پاسخ به:روانشناسی مثبت گرا
یک شنبه 27 فروردین 1391 8:44 AM
مردم چقدر شادكاماند؟- ما در موقعيتهاي مختلف زندگي روزمره، عواطف و هيجانات متعدد و متفاوتي را تجربه ميكنيم كه تا حد زيادي بر تصميمگيريها، اعمال و افكار ما تأثير ميگذارند، اما از آنجا كه بشر متمدن امروز سعي دارد رفتار خود را بيشتر به تعقل و تفكر نسبت دهد، بنابراين ارزش كمتري براي عواطف بشري قائل است. گويي عواطف در كل موجوديت و هستي انسان در مرتبه پايينتري از عقل قرار دارد، گرچه به لحاظ تكاملي، قبل از اينكه انسان بهظاهر منطقي و متفكر امروز وجود داشته باشد، عواطف و هيجانات براي ميليونها سال در سازگاري اجداد ما با شرايط محيط، نقش بسيار مهمي داشتهاند و هنوز هم بشر بدون عاطفه، احساس پوچي ميكند، چرا كه بسياري از مفاهيم زيباشناختي از عواطف بشر سرچشمه ميگيرند و گذشته از اين، هيجانات در ادامه بقاي ما نقش كليدي دارند. براي نمونه تصور كنيد كه خشم يا ترس در وجود ما درست عمل نكند، نتيجه اين است كه در زمان كوتاهي، بازيچه ديگران ميشويم و دائم در معرض سوء استفاده قرار ميگيريم.
امروزه متأسفانه انسان از نقش هيجانات خود كه عامل بسيار مهمي در انگيزش و رفتار هستند، آگاهي كمي دارد. ما براي بيان بسياري از عواطف خود دچار فقر كلامي هستيم و واژه توصيف كننده حالت خود را نميدانيم. اين امر علاوه بر ايجاد فقر ارتباطي بين افراد، سبب آگاهي كمتر از حالات خودمان نيز ميشود و در سلامت ذهني و جسمي ما اختلال ايجاد ميكند. امروزه روانشناسي مثبتگرا با توجه به ناديده گرفته شدن نقش عواطف در ايجاد زندگي سرشار از نشاط، سعي دارد بين منطق و عاطفه آشتي ايجاد كرده، به عنوان مكمل روانشناسي باليني سنتي (كه معطوف به اختلالات رواني است) با افزايش احساسات مثبت و شادكامي در زندگي افراد به خودشكوفايي آنها كمك كند.