پاسخ به:مشاعره آنلاین
در من دوباره فتنه و بلوا به پا نکن
من در کنار توست اگر چشم وا کنی
یارا بهشت صحبت یاران همدم است
دیدار یار نا مناسب جهنم است
تا فضل و عقل بینی بی معرفت نشینی یک نکته ات بگویم خود را مبین که رستی
در صورت تمایل پیام بدید
یا رب به که شاید گفت این نکته که در عالم
رخساره به کس ننمود آن شاهد هر جایی
یک روز اگر که مردم ایران غنی شوند
باید گدا و در به در از چین بیاوریم
«گویند سر عشق مگویید و مشنوید»
ما میرویم لال و کر از چین بیاوریم
من مست می عشقم هشیار نخواهم شد
وز خواب خوش مستی بیدار نخواهم شد
دلربایی همه آن نیست که عاشق بکشند خواجه آن است که باشد غم خدمتگارش
شاید کسی که بین غزل های من گم است
در فصل های زندگی ام فصل پنجم است
یا نه درست مثل خودم لاابالی است
از مردمان غمزده این حوالی است
تو مگر بر لب آبی به هوس بنشینی
ورنه هر فتنه که ینی همه از خود بینی
یکی گره بگشای از دو زلف و رخ بنمای **** که صد هزار چون من دلشده در آن بند است
ترسم که نایدش به نظر بند پاره نیز
دارد اگر نگاه تو زینگونه پاس ما
ای دوست تا که دسترسی داری
حاجت برآر اهل تمنا را
پروین اعتصامی
آمدم ای شاه ، پناهم بده خط امانی ز گناهم بده
ای حَرمَت ملجأ در ماندگان دور مران از درو، راهم بده
همای اوج سعادت به دام ما افتد
اگر تو را گذری بر مقام ما افتد
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک اللهم العن العصابه التی جاهدت الحسین و شایعت و بایعت و تابعت علی قتله اللهم العنهم جمیعا
الهم صل علی محمد و آل محد وعجل فرجهم
الهم عجل لولیک الفرج
درد عشقي كشيده ام كه مپرس
زهر هجري چشيده ام كه مپرس