0

آینه

 
omidayandh
omidayandh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 7483
محل سکونت : تهران

آینه

قتی تو نیستینه هست های ما چونان که بایدند ، نه باید هامثل همیشه آخر حرفم و حرف آخرم را با بغض می خورمعمریست لبخند های لاغر خود را در دل ذخیره می کنم ، باشد برای روز مبادااما در صفحه های تقویم ، روزی به نام روز مبادا نیستآن روز هر چه باشد ، روزی شبیه دیروز ، روزی شبیه فردا ،روزی درست مثل همین روزهای ماستاما کسی چه میداند ،شاید امروز نیز روز مبادا باشد.وقتی تو نیستینه هست های ما چونان که بایدند ، نه باید هاهر روز بی تو روز مبادا ستآینه ها در چشم ما چه جاذبه ای دارندآینه ها که دعوت دیدارند ، دیدارهای کوتاهاز پشت هفت دیواردیوار های صاف ، دیوارهای شیشه ای شفافدیوار های تو ، دیوارهای من ، دیوارهای فاصله بسیارند.آه.......

دیوارهای تو همه آینه اند ، آینه های من همه دیوارند

برای ِ زیستن دو قلب لازم است
قلبی که دوست بدارد، قلبی که دوست‌اش بدارند
قلبی که هدیه کند، قلبی که بپذیرد
قلبی که بگوید، قلبی که جواب بگوید
قلبی برای ِ من، قلبی برای ِ انسانی که من می‌خواهم
تا انسان را در کنار ِ خود حس کنم.
 

پنج شنبه 4 شهریور 1389  2:24 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها