سلام و خدا قوت
|
سوال تستی
|
پاسخ
|
|
1
|
الف
|
|
2
|
الف
|
|
3
|
د
|
|
4
|
ب
|
|
5
|
ج
|
|
6
|
ب
|
|
7
|
د
|
|
8
|
الف
|
|
9
|
ب
|
سوالات تشریحی مسابقه :
1- در پایان جنگ بدر در مورد قانونی که پیامبر (ص)برای اسیران اجرا نمودند، توضیحی ارائه نمایید؟
در زیل آیات 67 الی 71 سوره انفال چندین مطلب ارائه شده است که بی ارتباط یا متناقض با یکدیگر نیستند:
1- بعد از پايان جنگ بدر و گرفتن اسيران جنگى و پس از آنكه پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) دستور داد كه دو نفر از اسيران خطرناك ((عقبة )) و ((نضر)) را گردن بزنند، گروه انصار به وحشت افتادند كه نكند اين دستور درباره ساير اسيران اجرا شود (و از گرفتن فدا محروم بمانند) لذا به پيغمبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) عرض كردند ما هفتاد نفر را كشته و هفتاد نفر را اسير كرديم و اينها از قبيله تو و اسيران تواند، آنها را به ما ببخش تا در برابر آزادى آنها ((فداء)) بگيريم (پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم در انتظار نزول وحى آسمانى در اين باره بود) آيات مورد بحث نازل شد و اجازه گرفتن ((فداء)) در مقابل آزادى اسيران داد.
و نيز در روايت نقل شده كه بيشترين مبلغى كه براى آزادى اسيران تعيين شده بود چهار هزار درهم و كمترين مبلغ هزار درهم بود. هنگامى كه اين موضوع به گوش قريش رسيد، يكى پس از ديگرى مبلغ ((فداء)) را فرستادند تا اسيران خود را آزاد كنند.
2- عجيب اينكه داماد پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) ((ابى العاص )) نيز در ميان اسيران بود، دختر پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) يعنى زينب همسر ابوالعاص گردنبندى را كه ((خديجه )) در عروسيش به او داده بود به عنوان ((فداء)) نزد پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) فرستاد. هنگامى كه
چشم پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) به گردنبند افتاد خاطره خديجه آن زن فداكار و مجاهد در نظرش مجسم شد، فرمود خدا رحمت كند خديجه را، اين گردنبندى است كه جهيزيه دخترم ((زينب )) قرار داد (و طبق بعضى ديگر از روايات به احترام خديجه از پذيرفتن گردنبند خوددارى كرد، و براى رعايت حقوق مسلمانان موافقت آنها را در اين كار جلب نمود).
سپس پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) ((ابوالعاص )) را آزاد كرد، به شرط اينكه دخترش زينب را (كه قبل از اسلام به همسرى ابوالعاص در آورده بود) به مدينه نزد پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) بفرستد، او نيز اين شرط را پذيرفت و بعدا هم به آن وفا كرد.
به هر حال آيه فوق به مسلمانان اجازه مى دهد كه از اين غنيمت جنگى (يعنى مبلغى را كه در برابر آزادى اسيران مى گرفتند) استفاده كنند و مى گويد: ((از آنچه به غنيمت گرفته ايد، حلال و پاكيزه بخوريد و بهره گيريد)) (فكلوا مما غنمتم حلالا طيبا).
اين جمله ممكن است معنى وسيعى داشته باشد، و علاوه بر موضوع فداء ساير غنائم را نيز شامل شود.
سپس به آنها دستور مى دهد كه ((تقوى را پيشه كنيد و از مخالفت فرمان خدا بپرهيزيد)). (و اتقوا الله ).
اشاره به اينكه مباح بودن اينگونه غنائم نبايد سبب شود كه هدف مجاهدين در ميدان جهاد جمع غنيمت و يا گرفتن اسير به خاطر ((فداء)) باشد.
و اگر در گذشته چنين نيات زشتى در دل داشتند، بيرون كنند، و نسبت
به گذشته وعده عفو و آمرزش مى دهد و مى گويد: ((خداوند غفور و رحيم است )) (ان الله غفور رحيم ).
3- در تفسيرهاى شيعه و اهل سنت در ذيل دو آيه فوق نقل شده كه گروهى از انصار از پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) اجازه خواستند كه از ((عباس )) عموى پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) كه در ميان اسيران بدر بود به احترام آن حضرت (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) - فديه گرفته نشود، ولى پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) فرمود: ((و الله لاتذرون منه درهما)) يعنى به خدا سوگند، حتى از يك درهم آن نيز صرف نظر نكنيد. (اگر گرفتن فداء قانون خدا است بايد درباره همه حتى عموى من اجرا شود، و فرق ميان او و سايرين نباشد).
پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) به عباس فرمود از طرف خودت و فرزند برادرت (عقيل بن ابى طالب ) بايد فداء دهى ، عباس (كه علاقه خاصى به مال داشت ) گفت اى محمد! مى خواهى مرا چنان فقير كنى كه دست پيش روى طايفه قريش دراز كنم ؟! پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) گفت از همان ذخيره اى كه نزد همسرت ام الفضل گذاردى و گفتى اگر من در ميدان جنگ كشته شدم ، اين مال را مخارج خود و فرزندانت قرار ده ، فديه را بپرداز!
عباس از اين موضوع سخت در تعجب فرو رفت ، و گفت چه كسى اين خبر را به تو داده ؟ (در حالى كه كاملا محرمانه بوده است ) پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) فرمود
جبرئيل از طرف خداوند.
عباس گفت سوگند به كسى كه محمد (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) به آن سوگند ياد مى كند، هيچ كس جز من و همسرم از اين راز آگاهى نداشت ، سپس گفت ((اشهد انك رسول الله )) و مسلمان شد.
همه اسيران بدر پس از آزادى به مكه بازگشتند، جز ((عباس )) و ((عقيل )) و ((نوفل )) كه قبول اسلام كردند و در مدينه ماندند، و آيات فوق اشاره به وضع آنها مى كند.
در مورد اسلام آوردن عباس در بعضى از تواريخ چنين آمده كه پس از قبول اسلام به مكه بازگشت ، و پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) را به وسيله نامه از توطئه هاى مشركان آگاه مى ساخت سپس قبل از سال هشتم هجرت سال فتح مكه به مدينه هجرت نمود.
در كتاب ((قرب الاسناد)) از امام باقر (عليه السلام ) از پدرش امام سجاد (عليه السلام ) چنين نقل شده كه روزى اموال قابل ملاحظه اى نزد پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) آوردند، پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) رو به عباس كرد و فرمود عبايت را بگشا، و قسمتى از اين مال را برگير، عباس چنين كرد، سپس پيغمبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) فرمود اين از همان است كه خداوند فرموده و آيه ((يا ايها النبى قل لمن فى ايديكم ...)) را تلاوت كرد.
اشاره به اينكه وعده خدا راجع به جبران اموالى كه از شما گرفته شده هم اكنون عملى شد.
و از اين حديث معلوم مى شود، كه پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) درصدد بود اسيرانى را كه اسلام آوردند به نحو احسن تشويق و اموالى را كه پرداخته اند به طرز بهترى جبران كند.
2- امام حسن (ع) رااز دیدگاه پیامبر اکرم (ص)توصیف نمایید؟
قال رسول الله - صلي الله عليه و آله - :من زار الحسن في بقيعه ثبت قدمه علي الصراط يوم تزل فيه الأقدام.
پيامبر اكرم - صلي الله عليه و آله - فرمودند:هر كس امام حسن - عليه السلام - را در بقيع زيارت كند، در روزي كه قدمها بر روي پل صراط ميلغزد، گام اواستوار خواهد بود.
«بحارالانوار، ج 97، ص 141»
قال رسول الله - صلي الله عليه و آله - : الْحَسَنُ قُرَّةُ عيني و ضياء قلبي و ثَمَرةُ فُؤادِي ... .
رسول اكرم - صلي الله عليه و آله - فرمودند: حسن نور چشم و روشني دل و ثمره قلب من است، او حجت خدا بر امت من است، دستور او دستور من و سخن او سخن من است، كسي كه او را عصيان كند مرا عصيان كرده است.
«بحار الانوار، ج 44، ص 148»
پيامبر خدا(صلی الله عليه و آله):
حَسَنٌ مِنّى وأنا مِنهُ، أحَبَّ اللَّهُ مَنْ أحَبَّهُ؛
حسن از من است و من از اويم. هر كه او را دوست بدارد خداوند دوستش دارد.
ميزان الحكمة: ح 1181
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند:
من زارالحسن فی بقیعه، ثبت قدمه علی الصراط یوم تنزل فیه الاقدام
هر کس حسن (علیه السلام) را در بقیع زیارت کند. خداوند در آن روز که پاها می لرزد، پای او را بر صراط استوار گرداند.
بحارالانوار، ج100، ص 141.
3- حضرت رضا (ع) در مورد فردی که در روز غدیر مومنی را دیدار کند ،چه می فرمایند؟
امام رضا (ع):کسی که در روز غدیر مومنی را دیدار کند ، خداوند هفتاد نور بر قبر او وارد میکند و قبرش را توسعه میدهد و هر روز هفتاد هزار فرشته قبر او را زیارت میکنند و او را به بهشت بشارت میدهند.