پاسخ به:مشاعره آنلاین
تا نیست نگری ره هستت ندهند
وین مرتبه با همت پستت ندهند
در این بهار تازه که گلها شکفته اند
لبخند عشق زن که شکوفا ببینمت
تا جهان باشد نخواهم در جهان هجران عشق
عاشقم بر عشق و هرگز نشکنم پیمان عشق
قصر فردوس به پاداش عمل می بخشند
ما که رندیم و گدا دیر مغان مارا بس
سوختن با ساختن آمد قرین
گشت محنت با تحمل همنشین
مدیر تالار گفتگوی آزاد
ناصحم گفت که جز غم چه هنر دارد عشق
برو ای خواجه ی عاقل هنری بهتر از این؟
حافظ
نیازارم ز خود هرگز دلی را که میترسم در او جای تو باشد
در دایره وجود موجود علیست
اندر دوجهان مقصد و مقصود علیست
گرخانه اعتقاد ویران نشدی
من فاش بگفتمی که معبود علیست
مولانا
تا قیامت سخن اندر کرم و رحمت او
همه گویند و یکی گفته نیاید ز هزار
رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم
با دوست بگوییم که او محرم راز است
تن به دانش سرشته باید کرد
دل به دانش فرشته باید کرد
دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر
کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست
تا در اقلیم قناعت خودنمایی کرده ایم
بر زمین چون آسمان فرمانروایی کرده ایم
ازخدا جوییم توفیق ادب بی ادب از لطف رب محروم ماند
دلنوازان ناز نازان در ره اند
گلعذاران از گلستان می رسند