پاسخ به:مشاعره آنلاین
من از بازوی خود دارم بسی شکر
کـ زور مـــردمـــ آزاریــــ نـدارمـــ
آسمـان بــوي اجـابـت مي دهد
بس که قنديل دعا آويخته است
تو خود شعری و چون سحر و پری افسانه را مانی به افسون کدامین شعر در دام من افتادی
شهریار
کارگاه آموزشی غدیر ( آنلاین)
مسابقه امتیازی سالار شهیدان
دیده ای نیست نبیند رخ زیبای تو را
نیست گوشی که همی نشنود آوای تو را
هیچ دستی نشود جز بر خوان تو دراز
کس نجوید به جهان جز اثر پای تو را
امام خمینی
تا که نامی شدم از نام نبردم سودی گر نمردم من و این گوشه ی ناکامی ها
ای خوب رخ که پرده نشینی و بی حجاب
ای صدهزار جلوه گر و باز در نقاب
ای آفتابِ نیم شب، ای ماهِ نیمروز
ای نجم دوربین که نه ماهی، نه آفتاب
تو که دلبسته ی تسبیحی و وابسته ی دیر
ساغر باده از آن میکده، امید مدار
پاره کن سبحه و بشکن درِ این دیر خراب
گر که خواهی شوی آگاه، ز سرّالاسرار
تاری ز زلفِ خم خود در رهم بنه
فارغ ز علم و مسجد و درس و نماز کن
داوود وار نغمه زنان ساغری بیار
غافل ز درد جاه و نشیب و فراز کن