پاسخ به:جزوات و مقالات فلسفی
| 2 : پژوهشنامه فلسفه دين (نامه حكمت) بهار و تابستان 1383; 2(3):29-50. |
| |
| نظريه معرفت شناختي ملاصدرا در بوته توجيه |
| |
| علي زاده بيوك* |
| |
| * دانشگاه امام صادق (ع) |
| |
|
در فلسفه اسلامي، معرفت شناسي، پيش از ملاصدرا به طور خاص مورد عنايت فيلسوفان نبوده است؛ و آنچه در اين باب آورده بودند، به تبع مسايل ديگر بوده است. ملاصدرا براي اولين بار بطور جدي اين مساله را مطرح نمود و پس از نقد و بررسي اقوال فيلسوفان سلف، در باب آن، نظريه پردازي کرد. نظريه معرفت شناختي ملاصدرا، متشکل از سه مولفه اساسي است: صور علمي (= معلوم بالذات)، فاعل شناسا (= نفس) و نسب و روابط دوسويه اي که صورت هاي علمي در فرايند شناخت واجد آنها مي شوند.
صورت هاي علمي از يک سو حاکي از ماوراي خود بوده و واسط علم ما به اشياي ديگر هستند و از سوي ديگر مرتبط با فاعل شناسا و حاصل در نفسند. ملاصدرا در باب هر سه مولفه ياد شده نوآوري هايي دارد؛ و از مجموع آنها نظريه اي ابتکاري و توانمند در باب شناخت و معرفت ساخته و پرداخته است.
ملاصدرا در مقام نظريه پردازي در اين باب و متلائم کردن آن با دستگاه فلسفي خود بسيار قوي ظاهر شده است، اما در مقام استدلال و توجيه نظريه خود، سخنان او قدرت و انسجام لازم را ندارد. اين امر سبب تشتت آرا شارحان نظريه او و ارايه تقريرهاي متعارض از سوي آنان شده است. مفروض اين مقال آن است که نظام فلسفي صدرا ابزار و امکانات لازم را براي توجيه نظريه او دارا مي باشد. از اين رو در اين مقاله، نخست به معرفي کوتاه نظريه معرفت شناختي ملاصدرا مي پردازيم و ضمن مقايسه آن با نظريات فيلسوفان پيشين در حوزه انديشه اسلامي، دلايل آن را بازخواني و بازسازي مي کنيم. گفتني است که بخشي از نظريه صدرا که بيشتر از بخش هاي ديگر چالش برانگيز بوده است؛ يعني رابطه صورت هاي علمي با نفس، مورد توجه اصلي اين مقاله است و تنها دلايل اين بخش باز توليد شده است.
|
| |
| كليد واژه: |
| |
 |
|
نسخه قابل چاپ
|
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391 10:38 AM
تشکرات از این پست