0

نوپا

 
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به: کودکان نوپا


به كودكان كمك كنيم تا انتخاب كنند


تصميم گيري بخشي از فرآيند رشد است. كودك شما بايد ياد بگيرد كه در مورد كارهايي كه بايد انجام دهد فكر كند نه اينكه صرفا كارهايي را كه به او مي گوييد انجام دهد يا در برخي موارد از انجام دادن آنها طفره برود! اما با اين حال شما در اين دوران نمي توانيد دست كودك خود را براي انتخاب كاملا باز بگذاريد؛ زيرا او ممكن است تصميمهايي بگيرد كه يا براي سلامتي او مضر باشند (مثلا تصميم بگيرد كه فقط يك بار در هفته دندانهايش را مسواك كند) يا براي شما قابل تحمل نباشند (مثلا بخواهد لباس مهماني اش را در مدرسه بپوشد).

بهترين راه براي اينكه امكان تمرين براي تصميم گيري را در محدوده انتخابهاي مطمئن و ايمن براي كودك خود فراهم كنيد اين است كه به نحوي زندگي خود را برنامه ريزي كنيد كه كودك براي انتخاب كاملا آزاد باشد اما گزينه هاي در دسترس او به دقت انتخاب و محدود شده باشند. او مي تواند انتخاب كند كه دندانهايش را قبل از داستان شب يا پس از آن بشويد يا اينكه يكي از دو بشقابي را كه براي شام به او پيشنهاد مي دهيد انتخاب كند.

به كودك خود كمك كنيد تا تصميم بگيرد

حتي احساسات خود كودك هم ممكن است براي خودش رازآلود و مبهم باشند. مطمئن نبودن در مورد احساسات فعلي اش به همراه اينكه نمي تواند احساسات قبلي اش را به ياد بياورد و همچنين نمي تواند احساسات آينده اش را پيش بيني كند، تصميم گيري را در برخي موارد براي او مشكل مي كند. به نظر مي رسد كه اين سوال كه «دوست داري پيش من بماني يا با پدرت به فروشگاه بروي؟» يك تصميم ساده و نه چندان مهم باشد؛ اما براي كودك اين تصميم نه صريح و روشن و ساده است و نه بي اهميت. او از كدام مورد بيشتر لذت خواهد برد؟ دفعه قبل از كدام يك از اينها بيشتر لذت برد؟ اكنون دوست دارد كه كدام مورد را انتخاب كند؟ او نه پاسخ اين سوالها را مي داند و نه مي تواند پاسخ آنها را بداند. او دودل است و هر كدام از موارد نيز كه براي او انتخاب شود نهايتا او با مشكل و ناراحتي مواجه خواهد شد. البته او در آينده مجبور خواهد بود كه ياد بگيرد كه خودش تصميم بگيرد؛ اين هم بخشي از فرآيند رشد است.

اما او در صورتي كه بتواند در مواردي كه ضرري براي او ندارند تصميم گيري را تمرين كند، سريعتر و شادمانه تر ياد خواهد گرفت كه چگونه تصميم بگيرد. اگر دو جور شيريني يا شكلات داشته باشد اين سوال كه: «كدام يك را مي خواهي اول بخوري؟» مي تواند يك سوال مناسب باشد كه او بدون استرس در مورد آن فكر كند. او هر دو شكلات را دارد. كسي هم نمي خواهد شكلات ديگر را از او بگيرد. او مي تواند در صورتي كه دوست داشته باشد نظرش را شش بار عوض كند!

انتخاب لباس

معمولا والدين از احساسات شديد كودكان خردسال خود (حتي كودكان 3 يا 4 ساله) پيرامون لباسهايي كه مي پوشند شگفت زده مي شوند. اين مساله صرفا به رشد درك و احساسات كودك نسبت به لباسها مربوط نمي شود، بلكه به رشد درك و احساسات او در مورد خودش نيز ارتباط دارد. لباسها بخشي از تصور انسان نسبت به خودش را تشكيل مي دهند و همچنين بخشي از تصويري هستند كه انسان از خودش به دنيا نمايش مي دهد. كودك شما دوست دارد چه كسي باشد يا دوست دارد كه امروز ديگران در مورد او چه فكري بكنند؟ و اگر گروهي از كودكان وجود دارند كه در زندگي او مهم هستند، او مي خواهد چگونه و با چه قيافه اي بين آنها ظاهر شود؟

كودك شما هنوز آنقدر رشد نكرده است كه بتواند براي خريدن يا پوشيدن لباس انتخاب كند؛ اما مسلما آنقدر بزرگ شده است كه حق داشته باشد در اين باره حرف بزند. چرا بايد لباس و ظاهر او مطابق سليقه فرد ديگري انتخاب شده باشد؟ در هر زمان سعي كنيد دو يا سه دست لباس كه براي آن موقعيت مناسب بوده و براي شما نيز قابل قبول باشند به او پيشنهاد بدهيد و به او اجازه بدهيد كه با آزادي كامل از بين آنها انتخاب كند. سعي كنيد او را واقعا آزاد بگذاريد؛ اگر هر دو دست لباس واقعا مناسب هستند نبايد انتخاب او (مثلا پيراهن مخملي قرمزرنگ با شلوار نارنجي) را رد كنيد.

جنگ و دعوا سر لباس مي تواند اولين مشكل شما در آغاز روز باشد. شايد بهتر باشد كه شب قبل و پيش از خواب مجموعه اي از لباسها را براي انتخاب در اختيار كودك خود قرار دهيد. اگر كودك شما دوست ندارد كه انتخابهايش براي لباس بسيار محدود باشند مي توانيد همه لباسهاي فصلي يا لباسهايي را كه تنها براي مراسم خاصي مناسب هستند از دسترس او دور كنيد تا او بتواند با آزادي كامل از بين لباسهاي باقيمانده انتخاب كند. شايد در برخي مواقع به لباسهاي مختلف و متعدد نيازي نباشد و تنها چند لباس هم براي كودك شما كفايت كنند: او ممكن است از يك يونيفورم شخصي براي روزهاي هفته استفاده كند و دو دامن و جوراب شلواري يا پيراهن را نيز به طور متناوب انتخاب كند.

هرچند شما لباسهاي مختلف و انتخاب آنها را مديريت مي كنيد اما اطمينان حاصل كنيد كه استفاده از اين لباسها نيز تا حد امكان براي كودك شما آسان باشد. به جاي استفاده از زيپهاي داخلي كه استفاده از آنها بسيار مشكل است دكمه ها و قلابهايي را انتخاب كنيد كه او بتواند به تنهايي آنها را باز و بسته كند. حتي الامكان به جاي شورتها، دامنها و شلوارهاي زيپ دار، از لباسهايي كه كمر آنها كشي است استفاده كنيد (مگر اينكه كودك شما با اصرار بخواهد كه دامن، شلوارك يا شلوار زيپ دار به او بدهيد)؛ و همچنين كفشهاي چسبي (به جاي كفشهاي بنددار) بخريد. موارد اضافي و خسته كننده از قبيل دستكش يا كلاه را تا حد امكان كاهش دهيد و در صورت ضرورت اين موارد را به لباس او بدوزيد كه گُم نشوند

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
چهارشنبه 29 تیر 1390  5:10 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به: کودکان نوپا


كودك خود را بهتر درك كنيم

 

برقراري تعادل بين استقلال و وابستگي

كودك شما ديگر آن نوزاد ديروز نيست كه خودش را به عنوان بخشي از شما تصور مي كرد از شما به عنوان كنترل كننده و تسهيل كننده كارهاي خودش استفاده مي كرد و شما براي او آينه اي بوديد كه خودش و دنيا را در آن مي ديد. اما او هنوز هم به مرحله كودكي وارد نشده است؛ پس نمي تواند جايگاه فردي و حقوق ويژه شما درك كند و قادر به پذيرش مسووليت خود و كارهاي خودش نيز در رابطه با شما نيست.

كودك شما به تدريج اين نكته را درك مي كند كه شما و او دو شخصيت مستقل هستيد؛ و البته درك اين مطلب نيز چندان براي او آسان نيست. بعضي اوقات او شخصيت خودش را (كه به تازگي آن را پيدا كرده است) با جملاتي مانند "نه!" يا "بگذار من كار خودم را بكنم!" نمايش مي دهد و با كنترل گري شما و همچنين نياز خودش به كمكهاي شما، به مبارزه بر مي خيزد. اما بعضي وقتها هم به شما مي چسبد، وقتي مي خواهيد از اتاق برويد گريه و زاري راه مي اندازد، دستهايش را به طرف شما بالا مي آورد تا او را بغل كنيد و دهانش را باز مي كند تا به او غذا بدهيد.

رفتارهاي او كه شخصيتي مابين نوپايي و خردسالي را از خود بروز مي دهند براي شما گيج كننده است، اما براي خود او دردناك است. او بايد براي خودش "كسي" بشود؛ اما اگر به عنوان بخشي از وجود شما باقي بماند برايش راحت تر و ايمن تر است. او بايد به تدريج به كنترل كامل شما بر روي خود و رفتارهايش اعتراض كند، اما پذيرش كنترل شما برايش آسان تر است. او بايد به ميل خودش بعضي چيزها و كارها را دوست داشته باشد و بعضي ديگر را دوست نداشته باشد و اهداف خودش را دنبال كند، حتي اگر با اهداف و اميال شما ناسازگار باشد؛ اما احساس مي كند كه اين ناسازگاري مي تواند شديدا برايش خطرناك باشد. او هنوز هم با اشتياقي شديد شما را دوست مي دارد و براي حمايتهاي عاطفي به شما وابسته است. در بسياري از موارد لزوم دستيابي به استقلال در فرآيند رشد، با نياز ضروري او به محبت و علاقه شما، مغايرت پيدا مي كند.

اگر انتظار داريد كه فرزندتان همان كوچولويي كه قبلا بود (يعني يك بچه نسبتا مطيع و فرمانبردار) باقي بماند، او مجبور خواهد شد كه مستقيما با شما درگير شود. او به عشق و تائيد شما نياز دارد؛ اما حركت او به سمت رشد به او اجازه نمي دهد كه اين عشق و تائيد را به قيمت وابستگي شديد به شما به دست آورد. اما از سوي ديگر اگر از او انتظار داريد كه يك شبه از مرحله نوزادي به مرحله كودكي وارد شود موجب مي شويد كه او احساس نقص كند. او به كمك و آرامش بخشي شما نياز دارد و اگر شما اين نيازهاي او را، از او دريغ كنيد قادر نخواهد بود كه به روال منطقي و مناسب زندگي اش ادامه دهد. اگر با او مانند يك نوزاد برخورد كنيد، سرسختي خواهد كرد؛ و اگر به اين كار ادامه دهيد او نيازمند و محتاج شما بار خواهد آمد.

پيدا كردن راه ميانه

راه ميانه اي وجود دارد كه امكان ماجراجويي و هيجان را براي كودك شما فراهم مي كند اما او را در برابر حوادث غيرمترقبه نيز بيمه مي كند؛ به او كمك مي كند تا كارها و موقعيتهاي جديد را امتحان كند اما از ضربات سخت ناشي از شكست يا اشتباه نيز جلوگيري مي كند؛ چهارچوب دقيق و محكمي از رفتارهاي قابل قبول را به او ارائه مي دهد اما به ميزان كافي نيز انعطاف پذير خواهد بود كه با او كه مي خواهد سرور و رييس خودش باشد مقابله نخواهد كرد. پيدا كردن آن راه ميانه به درك برخي از جنبه هاي رشد كودك (كه ممكن است همواره واضح و روشن نباشند) و همچنين به اينكه توسط ظاهر رفتارهاي او گول نخوريد، بستگي دارد. به نظر مي رسد كه كودك دوساله شما از جهات مختلف بيشتر از آنچه خودش احساس مي كند بزرگ شده است. راه رفتن، حرف زدن و بازي كردن او آنقدر رشد كرده است كه ظاهرا تفاوت چنداني با يك كودك سه ساله ندارد؛ اما درك دروني او و تجربياتش بسيار كمتر از يك كودك سه ساله است. اگر با او مانند يك نوزاد برخورد كنيد او را عقب نگه داشته و مانع پيشرفت او مي شويد. او بايد بتواند به تدريج مسائل مختلف را درك كند. او بايد بتواند از تجربياتش ياد بگيرد. اما از سوي ديگر اگر مانند يك كودك پيش دبستاني نيز با او رفتار كنيد او را تحت يك فشار شديد و غير قابل تحمل قرار مي دهيد. بايد به او كمك كنيد تا بتواند مسائل مختلف را درك كند. او بايد به صورت كنترل شده اي محيط و اتفاقات مختلف را تجربه كند.

بهره برداري از تجربيات

مسلما كودك شما حافظه دارد اما هرچند او مي تواند افراد، مكانها، صداها و بوها را به خوبي خود شما به ياد بياورد، ولي حافظه او هنوز هم براي به ياد آوردن برخي از جزئيات بسيار ضعيف است. وقتي كه او يك شيرخوار بود و كارهاي بچه گانه متناسب با آن دوره سني انجام مي داد، اين ويژگي او نه مشخص بود و نه مهم. اما اكنون او كارها و رفتارهايي را از خود نشان مي دهد كه نشانه رشد او است؛ و در نتيجه اين ويژگي او هم بارز و مشخص شده است و اهميت مضاعفي پيدا كرده است. او هر روز روي پله بين آشپزخانه و اتاق نشيمن ليز مي خورد يا به زمين مي افتد؛ و شما به خاطر جراحتها و برآمدگيهاي روي سر و بدن او عصباني، ناراحت و نگران هستيد و از خود مي پرسيد كه آيا او بالاخره ياد خواهد گرفت كه مواظب پله باشد يا نه؟ پاسخ اين است كه او ياد خواهد گرفت اما اين كار زمان مي برد. او تا زماني كه تجربه هاي مكرر، ماجراي پله را در ذهن او حك نكنند، نمي تواند آن را به خاطر بسپارد و به ياد بياورد. در دوران نوپايي اين وظيفه شما بود كه از زمين خوردن يا ليز خوردن او جلوگيري كنيد. از سوي ديگر در دوران كودكي وظيفه شما اين است كه پله و خطر آن را به او يادآوري كنيد. اما در اين دوران از يك طرف بايد از شدت درد يا جراحتي كه ممكن است در اين "تجربه" وجود داشته باشد بكاهيد و از طرف ديگر به حافظه او كمك كنيد كه تجربيات قبلي اش را به ياد بياورد. ممكن است لازم باشد كه يك تشك يا موكت نرم روي پله بيندازيد و هر بار به او يادآوري كنيد كه مواظب پله باشد.

ياد گرفتن پيش بيني كردن

همانقدر كه حافظه كودك شما پيرامون وقايع گذشته انتخابي و گزينشي است، ظرفيت او براي پيش بيني اتفاقات آينده نيز انتخابي و گزينشي است. هرچند او مي تواند با ديدن كيف دستي شما پيش بيني كند كه شما مي خواهيد او را ترك كرده و سر كار برويد، اما نمي تواند نتايج و پيامدهاي رفتارهاي خودش را پيش بيني كند. اگر او بتواند از پله يا نردبان بالا برود، اين كار را خواهد كرد و به اين مشكل كه مي خواهد چگونه از آنجا پايين بيايد فكر نمي كند. در اغلب موارد مشكل حافظه با مشكل پيش بيني پيامدهاي بعدي تركيب مي شوند و او را به دردسر مي اندازند. ممكن است شما چندين بار به او تذكر داده باشيد كه با دكمه هاي تلويزيون بازي نكند اما هنگامي كه او به نزديكي تلويزيون مي رسد نه يادآوري تذكرهاي قبلي شما و نه پيش بيني سرزنشهاي جديد هيچ كدام آن قدر قوي نيستند كه جلوي او را بگيرند و مانع از بازي كردن او با دكمه هاي تلويزيون بشوند. آن دكمه ها را مي توان و بايد فشار داد! و همين است كه مانند يك آهنربا كودك را جذب مي كند.

دقيقا به همين خاطر كه كودك شما نمي تواند آينده و اتفاقات بعدي را پيش بيني كند، نمي تواند حتي يك لحظه هم براي كار يا چيزي صبر كند. اگر او يك چيزي را بخواهد آن را همين حالا مي خواهد! و براي همين است كه به محض اينكه شما بستني را از درون جعبه در بياوريد كودكتان سروصدا راه مي اندازد و آن را "فورا و همين حالا" مي خواهد. اگر براي او صبر كردن براي چيزهايي كه مي خواهد مشكل است پس نمي تواند بفهمد كه تحمل يك مشكل ساده و ناچيز ممكن است موجب شود كه دردسر خودش كمتر شود: هرچند از اينكه بستني موجب شده لباسها و دست و صورتش چسبناك شوند، ناراحت است و گريه و زاري مي كند اما اگر بخواهيد دست و صورت او را بشوييد يا او را حمام كنيد نيز با شما مخالفت خواهد كرد. در اكثر مواقع او يك مخلوق منحصر به فرد و متعلق به زمان خودش است!

ياد گرفتن توجه به احساسات

عدم بلوغ در تفكر و درك كودك ممكن است او را در ارتباطاتش با افراد ديگر نيز به دردسر بيندازد. او شما را دوست دارد. همه اطرافيان هم مي گويند كه او شما را دوست دارد. خودش هم به شما مي گويد كه شما را دوست دارد و هنگامي كه شما را در آغوش مي گيرد يا با شيطنت مي خندد شما هم مي فهميد كه او شما را دوست دارد. با اين حال بسيار به ندرت پيش مي آيد كه رفتارهايي كه بزرگترها آن را به عنوان "ابراز عشق و علاقه" مي شناسند از يك كودك سر بزند. او نمي تواند خودش را جاي شما بگذارد و اتفاقات و دنيا را از چشمان شما بنگرد. او دوست ندارد كه شما را در حال گريه كردن ببيند اما آنچه موجب مي شود كه او گريه كردن شما را دوست نداشته باشد احساسي است كه از ديدن اين حالت به او دست مي دهد و او قادر نيست كه احساس شما را در اين حالت درك كند. هنوز هم نمي توان از او انتظار داشت كه احساسات ديگران را در نظر بگيرد؛ او ابتدا بايد بتواند احساسات خودش را به خوبي بفهمد. اگر او شما را گاز بگيرد و شما هم او را گاز بگيريد «تا به او نشان دهيد كه گاز گرفتن چه مزه اي دارد» او گريه و زاري راه مي اندازد، انگار كه تا كنون نمي دانسته گاز گرفتن چيست. او نمي تواند بين كاري كه با شما كرده و كاري كه شما با او كرده ايد يا بين احساسات خودش و احساسات شما ارتباط برقرار كند.

نكته كليدي در درك كودك، درك رشد فرآيندهاي فكري او است. او بايد كمي بزرگتر شود تا اين احساسات متضاد و تواناييهاي گمراه كننده بتوانند با يكديگر جمع شده و يك مخلوق منطقي و رام شدني، كه ما آن را "بچه بزرگ شده" مي ناميم، به وجود آورند.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
چهارشنبه 29 تیر 1390  5:12 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به: کودکان نوپا


چگونه مي توانيم در تكامل مهارتهاي اجتماعي به كودك خود كمك كنيم؟


نقش شما اگر كودك شما از غريبه ها مي ترسد يا به اصطلاح به "اضطراب در برابر غريبه ها" دچار شده است، نبايد ناراحت شويد يا خجالت بكشيد. كودكان معمولا در سن هفت ماهگي از ديدن افراد غريبه ناراحت و عصبي مي شوند. اين موضوع بقدري طبيعي است كه اگر كودك شما بدون هيچ اضطرابي و بدون توجه به حضور شما نسبت به نزديك شدن فردي غريبه بي تفاوت باشد يا به آغوش يك غريبه برود، بايد نگران شويد. ممكن است هنگامي كه او را به آغوش يكي از آشنايان دور خود مي دهيد ناراحت شود و گريه كند، در اين حالت بهتر است او را پس گرفته و در آغوش خود بگيريد و سعي كنيد حساسيت او را كاهش دهيد. سعي كنيد هنگامي كه آن فرد نيز در اطراف شما است با نگه داشتن كودك در آغوش خودتان كودك را آرام كرده و به تدريج به فرد غريبه نيز عادت دهيد. سپس هنگامي كه كودك را در آغوش گرفته ايد با او بازي كنيد و در همين حال با فرد غريبه حرف بزنيد. سپس براي مدتي كوتاه او را به فرد غريبه بدهيد و در همان نزديكي بايستيد. نهايتا اتاق را براي چند دقيقه ترك كنيد و ببينيد كه چه اتفاقي مي افتد. اگر كودك شما شروع به گريه كرد اين مسير را دوباره امتحان كنيد. اگر خروج از اتاق و برگشتن به اتاق را دائم تكرار كنيد؛ نهايتا كودك شما مي فهمد كه هر چند ممكن است شما در اين لحظه در كنار او نباشيد اما مسلما به زودي بر مي گرديد. قرار داشتن در كنار همسالان براي كودك بسيار مفيد است. پس برنامه هايي براي بازي با همسالان براي كودك خود تدارك ببينيد اما ابتدا اطمينان حاصل كنيد كه اسباب بازي به مقدار كافي در دسترس داريد! ممكن است كودك شما نتواند به راحتي اسباب بازيهايش را با بقيه بچه ها تقسيم كند، اما شما مي توانيد با پيش بيني مناسب از بروز مشكل در اين زمينه (تقسيم كردن اسباب بازيها بين بچه ها) جلوگيري كنيد. اگر فكر مي كنيد كه كودك دو يا سه ساله شما خودخواه شده است، ممكن است تصور كنيد كه او را لوس كرده ايد. بروز اين حالت در كودكان به والدين آنها ربط زيادي ندارد. كودكان در اين سن طبيعتا خودمحور هستند. با اين حال بهتر است از موقعيتهاي مناسب براي نشان دادن رفتار خوب استفاده كنيد (استفاده از عباراتي مانند "لطفا" و "متشكرم"، تعريف كردن از كسي كه كاري را به خوبي انجام داده است و دادن چيزهاي شخصي مانند اسباب بازي به ديگران) و كودك شما هم به زودي اين كارها را به اندازه كافي ياد خواهد گرفت. به گروههاي بازي كودكان بپيونديد يا اسم او را در يك خانه بازي يا كلاس تفريحي مخصوص اين سن بنويسيد تا او بتواند مدتي را با كودكان ديگر سپري كند. او به زودي ياد مي گيرد كه چگونه دوست پيدا كند و چگونه دوستي هايش را حفظ كند و او به زودي يك زندگي فعال اجتماعي را در پيش خواهد گرفت.

 


قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
چهارشنبه 29 تیر 1390  5:20 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به: کودکان نوپا


چگونه كودكي شاد و خوشحال بزرگ كنيم


هر پدر و مادري كه بهترين آرزوها را براي فرزندان خود دارند، همه تلاش خود را مي كنند تا اطمينان حاصل نمايند كه كودكانشان سالم هستند و در شرايط روحي و جسمي مناسبي بسر مي برند. بسياري از مادران ممكن است كارهاي مهيج زيادي را برنامه ريزي كنند كه مي تواند تمام روز كودكان را پُر كند و به آنها ثابت كند كه مادرشان بدون قيد و شرط به آنها علاقه دارد. با اين حال مانند بسياري ديگر از والدين دغدغه اصلي اين است: آيا كودكان من واقعا شاد و خوشحال هستند؟

ممكن است دانستن اينكه چه چيزي كودكان را شاد و خوشحال مي كند شما را شگفت زده كند. متخصصان رشد كودك كه در اين زمينه تحقيق مي كنند مي گويند: "شادي" چيزي نيست كه شما بتوانيد مثل يك هديه زيبا با كاغذ كادوي جذاب به كودك خود "بدهيد". يك روانشناس و نويسنده كتاب «شادي بزرگسالان و ريشه هاي آن در دوران كودكي» مي گويد: در واقع كودكان والديني كه در به دست آوردن دل آنها بيش از حد افراط كرده باشند (مثلا كوهي از اسباب بازي براي آنها خريده باشند يا اينكه جلوي بروز هرگونه ناراحتي عاطفي را در آنها گرفته باشند) به احتمال زياد در دوران نوجواني خسته، عيبجو و غمگين (بدون شادي و خوشحالي) خواهند بود. وي با تاكيد بر اينكه «بايد به كودكان كمك كرد تا برخي ابزارهاي روحي و دروني را در خود ايجاد كنند كه بتوانند در تمام طول عمر به آنها اعتماد كرده و از آنها استفاده كنند» مي گويد: بهترين عواملي كه مي توانند نشانه شاد بودن فرد باشند دروني هستند نه بيروني.

البته نكته مهم اين است كه لازم نيست شما يك متخصص در زمينه روانشناسي كودكان باشيد تا بتوانيد هوش و قوه دروني آنها را به قدري تقويت كنيد كه بتوانند فراز و نشيبهاي زندگي را تحمل كنند. با كمي حوصله و انعطاف پذيري، هر پدر و مادري مي تواند زمينه هاي يك عمر شادي را براي كودك خود فراهم كند.

ياد بگيريد كه نشانه ها را به خوبي درك كنيد

به احتمال زياد كودك شما مي تواند غم يا شادي خود را به خوبي به شما نشان بدهد. وقتي شما به خانه برمي گرديد يك لبخند بزرگ بر روي صورت او مي نشيند؛ و هنگامي كه نتواند عروسك محبوبش را پيدا كند با بغض گريه مي كند. اما شايد شما هنوز هم نتوانيد تشخيص دهيد كه آيا او در مجموع شاد و راضي هست يا خير؟ نشانه هاي اين مورد معمولا واضح هستند: يك كودك شاد و خوشحال مي خندد، بازي مي كند، از خود كنجكاوي نشان مي دهد، به ارتباط با ساير بچه ها علاقه نشان مي دهد و به تحريك و تهييج دائمي نياز ندارد. برعكس نشانه هاي خوشحال نبودن كودك نيز واضح هستند؛ اين كودك خجالتي و ساكت است، كم غذا مي خورد، دوست ندارد به جمع كودكان ديگر بپيوندد، بازي نمي كند، سوال نمي پرسد، نمي خندد يا لبخند نمي زند و بسيار كم صحبت مي كند.

البته اگر كودك شما ذاتا خجالتي يا درون گرا باشد بدين معنا نيست كه شاد و خوشحال نيست. خجالتي بودن به هيچ وجه مساوي با غمگين بودن نيست؛ اما شما بايد بيشتر سعي كنيد تا بتوانيد نشانه هاي هر كدام از اين حالتها را به خوبي بفهميد. شما بايد مراقب تغييرات عمده رفتاري در كودك خود (مانند منزوي شدن يا ترسيدن دائمي و بيش از حد) باشيد؛ زيرا اين نشانه ها ممكن است بيانگر آن باشند كه كودك مشكلاتي دارد كه شما بايد به آنها توجه كنيد.

را كه كودكان براي ابراز احساساتشان نشانه هاي فطري را مورد استفاده قرار مي دهند. شما هم مي توانيد اين نشانه ها را در كودك خود تشخيص دهيد. دو نشانه از اين مجموعه يعني "علاقه" و "لذت بردن" مثبت هستند؛ اما نشانه هاي منفي از جمله "اضطراب" "خشم" و "ترس" در مورد كودكان غمگين صدق مي كنند.

اكثر والدين مي فهمند كودكي كه دائما دچار ترس بي دليل يا بيش از حد است و به سادگي آشفته يا مضطرب مي شود نمي تواند يك كودك شاد و خوشحال باشد؛ اما بسياري از والدين متوجه نيستند كه يك كودك عصباني در واقع غم و ناراحتي خود را ابراز مي كند. صرف نظر از سن، عصبانيت را مي توان نتيجه اضطراب بيش از حد دانست. هنگامي كه كودك شما برادرش را مي زند يا اسباب بازيهايش را به اين طرف و آن طرف پرتاب مي كند در واقع بيش از حد توانش مضطرب است.

احتمالا كودك شما مي تواند هنگامي كه دچار مشكلات حادي است با شيوه هاي مخصوص به خودش اين مطلب را به شما انتقال بدهد. برخي كودكان ممكن است از سكوت استفاده كنند و برخي ديگر ممكن است بداخلاقي كنند يا به شما بچسبند و شما را رها نكنند. هرچه بيشتر با اخلاق و مزاج كودك خود آشنا بشويد شناسايي نشانه هاي مشكلات احتمالي كودك در دنياي خودش براي شما آسانتر خواهد شد. براي دريافت اطلاعات بيشتر پيرامون اخلاق و مزاج كودك خود به مقاله "آيا كودكان شاد به دنيا مي آيند؟" مراجعه كنيد.

موقعيت شوخي و تفريح را فراهم كنيد

هرچند تفريح و بازي دائمي يا خوردن بستني به جاي شام آرزوي همه كودكان است اما عاملي كه مي تواند موجب به وجود آمدن بيشترين شادي براي كودك شود، در دسترس تر و بديهي تر است؛ آن عامل خود شما هستيد! توجه به اين نكته مهمترين مرحله براي شاد كردن كودك است. با آنها ارتباط برقرار كنيد؛ با آنها بازي كنيد. اگر شما با آنها تفريح كنيد آنها هم واقعا تفريح مي كنند. اگر شما بتوانيد فضايي فراهم كنيد كه فرزند شما در دوران كودكي در ارتباط و دلبسته به والدين باشد، بهترين گام را براي تضمين شادي كودك خود برداشته ايد.

بازي مي تواند موجب شادي شود اما همچنين كودك شما از طريق بازي مهارتهاي ضروري براي شادي در دورانهاي بعدي زندگي اش را فرا مي گيرد. بازيهاي ساخت نيافته، كه به كودك امكان تعيين يا انتخاب جزئيات بازي را مي دهند، او را قادر مي سازند تا آنچه را دوست دارد كشف كند. مثلا او مي تواند با بلوكهاي اسباب بازي يك بُرج بسازد؛ با عروسكهايش بيمارستان بازي كند و اين بازيها نهايتا مي تواند او را به سمت حرفه و شغلي راهنمايي كند كه براي او مانند يك بازي مادام العمر و سراسر تفريح و شادي باشد. در واقع كلاسهاي موسيقي، ورزشهاي منظم و ديگر فعاليتهاي ساخت يافته و پرمحتوا را نمي توان "بازي" دانست. كودكان هنگامي "بازي" مي كنند كه بتوانند ابتكار داشته باشند، بسازند و روياپردازي كنند.

به كودك كمك كنيد تا استعداد خود را پرورش دهد

نسخه اي كه براي ايجاد شادي مادام العمر تجويز مي شود يك نكته حيرت آور دارد: افراد شاد كساني هستند كه يك مهارت را به خوبي فرا گرفته اند. به عنوان مثال هنگامي كه كودك در حال تمرين پرتاب توپ به سمت شما است از خطاهايش ياد مي گيرد، نظم و تداوم و سماجت را فرا مي گيرد و نهايتا از موفقيتي كه ناشي از تلاش خودش است لذت مي برد.

همچنين اطرافيان نيز موفقيت او را تشويق و تائيد مي كنند؛ كه اين نيز دستاورد ديگري براي كودك است. مهمتر از همه اينكه كودك فرا مي گيرد كه تا حدي بر زندگي خودش كنترل دارد: اگر او تلاش كند تا كاري را انجام دهد، مي فهمد كه نهايتا با اصرار و تداوم مي تواند موفق شود و اين موفقيت رضايتمندي را براي او به ارمغان مي آورد. تحقيقات نشان مي دهند كه اين احساس كنترل بر زندگي از طريق دستيابي به يك مهارت عامل مهمي در شادي و خوشحالي در دوران بزرگسالي است.

كارشناسان اخطار مي دهند كه كودكان (همانند بزرگسالان) بايد به دنبال علايق خودشان بروند وگرنه از موفقيتهاي خود لذت نخواهند برد و اين موفقيتها موجب بروز شادي و خوشحالي در آنها نخواهد شد. مادر دو كودك مي گويد كه اولين علاقه پسر سه ساله اش ساخت و ساز است! او مي گويد: «پسرم دوست دارد هم خودش يك چيزي بسازد و هم در ساختن چيزهاي ساده به پدرش كمك كند. اين كار موجب مي شود كه او احساس بهتري نسبت به خودش پيدا كند. ما سعي مي كنيم به او كمك كنيم تا بر روي استعداد ذاتي خودش متمركز شود كه در اين صورت مي توانيم بگوييم واقعا خوشحال و شاد است».

كودكان شاد در بدنهاي سالم زندگي مي كنند

خواب كافي، ورزش و رژيم غذايي مناسب در سلامتي هر كس (خصوصا كودكان) اهميت دارند. كودكان به طور طبيعي زياد ورزش مي كنند: در صورتي كه زمان كافي در اختيار كودك خود قرار دهيد تا در حياط خانه يا پارك بدود، اخلاقش هم بهتر مي شود. همچنين بهتر است به ساختار روحي و شخصيتي كودك خود نيز توجه كنيد: هرچند برخي از كودكان آسان گيرند، اما برخي ديگر تنها زماني شاد هستند و پيشرفت مي كنند كه برنامه منظمي داشته و بدانند در طول روز چه كارهايي بايد انجام دهند.

همچنين ممكن است بخواهيد بين مصرف يك غذاي خاص و اخلاق كودكتان ارتباط برقرار كنيد. برخي از والدين متوجه مي شوند كه هرچند مصرف شكر موجب مي شود كه انرژي كودك تا حد زيادي افزايش پيدا كند اما ممكن است موجب نوسانات اخلاقي يا رفتارهاي پرخاشگرانه نيز شود. پس حساسيتهاي غذايي نيز ممكن است در رفتار و اخلاق كودك شما نقش بازي كنند.

اجازه دهيد با مشكلاتشان بجنگند

اما شما خواهيد گفت: «من وظيفه دارم كه كودكم را شاد كنم. آيا نبايد سعي كنم كه همه شرايط را به بهترين نحو براي او فراهم كنم؟». در واقع اين حرف يك اشتباه بزرگ از سوي والديني است كه به كودك خود علاقه داشته و نيت خير دارند.

والدين دائما سعي مي كنند تا شرايط بهتري را براي كودك خود فراهم كرده و آنها را دائما شاد نگه دارند. اما اين كار واقع بينانه نيست. سعي نكنيد به محض بروز مشكل دخالت كرده و آن را برطرف كنيد. كودكان بايد ياد بگيرند كه برخي مشكلات يا ناراحتي ها را تحمل كنند. بگذاريد با مشكلاتش بجنگد و خودش چيزهاي مختلف را كشف كند زيرا اين كار موجب مي شود كودكان نحوه برخورد با مشكلات را ياد بگيرند.

اگر كودكان بتوانند محدوده مشخصي از تجارب، حتي برخي تجارب سخت يا نااميدكننده، را به صورت فردي و شخصي كسب كنند به آنها كمك مي كند تا منبعي از تواناييهاي دروني را به دست آورند كه نهايتا آنها را به سمت شادي و خوشحالي هدايت خواهد كرد. دست و پنجه نرم كردن با مشكلات (مثلا چهار دست و پا راه رفتن براي يك كودك هفته ماهه يا عمل تفريق براي يك بچه هفت ساله) و حل موفقيت آميز آنها موجب مي شود كه كودكان در برخورد و حل مشكلات خود ورزيده تر شوند.

البته اين بدان معنا نيست كه كودكان نبايد هرگز از ديگران كمك بخواهند، اما نقش شما اين است كه به آنها كمك كنيد تا راه حل را پيدا كنند نه اينكه مستقيما راه حل را در اختيار آنها قرار دهيد. يادگيري نحوه برخورد با مشكلات و فشارهاي اجتناب ناپذير زندگي يك نكته بسيار مهم براي شادي و خوشحالي كودك در آينده است.

به دست آوردن احساس استقلال و اعتماد به نفس توسط كودك منجر به افزايش احترام به خود و شادي در او خواهد شد. يكي از راههايي كه مي توانيد با آن به كودك خود كمك كنيد تا استقلال و اعتماد به نفس به دست بياورد اين است كه او را وادار كنيد چند بار در روز و هر بار به مدت 10 تا 15 دقيقه به تنهايي بازي كند.

اجازه دهيد بعضي وقتها ناراحت يا عصباني باشند

هنگامي كه در يك جشن تولد كودك شما يك گوشه مي ايستد و كز مي كند ممكن است واكنش طبيعي شما اين باشد كه او را به پيوستن به جمع شاد مهمانها ترغيب يا وادار كنيد. اما مهم است كه به او اجازه دهيد تا بعضي وقتها ناراحت باشد. وقتي كودك با عدم پذيرش توسط ديگران مواجه مي شود، به يك جشن تولد دعوت نمي شود يا چون چيزي را كه مي خواسته به دست نياورده است و ناراحت مي شود، برخي از والدين فورا نگران مي شوند و سعي مي كنند با اقدامي عجولانه مشكل كودكشان را بسرعت برطرف كنند.

اما كودكان بايد بدانند كه اگر بعضي وقتها ناراحت باشند احساسشان كاملا طبيعي است؛ در واقع ناراحتي هم بخشي از زندگي است. اگر ما به عنوان والدين تلاش كنيم تا همه ناراحتيها را از بين ببريم در واقع اين پيام را به كودك مي دهيم كه: "نبايد ناراحت باشي. ناراحت بودن يك اشتباه است". در صورتي كه ما در زندگي واقعي مي بينيم كه احظاتي وجود دارد كه از صميم قلب غمگين مي شويم يا شايد خشمگين باشيم. ما بايد به آنها اجازه دهيم كه احساسات مختلفشان را تجربه كنند؛ و غم و خشم نيز بخشي از اين احساسات هستند.

شما مي توانيد به كودك خود كمك كنيد تا براي هر يك از احساساتش يك اسم مناسب انتخاب كند تا بتواند در مورد احساسات مختلف صحبت كند. حتي اگر كودك شما هنوز حرف نمي زند شما مي تواند چند عكس از صورتهاي افراد مختلف به او نشان داده و از او بپرسيد كه كدام عكس احساسي مشابه با او را نمايش مي دهد. كودكان كلمات عاطفي مانند "خوشحال" يا "عصباني" را به سرعت ياد مي گيرند. هنگامي كه آنها بتوانند بين اين كلمات و احساسات خودشان ارتباط برقرار كنند توانايي بسياري زيادي براي درك و مديريت احساسات خود پيدا خواهند كرد.

اگر كودك عصباني باشد اما علت عصبانيتش را نداند، برايش بسيار ترسناك خواهد بود. بنابراين اگر وقتي بداخلاقي مي كند يا ديگران را مي زند به او بگوييم «مي دانم كه خسته يا عصباني هستي» در نتيجه كودك ياد مي گيرد كه احساساتش را بشناسد و آنها را نامگذاري كند. آنگاه مي توانيم به او ياد بدهيم كه به جاي زدن ديگران از كلمات استفاده كرده و حرف بزند.

واكنش شما نسبت به احساسات منفي كودك نبايد شديد و بيش از حد باشد. اگر كودكان بواسطه بروز برخي موارد در محيط اطرافشان حساسيت بيش از حد، وابستگي شديد به والدين يا عصبانيت از خود بروز بدهند كاملا طبيعي است؛ اما اين را نمي توان و نبايد غم و غصه ناميد.

براي كودك خود يك الگوي مناسب باشيد

تحقيقات نشان مي دهند كه خلقيات و مزاج شما مي تواند به كودكتان نيز منتقل شود؛ اما اين انتقال صرفا از طريق ژنها صورت نمي گيرد بلكه توسط رفتارها و روش تربيت كودك توسط شما صورت مي پذيرد.

خواه بد و خواه خوب، كودكان معمولا خلقيات و روحيات والدين خود را اكتساب مي كنند. حتي نوزادان نيز مدل روحي والدين خود را تقليد مي كنند كه در واقع مسيرهاي عصبي خاصي را در آنها فعال مي كند. به عبارت ديگر وقتي شما مي خنديد كودك شما نيز مي خندد و مي توانيد تصور كنيد كه چند عصب خاص در مغز او براي خنديدن ساخته مي شوند. اما بهتر است صادق باشيد: كودك شما مي تواند احساسات شما را از روي رفتارهايتان درك كند. اگر شما از چيزهاي كوچك لذت ببريد و بگوييد كه مديون چه كس يا چه چيز هستيد مي توانيد يك مدل مثبت و مناسب براي كودك خود باشيد.

شما مي توانيد به كودك خود كمك كنيد تا نيمه پر ليوان را ببيند نه نيمه خالي آن را. مثلا اگر باران آنقدر شديد است كه نمي توانيد به پارك يا شهربازي برويد، مي توانيد به فرصت مناسبي كه براي پختن كيك يا كلوچه پيش آمده است اشاره كنيد. مي توانيد به كودكانتان بگوئيد: «خوشحال باشيد براي آنچه كه داريد به جاي آنكه ناراحت باشيد براي آنچه كه نداريد». يك صحبت ساده قبل يا بعد از دعا هنگام شام مي تواند فرصت مناسبي براي تك تك اعضاي خانواده (حتي كودك شما) باشد تا بگوييد كه بهترين اتفاقي كه در اين روز براي شما افتاده است چه بوده است.

هر وقت بيش از حد مضطرب باشيد كودكان شما به سرعت واكنش نشان مي دهند. آنها ممكن است ساكت شوند و يك گوشه كز كنند. ممكن است با صحبت كردن با شما به همان روشهايي كه شما به آنها آموخته ايد بخواهند شما را خوشحال كنند. بنابراين دقت كنيد كه چه رفتاري را براي كودكان تان به نمايش مي گذاريد.

اما لازم نيست كه احساسات منفي تان را مخفي كنيد. شما مي توانيد به كودكتان نشان دهيد كه از اينكه گلدان زيبا و محبوبتان را شكسته ايد ناراحتيد. اگر اضافه كنيد كه مي توانيد يك گلدان بزرگتر بخريد، هم به او ياد داده ايد كه ناراحتي بخشي از زندگي است و هم روش پيدا كردن راه حلهاي مناسب را آموزش داده ايد.

با اين حال اگر دائما حس مي كنيد كه مضطرب يا افسرده هستيد بهتر است به دنبال كمك برويد. والديني كه مدت زيادي افسرده باشند در اغلب موارد نمي توانند نظم و انضباط را به خوبي رعايت كنند يا نمي توانند به اندازه كافي كودكان خود را تشويق كرده و با آنها بازي و تفريح كنند. همه اين موارد مي توانند به بروز مشكلات عاطفي در كودكان منجر شوند.

به آنها ياد بدهيد كه كارهاي خوب انجام دهند

با بزرگتر شدن كودك او مي تواند ياد بگيرد كه كمك به ديگران چقدر مي تواند براي خودش ارضاكننده باشد. تحقيقات نشان مي دهند افرادي كه در زندگي كارهاي خوب انجام مي دهند كمتر احساس افسردگي مي كنند. انجام كارهاي خير و كمك به ديگران مي تواند بخشي از زندگي خانوادگي باشد. حتي كودكان نيز مي توانند از اين نكته درس گرفته و بهره ببرند.

شركت دادن كودكان در جشن هاي نيكوكاري يا جمع آوري لوازم و اغذيه براي آسيب ديدگان بلايا مي تواند بعنوان يك سنت خانوادگي درآيد. حتي كمك كردن در كارهاي منزل مانند گذاشتن لباسهاي كثيفش در سبد لباسها مي تواند اين احساس را به كودك منتقل كند كه او هم دارد به ديگران كمك مي كند.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
چهارشنبه 29 تیر 1390  5:21 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به: کودکان نوپا

كودكاني كه به تازگي، حرف زدن را آغاز كرده اند


بچه ها ممكن است فقط تعداد كمي كلمه بلد باشند و ممكن است معناي دقيق همين كلمات را هم درك نكنند، اما دوست دارند حرف بزنند. هنگامي كه شما با آنها حرف مي زنيد، آنها نه تنها از اين موقعيت لذت مي برند، بلكه مهارتهاي زباني و مكالمه اي آنها نيز افزايش مي يابد. ولي شما چگونه مي توانيد با كودكي حرف بزنيد كه ممكن است تنها 5 يا 10 كلمه بلد باشد؟

درست است، شما نمي توانيد با كودك درباره انتخابات آينده و يا كاشت درختان چهارفصل صحبت كنيد، اما با اين حال بي نهايت موضوع ديگر نيز وجود دارند كه شما مي توانيد درباره آنها با هم حرف بزنيد. شما مي توانيد به جدي يا شوخي درباره هر چيزي صحبت كنيد: يك لالايي ساده را بارها و بارها براي او بخوانيد، يا به اشيا اطراف اشاره كنيد و اسم آنها را براي كودك بگوييد. پس از مدتي او هم با شما صحبت خواهد كرد. در اينجا به چند راه اشاره شده است كه مي توانيد با كمك آنها، كودك خود را به صحبت واداريد:

بگذاريد براي شما داستان يا شعر بخواند

اگر شما صدبار با او "لي لي حوضك!" بازي كرده ايد يا هر داستان ديگري را گفته ايد و اگر او اين داستان را به خاطر سپرده باشد، چندان تعجبي ندارد. يك راه ساده وجود دارد كه مي توانيد به كمك آن به كودك اجازه دهيد خودش را نشان داده و در عين حال مهارتهاي كلامي رو به رشد خود را تمرين كند. خواندن يكي از شعرها يا داستانهاي محبوبش را آغاز كنيد، سپس در وسط داستان ناگهان توقف كنيد و اجازه دهيد كه بخشي از داستان را او برايتان بگويد. بار ديگر كه اين داستان را مي خوانيد، در نقطه ديگري توقف كنيد تا او بتواند تلفظ كلمات جديدي را تمرين كند.

او را در گفتگوهاي خانوادگي تان راه بدهيد

بچه هاي كوچك، گوشهاي بزرگي دارند، به اين معني كه بيشتر سعي مي كنند به حرفهاي ديگران گوش دهند؛ اما اگر مشوق و انگيزه هاي مناسب به آنها بدهيد، مي توانند زبانهاي بزرگي هم داشته باشند! به بيان ديگر، تصور نكنيد كه او نمي تواند هيچ بخشي از صحبتهاي بزرگترها را بفهمد. او بيشتر از آنچه شما فكر مي كنيد مي فهمد. مثلا اگر شما و همسرتان درباره رنگ مناسب براي پرده هاي اتاق صحبت مي كنيد، كودك خود را نيز در فرآيند تصميم گيري وارد كنيد. مثلا مي توانيد از او بپرسيد: «تو چه رنگي را براي پرده ترجيح مي دهي؟ به نظر تو حاشيه ها به چه رنگي باشند بهتر است؟». ممكن است شما با نظر كودك (كه مي تواند مثلا صورتي آب نباتي براي پرده با سبز پررنگ براي حاشيه ها باشد) موافق نباشيد، اما همين قدر كه او بتواند نظر خودش را بگويد نيز برايش مفيد خواهد بود.

با كلمه ها بازي كنيد

اگر صحبت كردن را به يك بازي تبديل كنيد، جذابيت آن بسيار بيشتر مي شود. براي كودكاني كه حرف زدن را به تازگي شروع كرده اند، مي توانيد از اين بازي ساده استفاده كنيد: هر وقت به محيط جديدي (خيابان، پارك يا فروشگاه) مي رويد، به اشيا و چيزهاي دور و بر اشاره كنيد و بپرسيد: «اسم اين چيه؟» و كودك خود را به تلاش واداريد تا اسم صحيح آن را بگويد. براي اينكه كودك خسته و نااميد نشود، از چيزهايي شروع كنيد كه مطمئن هستيد نام آنها را مي داند (مثلا گربه يا بيسكويت). سپس هر چند وقت يكبار، يك كلمه جديد را وارد كنيد. اگر او جواب را نمي داند، كلمه را در گوش او زمزمه كنيد و از او بخواهيد كه آن را با صداي بلند تكرار كند. سپس به او بگوييد كه آن شيء چيست و چگونه كار مي كند. مثلا مي توانيد بگوييد: «اين يك چتر است. ما از چتر استفاده مي كنيم تا باران روي سرمان نريزد». كودكاني كه سن آنها كمي بيشتر باشد، از بازيهايي كه كمي پيچيده تر باشند، بيشتر خوششان مي آيد. مثلا از بازي «بعدش چي مي شه؟» مي توانيد استفاده كنيد. يك داستان براي كودك خود بگوييد و هنگامي كه داستان به نقطه اوج خود رسيد، از او بخواهيد كه پايان آن را با تخيل خويش ساخته و براي شما بگويد. اگر مهارتهاي زباني كودك شما هنوز آنقدر قوي نشده است كه بتواند خودش پاياني براي داستان بسازد، مي توانيد با پرسيدن چند سوال كليدي او را راهنمايي كنيد: «فكر مي كني سگه فرار مي كنه؟». وقتي در مورد كليت داستان با هم به توافق رسيديد، مي توانيد از او بخواهيد تا جزئيات بيشتري را براي شما تعريف كند: «اون سگه كه فرار كرد، كجا رفت؟».

از تلفن استفاده كنيد

بسياري از كودكان، قبل از اينكه توانايي حرف زدن را به دست آورند به تلفن و استفاده از آن علاقه پيدا مي كنند. از اين علاقه كودك استفاده كنيد تا او را به حرف زدن واداريد. وقتي افراد فاميل يا دوستانتان به شما زنگ مي زنند تا سلام و احوالپرسي كنند، اجازه دهيد تا كودك شما هم كمي با تلفن حرف بزند. در اين حالت، كودك شما بدون اينكه طرف مقابل را ببيند، مجبور به تصحيح تلفظهايش مي شود. اگر ديديد او از اينكه نمي تواند منظور خودش را به طرف مقابل بفهماند خسته و نااميد شده است، بهتر است گوشي را بگيريد و حرفهاي كودك خود را براي طرف مقابل معني كنيد: «كوچولو مي گه: سلام؛ خوبين؟». از طرف مقابل بخواهيد تا با پرسيدن سوالات ساده، كودك شما را به تلاش وادارد. اگر كودك شما تمايلي به جواب دادن ندارد، مي توانيد با نرمي و ملاطفت يك سوال از او بپرسيد و بخواهيد كه جواب اين سوال را به طرف مقابل بدهد: «به مامان بزرگ بگو ظهر چي خوردي»، يا «بگو امروز با كدام اسباب بازيها توي پارك بازي كردي». به خاطر داشته باشيد كه دوستان و بستگان از حرف زدن با كودك شما خوششان خواهد آمد، اما شايد همكاران اداره به اين كار علاقه نداشته باشند.

در مورد كارهايي كه در طول روز انجام داده ايد، با هم صحبت كنيد

براي كودك شما، هر روز جديد به معناي ماجراها و حادثه هاي جديد است. خريدن ميوه هاي مختلف، شستن ماشين و يا گرفتن لباسها از خشكشويي، هر كدام مي توانند موضوع جالبي براي صحبت و بحث باشند. هرشب قبل از خواب، كودك خود را تشويق كنيد تا وقايع آن روز را مرور كند. اگر هنوز هم كودك شما تنها از جملات يك يا دو كلمه اي استفاده مي كند، مي توانيد با پرسيدن سوالات دقيق تر، جزئيات را براي او تكرار كنيد. فرض كنيد كودك به شما مي گويد كه به پارك رفته است. جزئيات بيشتر را مي توانيد با سوالاتي از اين قبيل از او بپرسيد: چه كسي تو را به پارك برد؟ آنجا با كي بازي كردي؟ كدام اسباب بازي را بيشتر دوست داري؟ سعي كنيد سوالات خود را به نحوي بپرسيد كه پاسخ آنها صرفا يك كلمه بله يا نه نباشد. مرور وقايع روزانه مي تواند خصوصا براي والديني كه فرزندان خود را به مهدكودك يا آمادگي مي فرستند، مناسب باشد، زيرا به آنها كمك مي كند تا اطلاعات خوبي راجع به فعاليتهاي كودك به دست آورند. البته شما مي توانيد گزارشهاي روزانه را از معلم يا مربي او بگيريد، اما با صحبت مستقيم با كودك، مي توانيد دنيا را از منظر او ببينيد.

صحبت كردن او را ضبط كنيد

اكثر بچه ها دوست دارند كه در مقابل دوربين، حرف بزنند و بازي كنند. كافي است مانند كارگردانان سينما بگوييد: "حركت" و ببينيد كه كودك نوپاي شما، چه كارها كه نمي كند! برخي از بچه ها كافي است دوربين را ببيند تا شروع به بازي كنند و احتياجي به هيچ تشويق ديگري نيست. اما براي برخي ديگر، لازم است كه تا حدي بازي آنها را كارگرداني كنيد. اگر كودك شما از يك لالايي يا آهنگ خاص خوشش مي آيد، از او بخواهيد كه همان را در جلوي دوربين بخواند. يا مي توانيد مثل مصاحبه هاي تلويزيوني، يك سري سوال از كودك خود بپرسيد. براي اينكه بتوانيد توجه او را بيشتر جلب كنيد، مي توانيد هر چند دقيقه يكبار، قسمتهايي را كه ضبط كرده ايد به او نشان بدهيد. همين كه او خودش را روي صفحه نمايش يا تلويزيون ببيند، تشويق او براي بازي بيشتر در مقابل دوربين، بسيار ساده خواهد شد. علاوه بر ارتقاي مهارتهاي زباني، اين كار موجب مي شود تا يك يادگاري بسيار خوب هم براي شما و فرزندتان باقي بماند؛ شايد پس از آنكه كودكتان بزرگ شد، به دانشگاه رفت و از چهره هاي ماندگار شد، بتوانند از اين فيلمها براي تهيه كليپ يادبود او استفاده كنند!

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
چهارشنبه 29 تیر 1390  5:22 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به: کودکان نوپا

به كودك خود كمك كنيد تا حرفهاي ديگران و مفاهيم آنها را بفهمد

 

نقش شما

حرف زدن با كودك و كتاب يا شعر خواندن براي او، موجب مي شود كه مهارت او در برقراري ارتباط كلامي افزايش پيدا كند.

گفتن نام اشيائي كه در خانه وجود دارند و يا شرح دادن اتفاقات روزانه براي او، به او كمك مي كند تا معناي يك كلمه را مدتها پيش از آنكه قادر به گفتن يا استفاده از آن باشد، درك كند. بازي با كلمات مي تواند يك روش جذاب براي افزايش علاقه كودك به زبان باشد. مي توانيد با هم در خانه راه برويد، و به نوبت، نام اشيا موجود در خانه را بگوييد؛ يا با كلمات هم قافيه، جمله بسازيد؛ شعرهاي كودكانه و ضرب المثلهاي فارسي زيادي وجود دارند كه مي توانيد در اين موقعيت از آنها استفاده كنيد.

معمولا والدين دوست دارند كه جواب حرفهاي كودك را با همان زبان كودك و با كلمات و جملات نامفهوم يا بي معني بدهند؛ اما شما بايد در برابر اين وسوسه مقاومت كنيد و به زبان صحيح و بدون غلط با او صحبت كنيد. همچنين، به حرفهاي كودك خود (حتي اگر نامفهوم و بي معني به نظر مي رسند) پاسخ دهيد. با پرسيدن سوالات ساده (مانند "پيشي كجاست؟")، يك پرسش و پاسخ با كودك خود به راه بيندازيد، و جوابهاي او را تاييد و تصديق كنيد. اگر او اشتباه كرد، سعي نكنيد اشتباهش را به سرعت تصحيح كنيد.

 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
چهارشنبه 29 تیر 1390  6:27 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به: کودکان نوپا

به كودك خود كمك كنيد تا حرف بزند

 

كودكان به طور ذاتي به صداي انسانها علاقه دارند، همچنين به طور طبيعي مايل هستند هنگامي كه فرد ديگري صحبت مي كند، به حرفهاي او گوش داده و توجه كنند. شما هنوز هم مي توانيد از اين تمايل ذاتي كودك خود، مثل همان وقتي كه او كوچكتر بود، بهره ببريد.

چگونه مي توانم به كودك خود كمك كنم تا حرف زدن را ياد بگيرد؟

هر چقدر مي توانيد به صورت مستقيم با كودك خود صحبت كنيد. سعي كنيد بعضي وقتها، اين صحبتها صرفا بين شما و او بوده و شخص ثالثي بين شما نباشد. اگر شما در حال حرف زدن يا كتاب با شعر خواندن براي او به همراه يكي از برادر يا خواهرهاي بزرگترش باشيد، نمي توانيد لغات و اصطلاحات را به ميزان مورد نياز او تكرار كنيد، يا براي او توضيح دهيد؛ در واقع اگر شما با او تنها بوديد، او مي توانست خيلي بيشتر از اين فرصت استفاده كند. هنگام حرف زدن، به او نگاه كنيد؛ اجازه دهيد صورت و حركات صورت شما را ببيند.

با تطبيق دادن حرفهاي خود با كارهايي كه انجام مي دهيد، اين امكان را براي كودك فراهم كنيد كه معناي حرفهاي شما را بهتر بفهمد. مي توانيد بگوييد: «حالا پيراهنت را در مي آورم»، و پيراهنش را دربياوريد؛ سپس بگوييد: «حالا نوبت كفشهايت است»، و به سراغ كفشهايش برويد.

همچنين مي توانيد با تطبيق دادن حرفهاي خود با حركات مختلف صورت، احساسات خود را به صورت نمايشي به او نشان دهيد. سن او به اندازه اي نيست كه بتوانيد او را دست بيندازيد (و البته در هيچ سني نبايد اين كار را بكنيد). اگر او را به گرمي در آغوش بگيريد و بگوييد: «عفريته شلخته بدريخت مامان كيه؟» او گيج خواهد شود! صورت شما، و در آغوش گرفتن او، احساس ديگري را به او منتقل مي كند با اين مضمون كه «دختر خوشگل مامان كيه؟».

به كودك كمك كنيد تا معناي كلي حرفهاي شما را بفهمد؛ و اگر او نمي تواند حرفها و كلمات شما را تك تك و به صورت دقيق متوجه شود، ايرادي ندارد. اگر در حال غذا پختن هستيد، بشقابها را روي ميز بچينيد، با دست به او اشاره بكنيد، و بگوييد: "الآن وقت ناهار است". كودك مي فهمد كه ناهارش آمده شده و به زودي مي تواند غذا را جلوي خودش و روي ميز ناهارخوري ببيند! البته اگر شما با حركات دست و نشان دادن بشقاب و غذا، او را راهنمايي نمي كرديد، او ممكن بود معناي "الآن وقت ناهار است" را نفهمد. او معناي لغات را با تكرار آنها در موقعيت مناسب و درك لغات و كاربردشان، ياد مي گيرد.

او را در احساساتي همچون اشتياق، هيجان و تاكيد، مشاركت دهيد. صحبت كردن در مورد جريان عشق يا در مورد گروهي از پرندگان نادر در آسمان، مي تواند ابزار مفيدي براي جلب توجه كودك و انگيزه دادن به او باشد تا براي درك مفهوم حرفهاي شما تلاش كند.

چگونه مي توانم به كودكم كمك كنم تا با ديگران، صحبت كند؟

به كودك خود كمك كنيد تا بفهمد كه "حرف زدن" تنها وقتي معنا پيدا مي كند كه انسان با افراد ديگر حرف بزند. اگر شما با خودتان حرف بزنيد و منتظر جواب دادن ديگران نباشيد، يا حداقل كودك اينطور احساس كند؛ يا هنگامي كه كودك يا يكي ديگر از اعضاي خانواده با شما حرف مي زند، به او جواب ندهيد؛ او احساس خواهد كرد كه كلمات و جملات، صداهايي بي معنا و كاملا به درد نخور هستند.

سعي كنيد برنامه هاي راديو و تلويزيون به عنوان "صداي زمينه" دائمي هنگام مكالمات شما و فرزندتان نباشند. اگر مي خواهيد راديو را زماني كه در آشپزخانه هستيد و يا در تمام طول روز روشن بگذاريد، فقط وقتي اين كار را بكنيد كه راديو در حال پخش موسيقي باشد. هنگامي كه يك برنامه جدي در حال پخش است و يك، دو يا چند نفر در آن در حال صحبت كردن هستند، به دقت به حرفهاي آنها گوش دهيد. در ضمن، به كودك خود نشان دهيد كه شما معناي حرفهايي را كه از راديو پخش مي شود (و كودك شما قادر به ديدن آنها نيست)، مي فهميد.

در اين دوره، شما تقريبا به مترجم كودك خود تبديل شده ايد. شما خواهيد ديد كه فهميدن حرفهاي كودك براي شما آسان تر از غريبه ها است؛ كودك شما هم مي بيند كه شما و ديگر افرادي را كه ارتباط ويژه اي با او دارند، بهتر از غريبه ها درك مي كند.

چگونه مي توانم "راست" و "دروغ" را به كودك خود ياد بدهم؟

كودك شما ممكن است كلمات جديد را ياد بگيرد و آنها را به درستي مورد استفاده قرار دهد، اما معناي ظريف و دقيقي را كه بزرگترها از اين كلمات برداشت مي كنند، متوجه نشود. به عنوان مثال، او ممكن است معناي كلمه "قول" يا "تعهد" را نفهمد؛ اما با اين حال به درستي از آن استفاده كند. اگر شما بگوييد: «اجازه داري پنج دقيقه بيشتر بازي كني، اگر قول بدهي بعد از آن مستقيم به اتاق خوابت بروي»، او ممكن است با شادي بگويد: «قول مي دهم». با اين حال، اين كلمه براي او فقط اين معني را مي دهد كه مي تواند پنج دقيقه ديگر هم بازي كند. پس از پنج دقيقه، او از شما مي خواهد كه پنج دقيقه ديگر هم بازي كند؛ و البته وقتي با كنايه و سرزنش به او مي گوييد: «اما تو قول دادي»، نمي تواند بفهمد كه چرا مورد سرزنش واقع مي شود.

همچنين، استفاده او از كلمات ممكن است همواره منطبق بر واقعيت نباشد. كودك شما ممكن است بتواند به راحتي صحبت كند، ديگران را متهم كند و يا حرفهاي ديگران را رد و انكار كند، در حالي كه معناي حرفهاي خود را به طور دقيق نفهمد. او آنگونه كه احساس مي كند، حرف مي زند. ممكن است در يك دعوا با خواهرش، زمين بخورد و پايش زخمي شود؛ بعد به سراغ شما بيايد و بگويد كه خواهرش او را هُل داده است (در حالي كه واقعيت ندارد). هرچند خواهرش زانوي او را زخم نكرده، اما احساسات او را اذيت كرده است؛ و كودك شما بر طبق احساسش حرفي را مي زند كه ممكن است از نگاه بزرگترها و در مقايسه با واقعيت، صحيح نباشد.

با رشد سن او، شما مي توانيد ارزش قولهايي را كه آگاهانه داده شوند و با دقت نيز رعايت شده و به آنها عمل شوند، به او نشان دهيد؛ همچنين اهميت راست گفتن و پرهيز از دروغ را نيز به او آموزش دهيد. اما هنوز براي اين كار خيلي زود است. با گفتن چيزها و مفاهيمي كه كودك قادر به درك آنها نيست، او را گيج نكنيد. او تمام تلاش خودش را مي كند تا شما را خوشحال كند؛ اما اگر شما به اين مقدار راضي نيستيد و تواناييهاي طبيعي يك كودك نمي تواند موجب خوشحالي شما شود، بايد بدانيد كه او (شايد هرگز) نخواهد توانست شما را راضي كند!

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
چهارشنبه 29 تیر 1390  6:29 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به: کودکان نوپا

حرف زدن

 

همزمان با رشد فكري، احساسي و رفتاري، كودك شما ياد مي گيرد تا از كلمات براي توصيف آنچه مي بيند، مي شنود، احساس مي كند و مي انديشد، استفاده كند. امروزه محققان مي دانند كه كودكان مدتها پيش از آنكه اولين كلمات خود را بر زبان بياورند، يادگيري قوانين زبان و نحوه استفاده بزرگترها از آن (براي صحبت با يكديگر) را آغاز مي كنند.

زمان بروز و رشد اين توانايي

كودكان، حرف زدن را در دو سال اول زندگي خود ياد مي گيرند. كودك شما نيز ياد خواهد گرفت كه از زبان، لبها، سقف دهان و دندانهايي كه در دهان او روييده اند براي توليد صداهاي مختلف استفاده كند؛ او در ماههاي اول و دوم صرفا مي تواند صداهاي ساده اي مانند "اِه" يا "آ" را توليد كند، و كمي پس از آن نيز صداهاي ساده ديگري را كه به اصطلاح "غان و غون" ناميده مي شوند، ايجاد خواهد كرد. كمي بعد، اين صداها تبديل به كلمات واقعي مي شوند: شايد حتي در چهار يا پنج ماهگي، كلماتي مانند "ماما" و "بابا" از دهان او خارج شوند و اشك را به چشمان شما بياورند. از اين زمان به بعد، كودك شما سعي مي كند تا كلمات بيشتري را از بين صحبتهاي شما، همسرتان و ديگر افرادي كه در اطراف او هستند، انتخاب كرده و ياد بگيرد. سپس، در بين يك تا دو سالگي، او به تدريج سعي خواهد كرد تا جملات دو يا سه كلمه اي را ادا كند.

رشد اين توانايي در كودك

در ابتداي تولد، كودك شما گريه و زاري مي كند؛ و اين گريه، اولين تلاش او براي ورود به دنياي صداها است. او با اين گريه نشان مي دهد كه خارج شدن از دنياي رحم و ورود به يك دنياي جديد و غريب، براي او شوكه كننده بوده است. از آن به بعد، او صداها، آهنگ صحبت كردن و همچنين كلمات ديگران را جذب مي كند كه نهايتا نحوه صحبت كردن خودش را شكل خواهند داد.

"صحبت كردن"، پيوندي عميق با "شنيدن" دارد. با گوش دادن به حرفهاي ديگران، كودك شما صداي كلمات و ساختار جملات را ياد مي گيرد. در واقع، بسياري از محققين بر اين باورند كه درك زبان از زماني كه كودك در رحم مادرش قرار دارد آغاز مي شود. همانگونه كه كودك به ضربان ثابت قلب شما عادت كرده است، با صداي شما هم وفق پيدا مي كند. او تنها چند روز پس از تولد قادر است كه صداي شما را در بين صداهاي ديگران، تشخيص دهد.

يك تا سه ماهگي

گريه، اولين مدل ارتباطي است كه كودك شما مورد استفاده قرار مي دهد. گريه تند و با صداي بلند مي تواند به اين معنا باشد كه او گرسنه است؛ و گريه آرام و منقطع مي تواند نشانه آن باشد كه پوشك او نياز به تعويض دارد. با افزايش سن، او مي تواند صداهاي ساده ديگري شبيه به خنده هاي ريز، آه و ... را توليد كند كه در نتيجه يك مجموعه كوچك از صداهاي متنوع را در اختيار خواهد داشت. برخي از زبان شناسان بر اين باورند كه كودكان در چهار هفتگي قادرند كلمات با سيلابهاي يكسان، مانند "ما" و "با" را تشخيص دهند.

چهار ماهگي

در اين مرحله، كودك شما با تركيب حروف صدادار و بيصدا، صداهاي ساده اي مانند "بابا" يا "ماما" را ايجاد مي كند. هرچند گفتن اين كلمات موجب مي شود كه قلب والدين كودك از شادي لبريز شود، اما واقعيت اين است كه او هنوز نمي تواند اين كلمات را واقعا درك كرده و بين اين كلمات و شما، ارتباط معنايي برقرار كند. او در يكسالگي قادر خواهد بود كه اين ارتباط مفهومي را ايجاد كرده و با گفتن "ماما" يا "بابا"، واقعا شما را صدا كند.

تلاش كودك شما براي حرف زدن اينگونه به نظر مي رسد كه گويا فردي در حال حرف زدن به يك زبان خارجي است: تعداد بسيار زيادي از لغات بدون معني كه كودك آنها را پشت سر هم مي گويد. در واقع، توليد صدا براي كودك شما يك بازي مفرح است؛ او تلاش مي كند كه زبان، دندانها، سقف دهان و تارهاي صوتي اش را براي توليد صداهاي بامزه و متنوع، به كار گيرد. در اين مرحله، كودكان صداهايي مختلف از خودشان در مي آورند كه اصطلاحا "غان و غون" ناميده مي شود؛ و جالب اينكه اين صداها در كودكان مختلف كاملا شبيه به هم است، خواه والدين آنها فارسي، انگليسي، فرانسوي يا حتي ژاپني باشند! شما ممكن است مشاهده كنيد كه كودك شما، بعضي صداهاي خاص را دوست داشته و آنها را بارها و بارها تكرار كند، مانند "دا" يا "كا"؛ اين بدان خاطر است كه كودك از اين صداها، و همچنين از وضعيت اندامهاي صوتي اش در زمان توليد اين صداها، خوشش مي آيد.

شش تا نُه ماهگي

در اين دوره به نظر مي رسد كه صداهايي كه كودك توليد مي كند، تا حدي معنا و مفهوم دارند. اين بدان خاطر است كه كودك از صداها و الگوها، مشابه با خود شما استفاده مي كند. مي توانيد با كتاب يا شعر خواندن براي او، اين مهارت را در كودك تقويت كنيد.

دوازده تا هفده ماهگي

او در اين مرحله از يك يا چند كلمه استفاده مي كند و معناي آنها را هم مي فهمد. او حتي ممكن است از تغيير آهنگ صدا نيز استفاده كند و مثلا با لحن سوالي به شما بگويد: "بغل"، يعني "من را بغل كن"! او به تدريج اهميت حرف زدن را درك مي كند و مي فهمد كه توانايي ابراز و انتقال خواسته ها و نيازهايش، تا چه حد مهم است.

هجده تا بيست و چهار ماهگي

در اين دوره، او ممكن است تا 200 كلمه را ياد گرفته باشد، كه بسياري از اين كلمات، اسم هستند. بين هجده تا بيست ماهگي، كودكان مي توانند حدودا 10 كلمه را در روز ياد بگيرند. حتي برخي از آنها مي توانند كه در هر 90 دقيقه، يك كلمه جديد ياد بگيرند، پس بهتر است به دقت، مراقب نحوه صحبت كردن خود باشيد. او حتي ممكن است دو كلمه را با هم استفاده كرده و جملات دوكلمه اي بسازد: "من ببَر". در دو سالگي، او قادر خواهد بود جملات سه كلمه اي را به كار برده و آهنگهاي ساده را به صورت آواز، بخواند. در اين دوره، درك كودك از خودش به بلوغ مي رسد، و در نتيجه او درباره خودش - چيزهايي كه دوست دارد يا ندارد، آنچه فكر مي كند و آنچه احساس مي كند - حرف خواهد زد. البته استفاده از ضميرها ممكن است براي او گيج كننده باشند و در نتيجه ممكن است مشاهده كنيد كه او به جاي اينكه بگويد: «من انداختم»، بگويد: «ني ني انداخت».

بيست و پنج تا سي و شش ماهگي

او ممكن است هنوز نتواند بلند يا آرام حرف زدن را به طور مناسب به كار ببرد، اما به زودي در اين زمينه مهارت كافي پيدا خواهد كرد. همچنين او به تدريج معاني ضميرها (مانند: من، تو، او) را خواهد فهميد. بين دو تا سه سالگي، دامنه لغات او حدودا به 300 كلمه خواهد رسيد. او با استفاده از اسم ها و فعلها، جملاتي كامل اما ساده خواهد ساخت: «من امروز رفتم».

در سه سالگي، مهارت او براي حرف زدن بسيار افزايش يافته است. او مي تواند براي مدتي به طور مداوم با شما صحبت كند، و تُن صدا، الگوهاي صحبت و لغات مورد استفاده اش را با توجه به مخاطب خود، تنظيم كند. به عنوان مثال، هنگام صحبت كردن با يك كودك ديگر از كلمات ساده تر استفاده خواهد كرد، اما وقتي كه با شما حرف مي زند، لغتها و الگوهاي پيچيده تري را به كار خواهد برد. در اين زمان، شما مي توانيد منظور او را به طور دقيق و روشن بفهميد. او به راحتي و به صورتي روان، نام و سنش را براي ديگران گفته و همچنين هرگاه از او بخواهيد كاري را انجام دهد، به سرعت گوش خواهد داد.

مرحله بعدي

پس از مدتي، شما خواهيد ديد كه او ديگر صرفا حرفهاي بي سر و ته يا بي معني نمي زند؛ و روزهايي را كه او اصلا بلد نبود حرف بزند، فراموش خواهيد كرد. در اين دوره، او براي شما از كارهاي روزانه اش حرف مي زند و شما هم از نشستن و گوش دادن به شيرين زبانيهاي او لذت خواهيد برد. او براي شما تعريف مي كند كه در مهدكودك چه بازيهايي كرده است؛ دوستش چه خوراكي آورده بود؛ دوست ديگرش چه چيزهايي گفته است؛ و البته درباره هر چيز ديگري نيز كه در ذهنش مي گذرد، براي شما صحبت خواهد كرد. او همچنين يادگيري يك مهارت نسبتا پيچيده تر را نيز آغاز مي كند: "نوشتن".

نقش شما

وظيفه شما بسيار ساده است: با او حرف بزنيد. تحقيقات نشان مي دهند كودكاني كه والدينشان در دوره خردسالي، زياد با آنها صحبت مي كنند، بهره هوشي (IQ) بيشتري دارند. همچنين دامنه لغات آنها نيز وسيع تر از كودكاني است كه كمتر با اطرافيان خود صحبت مي كرده اند. شما مي توانيد صحبت كردن با كودك را از دوران حاملگي آغاز كنيد، تا او به صداي شما عادت كند. براي او كتاب بخوانيد و يا هنگامي كه به حمام مي رويد، با صداي بلند برايش آواز بخوانيد. پس از زايمان، هنگامي كه به او شير مي دهيد، پوشك او را عوض مي كنيد و يا او را به حمام مي بريد، با كودك صحبت كنيد؛ همچنين بهتر است به او فرصت بدهيد كه با يك لبخند و يا با برقراري ارتباط چشمي (نگاه كردن مستقيم به چشمان شما)، به حرفهاي شما پاسخ دهد. در پنج ماهگي، ممكن است متوجه شويد كه او با اشتياق به حركت لبها و دهان شما نگاه مي كند. به صحبت كردن ادامه دهيد، و او به زودي تلاش خود را براي پاسخ دادن به شما آغاز خواهد كرد.

البته گاهي از اوقات نيز مي توانيد با جملات و كلمات خود كودك (يعني با همان صداهاي بي معني و نامفهوم او) با او حرف بزنيد؛ اما صحبت صحيح و دقيق را نيز فراموش نكنيد. كودك شما تنها در صورتي صحيح صحبت كردن را ياد مي گيرد، كه شما به او به درستي ياد بدهيد. لازم نيست از به كار بردن كلمات پيچيده خودداري كنيد. هرچند شما بايد تلاش كنيد تا حتي الامكان ساده با كودك صحبت كنيد تا او هم بتواند منظور شما را بفهمد، اما شنيدن كلمات جديد نيز مي تواند به او كمك كند تا به تدريج، دامنه لغاتش را وسعت دهد. همين مطلب در مورد كودكاني كه به مهدكودك يا آمادگي هم مي روند صدق مي كند: تا زماني كه شما با صحبتهاي خود آنها را بيشتر تحريك و تهييج كنيد، مهارتهاي زباني آنها هم بيشتر رشد خواهد كرد.

كتاب يا شعر خواندن براي كودك، يكي از بهترين راههايي است كه مي تواند مهارتهاي زباني كودك را پرورش دهد. نوزادان از شنيدن صداي شما لذت مي برند؛ كودكان نوپا از شنيدن داستانهاي جديد خوششان مي آيد؛ و كودكاني كه به آمادگي مي روند حتي ممكن است بقيه داستان را براي شما تعريف كنند.

چه وقت بايد نگران شويد

كودكاني كه مشكل شنوايي داشته باشند، توانايي توليد صداهاي ساده را نيز از حدود شش ماهگي رها مي كنند. در صورتي كه نوزاد شما هيچ صدايي از خودش در نمي آورد (يا حتي تلاشي هم براي توليد صدا نمي كند)، يا با شما ارتباط چشمي برقرار نمي كند، بهتر است با پزشك خود مشورت كنيد. هرچند برخي از كودكان از حدود نُه ماهگي، تلفظ كلمات را شروع خواهند كرد، برخي ديگر ممكن است اين كار را در سيزده يا چهارده ماهگي آغاز كنند. اگر كودك شما تا پانزده ماهگي هيچ كلمه اي بر زبان نياورد، يا شما هنوز هم قادر نيستيد كه حتي يك كلمه از حرفهاي او را بفهميد، در اين مورد با پزشك خود صحبت كنيد.

اگر در سه سالگي، هنوز هم كودك شما حروف بيصداي انتهاي كلمات را تلفظ نمي كند (مثلا به جاي "خوب"، مي گويد: "خو")، يا به جاي يك صدا يا هجا، از صداهاي ديگر استفاده مي كند (مثلا به جاي "مار" يا "موش" مي گويد: "بار" يا "دوش")، ممكن است به مشكل شنوايي يا گفتاري مبتلا باشد. در اين صورت با پزشك خود صحبت كنيد تا امكان ارزيابي كودك را فراهم كند.

همه كودكان ممكن است در برخي مواقع دچار لكنت زبان شوند. بعضي وقتها كودك شما بسيار هيجان زده است و مي خواهد آنچه را در ذهنش مي گذرد به سرعت براي شما بگويد، اما نمي تواند به آساني كلمات مناسب را پيدا كند. به او اجازه دهيد تا خودش جملاتش را تمام كند، و از پريدن وسط حرف او يا كمك به او، خودداري كنيد. اين كار موجب مي شود او احساس بي عرضگي كند؛ و به هيچ وجه به يادگيري او كمك نخواهد كرد.

با اين حال، در صورتي كه كودك شما به لكنت زبان دائمي دچار شده است، بايد توسط متخصص گفتاردرماني مورد معاينه قرار گيرد. اگر كودك بين شش تا دوازده ماه پس از اولين باري كه دچار لكنت زبان مي شود مورد معاينه قرار گيرد، بهترين ميزان پيشرفت در مهارتهاي زباني را از خود نشان خواهد داد. بايد در اين باره با پزشك خود مشورت كنيد تا شما را به يك متخصص مناسب ارجاع دهد.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
چهارشنبه 29 تیر 1390  6:29 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به: کودکان نوپا

ارزيابي رشد و تكامل كودك: آنچه بايد بدانيد


ارزيابي رشد كودك چيست؟

كودكان با سرعت و الگوهاي متفاوتي رشد مي كنند: برخي حرف زدن را خيلي زود شروع مي كنند؛ بعضي ديگر هم حتي قبل از اينكه بچه هاي همسن آنها بتوانند چهار دست و پا راه بروند، ياد مي گيرند كه ايستاده راه بروند. اما اگر به نظر مي رسد كه كودك شما در دوره اي از رشد، خارج از محدوده طبيعي قرار دارد، شما بايد او را مورد "ارزيابي رشد" قرار دهيد.

در واقع، ارزيابي رشد يك ارزيابي ساخت يافته از ميزان رشد كودك شما در حيطه هاي توانايي هاي فيزيكي، زبان، فهم و درك، مهارتهاي اجتماعي و عاطفي است. يك متخصص ارزيابي رشد يا تيمي از متخصصين (كه ممكن است شامل متخصص اطفال، متخصص زبان، متخصص شنوايي، متخصص كاردرماني، روانشناس كودك، روانپزشك كودكان، و افراد ديگر باشد) مي توانند اين ارزيابي را انجام دهند.

متخصص يا تيم متخصصين، ميزان رشد كودك شما را با ميزان طبيعي رشد در سن او مقايسه كرده و مشكلات يا تاخيرهاي تكاملي احتمالي را مشخص مي سازند. در كل، شما بايد به سوالات نسبتا فراوان و جزئي در مورد رشد، حركات فيزيكي، رفتار، بازي ها و روابط متقابل كودك با اعضاي خانواده و ديگر افراد و اشيا موجود در محيط پيرامون او، پاسخ دهيد. همچنين كودك شما مورد يك سري آزمايشها قرار مي گيرد كه ممكن است شامل تستهاي فيزيكي، شنوايي و بينايي، بررسي نحوه بازي كودك، و آزمونهاي استاندارد (كه از كودك مي خواهند كارهاي مشخصي را انجام دهد) باشند، و نهايتا نقاط قوت و ضعف او را مشخص مي سازند. اگر مربي يا پزشك كودك شما توصيه كند كه او را تحت ارزيابي رشد قرار دهيد، شما ممكن است عصباني شويد، بترسيد يا حتي احساس گناه كنيد. هيچ پدر و مادري دوست ندارند بشنوند كه فرزندشان مشكلي دارد. نگراني شما طبيعي است، اما به خاطر داشته باشيد كه اين آزمونها، يك ارزيابي ساده از كودك شما هستند. اين آزمونها به هيچ وجه براي تشخيص عيب يا بيماري كودك نيستند (هر چند ممكن است در انتها به شما پيشنهاد بدهند كه كودك را براي بررسي ابتلا به بيماري يا مشكل خاصي، مورد معاينه دقيقتر قرار دهيد) و همچنين نمي توان اين آزمايشها را نشانه وجود يك مشكل جدي در كودك دانست. در بسياري از موارد، اين ارزيابي مشخص مي كند كه كودك كاملا طبيعي است، و احتياج به درمان يا مراقبتهاي اضافي ندارد. حتي اگر پزشك يا معلم كودك احتمال دهند كه او به يك بيماري يا مشكل دچار شده است، ممكن است راهكارهايي را به شما پيشنهاد بدهند كه با كودك خود در خانه تمرين كنيد تا مشكل او برطرف شود. سعي كنيد با فكر باز با اين موضوع برخورد كنيد، و به ياد داشته باشيد كه هدف نهايي اين ارزيابي آن است كه به كودك شما كمك كند تا رشدي سالم و طبيعي داشته باشد.

از كجا مي توانم بفهمم كه بايد كودك را مورد ارزيابي قرار داد؟

متخصص اطفال در هر نوبت معاينه كودك، رشد او را مورد بررسي قرار مي دهد. اگر او مشاهده كند كه كودك شما در يكي از زمينه هاي رشد، تا حد زيادي از همسالان خود عقب مانده است، ممكن است شما را به يك متخصص رشد ارجاع دهد تا اين آزمونها را انجام دهيد.

البته شما هم به عنوان پدر يا مادر مي توانيد ضرورت انجام اين آزمونها را تشخيص دهيد. شما بهتر از هر كس ديگري فرزند خود را مي شناسيد و ممكن است اولين كسي باشيد كه يكي از نشانه هاي تاخير در رشد را مشاهده كنيد. پزشك در هر نوبت معاينه، تنها چند دقيقه را با كودك شما سپري مي كند، پس به سادگي ممكن است از توجه به نشانه هاي ظريف و كوچك، غفلت ورزد. اگر شما در مورد يكي از نشانه هاي رشد (مثلا حرف زدن يا توانايي برداشتن و گرفتن اجسام) نگران هستيد و پزشك شما در اين مورد صحبتي نكرد، مي توانيد اين موضوع را با او مطرح كرده و بخواهيد كه شما را به يك متخصص ارجاع دهد.

اگر كودكتان را به مهدكودكي مي بريد كه پرسنل آن در زمينه رشد كودك آموزش ديده اند، مدير مهد يا مربي كودكتان نيز مي تواند پيشنهاد مراجعه به متخصص را مطرح كند.

خصوصيات يك "ارزيابي رشد و تكامل" خوب چيست؟

ارزيابي كودكان مختلف ممكن است كاملا متفاوت باشد زيرا كودكان و خانواده هاي آنها با يكديگر بسيار متفاوتند. بهترين ارزيابي ها در زمينه بررسي سلامت جسمي و روحي كودكان ، مشخصات زير را دارند:

  • والدين و متخصصين به همراه يكديگر در ارزيابي شركت مي كنند: شما در زمينه رفتارهاي كودك خود متخصص هستيد؛ پس بايد در فرآيند ارزيابي، نقشي كليدي داشته باشيد. اطلاعات و نظرات شما براي تعيين وضعيت واقعي كودك، بسيار مهم و تعيين كننده هستند.
  • ارزيابي بايد توسط يك تيم (كه مي تواند شامل متخصص اطفال، متخصص شنوايي، روانشناس كودك، روانپزشك كودك، و ديگران باشد) انجام شود تا تصويري كامل از مهارتهاي كودك به دست بيايد. اعضاي تيم بايد درك قابل قبول و مناسبي از فرآيند رشد كودك داشته باشند.
  • كودك شما بايد در چند جلسه و با حضور افراد مختلف مورد معاينه قرار گيرد. رفتار، فرآيندي بسيار پيچيده است. براي به دست آوردن تصويري دقيق و كامل از بازي، يادگيري، نحوه استدلال، حركات، روابط متقابل و ساير ويژگيهاي كودك، او بايد در محيطهاي مختلف مورد بررسي و آزمايش قرار گيرد. به عنوان مثال، رفتارهاي او در زماني كه همراه شما است ممكن است با زماني كه در مهدكودك است يا زماني كه با خواهر و برادرهايش است، متفاوت باشد. يك تيم خوب ارزيابي، همه اين موارد را مد نظر قرار مي دهد.
  • فرآيند ارزيابي بايد نقاط قوت و نقاط ضعف كودك شما را مشخص سازد: رشد كودك، يك فرآيند پيچيده است و در يك ارزيابي خوب، بايد فعاليت و عملكرد كودك در حيطه هاي مختلف (و نه تنها در يك يا دو موردي كه به نظر مي رسد او مشكل دارد) مورد بررسي قرار گيرد.
  • نبايد كودك را مجبور كرد كه در طول آزمايش، از شما جدا شود؛ زيرا اگر كودك عصبي يا ترسيده باشد، نمي توان از او انتظار داشت كه توانايي هاي خود را به بهترين شكل ممكن بروز دهد.
  • ارزيابي بايد مانند كمك كردن باشد. ارزيابي رسمي از رشد كودك، غالبا اولين گام در تعيين اين است كه آيا كودك شما به دخالت پزشكي يا درمان زودرس نياز دارد يا خير. اما پس از انجام آزمون، بسياري از والدين مي گويند كه خود آزمون نيز بسيار مفيد بوده است. در طول اين فرآيند، بايد احساس كنيد كه اطلاعات و دانش شما پيرامون كودكتان در حال افزايش است، پاسخ بسياري از سوالات خود را در مورد رشد كودك خواهيد گرفت و ايده هاي جديدي در زمينه نحوه ارتباط برقرار كردن با كودكتان به دست مي آوريد. حتي ممكن است احساس آرامش پيدا كنيد. هرچند مواجه شدن با يك مشكل احتمالي در مورد رشد كودك مي تواند ناراحت كننده باشد، اما دانستن اينكه مي توان اين مشكل را تا حد زيادي برطرف كرد، يك گام بزرگ رو به جلو است.

چگونه مي توانم مطمئن شوم كه فرزندم، بهترين نتيجه ممكن را به دست آورده است؟

آمادگي قبلي براي ارزيابي و بازي كردن نقش وكيل مدافع كودك، دو كار مهمي هستند كه شما مي توانيد انجام دهيد تا از به دست آمدن نتايج دقيق و مناسب اطمينان حاصل كنيد. در اينجا به چند نكته خاص اشاره مي كنيم:

  • در صورت امكان پدر و مادر (هر دو) بايد در آزمونها حضور پيدا كنند. شما ممكن است اطلاعات يا ايده هاي متفاوتي داشته باشيد كه در اختيار متخصصان قرار دهيد و همچنين مي توانيد يادداشتها و نكات آزمون را بعدا با يكديگر در ميان بگذاريد تا مطمئن شويد كه همه چيزهايي را كه در طول آزمون رخ داده است، به درستي درك كرده ايد. اطمينان حاصل كنيد كه كودك در زمان آزمون، سالم، سر حال و آرام است. مثلا اگر كودك ترسيده باشد، سرماخوردگي داشته باشد يا به عفونت گوش مبتلا شده باشد، نمي تواند بهترين نتايج ممكن را در آزمونها به دست آورد. سعي كنيد براي پاسخ دادن به هر سوالي كه ممكن است متخصصين رشد از شما بپرسند، آماده باشيد.
  • پس از پايان آزمون، بخواهيد كه يك گزارش كتبي از نتيجه آن به شما بدهند. در مورد هر چيزي كه احتمالا نفهميده ايد، سوال بپرسيد: خواه بخشي از خود آزمون باشد يا قسمتي از اصطلاحات به كار رفته در گزارش نهايي.
  • اگر ارزيابي نهايتا به يكي از تاخيرهاي رشدي اشاره كرد، بهتر است پيش از آغاز درمان يا مداخله پزشكي، نظر يك متخصص ديگر را نيز جويا شويد و يا يك بار ديگر آزمون ارزيابي رشد را انجام دهيد. درمان ممكن است براي شما و كودكتان گران قيمت، زمان بر و طاقت فرسا باشد. پيش از آغاز درمان، اطمينان حاصل كنيد كه تشخيص مشكل يا بيماري، با دقت كافي صورت گرفته است.
  • ارزيابي رشد را به طور دوره اي و در فواصل زماني مناسب، انجام دهيد. رشد كودكان بسيار سريع و با سرعت و الگوهاي متفاوتي رخ مي دهد، پس ارزيابي دوره اي آنها بسيار مهم است. كودك شما مي تواند با رشد سريع، يكي از تاخيرهاي رشدي خود را جبران كند و يا ممكن است تاخيرهاي رشدي جديدي در او رخ بدهند. نظارت دائمي، مي تواند هرگونه تغيير را به سرعت تشخيص دهد.
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
چهارشنبه 29 تیر 1390  6:32 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به: کودکان نوپا

بازي كردن: چرا بازي اينقدر اهميت دارد؟

 

آيا بازي براي تكامل كودك مهم است؟

جواب سوال فوق اين است: قطعا! بازي براي رشد اجتماعي، عاطفي، فيزيكي و شناختي كودك اهميت دارد. بازي، روشي است كه كودك بواسطه آن مي تواند اندام خودش و دنياي پيرامونش را بهتر بشناسد و البته براي بازي كردن (خصوصا در سال اول تولد) از هر پنج حس خود استفاده مي كند.

او ممكن است با خود فكر كند "وقتي اين را لمس كنم، چه احساسي دارد؟"، "اگر اين را فشار دهم چه صدايي مي دهد؟"، "اگر اين را بكشَم يا آن را هُل بدهم، چه اتفاقي مي افتد؟"، "مي توانم چهار دست و پا به آنجا بروم؟" و "خودم را بالاي اين ميز بكشم؟" .جستجو در محيط اطراف، هسته اصلي بازيهاي كودك را تشكيل مي دهد و البته در ذهن او، هر تجربه اي (حتي پرتاب كردن ظرف آجيل از روي ميز بر زمين)، ارزشمند است! متخصصان رشد هميشه تكرار مي كنند كه: "بازي، كار و شغل كودك است" و البته تميز كردن محيط اطراف پس از بازي كودك، كار و وظيفه پدر و مادرهاست!.

با بزرگتر شدن نوزاد و به راه افتادن او، بازيهاي او تخيلي تر و پيچيده تر مي شوند. كودك از طريق بازي كردن، مهارتها و ويژگيهاي كليدي از قبيل استقلال، خلاقيت، كنجكاوي و حل مسائل را تمرين مي كند. همچنين بازي مي تواند عرصه مهمي براي بررسي و كشف احساسات و ارزشها و پرورش مهارتهاي اجتماعي كودك باشد. شايد مدتها قبل از اينكه كودك شما براي دادن اسباب بازي محبوبش به خواهرش آمادگي پيدا كند، اين كار را بارها با يكي از عروسكهايش تمرين كند (اسباب بازي دوست داشتني اش را به يكي از عروسكهايش بدهد و از او پس بگيرد). جملات مودبانه اي مانند "لطفا" و "متشكرم" را ممكن است براي اولين بار در يك مهماني كه مهمانهاي آن عروسكهايش هستند، بر زبان بياورد. و بالاخره كدام پدر و مادر مي توانند اولين باري كه كودك به سراغشان مي آيد و مي گويد: "عروسكم زخمي شده!"، از دادن يك چسب زخم به او خودداري كنند؟!

كدام بازيها براي كودك من مناسبتر هستند؟

پاسخ اين سوال به مرحله اي از رشد كه كودك در آن قرار دارد بستگي دارد. از آنجا كه بازي ابزاري است كه كودك براي شناخت و يادگيري پيرامون دنياي اطرافش از آن بهره مي برد، مهارتهايي كه او تا كنون به دست آورده و هم اكنون مشغول تمرين كردن بر روي آنها است، بهترين راهنما براي انتخاب مناسبت ترين فعاليتها و بازيها هستند. مثلا اگر كودك سه ماهه شما در حال يادگيري برداشتن و گرفتن اشيا است، بهتر است اسباب بازيهاي بزرگ و نرم را در اختيار او قرار دهيد. اگر او در سن دوازده ماهگي قرار دارد و به بررسي رابطه علت و معلولي مي پردازد، مي توانيد با او قايم باشك (زير ميزها يا صندلي ها) بازي كنيد.

در زير راهنمايي هايي كلي پيرامون بازيهاي مختلفي كه ممكن است كودك شما در سنين مختلف به آنها علاقه داشته باشد، ارائه شده اند:

بازيهاي اجتماعي

در اولين سال زندگي، روابط متقابل كودك با شما و ديگران، اهميت بسيار زيادي دارد. نوزادان دوست دارند لبخند بزنند، نگاه كنند و گاهي اوقات بخندند. بچه هايي كه سن بيشتري داشته باشند از مدلهاي ساده قايم باشك خوششان خواهد آمد.

بازي با اشيا

لمس اشيا، ضربه زدن به آنها، بردن آنها به دهان، پرتاب كردن يا هُل دادن آنها و هر تجربه ديگري با اشيا، براي كودكان بين 4 تا 10 ماه جذاب است.

بازيهاي كاركردي و نمايشي

در سنين بين 12 تا 21 ماه كه تخيل كودك به تدريج شكوفا مي شود، استفاده از اشيا آشنا براي استفاده هاي مناسب يا تخيلي، مثلا هُل دادن ماشين چمن زن اسباب بازي روي چمنها و يا زنگ زدن به مادربزرگ با برس سر، بيشترين لذت را براي كودك به ارمغان مي آورد.

بازيهاي سمبوليك اوليه

مي توان گفت در اين نوع بازيها (كه در حدود دوسالگي معمول هستند)، كودك از تخيل خود استفاده مي كند و از "هيچ"، يك داستان جالب مي سازد. مثلا كودك شما ممكن است با يك جعبه كفش بازي كند، تصور كند كه آن يك اتوبوس مدرسه است و حتي صداي موتور اتوبوس را در بياورد؛ يا اينكه يك حلقه پلاستيكي را بردارد، وانمود كند كه شيريني است، و آن را به دهان بگذارد.

نقش بازي كردن

در حدود 30 تا 36 ماهگي، بازيگر كوچولوي شما، نقشهاي جديدي را مي پذيرد. امروزه بازي كردن نقشهاي دكتر، معلم يا مادر، مرسوم هستند.

بهترين اسباب بازي ها براي كودك من، كدام ها هستند؟

سعي كنيد از سن كودك راهنمايي بگيريد. به عنوان مثال، يك كودك دو ماهه از بازي با اشيا متحركي كه با باد يا حركت هوا حركت كنند، لذت خواهد برد؛ اما يك كودك 15 ماهه به هيجان بيشتري نياز دارد (مثلا يك سرويس آشپزخانه اسباب بازي را مي توانيد براي او انتخاب كنيد).

چگونه مي توانم كاري كنم كه كودك در زمان بازي كردن، بيشترين بهره را ببرد؟

بازي كردن مهمتر از اسباب بازي است: دقت كنيد اهميت زماني كه كودك صرف بازي مي كند و ميزان لذتي كه از بازي كردن مي برد، صرفا وابسته به نوع و تعداد اسباب بازيهايش نيست: بازي كردن يك فعاليت مفرح و شاد است كه شامل افراد، اشيا و حركات است. هر كاري، از پرتاب كردن حبابهاي كف صابون به طرف همديگر تا آب پاشي در حمام يا استخر و يا حتي تعقيب كردن همديگر و دويدن دنبال هم در اتاق، مي تواند يك بازي خوب محسوب شود. اگر كودك دوازده ماهه اي را ببينيد كه سرگرم بازي با يك جعبه مقوايي است، خواهيد فهميد كه عوامل موثر در بازي كودكان، چقدر وسيع و متنوع هستند.

شما هم با او بازي كنيد: روي زمين بنشينيد و با كودك بازي كنيد؛ شما بهترين اسباب بازي كودك خود هستيد! و اگر كودك بتواند با شما بازي كند، لذت و شادي بيشتري براي او به همراه خواهد داشت. هنگام بازي كردن با كودك خود صحبت كنيد تا توانايي تكلم او را نيز افزايش دهيد.

زماني او را به بازي دعوت كنيد كه شاد و سرحال باشد: كودك بيمار، خسته يا گرسنه ممكن است حوصله بازي كردن نداشته باشد.

وقتي كه كودك شما به اندازه كافي بازي كرد، بازي را متوقف كنيد: آستانه تحريك براي هر كودك، متفاوت است. هنگامي كه به نظرتان مي رسد كودك شما خسته و بي حوصله شده است، بازي را تمام كنيد.

براي كودك امكان بازي به تنهايي و همچنين با ديگران را فراهم كنيد: هر دو نوع بازي (تنها يا با ديگران) براي كودك مفيد است.

اجازه دهيد كه كودك، خودش نوع بازي يا فعاليت را انتخاب كرده و آن را هدايت كند: شما مي توانيد بازيها، چيزها يا گزينه هاي جديد را در اختيار او قرار دهيد، اما كودك شما بايد خودش و مطابق ميلش انتخاب كند. بعلاوه، بازي براي تفريح است و اگر كودك شما تنها در يك كار مهارت داشته باشد، همان تفريح كردن و خوش گذراندن است!

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
پنج شنبه 30 تیر 1390  11:08 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به: کودکان نوپا

كودك شما براي رشد و بالندگي به چه چيزهايي نياز دارد؟

 

شما لازم نيست يك متخصص رشد كودك باشيد تا بتوانيد بهترين زمينه رشد و تكامل را براي كودك خود فراهم كنيد. جديدترين تحقيقات نشان داده اند كه مهمترين فاكتورهاي لازم براي رشد كودك، همان چيزهايي هستند كه ما همواره مي دانسته ايم: عشق، توجه و مراقبتهاي اوليه، مهمترين مواردي هستند كه كودك شما مي خواهد و بدانها نياز دارد. براي كمك به كودك جهت شكوفا كردن حداكثر تواناييهاي بالقوه اش، هشت مورد زير را رعايت كنيد:

عشق خود را به او نشان دهيد؛

اين توصيه، بديهي و در عين حال صحيح است: كودكان براي زندگي به عشق نياز دارند. حمايت و مراقبت عاطفي شما، مبنايي مطمئن را براي كودك فراهم مي سازد تا بتواند در دنياي اطرافش، با اطمينان خاطر به جستجو بپردازد. اين مورد، صرفا يك توصيه احساسي نيست؛ شواهد علمي محكمي وجود دارند كه نشان مي دهند ابراز عشق، توجه و محبت در سالهاي اول زندگي كودك، تاثير مستقيم و قابل توجهي بر رشد فيزيكي، روحي و عاطفي كودك دارد. ابراز علاقه و روابط عاشقانه حتي موجب رشد مغز كودك مي شوند.

چگونه مي توانيد عشق و علاقه خود را به كودك نشان دهيد؟ در هر فرصتي او را در آغوش بگيريد، نوازش كنيد، تشويق نمائيد، به حرفهايش گوش دهيد و با او بازي كنيد. همچنين هرگاه كودك شما به آرامش و توجه نياز دارد، بايد به اين نياز او نيز پاسخ دهيد؛ برخلاف باور عامه، متخصصين معتقدند كه ابراز عشق، موجب لوس شدن كودك نمي شود. بهتر است هر وقت كودك شما آشفته يا مضطرب است، در كنار او باشيد و به او كمك كنيد، زيرا اين كار موجب مي شود كه احساس اعتماد كند و همچنين پيوند عاطفي قدرتمندي بين شما شكل گيرد. همچنين توجه به نياز كودك براي مورد توجه واقع شدن، در زمان شادي و خوشحالي او نيز بسيار اهميت دارد.

به نيازهاي اوليه كودك خود توجه كنيد؛

براي اينكه كودك بتواند تمام انرژي خود را صرف يادگيري و رشد كند، بايد تغذيه اي مناسب داشته باشد؛ رژيمهاي غذايي كه سطح پروتئين، ويتامين و مواد معدني در آنها بسيار پايين باشد، همچنين ميزان كالري آنها بسيار كم يا بسيار زياد باشد، ممكن است سرعت رشد كودك را كاهش داده يا حتي بر ضريب هوشي او، تاثير منفي بگذارد. همچنين او بايد سالم بوده، استراحت كافي داشته و احساس آرامش كند؛ اگر پوشك او براي مدتي طولاني تعويض نشود يا او به عفونت گوش مبتلا شود، مقدار زيادي از انرژي خود را از دست مي دهد.

براي اطمينان از سلامتي كودك، معاينات منظم پزشكي را فراموش نكنيد، واكسيناسيون او را بطور مرتب انجام دهيد و مراقب باشيد كه او به اندازه كافي بخوابد. در مرحله خواب REM (مرحله اي از خواب كه شامل حركات سريع چشم است)، سلولهاي مغزي كودك، پيوندهاي عصبي مهمي را بين هم برقرار مي كنند. اين پيوندهاي عصبي كه سيناپس ناميده مي شوند، در واقع مسيرهاي عصبي هستند كه امكان يادگيري، حركت و فكر كردن را براي كودك فراهم مي كنند. سيناپسها نقشي كليدي در درك كودك از آنچه در دنياي اطراف خود مي بيند، مي شنود، مي چشَد، و لمس و بو مي كند، دارند. اگر در مورد الگوي خواب يا خوراك كودك خود نگران هستيد، با پزشك او صحبت كنيد.

با كودك خود حرف بزنيد؛

تحقيقات نشان مي دهند كودكاني كه والدين آنها در دوران خردسالي با آنها زياد حرف مي زده اند، ضريب هوشي بالاتر و دامنه لغات وسيع تري (در مقايسه با كودكاني كه والدين آنها، زمان زيادي را براي حرف زدن با نوزادانشان اختصاص نمي داده اند) دارند.

اگر نمي دانيد كه در مورد چه چيزي با كودك خود حرف بزنيد، يا فرزند شما هنوز آنقدر بزرگ نشده است كه بتواند با شما صحبت كند، مي توانيد كارهايي را كه انجام مي دهيد براي او توضيح دهيد: «مامان داره آب گرم توي وان حمام مي ريزه تا تو رو تميز كنه». از حرف زدن به زبان كودك (زدن حرفهاي نامفهوم و بي معني) خودداري كنيد. كودك شما تنها در صورتي مي تواند مهارتهاي زباني را به خوبي فرا بگيرد كه شما به درستي با او صحبت كنيد.

براي كودك خود كتاب بخوانيد:

پس از حرف زدن، كتاب خواندن با صداي بلند براي كودك يكي از مهمترين كارهايي است كه مي توانيد براي افزايش دامنه لغات او، تحريك تخيلات و تصورات او و ارتقاي مهارتهاي زباني او انجام دهيد. در اين حالت شما امكان برقراري ارتباط نزديكتر با كودك و افزايش مهارتهاي اجتماعي او را نيز داريد.

كارشناسان خواندن كتاب با صداي بلند به صورت روزانه را توصيه مي كند. البته لازم نيست كه همواره از كتابهاي كودكان استفاده كنيد. حتي اگر در حال مطالعه يك مجله يا روزنامه هم هستيد، آن را با صداي بلند بخوانيد تا كودك شما نيز از شنيدن آن لذت ببرد.

حواس پنج گانه او را تحريك كنيد؛

افراد، مكانها و اشيا بايد در برابر ديد كودك شما قرار گيرند تا او بتواند در مورد آنها اطلاعات كسب كند. هر رابطه اي كه او با محيط اطرافش برقرار مي كند، اطلاعات جديدي پيرامون محيط اطراف و وضعيت خودش در اين محيط، به او مي دهد. مطالعات نشان مي دهند كودكاني كه در يك محيط غني (پُر از چيزهاي جديد كه تجربه هاي جديدي را براي كودك فراهم آورده و حواس او را تحريك كند) رشد مي كنند، مغز فعالتر و بزرگتري دارند (نسبت به كودكاني كه در محيطي زندگي مي كنند كه تحريكات حسي كافي در آنها وجود ندارد).

البته شما نبايد حواس كودك را بيست و چهار ساعته بمباران كنيد، همچنين نبايد همه حواس او را يكباره تحريك كنيد؛ زيرا كودك ممكن است دچار "تحريك بيش از حد" شود. شما صرفا بايد اين امكان را براي كودك فراهم كنيد كه اسباب بازيها و اشيا مختلفي را تجربه كند. اشيا و اسباب بازيها را با شكلها، رنگها، صداها و وزنهاي مختلف براي او انتخاب كنيد. بازيهاي تعاملي و موزيكال را با همديگر انجام دهيد، با هم براي خريد برويد، و اجازه دهيد كه كودك شما با افراد جديد برخورد كند. حتي ساده ترين كارهاي روزمره نيز مي تواند مغز او را براي رشد بيشتر، تحريك كند.

همچنين بايد موقعيت و فضاي كافي جهت جستجو و گشت زدن در محيط اطراف را براي كودك خود فراهم كنيد. كودكان به فضاي كافي براي حركت چهار دست و پا، راه رفتن و دويدن نياز دارند تا بتوانند ماهيچه هاي خود را تقويت كنند، تعادل مناسب براي بدن خود را به دست آورند و اعضاي خود را با يكديگر هماهنگ كنند. همچنين جستجوي آزادانه در محيطهاي امن (كه همواره با "نه"، "نكن" و "به اين دست نزن" مواجه نشوند) نيز مي تواند براي آنها بسيار مفيد باشد. خانه خود (يا حداقل اطاقهاي عمومي آن را) براي كودك ايمن كنيد. اشيا خطرناك را از دسترس كودك دور كرده و چيزهاي بي خطر و جالب به او بدهيد. مثلا، از قفل كودك بر روي همه كابينتهاي آشپزخانه استفاده كنيد، اما در يكي از كابينتها را آزاد بگذاريد و كاسه ها ي پلاستيكي، قاشقهاي چوبي، و قوري و ماهيتابه هايي را كه بازي با آنها براي كودك شما بي خطر است، در اين كابينت قرار دهيد.

بازيهاي جديد و هيجان انگيزي براي كودك تدارك ببينيد كه كمي پيچيده بوده و استفاده از آنها به كمي تلاش نياز دارد؛

شما نبايد با خريدن اسباب بازيها و اشيائي كه استفاده از آنها فراتر از توان و مهارتهاي فعلي كودك شماست، او را نااميد و سرخورده كنيد؛ اما اندكي كشمكش و تلاش هم مي تواند كمك بزرگي براي رشد فردي او باشد. هرگاه كودك شما نتواند يك كار را به سادگي انجام دهد، سعي خواهد كرد راه جديدي براي انجام دادن آن پيدا كند. در واقع اين كار به "فرآيند حل مساله" شبيه است كه منجر به افزايش مهارتهاي ذهني او و بهتر شدن عملكرد مغز او مي شود. مثلا اگر او در حال تلاش براي باز كردن در يك جعبه است، فورا به كمك او نرويد. اجازه بدهيد او تلاش خود را بكند. اگر او در اينكار موفق نبود يا خسته شد ، به او نشان بدهيد كه در جعبه چگونه باز مي شود، اما سپس يك جعبه در بسته ديگر در اختيارش بگذاريد تا او مجددا براي باز كردن آن تلاش كند.

مراقب خودتان باشيد؛

والديني كه افسرده، مضطرب يا آشفته باشند معمولا نمي توانند به سرعت و با حساسيت به نيازهاي كودك خود پاسخ دهند. مطالعات نشان مي دهند كه الگوي فعاليت مغزي در كودكاني كه مادران آنها افسردگي مزمن و باليني داشته اند، غيرطبيعي بوده است و در نتيجه مي توان اين فرضيه را مطرح ساخت كه اين كودكان نيز از افسردگي رنج مي برده اند.

اگر احساس افسردگي يا خستگي مفرط مي كنيد، راهي براي تقسيم كارهاي منزل و مسووليتهاي مربوط به نگهداري از كودك يا همسر خود پيدا كنيد. اگر همسرتان با شما زندگي نمي كند، سعي كنيد همراه افرادي زندگي كنيد كه بتوانند حمايت و كمكهاي خود را به شما عرضه كنند. هر از چند گاهي نيز زماني را به خودتان اختصاص دهيد و جداي از كودك بگذرانيد. مادر يا پدر بودن (خصوصا يك مادر يا پدر وظيفه شناس و فعال بودن) بسيار خسته كننده است و شما بايد زماني را براي استراحت صرف كنيد تا بتوانيد براي ادامه زندگي آماده شويد.

يك گزينه مناسب براي نگهداري از كودك پيدا كنيد؛

اگر شما شاغل هستيد و نمي توانيد در طول روز از كودك خود مراقبت كنيد، يا اينكه به يك پرستار بچه نياز داريد، پيدا كردن يك گزينه مناسب و با كيفيت براي نگهداري از كودك، عامل بسيار مهمي براي رشد سالم و مناسب كودك است. شما بايد كسي را پيدا كنيد كه زماني كه شما نمي توانيد از كودك مراقبت كنيد، همه موارد فوق را رعايت كند. گزينه مورد نظر شما (پرستار كودك، يكي از اقوام يا مهدكودكهاي روزانه) بايد در اين زمينه باتجربه بوده، با مهرباني و لطافت از كودك مراقبت كرده و معتبر نيز باشد. ابراز علاقه واقعي به كودك و داشتن انرژي كافي براي كمك به كودك در جهت رشد و پيشرفت نيز بايد جزو ملاكهايي باشد كه مد نظر قرار مي دهيد.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
پنج شنبه 30 تیر 1390  11:16 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به: کودکان نوپا

 

6 نکته درباره سرماخوردگی کوچولوها
 
 
 

6 نکته درباره سرماخوردگی کوچولوها

 

 

 
«برای درمان سرماخوردگی کودکان زیر 2سال از دارو استفاده نکنید.» این پیشنهاد سازمان غذا و داروی آمریکا (FDA) به والدین است...
 هرچند استفاده از داروهای بدون نسخه سرماخوردگی کمک می‌کند تا کودک سرماخورده احساس بهتری داشته باشد اما به گفته محققان، این داروها می‌توانند خطرهای جدی برای شیرخواران ایجاد کنند و به همین دلیل مصرفشان در شیرخواران و کودکان زیر 2سال توصیه نمی‌شود. حتی درباره استفاده از این داروها در کودکان بالای 2سال هم اختلاف نظر وجود دارد. پس چطور می‌توان سرماخوردگی کودک را درمان کرد؟ برای پی بردن به پاسخ این پرسش و آشنایی با درمان‌های جایگزین، با ما همراه شوید و توصیه‌های عملی متخصصان اطفال را در این‌باره بخوانید.

داروهای سرماخوردگی برای کودکان ضرر دارد؟
داروهای بدون نسخه سرماخوردگی درمان موثری برای سرماخوردگی نیستند، سرماخوردگی را درمان نمی‌کنند و استفاده از آنها کمک نمی‌کند سرماخوردگی زودتر درمان شود. حتی ممکن است عوارض جانبی مانند افزایش ضربان قلب و تشنج نیز در پی داشته باشند. متخصصان سازمان غذا و داروی آمریکا در حال مطالعه و بررسی ایمنی داروهای سرماخوردگی در کودکان بالای 2سال هستند. اگر می‌خواهید به کودک زیر 2 سال داروی سرماخوردگی بدهید، دستورالعمل دارو را به دقت مطالعه کنید. 2 دارو با مواد تشکیل‌دهنده مشابه را همزمان به کودک ندهید. داروهای آنتی‌هیستامین، ضدالتهاب و مسکن ممکن است ترکیب‌های مشابه داشته باشند.
 
2 آنتی‌بیوتیک‌ها سرماخوردگی را درمان می‌کنند؟
آنتی‌بیوتیک‌ها برای مبارزه با عفونت‌های باکتریایی استفاده می‌شوند اما بر ویروس‌هایی که باعث ابتلا به سرماخوردگی می‌شوند، هیچ تاثیری ندارند، بنابراین اگر کودکتان سرماخورده است، مصرف آنتی‌بیوتیک هیچ کمکی به او نخواهد كرد فقط با استفاده از آنتی‌بیوتیک در دوران کودکی، احتمال مقاومت در برابر آنتی‌بیوتیک‌ها در آینده بیشتر می‌شود.
 
3 چه داروهایی می‌توانند به درمان سرماخوردگی کمک كنند؟
داروهای مسکن مانند استامینوفن یا ایبوپروفن به کاهش تب و کمتر شدن شدت گلودرد یا سردرد کمک می‌کنند. اگر به کودک مسکن می‌دهید، به مقدار مصرف دارو به دقت توجه کنید.
به کودکان کمتر از 6ماه، کودکانی که بدنشان دچار کم‌آبی شده است یا مدام استفراغ می‌کنند، ایبوپروفن ندهید. استفاده از آسپیرین نیز در افراد زیر 18 سال به دلیل ارتباط آن با بیماری نادر اما مهلک نشانگان ری، ممنوع است. اگر می‌خواهید برای درمان سرماخوردگی کودک از داروهای گیاهی استفاده کنید، ابتدا با پزشک کودک مشورت کنید.
 
چطور کمک کنیم تا حال کودک بهتر شود؟
برای سرماخوردگی، درمانی وجود ندارد اما انجام برخی کارها کمک می‌کند تا کودک احساس بهتری داشته باشد.
 
• به او مایعات بدهید. مایعاتی مانند آب، آبمیوه و سوپ می‌توانند به نرم کردن خلط‌ها کمک كنند.
 
• كودك را تشویق کنید سرفه کند. سرفه کردن به خارج شدن خلط از راه‌های هوایی کمک می‌کند. اگر کودک برای سرفه کردن به کمک نیاز دارد، او را روی پایتان بنشانید، بدنش را حدود 30 درجه به سمت جلو خم کنید و به‌آرامی به پشتش ضربه بزنید.
 
• برای کودکان کوچک‌تر، از فینگیر استفاده کنید. این وسیله خلط‌ها را از بینی بیرون می‌آورد. قسمت حباب را فشار دهید، نوک وسیله را آهسته در یک سوراخ بینی قرار دهید و به آرامی حباب را رها کنید.
 
• راه‌های تنفسی را مرطوب نگه‌دارید. یک دستگاه بخور سرد در اتاق کودک قرار دهید. برای پیشگیری از رشد قارچ‌ها، آب دستگاه را هر روز عوض و طبق دستورالعمل سازنده، دستگاه را تمیز کنید. بخار حمام گرم هم می‌تواند کمک‌کننده باشد. قطره بینی نیز به بیرون آمدن خلط‌ها و ترشحات بینی و تنفس بهتر کودک کمک می‌کند.
 
• گلودرد را تسکین دهید. در کودکان بالای 4سال غرغره آب نمک یا مکیدن یک آبنبات سفت یا آبنبات‌های سرماخوردگی گلودرد را تسکین می‌دهد. عسل هم خاصیت ضد سرفه دارد. برای کودکان 2 تا 5 سال، نصف قاشق چا‌ی‌خوری (معادل 5/2 میلی‌لیتر)، برای کودکان 6 تا 11 سال، 1 قاشق چای‌خوری (معادل 5 میلی‌لیتر) و برای کودکان بالای 12 سال، از 2 قاشق چای‌خوری (معادل 10 میلی‌لیتر) عسل استفاده کنید. با توجه به خطر مسمومیت غذایی نادر اما مهلک بوتولیسم در نوزادان، هرگز به کودکان زیر یک سال عسل ندهید.
 
• کودک را به استراحت تشویق کنید. اگر تب دارد یا به شدت سرفه‌ می‌كند، لازم است در خانه بماند و استراحت کند.

چه وقت با پزشک تماس بگیریم؟
بیشتر سرماخوردگی‌ها به درمان خاصی نیاز ندارند و باید دوره‌شان بگذرد اما لازم است به علایم و نشانه‌های کودک توجه کنید. در شیرخواران زیر3 ماه، با مشاهده اولین علایم بیماری با پزشک تماس بگیرید. در نوزادان سرماخوردگی می‌تواند به سرعت به کروپ، ذات‌الریه و بیماری‌های جدی منجر شود.

بهترین راه پیشگیری از ابتلا به سرماخوردگی چیست؟
سرماخوردگی با ذرات تنفسی آلوده، سرفه یا عطسه، در هوا منتشر می‌شود. انجام اقدام‌های ساده می‌تواند برای پیشگیری از سرماخوردگی در والدین و بچه‌ها مفید باشد. برای پیشگیری از سرماخوردگی و سالم ماندن کودک، این کارها را انجام دهید:
 
• كودك را تمیز نگه‌دارید. به او آموزش دهید همیشه دست‌هایش را بشوید. وقتی آب و صابون در دسترس نیست، از ضدعفونی‎کننده‌های حاوی الکل استفاده کنید. اسباب‌بازی‌ها و سطوح خانه را تمیز نگه‌دارید.

• به همه افراد خانه آموزش دهید که هنگام عطسه و سرفه، بینی و دهانشان را با دستمال کاغذی بپوشانند، سپس دستمال را دور بیندازند و در صورت نبودن دستمال کاغذی، با دست جلوی دهانشان را بگیرند.

• از ظرف، لیوان، کیسه حمام، حوله و سایر وسایل فرد مبتلا به سرماخوردگی که محل‌هایی مناسب برای رشد
میکروب‌ها هستند، به‌طور مشترک استفاده نکنید.
• از افراد بیمار دوری کنید. در بیماری‌های ویروسی، در چند روز اول، احتمال سرایت بیماری بیشتر است.
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
شنبه 1 مرداد 1390  10:46 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به: کودکان نوپا

نكاتي در مورد حمام كردن كودك نوپا


حمام مي تواند زماني براي تفريح و شادي براي شما و كودك نوپايتان باشد. نكاتي را كه در زير مي آيد به خاطر بسپاريد تا براي كودكتان هيچ مشكلي پيش نيايد:

•    اولين و مهم ترين قانون اين است: هرگز كودك نوپايتان را، حتي براي يك دقيقه، به حال خود تنها نگذاريد. كودكان مي‌توانند در كمتر از 2 سانتيمتر آب غرق شوند. تمام وسايلي را كه براي حمام مورد نياز است (صابون، حوله و غيره) از قبل آماده كنيد. اگر زنگ در يا تلفن به صدا در آمد و احساس كرديد بايد به آن پاسخ دهيد، كودكتان را در حوله اي پيچيده و او را با خود ببريد.

•    كودك نوپاي خود را در داخل وان يا طشتي كه هنوز به داخل آن آب مي ريزد، قرار ندهيد (دماي آب ممكن است تغيير كند يا آب خيلي عميق شود).

•    وان حمام را ايمن كنيد: وان هاي حمام بسيار ليز هستند، بنابراين وان خود را براي ايمني بيشتر به كف پوش حمام (rubber bath mat) مجهز كنيد. استفاده از پوششي نرم براي شير آب ميتواند كودكتان را از ضربات دردناك محافظت كند. همچنين، مطمئن شويد كه درهايي كه از شيشه هاي متحرك كشويي ساخته شده اند، داراي شيشه هاي بي خطر باشند.

•    آب حمام را به اندازه مناسب گرم كنيد (90 تا 100 درجه فارنهايت). نوزا يا كودكتان نسبت به شمامعمولا آب خنك تري را ترجيح دهند.

•    وان را زياد از آب پر نكنيد؛ هيچ وقت براي كودكان نوپا و كودكان بزرگ تر سطح آب نبايد بالاتر از كمرشان برود.
•    براي كودكاني كه مي توانند بنشينند، استفاده از  درپوشِ راه آب در كف حمام يا وان ممكن است كار شما را راحت تر كند اما اين كار نبايد به شما احساس امنيت كاذب بدهد چرا كه هيچ چيزي نمي تواند جايگزين مواظبت لحظه به لحظه شما از كودكتان شود.

•    به كودكتان ياد دهيد كه در وان بنشيند نه اينكه بايستد.

•    صابون، شامپو و حمام كف مي تواند پوست كودكتان را خشك كند و حتي موجب شود كه جوش بزند بنابراين هر چه كمتر از آنها استفاده كنيد. اين مواد همچنين ممكن است موجب سوزش در مجاري ادراري شوند كه به نوبه خود ممكن است خطر عفونت در مجاري ادراري را افزايش دهد. به منظور اجتناب از ماندن فرزندتان به مدت طولاني در آب پر از كف صابون كه برايش سوزناك است، زمان بازي را در اول حمام قرار  دهيد و صابون و شامپو را براي آخر كار بگذاريد.

•    آبگرم كن خود را بر روي 120 درجه فارنهايت قرار دهيد. كودك در صورتي كه در آبي با دماي 150 درجه فارنهايت قرار بگيرد، تنها در عرض دو ثانيه به سوختگي درجه 3 دچار مي شود و اگر دماي آب 140 درجه فارنهايت باشد 5 ثانيه براي اين نوع سوختگي كافي است.

•    به فرزندتان اجازه ندهيد به شير آب دست بزند. حتي اگر در اين سن نتواند شير آب را باز و بسته كند، ممكن است بالاخره به انجام اين كار موفق شود و صدماتي جدي به خود واردكند (بهتر است كودكتان را طوري در وان قرار دهيد كه پشتش به شير آب باشد).

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
شنبه 1 مرداد 1390  5:42 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به: کودکان نوپا

آبله مرغان

 

روي سينه و شكم كودك نوپاي من، دانه ها و جوش هاي قرمز بوجود آمده است؛ آيا مي تواند آبله مرغان باشد؟

بله مي تواند آبله مرغان باشد. آبله مرغان كه بيماري واريسلا نيز ناميده مي شود، به طور معمول بصورت بثورات پوستي خارش دار بروز مي كند. دانه ها يا جوشهاي آبله مرغان به صورت برآمدگي كوچك شروع مي شوند كه به سرعت به تاول هاي كوچك مايع دار با زمينه صورتي تغيير شكل پيدا مي كنند و در نهايت به صورت پوسته هاي قهوه اي و خشك شده در مي آيند.

اين دانه ها و جوش ها اغلب از پوست سر، صورت يا تنه شروع مي شود، سپس مي تواند در سر تا سر بدن پخش شود. كودكان اغلب بين 500-250 دانه آبله مي زنند، اگرچه در مواردي ممكن است بيماري فقط به چند تاول كوچك محدود شود.

كودك نوپاي شما ممكن است خسته و بيحال بنظر برسد و شايد كمي تب داشته باشد. احتمالا اشتهايش را از دست داده و مختصري سردرد يا درد در ناحيه شكم دارد. در حدود دو روز قبل از بيرون ريختن دانه ها، ممكن است سرفه يا آبريزش از بيني داشته باشد.

بيماري آبله مرغان معمولا 5 تا 10 روز طول مي كشد.

چگونه كودك نوپاي من مي تواند به آبله مرغان مبتلا شده باشد؟

بيماري آبله مرغان توسط ويروس واريسلا زوستر (varicella zoster) ايجاد مي شود كه از فردي به فرد ديگر انتقال پيدا مي كند. اگر نوپاي شما تاكنون واكسن آبله مرغان نزده است يا به بيماري آبله مرغان مبتلا نشده است در صورت تماس با فرد مبتلا، امكان ابتلاي وي به اين بيماري بسيار زياد است.

نحوه انتقال بيماري از طريق تماس با دست افراد آلوده يا تماس با تاول هاي فرد آلوده است. همچنين تنفس در فضايي كه فرد آلوده بر اثر تنفس يا عطسه، سرفه آلوده به ويروس كرده اند سبب انتقال بيماري مي شود (ويروس در اثر تماس با مستقيم يا مايع تاولها قبل از اينكه شروع به پوسته ريزي بكند، نيز سبب انتقال بيماري ميشود). اگر كودك شما در معرض تماس با ويروس قرار گيرد اغلب 14 روز تا 16 روز طول مي كشد تا دانه ها و جوشهاي چركي ظاهر شود. اگر چه دوره تظاهر بيماري مي تواند بين 10 تا 21 روز نيز طول بكشد.

آيا آبله مرغان خطرناك است؟

براي بچه هاي سالم بيشتر يك بيماري آزار دهنده است تا يك تهديد واقعي. البته حتي
بچه هاي سالم هم بندرت مي توانند دچار عوارض آبله مرغان شوند؛ اين عوارض ممكن است يك عفونت باكتريايي پوستي، پنوموني يا ذات الريه، آنسفاليت يا ورم مغز باشد.

اگر كودك شما آبله مرغان دارد و بيمارتر از آنچه كه مورد انتظار است به نظر مي رسد، حتما به دكترش اطلاع دهيد. اگر تب بيمار بعد از چند روز كه از شروع بيماري مي گذرد همچنان افزايش مي يابد، اگر دانه يا جوشي در چشم كودك بزند يا پوست اطراف آبله ها متورم و دردناك و خيلي قرمز باشد، حتما به پزشك متخصص اطفال وي اطلاع دهيد.

اگر كودك شما يك بيماري مزمن تضعيف كننده سيستم ايمني مانند لوسمي دارد يا در حال مصرف مقادير بالاي كورتيكواستروئيد است (كه مثلا در بيماري آسم استفاده مي شود)، ابتلا به عفونت آبله مرغان مي تواند عوارض خطرناك براي وي ايجاد كند.

بعضي تدابير پيشگيري كننده مانند تزريق سرم ايمونوگلوبولينِ واريسلا يا واكسن آن تنها اگر مدت كوتاهي بعد از تماس با ويروس بيماريزا تزريق شود، مي تواند موثر باشد.

در چنين شرايطي با بروز اولين علائم آبله مرغان، حتي اگر كودك شما فقط با فرد مبتلا به آبله مرغان تماس داشته باشد، حتما به پزشك او اطلاع دهيد.

بالغيني كه به آبله مرغان مبتلا مي شوند بيماري سخت تري خواهند داشت و در خطر ابتلا به عوارضي مثل پنوموني باكتريايي خواهند بود.

اگر شما حامله هستيد و هرگز آبله مرغان نگرفته ايد در صورتي كه كوچكترين شكي از تماس با فرد مبتلا داشته ايد حتما به پزشك خود اطلاع دهيد و يا حتي از ايشان اطلاعاتي در مورد مواردي كه بايد رعايت كنيد و احتياط هاي لازم جهت پيشگيري از بيماري خود بخواهيد.

زونا چيست؟

همان ويروسي كه سبب بيماري زونا مي شود، مي تواند سبب ايجاد دانه ها و جوش هاي دردناك بنام زونا شود. وقتي كه يك بچه در دوران كودكي آبله مرغان مي گيرد، ويروس در بدن وي باقي مي ماند و مي تواند سالها بعد مجددا در شرايط خاصي فعال شده و باعث بروز علائم شود. زونا مي تواند چندين سال بعد از اولين ابتلا كودك به آبله مرغان ظاهر شود.

تقريبا از هر ده نفري كه در كودكي تجربه آبله مرغان را داشته اند، يك نفر ممكن است در بزرگسالي به زونا مبتلا شود.

آيا راه و روشي براي پيشگيري از بيماري آبله مرغان وجود دارد؟

بله. واكسن آن از سال 1373 در دسترس بوده و متخصصين اطفال پيشنهاد مي كنند كه بهتر است كودكان 12 تا 18 ماهه يك دوره اين واكسن را دريافت كنند و يك يادآور نيز در 4 تا 6 سالگي داشته باشند. واكسيناسيون آبله مرغان 95% كودكان را از ابتلاء به آبله مرغان جدي و شديد حفظ مي كنند.

البته واكسن آبله مرغان ممكن است در بچه هاي سالم هم عوارضي داشته باشد. اگر كودك شما به ژلاتين موجود در واكسن يا به آنتي بيوتيك نئومايسن حساسيت داشته باشد يا در تزريق دوزهاي قبلي واكنش آلرژيك نشان داده باشد، در اينصورت واكسيناسيون آبله مرغان توصيه نمي شود.

اگر كودك شما به سرطان يا هر بيماري ديگري كه بر سيستم ايمني بدن تاثير مي گذارد، مبتلا باشد يا اگر اخيرا تزريق خون داشته يا مقادير بالايي داروهاي استروئيدي مي گيرد لازم است در مورد تزريق واكسن آبله مرغان با پزشك معالج وي مشورت كنيد تا موضوع را به دقت بررسي كنند.

براي درمان آبله مرغان در فرزندم چه كارهايي لازم است انجام دهم؟

از كودكتان در خانه نگهداري و مراقبت كنيد تا دانه هاي آبله خشك شده و به پوسته تبديل شود. اين امر سبب بهبود سريعتر شده و از انتشار بيماري به سايرين هم جلوگيري مي كند.

متاسفانه يك يا دو روز قبل از شروع تظاهرات بيماري و بروز جوشها و دانه هاي آبله، فرد بيمار بيشترين احتمال سرايت را به ديگران دارد. يعني قبل از اينكه خود فرد يا حتي والدين كودك متوجه شروع بيماري شوند، احتمال انتقال بيماري به سايرين بيشتر از هر زمان ديگري است.

وقتي كه كودك شما در حال بهبودي است، مهمترين كاري كه مي توانيد انجام دهيد كاهش يا از بين بردن خارش است. حمام يا دوش روزانه يا هر چند ساعت يكبار مي تواند مفيد باشد. افزودن بي كربنات سديم مخصوص استحمام به آب وان يا ريختن آن در ظرف بزرگي كه براي دوش گرفتن كودك از آن استفاده شود براي كاهش درد و خارش مفيد است.

بعد از حمام نيز مي توانيد لوسيون كالامين را روي آبله هاي خشك شده و مناطق خارش دار بگذاريد.

اگر چه سخت است اما بايد از خاراندن و كندن زخمها جلوگيري شود. زيرا زمان و دوره درمان را به تعويق مي اندازد. اگر زخمها كنده شوند مي تواند موجب ايجاد اسكار (زخم جوش) شده و موجب عفونت پوست شبيه زرد زخم شود. كوتاه نگه داشتن ناخنهاي كودك به جلوگيري از كنده شدن و زخم شدن محل آبله ها كمك مي كند.

تب را مي توان با استامينوفن يا ايبوبروفن پايين آورد و هرگز از آسپرين استفاده نكنيد، زيرا سبب بروز سندرم Reye's كه معمولا نادر اما خطرناك است در كودكان مي شود.

در صورتيكه خارش موجب ناراحتي و بيقراري كودكتان شده باشد مي توانيد از آنتي هيستامين به مقدار مناسب استفاده كنيد.

از داروي ضد ويروس آسيكلووير براي درمان آبله مرغان مي توان استفاده كرد (در بچه هايي كه از نظر ايمني مشكلي ندارند). براي بچه هايي يا سيستم ايمني ضعيف شده آسيكلووير مي تواند موجب وخامت حال بيمار شود. بنابراين در مورد استفاده از دارو حتما با پزشك اطفال كودكتان مشورت كنيد.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
شنبه 1 مرداد 1390  5:43 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به: کودکان نوپا

سرخك


آيا كودكان هنوز هم سرخك مي گيرند؟

امروزه سرخك در كودكان كمتر ديده مي شود، اما اگر بچه شما هرگز واكسن سرخك را (بصورت يك واكسن تركيبي براي بيماريهاي سرخك، سرخجه، اوريون معروف به MMR) نگرفته است شانس اينكه به اين ويروس خطرناك مبتلا شود وجود دارد. از سال 1963 كه واكسن سرخك به دنيا معرفي شد، آمار مبتلايان به سرخك 99% كاهش يافت. قبل از آن سرخك هر يك يا دو سال بخصوص اواخر زمستان و اوايل بهار شايع مي شد.

حتي بعد از ساخت واكسن، شيوع سرخك گاه به گاهي در كشورهايي كه واكسناسيون عمومي نسبت به اين بيماري را توصيه مي كردند، ديده مي شود. امروزه موارد كمتري از اين بيماري سالانه گزارش مي شود و اكثر آنها افرد و كودكاني هستند كه نسبت به بيماري واكسينه نشده اند. بنا به گزارش سازمان جهاني بهداشت يا WHO سرخك هر ساله در سراسر دنيا 30 تا 40 ميليون نفر را مبتلا مي كند و سبب مرگ 000/745 نفر مي شود.

عامل بيماري سرخك چيست ؟

عامل سرخك نوعي ويروس بنام پاراميكسوويروس يا paramyxovirus است. وقتي كه فرد مبتلا به سرخك، سرفه يا عطسه كند، ويروس سرخك را توسط ذرات كوچك در هوا پخش مي كند. اين ذرات براي دو ساعت در هوا يا روي سطح اجسام بصورت فعال باقي مي مانند. كودكي كه با اين ذرات تماس داشته باشد، چه از طريق هوا يا اجسام، مبتلا خواهد شد.

اگر فرزند شما تا كنون واكسن سرخك نگرفته است يا به بيماري سرخك مبتلا نشده باشد در صورت تماس با فرد بيمار 90% شانس ابتلا به بيماري سرخك دارد. معمولا 18 روز طول مي كشد تا فرد بعد از اينكه در معرض تماس با ويروس قرار گرفت اولين علائم بيماري را نشان داد.

بيشترين احتمال سرايت ويروس را به ديگران از فرد مبتلا به ويروس سرخك، 4 روز قبل از بيرون ريختن دانه ها و جوشها و چهار روز بعد از آن است.

علائم بيماري سرخك چيست؟

علائم سرخك در بچه ها معمولا با تب شروع مي شود، آبريزش شديد بيني، قرمزي چشم ها و اشكريزش از علائم مهم ديگر آن هستند.

بعد از چند روز ممكن است يك دانه يا لكه كه نشانه سرخك است در دهان او ظاهر شود كه معمولا روي غشا مخاطي خط داخلي گونه ديده مي شود. اين نقاط به كوپليك (koplik) معروفند، كه نقاطي سفيد و كوچك مثل دانه نمك يا شن كوچك هستند و يا بصورت برآمدگي قرمز رنگ بنظر مي رسند.

بعد از دو روز بثورات پوستي سرخك بتدريج روي صورت و گردن بيمار ظاهر مي شود و پشت بيمار را هم مي گيرد سپس دانه هاي سرخك بازوها و دستها و در نهايت پاهاي بيمار را فرا مي گيرد.

دانه هاي سرخك در ابتدا بصورت لكه هاي قرمز و صاف هستند اما ممكن است بصورت يك برآمدگي كوچك در بيايد. همينطور كه بثورات ظاهر مي شوند تب نيز بالاتر مي رود و گاهي اوقات تا 40.5 درجه سانتيگراد هم مي رسد. راشها ممكن است خارش دار شوند.

ممكن است تهوع، استفراغ، اسهال و تورم غدد لنفاوي در سرخك ديده شود. بروز سرفه در كودك مبتلا به سرخك مي تواند بسيار ناراحت كننده باشد.

راشها حدود 5 روز ادامه خواهند داشت و پس از اين مدت به تدريج ناپديد مي شوند. اما قبل از اينكه كاملا از بين بروند رنگ شان قهوه اي مي شود. ترتيب از بين رفتن ضايعات پوستي در سرخك به همان ترتيبي كه ظاهر شده اند، يعني دانه هايي كه ابتدا در صورت و بالاتنه ظاهر شده بودند قهوه اي شده و بعد از آن در قسمتهاي ديگر بدن ضايعات تيره رنگ و پوسته پوسته شده و نهايتا مي ريزند.

عوارض احتمالي سرخك چيست؟

اكثر كودكان سالم پس از ابتلا به بيماري سرخك، سلامت خود را بدون عوارض جدي باز مي يابند. در 30-20% از موارد ابتلا به سرخك، عوارضي مثل اسهال و عفونت گوش ديده مي شود.

پنوموني، مننژيت، آنسفاليت (عفونت مغز) و عوارض جدي تر مغزي- اگر چه بسيار نادر هستند - اما در بعضي موارد ديده مي شوند.

عوارض معمولا در بچه هاي كمتر از 5 سال و بالغين بيشتر از 20 سال ديده مي شود.

اگر كودك من سرخك گرفته باشد چطور مي توانم از او مراقبت كنم؟

اگر شك داريد كه فرزندتان سرخك گرفته است فورا به پزشك او اطلاع دهيد. پزشك براي جلوگيري از انتشار بيماري سرخك، مراتب را به مراجع بهداشت و درمان مربوطه اطلاع مي دهد.

وقتي كه پزشك بيماري سرخك فرزندتان را تاييد كرد، كاري ديگري نيست كه شما براي درمان فرزندتان بتوانيد انجام دهيد. مي توانيد اسباب راحتي او را فراهم سازيد. او بايد استراحت كافي داشته باشد و مقدار كافي مايعات (شامل آب و آب ميوه) دريافت كند تا بدين ترتيب از كم آبي ناشي از تب جلوگيري شود. استفاده از دستگاه بخور يا رطوبت ساز ممكن است براي سرفه فرزندتان مفيد باشد.

مي توانيد از مقدار مناسب استامينوفن براي كاهش درد و تب كودك استفاده كنيد. ( اگر فرزندتان كوچكتر از سه ماه است براي دريافت هر دارويي حتي رهايي از درد، حتما با پزشك وي هماهنگ كنيد ).

هرگز به بيمار آسپرين ندهيد زيرا مي تواند موجب سندرم Reye شود. اين سندرم بيماري نادر اما كشنده اي است.

اگر فرزند شما به تازگي با ويروس سرخك تماس داشته و هنوز واكسينه نشده است به پزشك او اطلاع دهيد. اگر كمتر از 6 روز است كه او با ويروس تماس داشته است (در معرض ابتلا به سرخك بوده است) ممكن است پزشك او براي وي ايمونوگلوبولين تجويز كند كه مي تواند از بيماري سرخك جلوگيري كند يا حداقل در صورت مبتلا شدن به سرخك علائم آن را به حداقل برساند.

اگر بچه شما 6 ماهه يا بزرگتر است و كمتر از 72 ساعت از تماس او با ويروس مي گذرد ممكن است توصيه به واكسيناسيون MMR شود. البته لازم است كه حداقل دو نوبت ديگر واكسن را در حدود يك سالگي و 4 تا 6 سالگي بگيرد.

آيا راهي وجود دارد كه از مبتلا شدن فرزندم به سرخك جلوگيري كند؟

در يك سالگي او مي تواند واكسن MMR بگيرد. اين واكسن 95% از بيماري هاي سرخك، سرخجه و اوريون جلوگيري مي كند.

در سال اول زندگي، سيستم ايمني او آنقدر كامل نيست كه در مقابل ويروس واكسينه شده واكنش كامل نشان دهد. در طول اين زمان آنتي بادي هايي كه فرزندتان در بدو تولد از شما دريافت كرده است او را در مقابل بيماري محافظت خواهد كرد.

آيا واكسن سرخك، ويروس زنده است؟

واكسن MMR ويروس زنده ضعيف شده است و از آنجائيكه ويروس بكار رفته در واكسن ضعيف شده است باعث بروز بيماري در بدن فرزندتان نمي شود. در عوض ويروس ضعيف شده در سلولهاي بدن موجب پاسخ ايمني مي شود كه مي تواند از ابتلا او به بيماري سرخك هنگام تماس يا در معرض بودن با ويروس جلوگيري كند. واكسن بهترين و تنها راه شناخته شده پيشگيري از اين بيماري است.

چه زماني، در چه سني كودك من بايد واكسن سرخك بگيرد؟

طبق برنامه واكسيناسيون كشوري در ايران، اولين واكسن MMR در يكسالگي (12 ماهگي) زده مي شود و تكرار آن در حدود 4 تا 6 سالگي است.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
شنبه 1 مرداد 1390  5:44 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها