سلام و عرض ادب
خیلی اتفاقی امروز یاد شاعران نامی راسخون افتادم. و مخصوصا یاد شعر نابی که امروز ناخودآگاه به ذهنم اومده.
یه زمانی قرار بود این اشعار رو طلاکوب کنن بزنن سردر راسخون.
ولی فعلا به فراموشی سپرده شده.
شاعر توانمند راسخونی فرمودند:
راسخون بار هدایا نتوانست کشید حسنه جای جوایز به همه می بستند.
نگین ربطش به این تاپیک و اینجا چی بوده.
محلی بهتر از اینجا برای بیانش پیدا نکردم.
شما هم به بزرگواری خود ببخشید.
موفق و پیروز باشید