0

هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

 
tahmores
tahmores
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 11998
محل سکونت : همین گوشه کنار

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

گریه که میکنی زیباتر می شوی...

اما بخند من به همین زیبا که " تر" نیست قانع ام. 💖❤🌹
جمعه 15 خرداد 1394  12:34 AM
تشکرات از این پست
liasam nargesi
tahmores
tahmores
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 11998
محل سکونت : همین گوشه کنار

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

عطر های گرون قیمت رو ول کن ، آدم باید بوی اعتماد بده …

 
اگر بودنتون به زندگی کسی معنا میده ، زندگیش رو بی معنی نکنین …
 
واقعا چه فایده ؟؟؟
بالای خط فقر باشی و زیر خط فهم …
 
یه غمى هست که فقط بچه هاى آخر درکش میکنن !
کم و کمتر شدن آدم هاى سر سفره …
 
هیچ قهرمان ماراتنی به اندازه پدرم به دنبال نان ندویده است …
 
کاش به جای اینکه دستی بالای دست بود ، دستی توی دست بود …
 
ﭘﻮﻝ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﺑﻠﻨﺪﺗﺮ ﺍﺯ ﻗﺪ ﻣﺎﺳﺖ !
ﺑﺮﺍﯼ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻣﻮﺍﻇﺐ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﭘﺎﯾﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﭼﻪ ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺭﯾﻢ …@
 
آنکه واقعا تو را دوست دارد به ساز آرام بودنت کفایت میکند و هرگز نمیخواهد رقاصه ی سازهایش باشی …
 
همه اتفاق های خوب افتادند و دست و پایشان شکست !
این روزها اتفاق های خوب از ترس اتفاق های بد ، از افتادن میترسند …
 
لذت وقتیه که یه بچه کوچیک دستاشو دراز میکنه سمتت ، ینی بغلم کن …
هیچی اندازه این حال نمیده به آدم !
 
هی رفیق ! زمان است که وفاداری تو را ثابت میکند ، نه زبان …
 
و ﭼﻘﺪر دﯾﺮ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﯿﻢ ﮐﻪ زندگی ﻫﻤﯿﻦ روزﻫﺎﯾﯿﺴﺖ که ﻣﻨﺘﻈر ﮔﺬﺷﺘﻨﺶ ﻫﺴﺘﯿﻢ …
 
 
تنها کسی که ت نهات نمیزاره خودتی ؛ با خودت دشمنی نکن لطفا …
جمعه 15 خرداد 1394  12:35 AM
تشکرات از این پست
liasam shayesteh2000 nargesi
tahmores
tahmores
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 11998
محل سکونت : همین گوشه کنار

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

ﮐﻢ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﺍﯼ ﻧﯿﺴﺖ؛

 
ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺣﺎﻟﺖ ﺭﺍﺑﭙﺮﺳﻨﺪ !
ﻭﻟﯽ .......
 
ﺍﺯ ﺁﻥ ﺑﻬﺘﺮ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﯿﺴﺖ،
 
ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺣﺎﻟﺖ ﺭﺍ ﻣﯿﭙﺮﺳﻨﺪ؛
 
ﺑﺘﻮﺍﻧﯽ ﺑﮕﻮﯾﯽ:
 
ﺧﻮﺏ ﻧﯿﺴﺘﻢ…
جمعه 15 خرداد 1394  12:41 AM
تشکرات از این پست
liasam shayesteh2000 nargesi
tahmores
tahmores
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 11998
محل سکونت : همین گوشه کنار

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

بعضی وقتها...

ته اتوبوس...
اون صندلی اخر...
کنارشیشه...
بهترین جای دنیاست...
برای انکه مچاله شوی درخودت
سرت رابچسبانی به شیشه و زل بزنی به یک جای دور
وفکرکنی به چیزهایی که دوست داری...
فکرکنی به خاطراتی که ازارت میدهد...
وگاهی چشمهایت خیس می شودازحضورپررنگ یک خیال
ویادت برود مقصدکجاست
دلت بخواهدکه دنیابه اندازه همین گوشه ی اتوبوس
کوچک شود....و دنجو تنها.....
جمعه 15 خرداد 1394  12:42 AM
تشکرات از این پست
liasam nargesi
tahmores
tahmores
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 11998
محل سکونت : همین گوشه کنار

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

امشب هم مثل هرشب

خیالی نیست...
 
ﺍﮔﺮ ﻣﻦ ﺑﺎ ﺧﯿﺎﻝ " ﺗﻮ " ﺯﻧﺪﻩ ﺍﻡ
ﻭ " ﺗﻮ " ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ ﻣﻦ
خیالی نیست...
 
ﺍﮔﺮ ﻣﻦ ثانیه به ثانیه
ﺍﺯ " ﺗﻮ " ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ ﻭ " ﺗﻮ " ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﻧﯽ
ﺧﯿﺎﻟﯽ ﻧﯿﺴﺖ...
 
اگر من با مرور خاطراتت ﺁﺗﺶ میگیرم
ﻭ ﺑﯽ ﺗﻮﺟﻬﯽ " ﺗﻮ " ﻫﯿﺰﻡ ﺑﺮ ﺁﺗﺸﻢ ﻣﯿﺮﯾﺰﺩ
ﺧﯿﺎﻟﯽ ﻧﯿﺴﺖ...
 
ﺍﮔﺮ ﻣﻦ ﺑﯽﺗﻮ ﺷﺎﻋﺮ شده ام ﻭ" ﺗﻮ "
ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﯼ ﺷﻌﺮﻫﺎﯾﻢ
خیالی نیست...
 
اگر ﻋﯿﻦ ﺧﯿﺎﻟﺖ ﻧﯿﺴﺖ
و ﯾﺎﺩﺕ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ دیگر نیستم
خیالی نیست...
 
عاشقانه دوستت دارم
هرچند تو دیگر دوسم نداری
خیالی نیست...
حتی" خیال تو " می ارزد به داشتن خیلی ها...!!!
جمعه 15 خرداد 1394  12:44 AM
تشکرات از این پست
liasam nargesi
tahmores
tahmores
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 11998
محل سکونت : همین گوشه کنار

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ

” ﺑﯽ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻆ ”
ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺗﺮﮎ ﻧﮑﻦ
ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﯽ،
ﭼﻪ ﺩﺭﺩ ﺑﺪﯼ ﺍﺳﺖ…
ﭘﯿﺮ ﺷﺪﻥ ﺩﺭ ﺧﻢ ﮐﻮﭼﻪ ﻫﺎﯼ
ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ…
جمعه 15 خرداد 1394  12:48 AM
تشکرات از این پست
nargesi ravabet_rasekhoon
tahmores
tahmores
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 11998
محل سکونت : همین گوشه کنار

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

ﺑﻌﻀﻰ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻫﺎ...                                 

 
 ﻧﻪ ﻋﺎﺩﺗﺴﺖ ... ﻧﻪ ﻋﺸﻘﺴﺖ ... ﻧﻪ ﺩﻭﺳﺖ
ﺩﺍﺷﺘﻦ ...
ﭼﻴﺰﻯ ﻓﺮﺍﺗﺮ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﻫﺎﺳﺖ ...                             
و خوب میدانی که...
ﻧﻪ ﺗﻮ ﺑﺮﺍﻯ ﺍﻭ ﻣﻰ ﻣﺎﻧﻰ ...... ﻧﻪ ﺍﻭ ﺑﺮﺍﻯ ﺗﻮ ......
ولی...
ﻫﺮ ﺩﻭ ﺑﻰ ﻫﻢ ﻧﻤﻴﺘﻮﺍﻧﻴﺪ ﺑﻤﺎﻧﻴﺪ ......
ﻭ ﺍﻳن
" ﺩﺭﺩ " ﻧﺎﻙ ﺗﺮﻳﻦ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻯن ﺩﻧﻴﺂﺳﺖ
جمعه 15 خرداد 1394  12:58 AM
تشکرات از این پست
nargesi ravabet_rasekhoon
nargesi
nargesi
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1392 
تعداد پست ها : 3783
محل سکونت : ...
یک شنبه 17 خرداد 1394  7:16 PM
تشکرات از این پست
golestan98 tahmores ravabet_rasekhoon
tahmores
tahmores
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 11998
محل سکونت : همین گوشه کنار

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

تقــویمِ امـسال هـــم.. بـا تقـــویــمِ پــارسال.. هیـــچ فــرقـی نمیـــکند.. وقتـی.. زنـــدگی.. تــا اطّـلاعِ ثــانــوی .. تعــطــــــیل اسـت !

یک شنبه 17 خرداد 1394  11:39 PM
تشکرات از این پست
ravabet_rasekhoon
tahmores
tahmores
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 11998
محل سکونت : همین گوشه کنار

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

دلم ﻣــﮯ ﺧــﻮﺁﻫَــﺪ ﺁﺭاﻡ ﺻـِـﺪﺍﻳَﺖ ﮐُــﻨَــﻢ:

 
 🌹 ﺍﻟﻠّﻬُﻤـَّ ﯾـﺎ ﺷـﺎﻫـِﺪَ ﮐُـﻞِّ ﻧـَﺠْـﻮﻯ 🌹
 
ﻭ ﺑـِـﮕـــــــــﻮﯾَــﻢ ﺗــﻮ ﺧــﻮﺩ ِ ﺁﺭاﻣـِـــــــــﺸــﮯ
ﻭ ﻣـَـﻦ ﺧــﻮﺩ ِ ﺧــﻮﺩ ِ ﺑــﯿــﻘَــﺮﺁﺭ...
 
♥ﺧﺪﺍﯾــــــﺎ♥
 
ﺧــــﺮﺍﺑﺖ ﻣﯽ ﺷــــﻮﻡ
ﻣﺮﺍ ﻫﺮ ﮔــــﻮﻧﻪ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺧـــــﻮﺍﻫﯽ ﺑﺴـــــﺎﺯ ...
 
 🌹 ﺍِﻟﻬـــــﯽ ﻭَ ﺭَﺑـّــــﯽ ﻣَﻦْ ﻟـــــﯽ ﻏَﯿْﺮُﮐـْـــ 🌹
دوشنبه 18 خرداد 1394  12:04 AM
تشکرات از این پست
ravabet_rasekhoon
tahmores
tahmores
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 11998
محل سکونت : همین گوشه کنار

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

خدایا !!

می خواستم بنویسم خیلی تنهایم
 
چشمانم به جانمازم افتاد ،
 
شرمنده ات شدم ...
دوشنبه 18 خرداد 1394  12:12 AM
تشکرات از این پست
ravabet_rasekhoon
tahmores
tahmores
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 11998
محل سکونت : همین گوشه کنار

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

اگرقرار باشد خوبی ما، وابسته به رفتاردیگران باشد..

این دیگرخوبی نیست؛
بلکه معامله است...
بهتراست مهربون بود
وبه هردلی نشست..!
روزگارتون مثبت
🌷🌱🌷🌱🌷🌱
دوشنبه 18 خرداد 1394  12:13 AM
تشکرات از این پست
ravabet_rasekhoon
tahmores
tahmores
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 11998
محل سکونت : همین گوشه کنار

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

خدای من

 خدای من، سکوتم را نبین، دستانی خالی و دلی پر از گناه دارم، آن را پر کن و این را خالی
My Lord, Please, ignore my silence! I've got bear hands and a heart laden with sins... Please, would you fill those and empty the latter... ?
دوشنبه 18 خرداد 1394  2:41 PM
تشکرات از این پست
ravabet_rasekhoon
tahmores
tahmores
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 11998
محل سکونت : همین گوشه کنار

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

شعر یک کودک سیاه پوست که بهترین شعر سال شد

When I born, I black
When I grow up, I black
When I go in Sun, I black
When I scared, I black
When I sick, I black
And when I die, I still black
And you white fellow
When you born, you pink
When you grow up, you white
When you go in sun, you red
When you cold, you blue
When you scared, you yellow
When you sick, you green
And when you die, you grey
And you calling me colored
 
وقتی به دنیا میام، سیاهم،
وقتی بزرگ میشم، سیاهم، 
وقتی میرم زیر آفتاب، سیاهم، 
وقتی می ترسم، سیاهم،
وقتی مریض میشم، سیاهم، 
وقتی می میرم، هنوزم سیاهم...
و تو، آدم سفید:
وقتی به دنیا میای، صورتی ای، 
وقتی بزرگ میشی، سفیدی،
وقتی میری زیر آفتاب، قرمزی، 
وقتی سردت میشه، آبی ای،
وقتی می ترسی، زردی، 
وقتی مریض میشی، سبزی،
و وقتی می میری، خاکستری ای...
و تو به من میگی رنگین پوست؟؟؟..
دوشنبه 18 خرداد 1394  2:43 PM
تشکرات از این پست
ravabet_rasekhoon
tahmores
tahmores
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 11998
محل سکونت : همین گوشه کنار

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

این پست توسط محمود صفری   یکی از کابرای راسخون  مدتی پیش زده  شد  که حالا  در  بین ما نیست   خدایش بیامرزد  ......

 

 

حالش خیلی عجیب بود فهمیدم با بقیه فرق میکنه
گفت : یه سوال دارم که خیلی جوابش برام مهمه
گفتم :چشم، اگه جوابشو بدونم، خوشحال میشم بتونم کمکتون کنم
گفت: دارم میمیرم
گفتم: یعنی چی؟
گفت: یعنی دارم میمیرم دیگه
گفتم: دکتر دیگه ای، خارج از کشور؟
گفت: نه همه اتفاق نظر دارن، گفتن خارج هم کاری نمیشه کرد.
گفتم: خدا کریمه، انشالله که بهت سلامتی میده 
با تعجب نگاه کرد و گفت: یعنی اگه من بمیرم، خدا کریم نیست؟
فهمیدم آدم فهمیده ایه و نمیشه گول مالید سرش
گفتم: راست میگی، حالا سوالت چیه؟
گفت: من از وقتی فهمیدم دارم میمیرم خیلی ناراحت شدم
از خونه بیرون نمیومدم، کارم شده بود تو اتاق موندن و غصه خوردن،
تا اینکه یه روز به خودم گفتم تا کی منتظر مرگ باشم،
خلاصه یه روز صبح از خونه زدم بیرون مثل همه شروع به کار کردم،
اما با مردم فرق داشتم، چون من قرار بود برم و انگار این حال منو کسی نداشت،
خیلی مهربون شدم، دیگه رفتارای غلط مردم خیلی اذیتم نمیکرد
با خودم میگفتم بذار دلشون خوش باشه که سر من کلاه گذاشتن، آخه من رفتنی ام و اونا انگار نه
سرتونو درد نیارم من کار میکردم اما حرص نداشتم
بین مردم بودم اما بهشون ظلم نمیکردم و دوستشون داشتم
الغرض اینکه این ماجرا منو آدم خوبی کرد و ناز و خوردنی شدم
حالا سوالم اینه که من به خاطر مرگ خوب شدم و آیا خدا این خوب شدن و قبول میکنه؟
گفتم: بله، اونجور که یادگرفتم و به نظرم میرسه آدما تا دم رفتن خوب شدنشون واسه خدا عزیزه
آرام آرام خدا حافظی کرد و تشکر
داشت میرفت
گفتم: راستی نگفتی چقدر وقت داری؟
گفت: معلوم نیست بین یک روز تا چند هزار روز!!!
یه چرتکه انداختم دیدم منم تقریبا همین قدرا وقت دارم. با تعجب گفتم: مگه بیماریت چیه؟
گفت: بیمار نیستم!
هم کفرم داشت در میومد وهم ازتعجب داشتم شاخ دار میشدم گفتم: پس چی؟
گفت: فهمیدم مردنیم،
رفتم دکتر گفتم: میتونید کاری کنید که نمیرم گفتن: نه گفتم: خارج چی؟ و باز گفتند : نه!
خلاصه ما رفتنی هستیم کی ش فرقی داره مگه؟
باز خندید و رفت و دل منو با خودش برد
دوشنبه 18 خرداد 1394  3:03 PM
تشکرات از این پست
ravabet_rasekhoon
دسترسی سریع به انجمن ها