پاسخ به:مشاعره آنلاین
من دست خالی آمدم ، دست من و دامان تو سرتا به پا درد و غمم، درد من و درمان تو
تو هر چه خوبی من بدم ، بیهوده بر هر در زدم آخر به این در آمدم ،باشم کنار خوان تو
وفا به قیمت جان هم نمیشود پیدا فغان که هیچ متاعی به این گرانی نیست
تا بودم سوزن دست تو بودم
میون پنجه وشست تو بودم
اجل اومد که جون من بگیره
ندادم جون که پابست تو بودم
مشتاقی و صبوری از حد گذشت یارا گر تو شکیب داری طاقت نماند ما را
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است:
بادوستان مروّت با دشمنان مدارا
این نگاه آخرم را باز بارانی مکن لحظه مرگ مرا اینقدر طولانی مکن...
نخوردم نار بر جانم بلا شد
نکردم کار بر من افترا شد
نچیدم میوه باغ کسی را
که بد نامی من در کوچه ها شد
دوست دارم ، واژه واژه شاعرِ چشمت شوم
تا نظر پشت نظر ،شعرِ مرا زیبا کنی
یا ایهاالعزیز دلم مبتلایتان
دارد دوباره این دل تنگم هوایتان
از حال ما اگر که بپرسی ملال نیست
جز دوری شما و فراق صدایتان
نگارا خدمتت را کم نکردم
زدی چوبی وشاخه خم نکردم
زدی چوبی تو از بهر جدایی
جدایی را تو کردی من نکردم
من دلم هرگز نمی آید که دلگیرت کنم
یا که با خودخواهیم از زندگی سیرت کنم
محله بار کرد ودلبرم رفت
غروری وجوانی از سرم رفت
غروری وجوانی تاج دولت
همش با یک طرف که دلبرم رفت
تو شنیدی که دلم گفت: بمان ایست نرو...؟ بخدا وقت خداحافظیت نیست نرو.
وارث تمام اضطراب های من سلام لیلی قشنگ خواب های من سلام
من محبت میفروشم، تو محبت میخری ؟ خسته از تنهاییم ،من را به همره میبری ؟ شاعری هستم شکسته، مونس من دفترم دفترم را میفروشم، شعرهایم میخری ؟