
خوشا آن غریبی که یارش تو باشی
قرار دل بی قرارش تو باشی
خوشا آن که تنها تو را دوست دارد
چه خوشتر اگر دوستارش تو باشی
ز بیداد پائیز هم غم ندارد
هر آن دل که باغ و بهارش تو باشی
بر آن محتضر می برم رشک هر شب
که شمع شب احتضارش تو باشی
خراسان حریم حرم هاست آری
حریمی که پروردگارش تو باشی
خوش آن خانه بر دوش دور از دیاری
که هم خانه وهم دیارش تو باشی
خوشا آن گدائی که تنهای تنها
کناری نشیند کنارش تو باشی
خوشا ان تهی دست بی برگ وباری
که در این چمن برگ و بارش تو باشی
خوشا ان که یک عمر پروانه ات شد
که یک لحظه شمع مزارش تو باشی
شعاری به پیشانی خود نوشتم
خوشا انکه تنها شعارش تو باشی