سيد جمال الدين اسد آبادي نيز در مقالات جماليه و عروة الوثقي مهمترين پرسش خود را در علت يابي انحطاط مسلمانان جستجو مي كرد و معارف غلط و ذليلانه در حوزه دين و ذلت و ضعف مسلمانان را پاسخ آن مي دانست و به همين دليل كليد حل معضلات مسلمانان را حضور علماي جليل و سلاطين مقتدر معرفي مي كرد.
جامعه ايران پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران گرفتار دو آسيب مهم در معرفت ديني شده است،
نخست
سكولاريزم و نفي حضور اجتماعي دين و به حاشيه راندن آن از صحنه فعاليتهاي اجتماعي و
دوم
انديشه جامعيت دين و حضور تمام عيار آن در همه صحنه هاي فردي و اجتماعي و به حاشيه راندن علوم تجربي و انديشه هاي عقلي. توضيح مطلب آن است كه متفكران ايراني در باب قلمرو و انتظار بشر از دين به دو دسته اساسي منشعب مي شوند نخست دسته اي كه پاسخ هر پرسشي را از درون دين جستجو مي كند و بهره اي از واقعيت براي دو ابزار ديگر شناخت يعني حس و تجربه قايل نمي شود، اين رويكرد در دوران قاجاريه و قبل از آن طرفداران فراواني داشت متفكراني همچون غزالي بر اين عقيده اصرار داشتند.