0

روانشناسی مثبت گرا

 
reza_vandy
reza_vandy
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : فروردین 1391 
تعداد پست ها : 192
محل سکونت : آ - غ

روانشناسی مثبت گرا

سلیگمن، پدر روان‌شناسی مثبت
روان‌شناسی مثبت درچند سالی که از قرن بیست و یکم گذشته، پیشرفت‌های زیادی کرده است. جالب است بدانید که روان‌شناسان این مکتب، در مقابل DSM که نظام طبقه‌بندی اختلالات روان‌شناختی بیماران است، یک نظام طبقه‌بندی به نام CSV را به وجود آورده‌اند که توانایی‌های آدم‌ها را گروه‌بندی می‌کند. آن‌ها 6 گروه از توانایی‌های آدمی را در این نظام، مشخص کرده‌اند :
1 ـ خرد و دانایی: شامل خلاقیت، کنجکاوی، باز و پذیرا بودن در مقابل تجارب جدید، عشق به یادگیری و وسعت نظر
2 ـ شجاعت: شامل خودباوری، پایداری، کمال و سر زندگی
3 ـ تنوع‌دوستی: شامل عشق، مهربانی و هوش اجتماعی
4 ـ عدالت‌جویی: شامل رعایت حقوق شهروندی، بی‌طرفی و رهبری
5 ـ اعتدال: شامل بخشش و دلسوزی، فروتنی و آزرم، احتیاط و نظم بخشیدن به عملکرد خود
6 ـ تعالی: شاملِ دانستن ارزش زیبایی‌ها و شگفتی‌ها، قدرشناسی، امیدواری، شوخ‌طبعی و معنویت
حتی این استادان برای این علم نوظهور، زیرمجموعه‌هایی هم ترتیب داده‌اند؛ مثلا، سه تا از زیر مجموعه‌های آن که البته همپوشانی هم با هم دارند شامل گرایش‌های زیرند :
1 ـ تحقیق در زندگی دلپذیر یا زندگی در لذت: این محققان در پی آن هستند که بدانند مردم چگونه می‌توانند به بهترین سطح تجربه، پیش‌بینی و دیگر تجربه‌های حسی خوشایند به عنوان جزئی از زندگی طبیعی دست یابند؛ احساساتی از قبیل حس برقراری رابطه خوب با دیگران، امیدواری، علاقه‌مندی و تفریح کردن .
2 ـ مطالعه زندگی خوب یا زندگی متعهدانه: این محققان احساس سرشار شدن در احساسات منحصر به فردی را که از کارهای ابتدایی و معمولی زندگی سرچشمه می‌گیرند، مطالعه می‌کنند. این احساسات وقتی شکل می‌گیرد که فرد حس می‌کند تکلیفی که به او داده‌اند، با توانایی‌هایش جفت و جور است و مطمئن است که از پس آن بر می‌آید .
3 ـ تحقیق در زندگی معنادار یا زندگی در پیوند با جهان‌: این محققان می‌خواهند بدانند که مردم چگونه احساسات مثبت خود را به سوی بهزیستی و تعلق داشتن به معنایی مثبت هدایت می‌کنند. مهم‌تر این که آن‌ها می‌خواهند بدانند مردم چگونه می‌توانند احساس کنند که یک جزء کوچک اما فعال و مشارکت‌کننده در یک جهان بزرگ‌تر و ماناترند. احساساتی از قبیل جزئی از طبیعت بودن، عضو یک گروه اجتماعی یا یک نهضت یا یک سازمان یا یک سنت یا یک نظامِ باوری بودن .

یک شنبه 27 فروردین 1391  8:41 AM
تشکرات از این پست
reza_vandy
reza_vandy
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : فروردین 1391 
تعداد پست ها : 192
محل سکونت : آ - غ

پاسخ به:روانشناسی مثبت گرا

مارتین سیلگمن[1]روانشناس معروف آمریکائی و نظریه پرداز «درماندگی آموخته شده[2]» که بعداً نظریه «خوش بینی آموخته شده [3]» را نیز مطرح کرد، استاد برجسته دانشگاه پنسیلوانیای آمریکا و رئیس پیشین انجمن روانشناسی آمریکا می‌باشد. او در کتاب «شادی واقعی» توضیح می‌دهد که چگونه روانشناسی در سیر تاریخی خود مسیر خود را گم کرد و بجای توجه به نکات مثبت شخصیت انسان، صرفاً جنبه‌های مرضی و بیمارگونه را مدّ نظرقرار داد. سلیگمن توضیح می‌دهد که لذتی ه در چند سال اخیر از تدریس روانشناسی مثبت بدست آورده، هرگز از تدریس آسیب‌شناسی روانی در بیست سال گذشته بدست نیاورده است. معتقد است اکنون در روانشناسی هنگام آن رسیده است که بجای تأکید بر عواطف منفی، عواطف مثبت را دریابیم و بجای انگشت گذاشتن روی نقاط ضعف انسان، به توانمندیهای انسان توجه کنیم و راهی بیابیم برای تحقیق آنچه ارسطو «زندگی خوب[4]» نامید.

سلیگمن شادی را حق طبیعی هر انسانی می‌داند که برای دستیابی به آن باید برنامه ریزی و تلاش کرد. او «شادی واقعی» را غیر قابل حصول و دست نیافتنی نمی‌داند بلکه آن را واقعیتی می‌داند که زندگی را شیرین‌تر و روابط انسانی را سرشار و غنی می‌کند.

براساس شواهد پیشین، هر کس دارای شادی ثابتی است. همانطور که کسانی که رژیم می‌گیرند، دوباره وزن از دست داده را بدست می‌آورند افراد غمگین نیز در نهایت به شادی نمی‌رسند و افراد شاد غمگین نمی‌شوند، در حالی که شواهد جدید حاکی از امکان دستیابی به شادی پایدار است(سلیگمن، 2002)

ممکن است شما نتوانید همواره کاملاًَ شاد باشید اما با تلاش، تمرین و برنامه‌ریزی می‌توانید در حد بالای شادی خود قرار بگیرید. جنبس جدید روانشناسی مثبت، به شما نشان خواهد داد که چگونه می‌توانید در بخش بالای دامنۀ شادی خود زندگی کنید و از امکانات موجود برای شادزیستن، از جمله مذهب، هنر و ادبیات مثبت بهره ببرید. سلیگمن (2002) اشاره می‌کند که چگونه بطلان اندیشۀ غالب در روانشناسی قرن بیستم، مبنی بر نقش منفی دین بر سلامت و شادزیستن، اکنون آشکار شده است. علاوهب را این نشان داده شده است که چگونه معنویت می‌تواند موجب ارتقا ء روحیه و افزایش شادی شود. او در تحقیقات خود نشان داده است که در مجموع افراد مذهبی نسبت به افراد غیر مذهبی طول عمر بیشتری دارند و از سلامت جسمی و روانی برتی برخوردارند(سلیگمن، 2002).

این نظریه در فلسفه، هنر و روانشناسی مبنی بر این که امکان افزایش شادی پایدار وجود ندارد، از جمله موانع شاد زیستن است. مانع دیگر این عقیده و اندیشه است که شادی واقعیت ندارد. فلسفه بافی‌های منفی گرایانه دربارۀ طبیعت یا سرشت انسان مانع مهم دیگری بر سر راه شادزیستن است. از جمله این نظریۀ ها نظریه مذهبی«گناه اولیه » است. یعنی انسان در اثر گناهی که کرد از بهشت برای همیشه اخراج شد تا در رنج و عذاب گناه اولیه خود زندگی کند و هرگز روی شادی را نبیند. فلسفه‌های پوچ‌گرا و منفی‌گرا نسبت به ماهیت انسان نیز از همین گونه‌اند. براساس این فلسفه‌های پوچ‌گرا، آینده‌ای جز فقر و فساد و تباهی باری انسان وجود ندارد. یکی دیگر از این فلسفه‌های ضد شادی مادیگری است. فلسفه‌های مادیگرا که جهان و هستی را تنها در امور قابل مشاهده و محسوس خلاصه می‌کنند و هرچیز دیگری را جز امور محسوس انکار می‌کنند، به انسان بعنوان یک موجود مادی نگاه می‌کنند و همۀ آمال و آرزوها و فضائل را از انسان می‌گیرند. یکی از این دیدگاه‌های منفی گرایانه نظریه روانکاوی فروید است که زیر بنا و انگیزه امور خیریه را نیز منفی تلقی می‌کند. سلیمگن(2002) معتقد است اگر فعالیت در امور خیریه را بعنوان «فضیلت»[5] تلقی کنیم فضای روانشناسی منفی‌گرا به سوی روانشناسی مثبت تغییر می‌کند.

به نظر سلیمگن (2002) شادی پایدار ناشی از شناسائی و بکارگیری توانمندی‌ها و استعدادهای بنیادی انسان در روابط شخصی، شغلی، خانوادگی و اجتماعی است. به نظر او روانشناسی مثبت، دارای سه جنبه است:

1- مطالعه و تحقیق دربارۀ چگونگی ایجاد و تدام عواطف مثبت، مانند امید، اعتماد و اطمینان.

2- پرورش و تداوم ویژگی‌ها یا صفات مثبت، مانند هوشمندی، اراده، شجاعت.

3- بهره جستن از سازمان‌ها، نهادها، مؤسسات و انجمن‌هائی که می‌توانند اندیشه‌های مثبت را در افراد پرورش داده و تداوم بخشند.



عواطف مثبت

عواطف منفی مانند غم، غصه، یأس، بدبینی، نگرانی، ترس، دلهره، و اضطراب، ازموانع شاد زیستن هستند. تا زمانی که عواطف منفی وجود دارند. نه تنها شادی وجود ندارد، بلکه خلق گرفته، عبوس و رنجور شده و فرد به سمت افسردگی پیش می‌رود.

سلیگمن (2002) نشان داده است که چگونه در اثر عواطف مثبت، انسان می‌تواند به تدریج به سوی شادی واقعی گام بردارد. عواطف مثبت می‌تواند در رابطه با حال، آینده یا گذشته باشند. عواطف مثبت در مورد آینده شامل خوش‌بینی، امید، ایمان و اعماد می‌شود. این گونه عواطف در مورد زمان حال شامل لذت، شعف، آرامش شور و شوق، دلخوشی و از همه مهمتر تحرک می‌شود.

عواطف مثبت در مورد گذشته شامل، رضایت، خشنودی، آرامش خیال و احساس افتخار و عزت می‌شود. این سه گروه عواطف متفاوت بوده و الزاماً با یکدیگر همزمان نیستند. در هر زمان ممکن است یکی از آنها غالب باشد. اگر چه مطلوب انسان این است که هر سه گروه از این عواطف با هم وجود داشته باشند، اما واقعیت این گونه نیست. معمولاً در برهه‌هائی از زمان برخی از آنها برجسته و برخی از آنها کمرنگ هستند.



 

یک شنبه 27 فروردین 1391  8:41 AM
تشکرات از این پست
reza_vandy
reza_vandy
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : فروردین 1391 
تعداد پست ها : 192
محل سکونت : آ - غ

پاسخ به:روانشناسی مثبت گرا

به نام خدا و با سلام و احترام؛ بدون اینكه قصد داشته باشم مطالب سایر دوستان را تكرار كنم فقط در همین حد عرض میكنم كه یکی از موضوعاتی که در دهه اخیر توجه بسیاری را به خود جلب کرده است ، روان شناسی مثبت گرا می باشد.این دیدگاه بر توانمندی ها و داشته های فرد تأکید می کند و معتقد است هدف روان شناسی باید ارتقاء سطح زندگی فرد و بالفعل کردن استعدادهای نهفته وی باشد. از این رو روان شناسی مثبت گرا به موضوعات مثبت زندگی بشر نظیر شادکامی ، خلاقیت ، هوش هیجانی ، خردمندی ، خود آگاهی ، بهزیستی ، خوش بینی و ... می پردازد و سعی می کند با نگاهی علمی و عملی حضور این مؤلفه های مثبت را در زندگی بشر هموارتر سازد.
دوست عزیز چنانچه باز هم در مورد سوالی که طرح نموده اید نیاز به توضیح بیشتر بود در کلوب مرکز ملی پاسخگویی به آدرس: http://www.cloob.com/clubname/pasokh در خدمتتان هستیم همواره در پناه حق موفق باشید.

یک شنبه 27 فروردین 1391  8:43 AM
تشکرات از این پست
reza_vandy
reza_vandy
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : فروردین 1391 
تعداد پست ها : 192
محل سکونت : آ - غ

پاسخ به:روانشناسی مثبت گرا

مردم چقدر شادكام‌اند؟- ما در موقعيت‌هاي مختلف زندگي روزمره، عواطف و هيجانات متعدد و متفاوتي را تجربه مي‌كنيم كه تا حد زيادي بر تصميم‌گيري‌ها، اعمال و افكار ما تأثير مي‌گذارند، اما از آنجا كه بشر متمدن امروز سعي دارد رفتار خود را بيشتر به تعقل و تفكر نسبت دهد، بنابراين ارزش كمتري براي عواطف بشري قائل است. گويي عواطف در كل موجوديت و هستي انسان در مرتبه پايين‌تري از عقل قرار دارد، گرچه به لحاظ تكاملي، قبل از اينكه انسان به‌ظاهر منطقي و متفكر امروز وجود داشته باشد، عواطف و هيجانات براي ميليون‌ها سال در سازگاري اجداد ما با شرايط محيط، نقش بسيار مهمي داشته‌اند و هنوز هم بشر بدون عاطفه، احساس پوچي مي‌كند، چرا كه بسياري از مفاهيم زيبا‌شناختي از عواطف بشر سرچشمه مي‌گيرند و گذشته از اين، هيجانات در ادامه بقاي ما نقش كليدي دارند. براي نمونه تصور كنيد كه خشم يا ترس در وجود ما درست عمل نكند، نتيجه اين است كه در زمان كوتاهي، بازيچه ديگران مي‌شويم و دائم در معرض سوء استفاده قرار مي‌گيريم.
امروزه متأسفانه انسان از نقش هيجانات خود كه عامل بسيار مهمي در انگيزش و رفتار هستند، آگاهي كمي دارد. ما براي بيان بسياري از عواطف خود دچار فقر كلامي هستيم و واژه توصيف كننده حالت خود را نمي‌دانيم. اين امر علاوه بر ايجاد فقر ارتباطي بين افراد، سبب آگاهي كمتر از حالات خودمان نيز مي‌شود و در سلامت ذهني و جسمي ما اختلال ايجاد مي‌كند. امروزه روان‌شناسي مثبت‌گرا با توجه به ناديده گرفته شدن نقش عواطف در ايجاد زندگي سرشار از نشاط‌، سعي دارد بين منطق و عاطفه آشتي ايجاد كرده، به عنوان مكمل روان‌شناسي باليني سنتي (كه معطوف به اختلالات رواني است) با افزايش احساسات مثبت و شادكامي در زندگي افراد به خودشكوفايي آنها كمك كند.

 

یک شنبه 27 فروردین 1391  8:44 AM
تشکرات از این پست
reza_vandy
reza_vandy
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : فروردین 1391 
تعداد پست ها : 192
محل سکونت : آ - غ

پاسخ به:روانشناسی مثبت گرا

تأثيرپذيري هيجاني
در زبان انگليسي حدود ٥٥٠ تا ٦٠٠ واژه براي تجارب هيجاني مختلف وجود دارد (آوريل، ١٩٩٧. م). تحقيقاتي كه درباره هزاران نفر از فرهنگ‌هاي مختلف صورت گرفته، نشان داده است كه مي‌توان عواطف را براساس يك رويكرد ابعادي، به دو بعد اصلي و دو بعد فرعي طبقه‌بندي كرد. دو بعد اصلي عبارت‌ هستند از: الف) كنش‌وري يا برانگيختگي ب) خوشايندي دو بعد فرعي نيز عبارتند از الف) هيجان مثبت ب) هيجان منفي. تحقيقات نشان داده است كه انسان از لحاظ تأثيرپذيري عاطفي، چه به صورت مثبت و چه به صورت منفي با يكديگر متفاوت هستند و مي‌توان گفت كه اين حالات تا حدي ويژگي‌هايي ارثي هستند.
اثرپذيري مثبت با صفات شخصيتي برون‌گرايي (بشاش، عاطفي و اجتماعي بودن) و اثرپذيري منفي با صفات شخصيتي روان‌نژندي (عصبي، خودخور و مهاجم بودن) همبستگي دارد. اثرپذيري مثبت و اثرپذيري منفي، هر دو در مسير تكامل انسان شكل گرفته‌اند تا وظايف مختلفي را انجام دهند (داتون، ١٩٩٥. م). اثرپذيري منفي مانند صفات شخصيتي روان‌نژندي، جنبه‌اي از نظام رفتاري بازدارنده اجتنابگر است كه سبب مي‌شود موجود زنده خود را از موقعيت‌هاي خطرناكي كه احتمالاً دردآور يا تنبيه‌كننده هستند دور نگهدارد، در مقابل، اثرپذيري مثبت، بخشي از نظام تسهيل‌كننده رفتاري است، مانند صفت شخصيتي برون‌گرايي كه موجود زنده را به سمت موقعيت‌هاي دربردارنده پاداش بالقوه، مانند خوشي و لذت‌ هدايت مي‌كند. واكنش اين نظام، كمكي به موجود زنده است تا منابع ضروري براي بقا و توليد نسل از قبيل غذا، پناهگاه و يا جفت خود را بيابد.
اثرپذيري يا عاطفه‌پذيري مثبت با فعاليت فيزيكي منظم، خواب كافي، ارتباط اجتماعي متعارف با دوستان، آشنايان و تلاش براي رسيدن به اهداف ارزشمند شخصي همراه است. اين امكان وجود دارد كه اثرپذيري مثبت را با تمرين فيزيكي منظم، برقراري يك الگوي خواب مناسب و برقراري روابط اجتماعي دوستانه و پايدار، افزايش داد. اين موقعيتي است كه تقريباً همه افراد مايل هستند آن را داشته باشند (داتون ٢٠٠٢. م). عاطفه‌پذيري مثبت يكي از جنبه‌هاي شادكامي و بحث مهم ما در اين مقاله است.

مردم دنيا چقدر شادكام‌ هستند؟
پروفسور دينر از دانشگاه مينه‌سوتا، پس از بررسي ٩١٦ تحقيق در مورد شادكامي، رضايت از زندگي و سلامت ذهني ـ كه در مورد بيش از يك ميليون نفر در ٤٥ كشور جهان انجام شده بود ـ به اين نتيجه رسيد كه اگر شادي و ناراحتي را بر يك پيوستار قرار دهيم و نقطه وسط، كاملاً بين شادي و ناراحتي باشد، ميزان شادكامي اغلب مردم جهان كمي از حد وسط اين پيوستار بالاتر است و تنها در گروه‌هاي محدودي از مردم، از قبيل سياه‌پوست‌هاي تحت آپارتايد آفريقاي جنوبي، اشخاصي كه در شرايط فشار منفي سياسي زندگي مي‌كنند. زندانيان تازه محبوس شده و برخي گروه‌هاي ديگر، از حد متوسط كمتر است و در سمت اندوه‌زدگي قرار دارد.
 

یک شنبه 27 فروردین 1391  8:45 AM
تشکرات از این پست
reza_vandy
reza_vandy
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : فروردین 1391 
تعداد پست ها : 192
محل سکونت : آ - غ

پاسخ به:روانشناسی مثبت گرا

 اگر آغاز زندگی ات با سپیده دم و روز همزاد  گشت همواره در جست و جوی چراغ و پناهگاهی برای شبانگاهان باش ، و اگر درشب و سیاهی  آغاز شد از امید در خود چراغی بیافروز که پگاه خوشبختی نزدیک است.

یک شنبه 27 فروردین 1391  8:48 AM
تشکرات از این پست
reza_vandy
reza_vandy
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : فروردین 1391 
تعداد پست ها : 192
محل سکونت : آ - غ

پاسخ به:روانشناسی مثبت گرا

نوا زنده است یا مرده؟ رنگ ها بخشی از پیکره زنده اند یا مرده ؟ ! آذین بند ، پرده و پیرهن... آنها چگونه؟ !!!
اگر کسی در این پرسش ها بنگرد خواهد دید همه آنها دارای روان و نیرو هستند . یک نوای زیبا می تواند شما را از خود بی خود کند ، رنگی ویژه می تواند شما را آرامش و یا  به خشم آورد و  پدیده های  بی جانی ، همچون نامه ، پرده و پیرهن  ...  به هزار زبان با شما گفتگو می کنند ، همه آنها در حال ستایش دمادم زندگی اند ...
 

 

یک شنبه 27 فروردین 1391  8:49 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها