دوم, درصد احكام اجتماعى اسلام نسبت به احكام غيراجتماعى آن ـ با فرض عدم اجتماعى بودن احكام عبادى آن ـ بيشتر بوده واين خود حاكى از توجه عميق دين اسلام به سياست است:
نسبت اجتماعيات قرآن با آيات عبادى آن از نسبت صد به يك هم بيشتر است. از يك دوره كتاب حديث كه حدود پنجاه كتاب است و همه احكام اسلام را در بردارد, سه چهار كتاب مربوط به عبادات و وظايف انسان نسبت به پروردگار است, مقدارى از احكام هم مربوط به اخلاقيات است, بقيه هم مربوط به اجتماعيات, اقتصاديات, حقوق و سياست و تدبير جامعه است.9
سوم, اين آميختگى سياست با دين در اسلام هميشگى است: ((احكام اسلامى, اعم از قوانين اقتصادى و سياسى و حقوقى تا روز قيامت باقى و لازم الاجراست)).10