0

خاطرات طنز جبهه

 
fatemeh81
fatemeh81
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : شهریور 1389 
تعداد پست ها : 168
محل سکونت : هرمزگان

پاسخ به:خاطرات طنز جبهه

كي خسته است؟دشمن
 
اكثر عمليات ها به خاطر مسائل مختلفي از در اسفندماه انجام مي شد.منطقه جنوب هم گاهي شب هاي بسيار سردي داشت.يه روز فرمانده گردانمون به بهانه دادن پتو همه بچه ها را جمع كرد.و با صداي بلند گفت :كي خسته است؟گفتيم دشمن.
صدا زد :كي ناراضيه؟بلند گفتيم دشمن
دوباره با صداي بلند صدا زد: كي سردشه؟ما هم با صداي بلند گفتيم دشمن
بعدش فرماندمون گفت : خدا خيرتون بده حالا كه سردتون نيست مي خواستم بگم كه پتو به گردان ما نرسيده!!!
 
 

يا الله

جمعه 16 مهر 1389  4:05 PM
تشکرات از این پست
karbalanajaf
karbalanajaf
karbalanajaf
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : اسفند 1387 
تعداد پست ها : 393
محل سکونت : ایران

پاسخ به:خاطرات طنز جبهه

ممنونم

زندگی یعنی تکاپو

زندگی یعنی هیاهو

زندگی یعنی شب نو , روزنو , اندیشه نو

زندگی یعنی غم نو , حسرت
نو , پیشه نو


 
جمعه 16 مهر 1389  9:46 PM
تشکرات از این پست
karbalanajaf
karbalanajaf
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : اسفند 1387 
تعداد پست ها : 393
محل سکونت : ایران

پاسخ به:خاطرات طنز جبهه

داشتم تو جبهه مصاحبه می گرفتم کنارم ایستاده بود که یه هو یه خمپاره اومد و بومممممم ..... نگاه کردم دیدم ترکش بهش خورده و افتاده زمین دوربینو برداشتم رفتم سراغش . بهش گفتم تو این لحظات آخر زندگی اگه حرفی صحبتی داری بگو ...
در حالی که داشت اشهد و شهادتینش رو زیر لب زمزمه می کرد گفت : من از امت شهید پرور ایران یه خواهش دارم . اونم اینکه وقتی کمپوت می فرستید جبهه خواهشا پوستشو اون کاغذ روشو نکَنید .
بهش گفتم : بابا این چه جمله ایه قراره از تلویزیون پخش شه ها یه جمله بهتر بگو برادر ...
با همون لهجه اصفهونیش گفت : اخوی آخه نمی دونی تا حالا سه دفعه به من رب گوجه افتاده
زندگی یعنی تکاپو

زندگی یعنی هیاهو

زندگی یعنی شب نو , روزنو , اندیشه نو

زندگی یعنی غم نو , حسرت
نو , پیشه نو


 
شنبه 17 مهر 1389  9:42 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها