال اريد الكوفه ، فلما عدل الطريق بالذمى عدل معه اميرالمومنين (ع )... و كذلك اءمرنا نبينا
امير المومنين (ع ) در راهى با مردى ذمى (نصرانى ) همراه گشت . مرد ذمى گفت : قصد كجا را دارى اى بنده خدا؟ فرمود: قصد كوفه دارم ، چون مردم ذمى سر دو راهى رسيد و به راه خود رفت . اميرالمومنين (ع ) همراه او گشت . مرد ذمى گفت : مگر تو قصد كوفه نداشتى ؟ فرمود: چرا. گفت : از راه كوفه گذشتى . فرمود: ميدانم گفت ، اگر مى دانى پس چرا همراه من مى آيى ؟ فرمود: از كمال همراهى و رفاقت اين است كه وقتى انسان از همراهش جدا مى شود، اندكى پشت سر او برود. پيغمبر ما به ما چنين دستور داده است . ذمى گفت پيغمبر شما چنين گفته است ؟ فرمود آرى . ذمى گفت به خاطر همين كردار شريف او بود كه مردم پيروش گشتند. من تو را گواه مى گيرم كه دين تو را پذيرفتم . سپس با اميرالمومنين (ع ) برگشت و چون او را شناخت مسلمان شد. (15)

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
شنبه 14 مرداد 1391  8:18 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:بهشت خانواده

درس چهارم : خداحافظى


خداحافظى هم مانند سلام كردن ، ايجاد محبت و الفت مى كند. بذر دوستى و مودت مى كارد. شوهران نبايد از اين امر به ظاهر كوچك و در واقع بزرگ و ارزشمند غفلت كنند. زنان طبق عواطف و احساسات لطيفترى كه دارند اگر گاهى از خانه بيرون روند و شوهر در خانه باشد، خداحافظى مى كنند، شوهران هم بايد هميشه وقتى از منزل خارج مى شوند، اين كلمه كوچك (( خداحافظ شما )) را كه در باطن بسى پر محتوا و محبت انگيز است فراموش نكنند.
شوهر با گفتن اين جمله كوتاه ، چشم هسمرش را روشن و دلش را گرم نگه مى دارد. زن هم كارهاى خانه را با دلگرمى و شوق و رضايت انجام مى دهد، خانه را تميزتر و غذا را لذيذتر مى سازد، و از همه مهمتر نشاط و سرورى است كه در اثر خداحافظى شوهر، نصيب زن مى شود. اين خداحافظى ، بدن زن را سالم و روحش را شادمان و احساساتش را بيدار نگه مى دارد. براى اين نعمت ها ارزشى نمى توان پيدا كرد. شادى روح و شوق و شعف و انبساط وجه بالاترين نعمتهاى الهى است كه در اينجا شوهر با گفتن يك جمله كوتاه به همسرش هديه مى كند.

دليل
علاوه بر آنكه هيچ گونه دليلى پيدا نمى شود كه آيات و احاديثى كه روابط اجتماعى مسلمين را بيان مى كند، منحصر به غير زن و شوهر باشد، دليل عقل مى گويد: چون زن و شوهر نياز به محبت و الفت بيشترى دارند، اين آيات و اخبار درباره آنها روشنتر و واضحتر است ، و زنان و شوهران در عمل كردن به اين روايات از ديگران سزاوارتر مى باشند، لذا در سراسر اين كتاب گاهى از اين گونه آيات و روايات عمومى استفاده مى شود.

اينك در رابطه با ادله خداحافظى :
14- اميرالمومنين (عليه السلام ) در حال احتضار و قبل از شهادتش ، نصايحى سودمند به خانواده و جميع اصحابش مى كند و در آخر مى فرمايد:
14- وداعى لكم وداع امرى مرصد للتلاقى .
با شما خداحافظى مى كنم ، مانند كسى كه منتظر ديدار است (در قيامت (16) )
15- در روايات و اخبار بسيارى وارد است كه اصحاب ائمه عليهم اسلام خدمت ايشان مى رسيدند و چون مسائل خود را مى پرسيدند و مى خواستند بروند، با آنها خداحافظى مى كردند، از آن جمله :
15- الف : عن الريان بن الصلت ، قال : لما اءردت الخروج الى العراق عزمت على توديع الرضا (عليه السلام )...
ريان بن صلت گويد: هنگامى كه عازم عراق شدم ، تصميم گرفتم كه با امام رضا (عليه السلام ) خداحافظى كنم ... (17)
ب - فلما قمت لاخرج و اءردت اءن اودعه ...
هشام عباسى گويد: چون خواستم از نزد حضرت رضا (عليه السلام ) برخيزم و با او خداحافظى كنم (18)
16- سرور آزادگان جهان ، حضرت سيدالشهدا، حسين بن على عليهما السلام ، كه پدر و مادرم به قربانش باد چون در روز عاشورا، اصحاب و اعوانش شهيد شدند و به نفس شريف عازم ميدان گشت ، سوى اهل بيت خويش آمد و بنا به نقل مجلسى رضوان الله عليه كه در كتابى ديده چنين آمده است .
16- ان الحسين لما نظر الى اثنين و سبعين رجلا من اءهل بيته صرعى ، التفت الى الخيمه و نادى يا سكينه يا فاطمه ، يا زينب ، يا ام كلثوم ، عليكن منى السلام ...
هنگامى كه حضرت حسين (عليه السلام )، هفتاد و دو تن از اهل بيتش را ديد، كه روى زمين افتاده اند، متوجه خيمه زنان شد و با صداى بلند فرمود: اى زينب و اى ام كلثوم سلام آخرم بر شما باد... (19)
آنچه در اين چهار مورد به عنوان دليل شرعى براى خداحافظى بيان كرديم ، مواردى است كه از ميان اخبار و روايات بسيار، در ياد نگارنده بوده است ، و اگر همه آن موارد استقصا شود و به ده ها روايت و حديث بالغ گردد، باز هم مواردى را نشان مى دهد كه انگيزه خاصى ، براى راوى پيدا شده است كه موضوع خداحافظى را بيان كند، و گرنه يقين بدانيد كه پيغمبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) و ائمه اطهار، هر گاه كه از منزل بيرون مى رفته اند يا اراده مسافرتى داشته اند، با همسر و فرزندان خود خداحافظى مى كرده اند.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
شنبه 14 مرداد 1391  8:26 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:بهشت خانواده

درس پنجم : نگهدارى اموال منزل


همانطور كه وجود زن ، امانت خداست در دست مرد، اموال مرد هم امانت او است در دست زن . پيداست كه خود زن هم از آن اموال استفاده مى كند، بلكه زن بيشتر از مرد، استفاده مى كند، از آن جهت كه او بيشتر در خانه است ، بنابراين در حفظ و نگهدارى آنها كوشش خواهد كرد، ليكن در رواياتى كه نقل خواهيم نمود، آمده است كه از سعادت مرد مسلمان اينست كه همسرى داشته باشد كه در غيبت او اموالش را نگه دارد.
شايد اين تذكر براى اين است كه زن غالبا مغلوب احساسات و عواطف قرار مى گيرد و گدايان حرفه ئى و جادوگران حقه باز و دعانويسان دروغگو، مى توانند به بهانه ايجاد محبت ميان زن و شوهر و بهانه هاى ديگر عواطف زنان را تحريك كنند و قسمتى از پول يا مال شوهر را از آنها بگيرند، از اين جهت در شرع اسلام اين تذكر داده شده است ، تا زنان مواظب اين شيادان باشند و در نگهدارى اموال شوهر، كوشش و مراقبت بيشترى كنند.
هم چنين زنان در حفظ و نگهدارى اموال از دستبرد سارقين و شكستن و ريختن و اسراف كردن كوتاهى نكنند و مسامحه روا ندارند، اگر احيانا زنى اشتباه كرد و مالى را تلف نمود، شوهر آقامنش و عالى طبع ، هيچگاه به زن پرخاش نمى كند و نق نمى زند بلكه سخنى مى گويد كه از خجالت زن بكاهد، زيرا مى داند كه او عمدا چنين كارى را نكرده است .
اگر يكبار به واسطه تلخى ضرر، به همسرش سخن تلخى گفت ، بعدا پشيمان مى شود و عذرخواهى مى كند، و اگر هم شوهر نادانى كرد و دوباره پرخاش نمود، خانم عاقل ، تحمل مى كند و با كنترل اعصاب جواب عاقلانه مى دهد و مى گويد: من كه عمدا چنين كارى را نكرده ام ، از دستم افتاد و شكست ، خودم هم غصه خوردم و مانند اين كلمات را مى گويد، نه آنكه خداى نخواسته ، زن هم مقابله به مثل كند: پرخاش كند، كلمات تند و درشت گويد تا درگيرى و نزاعى برپا شود.

دليل
17- عن اءبى الحسن على بن موسى الرضا (عليه السلام ) قال : ما اءفاد عبد فائده خيرا من زوجه صالحه اذا راها سرته و اذا غاب عنها حفظت فى نفسها و ماله .
على بن موسى الرضا (عليه السلام ) فرمود: هيچكس فايده ئى به دست نياورده است كه بهتر باشد از همسر شايسته ئى كه چون به او بنگرد، شاد گردد و چون از نزد او غايب شود، عفت خويش و مال او را نگهدار باشد.
مرحوم شيخ حر عاملى ، به همين مضمون چهار روايت ديگر، در همين باب ، از امام باقر و امام صادق عليهما السلام نقل مى كند.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
شنبه 14 مرداد 1391  8:46 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:بهشت خانواده

درس ششم : انتخاب غذا


اگر زن و شوهر در تعيين غذايى كه مى خواهند بخورند، اختلاف سليقه پيدا كردند و هر كدام غذاى مخصوصى را پيشنهاد نمودند، طبق قانون اجتماعى ، حق اولويت براى مرد است ؛ زير تحمل مخارج و تهيه لوازم و مواد اوليه بر عهده اوست ، ولى دين اسلام ، در اين مورد، جانب زن را رعايت كرده و به شوهر دستور مى دهد: همان غذايى را بخورد كه همسرش ‍ مايل است (در صورتى كه يكى از آنها براى حفظ سلامت خويش رژيم غذايى مخصوصى نداشته باشد.)
مردى كه چنين كند، از نظر اسلام مومن است ، و مردى كه غذاى مطابق ميل خود را بر زنش تحميل كند منافق است . چه زيباست كه چون صبح ، شوهر از خانه بيرون مى رود، زن سوال كند: براى ظهر چه غذايى درست كنم ؟ و شوهر بگويد هر غذايى را كه خودتان ميل داريد و درست كرديد، من هم مى خورم ، من مسلمانم ، طبق دستور امامم رفتار مى كنم . من كه منافق نيستم ، (معناى منافق و مناسبت آن را با مورد بحث ، ضمن دليل بيان خواهيم كرد.)

دليل
18- المومن ياءكل بشهوه عياله (اءهله ) و المنافق ياءكل اءهله بشهوته .
مومن مطابق ميل عيالش (خانواده اش ) غذا مى خورد، و منافق ، خانواده اش ‍ مطابق ميل او غذا مى خورند. (20)
هر مسلمانى ، عقد ازدواجش مطابق مقررات اسلام است ، مرد مسلمانى كه با همسرى مسلمان ، ازدواج نموده ، قبول كرده است كه مطابق دستور اسلام ، با زنش رفتار كند و زن را امانت خدا بداند؛ بعلاوه چون بانو ضعيفتر از مرد است ، شوهر بايد همواره جانب او را رعايت كند، اسلام هم همين گونه دستور داده است ؛ بنابراين مردى كه غذاى خواست خود را بر همسرش تحميل كند، در واقع نفاق ورزيده است و عملش با زبان و نيتش ‍ كه مى گويد من مسلمانم مخالف گشته است .

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
شنبه 14 مرداد 1391  8:47 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:بهشت خانواده

درس هفتم : سخن محبت آميز


گفتگو و سوال و جواب زن و شوهر بايد مودبانه و محبت آميز باشد، نه خصمانه و نفرت انگيز. يك مطلب مخصوص را مى توان طورى ادا كرد كه شنونده را خوش آيد و پاسخ نيكو دهد و همان مطلب را مى توان به نحوى ادا كرد كه شنونده يا جواب ندهد يا جواب زشت و تند بدهد - در اينجا مثال (( بنشينيد، بفرماييد و بتمرگيد )) را فراموش نفرماييد.
خانم محترمه ، ليوانى براى خانه لازم دارد، او مى تواند به شوهرش ‍ بگويد:
1- اگر به بازار بلور فروشها رفتيد، ليوانى بخريد.
2- ليوان نداريم ، عيب ندارد، توى چيز ديگرى آب مى خوريم .
3- چرا براى خانه ليوان نمى خرى .
4- مرد بايد عاقل باشد، وقتى ديد ليوان نداريم خودش بخرد.
براى خريد يك ليوان ، ده ها جمله زشت تر و مودبانه تر از اين مى توان به زبان آورد. ولى توصيه اسلام اين است كه بانوى محترم بايد جمله ئى را كه از همه زيباتر و مودبانه تر است ، انتخاب كند و به شوهرش بگويد، تا جوابى همانگونه زيبا و مودبانه بشنود.
همچنين شوهر براى دوختن دكمه لباسش بگويد: مريم جان يا مريم خانم ، نخ و سوزن را لطف كنيد تا دكمه ام را بدوزم ، در آنصورت بانوى محترمه خواهد گفت : عزيزم لطف كنيد، من بدوزم ، ولى اگر شوهر بگويد: زن مگر كورى ؟ دكمه افتاده لباس مرا نمى بينى ؟ زن هم خواهد گفت : مگر قانون اسلام را نخوانده ئى و نميدانى كه زن وظيفه ندارد دكمه بدوزد؟
و نيز در تقاضاى ليوان اگر چند روز گذشت و شوهر ليوان نخريد، بانوى مسلمان مى گويد: مثل اينكه اين روزها گرفتارى شما زياد است و يا هنوز از بازار بلور فروشها گذر نكرده ايد و جملاتى از اين زيباتر كه شما خواننده محترم بهتر از نويسنده مى دانيد، نه آنكه بگويد: چند بار بايد بگويم ليوان ، تو كه مرا خسته كردى ، چرا وظيفه شناس نيستى و امثال اين كلمات كه زن مسلمان متعهد هيچگاه بر زبان نمى راند.
گاهى ضمن صحبت ، زن يا شوهر كلمه ئى از دهنش مى پرد و به همسرش ‍ مى گويد كه اثر بدش تا سالهاى متمادى در ذهن او باقى مى ماند؛ مثل اينكه زنى به شوهرش بگويد: اگر مى دانستم سوادت كم است ، همسر تو نمى شدم ، يا مردى به زنش بگويد: اگر مى دانستم پستانت كوچك است ، با تو ازدواج نمى كردم .
اينها بايد بدانند كه با گفتن اين كلمات سالهاى متمادى همسر خود را ناراحت كرده اند، بلكه افسرده و دلسرد از زندگى نموده اند.
آن زن خيال كرده است كه با گفتن آن جمله ، دانش دوستى خود را به شوهرش فهمانيده است يا آن مرد گمان كرده است ، كه ذوق سرشار خود را به همسرش نشان داده است ، ولى هر دو در اشتباهند. نخستين اثرى كه اين گونه جملات ، در روح همسر باقى مى گذارد، كدورت و انزجار است ، تنفر و دلسردى است رفتن صفا و صميميت است . گوينده اين كلمات بعدا خود را ملامت مى كند و مى گويد: اين چه غلطى بود كه كردم و نسنجيده و فكر نكرده سخنى گفتم ، كاش زبانم لال مى شد و اين جمله را نمى گفتم . البته ما به شنوندگان اين سخنان هم توصيه مى كنيم كه بلند همت باشند و سعه صدر داشته باشند و اين كلمات را در فكر خود نگه ندارند. نشنيده انگارند و به كار خود مشغول باشند.
زن و شوهر بايد در برابر كلمات تند و خشنى كه از همسر خود مى شنوند متانت و سعه صدر نشان دهند و صحنه نزاع را به مجلس مزاح تبديل كنند. مثلا اگر زن عصبانى شود و بگويد: (( من از كار زياد اين خانه خسته شدم ، زانوهايم رمق ندارد، چادرم را بر مى دارم و مى روم به خانه پدرم )) شوهر بگويد (( شما زنان به قدرى قدرت داريد كه پهلوانان و قهرمانان جهان از مكيدن پستانتان نيرو گرفته اند!! تو مى خواهى از خانه خودت بروى به خانه پدر زن من ؟! )) و امثال اين كلمات و اگر شوهر عصبانى شود و بگويد (( من از دست تو خانم مى خوام سرم را به ديوار بزنم و يقه ام را پاره كنم )) خانم جواب دهد اما سرت را به سر سخت من بزن كه شوهرم را عصبانى مى كنم و اما يقه ، اول برو يك پيراهن كهنه و دور افتاده بپوش تا زحمت دوختنش به گردن من نيفتد )) خلاصه طرف مقابل بايد با حوصله و متين باشد تا بتواند همسر عصبانى خود را كه بر خر شيطان سوار شده است ، پياده كند و او را خلع سلاح نمايد، از همان الفاظ درشت او جملاتى ملايم و محبت آميز بسازد و تحويل دهد تا ميدان رزم به حجله بزم تبديل شود و شخص ‍ عصبانى شده نتواند به خشونت خود ادامه دهد. (21)
مهمتر از كلمات و واژه ها، در ايجاد محبت يا نفرت ، آهنگ صدا و حركات دست و چشم و لب و ابرو، هنگام سخن گفتن است . آهنگ نرم و ملايم ايجاد محبت مى كند، چنانكه صداى كلفت و خشن ، ملال و نفرت مى آورد، لب خندان و چهره شكفته و باز، شنونده را جلب مى كند، چنانكه ترشرويى و اخم ، هنگام سخن گويى ، مخاطب را دلسرد و افسرده مى كند، زن و شوهر بايد در مكالمات روزمره خود مراعات اين نكات را بنمايند. و نيز گفتن كلمه (چشم ) در برابر تقاضاى همسر، در ايجاد محبت ، معجزه مى كند. شما كه تكبر داريد و مى ترسيد از گفتن اين كلمه ، از شخصيتتان بكاهد، آنرا به عنوان طنز بگوييد.
19- اءجملوا فى الخطاب تسمعوا جميل الجواب .
زيبا سخن گوييد تا پاسخ زيبا بشنويد. (22)
20- اياك و مستهجن الكلام فانه يوغر القلب .
از گفتن سخن زشت بپرهيز كه دل را پر از خشم و كينه كند. (23)
21- بعيدا فحشه ، لينا قوله .
(مومن ) از فحش بدور است و گفتارش نرم و ملايم است . (24)
22- عود لسانك لين الكلام و بذل السلام ، يكثر محبوك و يقل مبغضوك .
زبانت را به سخن ملايم و سلام كردن عادت بده تا دوستانت زياد و دشمنانت كم شوند. (25)
23- عن الصادق عن آبائه عليهم السلام ، قال : حسن البشر للناس نصف العقل
امام صادق (عليه السلام ) فرمود: نيكرويى نمودن با مردم نصف عقل است . (26)
كسى كه با مردم خوشرويى داشته باشد. مردم با او رفت و آمد دارند، راهنمائيش مى كنند، پرسشش را پاسخ مى گويند. در نتيجه معلوماتش زياد مى شود و اين همان نصف عقل است كه شخص گشاده رو، از راه اكتساب و تجربه بدست مى آورد و نصف ديگرش ذاتى و خدادادى است . يا اكتساب از راهى ديگر است .
24- و قال (عليه السلام )... و تبسمك فى وجهه حسنه .
و فرمود: برخورد كردن با لب خندان ، با برادر مسلمانت ثواب يك حسنه دارد. (27)

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
شنبه 14 مرداد 1391  8:53 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:بهشت خانواده

درس هشتم : احكام اوليه و ثانويه در همسرى


ديانت مقدس اسلام ، در امر مربوط به خانه و كارهاى مختلف خانواده ، احكامى اوليه و احكامى ثانويه دارد: احكام اوليه ، آنهايى ست كه زن و شوهر بايد در مرحله نخست به آن عمل كنند، سپس اگر تخلف ورزيدند، نوبت به احكام ثانويه مى رسد، ولى بسيارى از مسلمين را مى بينيم كه حكم ثانويه را به جاى حكم اولى مى گيرند و در مقابل عمل ، دچار محذور و سرگردانى مى شوند. (28)
آنها مى گويند: دستور اسلام اين است كه زن در خانه شوهر وظيفه ندارد، هيچگونه كارى انجام دهد: نه بر او واجب است غذائى بپزد، نه ظرفى بشويد، نه دكمه يى بدوزد و نه نظافتى بكند، حتى براى شير دادن كودكش ‍ هم مى تواند، تقاضاى دايه يا اجرت نمايد و شوهر هم مى تواند به زن بگويد: راضى نيستم بدون اجازه من ، پايت را از خانه بيرون گذارى ، اگر چه پدرت بميرد يا مادرت فلج شود، يا بيشتر از دو دست لباس تابستانى و زمستانى وظيفه ندارم برايت بخرم سپس مى بينيد اگر اين دستور اسلام در خانواده ها عملى شود، زن در ميان خانه اسيرى در قفس مى گردد و مرد رئيسى بدون خوراك و پوشاك و خانه مزبله يى غير قابل زيست .
درست است : حكم اسلام همين است ؛ ولى اين حكم در مرحله دوم است و به اصطلاح حكمى است ثانوى و در مورد تخطى زوجين از حكم اول در زمان درگيرى و نزاع است .
حكم اول اسلام كه براى همگان است و حكمى است اصلى و قاطع و طبق عدالت و فطرت ، اين است كه : خود زن و شوهر با آزادى و رضايت كامل ، امور خانه را ميان خود تقسيم كنند و هر يك قسمتى را به عهده بگيرد.
على و فاطمه عليهما السلام كه اين موضوع را مطرح كردند، پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) حاضر بود و اين گونه تقسيم نمود كه كارهاى بيرون خانه به عهده على (عليه السلام ) و كارهاى درون خانه به عهده فاطمه (س ) باشد. هر دو راضى شدند و فاطمه (س ) فرمود: بسيار خوشحال شدم كه پدرم ، كارهاى مربوط به مبارزه زندگى و درگيرى با مردان را از گردن من برداشت ، ولى اسلام نظر به آنكه آزادى و رضايت زوجين را در مرحله اول دستورات خود قرار داده است ، اين تقسيم را حتمى و الزامى نفرموده است . اگر زن و شوهرى بر عكس كنند و مرد متصدى كارهاى درون خانه شود و زن كارهاى بيرون خانه را با رعايت عفت بر عهده گيرد، از نظر اسلام مانعى ندارد و عقد مزاوجت آنها باطل نمى شود، همچنين نسبت به بيرون رفتن زن از خانه ، هر گاه شوهرى عاقل باشد و زن خود را عفيف بيند و به او بگويد: در بيرون رفتن از خانه آزادى ، از نظر اسلام مانعى ندارد؛ بلكه بايد چنين كند تا صفا و يكرنگى باقى بماند.
فرض كنيد چند نفر رفيق به مسافرت مى روند. آنها كارهاى چند روز مسافرت خود را به دو گونه مى توانند انجام دهند:
اول آنكه در كمال خلوص و صفا، هر كس هر كارى كه پيش آمد و معطل مانده بود، انجام دهد.
دوم اينكه از اول كارها را تقسيم كنند كه يكنفر مثلا بايد خريد كند، ديگرى غذا بپزد، سومى ، ظرفها را بشويد و چهارمى مركب را آماده كند و براند. اسلام به زن و شوهر اختيار داده است كه نسبت به كارهاى خانه هر يك از اين دو طريق را كه بخواهند انتخاب كنند.
اسلام هيچگاه به شوهر نمى گويد: تو بايد زن خود را در خانه محبوس كنى و به او اجازه ندهى ، از خانه بيرون رود.
حال اگر زن يا شوهرى از اين آزادى و حكم متين اسلام ، سوء استفاده كند و مثلا شوهر بگويد راضى نيستم به عروسى خواهرت بروى با وجود اينكه هيچ اشكالى هم در بين نباشد در آنصورت مقررات اسلام در 1400 سال قبل ، چاره اين اشكال را نموده و ضامن اجرائى محكم و قاطع و فورى برايش معين كرده است ، يعنى به زن اجازه داده است كه بگويد: به عروسى خواهرم نمى روم ، ولى از فردا نه وظيفه دارم غذا بپزم ، نه جارو كنم ، نه لباس ‍ بشويم ، نه نظافت كنم و نه بچه ات را شير دهم . آنجاست كه مرد خام و مغرور سيلى مى خورد و فورا مى گويد: من شوخى كردم كه گفتم به عروسى نرو!
خلاصه آنچه فقهاء عظام در رساله ها مى نويسند كه شوهر به زن اجازه ندهد از خانه بيرون رود يا زن مى تواند، در خانه هيچ كارى انجام ندهد. قانون و دستورى است كه حق و اختيارى به زن و شوهر مى دهد و اين گونه قوانين براى زمان اختلاف و نزاع است ، نه براى هميشه ، مانند قوانين جزائى و كيفرى دادگسترى يا قوانين حدود و قصاص و ديات كه در رساله ها نوشته مى شود، همگى براى زمان تخلف و جنايت است ، براى زمان درگيرى و نزاع است و براى چاره جويى و حل اختلاف است ، نه به عنوان برنامه زندگى و وجوب شرعى ، فقهاء مى گويند: (( حق دارد، مى تواند )) نه آنكه واجب است و حتما بايد چنين كند.
به نظر اينجانب بعضى از مردان كه به همسرشان اجازه نمى دهند، از خانه بيرون برود، به خاطر عقده حقارتى است كه در وجود ايشان است . آن گونه مردان در خانواده پست و كم سوادى بزرگ شده اند هيچگاه آقايى و بزرگوارى نديده اند، از اينرو به محض اينكه زن ضعيفى تحت اختيار آنها درآمد، مى خواهند بر او تحكم و زورگويى كنند؛ لذا گاهى باد به غبغب مى اندازند و مى گويند بدون اجازه من حق ندارى پايت را از در خانه بيرون گذارى ، آنها حقارت خويش را با اين سخن نشان مى دهند.
مردانى ديگر، دل چركين و بدگمانند و خيال مى كنند، همه مردان هرزه و همه زنان سست و ضعيفند. و بزودى فريب مى خورند؛ ولى در بيرون رفتن از خانه در دو صورت تقصير با زن است .
اول : در جائى كه شهر شلوغ است . در محل رفت و آمد زن ، جوان يا جوانان هرزه ئى هستند يا كوچه تاريك و خلوت است و زن جلف و سبك است وقار و سنگينى ندارد، در اينجا عقل هم مى گويد: مرد حق دارد، زن خود را از بيرون رفتن جلوگيرى كند يا خودش همراه او برود و خلاصه به نحوى او را كنترل كند.
دوم : زنى كه بعد از ازدواج مى خواهد مانند قبل از ازدواج آزاد باشد، هر روز به خانه پدر و مادر و فاميل خود برود، چنين زنى بايد بداند كه زمان كودكى گذشته و اكنون كدبانو شده است ، او بايد بعد از اين مادر شود، او با همسرى قرارداد بسته است كه طبق مقررات اسلام زندگى كند، تمام مخارجش را شوهر تحمل كند و او هم وظائفى به عهده گرفته است كه يكى از آنها جلب رضايت شوهر در بيرون رفتن از خانه است . حفظ مال شوهر و حتى مال خودش در خانه محتاج به مراقبت و تحفظ است و نمى شود هر روز به بهانه ئى از خانه بيرون رفت .
در هر حال ، تا زمانى كه زن بدون اجازه شوهر در خارج خانه است ، حق نفقه ندارد.

دليل
25- عن اءبيعبدالله عن اءبيه - عليهماالسلام - قال : تقاضى على و فاطمه الى رسول الله - صلى الله عليه و آله و سلم - فى الخدمه ، فقضى على فاطمه - (عليها السلام ) - بخدمتها ما دون الباب و قضى على على - (عليه السلام ) - بما خلفه ، قال : فقالت فاطمه : فلا يعلم ما دخلنى من السرور الا الله باكفائى رسول الله - صلى الله عليه و آله و سلم - تحمل اءرقاب الرجال .
امام صادق از پدرش امام باقر عليهما السلام نقل مى فرمايد كه : على و فاطمه درباره خدمات خانه از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) داورى خواستند، پيغمبر قضاوت فرمود كه خدمت درون خانه بر عهده فاطمه باشد و خدمت بيرون خانه بر عهده على . فاطمه گفت : جز خدا كسى نمى داند كه چه سرورى به من دست داد، اينكه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) دست به گريبان شدن با مردان را از عهده من برداشت . (29)
26- و قال (عليه السلام ): ما من امراءه تسقى زوجها شربه من ماء الا كان خيرا من عباده سنه : سيام نهارها و قيام ليلها و يبنى الله لها بكل شربه تسقى زوجها مدينه فى الجنه و غفرلها ستين خطيئه .
و آنحضرت فرمود: هر زنى كه به شوهرش شربت آبى دهد، براى او بهتر است از اينكه يكسال عبادت كند و نيز خداوند در برابر هر شربت آبى كه به شوهرش مى دهد، شهرى در بهشت برايش بنا مى كند و شصت گناه او را مى آمرزد. (30)
از اين روايت و روايات ديگرى كه به اين مضمون رسيده و در كتاب وسائل نقل شده است ، دانسته مى شود كه كمك كردن به شوهر بر زن واجب نيست ، بلكه مستحبى است كه خداوند مهربان ، آن همه ثواب به زن مى دهد.
27- ايما اءمراه خرجت من بيتها بغير اذن زوجها فلا نفقه لها.
هر زنى كه بدون اجازه شوهرش از خانه خارج شود، حق نفقه ندارد. (31)

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
شنبه 14 مرداد 1391  8:53 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:بهشت خانواده

درس نهم : عفت و عشوه


مقررات اسلام با فطرت پاك انسان ، هماهنگى كامل دارد؛ زيرا طراح هر دو يكى است و هر دو به يك چشمه باز مى گردد. وجود انسان را با فطرت پاكش خداوند متعال آفريده و مقررات تابناك اسلام را هم همان خداوند طراحى كرده و به وسيله فرستاده امينش براى بشر ارسال داشته است .
دين اسلام ، بلكه هر دين آسمانى ، به پنج موضوع اجتماعى اهميت زيادى داده و حفظ و نگهدارى آنها را از واجبات شمرده و براى نا فرمايان و مخالفت كنندگان آن ، مجازات هاى سخت و شديدى مانند دست بريدن و شلاق زدن ، گردن زدن و سنگسار كردن ، معين كرده است . آن پنج چيز عبارتست از:
1- حفظ دين و عقيده 2- حفظ عقل 3- حفظ جان 4- حفظ نسب و حلال زادگى 5- حفظ مال .
بحث ما در اين درس درباره حفظ نسب و حلال زادگى است .
از نظر مقررات اسلام ، صحت روابط زناشويى و حلال زادگى اولاد، تا آنجا اهميت دارد كه براى زنا و لواط و قيادت و انحرافهاى جنسى ديگر، مجازاتهاى شديدى معين كرده است كه در كتب فقها به تفصيل بيان شده است .
اين اسلام است و آن هم مكاتب ديگر كه تمام انحرافات جنسى ، حتى برهنه بودن زن و مرد، استمناء، همجنس بازى تبادل همسران و ازدواج مردان را با يكديگر تجويز مى كنند ولى دين مقدس اسلام ، علاوه بر اينكه زنا و لواط را از گناهان كبيره مى شمارد، به عنوان پيشگيرى و حفظ صحت نسب ، مقدمات آنها را هم حرام دانسته است . حجاب را براى زن واجب دانسته و چشم چرانى را بر مردان حرام كرده است . بودن زن و مرد نامحرم را در جايى خلوت ناروا دانسته و از سخن گفت زن با آهنگ مهيج و وسوسه انگيز منع فرموده است و به زنان دستور مى دهد: كمتر از خانه بيرون بروند و راه رفتن مهيج نداشته باشند. از كنار ديوار راه بروند نه از وسط كوچه تا در اولين نگاه جلب نظر نكنند.
عارفان آزاد انديش ، در برابر اين احكام ، سر تعظيم فرود مى آوردند و از خداوند رحمان تشكر مى كنند كه براى حلال زادگى و صحت انساب ، زنا را حرام فرمود و براى پيشگيرى از زنا، از مقدمات و انگيزه هايش هم پيشگيرى نمود، تا باز ايستادن از آن آسان باشد. اگر خداوند متعال ، از مقدمات هوس انگيز زنا جلوگيرى نمى فرمود و فقط خود زنا را حرام مى كرد، تكليف به مالايطاق كرده بود، مانند كسى كه نزديك شدن كبريت به بنزين را تجويز كند، ولى از شعله ور شدن آتش منع نمايد.
قرآن مجيد، عفت چشم و پاكدامنى را به مرد و زن ، با يك تعبير و در دو آيه پشت سر هم توصيه مى كند، ولى در آيه نسبت به زن ، سفارش و تاكيد بيشترى دارد اين تاكيد براى اين است كه :
اولا در اين مقام زن فاعل است و مرد مفعول ، زن مى كشد و مرد كشيده مى شود، يك سر ريسمان بدست زن است و سر ديگر به گردن مرد.
خلاصه بى حجابى و عشوه گرى زن است كه باعث شعله ور شدن آتش ‍ غريزه مى شود نه حركات غير عادى مرد. از اين رو قرآن مجيد، به زن كه عامل و علت اين مفسده مى شود، تاكيد بيشترى مى كند كه دام مفسده انيگزت را مينداز، و به مرد هم هشدار مى دهد كه مواظب باش تا در اين دام نيفتى .
ثانيا: تاكيد اسلام ، در امر حجاب ، نسبت به زن براى اين است كه اگر در اثر بى مبالاتى زن ، مردى به دام افتاد و زنائى رخ داد، عواقب وخيم اين عمل زشت ، متوجه زن مى شود نه مرد، ازاله بكارت و باردارى و كورتاژ يا وضع حمل نامشروع و بى آبروئى تا آخر عمر همگى متوجه زن است نه مرد. از اين رو خداوند مهربان ، زن را متوجه مى كند كه دامى را كه براى ربودن مرد مى اندازد، بالاخره به گردن خودش مى افتد خالق مهربان انسان ، همه اين حسابها را كرده است كه به زن دستور مى دهد، حيا و عفت و حجاب خويش را مراعات كند و براى او پوششى بيشتر از پوشش مرد و رفتارى سنگين تر و با وقارتر از رفتار مرد توصيه مى كند.
امام صادق (عليه السلام )، مى فرمايد: بهترين زنان زنى است كه چون با شوهرش خلوت كند لباس حيا از تن بكند و چون جامه بپوشد و از خانه بيرون رود، لباسى از حياء و عفت بر تن كند كه مانند سپر و زرهى براى او باشد، يعنى در كوچه و خيابان ، چنان با وقار و سنگين راه برود كه تيرهاى نظر جوانان هرزه اجازه ورود به شخصيت او را نداشته باشند. زن مسلمان از حضرت زهرا و زينب كبرى صلوات الله عليهما پيروى مى كند.
آنكه را پيشواى دين زهراست         پيروى از زنان غرب خطاست
نسزد از تو اى زن روشن         پيروى از زنان تر دامن
آنكه خود هست در كمند فساد         كى تواند تو را كند آزاد
(شفق )
تا اينجا آنچه گفتيم مربوط به جمله دوم روايت است كه زن بايد هنگامى كه از خانه خارج مى شود، با حيا و سنگين و باوقار باشد و اما جمله اول روايت هم متضمن معنايى لطيف و داراى لفظى بليغ است.
امام صادق (عليه السلام ) مى فرمايد: زن خوب آن است كه در حال خلوت با شوهرش حيا را كنار گذارد و حالتى مخالف و متناقض با حالت لباس ‍ پوشيدن داشته باشد، يعنى در حال خلوت با شوهر، هر گونه ظرافتكارى و طنازى و عشوه گرى ، براى زن جايز، بلكه ارجح است . بهترين زن مسلمان زنى است كه در زمان خلوت با شوهرش خوش زبان و شيرين حركات باشد و هر گونه پرده و حجابى را از ميان خود و شوهرش بردارد. آن چيزى كه زن را در رديف بهترين زنان مسلمان مى گذارد، همين است كه بتواند اين دو حالت متناقض را در وجود خود حفظ كند: در حالت خلوت با شوهر، كاملا حيا و خجالت را كنار گذارد و تا از خلوت خانه بيرون آمد، لباس حيا بر تن كند و مجسمه عفت و وقار باشد، پس اگر هميشه با حيا باشد، بهترين زنان نخواهد بود، چنانچه اگر هميشه طناز و عشوه گر باشد. خلاصه آنكه زن بايد لباس رزم و بزم خود را بشناسد و هر يك را در جاى خود بپوشد.
اگر تمام انديشمندان و سخن سنجان جهان ، گرد آيند و بخواهند براى بهترين زن ، عبارتى بليغ و رسا به عنوان تابلو و شعار بگويند، بهتر از آنچه امام صادق (عليه السلام ) فرموده نتوانند (در اين باره باز هم در درسهاى 10 و 13 و 26 و 27 و 54 سخن خواهيم گفت .)
در آن درسها پيغمبر و ائمه اطهار صلوات الله عليهم اجمعين تعليماتى به زن و شوهر مى دهند كه غريزه جنسى آنها در خلوتخانه و با شكلى حلال و زيبا، عميق و با صفا اشباع گردد، تا زمانى كه از خانه بيرون مى روند، زنان و مردان كوچه و بازار، نظر ايشان را جلب نكنند و فكر آنان را از كار و زندگى خود مصروف ندارند، و متوجه خويش نسازند.

دليل
28- شهيد اول ، محمد بن مكى - رضوان الله تعالى عليه - مى گويد: الوسيله الرابعه ما هو وصله الى حفظ المقاصد الخمسه و هى النفس ‍ والدين و العقل و السنب و مال ، التى لم ياءت تشريع الا بحفظها و هى الضروريات الخمس .
وسيله چهارم چيزى است كه سبب حفظ مقاصد پنجگانه مى شود و آن پنج مقصد: جان ، دين ، عقل ، خانواده و مال است كه هيچ دينى (از جانب خداوند) نيامده است ، مگر براى حفظ اين پنج چيز و اينها ضروريات پنجگانه دين است . (32)
29- قل للمومنين يغضوا من ابصارهم و يحفظو فروجهم ذالك اءزكى لهم ان الله خبير بما يصنعون
به مردان مومن بگو ديدگان خويش را بازگيرند و دامن خود نگه دارند كه اين براى آنها پاكيزه تر است و خدا از آنچه مى كنند آگاه است (33)
30- قل للمومنات يعضضن من اءبصارهن و يحفظن فروجهن و لا يبدين زينتهن الا ما ظهر منها...
به زنان مومن بگو: ديدگان خويش باز گيرند و دامن خود حفظ كنند و زينت خويش نمايان نكنند جز آنچه آشكار است (مانند انگشتر و دست بند) و سر پوشهاى خود را روى گردن و سينه اندازند و زينت خويش نمايان نكنند، مگر براى شوهرانشان يا پدرانشان يا پدر شوهرانشان يا برادرانشان يا پسر برادرانشان يا پسر خواهرانشان يا زنانشان (زنان مسلمان ) يا آنچه مالك شده اند (غلامان و بردگان ) يا مردان بى رغبت وابسته ، يا اطفالى كه از نگفتنيهاى زن خبر ندارند و آنگونه پاى به زمين نكوبند كه زينتهاى نهانشان معلوم شود. اى گروه مومنان همگى بسوى خدا توبه بريد، شايد رستگار شويد. (34)
31- عن اءبيعبدالله عليه السلام ، قال : خير نسائكم التى اذا خلت مع زوجها خلعت له درع الحياء و اذا لبست ، لبست معه درع الحياء.
امام صادق (عليه السلام ) فرمود: بهترين زنان شما كسى است كه چون با جفتش خلوت كند، پيراهن حيا بركند و چون بپوشد و همراه او شود، زره حيا بر تن كند. (35)
32- قال رسول الله (ص ): خير نسائكم العفيفه الغلمه : العفيفه فى فرجها الغلمه على زوجها.
بهترين زنان شما زن پاكدامنى است كه دامن و شرمگاه خود را از نامحرم حفظ كند و براى شوهرش ، شهوتران و حشرى باشد. (36)

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
شنبه 14 مرداد 1391  8:54 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:بهشت خانواده

درس دهم : تميزى شوهر


موضوع نظافت از اهم مسائل اسلامى است و بيش از يكهزار و هشتصد آيه و روايت درباره آن وارد شده است ، و بايد هم چنين باشد، زيرا كسانى كه دين اسلام را از روى برهان و استدلال پذيرفته و با بررسى و كنجكاوى شخصى به آن رسيده اند، مى دانند كه اسلام هر يك از امور مربوط به زندگى انسان را به مقدارى كه اهميت دارد، اهميت داده است ، نه يك نقطه كمتر و نه يك نقطه بيشتر.
نظافت از اركان زندگى انسان است ، كه حيات و لذت بردن از حيات ، بستگى به آن دارد، نظافت در خانه و كوچه و بازار و خيابان و اداره و مغازه ضرورى و اجتناب ناپذير است ، نظافت با خوردن و نوشيدن و پوشيدن و حتى نفس كشيدن انسان ، ارتباط دارد، و چنين موضوع با اهميتى را اسلام نمى تواند با گفتن چند كلمه كلى مانند (( النظافه من الايمان ، و تنظفوا واغتسلوا )) خاتمه دهد.
دين اسلام ، بايد راه نظافت كردن مو و دندان و ناخن و ظرف و لباس و همه وسائل مورد احتياج انسان را بيان كند و خوشبختانه اين كار را هم كرده است . اكنون سخن ما درباره نظافت شوهرى است كه همسرى دارد.
خداوند متعال در اصل خلقت ، زنان را زيبا پسند و نظافت دوست آفريده و على بن ابيطالب (ع ) فرموده است ، همت و كوشش زنان به زينت دادن زندگى دنيا متوجه است ، از اين رو زنان در مورد نظافت محتاج به سفارش ‍ زياد نيستند، ولى مردان به خاطر همت گماشتن به مبارزه زندگى و كسب و حرفه و كار، كمتر به نظافت اهميت مى دهند و نياز به سفارش ‍ دارند.
خواهر و برادرى كه از يك پدر و مادر هستند و در يك خانه بزرگ شده اند. برادر را مى بينى كه اگر دستش كثيف شود، تحملش بر باقى ماندن بر كثافت و نشستن دست ، بيشتر از خواهر است ، و خواهرش براى پاكيزه كردن دست و صورت و لباس و شيشه و ظرف ، صبر و حوصله بيشترى دارد.
روزى به خانه يكى از دوستان رفتم ، در اتاق پذيرايى نشسته بودم و هنوز صاحبخانه نزد من نيامده بود صداى گفتگويى مى شنيدم ، وقتى صاحبخانه آمد، گفت : قدرى كه دير آمدم براى اين بود كه لباس توى خانه را پوشيده بودم و مى خواستم بيايم ، خانم اصرار داشت كه لباست را عوض كن ، اينطور نزد مهمان نرو، و من مى گفتم فلانى خودمانى است ، آخر مرا مجبور كرد تا لباسم را عوض كنم ، پيغمبر محترم اسلام (ص ) به شوهران مسامحه كار و بى قيد مى فرمايد: مردانى از يهود نظافت را رعايت نكردند، در نتيجه زنانشان زنا مى دادند، يعنى با مردان پاكيزه هر چند بيگانه همبستر مى شدند.

دليل
33- ان النساء همهن زينه الحياه الدنيا.
همت زنان به آراستن زندگى دنيا متوجه است . (37)
34- اغسلوا ثيابكم و خذوا من شعوركم و استاكوا و تزينوا و تنظفوا، فان بنى اسرائيل لم يكونوا يفعلون ذلك فزنت نساؤ هم .
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: لباسهاى خود را تميز كنيد و موهاى خود را كم كنيد، مسواك بزنيد و آراسته و پاكيزه باشيد، كه بنى اسرائيل چنين نكردند تا زنانشان زنا كار شدند. (38)
35- تنظفوا بكل ما استطعتم ، فان الله تعالى بنى الاسلام على النظافه ولن يدخل الجنه الا كل نظيف.
هر چه مى توانيد پاكيزه باشيد، زيرا خداوند اسلام را بر پاكيزگى بنيان نهاده و جز مردم پاكيزه كسى به بهشت نمى رود. (39)
36- عن الحسين بن الجهم قال راءيت اءبا الحسن (ع ) اختضب فقلت جعلت فداك اختضبت ؟ فقال : نعم ، ان التهيه مما يزيد فى عفه النساء و لقد ترك النساء العفه بترك ازواجهن التهيه ...
حسن بن جهم گويد: حضرت ابوالحسن (ع ) را ديدم كه موهاى خود را خضاب كرده بود، گفتم فدايت گردم ، شما هم خضاب مى كنيد؟ فرمود: آرى ، اصلاح و آمادگى مردان بر عفت زنان مى افزايد، زنانى بودند كه عفت را رها كردند، از آن جهت كه شوهرانشان اصلاح تن و آمادگى را ترك كردند. سپس فرمود: اگر زمانى كه نا آماده هستى ، همسرت را مانند خودت ببينى ، خوشت مى آيد؟ گفتم نه فرمود او نيز چنين است ، (يا دليل گفتار من همين است ) سپس فرمود: نظافتگرى و استعمال بوى خوش و تراشيدن مو... از اخلاق پيغمبران است . (40)
37- عن على (ع ) قال : تنظفوا بالماء من نتن الريح يتاءذى به ، تعهدوا اءنفسكم ، فان الله يبغض من عباده القاذوره الذى يتاءنف به من جلس ‍ اليه
على (ع ) فرمود: بوى گند مردم آزار را بويسله آب بزدائيد و پاك كنيد. از بدن خويش مراقبت كنيد كه خدا مبغوض دارد بنده پليدى را كه هر كس كنارش ‍ بنشيند، بينيش را بگيرد. (41

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
شنبه 14 مرداد 1391  8:55 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:بهشت خانواده

درس يازدهم : عطر و رنگ


خوشبو كردن مسلمان ، بدن لباس خود را به مشك و عنبر و عطر و بخور و گلاب و هر ماده بويائى ، از مستحبات اكيد اسلام است ، تا آنجا كه روايت شده است : مخارج عطر و بخور پيغمبر اكرم (ص ) بيش از مخارج خوراكش ‍ بود. عطر هم مانند نظافت ، از مظاهر زيبايى است و زنان به آن علاقه بيشترى دارند و همت بيشترى مى گمارند.
پيغمبر اسلام (ص ) نسبت به استعمال عطر و ماده بويا، ميان زن و شوهر فرقى گذاشته است كه بسيار لطيف و ظريف است ، و آن فرق اين است كه به زن دستور مى دهد، از مواد خوشبو، ماده ئى را استعمال كن كه بيشتر رنگ داشته باشد و كمتر بو، بر عكس مردان كه بايد ماده ئى را استعمال كنند كه بويش بيشتر و رنگش كمتر باشد.
بعضى از زنان تنها هنگامى كه به عروسى يا مهمانى مى روند، خود را زيبا و مرتب و پاكيزه و معطر مى كنند، اين عمل بر خلاف دستور اسلام است ، زن بايد همواره براى شوهرش جالب و جاذب باشد، و در مهمانيها هم بايد زيبايى و عطر او را تنها زنان ببينند و استشمام كنند، نه مردان اجنبى تا تحريك شوند و آن زن سبب گناه آنان گردد. زنى كه در عروسيها و مهمانى ها خود را زياد زينت مى كند، او كسر شخصيت دارد، يعنى چون هنر و سواد شوهردارى خوبى ندارد، مى خواهد از راه زيور و زينت زياد، خود را نشان دهد و بنماياند، زنان با شخصيت متينند، در پوشاك زيبا و زيور و آرايش ، زياده روى نمى كنند.
اسلام دين فطرت است و دين خدا، و چنين دينى بايد احساسات و عواطف مردم را كه مخلوق همان خداست ، در نظر بگيرد و راهنمائى كند، درست است كه هر زنى در فطرت و سرشتش ، زيبا پسندى و آراسته گرى ، نهفته است ؛ ولى اين عشق و علاقه بايد كنترل و راهنمائى شود. اسلام مى گويد: آراستگى و زيباگرى زن ، تنها بايد درون خانه و زندگى خود و در برابر شوهر خود و به خاطر شوهر خود باشد. در اينصورت آب نهر زندگى در مسير خود حركت كرده ، گل و ريحان مى روياند و بلبلان و مرغان تشنه را سير آب مى كند، ولى اگر زيبايى و آراستگى زن ، براى مردان بيگانه باشد، چنانست كه آب نهر، زير پايه ساختمان منحرف شود و خرابى و تلفات به بار آورد. ذوق و شامه مرد اگر در خانه خود و از همسر خويش اشباع نشود، در خارج خانه چشم چرانى مى كند و از فكر و كار و تلاشى كه براى تامين زندگى دارد، منصرف مى شود.

دليل
38- قال رسول الله (ص ): طيب النساء ما ظهر لونه و خفى ريحه و طيب الرجال ما ظهر ريحه و خفى لونه
رسول خدا (ص ) فرمود: بوى خوش زنان ، چيزى است كه رنگش آشكار و بويش نهان باشد و بوى خوش مردان چيزى است كه بويش آشكار و رنگش ‍ نهان باشد. (42)
39- و قال عليه السلام : اءيما امراءه تطيبت لغير زوجها لم تقبل منها صلاه حتى تغتسل من طيبها كغسلها من جنابتها.
امام صادق (عليه السلام ) فرمود: هر زنى كه براى غير شوهرش خود را خوشبو كند، خداوند نماز او را قبول نكند تا زمانى كه مثل اينكه غسل جنابت مى كند، خود را از آن بوى خوش پاك گرداند. (43)
خواننده بصير و شيرين ذوق ، از اين گونه روايات لطيف و عميق ، با عجله و شتاب نمى گذرد.
40- عن اءبيعبدالله (عليه السلام ) قال : كان رسول الله (ص ) ينفق فى الطيب اءكثر مما ينفق فى الطعام
امام صادق (عليه السلام ) فرمود: رسول خدا (ص ) براى بوى خوش بيشتر از خوراك خرج مى كرد. (44)
41- قال الصادق : ان الله تعالى يحب الجمال و التجمل و يكره البؤ س و التباؤ س ...
امام صادق (عليه السلام ) فرمود: خداى متعال ، زيبايى و خود آرايى را دوست مى دارد و نيازمندى و اظهار نيازمندى را مبغوض ‍ مى دارد. (45)
42- عن ابن عباس اءنه قال : انبى لا تزين لا مراءتى كما تتزين لى ؛ لقوله تعالى : (( و لهن مثل الذى عليهن بالمعروف ))
ابن عباس گويد: (( من خودم را براى همسرم آرايش مى كنم ، چنانكه او خودش را براى من مى آرايد، زيرا خدا فرموده است : زنان را نيز مانند وظائفشان حقوقى شايسته است . (46)
در پايان درس ، اشعارى را از خوشدل تهران مى آوريم تا بدانيد كه زشتى آرايش نمايى زن به بيگانگان ، منحصر به اسلام نيست ، بلكه يك فرهنگ ايرانى نيز هست .
يكى بامدادان به فصل بهار         جوانى به باغى فتادش ‍ گذار
بشاخى گلى ديد خوشرنگ و بو         كه از جان و دل گشت مشتاق او
گلويش بيفشرد و كردش جدا         ز گلهاى ديگر به جور و جفا
چو آن گل جدا شد ز شاخ درخت         بيفتاد در دست آن تيره بخت
بكرد از طريق تحسر نگاه         به ياران و از دل برآورد آه
بگفتا كه اى خواهران عزيز         براى شما هست اين روز نيز
گذاريد آرايش خود كنار         بگيريد در زير برگى قرار
نماييد خود را از اين دم نهان         كه مانيد ايمن ز غارتگران

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
شنبه 14 مرداد 1391  8:55 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:بهشت خانواده

درس دوازدهم : كمك مرد به زن در كار خانه


شوهر بايد گاهى در كارهاى خانه به زنش كمك كند: در شستن فرش و لباسهاى سنگين ، در پرده آويختن ، هنگام مهمان داشتن و كار زياد، او هم بايد با همسرش تشريك مساعى كند.
مرد بايد بداند كه اگر موضوع خلوص و صفا و يكرنگى و رفاقت نباشد، زن وظيفه ندارد - چنانكه در درس نهم گفتيم - هيچ كارى در خانه بكند، زن اگر بخواهد لجبازى كند، مى تواند بگويد: غذا براى خودم مى پزم و ظرف و لباس خودم را مى شويم و خانه خودم را نظافت مى كنم ، ولى چنان كه گفتيم اين سخنان از نظر اسلام در مرحله ثانوى است . در مرحله اول ، زن و شوهر بايد مانند دو رفيق باشند كه مدتى در اتاقى هستند يا به مسافرتى رفته اند. اينان كار پخت و پز و شستشو را با خلوص و صفا انجام مى دهند. هر يك از آنها كه ببيند كارى معطل مانده ، فورا بر مى خيزد و انجام مى دهد و ديگرى به فكر كارى ديگر مى افتد كه تاخير نشود.
اگر كارى باشد كه قامت بلند لازم دارد، رفيقى كه قدش بلندتر است متصدى مى شود اگر كار سنگينى باشد آنكه قويتر است انجام مى دهد و كار ظريف را آنكه دست و انگشتانش لطيف تر است ، در عين حال اگر يكى از آنها از كار مخصوصش خسته شد، ديگرى به كمكش مى شتابد و نمى گويد: آن كار مخصوص رفيق من است و من بايد كار خودم را بكنم .
خلوص و يكرنگى و صميميت ميان زن و شوهر، بسى عميقتر و طولانى تر و زيباتر از دوستى ميان دو رفيق است . شوهر اگر فكر كند، كار كردن در خانه مخالف حرمت و شخصيت اوست اشتباه كرده است . اميرالمومنين (عليه السلام ) كه جانم به فدايش باد در خانه كار مى كرد. شوهر بايد بدون اينكه زن تقاضا كند، در كارهاى سنگين به او كمك كند، زيرا ممكن است ، زنى عاقل و فعال و فداكار باشد و با خود فكر كند، كارهاى بيرون خانه هم كه شوهرم انجام مى دهد، كار آسانى نيست . كارى نيست كه من بتوانم انجام دهم ، او هم خسته است . مزاحمش نشوم ، ولى لذت زندگى در اين است كه مرد بدون تقاضاى زن ، گاهى به او كمك كند و او را خدا قوتى دهد و تشكر كند و گلى بگويد و گلى بشنود.
مرد بايد در بغل كردن كودك به همسرش كمك كند، خصوصا در بيرون خانه و هنگام سوار شدن و پياده شدن . بعضى از مردان پر عاطفه را شنيده ام كه كودك را تر و خشك هم مى كنند و هنگامى كه كودك مى گريد و مادر در خوابست ، پستان مادر را يا پستانك را به دهان كودك مى گذارند. درود خدا بر اين مردان پر عاطفه و با صفا باد.
زن و شوهرى را ديدم كه در بغل كردن كودك در ميان خيابان ، جر و بحث داشتند، زن مى خواست با آنكه خسته بود، كودك را بغل كند و مرد مى گفت در خيابان و كوچه نگهدارى كودك با مرد است . از خلاصه مباحثات آنها فهميدم كه زن مى خواهد بگويد: بچه دارى كار زن است چه در خانه و چه در كوچه ، مرد را همان كارهاى مشكل زندگى بس است و مرد مى خواست بگويد: من به غيرتم نمى گنجد، كه زن ضعيف كه مى بايست حجاب خود را حفظ كند، كودك را هم بغل كند.
من از مباحثه آنها لذت بردم و درود فرستادم بر اسلام عزيزى كه اينگونه پيروان متعهدى تربيت مى كند و فكر مى كردم اگر بحث آنها فيصله نيابد و هيچيك نتواند ديگرى را قانع كند و اين مرافعه را نزد حاكم شرع ببرند، آيا او چه خواهد گفت و اسلام براى اين مشكل هم چاره ئى انديشيده است ؟ در آنجا موضوع حضانت به يادم آمد كه روايات بسيارى دارد و فتواى مشهور فقها اين است كه ، مادر براى نگهدارى پسر تا دو سال و نگهدارى دختر تا هفت سال اولويت دارد.

دليل
43- دخل رسول الله (ص ) على على فوجده هو و فاطمه (ع ) يطحنان فى الجاروش ، فقال التبى اءيكما اءعيى ؟ فقال على : فاطمه يا رسول الله ، فقال لها: قومى يا بنيه ، فقامت و جلس النبى (ص ) موضعها مع على (عليه السلام ) فواساه فى طحن الحب .
رسول خدا (ص ) به خانه على (عليه السلام ) وارد شد. او و فاطمه را ديد كه با كمك يكديگر با آسياب دستى آرد مى كنند. پيغمبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) به او فرمود: برخيز دختر جان ، فاطمه برخاست و پيغمبر به جاى او نشست و على (عليه السلام ) را در آرد كردن كمك نمود. (47)
از اين تاريخ كوتاه و مختصر لطايفى برداشت مى شود كه به برخى از آنها اشاره مى كنيم :
1- پيغمبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) با همه گرفتاريها و كارهاى مشكلى كه دارد مانند تحمل وحى و تبليغ و دعوت و تعليم و جنگ و صلح و غيره ، از صله رحم و خبرگيرى از دختر و دامادش هم فراموش نمى كند.
2- رفتن پيغمبر سرزده و بدون تشريفات است .
3- براى كمك به دختر و داماد است نه براى جانبدارى از يكى از آنها.
4- فاطمه و على (عليه السلام ) نان خود را با دست خود تهيه مى كنند.
5- براى ورود پيغمبر (ص ) تشريفاتى قائل نمى شوند و به كار خود مشغولند تا صفا و صميميت خدشه دار نشود.
6- على (عليه السلام ) كه كارهاى بيرون خانه را بعهده گرفته است ، گاهى هم به كارهاى درون خانه مى پردازد و به همسرش كمك مى كند.
7- بسيار لطيف است كه پيغمبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) در مرحله اول به فاطمه نمى فرمايد: تو خسته ئى برخيز تا من بجايت بنشينم ، بلكه سوال مى فرمايد: كدام يك خسته تريد تا تساوى را رعايت كرده باشد، صفاى زن و شوهر را باقى گذاشته باشد، خود را حمايت كننده دخترش نشان نداده باشد.
8- لطيف تر از سخن پيغمبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) سخن على (عليه السلام ) است ، كه پيش از آنكه خود فاطمه (س ) بفرمايد: من خسته ام ، على (عليه السلام ) مى فرمايد: فاطمه خسته تر است . صلوات الله عليهم اجمعين .
درود و رحمت خدا بر رهبرانى كه با گفتار و رفتار چند لحظه ئى خود به ميليونها خانواده از امت خويش ، درس محبت ، صفا و صميميت آموختند. و درود خدا بر خانواده هاى مسلمانى كه آداب و وظايف همسرى و زناشوئى خود را از چنين رهبرانى دانا و دلسوز و مهربان فرا گرفتند و يك عمر با همسر و فرزند و داماد و عروس خويش با يكرنگى و مودت و صفا زندگى كردند. به جاى آنكه كتابهاى بيگانگان را بخوانند، چنين احاديث و اخبارى را مطالعه كردند و در لطايف و دقايقش تامل نمودند و در خانواده خود بكار بستند و به ديگران هم توصيه كردند.
44- عن اءبيجعفر (عليه السلام ) قال : ان فاطمه عليها السلام ضمنت لعلى (عليه السلام ) عمل البيت و العجين و قم البيت و ضمن لها على (عليه السلام ) ما كان خلف الباب : نقل الحطب و ان يجى بالطعام .
امام باقر (عليه السلام ) فرمود: فاطمه (س ) در خانه على (عليه السلام ) كار خانه و خمير كردن و نظافت را به عهده گرفت و على (عليه السلام ) كارهاى بيرون خانه را مانند آوردن هيزم و مواد خوراكى . (48)

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
شنبه 14 مرداد 1391  10:19 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:بهشت خانواده

درس چهاردهم : مجالس عروسى و عزا


شوهران عاقل مى دانند كه زنان به عروسى رفتن علاقه مفرط دارند، شايد خداوند متعال ، اين علاقه مفرط را در نهاد و سرشت آنان نهفته است . تا در اين مجالس دختران فاميل را ببينند و براى پسران خود عروس انتخاب كنند دختران خود را همراه ببرند و براى آنها با پسند مادرانى كه در مجلس ‍ حضور دارند، شوهر پيدا شود. زيبايى و نظافت و اظهار سليقه و ترتيب و تنظيم مجلس را ياد بگيرند و نيز آداب معاشرت و رفت و آمد و گفت و شنود و سوال و جواب را بياموزند. اينان به مجالس فاميلشان بروند تا آنان هم در مجالس ايشان شركت كنند و ميان مسلمين الفت و مودت و صفا و صميميت ايجاد شود. و نيز بدين وسيله صله رحم كنند و از عقوبت قطع رحم بر حذر باشند. مگر صله رحم تنها بر مردان واجب است ؟
آرى در عروسى بايد گناه و حرامى نباشد، ميگسارى و رقص مرد و زن و اختلاط آنان نباشد، چشم چرانى و عشوه گرى و نگاه حرامى نباشد، و شوهر هم بايد بدون جهت احتمال اين امور را بهانه نكند و از اجازه دادن به زن براى رفتن به اينگونه مجالس جلوگيرى ننمايد.
شايد گاهى بر زنان با شخصيت و محترم نزد فاميل كه ديگران از آنها شنوايى دارند، واجب باشد كه در اين گونه مجالس شركت كنند و با طرز لباس ‍ پوشيدن اسلامى خود، حجاب اسلامى را به ديگران بياموزند. يا با زبان خود آنها را نصيحت كنند يا اگر نصيحت سودمند نبود، با برخاستن از مجلس ، آنان را نهى از منكر نمايند.
بعد از همه اينها بانوان عاقل و متعهد مى دانند كه ، غالبا شوهران به اوضاع و احوال زمان ، از آنان آگاه ترند. اخلاق اسلامى يا غير اسلامى صاحبان مجالس را آنها بهتر مى دانند، زيرا در كوچه و بازار رفت و آمد بيشترى دارند، با مردم خريد و فروش و گفت و شنود بيشترى دارند، و به خاطر همين آشنايى است كه خداوند متعال اجازه رفتن آنان را به اين گونه مجالس در اختيار شوهران گذاشته است . زن مسلمان در رفتن به اين گونه مجالس با شوهرش مشورت مى نمايد و از او اجازه مى گيرد و شوهران مسلمان هم بدون جهت از رفتن زن به اينگونه مجالس ممانعت نمى كنند، زيرا مى دانند كه در آنصورت همسر و همبستر خود را تا چند روز پكر و افسرده و آماده مخالفت كرده اند.

دليل
51- عن عبدالله الكاهلى قال : قلت لاءبى الحسن (عليه السلام ) ان امراءتى و امراءه ابن مارد تخرجان فى الماتم ، فاءنها هما، فتقول لى امراءتى : ان كان حراما فانهنا عنه حتى نتركه ، و ان لم يكن حراما فلاى شى تمنعناه فاذا مات لنا ميت لم يجئنا اءحد، قال : فقال ابوالحسن (عليه السلام ) عن الحقوق تساءلنى ؟ كان اءبى يبعث اءمى و ام فروه تقضيان حقوق اءهل المدينه
عبدالله كاهلى گويد: به حضرت موسى بن جعفر (عليه السلام ) عرض ‍ كردم : زن من با زن ابن مارد به تعزيه اى مى روند و من آنها را منع مى كنم . همسرم مى گويد: اگر رفتن به اين مجالس حرام است ، ما را نهى كن تا ديگر نرويم ؛ ولى اگر حرام نيست ، چرا ما را نهى مى كنى ؟ اگر ما به اين مجالس ‍ نرويم ، وقتى كسى از ما بميرد، هيچكس به خانه ما نخواهد آمد. حضرت فرمود: درباره حقوق مومنين بر يكديگر از من سوال مى كنى ؟ پدرم امام صادق (عليه السلام ) مادر من وام فروه (خواهرم يا جده مادريم ) را مى فرستاد تا در اين گونه مجالس بروند و حقوق اهل مدينه را ادا كنند. (55)
پيداست كه سوال و جواب در اين روايت ، مربوط به تمام مجالس ‍ خانوادگى است كه زنان در آن شركت مى كنند و اختصاصى به مجلس عزا ندارد و سخن از رفت و آمدهاى مسلمين با يكديگر است ، به هر عنوانى كه باشد و اين كه هر رفتنى ، آمدنى دارد و چنانكه ديگران به مجالس شما مى آيند، شما هم به مجالس آنها برويد و اين حكم اختصاصى به مردان ندارد، بلكه از پاسخ امام (عليه السلام ) دانسته مى شود، اگر زنى از اهل مدينه مريض مى شد يا مثلا از مكه برمى گشت ، يا مى مرد، حضرت همسرش را با ام فروه مى فرستاد، به منزل آنها بروند، اگر چه بيگانه باشند و اگر چه دعوت نكرده باشند، زيرا در اين باره حضرت به اداء حقوق اهل مدينه استشهاد فرموده است يعنى حقوق مردان و زنان مومن بر يكديگر به علاوه حق همسايه و فاميل .
مرحوم شيخ حر عاملى در جلد اول وسائل ، ص 375 احاديثى نقل مى كند به اين مضمون كه زنان را نبايد اجازه داد تا به مجاس عزا و عروسى و حمام بروند و لباس نازك بپوشند، سپس در آخر خودش مى گويد: (( در احاديث مربوط به جنازه و تجارت انشاء الله خواهيم گفت كه آن احاديث دلالت دارد بر اينكه : جايز است زنان به مجالس عزا و ادا حقوق مسلمين و مجالس ‍ نوحه گرى و تشييع جنازه بروند و اينكه حضرت فاطمه (عليها السلام ) و زنان ائمه ، به اين مجالس مى رفته اند و اين دليل است بر آنچه ما در عنوان بحث گفتيم . )) (كه حرمت بيرون رفتن زن از خانه در صورتى است كه شك و تهمت و مفسده ئى در كار باشد) يعنى وضع لباس و اخلاق زن مورد شك و ترديد باشد يا وضع زمان به گونه ئى باشد كه آن زن يا شوهر مورد تهمت قرار گيرند يا جوانان هرزه بى بند و بار، در راه باشند يا در مجلس حرامى انجام گيرد و نهى از منكر ممكن نباشد و امثال اين امور.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
شنبه 14 مرداد 1391  10:20 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:بهشت خانواده

درس شانزدهم : آيا وجود زن شر است


روايتى در نهج البلاغه موجود است به اين مضمون كه : همه وجود زن شر است و از همه بدتر آنكه وجودش ضرورت دارد و زندگى مرد لابد و ناچار بايد زن وجود داشته باشد.
روايت ديگرى در كتاب (( من لا يحضره الفقيه )) است كه امام صادق (عليه السلام ) مى فرمايد: بيشتر خير در وجود زنان است .
هر دو روايت در 2 كتاب معتبر حديث موجود است و هيچيك هم قابل خدشه و انكار نيست .
راه حل : اگر چه به صورت ظاهر و در نظر ابتدائى اين دو روايت مخالف يكديگر بلكه ، متناقض به نظر مى رسد: يكى زن را شر مى داند و ديگرى خير، ولى با دقت تامل در جهت و سياق اين دو روايت ، اشكال تناقض بر طرف مى شود.
شر بودن زن در جهت كارهاى مرد و مسير زندگى اختصاصى اوست و خير بودنش در جهت نظام كلى جهان و بقاء نسل بشر است .
مسير مرد در زندگى دنيا يا كسب مال و ثروت است يا تحصيل علم و دانش ‍ و يا رسيدن به مقام و منصب . مردى كه در راه كسب مال قدم برمى دارد، به زراعت و دامدارى يا تجارت و صنعتگرى يا كارگرى و پيشه ورى مى پردازد و از اين راه مالى كسب مى كند تا براى زندگى خود، مصرف كند يا براى آينده خويش پس انداز نمايد.
ولى وجود زن و دخالت او در اين ميان ، مانع و مزاحم است و شر، و باز دارنده و يا خرج كننده در آمد مرد است كه آن هم مزاحمت و شرى ديگر است .
همچنين براى مرد محصل و دانشجو كه مى خواهد از راه مطالعه و مباحثه و سخنرانى و تفكر و نوشتن ، علم و سوادى بدست آورد، وجود زن و دخالت او مانع و مزاحم است و بازدارنده او از مطالعه و تفكر.
همچنين نسبت به مردى كه براى احراز مقام و منصبى كوشش و تلاش ‍ مى كند، دخالت زن در كار او شر است و اخلال گرى ، زيرا زن مى خواهد كه شوهرش با تمام وجود متوجه او باشد و همسرش او را از هر مقام و منصبى بهتر بخواهد. مردانى كه مشغول رياضت و خودسازى و مجاهدت با نفس ‍ باشند، كه شر بودن وجود زن براى آنها روشن است . (63) و همچنين فساد زن در روى زمين به همين معناست ولى از طرفى ديگر اين كاسب و محصل و مرتاض ، از داشتن چنين مزاحم و مفسدى ناچارند، چنانچه تمام افراد بشر موجود و نيز همه گذشتگان شهادت مى دهند كه در رحم مادرى بوده و در دامن مادر يا دايه ئى بزرگ شده اند و نيمى از كارهاى زندگى انسان بلكه تمام كارهاى خانه را زن انجام داده و مى دهد.
و اما روايت دوم كه بيشتر خير را در وجود زن مى داند. اشاره به همين معنى دارد كه بقاء نسل بشر مرهون وجود زن است . پرورش و تربيت نخستين بشر، در دامن پر مهر زن است . كارهاى ظريف و لطيف زندگى انسان ، با دست همين موجود شريف سامان مى گيرد، گواراترين لذتها، عميقترين احساسات و دقيقترين عواطف را همين بانوى عزيز مطرح مى كند و پاسخ مى دهد. بلكه زن همان ملكه زنبوران عسلى است كه اگر يكروز نباشد، تمام كندو از هم مى پاشد.
زن چو باشد هنرور و دانا         چون بهشت برين شود دنيا
زن چو هشيار و كاردان گردد         خانه چون روضه جنان گردد
خرمى ها بود در آن خانه         كه در آن بانوئى است فرزانه
عشق و شور و هنر بود از زن         پيشرفت بشر بود از زن
(يغمائى )
در اينجا زنانى بايد افتخار كنند و بر خود ببالند كه پيرو حضرت فاطمه و زينب كبرى صلوات الله عليهما باشند، آنها خيرشان از مردان بيشتر است ، اگر چه آنان بقدرى شريف و عالى طبعند كه هيچگاه زبان به مدح خود نمى گشايند و همواره خود را مقصر مى دانند.

دليل
60- المراءه شر كلها و شر ما فيها اءنه لابد منها.
تمام زن شر است و بدتر از همه آنكه از بودنش گريزى نيست . (64)
61- عن يونس بن يعقوب عمن سمع ابا عبدالله (عليه السلام ) يقول : اءكثر الخير فى النساء.
امام صادق (عليه السلام ) فرمود: بيشتر خير در وجود زنان است . (65)
و نيز در آيه 19 سوره نساء مى فرمايد: اگر از زنان ناخرسند بوديد، بدانيد كه بسا مى شود كه شما از چيزى ناراضى هستيد، ولى خداوند، در آن چيز خير بسيارى نهاده است چنانكه در درس 38 خواهيم گفت

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
شنبه 14 مرداد 1391  10:46 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها