راسخون
سایر زبان ها
پارسی
العربیة
English
0
عضویت
/
ورود
لینک های اصلی
راسخون
خواندنی
مقالات
سبک زندگی
مشاهیر
پیامک
اخبار و تحلیل
ویژه نامه
احادیث
کتاب شناسی
تولیدات فرهنگی
پرندگان
پایگاه ها
تقویم تاریخ
گفتمان
مشاوره
پرسش و پاسخ
انجمن ها
وبلاگ ها
مسابقات
نظرسنجی
چند رسانه ای
فیلم و صوت
گالری تصاویر
آثار سینمایی
بازی و نرم افزار
نرم افزار
موبایل
دایرة المعارف موبایل
بازی آنلاین
موارد بیشتر
بنر راسخون
فراخوان ها
تبلیغ در راسخون
فال حافظ
فروشگاه
چهارشنبه، 14 مرداد 1405
( اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملی و امنیت ملی )
مسیر جاری
صفحه اصلی
انجمن ها
خانه و خانواده
آموزش خانواده
موفقیت
موفقیت: خودشناسی
<<
<
6
7
8
9
10
>
>>
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت :
فروردین 1388
تعداد پست ها :
41934
محل سکونت : اصفهان
پاسخ به:موفقیت: خودشناسی
تو می توانی!!!
نه... نمیشود... نمیتوانم... امکانپذیر نیست... ممکن نخواهد بود... مگر میشود؟ روزی چند بار این جملات را میگوییم یا میشنویم؟
نمی توانی، چون فکر میکنی که نمیتوانی. نمیشود چون تو باورداری که نمیشود. امکان پذیر نیست زیرا در نگاه تو ناممکن است و روح جهان همان را به تو میدهد که میبینی و باورداری. پرواز غیرممکن بهنظر میرسید چرا که ذهن محدود آن را منحصر به پرندگان میدانست اما راههای بسیاری بود و هست برای پرواز. محدود میبینی چرا که خود را جسم میدانی.
جهان محدود است چرا که در این نگاه «من» محور همه چیز است؛ منی که در دیوارها و حصارهای جسم و ذهن محدود شده و پتانسیلهای عظیم نهفته و قابلیتهای آشکار نشده روح آن همچنان چون گنجی بلا استفاده مانده است.
« ذهن براساس تجربیات گذشته خود مملو از موانع درونی و مقابلهکننده با احیای مجدد توانایی خلاقیت است. انسان در ذهن خود تجربههایی از ناتوانیها، سرخوردگیها، شکستها و گفتوگوهای درونی منفی دارد؛ صحبتهایی که در هر بار اقدام مجدد فرد برای خلاقیت، به او یاد آور میشوند که: تو نمیتوانی، دیدی که امکانپذیر نیست، چند بار میخواهی یک چیز را آزمایش کنی؟ تو برای این کار ساخته نشدی. چقدر میخواهی عمر و سرمایه را بیهوده صرف کنی تا به تو ثابت شود که نمیشود.
شکلهای بیرونی این نوع محاورههای غیرسازنده، میتواند صحبتها و نصیحتهای پدر و مادر یا همسر و سایر اعضای خانواده و نزدیکان باشد.»
انیشتین میگفت: « آنچه در مغزتان میگذرد، جهانتان را میآفریند.» استفان کاوی (از سرشناسترین چهرههای علم موفقیت) احتمالا با الهام از همین حرف انیشتین است که میگوید: «اگر میخواهید در زندگی و روابط شخصیتان تغییرات جزئی بهوجود آورید به گرایشها و رفتارتان توجه کنید؛ اما اگر دلتان میخواهد قدمهای کوانتومی بردارید و تغییرات اساسی در زندگیتان ایجاد کنید باید نگرشها و برداشتهایتان را عوض کنید.»
داستان گویایی هم در حکایتهای سرخپوستان وجود دارد که به خوبی تصویر این وضعیت را نمایش میدهد. سرخ پوستی از تبار پاسیاه این داستان را تعریف میکند:
در حالی که از نواحی صخرهای یکی از مناطق بالا میرفت، سرخ پوست دیگری را دید که به لانه عقابی رسید. تخمهای زیادی در لانه بودند ولی او موفق شد تنها یکی از آنها را بدزدد و به دهکده خودش ببرد. او تخم [عقاب] را در لانه یکی از مرغها قرارداد و پس از اینکه جوجه سر از تخم در آورد، بهدنبال مرغ مادر به راه افتاد و باور میکرد که خودش هم یک مرغ است. تمام روز را عقاب همانگونه که مرغان سر به زمین دانه میخوردند، راه میرفت و در میان آشغالها نوک میزد و کرمهایی برای خوردن پیدا میکرد.
یکی از روزها که عقاب دیگر بزرگ شده بود، پرنده عظیمالجثهای را دید که در آسمانها پرواز میکند. به سوی مادر مرغها رفت که چیزهای زیادی در مورد دنیا میدانست و پرسید: آن چه پرندهای است؟ مرغ پیر گفت: یک عقاب است. عقاب جوان گفت: اینگونه پروازکردن باید خیلی دلپذیر باشد و به آن پرنده بزرگ خیره شد. مرغ پیر گفت: بله، ولی تو باید پرواز کردن را فراموش کنی، چون تو یک مرغ هستی. عقاب در میان مرغها و آشغالها به زندگیاش ادامه داد.
بنابراین دیدگاه جهان و هستی محدود است، چون محدود میبینم و حدود را میبینم و دیوار میکشم در پناه دیوارهای پیش ساخته و سقفهای کوتاه میمانم. و محدود میبینم چون محدود میدانم و تا محدودهای میدانم. آنگاه که من محور جهانم پس جهان محدود به من، دانستههای من و تواناییهای ظهوریافته و نه حتی بالقوه من است. تا همانجایی گستره دارد که من میبینم و تا همانجا میرود که من میتوانم بفهمم. حال از دیدگاه اعراب بیابانگرد زمین همان کویر بود و از دیدگاه علم، انسان همین جسم.
اما یک ذهن خلاق یک ذهن باز است؛ ذهنی که میداند واقعیت دارای محدودیتها، مسائل و تناقضات و نقایص است اما خود، به آنها محدود نمیشود و باور دارد که ورای همه محدودیتها، نبودنها و نشدنها حقیقت بینقص و نامحدودی هست و راههایی برای رسیدن به آن و بهره بردن از نیروی بینهایتش که هر چیزی را ممکن میکند وجود دارد. او میداند و به تجربه و تفکر و مشاهده دریافته است که محدودیتها ساخته و پرداخته ذهنهای محدود و پر از دیوار است. باورهای در قفس و نگاههای شرطیشده محدودیتها را میسازند و در آن میزیند، همان را تجربه میکنند و همان را به سایرین میآموزند.
● ایمان داشته باشید که میتوانید
حتی متخصصین و کارشناسانی که تفکر خلاق را تنها یکی از روشهای تفکر میدانند و یک شیوه فکر کردن تعریفش میکنند معتقدند و توصیه میکنند: «ایمان داشته باشید که میتوانید. یک حقیقت اساسی این است که برای انجام هر کار، باید اول ایمان پیدا کنیم که این کار، میتواند انجام شود. اعتقاد داشتن به اینکه کاری میتواند انجام پذیرد، ذهن را برای یافتن راه انجام آن به حرکت وامیدارد. وقتی به کاری ایمان داشته باشید، فکرتان راههای انجام آن را پیدا میکند.
این آزمایش، تنها یک نتیجه دارد و آن اینکه وقتی ایمان بیاورید که چیزی ناممکن است، فکرتان در پی دلایلی میگردد که این مطلب را اثبات کند؛ ولی وقتی ایمان حقیقی داشته باشید که کاری شدنی است، فکرتان راههای انجام آن را مییابد.
ایمان داشتن به امکان تحقق مسائل، در حقیقت جاده را برای راهحلهای خلاق، هموار میسازد؛ در حالی که ایمان داشتن به عدمتحقق آنها، تفکری ویرانگر است. این نکته را میتوان به تمام موقعیتها - چه بزرگ و چه کوچک - تعمیم داد. آن دسته از اقتصاددانانی که اعتقاد دارند رکودهای اقتصادی اجتنابناپذیر است، نمیتوانند راههای خلاقی برای شکستن این دور باطل در اقتصاد، پیدا کنند.
اگر اعتقاد به توانایی خود داشته باشید، میتوانید راههایی برای دوستداشتن یک فرد پیدا کنید. اگر اعتقاد به توانایی خود داشته باشید، میتوانید راهحلهایی برای مشکلات شخصیتان پیدا کنید. اگر اعتقاد به توانایی خود داشته باشید، میتوانید راهی برای خریدن خانهای بهتر که آرزوی خریدنش را دارید پیدا کنید. ایمان، نیروهای خلاق را آزاد میکند و فقدان ایمان، آن نیروها را به بند میکشد. برای نیل به تفکر خلاق، ایمان داشتن را یاد بگیرید.»
● ایمان به نامحدود
از دیدگاه عرفا ایمان داشتن، تکیه به سرچشمه نامتناهی قدرت است و باوری خدشهناپذیر و محکم به حضور فعال او در امور. در واقع این نگاه به این حقیقت بازمیگردد که تو مخلوق خدایی که بینهایت است. او تو را بهصورت خود آفریده پس تو نیز نامحدودی اگر نامحدود ببینی. ایمان داشته باش اما نه بهخود که به خدای قادر خود. ایمان داشتن بهخود امروز هست اما شاید فردا نباشد اما او همیشه هست توانا و بینقص و حاضر.
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست) /عنکبوت20
دوشنبه 26 تیر 1391 3:15 PM
تشکرات از این پست
تشکرات از این پست
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت :
فروردین 1388
تعداد پست ها :
41934
محل سکونت : اصفهان
پاسخ به:موفقیت: خودشناسی
تیپ Aیا تیپ B ؟!
● شما به کدام تیپ شخصیتی نزدیکتر هستید، تیپ A یا تیپ B ؟!
هر کدام از تیپ های شخصیتی A و یا B دارای خصوصیات خاصی هستند که می توان افراد را با آن شناخت و با شناخت بهتر از افراد، می توان رفتار مناسب با دیگران داشت. همچنین آگاهی از نوع تیپ شخصیتی فرد، می تواند به ایفای نقش بهتر فرد در سازمان کمک نماید و سازمان را به اهداف سازمانی برساند، چرا که با آگاهی از نوع تیپ شخصیتی فرد، خواهیم توانست افراد مناسب را برای مشاغل مورد نظر انتخاب کنیم.
به طور کلی ما از نظر خصوصیات شخصیتی وابسته به دو تیپ A و B هستیم. افرادی که ویژگیهای شخصیتی مانند: استبداد، حمایت کننده، احساساتی، تحمل ابهام، دلواپسی، نیاز شدید به پیشرفت، خشونت، پرانرژی، رقابت جو، جاه طلب، بی حوصله و ستیزه جو و … را دارا هستند، به عنوان تیپ A مطرح می شوند. روانشناسان شخصیت تیپ A را به عنوان افراد پیچیده احساساتی تعریف می کنند که در کسانی می توان مشاهده نمود که همواره در یک حالت تهاجمی در کشمکش هستند و برای رسیدن به هدف با افراد و عوامل دیگر مقابله می کنند. و در مقابل شخصیت هایی که آرام ، صبور و میانه رو هستند، به عنوان تیپ B مطرح می شوند.
نتایج تحقیقاتی که برای روی انواع شخصیت ها صورت گرفته است، نشان می دهد که تیپ A همبستگی بالایی با فشار عصبی و خطرات جسمی ناشی از آن دارد. کارکنان تیپ A فشار شغلی قابل ملاحظه ای را تحمل می کنند، این افراد کسانی هستند که :
۱) ساعتهای طولانی تحت فشار عصبی وقت و حجم زیاد کار فعالیت می کنند.
۲) معمولاً کار را شبها و در اوقات تعطیل به خانه می آورند و قادر به استراحت نیستند.
۳) مرتباً خود را مقایسه می کنند و استانداردهای بالای بهره وری را برای خود منظور می دارند.
۴) آنها بیشتر به وسیله شرایط کار سرخورده می شوند، از کارهای دیگران خشمگین می گردند و مورد سوء تفاهم روسای خود قرار می گیرند.
نتایج یک تحقیق در آمریکا نشان داده است که ۶۰ درصد مدیران نمونه گیری شده تیپ A و ۱۲ درصد تیپ B هستند.
تفکر عموم بر این است که افراد تیپ A آمادگی بیشتری نسبت به بدترین نتایج فشار عصبی یعنی حمله های قلبی دارند. یک پزشک محقق اخیراً اشاره کرده که افراد تیپ A احتمالاً عمر مفیدشان طولانی تر است. او اظهار داشته که : کار آلوده بودن، همیشه عجله داشتن، متعرض بودن به دیگران، لزوماً چیز بدی برای قلب نیست. آنچه برای قلب مضر است این است که میزان بالایی خصومت و عصبانیت داشته باشید و هنگامی که با افراد روبه رو می شوید زحمت پنهان کردن آن را به خود ندهید.
● چگونه تیپ A را از تیپ B تشخیص دهیم؟
باید توجه داشت که هر کدام از تیپ های شخصیتی A و B دارای ویژگیهای خاص خود هستند که با توجه به آن می توان، تیپ A را از تیپ B تشخیص داد. در ادامه به ویژگیها و نیم رخهای شخصیتی تیپهای A و B اشاره می کنیم:
۱) تیپ A همیشه در حال حرکت است، در حالی که تیپ B نگران وقت نیست.
۲) تیپ A سریع راه می رود، اما تیپ B صبور است.
۳) تیپ A سریع می خورد، اما تیپ B به آرامی و با آرامش کامل غذای خود را میل می نماید
۴) تیپ A سریع حرف می زند و مکالمه تند دارد، اما تیپ B لاف نمی زند و کند سخن می گوید.
۵) لحن کلام تیپ A شدید است، اما تیپ B لحن کلام ملایمی دارد.
۶) کیفیت کلام تیپ A زمخت، محکم و کوتاه است، در حالی که کیفیت کلام تیپ B یکنواخت است.
۷) تیپ A بی صبر است و پاسخ آنی به سئوالات می دهد، اما تیپ B صبور است و پیش از پاسخگویی به سئوالات مکث می کند.
۸) تیپ A دو کار را با هم انجام می دهد، اما تیپ B از عهده انجام تنها یک کار برمی آید.
۹) تیپ A آه فراوان می کشد، اما تیپ B به ندرت آه می کشد.
۱۰) حرکات چهره تیپ A کشیده، خصمانه و ابروها درهم است، اما تیپ B چهره ای آرام و دوست داشتنی دارد.
۱۱) تیپ A در حال بازی به برد و باخت فکر می کند، اما تیپ B برای تفریح بازی می کند نه پیروزی.
۱۲) تیپ A زمان فراغت ندارد، اما تیپ B بدون احساس گناه می آساید و تحت فشار پایان وقت نیست.
۱۳) تبسم تیپ A در گوشه لب است، اما تیپ B تبسم گسترده دارد.
۱۴) خنده تیپ A خشک است، در حالی که تیپ B خنده ای نرم، لطیف و خوش آیند دارد.
۱۵) ذهن تیپ A با ارقام پر است، اما تیپ B سعی در به خاطر سپردن اعداد و ارقام نمی کند.
۱۶) تیپ A موفقیتها را با کمیت اندازه گیری می کند، اما تیپ B کیفیت را مدنظر دارد.
۱۷) تیپ A انگلشتان خود را زیاد فشار می دهد، اما تیپ B به ندرت این کار را انجام می دهد.
۱۸) تیپ A اغلب در تلاش برای تسلط به طرف مقابل است، اما تیپ B به ندرت این کار را انجام می دهد
۱۹) تیپ A به طور مداوم، در فشار کمبود وقت است، اما تیپ B هرگز عجله ندارد.
۲۰) تیپ A از کار خود رضایت ندارد و برای طی کردن درجات بالا تلاش می کند، در حالی که تیپ B از کار خود راضی است.
علاوه بر ویژگی هایی که برای تیپ های شخصیتی A و B برشمردیم، خصوصیاتی دیگری نیز می توان برای هر کدام از تیپ های شخصیتی، نام برد؛ به عنوان مثال تیپ A روحیه تهاجمی دارد، رقابتی است و به استقبال خطر می رود. و تیپ B میانه رو است و کمتر با کسی دشمنی می کند و کمتر دست به ریسک می زند.
● تیپ A و تیپ B در سازمان
بسیار مهم است که بدانیم در یک سازمان باید کدام تیپ شخصیتی را استخدام نمود تا به اهداف سازمانی دست یافت؟
باید این نکته مهم را همواره در نظر داشته باشیم که هر چند افراد تیپ A در سازمان سریع رشد می کنند و به بالا می رسند و آنها موفقتر از تیپ B هستند، اما در بالاترین نقطه سازمان افراد تیپ B که افرادی صبورند و مسایل را از دید وسیع تری می بینند، موفق تر هستند.
توصیه می شود افراد تیپ A را برای کارهایی از جمله طبقه بندی، بایگانی، منشی گری، فروشندگی و مدیریت در شرایطی که حجم کار زیاد و وقت تنگ است، انتخاب نمائیم و این نکته را در نظر داشته باشیم در مشاغلی که اصرار چندانی به سرعت انجام کار نیست، و به کیفیت بیشتر توجه می شود، استخدام افراد تیپ B توصیه می شود. همچنین در سازمان هایی که نیاز به مدیریت با دید وسیع تر دیده می شود و بر حفظ آرامش و صبر در انجام کارها تاکید می شود، در شرایطی که حجم کار کم بوده و وقت کافی برای انجام آن وجود دارد، استخدام افراد تیپ B می تواند موفقیت سازمان را در پی داشته باشد.
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست) /عنکبوت20
دوشنبه 26 تیر 1391 3:32 PM
تشکرات از این پست
تشکرات از این پست
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت :
فروردین 1388
تعداد پست ها :
41934
محل سکونت : اصفهان
پاسخ به:موفقیت: خودشناسی
تیپ شخصیت مهرورز
این شخصیت، یک شخصیت متعالی و کمالیافته است. او نیز بسیار مهر میورزد، اما مِهر بیدریغ. برای مهری که به دیگران میورزد، بازگشت و تاوان نمیخواهد. مهر نمیدهد تا سرویس یا خدمات بگیرد. مهر نمیدهد تا تأیید و تشویق بگیرد. او فقط مهر میدهد تا مهر داده باشد و از آن لحظهٔ مهر دادن خود لذت میبرد. این فرد از درون غنی است. از آنجائی که از عشق و مهر، نسبت به خود اشباع شده است، عشق و مهر اضافی خود را بیدریغ به پای دیگران میریزد.
اما یک فرد ”مهرطلب“، از آنجائی که خودش را خوب دوست ندارد و همواره خود را سرزنش میکند، عزتنفس و اعتمادبهنفس خود را به شدت کاهش میدهد و فاصلهٔ عزتنفس خود را با دیگران، با چاپلوسی پر میکند.
این فرد در شرایط حاد بیماری، اگر در شرایطی قرار گیرد که احساس کند دیگری نسبت به او برتریهائی دارد، بیاختیار خود را کوچک کرده و یا تسلیم او میشود و اغلب، در مقابل دیگران، احساس حقارت میکند. در نهایت، فردی مردمگریز میشود؛ زیرا آنچه از مهر و خدمات داده را هرگز دریافت نکرده است.
گاهی ”مهرطلب“، خود را خدمتگذار همه میداند و اسم آن را عشق، محبت و دوست داشتن میگذارد. مفهوم عشق و دوست داشتن برای او تسلیم بیقید و شرط است ولی پس از مدتی که از طرف مقابل، همین نوع رفتار را ندید، بههم میریزد و به این باور میرسد که پس او مرا دوست ندارد؛ زیر تسلیم بیقید و شرط من نیست.
فرد ”مهرطلب“ از هرگونه زورگوئی و قلدری از جانب خود متنفر است و همیشه به عفو و بخشش اصرار میورزد؛ اما از ضعف خود مخفیانه رنج میبرد (نوعی تناقض درونی). عفو و بخشش خود را نجابت فطری میداند، ولی به مرور به آنجائی میرسد که شاید از روی ترس یا کمی اعتمادبهنفس، میبخشیده و گذشت میکرده است و دوباره دچار نوعی تضاد و تعارض درونی میگردد.
فرد ”مهرطلب“، اغلب صفتهای خود را به نقاط قوت اخلاقی تعبیر میکند و به وجود آنها مباهات میکند. با این حال، وقتی به او زور گفته میشود، آزردهخاطر میگردد. در اعماق وجودش، میخواهد متجاوز را تنبیه کند و حق خود را بگیرد، ولی بلافاصله نیروئی، او را از عکسالعمل پرخاش و درگیری بازمیدارد.
افراد ”مهرطلب“، حتی اگر مزهٔ آزادی را هم بچشند، باز به همان قفس و بند خود، باز میگردند؛ زیرا افرادی بسیار وابسته هستند.
”مهرطلب“ از رد یا قبول خواهش دیگران، رنج میبرد (یک تضاد روانی درونی). از اینکه قادر به رد خواهشهای بیجا نیست، خود را به شدت ملامت میکند (سرزنش خود) و دچار احساس حقارت و خودکوچکبینی میگردد؛ اما از انجام آنچه که بر او تحمیل میشود نیز به شدت خشمگین میگردد. (سرزنش دیگران)
به دام مواد، الکل، سیگار و فحشا افتادن نیز از همین شخصیت میآید که نمیتواند خواهش یا خواستهٔ کسی را رد کند.
این تضاد بهطور عینی در مورد اهانت نیز وجود دارد؛ اگر اهانت کسی را بیجواب گذارد، از عدم شهامت خود، شرمسار میگردد و در باطن، خود را حقیر و خردشده مییابد؛ ولی اگر اهانت و توهین او را با اهانت پاسخ گوید، خود را خشن، بیادب و نفرتانگیز میانگارد. خلاصه هر عملی که خلاف صحبت دیگران باشد، در او ایجاد احساس گناه و تقصیر میکند؛ بنابراین بهتر میداند که کوتاه بیاید و از حق خود بگذرد تا دیگری آسیب و آزار نبیند.
از آنجائی که در هر فرد، میتواند سه نوع ”خود“ تصور کرد: ”خود اصلی“، ”خود ایدهآلی“ و ”خود فعلی“، فرد ”مهرطلب“ در خود ایدهآلی خود، این صفتها را میبیند: فداکاری، مساعدت به غیر، نوعدوستی افراطی، عفو و اغماض نسبت به تعدی و ظلم دیگران، عدالتخواهی، مهربانی، رنجطلبی و کلیهٔ این صفتها را در زیرمجموعهای به نام عشق و محبت دستهبندی میکند و مبارزه با آنها و خلاف جهت آنها حرکت کردن را گناهی نابخشودنی میپندارد؛ ولی تمام اینها از آنجائی میآید که وجود او از مهر، تهی است. او تشنهٔ محبت بوده و دائم در تلاش است تا این جام خالی وجود را با گدائی محبت از دیگران پر کند.
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست) /عنکبوت20
دوشنبه 26 تیر 1391 3:32 PM
تشکرات از این پست
تشکرات از این پست
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت :
فروردین 1388
تعداد پست ها :
41934
محل سکونت : اصفهان
پاسخ به:موفقیت: خودشناسی
تیپ شخصیتی مدیرتان را بشناسید
خیلی از ما، حداقل در مقطعی از زندگی، کارمند کس دیگری هستیم بنابراین لازم است خوب بدانیم چه چیزی او را ناراحت می کند و از کوره در می برد یا چطور می توانید روی او تاثیر خوبی بگذارید. تا به حال چقدر به شخصیت مدیرتان توجه کرده اید؟ چطور عمل می کند؟ به نظرتان چه کارهایی او را جوشی می کند یا به مذاقش خوش می آید؟ اگر مدیرتان آدم سخت گیری است شما هم خیلی راحت عصبانی می شوید اگر هم مدیر خوبی باشد دلتان می خواهد شما را تایید کند. تشخیص عواملی که باعث موفقیت و قوی شدن روابط کاری می شود مهارتی است که باید در محل کار حتماً به کار گرفته شود. یکی از راه های موفقیت در این کار شناسایی تیپ شخصیتی مدیر است. به این مثال ها دقت کنید. مدیر آقای الف آدم اجتماعی و برون گرایی است،
پر انرژی و پر از ایده های رنگارنگ است. پشت هم پیشنهادهای جدید می دهد و کمتر به کارهای خوب کارمندانش توجه می کند. این مدیر فکر می کند کارمندانش می دانند که او از آنها سپاسگزار است و برای آنها ارزش قائل می شود. مدیر آقای ب سخت کوش است و سازماندهی شده عمل می کند و کار کارمندانش را جزءبه جزء مدیریت می کند. آقای ب نگران است که مدیرش به او اعتماد نداشته باشد و به او ترفیع ندهد. این دو مدیر دو تیپ شخصیتی متفاوت دارند. ولی این تفاوت چه تاثیری بر کارمندان دارد؟
متخصصان روابط شغلی آدم ها را در محیط کار به چهار تیپ شخصیتی متفاوت تقسیم می کنند؛ رهبر، مردمی، آزادمنش و کاری. عموماً بیشتر مردم ترکیبی از دو تیپ هستند. هرچه تصویر آشکارتری درباره تیپ شخصیتی مدیرتان و نیز خودتان داشته باشید راحت تر می توانید بفهمید او در هر مقطعی چه عملکردی دارد، نقاط قوت و ضعفش چیست و چگونه می توانید با همدیگر به بهترین نتیجه برسید.
● رهبرها
رهبرها به نتیجه معطوف هستند. آنها تصویر بزرگ را می بینند و کاری می کنند که محقق شود. آنها خود را قاطع و صادق می دانند، با مشکلات مستقیم روبه رو می شوند و می توانند در شرایط سخت تصمیم گیری کنند. علاوه بر این، می پذیرند که گاهی وقت ها با دیگران ناشکیبایی می کنند و معمولاً اهمیت تعریف کردن و آگاهی دادن به دیگران را فراموش می کنند.
● مردمی ها
مردمی ها به روابط بیشتر توجه دارند. آنها از کار کردن با دیگران لذت می برند. رابط و شنونده های بسیار خوبی هستند و از کمک به دیگران لذت می برند. این افراد اجتماعی، دلسوز و به دنبال تایید هستند و از درگیری دوری می جویند. این ویژگی باعث می شود مردمی ها هنگام اخذ تصمیم های مهم که بعضی ها دوست ندارند دچار مشکل شوند.
● آزادمنش ها
آزادمنش ها به دنبال ماجراجویی و هیجان هستند. این افراد خطر می کنند و با استفاده از قوه تخیل قوی شان مسائل را به روش های نوین و غیرمعمول حل و فصل می کنند. آزادمنش ها در حل مشکلات بسیار موفق هستند، بسیار خلاقند و در شرایط بحرانی خوب عمل می کنند اما در جزئیات مشکل دارند و نمی توانند کارها را تا آخر دنبال کنند و آنها را تمام و کمال انجام بدهند. مقررات سخت را برنمی تابند و معمولاً حواسشان آسان پرت می شود و از کارهای روزمره زود خسته می شوند.
● کاری ها
آخرین گروه شخصیتی کاری ها هستند. اینها عاشق کار کردن هستند و خودشان و دیگران را با برنامه ها و سیستم های از پیش تعیین شده برای هر موقعیتی وفق می دهند. آدم های دقیقی هستند و در موقعیت های پیش بینی پذیر خوب خودشان را نشان می دهند. نقطه ضعف اینها این است که ممکن است کمال گرا بشوند و نمی توانند خودشان را با تغییرات هماهنگ کنند.
ممکن است با مرور این تیپ های شخصیتی متوجه بشوید یکی از اینها کاملاً با خلق و خوی شما مطابق است. به خاطر داشته باشید بیشتر آدم ها معمولاً ویژگی های دو گروه را با هم دارند. حالا به مدیرتان فکر کنید تا متوجه بشوید کدام شخصیت با او هماهنگ است. آیا شبیه شماست یا با شما فرق دارد؟
حالا دوباره مثال هایمان را به یاد بیاورید. مدیر آقای الف رهبر و آزادمنش است در حالی که آقای الف مردمی و کاری است. آنها دقیقاً برعکس هم هستند اما همزمان نقاط قوت همدیگر را کامل می کنند و ضعف های هم را می پوشانند. هرچه آقای الف بیشتر با روحیات مدیرش آشنا بشود کمتر از روش کار کردن او ناراحت می شود. او از مدیرش یاد می گیرد و از آن پس می تواند راحت تر پیشنهادهایی مطرح کند که به نفع مدیر باشد مثل اینکه چطور مدیر می تواند با کارمندانش مستقیم رابطه برقرار کند. رئیس آقای ب کاری و رهبر است و آقای ب مردمی و کاری. هر دو آنها کاری هستند و دوست دارند همه جزئیات مشخص باشد و وقتی همه چیز تحت کنترل باشد احساس راحتی بیشتری دارند. هنگامی که آقای ب متوجه بشود مدیرش مثل اوست می فهمد که به او اعتماد دارد فقط مانند خودش زیادی درگیر جزئیات است. او می تواند با به کارگیری مهارت های شخصیت مردمی اش رابطه همکاری با مدیرش را بهبود ببخشد. درک تیپ شخصیت خود و مدیرتان باعث می شود رابطه کاری مثبت و موثری با او برقرار کنید. اگر بخواهید با هم رابطه کاری خوبی داشته باشید، حتی اگر تفاوت هایی بین شما وجود داشته باشد، شرایط برنده - برنده به وجود می آید.
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست) /عنکبوت20
دوشنبه 26 تیر 1391 3:32 PM
تشکرات از این پست
تشکرات از این پست
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت :
فروردین 1388
تعداد پست ها :
41934
محل سکونت : اصفهان
پاسخ به:موفقیت: خودشناسی
تیپ شناسی مدیران
سوء تفاهمی در نظام مدیریت وجود دارد و آن عبارت از این تصور است که یک مدیرخوب، فردی است که همه باید از او راضی باشند. اما برای یک مدیر دو وظیفه اصلی مدیریتی تعریف شده که یکی هدایت و رهبری است و دیگری نظارت و کنترل.
واضح است که وظیفه هدایت با محبت و آرامش و تفاهم همراه است، در صورتی که نظارت وکنترل بر هیچ ذائقه ای خوشایند نیست. پس یک مدیر موفق باید جمع اضداد باشد، یعنی از یک سو با ایجاد عشق و علاقه و تفاهم وظیفه هدایت را برعهده بگیرد و موازی آن برانجام امور با دقت و جدیت، کنترل و نظارت داشته باشد.
بحث " تیپ شناسی مدیران " در چارچوب اصلاح مدیریت سازمان مطرح است، یعنی شناخت تیپهای مختلف مدیریتی برای بهبود سازمان.
● تیپ یکه تاز: اولین تیپ که در شرایط توسعه اقتصادی بسیار مورد نیازهستند، تیپ یکه تاز است. تیپ مدیر پروژه، تیپ اجرایی، کسی که کار را به مقصد می رساند و به انجام کار علاقه دارد. این فرد ویژگیهایی دارد که اولین و مهم ترین ویژگی او در تولید نتایج است. یعنی امور را پروژه می کند و پروژه ها را انجام می دهد. این تیپ مناسب انجام کارهایی است که قبل و بعد نداشته باشد، یعنی کاری که از صفر شروع و تا جایی تمام شده و تحویل دهد و برود.
تفوق او بر دیگران نیز با انجام کارهاست. فردی است سخت کوش و کاملا وقف کار که اغلب از کوتاهی روز، کار زیاد و نداشتن وقت کافی شکایت دارد. تمرکز توجه در آن چه که فعلا انجام می شود و البته قدرتش هم درهمین تمرکز است.
● تیپ بوروکرات، نظم دهنده: این تیپ، مدیریت ظاهری را به مدیریت غیرظاهری تبدیل می کند. چیزی که به آن امور اداری می گویند. مدیر به نتیجه کار توجه ندارد و تنها روند انجام کار مهم است و کار باید متناسب با مقررات باشد. نقش انحصاری این فرد به اجرا درآورنده، اداره کننده و نظم دهنده است که برای سازمان لازم و ضروری است.
● تیپ آتش افروز: این تیپ به تازگی در ایران شناسایی می شود، در فارسی به نام کارآفرین ترجمه شده که تیپ مفید و ارزشمند و نایابی است. این فرد برای توسعه اقتصادی و اشتغال زایی کاربرد دارد. این گروه با اعتماد به نفس بالا و بسیار خودمحور، چیزهایی را در آینده می بیند که دیگران نمی بینند و بااین ویژگی در کارها سرمایه گذاری می کند، سازمان و کار به وجود می آورد. سوداگر و دنبال منفعت و دارای ایده است. این تیپ دو ویژگی دارد یکی داشتن اطلاعات و دیگری قدرت ریسک کردن. اگر یکی از این دو خصوصیت نباشد فرد از تیپ آتش افروز محسوب نمی شود.
● تیپ دنباله رو کبیر، متحدکننده، وحدت بخش: این تیپ برای ایجاد آرامش در سازمان است. هیچ اصولی را در زندگی قبول ندارد وسیاست باز است. هیچ وقت به کسی " نه " نمی گوید. نقش انحصاری او یکپارچه کننده افراد است و تفوق او بر دیگران در کسب موافقت و مصالحه است. تمرکز توجه او قبول آن چه که واقع شده و این که اکثریت چه می گویند و جو به چه سویی می باشد است.
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست) /عنکبوت20
دوشنبه 26 تیر 1391 3:33 PM
تشکرات از این پست
تشکرات از این پست
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت :
فروردین 1388
تعداد پست ها :
41934
محل سکونت : اصفهان
پاسخ به:موفقیت: خودشناسی
تیپهای شخصیتی
● مقدمه
مفهوم تیپ مستقیما از مفهوم یرسونا یعنی ماسک مشتق میشود. در تئاتر قدیم ، تعداد محدودی نقش وجود داشت، هر نقش از روی ماسک قابل شناسایی بود و هر ماسک رفتار خاصی ایجاب میکرد و در حقیقت نمونهای از آن بود. بنابراین ، میتوان گفت که تیپ یعنی مجموعه شیوههای واکنش یا مجموعه ساخت شخصیت هدف از تشخیص تیپهای شخصیتی یا طبقهبندی انواع مختلف شخصیتها این است که ویژگیهای جسمی و روانی انسانها ، مخصوصا رابطه آنها ، مورد مطالعه قرار گیرد.
نقطه شروع این طبقهبندیها در بعضی موارد بر مشاهده افراد بیمار ، مثل طبقهبندی کرچهر و در برخی موارد دیگر بر مشاهده افراد سالم مثل طبقهبندی شلدن استوار است. در طبقهبندی افراد ، بر اساس مشاهده بیماران فرض بر این است که بیماری ، شخصیت را از حالت طبیعی منحرف میکند و امکان انجام دادن مشاهدات متعدد و متفاوتی را فراهم میآورد. تا به حال طبقهبندیهای متعددی از شخصیت به عمل آمده است که به چند مورد از آنها اشاره میکنیم.
● طبقهبندی کرچهر
کرچهر ، اساس طبقهبندی خود را بر مشاهده موارد بیماری بنا نهاده است. او انسانها را در مجموع به سه طبقه اصلی و به ترتیب زیر تقسیم میکند:
▪ طبقه پیک نیک
افرادی که در این طبقه جای میگیرند، از نظر جسمی چاق هستند و قد آنها کوتاه است و سینه و شکمشان نسبت به سایر قسمتهای بدن رشد بیشتری دارد. صورت آنها پهن است، گردن آنها کوتاه و کلفت و پوست بدنشان تمایل به سرخی دارد. از نظر خلق ، خوش برخورد ، خوش گذران ، شوخ طبع و خوش خوراک هستند، به همه چیز با نظر خوش بینانه نگاه میکنند و ظاهر و باطن یکسانی دارند.
زود به دیگران دل میبندند و زود هم از آنها دل میکنند. این افراد در مجموع برون گرا هستند و در مسائل عقلی و منطقی زیاد عمق ندارند. از نظر جسمی استعداد چاقی دارند، از نظر منش ، ادواری هستند، یعنی خلق آنها بطور متناوب تغییر میکند و از نظر بیماری آمادگی ابتلا به سایکومانیک – دیرسیور را دارند.
▪ طبقه لپتوزوم یا استینک
این گروه افراد اندامی دراز و باریک دارند، رشد بدنشان ، برخلاف تیپ پیک نیک عمودی است. قفسه سینه آنها باریک و مسطح است. استخوانهای آنها برجسته ، دندهها از زیر پوست نمایان با شکم فرو رفته ، صورت لاغر و دست و پایشان دراز است. از نظر خلق ، دیرجوش ، گوشهگیر و خیالباف هستند، کنایهآمیز و نیشدار سخن میگویند.
به عالم خارج کمتر توجه میکنند. بیشتر در خود فرو میروند و به درونگرایی تمایل دارند. این افراد خیلی دیر با دیگران دوست میشوند و در عوض خیلی دیر هم دوستیهای خود را بهم میزنند. افراد کینهتوز و بدبین هستند. از نظر فعالیتهای علمی نیروی قوی و ادراکی عمیق دارند. بیش از اندازه حساساند و آمادگی مبتلا شدن به اسکیزوفرنی را دارند.
▪ طبقه آتلیتک
این طبقه از انسانها ، از نظر جسم ، استخوان بندی بسیار محکم و عضلات بسیار نیرومند دارند، سینه آنها پهن و قد آنها نسبتا بلند است. از نظر خلق ، به فعالیتهای بدنی ، ورزش ، کوه نوردی ، شرکت در مسابقات ورزشی و مخصوصا موفقیت در آنها علاقه زیادی دارند. این افراد از خطر نمیترسند، پرخاشگر ، زورگو و ریاست طلب هستند، برخلاف تیپ لپتوزوم در مقابل مسائل مختلف حساسیت زیادی نشان نمیدهند، کمتر شوخی میکنند و سعی میکنند بیشتر جدی باشند، آمادگی مبتلا شدن به بیماری صرع را دارند.
▪ طبقهبندی شلدن
طبقهبندی شلدن ، از مشاهده افراد طبیعی بوجود آمده و بر فرضیه جنینشناسی استوار است. این طبقهبندی در شکل ظاهری بدن سه بعد تشخیص میدهد که از رشد سه لایه جنین یعنی اندودرم ، مزودرم و اکتودرم ، پدید میآیند. اولین اقدام شلدن این بود که از صدها جوان برهنه در سه حالت مختلف (جلو ، عقب و پهلو) عکس گرفت. هزاران عکس بدست آمده را چند بار طبقهبندی کرد و آخرالامر به این نتیجه رسید که ناحیه شکم ، اعضای درونی (معده ، قلب ، ششها، در بعضی از آنها کوچک و در بعضی دیگر بزرگ است. بقیه افراد بین این دو حد افراط و تفریط قرار دارند. چون این ناحیه از بدن از رشد لایه آندودرم جنین بوجود میآید، این تیپ افراد را اندومورف نامید.
از لحاظ عضلانی بودن و استحکام استخوانها نیز شلدن تفاوتهایی بین افراد دید. او متوجه شد که از این نظر نیز میتواند افراد را طبقهبندی کند. بدین ترتیب که در یک طرف کسانی را قرار دهد که کاملا عضلانی هستند در طرف دیگر کسانی را جای دهد که عضلات بسیار ضعیفی دارند و بقیه را بین دو حد توزیع کند. چون عضلات از رشد لایه مزودرم جنین بوجود می آیند، این تیپ افراد مزومورف نامیده شدند. از لحاظ ساختمان اعصاب نیز بین آزمودنیها تفاوتهای فاحشی دیده شد. افراد این گروه نیز میتوانستند روی یک مقیاس قرار گیرند. چون اعصاب از رشد لایه اکتودرم جنین بوجود میآید، شلدن این گروه افراد را اکتومورف نامید.
● آیا طبقهبندی تیپهای شخصیتی شلدون و کرچهر متفاوت از هم است؟
با کمی دقت معلوم میشود که طبقهبندی کرچهر با طبقهبندی شلدن مطابقت کامل دارد. آندومورف با پیک نیک ، مزومورف با آتلتیک و اکتومورف با لپتوزم یا استنیک شلدن هر یک از ویژگیها را به عنوان یک صفت در نظر گرفت و به آن بر حسب درجه شدت ، بین ۱ تا ۷ نمره داد. بنابراین در طبقهبندی شلدن ، شکل ظاهری هر فرد به کمک یک عدد سه رقمی نشان داده است.
رقم سمت راست وضعیت او را از نظر آندومورفی ، رقم وسط وضعیت او را از نظر مزومورفی و بالاخره رقم سمت راست ، شکل ظاهری او را از نظر اکتومورفی نشان میدهد. مثلا اگر به کسی نمره ۴۲۶ داده شود مفهومش این خواهد بود که از نظر آندومورفی در حد متوسط ، از نظر مزومورفی و از نظر اکتودرمی قوی است.
● طبقهبندی شخصیت افراد با توجه به صفات
اقدام دوم شلدن این بود که در مورد ویژگیهای روانی و صفت شخصیتی افرادی که آنها را از نظر شکل ظاهری بدن طبقهبندی کرده بودند، به تحقیق پرداخت. برای این کار ابتدا صدها عبارت را ، که برای توصیف شخصیت به کار میرفت، جمع آوری کرد. از میان صفات جمع آوری شده، شصت صفت را انتخاب کرد و به افراد مورد مطالعه خود (دانشجویان دانشگاهها) از نظر این شصت صفت ، نمره داد.
بررسی آماری نمرات به دست آمده نشان داد که این شصت صفت در سه گروه ، طبقهبندی میشوند (در هر گروه بیست صفت). گروه اول را ویسرتونی نامید، زیرا همه بیست صفتی که زیر این عنوان قرار داشتندt به نوعی با خوشخوری ، خوش زیستی ، لذت طلبی و شادکامی ارتباط داشتند. گروه دوم صفات سوماتوتوتی نامیده شد، زیرا این صفات به فعالیت بدنی ، حرکات ، رقابت ، پرخاشگری ابراز شخصیت و فعالیت مربوط میشد و بالاخره ، گروه سوم صفات ، سر برو تونی نام گرفت. زیرا صفاتی که در این گروه جای میگرفتند به نحوی با تفکر ، درونگرایی ، انزوا طلبی ، حساسیت زیاد ، خودخوری و نگرانی ارتباط پیدا میکردند.
شلدن در این خصوص نیز به آزمودنیهای خود نمره داد. به این ترتیب که اگر صفتی در یک آزمودنی به حداکثر خود میرسید، به او نمره ۷ میداد. مثلا اگر فردی ۷۱۱ میگرفت، مفهومش این بود که از نظر وسیرتونی (خوش زیستی) بسیار خوب و از نظر سوماتوتونی (علاقهمندی به فعالیتهای بدنی) و سر بروتونی (متفکر و حساس بودن) ضعیف است.
سومین و آخرین کار شلدن این بود که دریابد آیا بین تن و روان ، یعنی بین ویژگیهای جسمی و ویژگیهای روانی همبستگی وجود دارد؟ به عبارت دیگر آیا میتوان از روی شکل ظاهری افراد رفتار آنها را پیشبینی کرد؟ برای بررسی این مسئله شلدن ، به کمک همکاران خود ، به گروهی از دانشجویان هم از نظر ویژگیهای جسمی و هم از نظر ویژگیهای روانی ، به صورتی که در بالا گفتیم ، نمره داد و همبستگیهای موجود بین نمرات را محاسبه کرد و معلوم شد که:
بین آندومومورفی و وسیرتونی ، بین مزومورفی و سوماتوتونی بین اکتومورفی و سربروتونی همبستگی بالا وجود دارد. بنابراین ، میتوان نتیجه گرفت که افراد آندومورف یعنی کسانی که در آنها ناحیه شکم و اعضای داخلی آن رشد بیشتری دارد، از نظر خلق افرادی هستند که از خوش خوری ، خوش زیستی ، لذت طلبی و شادکامی پیروی میکنند.
افراد مزومورف یعنی کسانی که عضلانی و درشت استخوان هستند، به فعالیتهای بدنی ، تحرک ، پرخاشگری رقابت و ریاست علاقه زیادی دارند.
افراد اکتومورف ، یعنی آنهایی که لاغر اندام هستند و ساختمان عصبی قوی دارند، به انزوا طلبی ، درون گرایی حساسیت زیاد ، خودخوری و تفکر تمایل نشان میدهند.
● نتیجه بحث
طبقهبندی شلدن از پایههای تجربی دقیقتری برخوردار است و نتایج قابل اطمینانتری فراهم میآورد. با وجود این طبقهبندی شلدن نیز از طرف سایر پژوهشگران مورد انتقاد قرار گرفته است. از جمله اینکه: طبقهبندیها در هر دو مورد (جسمی و روانی) ، از سه گروه تجاوز نمیکرد، در هر دو مورد نمره گذاریها تنها بین ۱ تا ۷ متغیر بود و مهمتر از همه اینکه در هر دو مورد ، آزمایشگران افراد واحدی بودند. یعنی آزمودنیها تنها توسط یک گروه معین از پژوهشگران تحت آزمایشهای جسمی و روانی قرار گرفته بودند.
بدیهی است که در چنین شرایطی ، ارزشیابیهای بعدی تحت تاثیر ارزشیابیهای قبلای قرار میگیرد. در این گونه موارد اولا باید صفات جسمی توسط یک گروه و صفات روانی توسط گروه دیگری از پژوهشگران مورد بررسی قرار گیرد، ثانیا از ابزارهای عینی (مثلا آزمونهای روانی) استفاده شود تا از نظر شخصی آزمایشگران ، ارزشیابی آنها تحت تاثیر قرار ندهد. روانشناسان علاوه بر شناختن شخصیت انسانها سعی کردهاند آن را ارزشیابی هم بکنند، ارزشیابی شخصیت از این نظر حائز اهمیت است که میتوان از وجود افراد در موقعیتهای مناسب استفاده کرد.
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست) /عنکبوت20
دوشنبه 26 تیر 1391 3:34 PM
تشکرات از این پست
تشکرات از این پست
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت :
فروردین 1388
تعداد پست ها :
41934
محل سکونت : اصفهان
پاسخ به:موفقیت: خودشناسی
تیپهای شخصیتی روان ناسالم
یک انسان روان سالم، انسانی است که به دیگران، آسیب نمیرساند و دیگران کنار او، در امنیت روانی بهسر میبرند و همانطور که میدانیم، بهترین نوع عبادت، آن است که دیگران از دست و زبان ما در امان باشند. هرچه ما از نظر روانی، سالمتر باشیم؛ کمتر به دیگران آسیب میرسانیم. بهطور تقریبی میتوان گفت که حتی یک فرد بهطور کامل روان سالم در دنیا وجود ندارد و هریک از ما انسانها در صدی از ناسلامتی روان را تحت تأثیر عاملهای مختلفی همچون وراثت، محیط یادگیری در خانواده و یا محیط اجتماع از کودکی تا بزرگسالی و یا حتی کهنسالی با خود حمل میکنیم؛ پس اگر درصدی از این شخصیتهای روان نا سالم را در خود دیدیم، یکه نخوریم؛ به هم نریزیم و آشفته نشویم؛ بلکه درصدد برداشتن آن و نزدیکتر شدن به یک انسان روان سالم، یک انسان متعالی و خداگونه گام برداریم. یادمان باشد در بیماریهای روانی، تنها شناخت مشکل، ۹۰درصد کار درمان را انجام میدهند و ۱۰درصد بقیه با پیروی کردن و بهکار بستن یکسری تکنیکها برای پاککردن آن مشکل، بهکار میآید.
● تیپ کمالگرا یا کمالجو:
یک تیپ شخصیتی بسیار روان سالم است. او فردی بسیار معنوی بوده و فقط بهسوی بالا حرکت میکند؛ حرکت صعودی برای رسیدن به معنویت، به خدای درون و به سمت متعالی شدن. این فرد، نهتنها برای خود یا دیگران، مشکل دست نمیکند؛ بلکه برای خود و بهخصوص برای جامعه، بسیار مفید و حتی ضروری است.
● تیپ شخصیتی کمالطلب یا برتریطلب:
فردی است که هرچیز را برای خود در عالیترین حد ممکن میخواهد. بسیار تلاش میکند؛ همواره در حال دویدن است؛ همیشه دیرش شده؛ ولی هرگز با هر آنچه بهدست میآورد، خوشحال و راضی نیست و باز هم برای رسیدن به بهتر از آن، شروع به تلاش دوباره میکند تا شاید روزی به رضایت خاطر و خوشحالی کامل برسد. پس این چیزها تنها برای مدتی کوتاه میتوانند او را خوشحال و راضی نگاه دارند و دوباره و دوباره باید این دور باطل را برای گرفتن تنها لحظههائی از احساس رضایت و خشنودی از سر گیرد. احساس شادی، رضایت، خشنودی و خوشبختی باید از درون بجوشد. از آنچه که هستیم (پارهٔ تن خداوند)؛ مگرنه اینکه خداوند از روح خود در ما دمیده، پس هر که و هرچه هستیم، عالی هستیم؛ زیرا از او هستیم؛ اما از آنجائی که این را فراموش کردهایم، احساس شادمانی و خوشبختی را نیز از دست دادهایم. ولی با مدیتیشن و مراقبه میتوانیم رضایت درون، احساس شادی درونی، آرامش درونی و یکی شدن دوباره با خدای درون را تجربه کنیم.
● این شخصیت، چگونه بهوجود میآید؟
فرد ”برتریطلب“، فردی است که یا در کودکی هرچه خواسته برای او مهیا بوده و همه چیز به میل او انجام شده و یا از همان دوران کودکی یا اوایل نوجوانی، قدرت زیادی در خانواده به او محول شده است. جالب است بدانیم که ما با دادن خدمات اضافی و آماده کردن هر آنچه که فرزندامان میخواهند و در عین حال، نداند مهر ناب، نوازش، ندیدن و نشنیدن بهموقع آنان، ندانسته فرزندسالاری را رواج میدهیم؛ حال آنکه یک فرزندسالار، هیچگاه خود، خشنود، راضی و شادی است و نه میگذارد دیگران اینگونه باشند؛ زیرا آنچه که او بهطور واقعی نیاز دارد، نوازش، دیده شدن و شنیده شدن است تا احساس رضایت، شادی و خوشبختی درونی او بیدار شود. همهٔ انسانها همواره میخواهند بهترین خود را بسازند و یا انجام دهند؛ ولی اگر نشده، دلیل آن، تنها آگاه نبودن است نه گناهکار یا مقصر بودن.
فرد برتریطلب یا کمالطلب، در کودکی بهنوعی آسیب دیده. او در سنین نوجوانی، جوانی و بزرگسالی حتی تا کهنسالی، فردی است بسیار ناراضی؛ ناراضی از آنچه که شده و یا آنچه داراست. او از تحصیلات، موقعیت اجتماعی، ثروت، مقام و پُست خود ناراضی است. او حتی از همسر یا فرزندان خود نیز ناراضی است. اگر چیزی او را خوشحال سازد، مدت این خوشحالی، طولانی نخواهد بود. او بیشتر فردی ناسپاس است و از آنچه که دارد، خشنود و شکرگزار نیست. این فرد همواره در تلاش و تکاپوست؛ بیوقفه کار میکند؛ درس میخواند؛ میدود و ... و همواره عجله دارد؛ کمتر در لحظهٔ اکنون زندگی میکند و از لحظههای زندگی لذت نمیبرد. بیشتر وقتها به فکر آینده و رسیدن به آنچه در آرزوها و آرمان خود دارد، عمر میگذراند تا شاید در آن روز، احساس خوشحالی و خوشبختی کند؛ حال آنکه با رسیدن به آن لحظهٔ آرزوها نیز، یا بههیچوجه احساس خوشحالی نمیکند به این علت که دیگر این مورد، او را ارضا نمیکند و یا این موقعیت، تنها مدتی کوتاه میتواند او را شاد و راضی نگه دارد. میبینیم که اگر این تیپ شخصیتی در ما وجود داشته باشد، همواره برایمان مشکلساز خواهد بود؛ زیرا هرگز احساس رضایت، خوشبختی و شادی نخواهیم داشت و از آنجائی که همواره در تلاش و تکاپو هستیم، هرگز زندگی نمیکنیم تا از چیزی که داریم یا شدهایم، لذت ببریم؛ بنابراین نه میتوانیم به دیگران، احساس خوشحالی و خوشبختی بدهیم و نه خود، احساس خوشبختی و رضایت داریم؛ زیرا میخواهیم همواره، همسرمان، فرزندانمان و پدر و مادرمان بهترین باشند و از آنجائی که بهطور تقریبی غیر ممکن است که فردی بتواند در همهچیز، بهترین باشد؛ بنابراین ما را ارضا نخواهند کرد؛ پس بهتدریج با همسر، فرزند، پدر و مادر و محیط کار خود، دچار تضاد و تعارض میگردیم. هرگز طعم زندگی را نخواهیم چشید و همواره تا آخر عمر در تلاش بیسرانجام، بدون احساس شادی و خوشبختی دستوپا خواهیم زد.
فرد برتریطلب، جام وجودش نهتنها از مهر پدر ومادر، بلکه از مهر خود نیز خالی است؛ زیرا خود را در آنچه که میشود، میبیند؛ نه آنچه که هست. خود را دوست ندارد؛ زیرا آنچه که هست، ناراضی است. او خود را قابل و یا خوب نمیبیند و همواره خود را کمتر از آنی که هست، میبیند. خوددوستداری صحیح، برابر با عزتنفس یااحترام به خود بالاست؛ ولی این فرد، با دوست نداشتن خود، عزتنفس خود را بهشدت پائین میآورد. این فرد، ممکن است از موفقیتهای فردی و یا اجتماعی بالائی برخوردار باشد؛ اما هرگز خود را بهحد کافی قبول ندارد؛ پس، خودباوری او که همان اعتمادبهنفس است نیز بهطور کامل، کاهش مییابد؛ بنابراین بهدنبال یک ماسک میگردد تا یک خودساختگی را که همان غرور و ”منم“ است و آنرا بهتر از خود واقعیاش میداند، به همه نشان دهد؛ زیرا وقتی کسی خود را خوب، قبول ندارد، تلاش میکند تا با این ماسکها هم خود را فریب دهد و هم دیگران را.
● راه درمان
۱) ایمان بهخود: ما فقط با دیدن خود، ۹۰درصد راه بهبود را طی کردهایم.
۲) پذیرفتن: الف) پذیرفتن اینکه من این مشکل را دارم و با کمک خود و خداوند، میتوانم آن را برطرف کنم.
ب) پذیرفتن خود بههمین شکل که هستم با تمام نقاط قوت و ضعفم. خداوند مرا اینطور خلق کرده؛ اگر میخواست بهتر خلق کند، میتوانست؛ ولی اگر نکرده، پس بقیهٔ راه در دست من است تا از خود چه بسازم.
۳) قطع کردن انتقادها، ایرادگیریها و سرزنش کردنها از خود و دیگران: هربار هنگام انجام این کارها، مچ خود را گرفته و عمل را قطع کنیم. ( سرزنش کردن دائم خود، بهشدت موجب کاهش اعتمادبهنفس در ما میگردد.)
۴) قطع بایدها و نبایدها برای خود و دیگران: بایدها و نبایدها از والد ما میآیند (شاید حتی در سنین نوجوانی باشیم؛ ولی والد در ما کار میکند.)
۵) تکنیک دوستت دارم: چند دقیقه در طول روز یا شب در آیینه به چشمهای خود نگاه کنیم و به خود بگوئیم: ” دوستت دارم؛ تو را همینگونه که هستی دوست دارم؛ تو خوبی؛ تو عالی هستی“ و به این شکل، عزتنفس و خود دوستداری صحیح را در خود بالا برده و کمکم خود را بههمین شکلی که هستیم، میپذیریم.
۶) تکنیک کِش: یک کِش را در مچ دستی که با آن، بیشتر کار میکنیم، میاندازیم؛ هربار که در ذهن خود، با خود دعوا کردیم، خود را سرزنش کردیم و یا هرباری که به آنچه داریم و یا هستیم، راضی نبودیم و ابراز نارضایتی کردیم، بهسرعت کِش را میکشیم و رها میکنیم تا روی نبض دست، به مچ، محکم برخورد کند و دردمان بیاید. کمکم این احساس نارضایتیها، سرزنشها و دعواهای با خود قطع میگردد و جای آنرا خود باوری یا اعتماد بهنفس پر میکند و به این شکل، ماسکها به کناری رفته و خودِ واقعی ما که یک خودِ خداگونه است، چهره مینماید.
۷) زندگی کردن در لحظهٔ اکنون و لذت بردن از زمان حال، آنچه که هستیم و آنچه که داریم: ما باید به خود بیاموزیم که چگونه دوباره از زندگی لذت ببریم. لذت بردن از یک فنجان چای که مینوشیم؛ از نگاه کردن؛ دیدن؛ حرف زدن با همسر و فرزندان و یا پدر و مادر و اطرافیان؛ لذت بردن از شغلی که داریم و بهطور کلی لذت بردن از زندگی. عمری که در حال سپری شدن است، حتی یک ثانیهٔ آنرا به هیچ قیمتی نمیتوانیم دوباره زنده کنیم. پس زندگی کردن را بیاموزیم؛ آنچه را که داریم و آنچه را که هستیم، در راه زندگی کردن، خرج کنیم، نه زندگی و عمرمان را در راه بهدست آوردن آنها سپری کنیم و روزی به آخر خط برسیم و ببینیم که زندگی نکردهایم.
۸) تکنیک شکرگزاری: از امروز بهخاطر ذره ذرهٔ چیزهائی که داریم، شکرگزاری را دوباره شروع میکنیم. برای چشمهائی که داریم؛ دستهائی که کار میکنند؛ پاهائی که ما را به همه جا میبرند؛ مغزی که کار میکند و ...
بهخاطر پدر و مادر، همسر، فرزند یا فرزندان خوبی که داریم، حتی اگر خیلی خوب نیستند، کمی که خوب هستند مهمتر از همه، بهخاطر سلامتی که داریم حتی اگر نسبی است. میدانیم که میلیونها انسان، ممکن است حسرت داشتن آنها را داشته باشند و ما که داریم، خوب قدر نمیدانیم. میگویند حضرت محمد (ص) همواره استغفار میکردند. از ایشان پرسیدند: ”شما که گناهی نکردهاید، پس چرا این حد استغفار میکنید؟“ فرمودند: ”بهخاطر اینکه نتوانستهام شکر تمام نعمتهائی را که خداوند به من داده، بهجای آورم.“ در قرآن آمده است: ”اگر شما انسانها، تمام ثانیههای عمرتان رانیز شکر کنید، باز هم تا آخرین روز عمرتان، نمیتوانید شکر تمام نعمتهای مرا بهجا آورید.“ پس بهخاطر آنچه که داریم و آنچه که هستیم، خدا را شکر کنیم که ”شکر نعمت، نعمت افزون کند.“
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست) /عنکبوت20
دوشنبه 26 تیر 1391 3:59 PM
تشکرات از این پست
تشکرات از این پست
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت :
فروردین 1388
تعداد پست ها :
41934
محل سکونت : اصفهان
پاسخ به:موفقیت: خودشناسی
جایگاه واقعی شما
آیا تا به حال پیش آمده فكر كنید كه جایگاه فعلی شما در جامعه و خانواده با آنچه برای شما در نظرگرفته شده بوده، هماهنگی ندارد؟
مثلاً قرار بوده شما یك دانشمند برجسته باشید، اما چون حقتان را خوردهاند، حالا یك دانشجوی بیچاره بیشتر نیستید؟ و یا اینكه مثلاً شما قرار بوده جزو خانواده پرنس چارلز باشید، اما این اتفاق به دلیل برخی مسائل نیفتاده؟ در هر صورت، تست امروز ما به شما میگوید كه جایگاه واقعیتان چیست... مطمئناً از نتایج آن تعجب خواهید كرد!
۱) اگر شما میتوانستید رنگ و شكل موهایتان را بهطور طبیعی انتخاب كنید، چه تفاوتی ایجاد میشد؟
رنگ آن تغییر میكرد. (۵)
همیشه بلند بود تا نیازی به آرایشگاه وجود نداشته باشد. (۱۰)
همیشه مطابق آخرین مدلهای روز آراسته شده بود. (۱۵)
۲) رویاهای غالب شما به كدامیك از موارد زیر مربوط میشود؟
به دست گرفتن كنترل جهان (۱)
یك زندگی برتر از دیگران كه همه تحسین میكنند. (۵)
زندگی در یك زمان دیگر. (۱۰)
۳) شما معمولاً چه لباسهایی میپوشید؟
لباسهای تیرهرنگ (۱)
رنگهای پرمایه و هرچیزی كه به ظاهر من بخورد. (۵)
لباسهایی كه توجه دیگران را جلب كند. (۱۵)
۴) شما روز آخر هفته چه میكنید؟
با كامپیوترم مشغول هستم. (۱)
هركاری كه در آن لحظه دوست داشته باشم. (۵)
مطالعه یا نقاشی یا چیزی شبیه به آن. (۱۰)
مهمانی و بیرون رفتن با دوستان. (۱۵)
۵) رنگ مورد علاقه شما چیست؟
سیاه. (۱)
صورتی، قرمز تیره، طلایی، سبز تیره و شبیه آنها. (۵)
قهوهای یا سفید. (۱۰)
آبی یا صورتی روشن یا شبیه به آنها. (۱۵)
۶) اگر قرار بود شما یكی از این وسایل را همراه خود به یك جزیره متروك ببرید، كدام را انتخاب میكردید؟
كامپیوتر لپتاپ كه با انرژی خورشیدی كار میكند.(۱)
خدمه و كسانی كه كارهایتان را انجام دهند. (۵)
آب و غذا. (۱۰)
تلفن همراهتان! (۱۵)
۷) بهترین هدیه برای شما كدام است؟
یك تلفن همراه غیرقابل ردیابی (۱)
كلی لباس زیبا یا كتاب چاپ جدید. (۵)
یك هدیه كاربردی (۱۰)
یك ماشین یا لباس مهیج! (۱۵)
۸) زمانی كه ۲۵ ساله شدید (یا بودید) دوست دارید (یاداشتید) چه شغلی داشته باشید؟
یك سرمایهدار پولدار و با نفوذ در رشته نرمافزار كامپیوتر(۱)
رئیس یك شركت مهم بینالمللی یا بهترین بازیكن یك تیم ورزشی مهم (۵)
خیلی فرقی نمیكند. (۱۰)
كار چیه؟ در ۲۵ سالگی پدر جان زحمت هزینههای اینجانب را خواهند كشید! (۱۵)
(۱ تا ۳۰ امتیاز): دوست من، شما قرار بوده یك نابغه شیطان باشید، یا یك شیطان مجسم. فكر میكنید موقعیت فعلی شما با آنچه تقدیر برایتان در نظر داشته چقدر فاصله دارد؟
(۳۱ تا ۸۵ امتیاز): همانطور كه گفتیم، شما قرار بوده با پرنس چارلز و ملكه الیزابت فامیل باشید، اما دست سرنوشت شما را به موقعیت فعلیتان كشانده است. اما به نظر میرسد شما هنوز هم اخلاق بالقوهتان را حفظ كردهاید. به هرحال شما عضو خانواده سلطنتی انگلستان نیستید. بهتر است دست از این بازیها بردارید و مطابق موقعیت فعلیتان رفتار كنید... !
(۸۶ تا ۱۰۰ امتیاز): به نظر میرسد زمانهای بسیار دور، مانند چند قرن پیش، هنوز هم جذابیت خود را برای شما از دست نداده است. شاید به همین دلیل است كه نسبت به هم سن و سالان خودتان بسیار مودبتر و باوقارتر هستید. به هرحال شما قرار بوده در همان چند قرن پیش زندگی كنید! حداقل این چیزی است كه همسن و سالان شما میاندیشند...!
(۱۰۱ تا ۱۱۵ امتیاز): اگرچه ممكن است شما به ظاهر یك جوان آرام و مطیع به نظر برسید، اما به شدت علاقه دارید توجه دیگران را جلب كنید. اینطور به نظر میرسد كه شما قرار بوده یك هنرپیشه بسیار جذاب باشید، اما به هر حال اكنون كه هنرپیشگی میسر نشده، شما هنوز هم سعی میكنید به شكلی كه شخصاً میپندارید، جذابیت را برای خودتان فراهم كنید...!
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست) /عنکبوت20
دوشنبه 26 تیر 1391 3:59 PM
تشکرات از این پست
تشکرات از این پست
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت :
فروردین 1388
تعداد پست ها :
41934
محل سکونت : اصفهان
پاسخ به:موفقیت: خودشناسی
جست وجو به دنبال خود!
اگر یک آدم فضایی به زمین بیاید و در خیابانهای شهرهای ما قدم بزند، خیلی زود میفهمد آدمهای زمینی به هیچوجه شبیه هم نیستند؛ یک نفر با کت و شلوار اتو خورده در پیادهرو راه میرود و یک نفر دیگر با موهایی آبی و شلوار جین روی نردهها اسکیت بازی میکند. حقیقت این است که هیچ دو نفری شبیه هم زندگی نمیکنند، اما طبق یک نظریه روانشناختی میتوان شخصیتهای متنوع آدمها را در چند گروه معدود طبقهبندی کرد. روانشناسها تاکنون توانستهاند ۱۶ تیپ شخصیتی را میان آدمها شناسایی کنند. تستها و آزمونهای بسیاری وجود دارد که به کمک آنها میتوانید نوع شخصیت خود را بشناسید. اما آیا واقعا اهمیت دارد بدانیم اطرافیانمان چه «نوع» شخصیتی دارند یا خودمان در کدام گروه شخصیتی قرار میگیریم؟
بدون شک بله. شناخت تیپ شخصیتی دیگران به ما کمک میکند راحتتر با آنها ارتباط برقرار کنیم و درگیری خود با آنها را به حداقل برسانیم. حتی میتوان ادعا کرد آدمهای کمی هستند که از تیپ شخصیتی خود آگاه باشند. اگر شما هنوز نمیدانید در کدام یک از گروههای شخصیتی قرار میگیرید، باید هر چه زودتر اقدام کنید و خودتان را بشناسید. وقتی طبقه شخصیتی خود را شناختید و با آن کنار آمدید، خیلی راحتتر میتوانید مسیر خود را در زندگی انتخاب کنید و از زندگی لذت ببرید.
به عنوان مثال بعضی آدمها درونگرا هستند و بعضی دیگر برونگرا. آدمهای درونگرا وقتی خسته هستند، خود را با فکرها و خاطراتشان آرام میکنند، در حالیکه آدمهای برونگرا ممکن است برای رفع خستگی یک میهمانی راه اندازند یا با دوستانشان به یک سالن شلوغ بیلیارد بروند. حالا فکر کنید یک آدم درونگرا از این ویژگی شخصیتی خود مطلع نباشد یا به هر دلیلی آن را انکار کند. در این صورت هیچ بعید نیست که تا مدتها نتواند خستگیهایش را از تن به در کند. چنین آدمی حتی نمیداند وقتی او را به یک میهمانی شلوغ دعوت میکنند، باید چه کار کند.
معمولا به میهمانی میرود و خستهتر از قبل به خانه برمیگردد. کسی که شخصیت خود را نمیشناسد، معمولا خود را به موج اطرافیانش میسپارد و تفریحات آنها را تفریحات خود میانگارد. چنین آدمی ممکن است حتی در انتخاب شغلاش هم تحت تاثیر دیگران قرار بگیرد؛ مثلا ممکن است یک آدم درونگرا، مسئول روابط عمومی یک شرکت بزرگ شود و به اجبار از صبح تا شب با هزار نفر سر و کله بزند. از سوی دیگر این خطر برای یک آدم برونگرا هم وجود دارد که برنامهنویس کامپیوتری شود و مجبور شود از صبح تا شب به یک مانیتور شانزده اینچی چشم بدوزد.
چنین انتخابهای اشتباهی خیلی راحت ممکن است آدمها را افسرده کند. آدمهایی که به نوع شخصیتی خود وقوف دارند و مسیر زندگی خود را بر اساس آن برنامهریزی میکنند، حتی از کار کردنشان هم لذت میبرند. آنها کسانی هستند که حتی هنگام انجام سختترین کارها هم متوجه گذر زمان نمیشوند، چرا که شغل آنها چیزی جز خود درونیشان نیست.
از سوی دیگر شناخت ویژگیهای شخصیتی اطرافیان نیز به همین اندازه مهم و حیاتی است. اگر یک نفر خصوصیات شخصیتی همسرش را نشناسد، زندگی آرام و راحتی را تجربه نخواهد کرد. البته این بدان معنا نیست که حتما آدمهایی که در یک تیپ شخصیتی قرار میگیرند، حق دارند با هم ازدواج کنند. برعکس تجربه نشان داده که آدمها معمولا به تیپ شخصیتی مخالف خود جذب میشوند؛ مثلا آدمهای کم حرف با آدمهای پرحرف دوست میشوند و افراد درونگرا به سراغ آدمهای شلوغ و برونگرا میروند. این قبیل انتخابهای متناقض، لزوم شناسایی شخصیت طرف مقابل را بیشتر از قبل میکند. به عنوان مثال خیلی مهم است بدانید همسر شما از میهمانی خسته میشود یا به نشاط میآید، مهم است که بدانید او ترجیح میدهد به میهمانی برود یا دوست دارد نقش میزبان را بازی کند، مهم است بدانید او از چه نوع میهمانیهایی خوشش میآید و حتی اینکه دوست دارد زودتر از بقیه در میهمانی حاضر شود یا دیرتر از بقیه. آدمها معمولا درباره چنین مسائل «پیشپا افتادهیی» حرف نمیزنند، در صورتیکه همین مسائل کوچک ممکن است دلخوریها و تنشهای بیهودهیی ایجاد کند.
از سوی دیگر بسیاری از ما معمولا برای شناخت دیگران زحمتی به خود نمیدهیم. فرض اصلی ما این است که همه آدمها شبیه ما هستند. ما فکر میکنیم دیگران باید با تفریحات ما شادی کنند و با اندوه ما، گریه سر دهند. اما حقیقت این است که آدمها به هیچ وجه مثل هم فکر نمیکنند و مثل هم زندگی نمیکنند. اولین شرط یک زندگی اجتماعی بیتنش این است که به تنوع شخصیتی آدمها احترام بگذاریم.
بسیاری از زوجها معمولا بعد از گذشت ده یا حتی بیست سال، همراه زندگی خود را میشناسند و میفهمند چطور باید با او زندگی کنند. آنها روش آزمون و خطا را انتخاب کردهاند. به بیان دیگر آنقدر با هم دعوا کردهاند و آنقدر با هم درگیر شدهاند که در نهایت ویژگیهای خاص شخصیتی یکدیگر را درک کردهاند. اما برای رسیدن به این آگاهی، راههای دیگری هم وجود دارد. شما میتوانید تستهای شخصیتی را امتحان کنید و این آزمونها را در اختیار دوستان یا همسر خود نیز قرار دهید تا از نوع شخصیتی خود و آنها آگاه شوید. میتوانید درباره نتایج آزمون با هم بحث کنید. میتوانید آزمونهای خاص خودتان را طرح بریزید. مثلا هنگام صرف شام از دوست یا همسرتان بپرسید که ترجیح میدهد هنگام غذا خوردن، فضای خانه روشن باشد یا کمنور، ترجیح میدهد موسیقی پخش شود یا تلویزیون روشن باشد. البته وقتی چنین سوالهایی را از طرف مقابل خود میپرسید نباید توقع داشته باشید که او جواب روشنی به شما بدهد. بیشتر آدمها در جواب چنین سوالهایی میگویند «نمیدانم»، یا « تا حالا به آن فکر نکردهام.» این کاملا طبیعی است. چرا که بسیاری از ما هنوز شخصیت خود را نمیشناسیم و اصطلاحا حتی با
خودمان هم تعارف داریم. ما حتی به این مساله فکر هم نمیکنیم که ما شخصیت منحصر به فردی داریم و هم دیگران و هم «خود ما» باید به آن احترام بگذاریم.شخصیت آدمها تقریبا شبیه دست راست یا دست چپ بودن آنهاست. وقتی کودکی به دنیا میآید، ساختمان ژنتیکیاش تعیین میکند که او با دست راست بنویسد یا با دست چپ. دقیقا به همین صورت شخصیت آدمها هم از بدو تولد آنها رقم میخورد. تربیت و محیط، شخصیت کودک را کمی تغییر میدهد. افراد نیز معمولا خود را در گذر سالها در معرض آزمایش میگذارند تا ببینند با کدام ویژگیهای شخصیتی راحتترند. این فرایند که معمولا تا سن چهل سالگی طول میکشد به فرایند «جستجو به دنبال خود» مشهور است. آدمها وقتی از مرز میانسالی رد میشوند دیگر تحولات شخصیتی را تجربه نمیکنند و تا پایان عمر، اخلاقشان ؤابت میماند. شاید برای همین است که میگویند پیرمردها نسبت به تحولات دنیای بیرون انعطاف کمی دارند. کمتر پیش میآید مردی که تا پنجاه سالگی پول خود را جمع کرده، ناگهان تصمیم بگیرد جهانگرد شود و با ؤروت خود به مسافرت برود. او تا پایان عمر هم پولهایش را جمع خواهد کرد.
از سوی دیگر ممکن است آدمها در مکانها و شرایط مختلف، شخصیتهای متفاوتی به خود بگیرند. مثلا یک بچه برونگرا و شلوغ معمولا در کلاس درس شخصیتی آرام و سربهزیر نشان میدهد، یا یک مدیر درونگرا در شرکت خود ممکن است چهره یک آدم خوشمشرب و جمعگرا را به خود بگیرد.
تغییر شخصیتی ممکن است در لایههای درونیتر هم خودنمایی کند. مثلا دو دوست که میخواهند با هم به مسافرت بروند معمولا تحت تاثیر شخصیت یکدیگر قرار میگیرند و خود را با هم تطبیق میدهند. این تغییر موقت ممکن است موجب شود آنها لایههایی ناشناخته از درون خود را کشف کنند و بقیه عمر آن را خط مشی زندگی خود قرار دهند. مثلا فرض کنید که یکی از این دو همسفر، شخصیتی برنامهریز و حسابگر داشته باشد. او از یک هفته پیش همه مسیر مسافرت را روی نقشه علامتگذاری کرده و میداند شبها باید در کدام هتل اقامت کنند یا در کدام رستوران غذا بخورند.
اما همسفر دیگر ممکن است آدمی بیمبالات باشد؛ از آن دست آدمهایی که لباسهایش را یک ساعت قبل از سفر در ساکی انداخته و اصلا برایش مهم نیست در این سفر چه اتفاقهایی برایش خواهد افتاد. او معتقد است هر چه پیش آید، خوش آید.
حال همسفری این دو شخص میتواند زندگی هر کدام از آنها را دچار تحولی اساسی کند. شخص برنامهریز شاید بتدریج متوجه شود که زیادی مسائل را سخت میگیرد و شخص بیمبالات ممکن است در پایان سفر به این نتیجه برسد که با کمی نظم، میتواند بیشتر از زندگی لذت ببرد. تغییر مسیر زندگی ممکن است خیلی راحت و سریع اتفاق بیفتد. اما از سوی دیگر این خطر هم وجود دارد که فرد بر سر یک دو راهی قرار بگیرد که نتواند از میان آنها یکی را برگزیند. دراین مواقع میگوییم فرد دچار «بحران هویت» شده است.
بحران شخصیتی هنگامی به وجود میآید که آدمها از ویژگیهای غالب شخصیتی خود خسته میشوند و آنها را تکرار مییابند، اما از سوی دیگر توانایی تغییر شخصیت خود را هم ندارند. مثلا یک آدم درونگرا که همیشه با اتوبوس سر کار خود میرفته، ممکن است یک بار بطور اتفاقی به اسکی برود و حسرت بخورد چرا زودتر این دنیای مهیج را تجربه نکرده است. چنین آدمی وقتی به خانه برمیگردد مدام به خود لعنت میفرستد، زندگی یکنواخت خود را زیر سوال میبرد و آرزو میکند ای کاش دوستانش به جای حرف زدن درباره موضوعات فلسفی و سیاسی، کمی هم اهل تفریحهای جوانانه بودند. او ممکن است مدل موهایش را تغییر دهد یا دوستان جدیدی برای خود انتخاب کند، اما کارها نه تنها بحران شخصیتی او را حل نمیکند، بلکه آن را حادتر نیز میکند. او زبان دوستان جدیدش را درک نمیکند، شوخیهای آنها در نگاهش بیادبانه جلوه میکنند و موسیقیهایی که آنها گوش میدهند برای او سرسامآور است. بحران شخصیتی معمولا با بازگشت شخا به زندگی اول یا حل شدن او در زندگی دوم تمام میشود. اما این امکان هم وجود دارد که فرد همیشه در این برزخ باقی بماند و از زندگی خود عذاب ببرد.
آنچه در زیر میآید توضیحی کوتاه بر شانزده نوع تیپ شخصیتی است و توضیح اینکه هر کدام از آنها بهتر است جذب چه حرفهیی شوند. با مرور گذرای آنها شاید بهتر بتوانید به تفاوت شخصیتی آدمها پیببرید و بیشتر به اختلافهای میان آدمها احترام بگذارید.
۱. ذهن برتر: آنها ترجیح میدهند تنها کار کنند، چون تحمل هیچ اشتباهی را ندارند و خود را کامل و بدون نقص میدانند. همیشه مسائل عملی را بر ارزشهای ذهنی ترجیح میدهند. همیشه اهدافی در ذهن دارند و با جمع آوری اطلاعات پراکنده، آینده را پیش چشم ترسیم میکنند. آنها معدودترین و کمیابترین تیپ شخصیتی در جهان هستند. وقتی تصمیم به انجام کاری میگیرند به ندرت تغییری در نیت خود میدهند. در مواقع استرس معمولا به کارهای فیزیکی و عینی نظیر خوردن و خرید کردن و تماشای تلویزیون رو میآورند. حس طنز خوبی دارند. بهتر است جذب علوم و شغلهای فنی شوند.
۲. مشاور: او به دنبال معنای زندگی خود است و مدام میکوشد بینش خود از دنیای اطراف را تقویت کند. او زندگی خود را وقف دیگران کرده است. ممکن است سه ساعت از وقت با ارزش خود را به گپ زدن با یک نفر اختصاص دهد تا طرف مقابل، قابلیتهای درونی خود را کشف کند. خود را مودب، صلحطلب و محتاط جلوه میدهد. برای دیگران شناخت شخصیت درونی او بسیار دشوار است اما او پیچیده ترین روابط زندگی را براحتی درک میکند. وقتی دچار استرس میشود، باید به چیزهای اطراف خود سر و سامان بدهد، حتی اگر آن چیز کابینت آشپزخانهاش باشد. تعداد دوستانش کم است، اما با آنها خیلی نزدیک و صمیمی است.
۳. بازوی اجرایی: آنها عاشق آدمها، تفریح و دنیای اطرافشان هستند. به کارهای «یدی» تمایل بیشتری دارند و معمولا کتاب خواندن و درس خواندن را چندان جدی نمیگیرند. اجتماعی و بانشاط هستند ودیگران را هم به نشاط میآورند. ممکن است به تعهدات خود عمل نکنند، چون بیشتر وقتشان را به تفریح میگذرانند. آنها اصلا برای قانونها احترام قایل نیستند و زندگیشان از روال منظمی پیروی نمیکند. معمولا آدمها جذب شخصیت آنها میشوند. آدمهای اطرافشان را بخوبی تحت نظر دارند و احتیاجات آنها را میدانند. در زمان حال زندگی میکنند و نتایج کارهایشان را به فراموشی میسپارند.
۴. حامی: آدمهای گرم و مهربانی که به سنتها احترام میگذارند. تعهد و نظمی که آنها در انجام کارها از خود نشان میدهند، در هیچ گروه دیگری دیده نمیشود. وفاداری آنها زبانزد همه است. با تغییرات بنیادین مخالفند. آنها به آدمهای دیگر کمک میکنند و به حریم خصوصی دیگران احترام میگذارند. زنان بیشترین افراد این گروه را تشکیل میدهند. آنها دوستدار مناسبتهای اجتماعی نظیر اعیاد هستند و برای برپایی آنها هر کاری میکنند. از درگیری با دیگران اجتناب میکنند اما خیلی وقتها هم از بیان عقاید عجیب خود ابایی ندارند. معمولا خاطرات زیادی از زندگیشان در خاطر دارند تا برای دیگران تعریف کنند و به کمک آنها ادعای خود را ثابت نمایند. بهتر است مشاغلی انتخاب کنند که در آن با دیگران ارتباط رو در رو داشته باشند.
۵. خلاق: آنها پر انرژی و نوآور هستند و الهامبخش همه اطرافیانشان به حساب میآیند. از کار کردن در محیطهای منعطف و مفرح لذت میبرند. معمولا اجتماعی و خوش برخورد هستند. با همه خلاقیتشان اصلا بطور منطقی فکر نمیکنند. مغز آنها انباشته از ایدههای نو و پراکنده است که بسیاریشان به کار هیچ کس حتی خودشان هم نمیآید. دلشان به حال همه میسوزد، اما نمیتوانند برای آنها کاری کنند. آنها به همه اطرافیانشان کمک میکنند و از آنها هم توقع چنین کاری را دارند. همه انرژی خود را روی پروژههای جدید میگذارند. آنها در مواقع استرس عصبی میشوند و تمرکز خود را از دست میدهند. چنین شخصیتی خیلی راحت ممکن است درگیر مسائل پیش پا افتاده شود.۶. راهبر: آنها مدیرانی بالقوه هستند. همه چیز را از بالا نگاه میکنند و برای هر کار، استراتژی خاصی میریزند. خود را مستقل و منطقی جلوه میدهند. معمولا نیازهای عاطفی مردم را نادیده میگیرند. آنها بسرعت نقطه ضعف یک سازمان را شناسایی و رفع میکنند. دوست دارند کارها را در مقیاس کلان رفع و رجوع کنند و معمولا کارهای جزیی را به دیگران واگذار میکنند. از شغل خود راضیاند و از آن لذت میبرند. آنها ممکن است چالشانگیزترین مسائل را مطرح کنند تا فقط بحث راه بیندازند و خودنمایی کنند. در شرایطی که نتوانند قدرت خود را به کار گیرند، عصبی و پرخاشگر میشوند. معمولا زندگی شخصیشان را فدای کارشان میکنند.
۷. متفکر بزرگ: او معمولا با صدای بلند حرف میزند و از کارهای روزمره خیلی زود خسته میشود. همیشه به دنبال فرصتهای جدید میگردد و از دست و پنجه نرم کردن با مشکلات لذت میبرد. فکر میکند خودش برای خودش کافی است و کمتر به دیگران وابستگی نشان میدهد. ممکن است به او شغل پر در آمدی پیشنهاد شود و او بعد از یک هفته بخاطر یکنواخت بودن کار، از آن استعفا دهد. معمولا خیلی صریح و رک است و از اینکه دیگران را بیازارد، ابایی ندارد.
۸. ناظر: آنها به زندگی خود در خانه و در محل کار نظم عجیبی میبخشند و دیگران را هم مجبور میکنند به این نظم احترام بگذارند. رسیدن به هدف برای آنها مهمترین چیز است. ممکن است کسانی که از اصول آنها پیروی نمیکنند را براحتی بیازارند. مدام در حال نقشه ریختن وبرنامهریزی هستند. از بینظمی و هرج و مرج بیشتر از هر چیز دیگر در جهان نفرت دارند. دوست دارند جذب مشاغلی شوند که در آنها محدوده کاری هر کس دقیقا تعیین شده باشد. وقتی عصبی میشوند حرف هیچ کس را جز خود قبول ندارند. معمولا به مشاغل مدیریتی روی میآورند و ترجیح میدهند با آدمهایی نظیر خود رفت و آمد کنند.
۹. آرمانگرا: آنها جهان را تنها بر اساس ارزشهای درونی خود معنا میکنند. تمرکز اصلیشان بر رشد شخصیت خود و سعادتمند کردن دیگران است. خود را بخشنده و آرام جلوه میدهند، اما گاه به حد غیرقابل تحملی لجوج میشوند. هدف اصلی آنها در زندگی این است که جهان را تبدیل به جای بهتری برای زیستن کنند. تمایلات گیاهخواری دارند. از بحث کردن درباره موضوعات مختلف و متنوع لذت میبرند. معمولا منعطف هستند و دنیا را سخت نمیگیرند. طبعی آرام دارند. وقتی دچار استرس میشوند هم ایمانشان را به خود از دست میدهند و هم دیگران را به باد انتقاد میگیرند. از آنها به دروغ تعریف نکنید. آنها خندههای دروغین شما را براحتی تشخیص میدهند.
۱۰. میانجی: آدمهای شادابی که معمولا نیازهای دیگران را برتر از نیازهای خود میدانند و برای برآورده ساختن آنها تلاش میکنند. همیشه آدمها را گرد هم میآورند و سعی میکنند گروه تشکیل دهند. خود را باهوش و حساس جلوه میدهند. میخواهند همه شبیه هم باشند و با هم هماهنگی داشته باشند. برونگرا هستند، اما احساسات آنها را هم نمیتوان دست کم گرفت. کمتر پیش میآید که محیط کاری خود را تغییر دهند. عاشق زندگی شلوغ و پرماجرا هستند.
۱۱. مصمم: آنها مخترعهای ذاتی هستند. به زندگی عشق میورزند و آمادهاند برای هر مسالهیی راه حلی ارایه دهند تا چرخها از حرکت باز نایستند. همیشه گوش به زنگ هستند تا مشکلات را شناسایی و رفع کنند. اگر تصمیمی بگیرند، تا آن را عملی نکردهاند، دست از تلاش نمیکشند. فعال و منعطف هستند، اما قوانین دست و پا گیر ممکن است آنها را عصبی کند. چشم بسته خود را درون هر نوع موقعیتی پرتاب میکنند. دیگران همیشه شیفته رفتار مصمم و پرنشاط آنها هستند. معمولا تمایلی به خواندن شعر ندارند.
۱۲. واقع گرا:آنها کارمندان منظمی هستند که همیشه کارهایشان را سر موقع تحویل میدهند. به قوانین باور دارند و به آنها احترام میگذارند. خود را ثابت و استوار نشان میدهند. ممکن است در نگاه بیرونی بیش از حد سختگیر و منطقی به نظر برسند، اما آنها اهمیتی نمیدهند که دیگران درباره آنها چه فکری کنند. صادق و راستگو هستند و از دیگران نیز چنین توقعی دارند. معمولا بدبین هستند و بدترین پیشبینیهای ممکن را از شرایط ارایه میدهند. عقاید و تجربههای شخصیشان را تنها با دوستان صمیمیشان در میان میگذارند. جذب مشاغلی میشوند که تصمیمگیری در آن وابسته به معیارهای علمی است، نه سلیقه شخصی.
۱۳. مربی: آنها برای آدمهای بزرگ احترام زیادی قایلاند. خود را آرام، آگاه و بالغ جلوه میدهند. ممکن است دست به تصمیماتی بزنند که به دیگران آسیب برساند. ترجیح میدهند کارهایی داشته باشند که هر روز آن مثل روز قبل باشد. آنها جزییاتی که برایشان مهم است نظیر تاریخ تولد یا سالگرد ازدواج دوستانشان را خوب به خاطر میسپارند. به احساسات دیگران احترام میگذارند. معمولا جذب شغلهایی میشوند که بتوانند به دیگران کمک کنند.
۱۴. برنامهریز: آنها ساکت و کنجکاو هستند. زیاد زندگی را سخت نمیگیرند و معمولا ذهنیتی منطقی و عینی دارند. هنگامی که با مشکلی مواجه میشوند ابتدا سعی میکنند علت آن را پیدا کنند و بعد آن را حل کنند. فردیتگرا هستند. ممکن است حواس پرت باشند و سادهترین چیزهای روزمره نظیر پرداخت صورتحساب رستوران یا فیش تلفن و برق را فراموش کنند. بیشتر کسانی که از شغل خود ناراضی هستند در این گروه قرار میگیرند. آنها از فکر کردن به مسائل ذهنی و انتزاعی لذت میبرند. در موقع استرس ممکن است کنترل خود را از دست بدهند و داد و فریاد راه بیندازند. دوستدارند جذب مشاغلی شوند که در آن به تخصصی خاص نیاز است.
۱۵. صلح طلب: آنها بشدت احساسی هستند و برای آزادیهای فردی خود ارزش قایلند. برایشان مهم است که دیگران چه احساسی دارند. دیگران معمولا سکوت آنها را حمل بر ناتوانیشان میکنند، در حالیکه اینطور نیست. آنها نسبت به آنچه اطرافشان اتفاق میافتد حساس هستند و میکوشند به دیگران کمک کنند. به حیوانات توجه خاصی دارند و با آنها مهربان هستند. به روابط دوستانه و صمیمی احترام میگذارند اما مدتها طول میکشد که کسی بتواند آنها را بشناسد و با آنها صمیمی شود. از خواندن کتابهای تاریخی متنفرند. اگر مشکلی پیش بیاید معمولا خودشان را ملامت میکنند و کسی را جز خود مقصر نمیدانند. جذب مشاغلی میشوند که در آن میتوان به دیگران فایده رساند.
۱۶. حلال مشکلات: آنها سوپرمنهایی هستند که خود را به دل مشکلات میاندازند تا آنها را حل کنند. شخصیتی درونگرا دارند و به جای احساسات، بیشتر روی فکرشان متمرکزند. آنها با توجه به وقایع موجود دست به تصمیم میزنند و کاری به دنیاهای ذهنی و خیالی ندارند. میتوانند حجم انبوهی از اطلاعات را بسرعت تجزیه و تحلیل کنند. اگر یک ساعت پیش روی آنها بگذارید، براحتی طرز کار آن را میفهمند. آنها مشکلات را بدون سر و صدا حل میکنند و به هیچ وجه نمیخواهند خود را قهرمان جلوه دهند. معمولا تحمل یک شغل ثابت را ندارند و خیلی زود از سمتهای خود استعفا میدهند. تمایل آنها به ریسک کردن بسیار زیاد است. در مواقع استرس ممکن است گریه سر دهند. شناخت آنها بسیار سخت است چون هیچ چیز از خود بروز نمیدهند.
در پایان باید بگویم نظریه انواع شخصیتی اگر چه بسیار مشهور است، اما مورد تایید همه روانشناسان نیست. برخی روانشناسها معتقدند طبقهبندی آدمها در گروههای مختلف به آنها این بهانه را میدهد که از زیر خیلی کارها شانه خالی کنند یا مسیر زندگی شان را به بیراهه اندازند. مثلا اگر به آدم درونگرایی بگویید لذت بردن او از خواب کاملا طبیعی است، هیچ بعید نیست همه عمر خود را روی تخت خواب به رویابافی بگذراند. از سوی دیگر نوع شخصیتی یک نفر به معنای همه چیز او نیست. دو نفر با خصوصیات مشترک شخصیتی ممکن است در شرایط یکسان رفتار متفاوتی از خود نشان دهند.
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست) /عنکبوت20
دوشنبه 26 تیر 1391 4:05 PM
تشکرات از این پست
تشکرات از این پست
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت :
فروردین 1388
تعداد پست ها :
41934
محل سکونت : اصفهان
پاسخ به:موفقیت: خودشناسی
جهت نمای شخصیت
متخصصان علوم فلسفه و روان شناسی در طول تاریخ به وجود چهار نوع شخصیت متفاوت در افراد جامعه پی بردهاند.
دو روانشناس معاصر آمریکا ”دایان ترنر“ و ”گتلما گرکو“ این چهار تیپ را شخصیتهای شمال، جنوب شرق و غرب نامیدهاند که خصوصیتهای هر یک را در زیر توضیح میدهیم . این آگاهی می تواند شما را در شناخت و درک ویژگیها و نیازهای شخصیت خود و دیگران یاری دهد.
● شخصیت شمال: سریع السیر
این فرد میتواند کارها را سریع انجام داده و به اتمام برساند . شخصی است رهبر، هدفمند، سریع العمل، رقابتی و مستقل.
▪ ضعفهای اصلی او:
کمصبری، بیحوصلگی، تکبر، امر و نهی کاذب، انعطاف ناپذیر و نامهربانی میباشند.
▪ برای رشد و تکامل فردی اش لازم است:
- بیشتر به اطرافیان کمک کند.
- بهتر به گفتههای عزیزانش گوش دهد .
- سعی کند که همیشه ریاست نکند .
- به احساسها و عشق و محبت، اهمیت بیشتری دهد.
▪ برای جلب رضایت و احترام این شخص:
- از او تشکر و تمجید کنید .
- کارها را با سرعت انجام دهید .
- از مکالمه طولانی، اجتناب ورزید.
- به سئوالهای او، صریح و مستقیم جواب دهید.حساس نباشید.
- زندگی خود را نیز بهبود بخشد و فقط به کمک کردن دیگران فکر نکند
- مستقلتر عمل کند.
▪ برای جلب رضایت و احترام این شخص :
به احساسهای او اهمیت دهید و توجه کنید.
- به او وقت زیاد و کافی برای انجام کارها بدهید.
- با احترام با او رفتار کنید.
- به او کمک کنید تا به هدفهای خود برسد.
● شخصیت غرب: ماجواجو
این فرد خلاق و نوآور است. شخصی است ماجراجو، شجاع، پر تحرک، مبتکر، بااستعداد و روشن فکر.
▪ ضعفهای اصلی او: بینظمی، بیمسئوولیتی، کارهای افراطی و غیر افراطی و غیر قابل پیش بینی و بیدقتی باشند.
▪ برای رشد و تکامل فردی اش لازم است :
- کارها را با تمرکز حواس بیشتر و یکی یکی انجام دهد.
- نظم و ترتیب بیشتری داشته باشد.
- کیفیت کارش را بالا برد.
- قانونها را بیشتر رعایت کند .
▪ برای جلب رضایت و احترام این شخص :
- به فکرها و عقیدههای او احترام بگذارید.
- به او کمک کنید کارهای ناتمام خود را تمام کند.
- از او انتظار نظم و ترتیب بسیار زیادی نداشته باشید.
- در همکاری با او، خیلی محتاطانه عمل نکنید .
امیدوارم از این شناخت و ره کارها برای درک بهتر عزیزان و بهبود بخشیدن به رابطه خود استفاده کنید.
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست) /عنکبوت20
دوشنبه 26 تیر 1391 4:12 PM
تشکرات از این پست
تشکرات از این پست
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت :
فروردین 1388
تعداد پست ها :
41934
محل سکونت : اصفهان
پاسخ به:موفقیت: خودشناسی
چپ روی زمین
اگر راست دست هستید و بینی بزرگ دارید و قرار است با یک دوست چپ دست که اتفاقاً او هم بینی بزرگی دارد روبوسی کنید، برایتان واقعاً متأسفیم، چون حتماً پیش از آنکه محبت یک بوسه را بر گونه خود حس کنید، بینیتان به جسم استخوانی و سفتی میخورد که هوشمندی زیادی نمیخواهد تا بفهمید چیست. آن جسم سفت و سخت بینی دوستتان است. با این حال شما از دوستتان خوش شانستر هستید، چون تنها در سه درصد از روابطتان ممکن است با چنین مشکلی روبهرو شوید، این در حالی است که او در ۹۷ درصد موارد دچار این مسئله است.
چپ دستها اقلیتی هستند که معمولاً نادیدهشان میگیریم. درست مثل بسیاری از اقلیتهای دیگر که به خاطر هجوم اکثریتی با یک نوع نگرش خاص، فراموش میشوند و اهمیتشان در نظر گرفته نمیشود.
روبوسی یکی از کوچکترین مشکلات چپ دستهاست که میشود به راحتی از آن صرفنظر کرد، اما آنها دهها مشکل کاربردی و مهم دیگر دارند که ما راست دستها به آن توجه نمیکنیم. مشکلاتی که گاه میتواند بر روند زندگی آنان تأثیر بگذارد.
خندهدار است، نه؟ حق هم دارید بخندید. چون شما هیچ چیز از دنیای چپ دستها نمیدانید.
● اهل کدام نیمکرهای؟
اصلاً چرا بعضی آدمها چپ دست میشوند؟ آیا این یک فعالیت اکتسابی است یا از دیگران به ارث میرسد؟ هنوز هیچ نتیجهگیری دقیقی در این زمینه در دست نیست، گرچه تحقیقات فراوانی صورت گرفته است. این تحقیقات نشان میدهد کسانی که مادران چپ دست دارند، بیش از دیگران در معرض چپ دست شدن هستند. با این حال باید دانست که تعداد مادران چپ دست به اندازه پدران چپ دست نیست. چرا که چپ دستی در جنس مذکر شایعتر است.
مغز به دو نیمکره راست و چپ تقسیم میشود که در چندین نقطه به هم اتصال دارند. نقاطی که محل عبور اطلاعات است. در افراد چپ دست نیمکره راست فعالیت بیشتری دارد و برعکس در راست دستها این نیمکره چپ است که فعالتر به نظر میرسد. هر یک از دو نیمکره قسمت مخالف بدن را کنترل میکند. نیمکره راست مرکز پردازش دریافتهای بصری و دیداری، فضایی، حس و ادراک تقسیم، موزیک، هنر و قوه نبوغ است، در حالیکه نیمکره سمت چپ مرکز پردازش و کنترل زبان، استدلال و برهان و کلام و سخنگویی است.
پس شاید بتوان مثل خیلی از محققین نتیجه گرفت که چپ دستها دارای قدرت نبوغ بیشتری هستند و در عرصه هنر نیز موفقتر به نظر میرسند.
(البته خیلیها هم معتقدند که این شایعات را چپ دستها از خودشان درست کردهاند.)
● یک سؤال: به چه کسانی چپ دست میگویند؟
(لطفاً به پاسخ این سؤال فکر کنید. اما پیش از آن بد نیست این ماجرا را بخوانید.)
سال ۱۹۱۳، استودیویی سینمایی در نیویورک – هنرپیشه نقش اول یکی از فیلمهای صامت کمدی قهر میکند و از بازی در ادامه فیلم انصراف میدهد. کارگردان میپرسد:
«آیا کسی هست که بتواند یک نقش کمدی بازی کند؟»
چارلی چاپلین، هنرپیشه نقشهای دست چندم ابراز آمادگی میکند. او به اتاق لباس میرود و کت تنگ و شلوار کوتاهی به تن میکند و عصایی هم در دست میگیرد. نقش ولگرد کوچک خلق میشود و همه را در استودیو به تعجب وا میدارد. کارگردان از این شخصیت خوشش میآید، اما تنها یک نکته را به نابغه آینده گوشزد میکند: «همه چی خوبه، فقط عصات رو با دست راستت بگیر.» او نمیدانست که چاپلین یک چپ دست است.
ـ اما جواب سؤال:
چپ دستی نشانههای خاصی دارد. بعضیها تنها نوشتن با دست چپ را نشانه چپ دستی میدانند، اما معمولاً بلند کردن دست در کلاس، پرتاب کردن توپ، شانه زدن، چکش زدن، آب دادن پای گیاهان، غذا خوردن و مسواک زدن نیز هر یک میتواند علامت این باشد که فرد به یکی از دو گروه راست دست یا چپ دست تعلق دارد. معمولاً چپ دستها دندانهای سمت راستشان، با خطر پوسیدگی کمتری روبهروست، چرا که آنها عادت کردهاند سمت راست دهانشان را بهتر مسواک بزنند. اتفاقی که برای راست دستها به شکلی عکس میافتد.
زنان چپ دست ۷۰ درصد بیشتر در معرض ابتلا به سرطانها و ۲۰ درصد بیشتر در معرض ابتلا به بیماریهای دستگاه گردش خون قرار دارند. یک تحقیق دیگر، و این بار روی کودکان ۱۵-۵ سال، نشان میدهد که بین چپ دستی و شب ادراری یک رابطه مستقیم وجود دارد. یک تحقیق نصفه نیمه دیگر هم میگوید که عمر چپ دستها کمتر از راست دستهاست، چون اکثراً به قلبشان که در سمت چپ بدن قرار دارد فشار بیشتری وارد میشود. آنها موقع خوابیدن ترجیح میدهند به پهلوی چپ بخوابند و خیلیها معتقدند که خوابیدن مدام به پهلوی چپ به سلامت عمومی بدن ضربه میزند.
با این حال آنها که چپ دستاند در قسمتهای خاصی از مغز نسبت به راست دستها پیشرفتهترند. گفته میشود چپ دستها خلبانان بهتری هستند یا حتی در رانندگی هم روی آنها بهتر میشود حساب کرد. یک راننده تاکسی چپ دست در تهران نیز اتفاقاً بر همین موضوع تأکید دارد:
«شما راست دستها، دست قویتون رو واسه دنده عوض کردن استفاده میکنین و دست ضعیفتون رو واسه فرمون، ولی ما برعکسیم دست قویمون مال فرمونه که مهمتره، دست ضعیفمون مال دنده است.»
و شاید همین دلیل این باشد که چپ دستها معمولاً رانندگان بهتری هستند. از طرفی چنانکه پیشتر هم گفته شد، نیمکره راست و چپ در افراد چپ دست بسیار بهتر و سریعتر از راست دستها کار میکند. معنای این ادعا این است که چپ دستها در فعالیتهایی چون ورزش و بازیها بسیار سریعترند و واکنشهای سریع آنها باعث بهتر بودن میشود، زیرا میتوانند به راحتی از هر نیمکره مغز خود استفاده کنند تا در فعالیتها شرکت کنند و در ضمن هر زمان که یک سمت مغز آنها از دریافت اطلاعات خسته شد و توانایی آن پایین آمد، نیمکره دیگر به سرعت به کمک میآید و جای آن را میگیرد. بر همین اساس پیران چپ دست در زمان پیری حال بهتری دارند و از حافظه و عکسالعملهای بهتری برخوردارند.
درست مثل جناب انیشتین که مغزش تا روز آخر مثل ساعت کار میکرد. دانشجویانش میگفتند که قادرند ساعتهایشان را بر اساس زمان آمدن استاد تنظیم کنند. در آن موقع انیشتین دهه هشتم عمرش را سپری میکرد.
چندی پیش از بین پنج میلیون نفر از داوطلبان شرکت کننده در کنکور سراسری به مدت پنج سال، ۵۰ هزار نفر به طور اتفاقی مورد بررسی قرار گرفتند.
● نتیجه چه بود؟
«میانگین نمرات به دست آمده در کنکور سراسری در افراد چپ دست از نمرات افراد راست دست بالاتر است. این بالا بودن به ویژه در رشتههای مختلف هنر مشهودتر است.
الهی بمیری
در فارسی هم مثل اغلب زبانها واژه «چپ» بار معنایی مثبتی را به ذهن نمیآورد. مرور اصطلاحات مختلفی که با واژه چپ ساخته میشود، این ادعا را ثابت میکند. از اصطلاحاتی چون «خواب زن چپه» تا واژههایی مثل «چپول یا چپ چشم». در دیگر زبانها هم اوضاع بهتر نیست.
در زبان انگلیسی Left-handed که چپ دست معنا میدهد، بیشتر اصطلاحیاست که برای آدمهای دست و پا چلفتی به کار میرود. Left-handed-compliment نوعی عبارت تحقیرآمیز برای کوچک شمردن فرد مقابل است. و یا Left-handed-diaynosis که برای نفرین کردن استفاده میشود. چیزی مثل: «الهی بمیری!»
Left-handed-bussines هم به معنای کارهای غیرقانونی و غیراخلاقی است.
در زبان لاتین چپ را gauche میگویند که به معنای شوم و نحس و بدیمن است. فرانسویها هم – که از جمله چپ دستترین مردمان اروپا هستند – برای هر دو واژه «چپ» و «ناشی» یک کلمه را به کار میبرند. کلمه Sinsiter که بعضی وقتها به معنی آدم ناجور هم هست. آلمانیها هم اصطلاحی دارند برای آدمهای بیخاصیت که ترجمهاش میشود: «کسی که دو تا دست چپ دارد!» (بیچاره چپ دستهای آلمانی) چینیها هم کلمه «چپ» را برای کسانی به کار میبرند که نظم درست و حسابی ندارند.
در زبان انگلیسی امروزه از واژه Southpaw برای چپ دستها استفاده میشود. واژهای برآمده از ورزش بیسبال که مؤدبانهتر است.
در ژاپن تا همین قرن نوزدهم قانونی بود که بر اساس آن اگر یک مرد ژاپنی به این نتیجه میرسید که زن چپ دستش در روند زندگی او اختلال ایجاد میکند، حق داشت او را طلاق دهد. اما به هر حال اوضاع ژاپنیها بهتر از اسکیموهایی بود که چپ دستها را جادوگر میدانستند.
در بودیسم و هندوئیسم وقتی پای مناسک مذهبی به میان میآید، فرد نمیتواند از دست چپ خود استفاده کند و در مقابل مقدسات باید الزاماً دست راستش را بالا ببرد. معالجه چپ دستان همیشه در همه جای جهان مطرح بوده و کماکان هست. در گذشته زولوییهای آفریقا سوراخی در زمین میکندند و آن را از آب جوش پر میکردند و کودک چپ دست مجبور بود تا دست چپش را در آب جوش فرد ببرد و پس از آن با همان دست روی سوراخ را بپوشاند. این کار باعث زخم شدن دست کودک میشد و طبیعی بود که او تا مدتی نمیتوانست از دست خود استفاده کند. آنها میپنداشتند که کودک چپ دست به دام اوباشی خواهد افتاد.
چنانکه جلال آلاحمد نویسنده صاحبنام - و البته چپ دست ایرانی – میگوید، در سالهایی دور بسیاری از قدیمیها نوشتن آیات قرآن با دست چپ را مکروه میدانستند.
جرج ششم پادشاه چپ دست انگلیس در دوران ولیعهدی با مصیبت بزرگی روبهرو بود. پدرش، جرج پنجم، طناب بزرگی به دست چپ او میبست و به محض اینکه پسرک بیچاره میخواست از دست چپ خود استفاده کند، پدر خبردار میشد و به سرش فریاد میکشید. شبیه چنین روشی را پدر نلسون راکفلر، سوپر میلیاردر معروف نیز برای تربیت فرزندش به کار گرفت، اما هیچ کدام از این دو پدر نتوانستند عادت چپ دستی فرزندان خود را تغییر دهند.
حالا میخواهیم درباره مشکلات چپ دستها صحبت کنیم، اما پیش از آن گفتوگوی ما را بخوانید با بهنوش بختیاری که خود چپ دست است.
● گیتارزن چپدست
«دیگر همه بینندهها فهمیدهاند که من چپ دست هستم.» این را بهنوش بختیاری میگوید. اولین مشکل چپ دست بودن زمانی برای او به وجود میآید که تصمیم میگیرد تعلیم گیتار ببیند: «معلم گیتارم راست دست بود و من چپ دست. آن موقع برای آموزش کلی اذیت شدم و از خیر گیتار زدن گذشتم.» هیچ وقت چپ دست بودن برای او در حرفهاش مزاحمت ایجاد نکرده است: «ببینید مشکل غذا خوردن و کنار راست دستها نشستن که دیگر به آن عادت کردهام. میدانم کجا بنشینم بهتر است.» یک خدا بیامرز نثار روح مادربزرگش میکند و به دوران کودکی میرود: «بچه که بودم و کارهایم را با دست چپ انجام میدادم، مادربزرگم مدام میگفت: با دست راست بخور، با دست راست بنویس، با دست راست بردار. و وقتی میپرسیدم چرا؟ میگفت: بده و من معنیاش را نمیفهمیدم. من یک چپ دست فول هستم و هیچ وقت نتوانستم با دست راست کارهایم را انجام دهم. خدا بیامرز مادربزرگم هم قدیمی بود و چپ دست بودن را بد میدانست.»
چپ دستهای کنکوری همیشه مصیبت دارند. با اینکه آنها در زمان پر کردن فرم کنکور اعلام میکنند که چپ دست هستند، اما معمولاً صندلیهایشان تفاوتی با صندلیهای راست دستها ندارد. این مسئله اگر چه آنها را در مدرسه و کنکور با مشکل مواجه میکند، اما در نهایت به نفع رفقای راست دستشان تمام میشود، چرا که تقلب کردن از روی دست چپ دستها بسیار راحتتر است!
یکی از مشکلات اصلی چپ دستها استفاده از دوربین عکاسی است. تمام دوربینهای عکاسی بر اساس استفاده راست دستها ساخته شدهاند. از همین بابت است که چپ دستها یا سراغ عکاسی حرفهای نمیروند و یا در نهایت عکاسان خیلی خوبی نمیشوند. (بد نیست برای اینکه حرف ما را باور کنید، این بار سعی کنید با دست چپ عکاسی کنید. دیوانه میشوید!)
چپ دستها وقت غذا خوردن هم مشکل اساسی پیدا میکنند. مخصوصاً وقتی کنار یک راست دست مینشینند. دست چپ آنها مرتب به دست راست بغل دستیهایشان میخورد و گرفتاری بار میآورد.
«یکی از آرزوهام اینه که یه روز محصولات مخصوص چپ دستها بسازم. تا به شما ۹۷ درصد بگم که ماها چی میکشیم از دست این چاقوهاتون، این قیچیهاتون، این دنده ماشین، این دستگیره در و پنجره، این چپکلیک مسخرهتون، این شمارههای کمکی کیبورد که به خودتون حال دادین گذاشتین زیر دست راستتون. اون صندلیهای تکیتون که باعث شده کتفم کج بشه!، اون شمارهگیرهای قدیمی تلفن که باید انگشت رو میکرد توش و میچرخوندی، این کنسرو بازکنهاتون، این ساعتهای مچی که نمیشه با دست چپ کوکشون کرد. اون قلم درشت من در آوردیتون که کلی هم برای خودتون انحناهای خاص خطاطی مخصوص راست دستها ساختین توش. اون جیب پیراهن مردونه. اون در یخچال. اون خطکشتون که شمارههاش میره زیر دست آدم.
برام این حرکت هارمونی بهتری داره.
خلاصه که چیزهایی هست که یک راست دست هرگز نمیفهمد. آن هم حس خوشایندی است که یک چپ دست دارد. جدی میگم. میتوانید از تک تکشون بپرسید.»
● یک ابتکار ساده
فولاد و سیاوش صفاریانپور دو برابر دوقلو هستند. شاید آنها را در حال اجرای برنامه در تلویزیون دیده باشید. آنها چنان به هم شبیه هستند که حتی نزدیکترین دوستانشان هم در برخورد با آنها باید تمرکز زیادی کنند تا هر کدام را تشخیص دهند. با وجود همه این شباهتها، یک تفاوت اساسی دارند. یکیشان راست دست است و دیگری چپ دست! این تنها تفاوتی است که آنها را به راحتی لو میدهد.
▪ فولاد میگوید: «بچه که بودیم دوست داشتیم کاملاً شبیه هم باشیم و هیچ کس نتواند تفاوتمان را بفهمد. برای همین تصمیم گرفتیم دست دیگرمان را هم به کار بگیریم. آنقدر تلاش کردیم تا هم من یاد گرفتم با دست دیگرم بنویسم و هم سیاوش.»
● بچه معروفهای چپ
نه، نه... اشتباه نکنید. بحث اصلاً سیاسی نیست. میخواهیم به تاریخ رجوع کنیم و چپ دستهای جهان را بشناسیم:
شاید قدیمیترین چپ دستهای شناخته شده اسکندر کبیر و ابن خلدون بودهاند؛ دو آدمی که نسبتی دیرینه با تاریخ دارند. ژولیوس سزار و ناپلئون بناپارت هم از معروفترین چپدستهای جهانند. ژوزفین در یکی از نامههایش به ناپلئون از او به عنوان مرد «چپ دست» زندگی یاد میکند. پرنس چارلز – ولیعهد بیچاره انگلستان که ظاهراً مادرش خیال مرخص شدن از دنیا را ندارد- هم چپ دست است. اما جالبتر اینکه در طول ۳۹ سال گذشته فقط دو نفر از رئیس جمهورهای آمریکا (جیمی کارتر و جرج بوش) چپ دست نبودهاند.
جرالد فورد، رونالد ریگان، جرج بوش پدر و بیل کلینتون همگی چپ دست بودهاند. گاندی، فیدل کاسترو، چه گوارا و سیمون بولیوار هم در این فهرست میگنجند. طرفداران گرامی سینمای هند! با کمال افتخار به اطلاع میرساند جناب آمیتا باچان هم از چپ دستان معروف جهان است. به فهرست سینماییها باید کسانی چون کیم نواک، چارلی چاپلین، مایکل لندون، جان استوارت، بنی استیلر، تام کروز، آنجلینا جولی، نیکول کیدمن و دمی مور را هم اضافه کرد. جناب پریس برازنان را هم که به خاطر دارید. همان هنرپیشه خوش تیپی که شبیه آقای خاتمی است. فراموش نکنید که چپ دستان موسیقی با همه مشکلاتی که در نواختن ساز دارند، اما همیشه جزو نوابغ این عرصه بودهاند:
کورت کوبین، دیوید بوی، جیمی هندریکس، جرج مایکل، پل مککارتی، فرد آستر و احتمالاً چنگیز حبیبیان.
وای... داشت فراموشمان میشد که اسم این افراد را هم اضافه کنیم: لئوناردو داوینچی، میکل آنژ، اسحق نیوتن، آلبرت انیشتین، رامبراند، پیکاسو، باخ، بتهوون، بیل گیتس و نیچه.
ورزشکاران چپ دست هم که معرف حضور هستند: دیگو مارادونا، پله، جان مک کنر و بین ایرانیها بدون رعایت تقدم و تأخر و اهمیت این چپ دستها جزو معروفترینها هستند:
جلال آلاحمد، ابوالحسن داوودی، لاله اسکندری، بهنوش بختیاری، مرجان محتشم، هانیه توسلی، علیرضا نیکبخت واحدی، مهرزاد معدنچی، میثم منیعی، محسن خلیلی و ...
امیدواریم نگویید خب، حالا که چی... هیچ چی! شما این چند صفحه را خواندید و کلی به اطلاعاتتان افزوده شد. همین دلیل کافی نیست؟
● لاله اسکندری؛ مایه عذاب کناردستیها
لاله اسکندری، این روزها سریال پرمخاطب سالهای برف و بنفشه را روی آنتن دارد. اما نمیدانم آنها که پای تلویزیون مینشینند و سریال را تماشا میکنند، متوجه شدهاند که هنرپیشه محبوبشان چپ دست است. سراغ او را میگیریم و از مشکلات یک بازیگر چپ دست میپرسیم.
«بعضی وقتها زاویهای را که کارگردان برای فیلمبرداری در نظر گرفته است به هم میریزم.» این را لاله اسکندری میگوید. او هم از هنرمندان چپ دست است. برای اثبات حرفش مثال میآورد: «مثلاً در صحنهای باید گوشی تلفن را بردارم. کارگردان زاویهای را که در نظر میگیرد، برای یک آدم راست دست است. وقتی با دست چپ این کار را انجام میدهم، یا باید زاویه دوربین عوض شود یا کارگردان از من میخواهد که با دست راست گوشی را بردارم و صحنه تکرار میشود.» لاله اسکندری البته مشکل خاصی با چپ دستی ندارد.
او میگوید: «برایم عادی شده .معمولاً جایی مینشینم که کنار دستیهایم را اذیت نکنم، اما امان از روزهای مدرسه.» خاطرات روزهای مدرسه را مرور میکند و میگوید: «همیشه مایه عذاب کناردستیهایم بودم. هیچ وقت هم نتوانستم خطاطی با قلم را خوب یاد بگیرم. چون معلمهایمان همه راست دست بودند و نمیتوانستند به من که قلم درشت را با دست چپ میگرفتم به درستی آموزش دهند.» او چپ دستی را از پدربزرگش به ارث برده که زمانی طراحی هم میکرده است. میگوید: «شنیدهام چپ دستها خوب طراحی میکنند. من هم هر دویش را از پدربزرگم به ارث بردم؛ هم چپ دست هستم و هم طراحی میکنم. البته پدربزرگم به خاطر چپ دست بودن در مدرسه و خانه خیلی تنبیه شده بود و آخر سر نوشتن با دست راست را یاد گرفته بود و مابقی کارهایش را با دست چپ انجام میداد. اما من مشکلی نداشتم. همه پذیرفته بودند که چپ دست هستم.» موقع خداحافظی با شیطنت میخندد و میگوید: «راستی، شنیدهام چپ دستها باهوشتر هستند.
● علیرضا نیکبختواحدی؛ حل ساده مشکل
این روزها نه دوباره از پرسپولیس به استقلال رفته. نه مدل موهایش مسئولان فدراسیون را عصبانی کرده، نه خبری از تنبیه و جریمه است و نه از تشویق و گلزنی. علیرضا نیکبخت واحدی مثل چند ماه گذشته به عنوان مهاجم در پرسپولیس توپ میزند و خبری از حاشیه و جنجال نیست. اما شنیدهایم او به غیر از این که یک مهاجم چپ پا است، چپ دست هم هست و سراغش را میگیریم.
بزرگترین مشکلی که چپ دستی برای او به وجود آورده است، به دوران دبستان بر میگردد: «آن موقعها، روی یک نیمکت سه نفر مینشستیم. دست چپ من موقع نوشتن مدام به دست راست بغل دستیهایم میخورد و دستشان را خط میانداخت. غیر از من هم چپ دست دیگری در کلاس نبود که کنارش بنشینم و مشکل حل شود.» البته این مشکل او در زمان دبیرستان حل میشود. «دبیرستان با یک نفر رفیق بودم که مثل من چپ دست بود.
کنار هم مینشستیم و مشکلی برایمان پیش نمیآمد.» از کنکور هم میگوید: «یک دفعه در کنکور شرکت کردم. همه چیز خوب بود. توی فرم ثبت نام نوشته بودم چپ دست هستم و جایم مناسب بود.» نیکبخت با چپ دستیاش مشکلی ندارد، اما از چپ پا بودنش خیلی راضی است. میخندد و میگوید: «خب برای این که چپ پاها بهتر فوتبال بازی میکنند.»
● ابوالحسن داوودی؛ هدایت با دست چپ
ابوالحسن داوودی را با مرد بارانی، نان، عشق و موتور ۱۰۰۰ میشناسیم. روزهای نزدیک را اگر بگردیم به یاد فیلم تقاطع میافتیم. اما بهانه ما برای این که سراغ او برویم، هیچ کدام از فیلمها و کارهای هنریاش نیست. او چپ دست است و به عنوان کارگردانی که همه چیز را با دست چپ هدایت میکند، سراغش میرویم.
«همیشه سر میز غذا مشکل دارم. کنار دستیهایم اذیت میشوند و باید منتهاالیه سمت چپ میز را برای نشستن انتخاب کنم تا دیگران از دستم راحت باشند.» اینها را ابوالحسن داوودی میگوید. کارگردان چپ دست سینما! البته این موضوع هیچ وقت در کار مزاحمش نبوده است. «من اصلاً با نیمه چپ بدنم راحتتر هستم. چپ پا هم هستم. هیچ وقت در کار هم مشکلی نداشتهام. فقط با وسایلی که لزوماً برای راست دستها ساخته شده مثل قیچی، به سختی کار میکنم.»
البته چپ دست بودن برای ابوالحسن داوودی مزیت هم داشته است. «جوانتر که بودم، تنیس بازی میکردم. طرف مقابلم چون من چپ دست بودم نمیتوانست عکسالعمل مرا حدس بزند و همیشه غافلگیر میشد.» البته ابوالحسن داوودی با این که همه کارهایش را با دست چپ انجام میدهد، اما با دست راست مینویسد. آن هم بر میگردد به دوران کودکیاش. «بچه که بودم مداد را با دست چپ میگرفتم. عمویم که در فامیل آدم مستبدی بود، میگفت: «خوبیت نداره بچه با دست چپ بنویسه.» پدر و مادرم کاری نداشتند، اما به توصیه عمو دستم را بستند و آن قدر این کار را انجام دادند که من عادت کردم با دست راست بنویسم.»
● گونتر گراس چپدستها
هر دوی ما چپ دستیم و همدیگر را از انجمن چپ دستها میشناسیم. میدانید که ما چپ دستهای این شهر مانند همه کسانی که دردی مشترک آنها را رنج میدهد، انجمنی تأسیس کردهایم و مرتباً همدیگر را ملاقات میکنیم و میکوشیم دست راست خود را که متأسفانه در کارها بسیار ناشی است، تمرین بدهیم.
مدتی یک راست دست خوشقلب ما را آموزش میداد. متأسفانه او دیگر نمیآید. آقایان هیئت رئیسه از روشهای آموزشی او انتقاد میکردند و معتقد بودند اعضای انجمن باید با نیروی خود تغییر عادت بدهند. به این ترتیب ما با هم و بدون هیچ اجباری، فقط به بازیهای دسته جمعی ابداعی و انجام کارهایی میپردازیم که مهارت را بالا میبرند مثل: سوزن نخ کردن، آب ریختن و باز و بسته کردن در با دست راست. یکی از اصول اساسی ما این است: «تا زمانی که دست راست مثل دست چپ نشود، آرام نمیگیریم.»
این جمله هر چقدر هم که زیبا و دهن پر کن باشد، بیمعناترین حرفهاست. با این روش، ما هرگز به نتیجه دست نخواهیم یافت. جناح افراطی انجمن ما از مدتها قبل خواسته بود که این جمله به طور کامل حذف و به جای آن نوشته شود: «ما به دست چپمان افتخار میکنیم و از آن چه با آن متولد شدهایم، شرمگین نیستیم.»
مسلماً این شعار هم درست نیست و تنها جذابیت آن و نیز بلند طبعیمان به ما اجازه داده چنین حرفهایی را انتخاب کنیم. اریش و من که هر دو جزو جناح افراطی محسوب میشویم، به خوبی میدانیم سرخوردگی تا چه حد در ما ریشه دوانده است. خانه، مدرسه و بعدها خدمت سربازی هم به ما کمک نکرد تا یاد بگیریم این نقض جزئی را – جزئی در مقایسه با سایر ناهنجاریهای رایج – با بردباری تحمل کنیم. باعث و بانی این احساس سرخوردگی هم آن طرز کودکانهای است که اطرافیان دست آدم را میگیرند؛ خالهها و عمهها، داییها و عموها، دوستان مادر و همکاران پدر، اینها همان جمع خانوادگی غیر قابل تحمل و وحشتناکی هستند که افق آینده یک کودک را تاریک میکنند. باید دستمان را به همه این افراد میدادیم. آنها میگفتند: «نه. با آن دست بدقواره نه! با دست واقعیات دست بده، بادست راست!»
● چهگوارا؛ چپترین چپ
چه گوارا بیتردید چپترین چپ دست دنیاست. عکسهای او را به یاد بیاورید! مخصوصاً آنهایی که با ژستی خاص سیگاری را لای انگشتانش دارد. انگشتان دست چپ.
دو سال پیش وقتی والترسالس میخواست فیلم The motocycle Diaries یا خاطرات موتورسیکلت سوار را درباره چه گوارا بسازد، به گابریل گارسیا برنائل سفارش داد تا این نقش را باز میکند. در این وسط تنها یک مشکل وجود داشت. پسرک خوش چهره مکزیکی یک راست دست تمام عیار بود. اما سینما جادویی دیگر دارد. گابریل در طول شش ماه توانست مهارتهایی را با دست چپ یاد بگیرد که او را به چه گوارا نزدیکتر میکرد. او در گفتوگویی با مجله فرانسوی استودیو گفت: «کار سختی بود. بعد از ۳۰ سال باید دست چپم را به کار میانداختم. اما همین تمرینها مشکل دیگری از زندگی را به من معرفی کرد. حالا احساس میکنم دو تا آدم هستم. گاهی با دست راست گاهی با دست چپ.»
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست) /عنکبوت20
دوشنبه 26 تیر 1391 4:23 PM
تشکرات از این پست
تشکرات از این پست
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت :
فروردین 1388
تعداد پست ها :
41934
محل سکونت : اصفهان
پاسخ به:موفقیت: خودشناسی
چرا بعضیها چندشخصیتیاند؟
امروز میخواهیم راجع به یكی از بیماریهای روانپزشكی صحبت كنیم كه شاید شما هم نام آن را شنیده باشید و یا حتی راجع به آن كتاب خوانده باشید. اختلال هویت تجزیهای كه اختلال شخصیت چندگانه نامیده میشود، یكی از مزمنترین اختلالات تجزیهای محسوب میشود. بیشتر افراد خود را انسانی با یك شخصیت اساسی میدانند و حسی یكپارچه از خویشتن دارند ولی بیماران مبتلا به اختلالات تجزیهای، حس دارا بودن یك هوشیاری واحد را از دست میدهند. شخص احساس میكند كه فاقد هویت است یا درباره هویت خود سردرگم است و یا اینكه هویتهای متعددی دارد. هر چیزی كه معمولا به انسانها شخصیت واحد میبخشد (مثل افكار، احساسات و اعمال یكپارچه) در افراد مبتلا به اختلالات تجزیهای طبیعی نیست.
● تجزیه چیست و به چه معنا است؟
تجزیه بهعنوان دفاعی در مقابل ضربه ظهور میكند كه البته منظور از كلمه ضربه در اینجا، ضربات روحی و روانی است. تجزیه در اصل یك نوع سیستم دفاعی است كه ذهن بهصورت ناخودآگاه و بیآنكه ما روی آن كنترلی داشته باشیم، در پیش میگیرد. دفاعهای تجزیهای كاركرد دوگانهای دارند. اول اینكه به فرد كمك میكنند در زمان وقوع ضربه خود را از آن دور كند و دوم اینكه مانعی برای گنجاندن ضربه در زندگی فرد میشوند و آن را به تعویق میاندازند. در اصل تجزیه وضعیتی را بهوجود میآورد كه محتویات ذهنی در هوشیاریهای موازی حضور همزمان پیدا میكنند.
● چه كسانی و چرا؟
گروهی از دانشمندان معتقدند كه اختلال هویت تجزیهای بسیار نادر است و گروه دیگر میگویند كه اختلال مزبور بسیار كمتر از حد واقعی شناسایی شده است. بیشتر بیمارانی كه تشخیص این اختلال را دریافت میكنند، مؤنث هستند و در اصل نسبت ابتلای خانمها به آقایان از ۵ به ۱ تا ۹ به ۱ متغیر است. با این حال اكثر پزشكان و پژوهشگران معتقدند كه آقایان در نمونههای بالینی كمتر از حد واقعی گزارش شدهاند زیرا به عقیده آنها بیشتر افراد مذكری كه دچار این بیماری هستند، بیشتر وارد سیستم قضاوت جنایی میشوند تا سیستم بهداشت روانی. این اختلال در اواخر نوجوانی و اوایل جوانی بیشتر دیده میشود و میانگین سنی در زمان تشخیص ۳۰ سالگی است. هرچند بیماران معمولا ۵ تا ۱۰ سال پیش از تشخیص، نشانهها را داشتهاند. بهنظر میرسد كه این اختلال در بستگان درجه اول مبتلایان بیشتر از جمعیت كلی دیده میشود.
● علت بیماری
علت اختلال هویت تجزیهای بهدرستی معلوم نیست، هرچند در سابقه بیماران (تقریبا صد در صد آنها) حادثه آسیبرسان غالبا در دوران كودكی وجود داشته است. بهطور خلاصه میتوان چهار نوع عامل سببساز را نام برد:
▪ تجربه یك حادثه آسیبرسان
▪ عوامل محیطی
▪ استعداد برای ابتلا به اختلال
▪ فقدان حمایت بیرونی
رویداد آسیبرسان معمولا سوء رفتار جسمی و جنسی در دوران كودكی است. سایر رویدادهای آسیبرسان عبارتند از: مرگ بستگان یا دوستان نزدیك در دوران كودكی و شاهد آسیب و مرگ بودن.
● بیشتر بدانیم!
اختلال هویت تجزیهای نام اختلالی است كه قبلا به اختلال شخصیت چندگانه شهرت داشت. این اختلال، مزمن است. مفهوم شخصیت، القاءكننده احساس یكپارچگی در شیوه تفكر، احساس و رفتار شخص و دریافت او از خود بهعنوان موجودی واحد است. افراد مبتلا دارای دو یا چند شخصیت مجزا هستند كه هر یك از آنها در دورهای كه آن شخصیت خاص تسلط دارد، تعیینكننده رفتار و نگرشهای آنان است. برای تشخیصگذاری باید حداقل دو تا از این هویتها یا حالات شخصیتی، متناوبا كنترل رفتار شخص را به عهده بگیرند.
تعداد متوسط شخصیتها در اختلال هویت تجزیهای بین ۵ تا ۱۰شخصیت است. اغلب در هنگام تشخیص فقط ۲ یا ۳ شخصیت مشهود است و سایر شخصیتها در جریان مسیر درمان شناسایی میشوند. تعداد متوسط هویتهای گزارششده برای بیماران مذكر ۸ و برای بیماران مونث ۱۵ برآورد شده است كه البته هنوز این اعداد مورد شك است و نیاز به بررسیهای بیشتری دارد.
گذر از یك شخصیت به شخصیت دیگر اغلب بهصورت ناگهانی و نمایشگونه صورت میپذیرد. بیماران عموما در هر وضعیت شخصیتی، از وجود شخصیتهای دیگر و رویدادهایی كه در جریان تسلط آنها گذشته است، آگاه نیستند. با این حال گاهی یكی از شخصیتهای دیگر، دچار چنین فراموشی نبوده و از وجود، كیفیات و فعالیتهای شخصیتهای دیگر كاملا آگاه است. گاهی نیز شخصیتها به درجات مختلف از وجود بعضی یا تمام شخصیتهای دیگر آگاهی دارند و ممكن است با هم طرح دوستی، رقابت یا همراهی بریزند. اغلب شخصیتها نام خاص را دارند و گاهی نیز یك یا چند شخصیت موجود در فرد نام كاركرد خود را دارند (مثل محافظ.) ممكن است شخصیتها از دو جنس متفاوت، نژادها و سنین مختلف و از خانوادههایی غیر خانواده اصلی بیمار باشند. شخصیتها اغلب بسیار متفاوت و حتی ممكن است متضاد باشند.
بیماران اغلب، در معاینه هیچ نكته غیرعادی ازلحاظ وضعیت روانی ندارند به جز اینكه، درباره دورههای زمانی مختلف فراموشی دارند. گاهی با واداشتن بیمار برای تهیه یك دفتر یادداشت روزانه فرد معاینه كننده میتواند شخصیتهای متعدد بیمار را در این یادداشتها بیابد.
● ادامه داستان
این بیماران اغلب همزمان دچار اختلالات روانی دیگر مثل اختلالات اضطرابی، اختلالات خلقی، اختلالات وابسته به مصرف مواد، اختلالات خواب و غیرههم هستند. در عین حال اقدام بر خودكشی در میان آنها شایع است.
● درمان
موثرترین رویكرد درمانی برای اختلال هویت تجزیهای، درمانهای غیر دارویی است. به كمك روشهای تخصصی كه از حوصله این بحث خارج است، اطلاعات اضافی درباره سابقه، شناسایی شخصیتهای قبلا ناشناخته و تسهیل تخلیه هیجانی صورت میگیرد. درمان این اختلال نیاز به صبر و حوصله، دقت و زمان دارد. دارو فقط در صورت لزوم مثلا در وجود همزمان اختلال افسردگی یا اختلال اضطرابی و غیره تجویز میشود. درمان دارای مراحلی است كه باید یك به یك انجام شود و هر نوع شتابزدگی در سیر درمان معادل ضربه دیگری بر فرد بیمار است.
● سرنخ ها
برخی حالات به نفع تشخیص اختلال هویت تجزیهای است، ازجمله:
▪ گزارشهای دگرگونی زمانی، فراموشی لحظهای و عدم تداوم
▪ بازگویی دورههای رفتاری بیمار از جانب دیگران كه خود بیمار آنها را بهخاطر نمیآورد.
▪ اشخاص بیمار را مورد شناسایی قرار دهند و یا به نامی دیگر بخوانند كه بیمار آنها را نمیشناسد.
▪ بیمار ممكن است خود را به نامی دیگر بخواند و بهعنوان سوم شخص خطاب كند.
▪ كشف نوشتهها، نقاشیها یا دیگر محصولات كاری دی و اشیایی مثل كارت هویت، لباس و غیره میان اموال بیمار كه قابل شناسایی یا قابل توجیه نیست.
▪ سابقه آسیبهای عاطفی شدید در دوران كوكی (معمولا قبل از پنجسالگی)
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست) /عنکبوت20
دوشنبه 26 تیر 1391 4:37 PM
تشکرات از این پست
تشکرات از این پست
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت :
فروردین 1388
تعداد پست ها :
41934
محل سکونت : اصفهان
پاسخ به:موفقیت: خودشناسی
چرا خلافکار میشویم: فقط به خاطر ژن؟!
«بالاخره ما متوجه نشدیم گرایش به پرخاشگری و دنبال خلافکاری بودن تقصیر شیوه تربیتی ماست یا در ژنتیک این پسر ما موجود بوده است و ما کلا بیتقصیریم؟!»...
این بخشی از ایمیل آقای س.الف است. سوال کلیدی و مهم ایشان به بررسی علل ریشهای رفتار بزهکارانه اشاره دارد و از اینجا شروع میکنم که تحقیقات گستردهای به بررسی این امر پرداختهاند که آیا رفتار انسان نتیجه عوامل زیستشناختی مانند ساختار مغزی یا ژنتیکی است یا اینکه ما فرآورده محیط خویش هستیم، یعنی طریقهای که با آن پرورش مییابیم؟ پاسخ به این پرسش اهمیت عمیقی در مسایل حقوقی و سیاست عمومی دارد. در ضمن روش ما در برخورد با بزهکاران یا طریقه درمان و مراقبت از بیماران روانپریش نیز تحت تاثیر پاسخی است که به این پرسش میدهیم. فرهنگ ما بهطور عمده و به جز چند مورد معدود بر این موضوع بنا شده است که ما انسانها زاییده اراده آزاد خویش هستیم و در نتیجه در برابر این گزینشها مسوولایم. اما چه وضعی پیش خواهد آمد اگر مشخص شود که یک ژن ویژه، یا گروهی از آنها، یا فقدان یک کروموزوم یا وجود کروموزومی اضافه، عامل تمایل به سمت پرخاشگری یا جنایت یا مصرف مواد اعتیادآور است؟ به عبارت دیگر در صورتی که نشان داده شود رفتار یا حتی ذهن انسان به صورتی از قبل تعیین شده، به وسیله شرایطی هدایت میشود که ما بر آن کنترل ناچیزی داریم، یا اصلا کنترل نداریم؟ آیا در این صورت جامعه در مجازات برخی بزهکاران که قادر به کنترل اعمال خود نیستند محق خواهد بود؟
بنابراین با اینکه طرح جنبههای ژنتیک رفتار بزهکارانه و اقدامات مربوط به «بهسازی نژادی» که در اروپا و ایالاتمتحده سابقه طولانی و گاهی تلخ دارد، همچنان با مقاومت روبهروست ولی این همان راهی است که بیانگر تمایل فرد به رفتارهای بزهکارانه میشود. به نظر میرسد پاسخ این سوال مهم این باشد که ترکیب هر دو عامل اجتماعی و زیستشناختی سبب رفتار انسان میشود. رفتار ما به وسیله ترکیب پیچیده و پیوسته دگرگونشوندهای از این دو عامل هدایت میشود که تاثیر آن بر تمام عمر ما احساس میگردد.
اینکه دانشمندان درباره یافتن یک ژن برای یک صفت خاص صحبت میکنند، الزاما چنین معنی نمیدهد که در فرد حامل این ژن و یا در هر محیطی، این صفت تظاهر خواهد کرد. شواهد نشان میدهد ژنهای بسیاری در تعیین این امر مشارکت دارند که آیا یک صفت رفتاری خاص تظاهر کند و در صورت مثبت بودن پاسخ، چگونه این صفت ظاهر شود. اگرچه شاید از لحاظ ژنتیک مستعد باشیم ولی پیدایش یک رفتار نامناسب، احتمالا مستلزم وجود واسطههای بیرونی مثل تجربه ناخوشایند، رفتار نامناسب والدین و یا محرومیت دوران کودکی نیز هست.
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست) /عنکبوت20
دوشنبه 26 تیر 1391 4:38 PM
تشکرات از این پست
تشکرات از این پست
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت :
فروردین 1388
تعداد پست ها :
41934
محل سکونت : اصفهان
پاسخ به:موفقیت: خودشناسی
چرا من تغییر نمیکنم؟
آیا تا به حال به تماشای دریا نشستهاید؟ اگر آری، حتما متوجه شدهاید که تمام آشفتگیها، برخوردها و امواج فقط در سطح است.
در عمیقترین بخشهای دریا هم آشفتگی وجود ندارد؛ حتی موجی کوچک.وقتی در دریای وجودتان عمیق فرو روید و آرامش را به دست آورید، به نقطهای میرسید که هیچ آشفتگی و ناآرامی هرگز در آن راه نداشته است. همانجا بایستید، هر تغییر و دگرگونی از آنجا میسر میشود.در آنجا خود استاد خویشتن هستید. اکنون هر آنچه غیر ضروری است میتواند دور انداخته شود، بدون هیچگونه درگیری و نزاع. با کمال تعجب میبینید که تغیر کردهاید.
امروزه نقش مثبتاندیشی، داشتن افکار و امواج مثبت و دارا بودن عینک خوشبینی بر کسی پوشیده نیست. نتایج یک پژوهش نشان میدهد میانگین عمر افراد مثبتاندیش، ۷ سال بیشتر از کسانی است که از این ویژگی بیبهره هستند و با عینک تیره بدبینی به دنیا و امور آن مینگرند.
در زندگی شهرنشینی با توجه به استرسهای موجود در محیط پیرامون افراد، آلودگیهای صوتی و دیگر ناهنجاریهایی که اثرات نامطلوب فراوانی به دستگاه روانی ما وارد میآورد؛ طبیعی است که مقادیر فراوانی از انرژی ما از بین رفته و ما فاقد انرژی و توان لازم جهت مقابله با مسائل و کنار آمدن با مشغلههای زندگی روزمره میشویم.
بیتوجهیها و عدمآگاهی نسبت به ملزومات و مایحتاج دستگاه روانی ما را دچار مسائلی میکند که بعضا ریشه و علت آنها را در بیرون از خود جستوجو میکنیم. خلق افسرده، حالات اضطرابی، پرخاشگری و بسیاری از بیماریهای روانتنی حاصل همین غفلت و بیتوجهی ما نسبت به خویشتن خویش است.
همواره مصایب و مشکلات حاد موجود در زندگی برهمزننده تعادل روانی ما نیستند؛ به عبارتی نرساندن سوخت لازم به دستگاه روانی هم میتواند علت بسیاری از کجخلقیها، اختلالات خواب، اختلالات جنسی و خلقی در ما باشد.
گاهی اوقات ما فراموش میکنیم که ظرف درون خود را از آلودگیها بزداییم و یا به عبارتی دیگر از ورود آلودگیها به ظرف وجودی خویش جلوگیری کنیم؛ گویا از یاد میبریم که ما فقط برای کار کردن و متحمل شدن استرسها و فرو خوردن خشم خویش در اثر مسائلی که نمیتوانیم دخالت مستقیمی در جریان اجرایی آن داشته باشیم، به این دنیا نیامدهایم. رسالت ما درگیر شدن در تمام بازیهای زندگی و تلاش صرف جهت نباختن نیست.
● جراحی روانی
ما معمولاً قبل از اینکه منزل را به سمت محل کار و یا رفتن به یک جلسه کاری و یا مهمانی ترک کنیم تدارکات خاصی میبینیم از جمله اینکه ما خود را آراسته میکنیم ما با لباسهایی که داخل منزل از آنها استفاده میکنیم و با همان وضعیت از منزل بیرون نمیرویم، بعید میدانم کسی این آراستگی را نکوهش کند، اما چگونه است که ما برای رفتن به یک مهمانی ساده ساعتها وقت صرف میکنیم تا با وضعیت ظاهری مناسبی حضور به هم رسانیم ولی دقت و انرژی برای خویشتن خویش نداریم برای رفتن به یک کلاس آموزشی در زمینه مسائل ارتباطی – رفتاری و یا مراجعه به یک متخصص علوم رفتاری اعلام میکنیم که فرصت نداریم یا پول نداریم!
بنابراین لزوم انجام جراحی روانی بیش از پیش نمایان میشود. آری ما در ابتدا نیازمند برداشتن بخشهای مسئلهدار ذهنمان هستیم، باید ابتدا برای افکار و باورهایمان فکری بیندیشیم چرا که احساسات ما منتج از افکار ماست باید شروع به خارج کردن اضافات ذهنمان کنیم این خروج بهمراتب مهمتر از خروج چربیها از بدنمان است چرا که اگر به زیبایی ذهن و روان برسیم و دستگاه روانی ما شرایط مناسبی داشته باشد چه بسا برای خود ارزش و احترام بیشتری قائل شویم و پذیرش مناسبی برای خویش داشته باشیم.
در اینجا میخواهم به اهمیت بیشتر بعد روانی اشاره کنم که در واقع پیشنیاز بعد جسمانی است؛ احساس رضایت و دوست داشتن خود مستلزم انجام جراحیهای خاصی نیست همانطور که احساس خوشبختی مستلزم رسیدن به یک وضعیت مطلوب اقتصادی – رفاهی نیست. خوشبختی یک وضعیت نیست بلکه احساسی خوشایند و درونی است و اگر ما بتوانیم در همین شرایطی که هستیم به احساس خوشبختی و رضایت برسیم با رسیدن به اهداف و محقق شدن آرزوهایمان این احساس بیشتر و ماندگارتر از قبل خواهد بود.
در غیراین صورت هیچ تضمینی وجود ندارد که ما با رسیدن به یک موقعیت اقتصادی مناسب یا قبولی در کنکور و غیره احساس خوشبختی و سعادتمندی کنیم وضعیت مالی مناسب به رفاه بیشتر و راحتی ما کمک میکند ولی بالقوه شادی و رضایت وارد زندگی ما نمیکند ما برای شاد بودن به ارتباط با آدمهای شاد، توجه به نیازهای کودک درون، دارا بودن عشق بدون قید و شرط به کل هستی و زدودن زنگارها از ظرف زیبای درون نیاز داریم.
● آیا میتوانم بهتر از این باشم
ما در مسائلی که برایمان روی میدهد نقش داریم این نقش برخی مواقع مستقیم و گاهی بهصورت غیرمستقیم است و چه زیباست هرکدام از ما در رابطه با مسائلی که برایمان ایجاد میشود نقش خود را بیابیم و از خود سؤال کنیم من در این موضوع یا این مشکل چه نقشی داشتم آیا میتوانم ایفای نقش بهتری داشته باشم؟
در روابط بین زوجین خیلی از مواقع یکی از آنها اقدام به اصلاح رفتارهای خود میکند این کار با کمک مشاور با مطالعه و امثالهم انجام میشود و تغییر شروع میشود این تغییر ابتدا در زمینه افکار سپس احساسات و در نهایت در رفتار صورت میپذیرد با گذشت زمان وقتی شریک زندگی و اطرافیان متوجه تغییرات خوب فرد میشوند رفتارهای آنها نیز معمولاً تحتتأثیر قرار میگیرد و تعامل مناسبتری برقرار میشود بنابراین بیاییم از خود شروع کنیم ما معمولاً بهدنبال تغییر دیگران هستیم و مشکل را آنها و رفتارشان میبینیم اگر این طرز فکر غالب باشد همواره باید تلاش کنیم و نقشه بکشیم که چگونه دیگران را تغییر دهیم در حالی که تغییر دادن خودمان بهمراتب راحتتر است اگر از تغییر خود شروع کنیم شاهد اتفاقات و رویدادهای جالبی در خود و پیرامون خود خواهیم بود.
تغییر معمولاً بار استرسی دارد تغییر محل کار، تغییر محل زندگی، تغییر شغل و تغییر رئیسمان در محل کار ما را کمی دچار اضطراب میکند؛ تغییرات درونی هم از این امر مستثنی نیست.
ما براساس بسیاری از عادات قهری و جبری خود زندگی میکنیم و برای ما آسودهتر است که آنها دستنخورده باقی بمانند ما طبق عادات رفتاری خود در شرایط مشابه رفتارهای مشابهی انجام میدهیم بنابراین با شروع دستکاری این عادات که زمینه تغییرات رفتاری ما را فراهم میکنند بعضاً با احساسات ناخوشایندی هم روبهرو میشویم بهعنوان مثال کسی که همواره در اختلافات از موضع برنده – بازنده عمل میکند و میخواهد به هر قیمتی شده نبازد وقتی متوجه میشود که برای حل اختلاف میتوان به گونهای دیگر نیز رفتار کرد و گاهی لازم است به خاطر دیگری مثلاً همسر، گذشت کرد و این به معنای باختن و بازنده بودن نیست ابتدا حالت خوشایندی نخواهد داشت او همواره با زور و فشار تلاش کرده موقعیت را به نفع خویش تغییر داده و به پایان ببرد و هماکنون باید جلوی این رفتار خود را بگیرد طبیعی است که این کار راحت نخواهد بود ولی کافیست قدم اول برداشته شود و ما به لزوم تغییر پی ببریم و شروع کنیم با گذشت زمان و بررسی تعاملات و رفتارهای خود با دیگران و اثرات مطلوب ایجاد شده، این تغییر تقویت خواهد شد و مهر تاییدی خواهد بود که نشان میدهد ما چقدر به تغییر کردن نیازمندیم.
نکته قابل توجه که میتوان در اینجا بدان اشاره کرد این است که اساس درمان بسیاری از رواندرمانگران و روانپزشکان معروف دنیا براساس همین تغییر است دکتر گلاسر درمان را تغییر در رفتار میداند؛ آدلر تغییر در انگیزش، راجرز تغییر در ادراک، الیس تغییر در باورها، بک تغییر در شناخت و پرز تغییر در نیازها و علایق را اساس درمان اشخاص میدانند.
اهمیت تغییر در اینجا بیش از پیش خود را نمایان میکند در بسیاری از مواقع تغییر سبک زنگی ما را از مبتلا شدن به بسیاری از بیماریها و مسائل روانشناختی مصون میدارد تصور کنید فردی که مهارتهای حل مسئله، کنترل خشم، روابط بین فردی مؤثر و رفتار جراتمندانه را آموخته و آنها را به کار میبرد نسبت به کسی که از این تواناییها برخوردار نیست در مقابله با مسائل زندگی و ناملایمات و یا در برقراری ارتباط مناسب با دیگران چقدر میتواند قدرتمندانه و موفقتر عمل کند.
همه چیز مهیاست برای یک شروع دیگر برای شروعی بهتر، ما نیازمند تغییرات وسیعی در همه ابعاد هستیم اما بیاییم این تغییرات را ابتدا از خود شروع کنیم ابتدا از درون نه از بیرون، تغییرات مناسب درونی شرایط را برای تغییرات بیرونی نیز مهیا میکند پس بیاییم گام اول را استوار برداریم و اعلام کنیم: غافل نخواهم بود و تغییر را شروع خواهم کرد.
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست) /عنکبوت20
دوشنبه 26 تیر 1391 4:45 PM
تشکرات از این پست
تشکرات از این پست
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت :
فروردین 1388
تعداد پست ها :
41934
محل سکونت : اصفهان
پاسخ به:موفقیت: خودشناسی
چرا هنگام شنیدن و گفتن و حتی نشستن خط و شکل می کشیم؟
اکثر ما هنگام گوش دادن به سخن کسی در مجالس سخنرانی و کلاس درس ، موقع صحبت کردن با تلفن یا گوش دادن به رادیو و کاست و یا حتی هنگام تماشای یک برنامه تلویزیونی ، خطوط ، علائم ، کلمات و اشکال هندسی در هم و نامفهومی را نقاشی می کنیم. این اشکال و خطوط بی قاعده که از ناخودآگاه ذهن بر می خیزد، واقعاً چه چیزی را در مورد ما روشن می کنند؟ مقاله زیر تلاش کرده است به این سوال پاسخ دهد، باهم می خوانیم .
اگر ملاقاتی طولانی و خسته کننده برایتان پیش بیاید، در آن حالت با احساس بی قراری و ناراحتی چه می کنید ؟
شاید یک کاغذ و قلم بردارید و شروع به خط خطی کنید که البته کاری است که به نظر خیلی ها عادی می آید، حالا به آنچه که روی کاغذ به جامانده ، نگاهی بیندازید. ممکن است متعجب شوید. این اشکال و خطوط ، هیچ ارتباطی به دستخط فرد ندارد و در واقع حاصل فعل و انفعالات ضمیر ناخود آگاه شخص است و البته نتایج و پیام های بسیاری نیز دارد.
این خطوط و نقوش را می توان به دسته های مختلف از اشکال هنری و دکوراتیو تا اشکال پیش پا افتاده و بی ارزش تقسیم بندی کرد.
برخی خطوط تکرار می شوند، خانه ها ی کوچک ، گل ها، پرنده ها، فلش ها، ستاره ها ، ماشین ها، شماره ها و اسامی که تقریباً در بین همه کسانی که عادت به کشیدن این و خطوط و نقوش دارند، مشترک است.
اما اصلاً چرا این کار را انجام می دهیم ؟ ممکن است شکلی از بیان بی قراری و ناراحتی باشد یا کاری که وقتی رنجیده خاطر و خسته یا منتظر اتفاقات مهیج تری هستیم ، انجام می دهیم .
تزئین کاغذ با خطوط مارپیچ ، نوشته های بدخط و نقاشی های کوچک ممکن است کمکی برای رها شدن از تنش ها باشد. اگر این فرض دست باشد، حداقل این کار به نسبت روش های دیگر تسکین استرس مثل کشیدن سیگار، عادت مثبت تری است . شاید به همین دلیل است که بیشتر مردم نزدیک گوشی تلفن خود، کاغذ و قلم می گذارند.
به علاوه ، این عادت در مقایسه با عاداتی نظیر جویدن آدامس با طبیعت نیز سازگارتر است و مثل آدامس آلودگی و چسبندگی هم ندارد.
برخی روانشناسان معتقدند، این اشکال شامل مجموعه ای از علائم ، خطوط و نقوش می باشند که بی هدف و بی جهت ترسیم می شوند اما حاوی مطالب زیادی در مورد شخصیت افراد هستند. این روانشناسان می گویند : کسانی که این خطوط را می کشند، اغلب کسانی هستند که با کاغذ و قلم راحت هستند و با رسم این اشکال ، نقش ها را می توان به صورت یک فعالیت خلاق سمت راست نفر ، ارزیابی کرد.
از این خطوط و اشکال به عنوان تمرین دست گرمی هنرمندان نیز استفاده می شود. مثلاً خواننده ای را در نظر بگیرید که آماده یک اجرا با نت های موسیقی می شود . یک مجموعه خالی می تواند بسیار بی معنا باشد و جرات اجرا را نیز در خواننده نتواند ایجاد کند، اما دست به قلم بردن و رسم این خطوط و نقوش راه خوبی برای شروع است .
همچنین شواهدی وجود دارد که رسم این شکل ها و خطوط ، مغز را از فعالیت های ذهنی آزاد می کند. در یک تحقیق که یکی از اساتید دانشگاه دورت ایالت ایندیانا انجام داد، از دانشجویانش خواست که در کلاس راحت باشند. هر کس بخواهد می تواند تکه ای کاغذ بردارد و همین طور که به مباحث درسی گوش می دهد، برگه اش را نیز در اختیار داشته باشد و خط خطی کند و هرکس هم که نمی خواهد می تواند در کلاس شنونده محض باشد. سپس آزمایش کرد تا ببیند هر یک از گروه ها تا چه اندازه از کلاس برداشت داشته اند، بررسی ها نشان داد کسانی که کاغذی در اختیار داشتند و حین گوش دادن به درس ، آن را با خطوط و نقش هایی که به ذهنشان می رسید نقاشی می کردند، نتیجه و برداشت بهتری نسبت به شنوندگان محض کلاس داشتند.
برخی روانشناسان رسم این اشکال و خطوط را به عنوان شکل بصری خیال پردازی ارزیابی می کنند. بر طبق نظر این روانشناسان سه نوع خیال پردازی وجود دارد:
برآورده شدن آرزوها، غصه خوردن، برنامه ریزی های آینده. به عقیده آنها ، این خطوط و اشکال معمولاً با حس لذت بخش برآورده شدن آرزوها در ارتباط است و کسانی که این خطوط و نقوش را ترسیم می کنند، معمولاً آدم های مستعد خیال بافی هستند . به عنوان مثال در این نوع تصویرگری ، قایقها و هواپیماها اغلب بالا می روند و ممکن است این حالت بیانگر یک نوع اشتیاق برای فرار از همه ناملایمات باشد.
● تشخیص ناخوشی از طریق خطوط و نقوش
عده ای دیگر از روانشناسان مدعی هستند که ترسیم این خطوط و نقوش به شخصیت فرد یک نوع بینش و بصیرت فریبنده می دهد و جزئیات آن نیز اغلب به فرهنگ و پیشینه ذهنی و تحصیلات شخص مربوط می شود.
البته عده ای هم هستند که به ندرت از این نوع نقش ها خطوط رسم می کنند و این الزاماً بدین معنی نیست که این افراد تحت فشارهای روحی هستند.
برخی متخصصین روانشناسی دستخط می گویند کسانی که عادت به ترسیم این گونه خطوط و نقوش ندارند، دارای شخصیتی نکته سنج، صریح و رک هستند.
البته این خطوط و اشکال هم مانند دستخط می توانند مورد تجزیه و تحلیل قرار بگیرند،زیرا کلیدهایی در مورد شخصیت افراد به دست می دهند . گرچه خط شناسی (شخصیت شناسی از روی دستخط ) گاهی اوقات سوء برداشتهایی نیز می تواند به همراه داشته باشد.
بسیاری از کارفرمایان از دستخط به عنوان آزمایش سنجش روانی کارمندان خود استفاده می کنند. با تمام اینها، دستخط هم به نوعی ، مانند این خطوط و علائم ، از ذهن تراوش می کند و متخصصان در جهت شناسایی شخصیت فرد یا دریافت اینکه در ذهن فرد چه می گذرد از آن استفاده می کنند.
همه ما در مدسه یادگرفته ایم که به روش استاندارد بنویسیم ، اما بزرگتر که می شویم به مرور دستخط فردی تر و فردی تر می شود. در ۱۶ سالگی یا همین حدودها ، دستخط به تناسب شخصیت فرد شکل می گیرد. به علت همین ویژگی فردی و خصوصی بودن دستخط است که وقتی شما کارت تبریک یا نامه ای از کسی دریافت می کنید، بلافاصله از دستخط روی پاکت نامه می توانید فرستنده آن را بشناسید.
دستخط با معیارهایی مثل اندازه، شکل و فاصله بین حروف مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد . خطوط و اشکالی هم که معمولاً در زمان درگیری ذهنی ترسیم می کنیم و بیشتر به صورت نشانه ها و تصاویر هستند ، از اهمیت خاصی در شناخت شخصیت فرد برخوردارند.
روانشناسان بسیاری اعتقاد دارند که می شود این خطوط و نقوش را مانند یک کتاب خواند و این علائم روزنه ای خلاق است که موقعیت ذهنی شخصی را منعکس می کند. برای مثال فلش ها بیانگر تنش های جنبی است، اما اگر جهت فلشها به طرف بالا باشد، می تواند نشان دهنده آرزوها و رویا نیز باشد. اگر فلش ها در جهت افق باشند، شخص دارای قوه درک خوبی است . فلش هایی که در تمام جهات ترسیم می شوند، نشانگر ذهن روشن است .
اشخاصی که خطوط راست ترسیم می کنند، اغلب آدم های کند و دیرفهمی هستند.
خطوط متقاطع ، بیان گر شخصیتی رقابت طلب است و افراد ایده آلیست و آرمانگرا هم معمولاً ستاره می کشند.ستاره پنج پر می گوید فرد سوار بر آرزوهاست اما ستاره شش پر مبین ظرفیت تمرکز فرد است و دایره ها فرد را خیال پرداز معرفی می کنند، در حالی که مربع یا مستطیل می گویند فرد فعال، منطقی و دارای ذهن دقیق و روشن است .
برخی از این علائم و اعداد مفاهیم جهانی دارند مثل شکل درخت، خطوط پیچ در پیچ ، مار ، اشکال سه وجهی ، خطوط متقاطع و ماهی و روشی که هر کسی این خطوط و نشانه ها را ترسیم می کند، به زندگی شخصی اش یا هر درگیری حتی ناخودآگاهی که فرد تجربه کرده است، بستگی دارد .
بازتاب علائمی که یک نفر موقع ترسیم این خطوط ایجاد می کند، می تواند به معرفی دانش و بینش فرد کمک کند؛ کاری که کلمات قادر به انجام آن نیستند. به همین دلیل بسیاری از درمانگرها از این اشکال یا نقاشی های آزاد در شیوه درمانی شان بهره می گیرند.
این گروه روانشناسان معتقدند: هنر می تواند نقش بسیار موثری در درمان داشته باشد زیرا هنر و روانشناسی کاملاً در هم پیچیده و به هم مرتبط اند.
وقتی که یک نقاشی یا برگه یادداشت پر از خط و نقش درهم و برهم ، تجزیه و تحلیل می شود، باید در پی نشانه های مهم آن بود مثل اینکه آیا نقوش تمام صفحه را پوشانده است یا تنها در گوشه ای از صفحه قرار گرفته اند؟
● آیا خطوط روان و دارای انعطاف هستند یا خشک و شق و رق اند؟
روانشناسان استرالیایی دریافته اند که این خطوط و نقوش ، روش خوبی برای پی بردن به مشکلات نوجوانان است . گرفتاری نوجوان در دام اعتیاد، تشویش یا اضطراب از جمله مسائلی هستند که از این طریق قابل تشخیص و بررسی هستند برخی از نوجوانان نه به راحتی صحبت می کنند و نه با نوشتن میانه ای دارند، اما این اشکال و خطوط می تواند راهی را برای درمانگر مهیا سازد تا به حالات و مشکلات آنان پی ببرد.
به عنوان نمونه می شود از آن ها خواست که چیزی بکشند که نشان بدهد آینده را چگونه می بینند یا .... این روانشناسان همچنین بر این باورند که در مورد بچه ها و افراد معمولی ،نقاشی می تواند کلیدی به موقعیت احساسی آنها باشد.
● منطق تصاویر
روانشناسان گاهی اوقات از تکنیکی به نام رسم اشکال هدفمند استفاده می کنند تا در تحقیقات قانونی ، به موقعیت ذهنی و وضعیت روحی مجرمین پی ببرند . این اشکال اغلب وسوسه های سادیسمی یا حالاتی که در اثر آن مجرمین مرتکب جنایات وحشیانه می شوند، را نشان می دهد.
گاهی اوقات بدون نیاز به درمانگر هم می شود اطلاعات موجود در این خطوط و نقوش را استخراج کرد.
بیایید به خودتان یک زمان کوتاه، حدوداً ده دقیقه ای ، بدهید. یک مداد یا خودکار بردارید و آزادانه روی کاغذ حرکت دهید. نگران نباشید . قرار نیست یک شاهکار هنری خلق کنید، معمولاً وقتی با ذهن آزاد و رها، اشکالی را که به فکرتان می رسد، ترسیم کنید، در آنها راههای میانبر خلاقانه ای برای حل مشکلات یا عبوراز موانع پیدا می کنید.
در این کار از شکل ها، علائم ، حروف و کلمات یا حتی از رنگ های مختلف استفاده کنید تا هر آنچه را که در ذهنتان است بهتر نشان دهید. حتی اگر شما کسی هستید که بیشتر با نوشتن مانوس هستید، بیایید این بار با رسم خطوط و اشکال و علائم ، خلاقیت خود را کشف کنید و حتی جنبه هنری خود را بیا ن کنید ، خطوط و تصاویری که ترسیم می کنید بیانگر چیزی است که در زندگی شما جریان دارد.
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست) /عنکبوت20
دوشنبه 26 تیر 1391 4:45 PM
تشکرات از این پست
تشکرات از این پست
<<
<
6
7
8
9
10
>
>>
دسترسی سریع به انجمن ها
آمار
گفتمان پرتال فرهنگی راسخون
کنکور و کنکوری ها
اساتید و مشاوران کنکور
مقطع کارشناسی
مشاوره تخصصی
فیزیک رشته ریاضی (استاد سید محمد جواد سادات)
فیزیک رشته تجربی (استاد سید محمد جواد سادات)
ریاضی رشته انسانی (استاد سید محمد جواد سادات)
كنكور دولتي
رشته های غیر پزشکی
منابع کنکور
مقطع کارشناسی
گروه علوم پایه
گروه علوم پایه
ایران
علوم پایه
كتاب هاي اسلامي
داستان هاي ايراني
مجلات زبان اصلی
مجلات تخصصی فن آوری اطلاعات و ارتباطات
آموزش خانواده
حقوق زن
دانستنی ها و آموزش های عمومی
آموزش،پرورش و تربیت کودکان
آموزش دروس دبستان
قبل از ازدواج
اعتیاد و موادر مخدر
آشپزی
باغبانی و پرورش گل و گیاه
غذاهای محلی و سنتی
انواع سالاد وسس
خواص مواد غذایی
کیک ها
پلو ها
اخبار و دانستنی های گردشگری
آسیا
آذربایجان شرقی
آداب و رسوم کهن ایران
آزمون های تالار
شب چلّه (شب یلدا)
شخصیت های سیاسی - مذهبی
هواپیما
علوم و فنون نیروی زمینی
علوم و فن آ وریهای جدید
آب و هوا
محیط زیست
آزمون های تالار نجوم
حافظان سلامتی
آموزش نجوم
طب سنتی
دارو ها و درمان ها
آموزش مهارت Reading
زنگ تفريح در كلاس زبان
برترین های خبری
قرآن کریم
حوزه های علمیه
جهاد تبین
دشمن شناسی در اسلام
ولایت فقیه
شهدای مدافع حرم
سردار شهید سپهبد سلیمانی
مسیحیت
تاریخچه و ساختار یهودیت
مباحث عصر ظهور
اخبار و مطالب جمکرانی
درس ها و داستانهای قرآنی
شناخت امام و غیبت
اهل سنت
اعتقادات
تاریخچه و ساختار وهابیت
فلسفه احکام
نماز
پیشوایان تاریکی
دعاهای رمضان
مساجد، حسینیه ها و کانون های فرهنگی
سوالات دینی و اخلاقی
چهارده معصوم(علیهم السلام)
حضرت محمد(ص) پیامبر گرامی اسلام
پیامبران
صحیفه سجادیه
مطالب نهج البلاغه
باب اول: خطبهها و اوامر
باب دوم: نامهها و رسائل و وصایا
باب سوم: کلمات قصار، حکمت آمیز و مواعظ
آلبوم و تصاویر حسینی
صندلی داغ
مسابقه عكس موبايل
تصاویر دیدنی
جشن ها
هنر هفتم
حاج محمود کریمی
حاج میثم مطیعی
کربلایی حمید علیمی
کربلایی سید رضا نریمانی
کربلایی سید مجید بنی فاطمه
کربلایی جواد مقدم
حاج محمد طاهری
کلیپ های ورزشی
قرآن و آموزه های قرآنی
تایپوگرافی
شعر کلاسیک-سنتی
متن روضه و نوحه
غزلیات حافظ
سینمای ایران
جام ملت های آسیا
کلیپ های ورزشی
جام ملت های آسیا 2019
کشتی
بازي هاى آسيايي اینچئون
تیم ملی
گفتگوی آزاد
تولیدات فرهنگی
طرح های اجرا شده
طرح های اجرا شده سال 90
طرح های اجراشده سال 91
طرح های اجرا شده سال 92
طرح های اجرا شده سال 93
طرح های اجرا شده سال 94
طرح های اجرا شده سال 95
طرح های اجرا شده سال 96
طرح های اجرا شده سال 97
مباحث خانواده محوری
سی شب سی نور
سی شب سی آیه
از قاجار تا انقلاب
صـالحـین راسخون
پرسش و پاسخ در مورد راسخون
خودرو
موتورسیکلت،دوچرخه
هواپیما
پل ارتباطی کاربران راسخون با نمایندگان محترم
مسابقه عكس موبايل
مسابقه عكس موبايل
مسابقه عكس موبايل
مسابقه عكس موبايل
مسابقه عكس موبايل
بــورس
اقتصاد مقاومتی
صرفه جویی
تالارهای مسدود شده
اخبار و رویداد های انتخاباتی
تریبون آزاد انتخابات
انتقادات در مورد مقالات
گفتگو در باب راسخون
ذوالکفل
نرم افزار
اندروید
ایام و مناسبت های خاص
بازی های اندروید
آموزش ها و ترفند ها
مسابقات
Apple (آی فون و آیپد)
اندروید
برنامه نویسی
برنامه نویسی و طراحی وب
اخبار حوزه امنیت
وبلاگ های راسخون
وبلاگ برتر هفته
Wordpress
Network+
بررسی تخصصی(لپ تاپ، PC ، قطعات سخت افزاری)
باشگاه وبلاگ نویسان راسخون بلاگ
طرح وبلاگ ویژه
آموزش های ویدئویی
طرح های اجرائی
توسعه ASP.NET
اندروید
اعلانات سایت
مسابقات راسخون
طرح های قرعه کشی
برترین ها
فعالان (از دید مدیران)
مسابقات هفتگی
نقاشی با جدول اعداد
طرح ذربین تالارها
طرحهای سال 95
طرحهای سال 94
طرحهای سال 94
مسابقه هفتگی حدس تصویر"
جلسات مدیران تالارها
سرگرمی "حدس تفاوت نقاشی ها"
مسابقات هوش
مسابقات کاربری
مسئول گفتمان راسخون
MySql
SEO
php-Nuke
Visual C#.net سی شارپ
توسعه PHP
معرفی وبلاگهای فارسی
ویندوز
اخبار و تکنولوژی های جدید
بازی های کامپیوتری-PC Games
سیستمهای عامل
کتاب های آموزشی
قالب های راسخون
سایر قالب ها
بلاگر (Blogger)
ابزار وبلاگ نویسی
درخواست کرک
کرک های ریلیز شده
آموزش مهندسی معکوس
ابزارهای مهندسی معکوس
متفرقه
اخبار تالار
ابزار های مربوط به انپکینگ
ابزار های مربوط به Reversing و دیباگ
ابزار های مربوط به رمز نگاری
قفل و پکر
آموزش Reversing و دیباگ
آموزش های مربوط به انپکینگ و پروتکشن های مختلف
آموزش رمز نگاری
آزمون های تالار
سوالات مرتبط با مشکلات انواع لپ تاپ
سخت افزار
IOS
اخبار دنیای دیجیتال و موبایل
سامسونگ
بازی های IOS
سخنان زیبا، عارفانه،عاشقانه
سخت افزار و تعمیرات
پيامك ويژه سال نو
IOS
گفتگوی متفرقه (اقتصادی، اجتماعی، مذهبی، سیاسی، فرهنگی، جامعه ....)
پیشنهادات پیرامون مقالات
مسابقه عكس موبايل
مسئول شورای محتوا
مسابقات تالاردفاع مقدس
مصاحبه ها،گزارشات و اخبار اختصاصی راسخون
اخبار اقتصادی
نمونه سوالات امتحانی
مباحث تکمیلی
طرح قرآنی ***ســـــــــــــی شب*** ســــــــــــی آیه***
تاریخ اسلام.
فرهنگ نماز
فرهنگ مهدویت
فرهنگ عفاف و حجاب
طلاق و پیامدها:
اعتیاد و پیامدها:
فرآوری انجمن
حلقه های صالحین
استقلالی ها
تصاویر سپاهانی
اخبار ورزشی
حام جهانی فوتبال
والیبال
تقویم تاریخ بازیگران
فوتبال ملی
سینمای جهان
اشعار شهریار
معرفی کتاب
کاریکاتور
شعر نو
انجمن تخصصی ادبیات
کلیپ های مذهبی
محمدحسین
هنرها و صنایع دستی
مداحی
لطیفه
اینفوگرافیک
مدیر پاسخگو
اربعین
لطیفه و طنز
آموزهای صحیفه سجادیه
علمدار کربلا- قمر منیر بنی هاشم
حضرت فاطمه زهرا(س)
خاندان عصمت
نکات کوتاه اخلاقی و اعتقادی:
تشکلات، هیئات و انجمن های فرهنگی،هنری،سیاسی و مذهبی
احکام نموداری
روزه
اخبار و فتاوی فرقه ضالّه وهابیت
اخلاق
بهائیت
اثبات حقانیت شیعه
نکات و دانستنی های قرآنی
زندگی نامه شهداء
مهدویت از منظر قرآن و روایات
تورات و زبان عِبری
یهودیت
رهبر کبیر انقلاب، حضرت امام خمینی(ره)
عمليات هاي دفاع مقدس
اصول، مبانی و استراتژی های جنگ نرم
اسلام شناسی
دفاع مقدس و شهداء
عکس های خبری
سیارات
اخبار بانوان
آموزش مهارت Writing
عمومی
زبان انگلیسی
زبان عربی
عکس ها و خبر های نجومی
بیماری ها و درمان ها
آبزیان
ماهیان آب شیرین
زلزله
دانستنی های علمی
علوم و فنون نیروی هوایی/ هوا فضا
موشک
شخصیت های علمی، فرهنگی و هنری
نجوم
نوروز
زبان ها،گویش ها و لهجه های ایران زمین
آفریقا
آذربایجان غربی
خورشت ها
مربا و ترشی
بعد از ازدواج
تقویت خانواده محوری
مسولیت پذیری فردی و اجتماعی
افزایش نشاط و امید اجتماعی
معرفی و نشان دادن محیط های آرام بخش
نشاط و شادی در آداب و سنن اقوام ایرانی
همبستگی بین اعضا خانواده و ...
مشارکت در زندگی اجتماعی
احساس تعلق به ایران اسلامی
مسئولیت پذیری ملی- انقلابی
ارتقاء اعتماد اجتماعی
هویت خانواده
سبک زندگی زنان
هشدار در تغییر نقش ها در خانواده
آسیب های طلاق(.اعتیاد.خشونت)
ازدواج ، تجرد، فرزندآوری
غلبه فضای مجازی بر روابط خانوادگی
دانستنی ها، تعالیم و آموزش های درسی
یکی بود یکی نبود
بازی و سرگرمی
روانشناسی و رفتارشناسی زن
زن
دانلود كتابهاي قران-نهج البلاغه
مجلات ایرانی
كتابهاي هنري
داستانهاي خارجي
ریاضی
فیزیک
مهندسی مخابرات
عمران-عمران
علوم فنی و مهندسی
مهندسي مکانیک جامدات
زبان خارجه تخصصی
اصول سازمانی و مدیریت
حقوق تجارت
مبانی جامعهشناسی
ریاضیات
آمار
روش تحقیق
اصول حسابداری
جغرافیای اقتصادی ایران
اقتصاد خرد
اقتصاد کلان
پول و بانکداری
مبانی فقهی اقتصاد صدر اسلام
نظامهای اقتصادی
تجارت بینالملل
اقتصاد توسعه
اقتصاد ایران
تاریخچه علم باستانشناسی
بررسی تمدنهای باستانی از نظر قرآن کریم
جغرافیای تاریخی
اصول و مبانی انسانشناسی
اسطورهشناسی
تاریخ هنر از باستان تا آغاز اسلام
حفظ آثار باستانی
اصول و مبانی باستانشناسی
کتاب های کامپیوتر و فن آوری اطلاعات
دروس تخصصی گرایش قدرت
ماشینهای الکتریکی تخصصی
ماشینهای الکتریکی تخصصی
حفاظت و رله
تأسیسات
تولید و نیروگاه
عایق و فشار قوی
ماشینهای مخصوص
دروس تخصصی گرایش کنترل
الکترونیک صنعتی
اصول میکروکامپیوترها
ترمودینامیک
سیستمهای کنترل دیجیتال و غیرخطی
جبر خطی
سیستمهای کنترل پیشرفته
مبانی تحقیق در عملیات
مکانیک سیالات
ابزار دقیق
دروس تخصصی گرایش مخابرات
الکترونیک (تخصصی)
مدارهای مخابراتی
مخابرات
فیلترها و سنتز مدارها
میدانها و امواج
آنتن مایکروویو
سیستمهای انتقال
اصول میکروکامپیوتر
دروس تخصصی گرایش الکترونیک
فیزیک مدرن
فیزیک الکترونیک
الکترونیک صنعتی
تکنیک پالس
معماری کامپیوتر
مدارهای مخابراتی
پروژه آزمایشگاه الکترونیک
مهندسي كامپيوتر نرم افزار
ریزپردازنده
معماری کامپیوتر
باستان شناسي
جهان
معرفي دانشگاهاي دولتي
مقطع کاردانی به کارشناسی
گروه فنی و مهندسی
گروه فنی و مهندسی
دانلود سوالات كنكور دولتي رياضي
رشته های پزشکی
دانلود سوالات كنكور آزاد رياضي
كنكور آزاد
مقطع کارشناسی
نمونه سوالات کنکور
ریاضی رشته تجربی (استاد سید محمد جواد سادات)
ریاضیات
دین پژوهی
دانشگاهاي ايران و جهان
گرایش تکنولوژی نساجی
دروس تخصصی گرایش های نساجی:نساجی و علوم الیاف:تکنولوژی نساجی:پوشاک
کارگاه جوشکاری
اصول ساختمانی مواد پلیمری
استاتیک
نقشهکشی صنعتی
ترمودینامیک عمومی
کارگاه ماشینابزار
علوم الیاف
مقاومت مصالح
دینامیک عمومی
کارگاه ریختهگری
بافندگی حلقوی
ریسندگی، طراحیماشین
مبانی مهندسی برق
کفپوشهای ماشینی
مقدمات بافندگی
ریسندگی نخهای یکسره
تکنیک بافت پارچه
کارگاه ریسندگی الیاف بلند
ریسندگی مدرن
کنترل کیفیت آماری
طرح و محاسبه کارخانه
چاپ و تکمیل
هوانوردی-ناوبری هوایی
هوانوردی - مراقبت پرواز
هوانوردی - خلبانی
مهندسی هوا فضا
هواپیما تعمیر و نگهداری
دروس تخصصی تعمیر و نگهداری هواپیما
مبانی مهندسی برق الکترونیک
مقاومت مصالح
دینامیک عمومی
اصول ارتعاشات
تئوری ماشین
مکانیک سیالات عمومی
ترمودینامیک عمومی
علم مواد
تکنولوژی و روشهای جوشکاری
کارگاه جوشکاری
طراحی اجزاء ماشین
ایمنی در محیط کار
انتقال حرارت عمومی
نقشهکشی صنعتی
اصول مدیریت
آئرودینامیک
کارگاه ماشینابزار
پروسههای ساخت و مواد
مبانی و کنترل خوردگی
تستهای غیرمخرب
ساختمان هواپیما
مکانیک پرواز
موتورهای پیستونی
کارگاه موتورهای پیستونی
موتور جت
نقشهکشی تخصصی
کارگاه تعمیر بال و بدنه
سیستمهای الکتریکی هواپیما
سیستمهای اندازهگیری و آلات دقیق هوایی
آنالیز سیستمهای هواپیما
کارگاه سیستمهای هواپیما
زبان تخصصی سیستمهای مکانیکی هواپیما مقرارت هواپیمایی
پروژه تخصصی
پروژه تخصصی
دروس تخصصی مهندسی هوا فضا
آیرودینامیک
مکانیک پرواز
طراحی هواپیما
تحلیل سازهها
اصول جلوبرندگی
زبان تخصصی
طراحی سازههای هوایی
آیرودینامیک
دروس تخصصی رشته هوانوردی - خلبانی
مقاومت مصالح
مبانی مدیریت و تحقیق در عملیات
ایرودینامیک سیالات تراکمپذیر
مکانیک پرواز کاربردی
پرواز اولیه
زبان تخصصی
پرواز پیشرفته
پرواز تخصصی
دروس تخصصی هوانوردی - مراقبت پرواز
کامپیوتر و برنامهنویسی
ارتعاشات عمومی
استاتیک
مبانی مهندسی برق
دینامیک عمومی
اصول ایمنی پرواز
الکترونیک عمومی
آئرودینامیک عمومی
اصول هوانوردی
موتورهای هواپیما
سیستمهای الکتریکی و الکترونیکی هواپیما
ناوبری هوائی
هواشناسی
فیزیولوژی هوائی
قوانین و مقررات هوانوردی
دروس تخصصی هوانوردی-ناوبری هوایی
فیزیولوژی هوایی
اصول پرواز
اصول ایمنی پرواز
زبان تخصصی
موتور هواپیما
قوانین هوانوردی
سیستمالکترونیکی
هواپیما
هواشناسی
جنگ الکترونیک
پرواز مقدماتی
پرواز پایه
پرواز پیشرفته
رهگیری هوایی
سیمولاتور پرواز
سرویس هوانوردی
سیستم کمک ناوبری
سیستم کنترل
گرايش برنامهریزی و تحلیل سیستمها
دروس تخصصی کلیه گرایشها
کاردان فنی مکانیک
تکنیک و علوم جوشکاری
فیزیک حرارت
فیزیک مکانیک
استاتیک و مقاومت مصالح
الکتریسیته صنعتی
اتکنولوژی و کارگاه ماشینافزار
اپتیک کاربردی
اسپکتروسکپی
روشهای تجربی در فیزیک اتمی
کاربردهای لیزر
تکنیک خلاء
فیزیک هستهای
فیزیک راکتور
آشکار سازها و سیستمها
اندازهگیری هستهای
شتابدهندههای ذرات
رادیوایزوتوپ و کاربرد آن
شیمی هستهای
حفاظت در برابر پرتوها
فیزیک حالت جامد
فیزیک لایههای نازک
فیزیک قطعات نیمهرسانا
ابررسانایی و کاربرد آن
بلورشناسی
الکترونیک
رشد بلور و تکنولوژی
نیمهرساناها است
هواشناسی سینوپتیکی
هواشناسی دینامیکی
هواشناسی فیزیکی
آمار در هواشناسی
نجوم رصدی
اخترشناسی
کیهانشناسی
کلیه گرایش های ریاضی
دروس تخصصی گرایشها ریاضی
ریاضی
آنالیز
جبر
مبانی ریاضیات
آمار
معادلات دیفرانسیل
جبر خطی
مبانی هندسه
توابع مختلط
آنالیز عددی
مبانی کامپیوتر
گراف
نظریه معادلات
نظریه اعداد
هندسه موضعی
توپولوژی
هندسه دیفرانسیل
تحقیق در عملیات
فرآیندهای تصادفی
ساختمان دادهها
سریهای زمانی
زبان برنامهنویسی پیشرفته
زبان روسی
زبان چيني
زبان وادبيات ارمني
زبان وادبيات اردو
زبان فرانسه
زبان ژاپني
زبان ايتاليايي
زبان انگليسي
زبان اسپانيايي
زبان آلماني
دستور زبان آلمانی
درک مفهوم متن و تمرین بیان
گفت و شنود و آزمایشگاه
تجزیه و تحلیل دستوری متن
تمرین واژگان و اصطلاحات
اصول تحقیق
دستور پیشرفته
زبانشناسی همگانی
جملهنویسی و مقدمات انشاء
ترجمه ساده از آلمانی
زبان دوم (یک زبان اروپایی)
اصول ترجمه
ترجمه نامههای اداری و بازرگانی
بررسی ترجمههای متون اسلامی
ترجمه متون مطبوعاتی
بررسی آثار ترجمه شده از آلمانی به فارسی
خواندن و درک مفاهیم
دستور وانشاء
نگارش ساده
نگارش پیشرفته
گفت و شنود
خواندن متون مطبوعاتی
ترجمه متون مطبوعاتی
نامههای اداری و بازرگانی
درآمدی بر ادبیات
اصول و روش ترجمه
اصطلاحات زبان
مکالمه موضوعی
ترجمه شفاهی
ترجمه پیشرفته
نمونههای نثر و شعر
مقالهنویسی
تجزیه و تحلیل متون ادبی
ترجمه نوار و فیلم
فنون ترجمه
تاریخ زبان اسپانیایی
خلاصهنویسی
انگلیسی تخصصی
خواندن و درک مفاهیم
دستور و نگارش
گفت و شنود آزمایشگاه
متون یادگیری زبان
نگارش پیشرفته
ترجمه متون ساده
اصول و روش ترجمه
کاربردهای اصطلاحات و تعبیرات در ترجمه
آواشناسی انگلیسی
درآمدی بر ادبیات انگلیسی
خواندن متون مطبوعاتی
نمونههای نثر ساده
بیان شفاهی داستان
نامهنگاری انگلیسی
مقالهنویسی
بررسی آثار ترجمهشده اسلامی
اصول و روش تحقیق
آزمونسازی زبان
روش تدریس
کلیات زبانشناسی
زبان دوم (فرانسه یا آلمانی)
داستان کوتاه
سیری در تاریخ ادبیات انگلیسی
فنون و صناعات ادبی
ترجمه متون ادبی
متون برگزیده نثر ادبی
مکتبهای ادبی
آشنایی با رمان
شعر انگلیسی
نمایشنامه
ساخت زبان فارسی
آشنایی با ادبیات معاصر ایران
ترجمه متون سیاسی
واژهشناسی
ترجمه مکاتبات و اسناد زبان دوم
ترجمه متون مطبوعاتی
اصول و روش ترجمه
بیان شفاهی داستان
ترجمه متون ساده
زبانشناسی همگانی
ساخت زبان فارسی
گزیدههای ادب فارسی
شناخت شعر و نثر
مکتبهای ادبی
تاریخ ادبیات
تحقیق جملهنویسی
خواندن متون مطبوعاتی
ترجمه پیشرفته
ترجمه متون سیاسی
ترجمه متون ادبی
ترجمه نوار و فیلم
ترجمه انفرادی
زبان دوم
زبانشناسی عمومی
زبان ژاپنی مقدماتی
گفت و شنودهای مقدماتی
آشنایی با فرهنگ ژاپنی
زبان ژاپنی پیشرفته
گفت و شنود پیشرفته
خواندن متون ساده
انشای ساده
خواندن متون پیشرفته
ساختمان دستوری زبان ژاپنی
ترجمه متون ساده
نامهنگاری
خواندن متون مطبوعاتی
ادبیات معاصر
آشنایی و تحقیق در متون ادبی قدیم
آشنایی با مقالات انتقادی
نمایشنامه
انواع شعر ژاپنی
سیری در ادبیات ژاپن
ادبیات تطبیقی ایران و ژاپن
سخنرانی و یادداشتبرداری
ترجمه متون پیشرفته
زبانشناسی ژاپنی
مقالهنویسی
اساطیر ژاپن
دوره مقدماتی زبان فرانسه (پیشنیاز)
زبان اختصاصی فرانسه
خواندن متون ساده
مکالمه
خواندن و درک مفهوم متون ساده
زبانشناسی عمومی
ترجمه ساده
گرامر و دیکته
انشاء ساده
خواندن متون اسلامی
آواشناسی و فرانسه
واژهشناسی و ترکیبات زبان فرانسه
وقایعنگاری ترجمه متون اسلامی
امثال و تعبیرات فرانسه به زبان فارسی و برعکس
زبانشناسی فرانسه
نقد ادبی
ترجمه متون گوناگون فرانسه به فارسی و فارسی به فرانسه
ترجمه متون نظم
ترجمه متون نظم
خواندن و درک مفهوم متون
تدریس متون نثر
تدریس متون نظم
ادب منثور
ادب منظوم
ادب داستانی
دستور زبان
جمله وشنود و درک مطالب شفاهی
بیان شفاهی داستان
تاریخ زبان وادب اردو
مقدمات انشاء، انشای ساده
انشای پیشرفته
بیان و صناعات ادبی
زبان ارمنی مقدماتی
صرف زبان ارمنی
نحو زبان ارمنی
املا نویسی زبان ارمنی
مقدمات ارمنی قدیم
مقدمهای بر ادبیات ارمنی
صناعات و انواع ادبی
تاریخ ارمنستان
خواندن و درک مفاهیم پیشرفته
اصول و مقدمات ترجمه
ترجمه مقدماتی
آیین نگارش زبان ارمنی
مکتبهای ادبی
ادبیات قدیم ارمنی
دستور زبان ارمنی قدیم
قرائت زبان ارمنی قدیم
ترجمه پیشرفته (ترجمه متون اسلام و سایر متون مذهبی)
آواشناسی ارمنی
جملهسازی پیشرفته زبان ارمنی
تاریخ زبان ارمنی
تاریخ فرهنگ ارمنی
ادبیات میانه ارمنی
ادبیات جدید ارمنی
ادبیات عامیانه ارمنی
انشای ادبی
تاریخ ارامنه در ایران
تفسیر متون ادبی نثر
تفسیر متون ادبی نظم
زمینه فرهنگی زبان چینی
علائم نوشتاری
زبان چینی کلاسیک
زبان چینی میانه
زبان جدید چینی
درآمدی بر ادبیات چینی
علائم نوشتاری چینی
زبان چینی پیشرفته
بحث و مکالمه به زبان چینی
دستور زبان کلاسیک چینی
ساختار زبان و ادبیات چینی
گفت و شنود در آزمایشگاه
ترجمه ساده
قرائت و فهم متون ساده
فنون یادگیری زبان
زبان دوم
جملاتی از متفکرین قدیم چینجملاتی از متفکرین قدیم چین
سیری در ادبیات جدید چینی
عناوینی در ادبیات چینی
علائم نوشتاری چینی عالی
رمان کلاسیک چینی
خواندن متون مطبوعاتی
بررسی آثار ترجمه شده اسلامی
آشنایی با آثار ادبی روسی
اصلاحات و تعبیرات زبان
اصول و روش تحقیق
اصول و روش ترجمه
نامهنگاری
بررسی ترجمه متون اسلامی
بیان شفاهی داستان
ترجمه از فارسی به روسی
ترجمه از فارسی به روسی
ترجمه متون ساده
ترجمه متون علومانسانی
ترجمه متون مطبوعاتی
تلخیص متون
خواندن متون
خواندن و درک مفاهیم
دستور زبان
زبان روسی عمومی
زبان دوم
زبانشناسی همگانی
گفت و شنود
آیین نگارش
مهندسي كامپيوتر
مهندسي برق
گرايش تولید صنعتی
اخبار کنکور-دانشگاه-دانشجو
علوم دانشگاهی
کامپیوتر و فناوری اطلاعات
فیزیک
مقطع کارشناسی ارشد
مقطع دکتری
دانلود سوالات كنكور آزاد تجربي
مقطع کارشناسی ارشد
جزوات و نمونه سئوالات دبیرستان جهت آمادگی کنکور
گروه علوم انسانی
دانلود سوالات كنكور دولتي تجربي
گروه علوم انسانی
معرفي دانشگاهاي آزاد
علوم اقتصادی
مهندسي كامپيوتر سخت افزار
مهندسي سیستم های دینامیکی و کنترل
علوم پزشکی
عمران-نقشهبرداری
مهندسی کنترل
رمان
دانلود خاطرات شخصيتهاي خارجي(سياسي،هنري،..)
دانلود خاطرات شخصيتهاي ايراني (سياسي،هنري،..)
كتاب هاي پزشكي
كتاب های مرتبط با سینما
دانلود كتابهاي روانشناسي
دانلود كتابهاي فقهي-فلسفه و کلام
زن، جامعه، تحصیل، اشتغال
نوجوان
قهقهه
داستان ها
پرورش و تربیت
اختلافات بین همسران و پیامدها
شیرینی و دسر
آمریکا
کباب ها
ایران شناسی و گردشگری
استان ها
پندها و جملات قصار بزرگان
اردبیل
سفینه و فضاپیما
علوم و فنون نیروی دریایی
سنگ شناسی
ماهیان آب شور
دندانپزشکی
تالار ماهيان زينتي
آموزش مهارت Listening
زبان آلماني
پیامبران ،معصومین و اصحاب
چندرسانه ای
جانبازان دفاع مقدس
جنگ نرم و دشمن شناسی
زرتشت
اعتقادات، فلسفه و عرفان یهود
اخبار حجاب و عفاف
انتظار و وظایف منتظران
تفسیر قرآن
وهابیت
احکام
چندرسانه ای وهابیت
اخبار علمی، فرهنگی و هنری
امر به معروف و نهی از منکر
برنامه ها، طرح ها و امور جاری
اصحاب و یاران
حضرت امام علی(ع)
سوژه هفته
کلکسیون ها
گرافیک و نقاشی
کلیپ های طنز و سرگرمی
دل نوشته ها
متون ادبی و داستانهای کوتاه
پوستر و کارت پستال
اشعار مذهبی
هنر انقلابی و هنرمندان ماندگار
ورزش های رزمی
پرسپولیسی ها
کلیپ های صوتی/تصویری سپاهان
پرسش و پاسخ
جزوات درسی
مقالات اقتصادی
طرح ها و لوایح در دستور کار
گفتگو با مسئولین سایت، درخواست و پیشنهاد
مسئول اخبار و اطلاع رسانی
ارسال مقاله به سایت
تالار گفتگو
گفتگو برای سرگرمی
ویندوز فون
بررسی تخصصی
مسابقه ویژه عکس
LG
پاکت پی سی-ویندوز
سوالات مرتبط با مشکلات کامپیوترهای شخصی
نرم افزار
کدهای جاوا اسکریپت
پلی استیشن - Play Station
لینوکس و سیستم عاملهای OpenSource
وبلاگ های برتر راسخون
معرفی وب سایتهای فارسی
MovableType - مووبل تایپ
phpBB
ویژوال بیسیک - Visual Basic.Net - QBasic
SQl Server
انجمن و وبلاگ
مسابقات سایر سایت ها
سرگرمی "جدول کلمات"
درخواست ایجاد تالار
مسابقه آموزه های نهج البلاغه
نتایج مسابقات
فعالیت های فوق برنامه کاربران
Access
vBulletin و IPB
برنامه نویسی ++C و C - ویژوال ، توربو،بیلدر
معرفی وب سایتها و وبلاگهای خارجی
معرفی وبلاگ و وب سایت
AJAX
HTML
ایکس باکس - XBox
سیستمهای نظرخواهی
طراحی قالب
سوالات مرتبط با مشکلات شبکه
شبکه
سیمبیان
Huawei
ولادت و شهادت معصومین
بازی های ویندوز فون
بازی
سایر سیستم عامل ها
گفتگو پیرامون مسائل روز، مناسبت ها، دغدغه ها و موضوعات مهم جاری
مطهرون
موارد متفرقه
مسئول کتابخانه و تایپ
انتخابات ، مصوبات و نتایج جلسات
گفتگوی اقتصادی
گفتگو با مسئول محتوای سایت
پاسخگویی به مشکلات درسی مقاطع مختلف
اقتصاد
تبریکات سپاهانی
تراکتورسازی
کوهنوردی
سایر ورزش ها
معرفی فیلم های جدید/روی پرده(ایرانی و خارجی)
کلیپ های حوادث
نقاشی و تصویر سازی
دانلود صوت و تصویر
فیلم ایرانی
کلبه شادی
پاتوق راسخونی ها
حضرت امام حسن مجتبی(ع)
محرم و عاشورا
دیدنی ها و شنیدنی ها
پل ارتباط و هماهنگی با راسخون
حج و زیارت
احادیث و روایات
شیطان پرستی
ختم آنلاین، قرائت و آموزش قرآن
جامعه مهدوی و مباحث آخرالزمان
سایر ادیان
مقام رهبری آیتالله حاج سید مجتبی خامنهای
مقام رهبری آیتالله حاج سید مجتبی خامنهای
آثار دفاع مقدس
صهیونیزم شناسی
مقام معظم رهبری
وحدت اسلامي
شیعه شناسی
حوادث و وقایع
زبان چینی
آموزش مهارت Speaking
نانو تکنولوژی
آب مایه حیات
منظومه شمسی
علوم و فنون نیروی انتظامی
سازه های فضایی
شهید بهشتی
جهان
کوفته ها و کوکو ها
موفقیت
روابط خانوادگی
اروپا
اصفهان
نوشیدنی های سرد و گرم
تفریح و سرگرمی
کتاب و کتابخوانی
چیستان(اون چیه که ، اون کیه که)
کودک
دانلود كتابهاي حوزه علميه
دانلود كتابهاي مذهبي-فرقه ها و مذاهب
كتاب های نجوم، کیهان و فضا
عمران-آب
مهندسي ساخت و تولید
اقتصادی حمل و نقل
علوم انساني
مقطع دکتری
گروه کشاورزی و منابع طبیعی
دانلود سوالات كنكور دولتي ادبيات
گروه زبان
دانلود سوالات كنكور آزاد ادبيات و علوم انسانی
آزمون های آنلاین، کنکور های آزمایشی و نکات مرتبط با آزمون ها
شیمی (استاد محمد مشمولی)
تلفن همراه/تبلت
گرايش تکنولوژی صنعتی
مهندسي عمران
مهندسي مكانيك
گرايش ایمنی صنعتی
گردشگری
زبان انگلیسی
پاتوق کنکوری ها
گروه تربیت بدنی
دانلود سوالات كنكور دولتي هنر
گروه دامپزشکی
معرفي دانشگاهاي غير انتفاعي
علوم اجتماعي
مهندسی مکانیک سیالات
علوم کشاورزی و دامپروری
عمران-زلزله
مهندسی قدرت
آشپزی، نکات خانه داری و دکوراسیون
کتاب های علمی
کتاب های تاریخی، زندگینامه، حقوق
مادرانه(زن و بارداری-احساسات و عشق مادری)
بوم رنگ
تزئینات غذایی(آراستن غذا، میوه، سفره)
سبک زندگی اسلامی
ماکارونی ها و اسپاگتی ها
اقیانوسیه
بازی های محلی
گیاهان و جانوران
البرز
ماهواره ها
اخبار فن آوری و علوم نظامی
اصول و مبانی آکواریوم داری
پزشکی و سلامت
سایر زبان ها
آموزش مهارت Grammar
روز نامه ها و جشنواره ها ، همایش ها و فراخوان ها
مهدويت
اخبار جنگ نرم و تحلیل
مناسبت ها و ادعیه مهدوی
پیامک های قرآنی
تصوف
ایام و مناسبت های خاص
ادعیه و زیارات
حضرت امام حسین(ع)
اتاق چت
ادبیات
فیلم خارجی
کلیپ های صوتی و تصویری
سایر کلیپ ها
عکاسی
ضرب المثل
شعر
بیوگرافی بازیگران جهان
بیوگرافی بازیگران ایرانی
ورزش بانوان
وزنه برداری
سپاهانی ها
سیاست
تصاویر خبری
اقتصاد اسلامی
مسئول قسمت تلفن همراه
سونی و سونی اریکسون
بازی های سیمبیان
جاوا
اینترنت و وب
اطلاع رسانی و نقد مسابقات وبلاگ نویسی
Wii
CSS
سرویس های Google و Yahoo
بازیهای آنلاین
مامبو و جوملا
دلفی، Pascal
زبان SQl
مسابقات،سرگرمی،جوایز
نمایشگاه ها
مسابقه طرح برتر
فروشگاه
JQuery
برنامه نویسی تحت شبکه
JAVA Script , VBScript,ActionScript
PSP
امنیت و روش های مقابله با نفوذ به سیستم های کامپیوتری
سیستمهای مدیریت محتوای وبلاگ
درخواست نرم افزار
اچ تی سی
بازی های جاوا
طنز، سرکاری و خنده
مسئول نرم افزار
مطالب کاربردی
اقتصاد تصویری
نظر سنجی-بیان عقاید،دیدگاه ها و نقطه نظرات-اخبار
تیم های شهرستانی
تاریخ
فوتسال
شخصیت های ورزشی
جشنواره های فیلم داخلی و خارجی
کارتون، انیمیشن و پویا نمایی
طنز
حضرت امام سجاد(ع)
مباحث فلسفی و کلامی
سایر فرق
چندرسانه ای مهدوی و آخر الزمانی
اخبار دفاع مقدس
انقلاب اسلامی ایران
ادیان
اطلاعات استخدامی/موفقیت شغلی
آموزش مهارت Vocabulary & Pronunciation
چندرسانه ای فن آوری و علوم نظامی
زمین شناسی
ايلام
سرود ها و آوازهای محلی
غذا های دریایی
روانشناسی
بافتنی ، خیاطی و سایر هنرها
کاردستی و مهارت(ببین و بساز)
مشاوره خرید
زن در خانواده
دانلود كتابهاي اخلاقي،اعتقادي،معصوم شناسي، تاریخی
كتابهاي ورزشي
کتاب های ادبی، شعر
زبان خارجی
الهيات و معارف اسلامي
گروه هنر
گروه کشاورزی
عربی (استاد سیستانی)
تازه های خبری
مهندسي معماري
خانه و خانواده
ادبیات و زبان فارسی (دکتر یزدی زاده)
گروه هنر
دانلود سوالات كنكور دولتي زبانهاي خارجه
معرفي دانشگاهاي پيام نور
نمونه سوالات و تمرینات دانشگاهی
رشته علوم ارتباطات اجتماعي
فلسفي
مهندسي الكترونيك
کتاب های داستان
داستان كودك و نوجوان
زن و طلاق
دکوراسیون،طراحی داخلی و نکات خانه داری
غذا های گیاهی
فن آوری و علوم نظامی
بوشهر
حوادث و رویداد ها
مطالب علمی پزشکی
فرق و مذاهب
شهدا دفاع مقدس
آثار ادبی
خاطرات دفاع مقدس
شبهات دینی
حضرت امام محمد باقر(ع)
نماهنگ
مقالات و نقد های سینمایی
صفحه اول روزنامه های ورزشی
اتومبیل رانی
سرباز
جام حذفی
مسئول گالری تصاویر
شعر، ضرب المثل و جملات قصار بزرگان و اندیشمندان
مهدویت
برنامه نویسی و مباحث تخصصی
Microsoft Surface
اولویت های مهم در وبلاگ نویسی
وبلاگ نویسی
NinTendo
آموزش نرم افزارها
میکروکنترلر و سخت افزار
پایگاه داده ها
ASP
تکنولوژی ها،راهکار ها،نرم افزار ها و کدنویسی مرتبط با گزارشگیری
آموزش نرم افزارهاي گرافيك كامپيوتري
Script آماده
بازی
کارگاه های آموزشی
Asus
مسئول قسمت صوت و فیلم
پیامک(SMS)
لیگ دسته یک
وسیله نقلیه
دوچرخه و موتور سواری
کاریکاتورهای ورزشی
مباحث آموزشی
اخبار سینما و تلویزیون
مستند
حضرت امام جعفر صادق(ع)
عرفان های کاذب
چندرسانه ای دفاع مقدس
پرسش ها و شبهات
حکومت دینی
هوا فضا
غذاهای فرنگی
تهران
عیب یابی و تعمیر لوازم خانگی
مباحث متفرقه و عمومی زنان
آثار ادبي
کتاب های زبان های خارجه
گروه علوم پزشکی
زنگ تفریح
مهندسی صنایع
مهندسی هوا و فضا
مهندسی نساجی
دانلود كتاب ها
گروه دامپزشکی
دانلود كتابهاي دفاع مقدس
کتاب های صوتی
زن از منظر اسلام
تزئینات جشن ها، عقد و عروسی
سوپ ها و آش ها
چهارمحال و بختياري
حجاب و عفاف
منجي در اديان و مذاهب
مساجد، حسینیه ها،هیئات،تشکلات و کانون ها
حضرت امام موسی کاظم(ع)
مناظره، گفتگو و گزارش
تصاویر خاطره انگیز و کمیاب
بسکتبال
مسئول قسمت مشاهیر
Acer
مباحث مشارکتی و گفتگویی
رفع عیب کامپیوترهای شخصی، لپ تاپ و شبکه(سخت افزار/نرم افزار)
سیستمهای مدیریت محتوای وب سایت
کامپوننت های برنامه نویسی- Component
درخواست های مربوط به برنامه نویسی
کتابهای الکترونیکی و منابع آموزشی توسعه وب
طرح ها و برنامه های ویژه
Lenovo
مشئول قسمت مشاوره و پرسش و پاسخ
ورزش های آبی
تعبیر خواب
حضرت امام رضا(ع)
وقف و امامزادگان
اخبار دینی
آموزش انگلیسی برای کودکان
خراسان جنوبي
فست فود ها
زن از منظر غیر اسلامی و غیر توحیدی
کتاب های الکترونیکی موبایل
حقوق
مطالب عمومی
علم و دانش
رشته حسابداری
مجله ها
مشاهیر زنان
وسایل شخصی و دکوراسیون اتاق کودک
شعر، موسیقی، سرود و آهنگ
دانستنی های علمی و کودک یاری
املت ها
خراسان رضوی
حضرت امام محمد تقی(جواد)(ع)
گاهنامه های انجمن
فال
ورزش های راکتی
پخش زنده مسابقات ورزشی
پیشنهادات و انتقادات برای گروه توسعه و فنی
مسئول قسمت طراحی و گرافیک
انتخابات
نوکیا
جاوا
متفرقه
Dimo
مجلس شورای اسلامی
حضرت امام علی النقی (هادی) (ع)
انواع صبحانه
خراسان شمالي
جشن تولد
بیماری های کودکان
اخبار زنان
مقالات
ورزش
زبان های خارجه
مدیریت جهانگردی و هتلداری
معرفی و دانلود کتاب ْ مقاله ْ کارتون
خوراک و پوشاک
نان ها
خوزستان
حضرت امام حسن عسکری(ع)
GLX
سایر تولیدکنندگان
حضرت بقیه ا... الاعظم مهدی(عج)
پیش غذا
زنجان
رشته جغرافی
کنکور،دانشگاه، دانشجو
هنر
کارشناسی معارف اسلامی
سمنان
سيستان و بلوچستان
رشته کتابداری
شخصیت ها
مدد کاری اجتماعی
فارس
قزوين
مدیریت
قم
كردستان
کرمان
مهندسی معکوس
نکات و ترفندها
مسابقه عكس موبايل
مدیریت بازرگانی
كتاب هاي متفرقه
کرمانشاه
کهگیلویه و بویراحمد
مدیریت دولتی
گلستان
گیلان
مدیریت صنعتی
رشته علوم قضایی
لرستان
مطالب عمومی کامپیوتر
مازندران
رشته علوم قرآن و حدیث
اقتصاد کشاورزی
مركزي
هرمزگان
رشته کودکان استثنایی
رشته راهنمایی و مشاوره
همدان
يزد
رشته مدیریت امور بانکی
مسابقه عكس موبايل
رشته روابط سیاسی
رشته علوم سیاسی
رشته تربیت بدنی و علوم ورزشی
رشته علوم تربیتی
رشته تاریخ
رشته زبان و ادبیات عربی
رشته زبان و ادبیات فارسی