|
گروه اقتصاد: اعتقاد به جهان مجرد، از تفاوتهای جهانبينی اسلامی با نظام سرمايهداری است؛ در جهانبينی اسلامی، نظم فراتر از جهان ماده، شامل جهان مجردات هم میشود؛ يعنی دو نظام علت و معلولی مادی و مجرد يا مُلك و مَلكوت داريم.
به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، حجتالاسلام والمسلمين سيدحسين ميرمعزی، عضو شورای عالی الگوی اسلامی ـ ايرانی پيشرفت و عضو هيئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامی، در چهارمين نشست از سلسله جلسات نظريهپردازی در حوزه اقتصاد اسلامی با عنوان «نظام اقتصادی از ديدگاه قرآن كريم» كه روز دوشنبه، 5 تيرماه، در سالن كنفرانس سازمان فعاليتهای قرآنی كشور برگزار شد، به تتمه مباحث جهانشناسی و اقتصاد از ديدگاه قرآن كريم پرداخت.
عضو شورای عالی الگوی اسلامی ـ ايرانی پيشرفت با اشاره به لزوم رعايت تقوا و عدالت در همه شئون جامعه اظهار كرد: ولی فقيه كه در رأس حكومت و اعلی مرتبه قرار دارد، بايد دارای عدالت، زهد و تقوا باشد، چون انسان با ايمانی كه اعتقاد به آخرت دارد، همواره به فكر مردم است و رعايت مصالح مردم را وظيفه دانسته و عدم مراعات آن را موجب ضرر اخروی میداند. در مقاماتی هم چون رئيس جمهور و نمايندگان مجلس نيز تقوا و عدالت بايد شرط شود تا از رأس هرم تا سطوح پايين جامعه، متناسب با مسئوليت افراد اين شرايط در نظر گرفته شود.
عضو هيئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامی گفت: انسانی كه تقوا، زهد و عدالت داشته باشد، برای حفظ مصالح اسلام و مسلمين از منفعت شخصی خود میگذرد. اعتقاد به آخرت انسان را از اينكه تنها به فكر دستيابی به نفع شخصی و بن بست رقابت و تنازع بقا باشد، رها میكند؛ اين اعتقاد نه تنها در نظام اقتصادی بلكه در تمام نظام اسلامی تأثير خواهد گذاشت.
سيدحسين ميرمعزی، با اشاره به نظام علیّ و معلولی جهان آفرينش افزود: براساس جهان بينی اسلامی، نظام متقن علیّ و معلولی در جهان آفرينش حاكم است و هيچ تناقضی درآن وجود ندارد: «الَّذِی خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا مَّا تَرَى فِی خَلْقِ الرَّحْمَنِ مِن تَفَاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرَى مِن فُطُورٍ؛ همان كه هفت آسمان را طبقه طبقه بيافريد در آفرينش آن بخشايشگر هيچ گونه اختلاف نمىبينى باز بنگر آيا خلل ميبينى.» (ملك/۳)
نويسنده كتاب «نظام اقتصادی اسلام» گفت: خداوند با تأكيد میفرمايند: «ثمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَیْنِ یَنقَلِبْ إِلَیْكَ الْبَصَرُ خَاسِأً وَهُوَ حَسِير؛ باز دوباره بنگر تا نگاهت زبون و درمانده به سويت بازگردد.» (ملك/4) هر چه دقت كنيم، چشم نااميدانه، خسته و ناتوان از يافتن نقص باز خواهد گشت؛ چون در نظام علت و معلولی آفرينش نقصی وجود ندارد.
وی با اشاره به روايتی از حضرت امام صادق(ع) عنوان كرد: امام صادق(ع) در باب نظم جهان خطاب به يكی از اصحاب خود به نام مفضل میفرمايند: «ای مفضل، نخستين عبرت و دليل بر خالق، هيئت بخشيدن به اين عالم و گردآوری اجزا و نظم آفرينی در آن است. از اين رو اگر با انديشه و خرد در كار عالم نيك و عميق تأمل كنی، هر آينه آن را چون خانه و سرايی میيابی كه تمام نيازهای بندگان خدا در آن آماده شده و گرد آمده است. اينها همه دليل آن است كه جهان هستی با اندازهگيری دقيق و حكيمانه و نظم و تناسب و هماهنگی آفريده شده است. آفريننده آن يكی است و او همان شكل دهنده، نظم آفرين و هماهنگ كننده اجزای آن است.»
حجتالاسلام ميرمعزی با توجه به تفاوت جهان بينی مكتب سرمايهداری با مكتب اسلام گفت: نظام سرمايهداری هم قائل به منظم بودن جهان است، اما آنها معتقدند، خداوند جهان را منظم آفريده و ديگر آن را رها كرده است. در دئيسم، آنها خلقت جهان از سوی خداوند را همچون ساعت سازی كه ساعت را ساخته و كوك میكند، میدانند، اما در مكتب نورانی اسلام، خلقت منظم جهان از سوی خداوند و پايداری اين نظم هم متكی بر خداوند قيوم است.
وی افزود: تفاوت ديگر جهان بينی مكتب اسلام با نظام سرمايهداری، در اعتقاد به جهان مجرد است. در جهان بينی نظام سرمايهداری نظم را مختص جهان ماده و طبيعت میدانند، اما در جهان بينی اسلامی نظم فراتر از جهان ماده، شامل جهان مجردات هم میشود. در حقيقت دو نظام علت و معلولی اين جهان را تشكيل داده است و شامل نظام علت و معلولی مادی و نظام علت و معلولی مجرد میشود. نظام علت و معلولی مادی مُلك نام دارد و نظام علت و معلولی مجرد، معروف به مَلكوت است.
عضو هيئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامی، مُلك و ملكوت را هماهنگ با هم دانست و تأكيد كرد: مُلك و ملكوت قائم به يدالله هستند و هيچ تناقضی با هم ندارند. اين دو نظام علت و معلولی، هماهنگ و در كنار هم به وسيله خداوند قيوم اداره میشوند و همه پديدههای دنيا دارای دو نوع علت مُلكی و مَلكوتی است.
حجتالاسلام ميرمعزی در پايان خاطرنشان كرد: هر پديدهای در اين دنيا دارای دو نوع علت است: علت مادی كه با منطق علم امروزی و علم مادی محاسبه میشود و علت مجرد كه علم امروزی فهمی از آن ندارد. در تمام عرصههای سياسی، فرهنگی و تربيتی زندگی كه اقتصاد هم زيرمجوعهای از آن است، علل مجرد تأثيرگذارند و در جهت صعود به سمت كمال و سعادت و سقوط به سمت شكست و پستی، علل مجرد را بايد لحاظ كرد.
|