0

موفقیت: خودشناسی

 
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: خودشناسی


حرف، حرف منه!
حرف، حرف منه!«می بینی حق با من بود. اگر به حرف من گوش کنی هیچ وقت راه اشتباه نمی روی. هیچ وقت ضرر نمی کنی. اصلاً من آدمی هستم که از مغزم به نحو احسن استفاده می کنم، در نتیجه هر کس با من و تصمیماتی که می گیرم مخالفت کند، ضرر می کند!»
همه ما بارها با افرادی که درباره خودشان چنین قضاوتهایی داشته اند، برخورد کرده ایم. شاید هم از خود پرسیده باشیم؛ این آدم واقعاً همین گونه است که می گوید، یا نه درباره خودش اغراق می کند.
خیلی ها تصور می کنند آدم سلطه جو و قدرت طلب یک رئیس به تمام معناست، شاید هم گمان کنند اعتماد به نفس بالایی دارد، به همین دلیل نیز دیگران را به هیچ می انگارد و معتقد است از همه بهتر می فهمد و بهتر رفتار می کند.
حسین سلیمانپور مقدم، کارشناس ارشد روانشناسی در این باره می گوید: انسانهای سلطه جو به واقع زندگی خوبی ندارند و همواره ناشاد و عبوس به نظر می رسند.
به گفته وی طبق نظریه «اریک برن»، روانشناس مشهور، سه «من» در هر فردی وجود دارد.
«من والد»، «من کودک» و «من بالغ».
برخی از افراد که بر آنها «من والد» غلبه دارد به طور مرتب دستور می دهند، امر و نهی می کنند، به سرزنش اطرافیان می پردازند و با قدرت طلبی می خواهند نظر خود را به دیگران تحمیل نمایند.
در این گونه افراد «من کودک» نمودی ندارد، زیرا در «من کودک» رفتار احساسی، شادمانی، لجبازی و نظایر آن بیشتر به چشم می خورد، در حالی که این افراد تنها در پی آن هستند که دیگران را تحت نفوذ خود درآورند و با جذبه، مقتدر و فاقد هر گونه مهربانی به نظر برسند.
سلیمانپور اضافه می کند: افراد سلطه جو «من بالغ» که پلی بین «من کودک» و «من والد» می زند را نیز آلوده می کنند، چون «من والد» فردی منطقی و متعادل است که می تواند در تصمیم گیریها و تصمیم سازیها تشخیصی درست داشته باشد.
این کارشناس علوم تربیتی، خانواده و حسن روابط متقابل میان والدین و فرزندان را در پدید آمدن روحیه سلطه جویی مؤثر می داند و رفتار همراه با خشونت و دور از منطق برخی والدین را با کودکانشان یکی از عوامل رشد سلطه جویی و قدرت طلبی می داند.
● سلطه جویی پنهانی!
اما دکتر اصغر کیهان نیا، مشاور خانواده نیز بر این اعتقاد است که سلطه جویی همواره هم واضح نیست. یعنی دختر کوچولوی نازی که از طریق لوس کردن خود و شیرین زبانی توجه پدر و مادر را جلب می کند و اسباب بازیهای برادر یا خواهر بزرگترش را تصاحب می کند نیز در نوع خود سلطه جو و جاه طلب است. چنین کودکی هم اگر رفتارش به نحو مطلوب کنترل و مهار نشود، یاد می گیرد که با چرب زبانی و اگر نشد از راه داد و فریاد به آنچه می خواهد دست پیدا کند و دیگران را به اطاعت از خواسته های خود مجبور سازد.
به نظر کیهان نیا، آدمهای سلطه جو، در زندگی هرگز آرام و قرار ندارند، زندگی آنها سراسر جدال و مبارزه است و با هر شکست گمان می کنند زندگی آنان به آخر رسیده و در نتیجه به زمین و زمان بد و بیراه می گویند و همه را در این امر مقصر می دانند.
از سوی دیگر زندگی این افراد همواره با افراط و تفریط همراه است. چه بسا آدمهای مشهور محبوب که ازراه محبت بیش از اندازه، افراطی و دلسوزانه نسبت به دیگران درصدد سلطه جویی و قدرت طلبی بوده اند. این گونه افراد هم چنانچه از راه رسیدگی و مهرورزی بیش از حد به دیگران به مقصود خود نرسند، دچار شکست و ناکامی می شوند، ولی وضعیت اینها نسبت به افرادی که از راههای خشن و یا زورگویی و جنگ طلبی در پی اثبات نظرات خود هستند، کمتر به حال جامعه مضر است.
● محیطهای مستعدکننده سلطه جویی
دکتر کیهان نیا، خطاب به خانواده ها تأکید می کند: پایه سلطه جویی از کودکی گذاشته می شود، بنابراین اگر بچه ای پا به زمین کوبید، سروصدا به راه انداخت، گریه کرد و از هر راهی خواست به مقصودش برسد و شما از او تبعیت کردید به لحاظ شخصیتی گام در راهی ناسالم گذاشته است، بنابراین باید با هر عمل او که موافق نیستید، «نه» قاطعانه ای بگویید.
ممکن است او رنجیده خاطر و ناراحت شود، اما با شجاعت، صراحت و قاطعیت جلوی تخریب شخصیت او را از همان دوران کودکی گرفته اید، به شرط آنکه در این راه از حربه خشونت استفاده نکنید و غیرمستقیم و با حفظ آرامش او را از راهی که می خواهد برود منصرف کنید.
این مشاور خانواده، محیطی که در آن حس رقابت، تحقیر، تبعیض، حسادت و تنفر از یکدیگر وجود دارد را مساعدترین محیط برای رشد حس سلطه جویی و قدرت طلبی عنوان کرد و از والدین خواست مراقب شیوه برخورد خود با فرزندان و همسرشان در محیط خانواده باشند.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
دوشنبه 26 تیر 1391  5:42 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: خودشناسی


حسادت
حسادتحسادت از دیرباز در میان مردان و زنان در جوامع مختلف مشاهده شده و می شود. شاید به نحوی این حسادت برای رسیدن به آرزوها، مقام و منصب بوده و افراد اقدام به غیبت ، بدگویی و حسادت نسبت به اطرافیان خود می كنند و به جای اندیشیدن به مسائل مثبت و مهم به فكر این موضوع هستند كه خود را از نظر تحصیلی، شغلی، مادی، معنوی، اجتماعی و.
.. برتر و بالاتر از دیگران نشان دهند، هرچند كه همین امر می تواند تبعات منفی و مشكلاتی را برای آنها به وجود آورد. متأسفانه این خصلت منفی از زمانی كه انسان چشم به دنیای هستی گشود و توانایی خواندن و نوشتن یافت و حتی زمانی كه دو كودك بر سر عروسكها و اسباب بازیهای خود با هم دعوا می كردند و توجه به یكی، دیگری را به گریه وا می داشت و حتی زمینه قهر كردن با والدین را به وجود می آورد، تا به امروز كه آنها پای به دنیای بزرگتری گذاشته اند و عقل، فهم و شعور آنها رشد یافته است، باز هم دیده می شود.
«سارا» دانشجوی پزشكی می گوید: متأسفانه پدیده حسادت و بدگویی كردن در میان تمام افراد خصوصاً در دانشگاهها در میان دانشجویان دختر نیز به وفور مشاهده می شود. در دانشگاهها دختران به دلیل اینكه خود را در مقابل دختران دیگر و حتی جنس مخالف برتر و بالاتر نشان دهند، نسبت به همدیگر حسادت می ورزند، آنها حتی حاضرند برای بهتر جلوه دادن خود، عیبها و ایرادهای دوستانشان را با وجود آشكار بودن به روی آنها نیاورده و آنها را با همان ایرادها و نواقص ظاهری نظاره گر باشند، همچنین در مورد ظواهر و زیبایی خود و عدم تأمین حس عاطفی خود بیشتر نسبت به یكدیگر حسادت می ورزند. این درحالی است كه این پدیده در میان پسران دانشجو در موارد تحصیلی، نحوه لباس پوشیدن و رسیدگی به ظواهر و حتی مقایسه گوشی تلفنهای همراه به وفور دیده می شود، این امر می تواند باعث بروز مسائل پیچیده در محیط خانه و تداخل هایی در میان دوستان شود.
وی در ادامه می گوید: همچنین هستند دخترانی كه به گفتن مسائلی كه حقیقت ندارد، یا به طور كلی شایعه پراكنی است، دست می زنند تا شاید از این طریق خود را بیشتر در محیط دانشگاه و در میان همكلاسان خود جلوه دهند، این درحالی است كه این مسأله در میان پسران هم مشاهده می شود.
او می گوید: متأسفانه زنان در به وجود آمدن این پدیده نقش مهمی را ایفا می كنند، خودشان در تمام زمینه ها بخصوص شغلی و كاری برای اینكه كسی از خودشان بالاتر نباشد و فقط خودشان به پیشرفت برسند، به بدگویی از یكدیگر می پردازند، هرچند كه ممكن است به جایی نرسند، ولی حداقل به این دلیل كه توطئه های خود را علنی كرده اند و به اصطلاح پیروز شده اند، راضی و قانع می شوند.
مینا دانشجوی مهندسی در این زمینه معتقد است: متأسفانه پدیده حسادت زمانی كه در سن ۱۸ سالگی بودم و تازه از آزمون كنكور رهایی پیدا كرده بودم، ایجاد شد و از آن زمان بود كه بیشتر با این خصلت زشت و ناپسند آشنا شدم، بعد از كنكور برای اینكه مستقل باشم و بتوانم روی پاهای خود بایستم، تصمیم گرفتم تا در جایی مشغول به كار شوم. با توجه به اینكه از سالهای قبل در یك مركز فرهنگی كار می كردم، به آنجا علاقه بسیاری داشتم، به همین دلیل برای كار روانه آنجا شدم.
وی می گوید: به دلیل اینكه پدرم مهندس ناظر و معمار آنجا بود، شانس بیشتری برای قبول شدن در مصاحبه ای كه قرار بود گرفته شود، داشتم، بالاخره به عنوان مربی كارآموز مشغول به كار شدم، البته حضور من به عنوان مربی كارورز نه تنها مربیان دیگر را خوشحال نكرد، بلكه انگار من جای آنها را اشغال كرده بودم و چشم دیدن مرا نداشتند.
وی در ادامه می گوید: به مرور زمان حرفها و نیش و كنایه های تلخی را از جانب مربیان و دیگر افراد می شنیدم. متأسفانه كارهای سبك و دور از تخصص و خارج از حیطه وظایفم را به من محول می كردند و آموزشهای لازم را به من یاد نمی دادند. علی رغم اینكه مربی كارورز بودم، می بایست قبل از سایرین در آنجا حضور پیدا می كردم و در آخرین ساعات كاری آنجا را ترك می كردم، این درحالی است كه هیچ گونه حقوق و مزایایی از آنجا دریافت نمی كردم.
وی می گوید: با توجه به اینكه باید مسافت طولانی را برای رفتن به محل كارم طی می كردم و ذوق و شوق زیادی برای كار كردن داشتم، ولی با داشتن چنین شرایطی روز به روز علاقه ام برای رفتن به آنجا كمتر می شد تا اینكه روزی به دلیل همین حسادتها و بدگویی ها از من خواسته شد كه دیگر به آنجا نروم و با اینكه دقیقاً علتش را نفهمیده بودم، ولی مجبور به ترك آنجا شدم.
«نوشین آقاجانی» دكترای علوم ارتباطات و مدرس دانشگاه در این زمینه معتقد است: متأسفانه این نوع حسادتها از كودكی در میان افراد شكل می گیرد و به مرور زمان در بزرگسالی در مدارس، دانشگاهها و محیطهای شغلی به دلیل گسترده و آزادانه بودن روابط بیشتر به چشم می خورد و افراد مدام به این مسأله می اندیشند كه تنها چاره برای زندگی كردن و رسیدن به پیشرفت، «زیر آب زدن» همدیگر و بدگویی كردن است.
وی معتقد است: اندیشه چنین مسائلی كه اگر نتوانیم كارهای محول شده را به خوبی انجام دهیم و در آینده از رشد و پیشرفت خود نسبت به دیگران عقب می افتیم و زندگی مان به خوبی شكل نمی گیرد، باعث می شود تا پشت سر دوستان، همكاران و صمیمی ترین افرادمان حرف بزنیم و به بدگویی كردن از آنها نزد مسؤولان، مدیران و كاركنان بپردازیم.
وی معتقد است: صمیمیت بیش از اندازه میان افراد خصوصاً زنان نیز از مسائلی است كه باعث پدید آمدن چنین مسأله ای می شود، زیرا اینگونه افراد در صورتی كه ببینند صمیمی ترین دوست خود به مقام و جایگاه ویژه ای رسیده و در زندگیشان تغییرات زیادی به وجود آمده است، درحالی كه آنها به چنین مقام و منزلتی نرسیده اند، مدام دست به كارهایی از قبیل غیبت، بدگویی و حسادت كردن می زنند كه اینگونه افراد معمولاً اعتقادات و باورهای درستی نداشته، از اعتماد به نفس كمتری برخوردارند و حتی وجدان خود را نیز زیر پا می گذارند تا به اهداف نفسانی و شیطانی خود دست یابند، نمونه بارز این مسأله را می توان در سریالهای طنز تلویزیونی به وفور مشاهده كرد.
وی معتقد است: متأسفانه این پدیده در میان زنان و مردان به نسبت مساوی وجود دارد و در تمامی خانواده ها اعم از بی سواد، تحصیلكرده، شاغل و بیكار دیده شده و هیچ تفاوتی میان زن و مرد نمی كند و ریشه آن در تربیت خانوادگی است.
این درحالی است كه دكتر فاطمه خجسته روانشناس معتقد است: پدیده حسادت و بدگویی كردن پشت سر دیگران بیشتر در میان قشر زن به دلیل توجه بیش از حد دیگران و حساس بودن روح آنها دیده می شود، زیرا كم ترین بی توجهی آنها را دچار عذاب روحی می كند و برای جلوگیری از بروز این نوع برخوردها و بی توجهی ها همیشه سعی می كنند تا از این طریق بیشتر مهم و خوب جلوه كنند.
وی معتقد است: اما به دلیل اینكه مردان از این نقطه نظر حساس نبوده و بیشترین نقطه ضعف آنها در این مسأله است كه بتوانند در جامعه مقام و منصب و جایگاه خوبی داشته باشند، به ظواهر و زیبایی خود چندان توجه نمی كنند.
وی معتقد است: در ضمن این نكته را باید یادآوری كرد كه در جامعه امروز بیشتر مردان به ظواهر زنان توجه می كنند و در تمامی موارد اعم از تشكیل زندگی و همچنین در محیطهای كاری بیشتر از روی ظاهر و قیافه زنان، آنها را برای زندگی انتخاب كنند نه از روی خصوصیات شخصی شان.
در ادامه دكتر آقاجانی می گوید: افرادی كه بدون اندیشه و تفكر می خواهند به جایگاه بالاتری برسند و برای رسیدن، اقدام به زیرآب زدن یكدیگر می كنند، بیمار محسوب می شوند، زیرا فقط به دنبال این هستند كه از نظر درونی ارضا شده و پیروز شوند، حتی اگر به آن مقام یا منصب نرسند، این افراد حتماً باید تحت نظر روانپزشك و روانكاو قرار بگیرند تا علت آن ریشه یابی و برطرف شود.
وی معتقد است: وجود چنین پدیده ای كه از آن به عنوان حسادت یاد می شود، در جوامع غربی و شرقی متفاوت است. در جوامع شرقی به دلیل اینكه افراد در سازمانها و ادارات دولتی و خصوصی ثبات شغلی نداشته و هیچ كس از فردای خود باخبر نیست و ترس از اینكه اگر اخراج شوم و نتوانم گلیم خود را از آب بیرون بكشم و رفاه نسبی برای خود و خانواده ام تهیه كنم، چه باید كرد؟ چنین مسأله ای كه بیشتر به علت مادیات اتفاق می افتد، به دلیل محكم كردن جای پای خود در آن سازمان یا نهاد آنها را وادار به چنین كاری می كند؛ این درحالیست كه در جوامع غربی زنان و مردان به دلیل مادیات دست به چنین كارهایی نمی زنند بلكه علت آن را در مشكلات روانی باید جست وجو كرد.وی می گوید: متأسفانه هرچه به جلو گام برمی داریم اوضاع و شكل گیری این پدیده بیش از پیش احساس می شود، زیرا در كشور ایران هر روز بر مشكلات زندگی، فقر، افزایش فرزندان، درآمد كم و نامناسب افزوده می شود و افراد برای دوری از چنین مسائلی فقط به فكر خود و زندگیشان هستند و به همین دلیل دائم در حال حسادت و بدگویی نسبت به دیگران خواهند بود.
وی معتقد است: نقش دولت برای جلوگیری از این پدیده و ایجاد كردن حداقل رفاه نسبی برای افراد جامعه اعم از زنان و مردان بسیار مهم و ضروری است همچنین خود افراد هم باورها و اعتقادات خود را قوی و محكم كنند و اقدام به خودسازی نمایند تا مشكلات موجود در جامعه حل شود.دكتر «فاطمه خجسته» در ادامه می گوید: برخی از این نوع حسادتها كه كلیه افراد خصوصاً زنان را وادار به تكاپو و فعالیت درجهت خودسازی و بهتر شدن می كند، خوب است، زیرا در اصل این نوع حسادت وجود آنها را تكان داده و در جامعه متوجه موقعیتشان می كند و درجهت برطرف كردن نقایص خود گام برمی دارند ولی متأسفانه آن دسته از حسادتهایی كه از بعد غرور در فرد ایجاد می شود.
این مسأله را زنده می كند كه ظاهر خود را بهتر جلوه دهند و تلاشی درجهت رفع آن نكند. در ادامه دكتر «محسن مهدوی» روانشناس نیز در این زمینه معتقد است: مطلوبیت و جذابیت اجتماعی جریانها است كه در جامعه میان افراد با یكدیگر و با جامعه مشاهده می شود. در واقع افراد در آیینه این جذابیت و مطلوبیت است كه «من» ایده ال و تصویر مناسب خود را پیدا می كنند، این مسأله به فرهنگ كلی و اینكه افراد باید چه خصوصیاتی داشته باشند تا به مطلوبیت و جذابیت بر سند و نیز به فرهنگ شخصی افراد برمی گردد كه چه نوع جذابیت و مطلوبیتی را طالب هستند و می خواهند به آن دست پیدا كنند. وی معتقد است، این مسأله در كلیه افراد عادی جامعه كه دارای شخصیت نرمالی هستند صدق می كند ولی متأسفانه عده ای از افراد از نظر مطلوبیت و جذابیت اجتماعی در سطحی پایین قرار گرفته اند، عطش پایان ناپذیری دارند و افرادی گوشه گیر و منزوی هستند.
وی می گوید: در بخشهایی سیاسی افراد سعی می كنند تا پایگاه اجتماعی مناسبی را اشغال كنند و مطلوبیت پیدا نمایند. این درحالیست كه این مسأله در جوامع امروزی در بسیاری از كشورها در زنان هم كه وارد نقش های سیاسی، مدیریتی، نظارتی و دانشگاهی نیز شده اند، دیده می شود، همچنین به دلیل اینكه زنان برای دنیای خود اهمیت زیادی قائل هستند به همین دلیل پدیده حسادت مطرح می شود، این پدیده جریانی احساسی و عاطفی شدیداً تحریك شده ای است كه به دلیل احساس حقارت در زنان پدید می آید كه این امر در دو حالت به صورت شدیدتری صورت می پذیرد، در مواردی كه آنها احساس كنند كه از نظر دنیایی با اشخاص همسال خود تفاوتهایی دارند و اینكه افراد مقابلشان از جذابیت و مطلوبیت بهتری در مقایسه با آنها برخوردارند كه متأسفانه این مسأله باعث احساس حقارت در آنها می شود درنتیجه نیروهای تنشی موجود در وجود آنها تحریك شده و تبدیل به جبهه های روانی می شود به همین دلیل انواع حرفها، ژستها، حركاتی از جانب آنها سرمی زند كه نشان دهند دارای جذابیت و زیبایی بیشتری نسبت به همسالان خود هستند.
وی می گوید: این جریانها بیشتر تحت تأثیر خوددوستی است درصورتی كه این خوددوستی به حسد برسد كه مرد احساس كند كه فقط خودش زیباست و مطلوبیت اجتماعی برای او خواهد بود، جریان غیرعادی محسوب می شود، ولی در غیر این صورت مورد قبول و توجه همگان است.
وی معتقد است: اینگونه حسادتها و جریانها در زنان به گونه ای دیگر نیز شكل می گیرد، كه با توجه به علت شناسی و ریشه یابی صحیح و مناسب تشخیص داده می شود، به عنوان مثال اگر دو زن كه از نظر مدرك تحصیلی، نوع رشته، مقام و منزلت در یك سطح هستند را درنظر بگیریم، در صورتی كه یكی از آنها بدون دلیل از توجه و جذابیت بیشتری در مقابل دیگران برخوردار است، بلافاصله دچار جریانهای احساسی، عاطفی، حقارت، تحقیر دیگران و عكس العمل های نامناسبی نسبت به فرد مقابل می شود.
وی می گوید: وجود حس حقارت، حسادت و تحقیر كردن دیگران هیچ تفاوتی میان زنان و مردان ندارد بلكه این امر بستگی به این موضوع دارد كه شخصیت افراد تا چه اندازه طالب این است كه مورد توجه قرار بگیرد.
این پدیده در مردان كه دارای نقش های سیاسی هستند و در زنانی كه به زیبایی خود اهمیت زیادی قائل هستند، به وفور یافت می شود. همین وجود تبلیغات اجتماعی اعم از واگذاری نقشها به افرادی كه شایستگی آن را دارند و ... نیز باعث به وجود آمدن مسائل روانی مانند برخوردهای تند، كدورتها و عكس العلمل هایی از جانب طرف مقابل می شود.
وی معتقد است: متأسفانه حسادت یك امر منفی است و افرادی كه دائماً دچار چنین صفتی می شوند، توانایی كنترل كردن خود را نداشته و باید به دنبال راه حل هایی برای تجزیه و تحلیل شخصیتشان باشند و علل به وجود آورنده آن را از طریق تبصره روانی (تحلیل روانی) مورد بررسی قرار دهند. دكتر مهدوی معتقد است: كلیه افراد اعم از زن و مرد و بزرگ و كوچك در زندگی دچار احساس حقارت شده اند ولی شدت و ضعف آن در افراد مختلف متفاوت است و بستگی به عناصر سازنده شخصیتی آنها و نقشی كه در این مجموعه بازی می كنند، دارد. به وجود آمدن چنین پدیده ای در بعضی از افراد به صورت كنترل شده و در بعضی دیگر قابل كنترل نیست.
وی در پایان می گوید: در صورتی كه پدیده حسادت باعث جنبه های انهدامی و پرخاشگرانه نسبت به طرف مقابل شود نوعی بیماری روانی محسوب می شود اما در صورتی كه جنبه ساختاری داشته باشد و اشخاص را به نقاط ضعف خود و برطرف كردن آنها آشنا سازد خوب است.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
دوشنبه 26 تیر 1391  5:42 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: خودشناسی


حسادت; هیولای درون
حسادت; هیولای درونكارلا بهترین دوست من بود. هر روز با هم ناهار می خوردیم و هر روز از منزل تا مدرسه پیاده می رفتیم. شریك غم ها و شادیهای هم بودیم و خلاصه تمام روز را با هم می گذراندیم اما حالا او تمام وقتش را با جولیا می گذراند؛ جولیا دختری متملق وموذی است و فكر می كند زیباترین دختر دنیا است . اصلاً نمی توانم او را تحمل كنم. از تصور اینكه دبیرمان باز هم بگوید جولیا بهترین نمره كلاس را گرفته، حالم به هم می خورد. حوصله دیدن كارلا را هم ندارم، ما قبلاً دوستان خوبی بودیم، اما از وقتی كه با جولیا دوست شده ، مانند او موذی و متملق شده است. می دانم كه حسودی ام می شود، اما چه باید بكنم.
حسادت احساسی است كه سبب از بین رفتن دوستی می شود. خیلی از افراد ناخواسته و بدون آگاهی حسودهستند. حس حسادت سبب می شود تمام افراد حتی خود فرد حسود، دچار عذاب شود، در واقع این حس همه را آزار می دهد.
زمانی كه حس حسادت در ما زنده می شود، احساس می كنیم كه حق با ماست و توقع داریم كه پیروز شویم . گرچه تنها حاصل حسادت ، شكست است و تأثیرات مخربی روی ذهن افرادو روابط دوستانه آنان برجای می گذارد.
چرا حسادت این قدر كشنده و مهلك است ؟ دقت كرده اید ، زمانی كه فردی دچار این حس می شود و یا اگر خود شما به این حس دچار شوید، درست مثل یك قطعه آهن كه جذب آهنربا می شود تمام توجه مامعطوف فرد یا موضوع مسبب این حس می شود و دراین میان به دلیل اینكه ذهن ما تنها روی یك موضوع فكر می كند، افكار مثبت و سازنده از ذهن ما خارج می شود و ذهن منتفی می شود. سپس همانطور كه ذهن ما روی آن موضوع آزاردهنده متمركز می شود ، احساس خشم و نفرت در ما اوج می گیرد. اگر دراین دور باطل گرفتار شویم ، آرام آرام به فردی غیرمنطقی و غیرقابل تحمل تبدیل می شویم. به گذشته فكر كنید ، به زمانی كه شما نسبت به فرد خاصی ، حسادت می كردید، آیا احساس خشم و عصبانیت شما با گذشت زمان عمیق تر و ریشه دارتر نشده است؟ این حس كه بتدریج در وجود شما ریشه می دواند، به شمشیر دولبه ای بدل می شود كه یك لبه آن فرد موردنظر و لبه دیگر آن خود شما را مجروح می كند، زیرا خشم نهفته در وجود شما با آگاهی از آنچه فرد مقابل به دست آورده است یا دارد، اوج می گیرد. با گذشت زمان این حس آنچنان قدرتمند می شود كه زندگی شما را تحت كنترل خود قرار می دهد و شما را وادار می كند برای تلافی كردن و انتقام گرفتن از فرد مقابل سبب آزار خود شوید. اجازه ندهید كه چنین حادثه ای برای شما اتفاق افتد.
● از دام حسادت فرار كنید
▪ شما می توانید از دام حسادت آزاد شوید. اما چطور؟
بسیاری از نوجوانان نسبت به دوستان خود وفادارند و در آنان وظیفه شناسی وجود دارد. وفاداری و احترام تا جایی كه سبب دروغ گفتن و فریب دادن فرد مقابل نشود ، خوب است . بسیاری از افراد دچار این اشتباه می شوند كه دوست آنها دیگر حق ندارد با دیگری دوست شود (دوستی كند). حسادت آنان از این باور سرچشمه می گیرد. به عبارتی این افراد زمانی دچار حسادت می شوند كه دوستشان با دیگران نیز ارتباط دوستانه برقرار كند. افراد حسود نسبت به دوستان خود احساس مالكیت می كنندو دلشان می خواهد رفتار اجتماعی دوست خود را تحت كنترل درآورند. هوشیار باشید : اگر احساس كردید دوست شما سعی دارد شما را كنترل كند و برای شما محدودیت هایی به وجود آورد زنگ خطر برای شما به صدا در آمده است. بعضی اوقات قطع این دوستی به نفع شماست. حتی اگر این قطع ارتباط برای شما بسیار دردناك باشدو سبب اندوه فراوان بشود. بسیاری از اختلافاتی كه در زندگی خانوادگی رخ می دهد نتیجه حسادت یكی از طرفین است . در مقام یك همسر، باید بدانید كه شریك زندگی شما، قبل از آشنایی با شما، خانواده، فامیل و دوستان متعددی داشته است. شما نیز خانواده ای داشتید و با افراد زیادی آشنا بودید. زمانی كه زندگی مشترك خود را آغاز می كنید باید از انتخاب خودمطمئن باشیدو رفتارتان در برابر همسرتان به وضوح بیانگر اطمینان شما از انتخابتان باشد. باید طوری رفتار كنید كه او بداند عشق و علاقه به مادر و محبت به پدر ، خواهر و برادر نمی تواند از شدت علاقه شما نسبت به او بكاهد . هریك از دوستانتان را نیز به دلیل ویژگی خاص رفتاری و نزدیكی فكری برای دوستی انتخاب كرده اید همسر شما باید این را قبول كند كه به عنوان شریك زندگی در فكر و قلب شما جایگاه والایی دارد و هیچ یك از دوستان نمی توانندجای او را نزد شما بگیرند.
● اگر شما حسود هستید:
اگر بهترین دوست شما تغییر كرد و دوستان دیگری پیدا كرد، چه كار می توانید بكنید، هیچ كار !دوست شما فرد مستقلی است و شما نمی توانید او راكنترل كنید. اگر شما از بی وفایی او دچار خشم شده اید چه كار می توانید بكنید، هیچ كار ؟ همه انرژی و نیروی شما صرف جنگیدن با این احساس می شود. بهتر نیست این انرژی و نیرو را صرف پیداكردن دوستان بیشتر كنید . حس حسادت شما تنها باعث آزار دیگران نمی شود، بلكه خود شما هم از این احساس لطمه های فراوانی می خورید . درواقع سبب می شوید سایر دوستانتان نیز شما را ترك كرده، یا از شما دور شوند.
اگر می خواهید این حس خود را از بین ببرید، باید فكر كنید چرا حسادت می كنید؟ چرا احساس می كنید كه مالك دوست یاهمسرتان هستیدو نگران از دست دادن اویید؟
شاید شما از افرادی هستید كه نیاز به تأیید دیگران دارند. علاقه دارید كه همیشه كسی با شما موافق باشد. از این نگرانید كه مردم شما را دوست نداشته باشند. برای یافتن دوست جدید تلاشی نمی كنید، چون هراس دارید كه شما را نپذیرند.
این را بدانید كه هیچ كس مورد تأیید همه قرار نمی گیرد. بنابراین انتظار نداشته باشید كه مورد قبول همگان واقع شوید، اما افرادی هستندكه مورد قبول اكثریت واقع می شوند. اگر شما وظیفه خود را به عنوان یك دوست انجام دهید، می توانید از افرادی باشید كه اكثریت او را تأیید می كنند. سعی كنید با دیگران رفتار دوستانه داشته باشید. اگر دوستان خوبی داشته باشید، احساس حسادت در شما كمتر رشد می كند، زیرا اگر یكی از دوستان ، بنا به هر دلیلی شما را ترك كند ، زیاد ناراحت نخواهید شد. یكی از راههای یافتن دوستان متعدد، شركت در فعالیت های ورزشی و كلاسهای آموزشی مختلف است . اگر فعالیت خاصی را دنبال می كنید، می توانید با سایر افرادی كه چنین فعالیتی دارند، ارتباط دوستانه برقرار كنید.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
دوشنبه 26 تیر 1391  5:43 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: خودشناسی


حلقه های شخصیت من، تو و...
حلقه های شخصیت من، تو و...شخصیت خود را هدف تیراندازی با حلقه های هم مرکز در نظر بگیرید، چراکه شخصیت شما از پنج حلقه درست می شود. در حلقه اول، ارزش ها و در دایره خارجی آن، باورهای تان قرار دارد. ارزش های شما، باورهای شما را مشخص می سازند; باورهایی که درباره خود و دنیای پیرامون خود دارید. اگر ارزش های مثبت داشته باشید، چیزهایی مانند عشق، محبت و سخاوت را باور می کنید که اشخاص حاضر در دنیای شما شایسته این ارزش ها هستند و بنابراین با آنها به همین شکل رفتار می کنید.
باورهای شما هم به سهم خود حلقه دوم شخصیت شما را مشخص می سازد که همان انتظارات و توقعات شماست. اگر ارزش های مثبت داشته باشید، خودتان را آدم خوبی در نظر می گیرید. اگر خودتان را آدم خوبی در نظر بگیرید، انتظار حوادث خوشایند را دارید که برایتان اتفاق بیفتد. اگر انتظار دارید که حوادث خوشآیندی برایتان اتفاق بیفتد، مثبت، بشاش و آینده نگر خواهید بود و در اشخاص و در دنیای پیرامونتان دنبال چیزهای مثبت خواهید گشت. سطح چهارم شخصیت شما که از ناحیه انتظارات شما مشخص می شود، نگرش و برداشت شما است. نگرش و طرز تلقی شما بازتاب ارزش ها، باورها و انتظارات شماست.
برای مثال، اگر ارزش شما می گوید در دنیای خوبی زندگی می کنید و باورتان اینست که در زندگی موفق خواهید شد، انتظار می کشید که هر حادثه ای برای شما اتفاق بیفتد به شکلی به شما کمک خواهد کرد. در نتیجه در قبال سایر مردم نگرش ذهنی مثبتی خواهید داشت، شاداب تر و خوشبین تر خواهید شد و کسی خواهید بود که دیگران بخواهند با او و یا برای او کار کنند. به همین دلیل است که یک نگرش ذهنی مثبت با موفقیت فراوان دست در دست حرکت می کنند. حلقه پنجم، اعمال شماست. اقدامات بیرونی شما بازتاب ارزش ها، باورها و انتظارات شما در بیرون از شماست. به همین دلیل است که آنچه را در زندگی و کارتان بدست آورید بیشتر با توجه به آنچه در درون شما می گذرد، مشخص می شود.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
دوشنبه 26 تیر 1391  5:43 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: خودشناسی


خانم‌ها... آقایان... هویت و شخصیت خود را بشناسید!
خانم‌ها... آقایان... هویت و شخصیت خود را بشناسید!● چرا خانم‌ها به روزهای تولد و سالگردها توجه زیادی نشان می‌دهند؟
برخلاف باورهای عموی که بیشتر مردم تصور می‌کنند خود و حتی دیگران را مانند کف دستشان می‌شناسند، یکی از موارد اساسی که هر زن و مرد با آن روبه‌رو است، شناخت ”هویت واقعی“ خویشتن است“ چرا که به‌علت پیچیده بودن شخصیت انسان‌‌ها، شناخت ”هویت و شخصیت واقعی“ خویش و اینکه ”کی هستند“ یا ”چی هستند“ بسیار مشکل بوده و به تخصص و دانائی و توانائی فراوانی نیاز دارد. بنابراین، شناخت ”هویت و شخصیت خویشتن“ به‌صورت عدسی، فقط به کمک کارشناسان ماهر، خیره و متخصص امکان‌پذیر است بسیاری از انسان‌ها معیار و ارزش‌های واقعی خود را نمی‌شناسند و نمی‌دانند کسیتند... و نمی‌دانند از زندگی چه می‌خواهند و ... نمی‌توانند به موقع تصمیم‌های لازم و قاطع بگیرند. نمی‌توانند خود را در مسیر کامیابی‌ها قرار بدهند... بیشتر افراد در تردیدها، ناامیدی‌ها و نگرانی‌ها رها شده و سرگردان می‌مانند.
به‌طور کلی، اگر هویت خود را به‌درستی بشناسیم و بدانیم کیستم و آن وقت همان‌طوری که هستیم، خود را بپذیریم. از کیفیت زندگی بهتری بهره‌مند می‌شویم و زندگی مطبوعی در انتظار ما است.
به یقین، هر کسی بارها از خود پرسیده ”من کیستم“، ”هویت من کدام است؟“ تا معیارها و ارزش‌های واقعی خود را نشناسیم و ندانیم چه کسی هستیم و هویت خود را به‌درستی نشناسیم، هرگز قادر نخواهیم بود. درون و ذهن خود را به درستی کشف کنیم و به پرورش و گسترش آن کمک کنیم و زندگی خود را در جهت مثبت تغییر دهیم، هر فردی با تصویر ذهنی و باورهایش شناخته می‌شود، چرا که شخصیت و هویت هر کس، تحت‌تأثیر تصویر ذهنی و باورها شکل گرفته و ساخته می‌شود و هر فردی با توجه به تصویر ذهنی و باورها و اندیشه‌های خود، با رویدادهای بیرونی برخورد می‌کند و احساس‌ها و عملکرد لازم را از خود بروز می‌دهد. حتی اگر تصویر ذهنی و باورهای ما این باشد که فردی لایق، شایسته و موفق هستیم یا فردی بیچاره، بدبخت و ناموفق می‌باشیم، احساس‌ها و عملکردمان در هر موردی، مطابق باورهای‌مان عمل می‌کنند.
به‌طور نمونه وقتی باور ما این باشد که سوپ قورباغه چیز بدی است. از خوردن آن خودداری می‌کنیم. بدون توجه به اینکه ممکن است سوپ قورباغه بسیار خوشمزه، جالب و مفید باشد، ولی چون از کودکی به ما گفته‌اند قورباغه موجودی کثیف و چندش‌آور است، باورمان شده است که قورباغه موجود بدی است. بنابراین از دیدن و خوردن آن بدمان می‌آید.
باید بدانیم که در این سیاره، هر انسانی یگانه، بی‌همتا و محصربه‌فرد است. هویت این انسان یگانه از طریق عملکردش مورد ارزیابی و داوری قرار می‌گیرد و شناخته می‌شود؛ به این معنی وقتی از کسی رفتار خوب و شایسته‌ای ببینیم و آن رفتار چندین بار تکرار گردد، می‌گوئیم آن شخص، آدم خوبی است. بنابراین از او خوشمان می‌آید و به او اعتماد می‌کنیم. حتی نحوهٔ داوری ما نسبت به خودمان نیز، براساس رفتار و عملکردمان است.
یکی از تفاوت‌های مهم بین زنان و مردان، توجه به زمان جریان‌های زندگی و به خاطر سپردن تاریخ‌ها است. به یاد داشتن تاریخ مناسبت‌ها برای زنان همانند به خاطر سپردن موجودی بانکی برای مردان است و از اهمیت فراوانی برخوردار است. برای زنان، داشتن روزهای تولد و سالگردها، اهمیت دارد و با جشن گرفتن آن روزها را گرامی می‌دارند، از نظر بیشتر مردان، توجه به روزهای تولد و سالگردها و برگزاری جشن‌ها، بیشتر کاری کودکانه جلوه می‌کند.
زنان از بی‌توجهی مردان به سالگردها در حیرت هستند و مردان از توجه و دقت خانم‌ها به این مراسم، در شگفت می‌باشند! به‌طور کلی درک چرخهٔ زندگی از نظر مردان و زنان متفاوت است. ثبت زمان جریان‌های جاری زندگی به‌صورت خودکار در ذهن صورت می‌گیرد، ولی خانم‌ها آنها را با دقت بیشتری پی‌گیری می‌کنند و در به یادآوری آنها حساسیت بیشتری به خرج می‌دهند. در واقع زنان با به یاد آوردن موضوع‌های مورد بحث، آنها را جشن می‌گیرند و خوشبختی خود را گرامی می‌دارند.
▪ به مردان توصیه می‌شود که:
هرگز روزهای سالگرد، تولد و ازدواج را فراموش نکنید. در این روزها به همسرتان یادداشت‌های کوتاه و متن‌های عاشقانه همراه با هدیه بدهید که اثر معجزه‌آسائی دارد. آقایان بدانند وقتی زنی به هسمرش می‌گوید برای تهیه هدیه، خودت را به زحمت نینداز، در واقع از ته دل می‌خواهد آن را تهیه کنید! در واقع مفهوم این گفته که به خاطر من به خودت زحمت نده یعنی اینکه به طور دقیق همان کار را باید بکنی!
▪ آقایان توجه کنند که:
از آنجائی که قدرت سازش در زنان زیاد است، خیلی زود به سختی‌ها عادت می‌کنند. ولی اگر زنی تصور کند قربانی عشق خود شده است دیر یا زود علیه شوهر خود قیام خواهد کرد.
▪ آقایان توجه کنند که:
خانم‌ها با وجود اینکه به دنبال برابری و آزادی هستن، ولی دوست دارند مورد حمایت (شوهر) قوی و محکم قرار گیرند. به این علت زنان به مردان توانمند احترام می‌گذارند و آنان را مورد تحسین قرار می‌دهند؛ چرا که می‌خواهند به او تکیه کنند. مردان هم از اینکه حامی همسرشان باشند، لذت می‌برند. بنابراین به خانم توصیه می‌شود به‌جای افتخار و تکیه کردن به پدر، برادر، خواهر و ... به شوهر خود تکیه و افتخار کنند تا همسر خود را هر چه بیشتر به سوی خویش جذب نمایند.
▪ خانم‌ها توجه کنند که:
برای مردان پیروزی و غلبه بر مانع‌ها و حل مشکل‌ها و انجام دادن درست کارها بسیار مهم است، به‌عبارت دیگر، برای مردان بسیار اهمیت دارد که کارها را درست و بدون اشتباه انجام دهند، چرا که وقتی اشتباهی کنند به غرور و خودباوری آنان لطمه وارد می‌شود و اعتمادبه‌نفسشان متزلزل می‌گرد و شخصیتشان زیر سؤال می‌‌رود. به این علت مردها از اشتباه کردن متنفر هستند، از اینکه به آنان گفته شود اشتباه می‌کنند، بدشان می‌آید، حتی از اینکه دیگران بفهمند که آنان اشتباه کرده‌اند، خیلی ناراحت می‌شوند. آقایان از اینکه با دیگر مردان مقایسه شوند متنفر هستند. اگر مردی را نصیحت کنید، احساس بی‌لیاقتی می‌کند. مردها کمتر عذرخواهی می‌کنند. چرا که با عذرخواهی، احساس شکست می‌کنند.
▪ خانم‌ها توجه کنند که:
مردان در مقابل انتقادها و سرزنش‌ها حساس بوده و واکنش نشان می‌دهند. از کارهای انجام یافته و نیافته‌ای درست یا نادرست خود دفاع می‌کنند، دلیل می‌آورند، عصبانی و خشمگین می‌شوند، حتی به‌منظور رهائی از فشارهای واردهٔ بیرونی و درونی، ممکن است به راحتی دروغ بگویند، تا خود را از فشارها و گرفتاری‌های موجود نجات بدهند؛ در حالی که ممکن است خود متوجه اشتباه خود شوند، ولی از بیان آن خودداری می‌کنند. چرا که فکر می‌کنند با این کارها به حفظ غرور خودباوری و اعتمادبه‌نفسشان کمک می‌کنند. بنابراین برای اخذ نتیجهٔ مثبت به خانم‌ها توصیه می‌شود بپذیرند که مردان در برابر انتقادها و سرزنش‌ها، بسیار حساس هستند و به‌جای انتقاد از عملکرد شوهرها و به‌جای انگشت گذاشتن روی نکته‌های منفی و اشتباه‌های همسرشان، بهتر است روی نقاط و عملکردهای مثبت همسرشان تأکید ورزند تا در ایجاد تعادل و توازن و در ساخت زندگی مشترک شاد و موفق، نقش سازندهٔ خود را ایفاء کنند.
▪ آقایان بدانند که:
همسرتان انتظار دارد که به پرسش‌هایش توجه کنید و کوتاه جواب ندهید و زمانی‌که با شما حرف می‌زند، روزنامه نخوانید و تلویزیون تماشا نکنید. در مورد کارهای روزانه‌اش در مورد آشپزخانه از او پرسش کنید به او کمک کنید و در مورد بچه‌ها نظر او را به حساب بیاورید.
▪ آقایان بدانند که:
همسر شما انتظار دارد همیشه و در همه حال حامی او باشید، حق را در مورد دوستانش، به او بدهید و اگر از کسی ناراحت شد، جانب او را بگیرید همبستگی او را بپذیرید نه وابستگی‌اش را. خانم‌ها هم توجه کنند که مردها نیز به عشق و حمایت همسرشان نیاز مبرم دارند.
▪ آقایان بدانند که:
همسرش دوست دارد به چهره، لباس، آشپزی، رفتار و کردارش توجه کرده و از آنها تعریف کنید که نیاز به تأیید و تشویق شما دارند، به آزادی‌های او احترام بگذارید، همسرتان می‌خواهد با هم پرواز کنید و در این راه به او کمک کنید.
▪ خانم‌ها بدانند که:
همسرتان نیاز دارد غذاهای خوشمزه میل کند؛ از روابط جنسی عالی، بسیار آرام می‌گیرد و احساس خیلی خوبی نسبت به شما پیدا می‌کند، در این صورت است که به بسیاری از نیازها و درخواست‌های شما جواب مثبت می‌دهد.
▪ خانم‌ها توجه کنند که:
مردان همانند زنان به تحسین، حسن‌جوئی و تمجید به‌ویژه از طرف شما نیاز دارند، هر چند وانمود کنند که از تعریف بدشان می‌آید.
جالب است بدانیم که خانم‌ها به راحتی گریه می‌کنند و لحظه‌ای دیگر می‌توانند شاد باشند، در حالی که مردان فقط در مواقع ناتوانی و بیچارگی به گریه می‌افتند.
▪ خانم‌ها و آقاها بدانند که:
در زندگی چیزی به‌دست می‌آوریم که انتظارش را داریم، بنابراین اگر انتظار آن را داشته باشیم که زندگی زناشوئی خوبی خواهیم داشت... یا زندگی زناشوئی بدی نصیبمان خواهد شد... یا همسرم به من خیانت خواهد کرد.. یا همسر بداخلاق و غیرقابل تحمل نصیب من می‌گردد... یا برای بهتر شدن زندگی مشترک به‌طور حتم موفق خواهم شد... یا هر چه تلاش و کوشش کنم. زندگی مشترکمان نه تنها بهتر نمی‌شود، بلکه روز به روز بدتر می‌گردد و ... به‌طور کلی به‌ هر چیزی که بیشتر فکر کنیم و انتظارش را بکشیم، همان برای ما اتفاق می‌افتد؛ بنابراین با تفکر مثبت به زندگی مشترک نگاه کنیم و همیشه انتظار داشتن زندگی مشترک شاد، پرطراوت و عالی را داشته باشیم.
▪ خانم‌ها و آقاها توجه کنند که:
بیشتر زمان‌ها (مردان و زنان) فکر می‌کنند که مسبب همهٔ درد، رنج، عذاب، ناراحتی، بیماری، فقر، ناموفق بودن و ناشاد شدن و راضی نمودن از زندگیشان، دیگری یا دیگران هستند چرا که اگر فکر کنیم که مشکل‌ها، مانع‌ها و مصیبت‌ها را خود به‌وجود آورده‌ایم. حالمان بد می‌شود و تحت شرایط شدید روانی قرار می‌گیریم. بنابراین در بسیاری از مواقع، بسیاری از علت‌های مشکل‌ها و مانع‌ها را به گردن دیگری می‌اندازیم و فرافکنی می‌کنیم.
▪ خانم‌ها و آقاها بدانند که:
برای اینکه زندگی مشترک شاد و موفقی داشته باشید، احساس کنید که آدم خوشبختی هستید، به نکته‌های مثبت، به دارندگی‌های خود و همسرتان توجه کنید، از مقایسهٔ خویشتن و زندگی مشترک خود با دیگران خودداری کنید. خود را عادت بدهید نکته‌های مثبت خود و دیگران را ببینند و آنها را بیان کرده و حسن‌جوئی کنید و بدانید که منفی‌نگری و احساس بدبختی دائمی، می‌تواند یک نوع بیماری روانی باشد و همانند بسیاری از بیماری‌های دیگر برای کسانی‌که معتقد به درمان‌پذیری آن هستند، قابل علاج می‌باشد. برای درمان هر بیماری نیاز به آگاهی، خواستن، تلاش و شهامت است.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
دوشنبه 26 تیر 1391  5:44 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: خودشناسی


خجالتی‌ها چه ویژگی‌هایی دارند؟
خجالتی‌ها چه ویژگی‌هایی دارند؟▪ خجالتی‌ها چه ویژگی‌هایی دارند؟
آنان در مقابل خواسته‌های معقول یا نامعقول دیگران چه در خانواده و چه در محل کار، مقاومت چندانی ندارند. زیرا تنها خواسته درونی یک فرد خجالتی این است که دیگران او را از صمیم قلب دوست داشته باشند.
اما با زندانی کردن خود و منفعلانه عمل کردن (Passeve)، باید هر نوع فشار روحی و روانی را تحمل کند. در این صورت است که او افکار مورد علاقه خودش را به خوبی بیان نمی‌کند و خود را بی‌لیاقت و بی‌عرضه و ناتوان و در نهایت تنها احساس می‌کند. چنین اشخاصی دائم احساس می‌کنند که بر روی چهارپایه‌ای قرار گرفته و همه او را می‌بینند و همه به او توجه دارند و در شکل افراطی در حال تذکر دادن و محاکمه او هستند.
یک نگاه، یک لبخند یا یک سکوت باعث بر هم ریختگی‌اش می‌شود. هر بار احساس می‌کند که مورد آزمایش و امتحان قرار می‌گیرد. او محکوم به چیزی است که خودش هم بی‌اطلاع از آن است.
اشخاصی که دچار این نوع مشکلات ارتباطی و روانی می‌شوند، معمولا از اینکه خود را درمقابل نگاه و نشانه‌گیری دیگران بیابند، ترس و بیم دارند. همیشه این احساس در آنها وجود دارد که زیر نظر قرار گرفته‌اند.
▪ احساس ضعف و شکست
احساس می‌کند که از نگاه دیگران نمی‌تواند فرار بکند. هر چقدر هم که بخواهد از خودش دفاع کند. یا به خوبی خودش را جمع و جور کند، باز هم احساس می‌کند که آدمی ‌دست و پا چلفتی است. آرام‌آرام به این نتیجه می‌رسد که هیچ وقت قادر به کنترل وضعیت زندگی‌اش نخواهد بود.
تصور می‌کند که دیگران نسبت به او یک خشم پنهانی و قدیمی دارند. در نظر او دیگران خیلی از او قوی‌تر و صلاحیت‌دارترند و هر لحظه می‌توانند در گفت‌وگو یا عمل به او ضربه سختی وارد کنند. دائما به اضطراب و نگرانی‌هایش توجه می‌کند و مبدل به یک آدم محتاط می‌شود. محتاط درگفتار، محتاط در عمل و محتاط در ارتباط برقرار کردن با دیگران.
کمرویی و خجالت‌زدگی در نظر اکثر نویسندگان روانکاو، یک نوع اضطراب خاصی اجتماعی غیرمرضی می‌شود.
شخص خجالت‌زده می‌خواهد خودش را به یک حالت ماندگار و همیشگی جلوه دهد. معمولا در خودش فرو می‌رود و کمتر از قوه ابتکارش استفاده می‌کند و در تمام موقعیت‌های اجتماعی خودش را غایب می‌داند.
با اینکه علاقه‌مند است که تغییر و تحولاتی در خود ایجاد بکند، باز هم در روابط اجتماعی‌اش از خود بی‌استعدادی نشان می‌دهد.
متخصصان و روانشناسان رفتارشناختی تکنیک‌هایی را ارائه می‌کنند که به طور چشمگیری موجب کمک به این افراد برای کاهش یا از بین بردن حالت‌های خجالت‌زدگی و کمرویی می‌شود. «به بعضی از این تکنیک‌ها اشاره می‌کنیم»
با کار کردن برافکار منفی که علت اصلی کمرویی و خجالت می‌باشد، می‌توان تا حدودی شخصی کمرو را از گردابی که خود برای خود ساخته است، بیرون کشید.
زندگی عاطفی، اجتماعی و حرفه‌ای اشخاص خجالتی بر اثر حضور در موقعیت‌های جدید تحصیلی و شغلی کاهش می‌یابد.
باید بتوانیم شخصی خجالتی را قانع کنیم که در مقابل قضاوت دیگران هیچ‌گونه ترس و واهمه‌ای نداشته باشد. همچنین مبارزه با ترس که شخص کمرو احساس می‌کند همیشه باید در مقابل دیگران مهربان و از خودگذشته باشد. احساس پوچی و ترس از قضاوت دیگران یکی از مسائل اصلی اینگونه افراد است. اگر یک آدم کمرو ایده‌هایش را پنهان نگه دارد، چطور می‌توان آن را کشف کرد و به استعدادهایش پی برد؟ حتی خودش هم نمی‌تواند گنج پنهانی‌اش را بیابد.
او فکر می‌کند که گوش دادن او به سخن دیگران امری کاملا طبیعی است تا اینکه دیگران به سخن او گوش کنند.
به مرور زمان او در تنهایی خودش فرورفته و احساس تو خالی بودن کند. در این وضعیت که او از خودشناختی ندارد و هنوز از خواب بلند نشده است، همانطور تسلیم خواسته‌های دیگران می‌شود. انگار وجود او فقط در نگاه دیگران نهفته است. تنها نگاه دیگران است که به او زندگی می‌بخشد.
اولین گام برای تغییر اساسی اینگونه افراد این است که خود و دیگران اجازه بدهند افکار و احساسات ظهور و بروز یابد. در این صورت برای بهتر شناختن فرد، این شانس را به او می‌دهند که فرد کمرو ظهور یابد. شخص کمرو همیشه می‌اندیشد که حرف زدن یک ریسک است. ریسک از این که دیگران شاید از او خوششان نیاید و درباره او قضاوتی ناعادلانه کنند.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
دوشنبه 26 تیر 1391  5:44 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: خودشناسی

 

خصوصیات آقایون با شخصیت
خصوصیات آقایون با شخصیتتنها با یک نگاه گذرا به اطراف خود متوجه میـشوید کـه در مـیـان مـا عـده کـمـی از آقـایـون بـا شخصیت واقعی باقی مـانـــده اند. در گذشته یک مرد با شخصیت خیلی بیشتر مـورد احتـرام قـرار می گرفت و اصالت جزء شرافت افراد به شمار می رفت.
امـا افسوس که در جامعه کـنونی خیلی چیزها تغییر کرده اسـت، برخی در جهت بـهبودی و بسیاری نیز رو به سمت بدتر شدن دارند. یکی از چیزهایی که در بدو ورود به هزاره جـدید موجب رنجش خاطر می شود فقدان آداب معاشرت در بسیاری از مردهای امروزی است.
الـبـتـه منـظور من این نیست که مردها باید مثل یک ربات رفتار کنند و برده آداب و رسوم باشند ولی باید توجه داشت که به کارگیری آداب مناسب به شما در صعود از پله های ترقی کمک خواهد کرد.
کاری که من در این قسمت انجام داده ام جمع آوری لیست کوتاهی از نکاتی است که می تواند بزرگترین احمق بی ادب را به یک نجیب زاده واقعی تبدیل کند. روش های زیر را در زندگی به کار گیرید و من به شما اطمینان خاطر می دهم که همه با یک چشم دیگر و به عنوان مردی با سلیقه و مودب به شما نگاه خواهند کرد. شما تبدیل به مردی می شوید که آنها آرزو دارند با او ارتباط برقرار کنند چه روابط اجتماعی و چه شغلی. البته حقیقت بزرگتر این است که خانم ها نیز در صورت ملاقات یک مرد با شخصیت بدون هیچ شکی مفتون او خواهند شد.
● همیشه مودب باشید
حتی اگر احساس خوبی نسبت به طرف مقابل ندارید، لازم نیست شخصیت خود را پایین آورید تا در سطح او قرار قراربگیرید. مودب و فروتن باشید تا ثابت شود که شما خیلی بهتر از او هستید.
● دشنام ندهید
بر روی فحش و دشنام یک خط قرمز بزرگ بکشید. به زبان آوردن کلمات رکیک نشان دهنده این است که شما توانایی اثبات گفته های خود را از راه منطقی ندارید. از این گذشته این کار عامیانه، غیر اخلاقی و دور از ادب می باشد.
● بلند صحبت نکنید
بلند صحبت کردن باعث افزایش استرس در میان جمع می شود و نشان می دهد که شما قادر نیستید تا با استفاده از دلیل و مدرک گفته های خود را اثبات کنید تا به نتیجه دلخواه خود دست پیدا کنید و تنها به همین دلیل در بحث و مــــشاجـره از حـس جانور خوی خود بهره می گیرید. انجام چنین کارهایی باعث می شود تا مردم با یک دید منفی به شما نگاه کنند.
● عصبانی نشوید
با عصبانیت خود به همه نشان می دهید که توانایی کنترل احساسات خود را ندارید. درحالیکه شما قادر به کنترل خود نیستید چگونه می توانید از پس کنترل چیزهای دیگر برآیید؟ سعی کنید تا خونسردی خود را در تمام شرایط حفظ کنید ( کار ساده ای نیست اما ارزش تلاش کردن را دارد) تا مردم بر روی شما به عنوان شخصی که دارای قدرت تشخیص بالایی است حساب می کنند.
● به کسی خیره نشوید
چشم چرانی مساوی است با وجود تعارض روانی در شخص. شما که تمایل ندارید بدون وجود هیچ دلیلی با همه ارتباط صمیمانه برقرار کنید.
● حرف کسی را قطع نکنید
پیش از اینکه پیشنهاد خود را ارئه دهید اجازه دهید تا حرف طرف مقابل به اتمام رسد. قطع کردن حرف دیگران یکی از نشانه های ضعف در آداب معاشرت و فقدان مهارت های اجتماعی به شمار می رود. اگر می خواهید به عنوان یک فرد از خود راضی شناخته شوید دائما کلام دیگران را قطع کنید.
● آب دهان خود را به بیرون پرتاب نکنید
بسیاری از آقایون این کار را به صورت ناخودآگاه انجام می دهند. نه تنها این عمل یک کار غیراخلاقی است بلکه نگاه کردن به آن نیز تا حد بسیار زیادی مشمئز کننده می باشد. اگر می خواهید به عنوان فردی که در فاضلاب و گنداب بزرگ شده شناخته نشوید هیچ گاه آب دهان خود را در مکانهای عمومی به بیرون نیندازید.
● به بزرگترها احترام بگذارید
در حقیقت شما باید به همه افراد احترام بگذارید همانطور که انتظار دارید آنها به شما احترام بگذارند. من مخصوصا نام بزرگترها را مورد توجه قرار دادم به این دلیل که این روزها جوان ترها فکر میکنند همه چیز را میدانند، اما نه، اینطور نیست. کافی است در مورد ۵ سال پیش خود فکر کنید... الان نسبت به آن موقع خیلی با تجربه تر و با هوش تر شده اید، آیا اینطور نیست؟ این در حالی است که شما ۵ سال پیش هم فکر می کردید همه چیز را می دانید.
● به اشتباهات دیگران نخندید
مطمئنا این کار یکی از بی رحمانه ترین اموری است که یک نفر می تواند انجام دهد. هنگامیکه اشتباهی از شما سر میزند، تنها چیزی که از دیگران انتظار دارید این است که نه تنها شما را به خاطر اشتباهتان تمسخر نکنند، بلکه حتی به روی شما هم نیاورند.
● در فضاهای بسته کلاه خود را از سر بردارید
به نظر می رسد که امروزه این قانون از بین رفته است. شما باید در هنگام ورود به ساختمان پوشش سر خود را بردارید. از این گذشته بر سر میز شام نیز نباید کلاه به سر داشته باشید. وجود کلاه بر روی سر هنگام صرف غذا منعکس کننده آداب اجتماعی بسیار ضعیفی است.
● صبر کنید تا همه آماده صرف غذا شوند
هنگامیکه برای صرف غذا دور میز نشسته اید، باید تا زمانیکه تمام مهمان ها آماده غذا خوردن شوند صبر کنید. همه باید با هم شروع به خوردن غذا کنند. شاید نکته کوچکی باشد ولی بسیار پراهمیت است.
●● اصول مردانگی
در این قسمت به مواردی اشاره می کنیم که آقایون با شخصیت باید در حضور خانم ها رعایت کنند. جوانمردی هنوز در جهان وجود دارد و به طور کامل از بین نرفته است. شما نیز می توانید یکی از معدود افرادی باشید که شعله های فروزان آن را برای سال های آتی روشن نگه می دارند.
● همیشه در را باز کنید
مطمئنا یکی از بزرگترین قوانین مردانگی همین باز کردن در می باشد که بسیار آسان بوده و شما می توانید آنرا به راحتی و بدون فراموشی انجام دهید. هرگاه که خانم شما بخواهد به داخل ماشین، رستوران، کلوپ و یا هر مکان دیگری که در دارد وارد شود شما باید در را برای او باز کنید. اگر بیش از یک در جلوی آنها قرار داشت شما می بایست همه آنها را یکی پس از دیگری باز کنید.
● در لباس پوشیدن به او کمک کنید
همیشه هنگامی که یک خانم قصد پوشیدن کت یا رپوش خود را دارد به او در این کار کمک کنید. این یک کار ساده ولی تاثیرگذاراست.
● در نشستن به او کمک کنید
اگر خانم بدون همراهی قصد نشستن در نزدیکی شما را داشته باشد شما می بایست از جای خود بلند شده، صندلی را برای او از داخل میز به بیرون بکشید و هنگامیکه او در جای خود مستقر شد صندلی را به آرامی به سمت داخل فشار دهید.
● جای خود را به او دهید
اگر خانمی به سمت میز بیاید و هیچ یک از صندلی ها خالی نباشد شما باید بایستید و جای خود را به او بدهید.
● برای حفظ ادب و نزاکت بایستید
هنگامیکه یک خانم وارد اتاق شده و یا از آن خارج می شود، از جای خود بلند شده و به احترام او بایستید. برای راحتی می توانید تنها در هنگام ورود بایستید و در موقع خروج این کار را انجام ندهید. با این حال اگر بتوانید هر دو مورد را رعایت کنید خیلی بهتر است.
● دست او را بگیرید
هنگامیکه در حال راه رفتن با خانمی (که میشناسید) هستید شما باید در صورت نیاز دست او را بگیرید. شاید کمی صمیمانه به نظر برسد اما در هنگام راه رفتن روی سطوح نا هموار نتیجه خوبی میدهد به خصوص که خانم کفش های پاشنه بلند هم پوشیده باشد.
● از او سوال کنید که آیا چیزی نمی خواهد
این تنها چیزی است که امروزه بیشتر آقایون انجام میدهند. کاری است که می تواند ویژگی های یک مرد با شخصیت را در شما کامل کند. هنگامیکه در اماکن عمومی هستید از او سوال کنید که آیا به چیزی برای نوشیدن ( و یا خوردن، بسته به شرایط موجود) احتیاج دارد یا خیر. به او نشان دهید که برای آسایش، راحتی و رفع نیازهایش اهمیت قائل هستید.
اگر بخواهید به عنوان یک مرد با شخصیت شناخته شوید باید قوانین فوق الذکر را در زندگی روزمره خود به کار گیرید. با ارائه آداب و رفتار صحیح اجتماعی خود را از میان انبوه جمعیت به عنوان یک مرد اصیل و با شخصیت بالا بکشید. جهانیان شما را تحسین می کنند و در حرفه و زندگی خود نیز موفق خواهید شد.
 
 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 27 تیر 1391  12:33 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: خودشناسی

 

خصوصیات افراد خود ساخته
خصوصیات افراد خود ساختهدر این مقاله ۱۶ خصوصیت از افراد خودساخته را برایتان عنوان می کنیم. فرد خود ساخته اینجا به معنی فردی است که درصدد واقعیت دادن به توانایی های خود است.
بعد از اینکه تک تک این خصوصیات را به دقت مطالعه کردید، به نسبت میزان نزدیکی که به هریک از خصوصیات دارید، به خود نمره ۱ تا ۱۰ بدهید.
نتیجه ای که به دست می آورید نمایش شهودی نقاط ضعف و قدرت شما در حرکت به سمت به واقعیت کشاندن توانایی های فردیتان است.
وقت بگذارید و به این فکر کنید که واقعاً چرا در برخی خصوصیات قوی تر از بقیه هستید. چه چیز باعث شده که برای فلان خصوصیت نمره بالایی بگیرید؟ برای اینکه نمره هر خصوصیت را در خودتان بالاتر ببرید، چه باید بکنید؟ بالاترین نمره ای که می توانید به دست آورید ۱۶۰ است. شما چقدر به این عدد نزدیک هستید؟
۱) فرد خود ساخته درک کارامدتری از واقعیت دارد و با آن احساس راحتی بیشتری می کند. او قادر است خوب و بد و بالا و پایین ها را بپذیرد وتفاوت آنرا تشخیص دهد.
۲) پذیرش خود، دیگران و طبیعت. فرد خود ساخته واقعیت را همانطور که هست می بیند و مسئولیت آنرا نیز به گردن می گیرد.
۳) فرد خود ساخته در کارهای خود سادگی، طبیعیت و فوریت دارد. به عبارت دیگر، این افراد آنطور که دیگران تصور می کنند، معلق نیستند. او قادر است هر کاری را که به نظرش خوب و طبیعی می رسد انجام دهد و دلیلش هم خیلی ساده است: چون احساس خوبی نسبت به آن کار دارد. سعی نمی کند دیگران را آزار دهد، و برای خوبی ها ارزش و احترام قائل است.
۴) مشکل محوری. فرد خود ساخته کسی است که شدیداً روی مشکلات خارج از خودش تمرکز می کند. او درگیر مشکلات دیگران و مشکات جامعه است و برای تسهیل آن مشکلات تلاش می کند.
۵) جدایی و نیاز به حریم خصوصی. با وجود همه دغدغه های او برای جامعه، فرد خود ساخته نیاز دارد با خود تنها باشد. او از زمانهایی که به تنهایی غرق در تفکر و تعمق می شود، لذت می برد و دوست ندارد همیشه مردم در اطرافش باشند. فقط با چند نفر از نزدیکان است و لزومی هم نمی بیند که همیشه با آنها در ارتباط باشد. حضور آنها به تنهایی کافی است.
۶) خودمختاری، استقلال از فرهنگ و محیط. فرد خود ساخته قادر است به تنهایی تصمیم بگیرد و به تنهایی کارهایش را انجام دهد. او به خودش اطمینان و اعتماد کامل دارد.
۷) طراوت همیشگی. فرد خود ساخته از ساده ترین و طبیعی ترین چیزها احساس لذت می کند. غروب آفتاب همیشه برای او زیباست به همین خاطر همیشه به تماشای آن می رود. هنوز هم از انجام بازی های دوران کودکی خود لذت می برد.
۸) تجربه عارفانه، عالی ترین تجربه. فرد خود ساخته همیشه تجربیاتی دارد که باعث می شود احساس شناور بودن به آنها دست دهد. خود را هماهنگ با دنیای اطرافشان می بینند و تصور می کنند که در یک برهه از زمان بخشی از واقعیتی متفاوت هستند.
۹) حس همبستگی. فرد خود ساخته نسبت به همه مردم احساس دارد. از آدم هایی که در اطرافشان وجود دارد آگاهند و نسبت به آنها حساسند.
۱۰) ارتباطات میان فردی. فرد خود ساخته ارتباطات میان فردی عمیق تر و شدیدتری نسبت به سایر افراد بزرگسال دارند. آنها توانایی عشق ورزیدن و دوست داشتنی دارند که برای بقیه افراد به نظر غیرممکن است. معمولاً دوستان کمی دارند اما همین ارتباطات کم بسیار عمیق و پرمفهوم هستند.
۱۱) ساختار شخصیتی دموکراتیک. فرد خود ساخته به برابری انسانها معتقدند، اینکه هر انسان حق حرف زدن دارد و هر انسان نقاط قوت و نقاط ضعف خاص خود را دارد.
۱۲) تشخیص بین راه و هدف، خوب و بد. فرد خود ساخته تفاوت بین راه و هدف، خوب و بد را می دانند و آنها را طوری با هم اشتباه نمی گیرند که باعث لطمه خوردن به خودشان یا دیگران شود..
۱۳) حس شوخ طبعی فلسفی یا غیرخصومت آمیز. فرد خود ساخته از شوخی لذت می برند. دوست دارند بخندند و لطیفه تعریف کنند اما نه به قیمت دیگران. آنها بااینکه می توانند خیلی جدی باشند، اما افرادی خوش طینت به نظر می رسند.
۱۴) خلاقیت. فرد خود ساخته می توانند شدیداً خلاق باشند. خلاقیت خود را می توانند در ابعاد مختلف با نوشتن، نواختن موسیقی، خیالپردازی و هر چیز دیگری نشان دهند.
۱۵) مقاومت دربرابر فرهنگ پرستی، برتری هر فرهنگ خاص. هر انسانی به طریقی فراتر از فرهنگ خود قرار دارد، یعنی فردیتی عمیق دارد و می تواند فرهنگ را منتقدانه ارزیابی کند طوریکه خودش تصمیم بگیرد که چه چیز برایش بهتر است.
۱۶) نواقص فرد خود ساخته. افراد خود ساخته، افرادی هستند که از این واقعیت آگاهی دارند که کامل نیستند و آنها هم مثل فردی که در کنارشان قرار گرفته، کمی و کاستی هایی دارند و همیشه چیزهای تازه ای برای یاد گرفتن و راه های تازه ای برای رشد وجود دارد.. فرد خود ساخته بااینکه با خود خیلی راحت است اما هیچوقت دست از تلاش برنمی دارد.
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 27 تیر 1391  12:33 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: خودشناسی

 

خود را بپذیر!‌
بدون خودپذیری ،عزّت‌ نفس وجود خارجی پیدا نمی‌کند. ‌خود‌پذیری به قدری باعزّت‌ نفس در‌‌‌‌ارتباط پیوسته و تنگاتنگ است، که‌‌‌گاه‌‌‌می‌بینیم این دو را با هم به اشتباه می‌گیرند. با این حال این دو، معانی متفاوتی‌‌‌‌‌دارند و هر کدام را باید جداگانه درک نمود.‌
‌ عزّت ‌نفس چیزی است که آن ‌را تجربه می‌کنیم، امّا خودپذیری کاری است که آن را انجام می‌دهیم.‌
‌ مفهوم خود‌پذیری از معنایی در سه سطح برخوردار است که درطی سلسله مقالات خود پذیری به بررسی مورد به مورد آن‌ها می‌پردازیم:‌
● سطح اوّل ‌:
خود‌پذیر بودن یعنی در جانب خود قرار گرفتن، برای خود بودن. خودپذیر بودن بدین مفهوم است که من زنده‌ام و از آگاهی لازم برخوردارم.‌
بعضی اشخاص چنان در مقام نفی و رد کردن خود هستند ،که اگر برای از بین بردن این موقعیت اقدام جدّی نکنند نمی‌توانند به عزّت نفس برسند: تا این روحیه و این باور از بین نرود هیچ درمانی موثّر واقع نمی‌شود، هیچ یادگیری مفیدی صورت خارجی پیدا نمی‌کند. هیچ‌‌‌پیشرفت قابل ملاحظه‌ای به دست نمی‌آید. ‌
خودپذیر بودن یعنی آن‌ که رابطه مخرب با خویشتن را کنار بگذاریم.‌
● سطح دوم‌:
خودپذیر بودن بدین مفهوم است که بدانیم، آنچه را می‌اندیشیم، می‌اندیشیم، آنچه را احساس می‌کنیم، احساس می‌کنیم، آنچه را میل داریم، میل داریم.‌
‌ میل به تجربه کردن و پذیرفتن احساسات خود، هرگز بدین معنا نیست که احساس، باید آخرین حرف را در کاری که می‌کنیم بزند. ممکن است امروز حوصله کار کردن نداشته باشم. می‌توانم احساسم را بیان کنم، می‌توانم احساسم را بپذیرم و با این حال به سرکار بروم. این‌گونه با ذهن واضح‌تری کار می‌کنم زیرا روزم را با فریب خود شروع نکرده‌ام. ‌
اغلب، وقتی احساسات منفی را به طور کامل تجربه می‌کنیم و آن را می‌پذیریم، بهتر می‌توانیم خودمان را از شرّ آن‌ها خلاص کنیم.‌
نکته مهمّ حقیقت‌بینی، احترام گذاشتن به حقایق است. ‌
اگر اندیشه مزاحم دارم، به هر صورت اندیشه‌ای است که دارم. آن‌ را به طور کامل می‌پذیرم. اگر احساس رنج و خشم و یا هراس دارم، احساسی است که به هر تقدیر دارم. آنچه حقیقت دارد، حقیقت دارد، در مقام توجیه و انکار توضیح برای رد کردنش نیستم.
هر احساسی را که دارم احساس من است. من با حقیقت سر نزاع ندارم. من کاری کرده‌ام که بعداً از انجام دادن آن متأسف و شرمنده شده‌ام، امّا حقیقت این است که این کار را کرده‌ام؛ سعی نمی‌کنم آن را از ذهنم بزدایم. آنچه هست، هست و وجود دارد.‌‌ ‌
فرض کنید زنم از من می‌پرسد: <حالت چطور است؟> و من جواب می‌دهم <حالم تعریفی ندارد.> بعد او با لحن دلسوزانه‌ای می‌گوید: <به نظر می‌رسد که خیلی افسرده هستی.> من آهی می‌کشم و می‌گویم <بله‌‌‌حالم خوب نیست، ابداً خوب نیست.> بعد درباره آنچه مرا ناراحت کرده حرف می‌زنم.‌
‌ خود‌پذیری پیش شرط رشد و تحول است. از این‌ رو اگر با اشتباهی که کرده‌ام رو به رو شدم، اگر بپذیرم که این اشتباه از آن من بوده است، می‌توانم از آن درسی بیاموزیم و در آینده بهتر ظاهر شوم. نمی‌توانم از اشتباهی‌‌‌‌که فکر می‌کنم انجام نداده‌ام مطلبی یاد بگیرم.‌
نمی‌توانم خود را به خاطر عملی که انجام دادنش را نمی‌پذیرم، ببخشایم.‌
یکی از مراجعین من وقتی این حرف‌ها را به او زدم ناراحت شد <چگونه انتظار داری که بر فقدان ژرف اعتماد به نفس خود غلبه کنم؟> در جوابش گفتم: <اگر نپذیری که در حال حاضر کجا هستی و در چه موقعیّتی قرار داری، چگونه می‌توانی انتظارداشته باشی که تغییر کنی؟> برای این که موضوع را بهتر درک کنیم باید به این نکته توجّه داشته باشیم که پذیرفتن لزوماً به معنای دوست داشتن یا لذت بردن نیست.‌
● سطح سوم‌:
خودپذیری مستلزم محبّت است. باید دوست خود باشم.‌
پذیرفتن و علاقه‌ نشان دادن محبت‌آمیز، رفتار ناخوشایند را تشویق نمی‌کند، بلکه از احتمال اتفاق مجدّد آن می‌کاهد.‌
نمی‌توانیم انسان دیگری را درک کنیم، وقتی تنها این را می‌دانیم که کاری که کرده بود اشتباه است. باید بدانیم که چه عاملی در درون ما به انجام شدن این اقدام کمک کرده‌‌‌‌است، مسئله ی توجیه کردن و تأیید‌‌‌‌نمودن نیست، مسئله ی درک کردن است.‌
می‌توانم عملی را نفی کنم و در تقبیح آن حرف بزنم و با این حال بخواهم بدانم کدام انگیزه باعث انجام آن عمل شده است. هنوز هم می‌توانم دوست خوب خود باشم.
وقتی مسئولیت کاری را که کرده‌ام بر عهده می‌گیرم می‌توانم به لایه‌های عمیق‌تر بروم. دوست خوب من می‌تواند به من بگوید <کاردرستی نکردی. چه عاملی سبب شد که انجام دادن این کار را درست بپنداری؟ چه عاملی سبب شد که دست کم احساس کنی می‌توانی از عملت دفاع کنی؟> این حرفی است که خود من می‌توانم از خودم سوال کنم. ‌
درست همانطور که وقتی می‌خواهیم عملی از دوستان خود را اصلاح کنیم باید به گونه‌ای با او حرف بزنیم که عزّت‌نفس او را خدشه‌دار نسازیم، در برخورد با خود نیز باید این موضوع را رعایت کنیم.‌
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 27 تیر 1391  12:35 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: خودشناسی

 

خود را بشناسید
خود را بشناسیدتصور کنید در حال خرید کردن می باشید و در قفـسه هـای یک فـروشگاه دنبال یک جفت کفش مناسب برای خود می گردید. آنچه که باعث میشود تا از خـریدن مثلا" کفشی به رنگ نارنجی روشن خودداری کنید، مطلع بودن از اولیت ها و تقدم های شخصیتی خود است.
در مورد انتخاب همسر نیز همین اصـل بایـد رعـایـت شـود. هیـچ دلیـلی وجـود نـدارد که انسان با کسی که هیچ تناسبـی با شـخصـیت او نـداشـتـه و هـرگز نـیـز نخواهد داشت همنشین و هم خانه شود. در عین حال شما تا زمانیکه به شخصیت خود پی نبرده اید هیچ گاه نخواهید توانست تشخصیص دهید که آیا فردی مـناسـب شـما هسـت یا خیر. پیش از اینکه به مسیر انتخاب همسر قدم بگذارید دو مسـاله را باید برای خود مشخص نمایید: نوع شخصیت و نوع عشق
● نوع شخصیت شما
بطور کلی نوع شخصیت و نوع عشق به چند دستـه مشـخص تقسیم می گردد. هریک از ما داراری یکی از این انواع می باشیم. در اینجا بطور مختصر این نوع ها را بیان می کنیم.
●انواع شخصیت
▪ جستجو گر: ماجرا جو و مخاطـره طـلب. او تـرسی از برهم زدن قوانین و عادتها ندارد.
▪ رهبر: یک انسان اهل ریسک که دوست ندارد هیچ فرصتی را از دست بدهد. یک رهبر همیشه نسبت به هوادارانش بی نهایت با وفا و صادق است.
▪ سنت گرا: با تـجـهـیز به حـواس پـنجگانه و بـکـارگیری مهارتهای عملی در طلب پایداری و استواری است. دوستانش او را قابل اعتماد می پندارند.
▪ فرد گرا: در مسیـرهایش مستقل است. او شخصی کنجکاو و مملو از شگفتی و مسائل غیر منتظره می باشد.
▪ یاغی: یک قـلب شـکاک کـه روحـیـه ستیزه جویی داشته و فقط از خود طرفداری می کند.
▪ بخشنده: انسانی بسیار سخاوتمند که دوست دارد همه را یاری و کمک نماید.
▪ خالق: کنجکاو و احسـاسـاتی بـه هـمراه مـزاجـی آتشین، دوست دارد از طریق موازنه، جهان را به مکانی مناسبتر مبدل کند.
▪ قهرمان: یک بـرنـده طـبـیعـی، قـهــرمان با سختیها و مشقات زندگی با تحمل و شجاعت برخورد می کند.
▪ پشتیبان: آرام و منطقی، دیـگران بـه او اطـمیـنان کرده و نقطه ای قابل اتکا برای خود می دانند.
▪ یکسان ساز: فردی بـا تـجربه و تـوانا که میتواند خودش را با هر وضعیتی تطابق دهد.
▪ ملاحظه گر: ذاتا" محـتـاط و هـوشـیـار اسـت. مـوقـیـعت ها و دیـگران را پیش از انجام اعمال نابهنگام، مشاهده و مراعات می کند.
● انواع عشق
▪ رومانتیک. اگر شـمـا آدمـی رمـانـتـیک هستید، عشق همه چیز شما است؛ یک ارتباط عمیق بین معنویت، جنسیت و احساس.
▪ احساسی. عشق شما شدید و آتشین است. در لحظه زندگی می کنید.
▪ مقدر: باور دارید که عشق از قبل مقـدر و تعیین شده است و روح همسر، شما را به تکامل می رساند.
▪ خود انگیز: عشق در نظر شما کاملا" طبیعی و برای سرگرمی تصور می شود؛ اگر چنین نباشد احساس خوبی نسبت به عشق نخواهید داشت.
▪ مشهود: بسیار اساسی، آنچه که شما بـه دنـبـالش مـی گردید همدمی ابدی برای تمام مدت عمر است، عشقی پایدار که همیشه همراه شما خواهد ماند.
▪ محتاط: ذاتا" واقع بین هستید می دانید که در عشق رنج و جـدایی وجـود دارد ولی این باعث عدم درگیر شدن شما نمیگردد.
● خود را تجزیه و تحلیل کنید
در انتهای امتحان نتایج حاصله در اختیار شما قرار گرفته و بطور کامل از نوع شخـصـیـت خود و رفتارهایی که باعث شکل گیری رفتار شـما شـده است مـطلع خـواهید شد. بــه علاوه نمودارهایی که معرف تعداد افراد مشابه با شخصیت شما است و نیز نمودارهـای مقایسه ای بین شما و افراد هم سنتان نشان داده خواهد شد. بعد از اینکه نتایج نوع شخصیت و نوع عشق را بطور جداگانه مشاهده نمودید میتوانید ارتباط شخصیـت خـود را با نوع عشقتان مورد سنجش قرار دهید.
● نتایج را بکار ببرید
درک نوع شخصیت باعث می شود خودتان را بهتر شناخته و نتیجتا" در انتخاب همسر آینده موفقتر عمل کنید. اگر قبلا" ازدواج کرده اید، آزمـون به شما کمک خواهـد نـمـود تـا تفاوتهای ذاتی و اساسی بین خود و همسـرتـان را فهمیده و درک بهتری از احساسات خود جهت حل آسانتر مشکلات پیدا نمایید.
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 27 تیر 1391  12:35 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: خودشناسی

 

خود شیفتگی
خود شیفتگیشاید همه ما در دوره هایی از زندگی خود با افرادی مواجه بوده ایم كه خود را در بسیاری از جهات از دیگران برتر می دانند و همیشه احساس خود بزرگ بینی و مهم بودن دارند: «من تا به حال هیچ گاه شكست نخورده ام» ، «می توانم با قدرت بیانم روی همه نفوذ داشته باشم» ، «دست به هر چیزی می زنم طلا می شود.» ، «آن قدر جذاب هستم كه همه ناخودآگاه متوجه من می شوند» و من، من، من... اینها، جملات و عباراتی هستند كه از زبان انسان های خودشیفته بیان می شوند. خودشیفتگی یكی از اختلالات روانشناختی محسوب می شود. این اختلال در دوران كودكی همه افراد ممكن است وجود داشته باشد. البته با گذراندن دوران رشد و خروج از كودكی انتظار می رود كه این اختلال به تدریج از بین برود. همگی ما در دوران كودكی خود و در چند هفته اول زندگی قبل از آن كه مادر و یا پرستار خود را بشناسیم حالتی از درخود رفتگی را تجربه كرده ایم. در سنین یك، دو و سه سالگی، نیز باز هم همان حالات خودمحوری در تمامی كودكان دیده می شود. كودك در این سنین احساس می كند كه همه چیز در انحصار اوست و تمامی دنیا و هر چیزی كه در اطرافش است باید تحت تملك او باشند. این حالات خودمحوری در كودك با افزایش سن و شناخت بیشتر او نسبت به دنیا و همچنین واقف شدن به این موضوع كه دیگران لزوماً مانند او نیستند و هر كسی آرزوها، افكار و عقاید خودش را دارد، تغییر می كند. ولی اگر این تغییر و تحول در كودك بوجود نیاید، شخصیت و هویت او در دوران بزرگسالی همچنان خودشیفته باقی می ماند. دكتر ابوالقاسم مهری نژاد ، روانشناس، در خصوص علل و عوامل خودشیفتگی می گوید: «ارزش گذاری بیش از حد، مورد توجه قرار گرفتن و در رأس توجه بودن در طول دوران تربیت از عواملی هستند كه این بحران را بوجود می آورند. محدودیت روابط اجتماعی و عدم برخورداری از فرصت هایی كه فرد بتواند با همسالانش تعامل داشته باشد موجب پایداری این اختلال می شوند. همچنین ناامنی، ترس، طرد و عدم تأیید از سوی اطرافیان از دیگر عواملی هستند كه باعث می شوند توجه فرد به خودش معطوف شود.» دكتر مهری نژاد در خصوص دیگر عوامل تشدید خودشیفتگی می گوید: «مهارت های تخصصی، برتری در ویژگی های جسمانی، موفقیت های پی در پی و در نتیجه تشویق ها و ترغیب های بیش از حد نیز فرد را به سوی خود دوست داری سوق می دهد.»
در این اختلال تمام انرژی روانی فرد فقط متوجه خودش است. به طوری كه او دیگر قادر نیست علاقه و محبت خود را در مورد دیگران نیز به كار برد. این افراد فقط می توانند با كسانی كه مثل آنها هستند و مانند آنها فكر می كنند و می اندیشند، ارتباط برقرار كنند. اگر از آنها انتقاد شود و یا اگر در انجام كاری شكست بخورند، به سرعت واكنش نشان می دهند. از دیگران بهره كشی می كنند و در روابط بین فردی استثمارگرند، نسبت به ظاهر خود حساس هستند و از اطرافتان خود انتظار تعریف و تمجید بیش از حد دارند. دكتر مهری نژاد در خصوص مهمترین علت این اختلال می افزاید: «برای این اختلال یك علت مشخص شده وجود دارد و آن این است كه فرد خودشیفته احتمالاً در همدلی و روابط عاطفی با مادر خود دچار مشكل بوده و یا این كه از طرف والدین خود بخصوص مادر در همان اوایل زندگی طرد شده است.»
آمارها شیوع تثبیت شده تعداد افراد خودشیفته در كل جمعیت را حدود ۱ درصد پیش بینی كرده اند كه البته تصور می شود تعداد آنها شایع تر از این رقم است. همچنین تعداد افرادی كه به درمانگاه ها و كلینیك های تخصصی مراجعه می كنند حدود ۲ تا ۱۶ درصدشان به این اختلال مبتلا هستند. وجود ناهمگونی و به هم ریختگی در روابط این افراد علاوه بر روابط خانوادگی و زناشویی روابط بین فردی و شغلی را نیز شامل می شود. دكتر محمود ساعتچی روانشناس و عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی در خصوص مشكلات این افراد در محیط كار و خانواده می گوید: «اگر ویژگی های گوناگون فرد خودشیفته را مورد توجه قرار دهیم به این نتیجه می رسیم كه آثار منفی فرد خودشیفته در محیط كار بسیار متنوع و گسترده است. فردخودشیفته هدف زندگی خود را ارضاء نیازهای خود می داند و بنابراین علاقه و هدف اصلی او ارضاء خواسته ها و نیازهای خویش است. به نیازهای دیگران توجهی ندارد هر چند كه به ظاهر، تظاهر می كند كه این چنین نیست. بنابراین در محیط كار همه همكاران او با گذشت زمان بالاخره به مرحله ای می رسند كه او را دوست داشتنی نمی یابند، از همكاری با او اجتناب می كنند و با شیوه های مختلف می كوشند كه برخورد كمتری با او داشته باشند. به دلیل آن كه فرد خودشیفته در مراحل گوناگون رشد شخصیت از دیدگاه فروید، در اولین مرحله رشد شخصیت خود یعنی نهاد متوقف شده اند، بنابراین براساس اصل كسب لذت و اجتناب از درد، عمل می كنند. اگر چنین فردی مدیر یك واحد باشد، به رشد و ارتقاء مهارت های شناختی، هیجانی و حركتی افراد تحت نظارت خود توجهی ندارد و همه تلاش خود را معطوف آن می سازد كه از توان و استعداد و مهارت های آنان در جهت كسب امتیاز و شهرت برای خود استفاده كند.» دكتر ساعتچی در ادامه، در خصوص مشكلات این افراد با خانواده هایشان می افزاید: «وضعیت چنین افرادی در خانواده های آنان نیز به همین سبك و سیاق است.یعنی همسر آنها به عنوان وسیله ای تلقی می شود كه نیازهای زیستی، اجتماعی و فرهنگی او را ارضاء كند و در نهایت همسر برایش ارزش جدی ندارد. روابط خانوادگی این افراد معمولاً مغشوش و درگیری های لفظی، مشاجره ها و عدم تفاهم در خانواده آنها زیاد به چشم می خورد. به عبارت دیگر می توان گفت آثار و نتایج زندگی این افراد در خانواده باعث ایجاد پریشانی فكری، اعتماد به نفس پایین و بسیاری دیگر از افكار و نگرش های منفی در بین اعضا خانواده می شود.»
این اختلال ممكن است بسیار مزمن و صعب العلاج باشد و علاوه بر اختلالات دیگر نیز به همراه آن فرد را تهدید می كنند. افسردگی و اضطراب بیمارگونه گرایش به الكل و مواد مخدر و ... در اكثر مواقع به دنبال این بیماری ظاهر می شوند. برای كمك به این بیماران انواع روش های درمانی روانشناسی از قبیل روان درمانی فردی، گروهی و محیط درمانی به كار می رود. البته اگر فرد خودشیفته در مقابل این روش ها مقاومت كند، هیچ كدام از آنها نمی توانند مفید واقع شوند. این افراد حتی ممكن است در مقابل پزشك معالج نیز از خود مقاومت شدیدی نشان دهند. از میان تمام این روش های درمانی، گروه درمانی بیشتر مفید واقع می شود. در این روش عده ای از افراد خود شیفته در جلسه ای با روانشناس ملاقات كرده و در این میان روانشناس با بررسی مشكلات مشترك آنها، برایشان برنامه های خاص درمانی در نظر می گیرد. این بیماران در ارتباط با برخورد مستقیم با هم بهتر می توانند به خود و به دیگر بیماران كمك كنند.
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 27 تیر 1391  12:36 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: خودشناسی


 

خودباوری و خوداتکایی‌
جوانی دوره‌ای از زندگی است که فرد می‌تواند بهتر و راحت‌تر مفاهیم انتزاعی را در ذهن خود ساخته یا مواجه شده و آنگاه به تحلیل و تبیین پرداخته و در فرآیند زندگی خود به رفتار و کردار تبدیل کند.
برای مفهوم خودباوری و خوداتکایی نخست باید به شناخت مفهوم خود یا من بپردازیم.
دگر کردی سوال از من که من کیست‌
مرا از من خبر کن تا که من چیست (۱)‌‌
خودشناسی در درجه اول از جمله مفاهیم و اندیشه‌ها محسوب می‌شود (۲)‌ و به واقع پایه‌ اصلی و اساسی جهان‌شناسی است. شناخت و معرفت هنگامی حاصل می‌شود که آدمی در جاده خودشناسی گام بردارد و در راه پرفراز و نشیب آن پیش برود. این خودشناسی جنبه‌های مختلفی دارد و هر کسی می‌تواند از زوایای مختلفی به شناخت خود بپردازد. از جمله‌ این جنبه‌ها می‌توان به خود جسمی و شناخت جسم و ویژگی‌های جسمی هر شخص پرداخت، یا از زاویه روحی و روانی به شناخت خود پرداخت، خود را در مواجهه با دیگران بررسی کرد یا به رابطه خود و ارتباط آن با طبیعت پرداخت. همه این موارد می‌توانند به‌عنوان متعلق شناخت و شناسایی مفهوم خود یا من به‌کار رود.
شخص می‌تواند پس از مرحله تحلیل و تبیین انتزاعی مفهوم خودشناسی، به ارزیابی توانایی‌ها، ظرفیت‌ها، کمبودها و... خود پرداخته و آنگاه به برنامه‌ریزی برای زندگی خود بپردازد، البته همه اینها مستلزم اهمیت ارزش، احترام و عزتی است که شخص برای خود قائل است. تا کسی شخصیتش برای خود وی عزیز و ارزشمند نباشد نمی‌تواند از دیگران توقع احترام داشته باشد.
این حدیث از حضرت علی(ع) است که فرمود: من هانت علیه نفسه فلا تامن شره: هرکس به خود احترام نگذارد از شر او ایمن مباش.
چه کسی می‌تواند به معنای دقیق برای خود احترام قائل شود؟ قطعا کسی که بداند نقطه‌ شروع هر تحولی در وجود خود اوست. در شعری منسوب به امام علی(ع) آمده است:
«و داروی درد تو در خود توست ولی آن را درنمی‌یابی و درد تو ناشی از خود توست ولی از آن آگاهی نداری. آیا بر آنی که جرم آسمانی ناچیزی هستی، در حالی که عالم بیکران هستی در اندرون تو جای گرفته است؟ تو خود آن کتاب پرواضحی که با حروف آن، آنچه نهفتنی است آشکار می‌گردد و البته که تو را نیازی به آنچه خارج از توست نیست، اندیشه‌ کارگشا در خود توست، اما آن را بروز نمی‌دهی.»(۳)‌
اگر فرد به این باور پیرامون خودش برسد براحتی می‌تواند دنیایی دیگر بیافریند.
انسانی که به خودباوری رسید، می‌تواند براحتی برنامه‌ای مدون برای خود طراحی کند و با استفاده از یک برنامه روشن به ادامه زندگی خود بپردازد. «برنامه در واقع عاملی است که پندار را به گفتار، گفتار را به کردار و کردار را به پدیدار تبدیل می‌کند.»
اکنون وقتی خودشناسی برای فرد روشن و واضح شده باشد، می‌تواند وارد گام بعدی شناخت و اصلاح خود شود و آن مفهوم خودسازی است. اینجا دیگر فرآیند ساختن خود به وقوع می‌پیوندد. در خودسازی نیازمند برنامه‌ای هستیم که بتوانیم براساس آن فرآیند خودسازی را تنظیم و تدوین کنیم. البته این برنامه از فهمی که ما نسبت به خود داریم ناشی می‌شود. اگر ما انسان را به عنوان موجودی معنوی ببینیم نیاز به یک برنامه خاصی است یا اگر انسان را به صورت موجودی مادی تعریف کنیم برنامه‌ای متناسب با آن ساخته می‌شود یا اگر وجود انسان را جمع میان معنا و ماده بدانیم برنامه‌ای متناسب با چنین فهم و برداشتی خواهیم داشت.
به همین علت است که وقتی مولوی می‌گوید:
ای برادر تو همه اندیشه‌ای‌
مابقی خود استخوان و ریشه‌ای
به این معناست که آنچه تو را پیش می‌برد و راه را نشانت می‌دهد اندیشه است و لاغیر. یعنی اندیشه تو را وادار به کاری می‌کند و به تو می‌گوید چه کاری را انجام دهی یا انجام ندهی. اگر اندیشه با جسمت همراه نباشد، جسم توان کاری را ندارد. مثالی که مولوی در این باره می‌زند این است که آیا فکر کرده‌ای چرا وقتی در خواب هستی جسم توانایی کاری را ندارد، ولی همین جسم هنگام بیداری کارهای صعب و دشوار را براحتی انجام می‌دهد، زیرا هنگام خواب اندیشه فرمان نمی‌دهد، بنابراین جسم توان انجام کاری را ندارد اما همین جسم هنگام بیداری چون از اندیشه فرمان می‌گیرد کارهای سنگین را براحتی انجام می‌دهد.
بنابراین ما در درجه اول باید اندیشه خود را بسازیم، وقتی اندیشه‌ای ساخته شد، حرکت و پیشرفت میسر می‌شود. اگر اندیشه و فکر چیزی را باور کند جسم توانمندی و قابلیت‌های شگفت‌انگیزی در همراهی با اندیشه از خود بروز می‌دهد که به مرحله حیرت می‌رسد. اگر بخواهیم مثالی در این زمینه بزنیم، می‌توانیم از جانبازان و معلولانی نام ببریم که با یک پا به قله کوه دماوند صعود می‌کنند. قطعا از این دست کارها در ذهن ما نمونه‌های زیادی وجود دارند. با توجه به سطور گذشته به این نتیجه می‌رسیم که چنین قدرتی میسر نیست جز از راه باور و اراده‌ای که آنها در خود ساخته‌اند که هرگز در برابر سختی‌ها و مشکلات از خود سستی و ضعف بروز ندهند، عین همین، درباره قهرمانان جانباز و معلول در رشته‌های مختلف ورزشی است که در بیشتر میدان‌های ورزشی جهان به کسب رتبه اول دست یافته‌اند، اینان به این باور رسیده‌اند که اگر بخواهند، می‌توانند و پیروز می‌شوند، چراکه خواستن توانستن است.
 
حسین نعمتی‌
پانوشت‌ها:
۱- گلشن راز، ‌شیخ محمود شبستری به تصحیح دکتر حسین ‌الهی قمشه‌ای‌
۲ - البته گفتنی است هر کاری که ما انجام می‌‌دهیم درجه اول باید مبتنی بر شناخت و معرفت ما نسبت به آن ایده، مفهوم و اندیشه باشد و آنگاه به عمل کردن دست زنیم، پرواضح است که همه این موارد برای افراد و اشخاصی است که برای هر کار خود دلیل و استدلال دارند وگرنه بسیار هستند کسانی که زندگی خود را به شکل همج رعا پیش می‌برند یا بهتر بگوییم پیش برده می‌شوند.
۳ - دیوان منسوب به امام علی(ع)‌، ترجمه مصطفی زمانی‌

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 27 تیر 1391  2:14 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: خودشناسی


خودپنداره و عزت نفس
روش‌های مختلفی برای اندیشیدن دربارهٔ «خود» وجود دارند. دو اصطلاح مهم كه بیشتر از بقیه درباره «خود» افراد مورد استفاده قرار می‌گیرند خودپنداره و عزت نفس هستند.
خودپنداره ازدیدگاه، محققق معروف پیوركی (Purkey) به شرح زیر است. خودپنداره به مجموعه‌ای از یك سیستم پویا(Dynamic System)، سازماندهی شده (organized) و پیچیده درباره باورها (beliefs)، نگرش‌‌ها (attitudes) و دیدگاه‌هایی گفته می‌‌شود كه هر فردبه منظور دست‌یابی به یك قالب حقیقی در رابطه با موجودیت شخصی خویش ارایه می‌دهد»
● از طرف دیگر:
«عزت نفس»Self Esteem معمولاً به احساس ما و چگونگی ارج نهادن به خودمان اطلاق می‌شود.
همچنین معنی دیگر خودپنداره "ایده‌های عمومی ما درباره خودمان" است وعزت نفس می‌تواند به معیارهای خاص از اجزای متفاوت خودپنداره درمااطلاق شود.
فرانكن (۱۹۹۴) می‌گوید:
تحقیقات بسیاری وجود دارند كه نشان می‌دهد خودپنداره به عنوان اساس همه رفتارهای برانگیخته شده می‌باشد.
این خودپنداره است كه به «خودself»های ممكنه در شخصیت هر فرد اشاره كرده و آنها را شناسایی می‌كند و این «خود»های ممكنه می‌توانند انگیزش‌های لازم برای اعمال رفتارهای مورد نیاز در افراد خلق نمایند.
از دیدگاه فرانكن خودپنداره از این طریق به عزت نقس مرتبط می‌‌شود.
افرادی كه دارای عزت نفس خوبی هستند، دارای یك خودپنداره به خوبی متمایز نیز می‌باشند.
زمانی که مردم خودشان را می‌شناسند می توانند به حداكثر نتایج ممكنه دست یابند چونكه می‌دانند چه كارهایی را می‌توانند انجام دهند و از عدم توانایی خویش در انجام برخی از كارهای دیگر آگاه هستند.
ما از طریق عمل كردن و سپس با مشاهده آنچه كه انجام داده‌ایم و با مشاهده دیدگاههای دیگران درباره علمكرد خود، خودپنداره خویش را گسترش داده و تثبیت می‌نماییم.
ما آنچه را كه انجام داده‌ایم و می‌توانیم انجام دهیم را در مقایسه با انتظارات خود و انتظارات دیگران و مشخصات و كارآیی‌های دیگران مشاهده می‌كنیم (جیمز ۱۸۹۰، بریگام ۱۹۸۶).
معنی این حرف این است كه خودپنداره امری تجریدی نمی‌باشد. بلكه در واكنش با محیط و با مشاهده پی‌آمدهای این واكنش پایه‌ریزی می‌شود. این جنبه پویایی خود پنداره امری بسیار مهم است، چرا كه می‌گوید من می‌توانم تغییر یافته و تطابق پیدا نمایم.
فرانكن می‌گوید:
تحقیقات گسترده‌ای اذعان می‌كنند كه تغییر خودپنداره امری امكان‌پذیر است.....
...... افزایش عزت نفس زمانی رخ می‌دهد كه موقعیت‌ها در بر طبق انتظارات فرد حاصل شوند....

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 27 تیر 1391  2:17 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: خودشناسی


خودتان را همانگونه که هستید بپذیرید
خودتان را همانگونه که هستید بپذیریداگر می‌خواهید استرس‌ها و نگرانی‌ها را از خودتان دور کنید، به آسانی تحت‌تأثیر عوامل و شرایط محیطی قرار نگیرید و با استفاده از استعدادها و خلاقیت‌های خود به ابراز وجود و مقابله با شرایط نامطلوب بپردازید. خودتان را همان‌طور که هستید بپذیرید. فراموش نکنید شما با هر نقص و کمبودی که داشته باشید، باز هم دوست داشتنی و ارزشمندید. نقص عضو، معلولیت، فقر، مشکلات مالی و هر کمبود یا نقص دیگری نمی‌تواند چیزی از ارزش شما کم کند. پذیرفتن خود با تمام نقص‌ها، ضعف‌ها و کمبودها نشان‌دهنده عزت نفس و اعتماد به نفس است. خیلی‌ها تصور می‌کنند اگر خودشان را همان‌طور که هستند بپذیرند، نمی‌توانند تغییر کنند و به چیزهایی که می‌خواهند، برسند. بیشتر وقت‌ها ما فکر می‌کنیم اگر نسبت به خودمان احساس خوبی نداشته باشیم و از خودمان، شرایط و موقعیت و عملکردمان ناراضی باشیم، این نارضایتی در ما ایجاد انگیزه می‌کند و باعث می‌شود برای تغییر، رشد، پیشرفت و رسیدن به شرایط بهتر تلاش کنیم. ممکن است این طرز فکر گاهی - آن هم در کوتاه مدت - درست باشد. خیلی اوقات احساسات ناخوشایندی مانند ناامیدی، عصبانیت، افسردگی و اضطراب، ما را برای تغییر آماده می‌کنند اما واقعیت این است که نارضایتی و احساسات ناخوشایند بعد از مدتی انرژی ما را می‌گیرد و توان لازم برای تلاش و ایجاد تغییر را از بین می‌برد. اولین قدم در تغییر و تلاش برای رسیدن به هدف، شادی و آرامش است.
پذیرش خود و قبول واقعیت در واقع یک خودآگاهی همراه با احساس شادی و رضایت است. پذیرش، به شما احساس آرامش می‌دهد و همین، انرژی لازم برای رسیدن به هدف، تلاش برای ایجاد تغییر و رشد و پیشرفت را فراهم می‌کند. خواسته‌ها و اهداف شما می‌توانید ضمن اینکه شرایط را می‌پذیرید، خواسته‌هایتان را هم داشته باشید و برای رسیدن به آنها تلاش کنید. تصور کنید شما در یک خانه کوچک زندگی می‌کنید و آرزو دارید خانه بزرگ‌تری داشته باشید. حسرت‌خوردن و مدام فکرکردن به اینکه خانه‌تان اندازه قفس است و ای‌کاش خانه بزرگ‌تری داشتید، فقط روحیه‌تان را ضعیف می‌کند. شما می‌توانید ضمن اینکه به خرید خانه بزرگ‌تر فکر می‌کنید و برای رسیدن به این هدف، برنامه‌ریزی و تلاش می‌کنید، شرایط فعلی‌تان را بپذیرید. باور کنید در خانه کوچک هم می‌شود شاد و خوشحال زندگی کرد. زندگی در خانه کوچک هم مزایایی دارد پس بهتر است تا زمانی که در این خانه زندگی می‌کنید، به مزایای آن فکر کنید؛ مثلا به اینکه راحت‌تر تمیز می‌شود، هزینه‌هایش کمتر است و راحت‌تر و زودتر فروش می‌رود. پذیرش یا تسلیم پذیرش و قبول واقعیت را نباید با تسلیم در برابر مشکلات و کمبودها یکی دانست. پذیرش یک نوع آگاهی همراه با علاقه، انگیزه و شادی است؛ در حالی که تسلیم نوعی پذیرش همراه با احساس ضعف، شکست و ناتوانی در ایجاد تغییر است.
بهبود روابط اگر خودتان را بپذیرید و با تمام وجود خودتان را دوست داشته باشید و به خود عشق بورزید، این احساس را به دیگران هم منتقل خواهید کرد و دیگران هم با شما راحت‌تر خواهند بود. پذیرش با ایجاد احساس شادی، رضایت و آرامش موجب می‌شود شما به شرایط مسلط شوید و راحت‌تر و بهتر زندگی‌تان را مدیریت کنید، همچنین این حس باعث می‌شود روابط شما با دیگران بهبود پیدا کند. تمرین پذیرش حالا که متوجه شدید پذیرش، نقش مهمی در سلامت روان و بهتر شدن زندگی و رشد و پیشرفت شما دارد، بهتر است سعی کنید این مهارت (پذیرش) را در خودتان تقویت کنید. نکات زیر می‌تواند شما را بیشتر در این باره کمک کند: خودتان توانایی‌ها و علایق خود را بشناسید سعی کنید توانایی‌ها، استعدادها، علایق و ویژگی‌های شخصیتی خودتان را بشناسید. شناخت درست و صحیح از خودتان باعث می‌شود به خودآگاهی برسید و درباره توانایی‌های واقعی‌تان بیشتر بدانید. اهداف‌تان را مشخص کنید اهداف‌تان را مشخص کنید و دقیقا و به‌طور واضح مشخص کنید که چه می‌خواهید.
با در نظرگرفتن توانایی‌های خود سعی کنید مناسب‌ترین راه را برای رسیدن به اهداف خود انتخاب کنید. با خودتان صادق باشید خودتان را گول نزنید. سعی کنید با دقت و صداقت کامل توانایی‌ها، علایق و اهداف خود را مشخص کنید. دقت داشته باشید ممکن است کارهایی که برای جلب رضایت دیگران و تحت تاثیر اصرار آنها انجام می‌دهید یا کارهایی که به اجبار، آنها را انجام می‌دهید، جزء علایق واقعی‌ خودتان نباشند. مطمئن باشید کار را به بهترین شکلی که می‌توانید، انجام می‌دهید. از خودتان توقع زیاد و خارج از توانایی‌تان نداشته باشید. هنگامی که مشغول انجام کاری هستید، تلاش کنید و مطمئن باشید هر کاری از دست‌تان بر می‌آمده، انجام داده‌اید. خودتان را با دیگران مقایسه نکنید اگر از آن دسته افرادی هستید که مدام خودشان را با دیگران مقایسه می‌کنند و به داشته‌ها و نداشته‌هایشان فکر می‌کنند، متاسفانه هنوز خودتان را نپذیرفته‌اید. اینکه در یک مهمانی به جای لذت‌بردن از مصاحبت با دیگران و کسب تجربه و شنیدن خاطرات، مدام به چیزهایی که دیگران دارند و شما ندارید یا شما دارید و آنها ندارند فکر کنید، نشان می‌دهد هنوز فاصله زیادی با خودباوری و خودپذیری دارید. به خودتان پاداش بدهید برای تقویت پذیرش خود و قبول واقعیت‌ها و شرایط موجود زندگی، لازم است از قدرت تشویق استفاده کنید. هر وقت در برابر شرایط و موقعیت‌های مختلف، خودتان بودید و خودتان را با دیگران مقایسه نکردید و هر وقت خطاها و اشتباهات خود را با واقع‌بینی پذیرفتید و آن را به دیگران نسبت ندادید، به خودتان جایزه بدهید. در صورت لزوم، باورهایتان را تغییر دهید فهرستی از موارد و موضوعاتی که پذیرش‌شان برایتان سخت است و نمی‌توانید آنها را بپذیرید، تهیه کنید. بعد یکی یکی درباره شان فکر کنید. باورهایتان را مرور کنید؛ شاید لازم باشد آنها را تغییر دهید تا بتوانید بهتر مسائل را بپذیرید و به آرامش برسید.
● سخن آخر
چطور ممکن است آدم چیزی را تغییر بدهد که آن را انکار می‌کند یا بی‌ارزش می‌داند؟ سوال اصلی ۴ دانشجو – که به خودشان اعتماد کامل داشتند– یک هفته قبل از امتحان پایان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر دیگری حسابی به تفریح پرداختند اما وقتی به شهر خودشان برگشتند، متوجه شدند که در مورد تاریخ امتحان اشتباه کرده‌اند و امتحان به جای سه‌شنبه، دوشنبه صبح بوده است. بنابراین تصمیم گرفتند استادشان را پیدا کنند و علت جا ماندن از امتحان را برای او توضیح دهند. آنها به استاد گفتند: «ما به شهر دیگری رفته بودیم که در راه برگشت لاستیک خودرویمان پنچر شد و با توجه به اینکه زاپاس نداشتیم تا مدت زمانی طولانی، نتوانستیم کسی را گیر بیاوریم و از او کمک بگیریم؛ به همین دلیل دوشنبه دیروقت به خانه رسیدیم». استاد فکری کرد و پذیرفت که آنها روز بعد بیایند و امتحان بدهند. ۴ دانشجو روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به ۴ اتاق جداگانه فرستاد و به هر یک ورقه امتحانی‌ای را داد و از آنها خواست که شروع کنند. آنها به اولین مسئله نگاه کردند که ۵ نمره داشت. سؤال خیلی آسان بود و به راحتی به آن پاسخ دادند. سپس ورقه را برگرداندند تا به سؤال ۹۵امتیازی پشت ورقه پاسخ بدهند که سؤال این بود: «کدام لاستیک پنچر شده بود؟»...!

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 27 تیر 1391  2:24 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موفقیت: خودشناسی


خودشناسی تصویر شما
خودشناسی تصویر شمابه این ۹ تصویر خوب توجه كنید و از بینشان شكلی را برگزینید كه رنگ و شكل آن هر دو برای شما خوشایند باشد. سپس توضیح مربوطه را بخوانید تا خودتان را بهتر بشناسید.
▪ تصویر (۱): درون گرا، حساس و متفكر
از سطحی بودن نفرت دارید، بیشتر دوست دارید تنها باشید تا اینكه شنیدن حرف های بیهوده را تحمل كنید. با دوستان خود رابطه محكمی برقرار می كنید كه این امر یك آرامش درونی را برایتان ایجاد می كند تا احساس خوبی داشته باشید. به هر حال تنهایی طولانی مدت برای شما مشكل ساز نیست و از این بابت خسته نمی شوید.
▪ تصویر (۲): آزاد و مستقل
به یك زندگی آزاد و بدون قید و بند نیاز دارید كه به شما فرصت می دهد مسیر خود را مشخص كنید. فعالیت های هنری در كار و اوقات فراغت شما دیده می شود. گاهی اصرارتان برای آزادی موجب می شود برخلاف آن چیزی باشید كه از شما انتظار می رود. شیوه زندگیتان مستقل است و هرگز از كسی كوركورانه تقلید نمی كنید. زندگی را بر طبق ایمان و عقیده خود جست وجو می كنید، حتی اگر در این زمینه رفتار غیرمعمولی داشته باشید.
▪ تصویر (۳): فعال، پویا و برون گرا
برای پذیرش خطرات ویژه در زندگی كاملاً راغب هستید و دوست دارید كارهای متنوعی انجام دهید. بیشتر از هر چیز علاقه مندید كه نقش فعالی را در وقایع مختلف داشته باشید. بدین ترتیب ابتكار عمل شما بخوبی مشخص می شود. گرفتار شدن در روزمرگی و روال عادی زندگی بر فعالیت های شما تأثیر می گذارد.
▪ تصویر(۴): واقع بین، معقول و سازگار
در زندگی به رفتار و روش ساده و طبیعی اهمیت می دهید. اطرافیانتان به دلیل داشتن ایستادگی و مقاومت شما را تحسین می كنند و می توانند به شما متكی باشند. به نزدیكانتان امنیت و آرامش می دهید و شخص خونگرمی هستید كه بخوبی دیگران را درك می كنید. هر چیز زرق و برق دار و پیش پا افتاده را نمی پذیرید. لباس پوشیدن شما ساده و در عین حال شیك است.
▪ تصویر (۵): عملگرا، ماهر و مطمئن به خود
مسؤول زندگی خودتان هستید و بیشتر به رفتار و عمل خود اعتقاد دارید تا بخت و اقبال. مشكلات را از راه معقول و ساده حل می كنید. یك تصویر منطقی از مسائل در زندگی روزمره شما وجود دارد و می توانید بدون تردید و دو دلی از پس مشكلات برآیید. در محیط كاری بخوبی با مسؤولیت هایتان كنار می آیید.
▪ تصویر (۶): صلح جو، آرام و محتاط
شخص راحت ولی با احتیاطی هستید. براحتی با افراد دوست می شوید اما از خلوت و استقلال خود لذت می برید. گاهی اوقات می خواهید تنها باشید تا به معنای واقعی زندگی بیندیشید. مخفیگاه زیبایی دارید كه به آن پناه می برید ولی یك انسان تنها و منزوی نیستید. با دنیای اطرافتان ارتباط خوبی دارید و قدر نعمت هایی را كه این جهان به شما ارزانی می كند، می دانید.
▪ تصویر (۷): بی خیال، سرزنده و خوشرو
عاشق زندگی آزاد هستید و سعی می كنید از زندگی حداكثر لذت را ببرید. شعار زندگی شما این است: «هر انسانی فقط یك بار زندگی می كند.» بسیار كنجكاو هستید و از پی بردن به مسائل تازه خوشحال می شوید. برای شما هیچ چیز بدتر از آن نیست كه احساس محدودیت داشته باشید. همیشه آماده مواجه شدن با رویدادهای غافلگیركننده هستید و دوست دارید محیط اطرافتان متنوع باشد.
▪ تصویر (۸): رمانتیك، خیال پرداز و احساساتی
شخص بسیار حساسی هستید و از دیدگاه عقلانی و منطقی به مسائل نمی نگرید. تنها چیزی برایتان مهم است كه احساستان به شما می گوید و بر این باورید كه خیال پردازی در زندگی اهمیت دارد. به افرادی كه احساسات را نادیده می گیرند و توسط عقلشان راهنمایی می شوند، بی اعتنا هستید و اجازه نمی دهید كه هیچ چیز احساسات شما را محدود كند.
▪ تصویر (۹): تحلیلگر، قابل اعتماد و متكی به خود
همیشه مایلید كه اطرافتان را با چیزهای زیبا محصور كنید تا مورد توجه دیگران قرار گیرید. فرهنگ نقش مهمی را در زندگی شما ایفا می كند و به سطح فرهنگی افرادی كه با آنها در ارتباط هستید، اهمیت می دهید. روش شخصی خود را در زندگی پیدا می كنید كه برازنده و انتصاری است. ایده های شما بر پایه زندگیتان شكل می گیرد.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 27 تیر 1391  2:30 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها