0

دل ماه مي گيرد1

 
bmasoudd
bmasoudd
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : بهمن 1389 
تعداد پست ها : 621

دل ماه مي گيرد1



شامگاه 25 ام و بامداد 26 ام خرداد، ماه در سرتاسر ايران به طور کامل خواهد گرفت. اين ماه گرفتگي که يکي از طولاني ترين خسوف هاي اخير به شمار مي آيد زمان بسيار مناسبي است تا بار ديگر چشم به آسمان بدوزيم و از زيبايي هاي آن لذت ببريم! در همين راستا گفتگويي را با آقاي علي ابراهيمي سراجي، کارشناس مبحث رويت هلال انجام داديم که ماحصل آن را در ادامه مي خوانيد:



تبيان : صحبتمان را با يک واقعه تاريخي آغاز مي کنيم. ماجراي مشهور کريستف کلمب و آن ماه گرفتگي معروف چه بود ؟

** داستان کريستف کلمب بسيار جالب است. با توجه به اين که در آن زمان دانش در مشرق زمين بود و اکثر کالاهاي مورد نياز اروپاييان در شرق به مقدار کافي وجود داشت اروپا به نفوذ و داخل شدن در آسيا نياز داشت. در آن زمان کشورهاي غربي اروپا، نظير پرتغال يا اسپانيا که به نسبت ساير کشورها از آسيا دورتر بودند، جهت رسيدن به مشرق زمين مجبور به دور زدن آفريقا مي شدند. در اينجا بود که کريستف کلمب پيشنهاد داد تا از مسير جديدتري به آسيا برود. توجه داشته باشيد که اگر چه در سال هاي دور، ارسطو در زمان ماه گرفتگي از روي سايه زمين بر روي ماه متوجه کروي بودن زمين شده بود اما به دليل اين که اکثر مردم کروي بودن زمين را به طور تجربي و عيني لمس نکرده بودند نمي توانستند موفقيت کريستف کلمب را متصور شوند.

کريستف کلمب در سال 1502 در 4 امين سفر خود تصميم مي گيرد تا براي اولين بار آمريکا را رد کند و به مناطق تازه تري قدم بگذارد. اما در خلال اين سفر مشکلي براي او پيش مي آيد که مجبور مي شود در جاماييکا توقف کند. کريستف کلمب با اهداي (داد و ستد) بدليجات و اشيا مختلف به بومي هاي جاماييکا از آنها آب و غذا دريافت مي کند اما سرانجام با اتمام اشيا کشتي توجه به اين‌مسئله كه كريستوف كلمب نتوانست به اهدافي كه به ساكنين كشتي از جمله فتح سرزمين‌هاي جديد و يافتن طال نرسيده بود هرج و مرج در بين ياران کريستف کلمب به وقوع مي پيوندد و آن ها اقدام به غارت بوميان مي کنند. اين کار باعث مي شود تا مردم جاماييکا از دادن غذا به کريستف کلمب و يارانش امتناع کنند و آن ها را تحت فشار قرار بدهند. سعي و تلاش کريستف کلمب نيز در متقاعد کردن سران آن ها راه به جايي نمي برد.

 کريستف کلمب در کشتي خود کتابي از يک اخترشناس آلماني به همراه داشت که در آن به اکثر پديده هاي نجومي از جمله ماه گرفتي اشاره شده بود. به طور کاملا تصادفي کريستف کلمب متوجه در پيش بودن يک خسوف در روزهاي آينده مي شود. از طرفي او در اثر معاشرت چند وقته با بوميان، متوجه مي شود که آن ها تقدس خاصي براي خورشيد و ماه قائل هستند. اين آگاهي از يک سو و فقدان آذوقه از طرف ديگر باعث شد تا کريستف کلمب از اين قضيه به نوعي سواستفاده بکند!

تبيان : و در ادامه احتمالا کريستف کلمب اين گونه تظاهر مي کند که او مي تواند موجب گرفته شدن ماه بشود؟

** بله. او قبل از زمان ماه گرفتگي به بوميان متذکر مي شود که خداي وي از کرده آنان خشمگين است و قصد دارد به عنوان عذاب، ماه را از آن ها بپوشاند. بوميان با ديدن ماه گرفته در افق دست به دامان کريستف کلمب مي شوند و از او مي خواهند تا آن ها را ببخشد. کريستف کلمب با علم به زمان پايان ماه گرفتگي اندکي به راز و نياز با خداي ظاهري خود مي پردازد و سرانجام به بوميان مي گويد خداوند به شرطي آن ها را خواهد بخشيد که به وي و يارانش آب و غذا بدهند. به اين ترتيب کريستف کلمب جان خود و يارانش را به طور کامل نجات مي دهد.
 

سه شنبه 18 مرداد 1390  5:38 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها