0

پوشش ناکامل بانوان

 
alizare1
alizare1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 6234
محل سکونت : یزد

پوشش ناکامل بانوان

پوشش ناکامل بانوان

پدید آورنده : یوسف بوشهری ، صفحه

(علتها و انگیزه ها)

به اعتقاد جامعه شناسان هیچ پدیده اجتماعی بدون علت به وقوع نمی پیوندد; جز آنکه ریشه یابی و شناخت علت برخی از پدیده ها چنان دشوار و پیچیده است که گمان می رود خود به خود به وجود آمده است. از طرفی بیشتر پدیده های اجتماعی، خیلی عادی شکل گرفته و رشد می یابند; اما اصلاح و سامان آنها به آسانی ممکن نیست. این پدیده ها همچون آب جاری است که به راحتی بر خاک جریان می یابد، اما چون در زمین فرو می رود بالا کشیدن آن دشوار می گردد. بی حجابی و کم حجابی زنان از این نمونه پدیده هاست. اما درمان نایافتگی آن به سبب ناتوانی ما از نظر امکانات نیست; نبود شیوه و دانش چاره اندیشی است که مشکل را استحکام بخشیده و آن را معضل فرهنگی ساخته است.

هدایتگران ناآشنا

آن که نمی داند چگونه به مقابله با نابسامانیهای فرهنگی بپردازد، هر چند دارای بهترین ابزارها باشد نخواهد توانست کمترین قدمی در راه زدودن نابسامانی بردارد و چه بسا کار را برای دیگران دشوارتر می سازد. زمانی در یکی از شهرها زنی باردار همراه شوهرش در پیاده رو راه می رفت. ناگهان عده ای هدایتگر ناآشنا سر رسیدند و معترضانه به زن گفتند: چرا دامن و جوراب پوشیده ای؟ شوهر بی درنگ شلوار خود را از پای درآورد و به زنش داد و گفت: بپوش، این هم شلوار. سپس به هدایتگران ناآگاه گفت: همسرم باردار است و پوشیدن شلوار برایش راحت نیست. غوغایی برخاست. ازدحام جمعیت زیاد شد و مزاحمان فرار را برقرار ترجیح دادند. با حرکت آنها صدای فریاد و هیاهوی مردم بلند شد و آن زن و شوهر به راه خود ادامه دادند. واضح است که این ماجرا بر همه شاهدان تاثیر روانی نامطلوب می نهد و چه بسا روح اندرز شنوی و پذیرش انتقاد را در آنان می میراند. رسول اکرم(ص) می فرماید: آن که دانش سامان دهی کاری را نداشته باشد و بخواهد آن را سامان دهد، بیش از آنکه اصلاح کند، فساد به بار می آورد. 1 به عقیده ما بخشی از علت ناکامل بودن پوشش بانوان امروز جامعه ما ناشی از همین برخوردها یا ناآشنایی به شیوه هدایت افراد است. گاه نامساعد بودن محیط نیز رعایت پوشش کامل را رنج آور می کند. زمانی برای تحقیق پیرامون موضوع پوشش بانوان به خوابگاه آسیب دیدگان جنگ رفتم. در هتل محل سکونت آنها حدود 300 خانواده و تقریبا هزار نفر زندگی می کردند. محل طبخ غذا در راهرو هتل بود و بانوان ناچار بودند بیشتر ساعات روز را در این راهرو در کنار اجاق گاز باشند. طبیعی است در گرمای شدید تابستان در کنار اجاق گاز، در راهروی که چندین اجاق گاز روشن است حتی پوشیدن یک لباس معمولی طاقت فرساست، چه رسد به چادر و مقنعه. به همین علت، بسیاری از بانوان بدون پوشاندن سر مشغول طبخ غذا می شدند و کسی هم به آنها اعتراض نمی کرد. رنج آورتر از اصل این نابسامانی اجتماعی و اخلاقی این است که: هرگاه بانویی به هر علت نتواند برای مدتی پوشش مورد اعتقاد خود را رعایت کند، پس از تغییر شرایط محیطی اش، دیگر باز گرداندن وی به فرهنگ پوشیدگی بسیار سخت است. زیرا گذشت زمان در وی اعتقاد جدیدی پدید می آورد که به راحتی از آن دست برنمی دارد. افزون بر این، نزد او زشتی گناه از میان رفته است. برای راهنمایی این افراد ناچار باید مدت زمانی طولانی آنها را در موقعیت بهتر قرار داد تا رفته رفته تاثیر محیط گذشته در آنها خنثی شود. دوشیزه ای که از سنین نوجوانی تا پس از جوانی پیوسته با بزرگسالان غیر محرم در تماس و گفتگو بوده و در مجامع آنها حضور همه جانبه داشته است، بسیار طبیعی است که پس از این نتواند پوشش خود را به طور کامل حفظ کند.

اولین اقدام تربیتی

بر پایه آنچه جامعه شناسان نظر می دهند رفتار و معتقدات اشخاص همه تابع عوامل تربیت است; عواملی چون وراثت، محیط خانوادگی و اجتماعی. بر این اساس، شخصیت و هویت هر فرد تابع عواملی است که عمده ترین آنها وراثت و محیط است. چه افراد غیر مسلمان که اگر در خانواده مذهبی و محیط اسلامی پرورش می یافتند، مسلمان می شدند و چه بسیار دختران و زنان ناپوشیده ای که هرگاه اندکی راهنمایی می شدند، بانوانی پاک و معتقد می گردیدند. جز اینها، موقعیتهایی که افراد در آن قرار گرفته اند در رفتار و اعتقادات آنها سهم به سزایی دارد. نمی توان بدون در نظر گرفتن این موقعیتها رفتار و اعتقادات اشخاص را مورد نکوهش جدی قرار داد. در هر حال باید مطمئن بود که با شیوه صحیح راهنمایی، می توان بدترین افراد را ادب کرد; چنانکه با روش بد می توان افرادی عادی را نیز به انحراف و لجاجت کشاند.

چماق، نخستین ابزار ناتوانان

آدمی زمانی که بتواند با شیوه های صحیح، دیگری را هم عقیده خود کند، به زور و تحمیل و فحش روی نمی آورد. زمانی که تحمیل و فحش به میان آید معلوم می شود که فرد از راههای دیگر به بن بست رسیده است. چماق و اجبار در جایی به کار می رود که همه شیوه های تربیتی، به کار گرفته شده است و شخص با همه توجیهات، نخواسته سخن حق را بپذیرد و از طرفی بر آن است که محیط اجتماعی را برای دیگران نیز آشفته سازد. به نظر می رسد اگر همه کسانی که بدون دارا بودن صلاحیت، عهده دار انجام مسؤولیتی هستند کنار روند، کارها بهتر و زودتر سامان می یابد. آن که نمی داند چگونه بانوان را به پوشش فراخواند چه بهتر که نه سخنی بگوید و نه کتابی بنویسد. به گفته سعدی: یا سخن دانسته گوی ای مرد بخرد یا خموش.

عوامل و انگیزه های ناپوشیدگی

1- جهل و بی اطلاعی شاید نخستین عامل کم حجابی بانوان، بی اطلاعی آنان از فواید و آثار حجاب و پیامدهای بی حجابی است. به تصور ما حتی در میان بانوان معتقد گروهی نه اندک، در این باره دانش کاملی ندارند. روزی به دخترکی نیمه برهنه که معلوم بود در شهر ما غریب است برخوردم و به وی گفتم: چرا به این شکل؟ پاسخ داد: مگر اسلام نگفته است با زمانه پیش بروید؟! او این قدر نمی دانست که با زمانه پیش رفتن به معنی «زمانه تو را پیش بردن » نیست. منظور آن سخن این است که در عصر هواپیما، وسایل قدیمی وسیله رفت و آمدتان نباشد. اگر معنی «با زمانه پیش برو» آن بود که دخترک می پنداشت، فرستادن پیامبران و دین همه پوچ می بود. چه آنکه زمانه می توانست حد و مرز همه چیز را معلوم سازد، دیگر نیازی به دین نبود و همان که سیاست بازان می خواستند معیار قرار می گرفت. اگر دین نباشد کیست که بگوید زمانه باید چگونه پیش رود؟! آری بی اطلاعی تا بدانجا در این موضوع مؤثر است که زنان کشور مسلمان اندونزی با وجود اعتقاد کامل به حجاب، چنان می پندارند که حجاب پوشش مخصوص زنان برای انجام نماز است نه برای همه اوقات. آنها روزهای جمعه گروه گروه با اندام نیمه برهنه (بدون رو سری و شلوار) تا جایگاه نماز جمعه می آیند و آنجا چادر و مقنعه می پوشند و پس از نماز دوباره بدون پوشش به خانه باز می گردند. 2 ابعاد این بی اطلاعی گسترده است که به پاره ای از آنها اشاره می کنیم: الف- نشناختن ویژگیهای جسمی و روحی خود ب- نشناختن مرد ج- ندانستن هدف آفرینش خود و تفاوتهایش با مرد د- اعتماد به طراحان و سیاستمداران حاکم ه- بی آلایشی زنان که سبب می شود به همگان اعتماد داشته باشند و- بی اطلاعی از معارف دین و احکام ز- وجود همسران کم اطلاعی که در رشد فرهنگی زنان نمی کوشند ح- محیط آلوده و غیر دینی ط- کمبود مجالس پربار برای بانوان این توضیح سزاست که وظیفه پدر و شوهر آن است که خانواده خود را از نظر فکری و فرهنگی رشد دهد. زنان به علت اشتغال به کار خانه کمتر فرصت مطالعه یا حضور در مجالس علمی دارند. وظیفه پدر و شوهر است که تا می تواند در رشد فرهنگی ایشان بکوشد. گفتگوی ما با گروهی از بانوان، آشکار ساخت که بیشتر بانوان بی آلایش به موجب نشناختن طبیعت غرایز جنسی مرد، به رفتار آنها بسیار خوشبین اند و اظهار نظرها و نگاههای آنان را بر وجهی ناپسند حمل نمی کنند. عده ای نیز می پندارند هرگاه مردی همسر داشته باشد نگاهها و رفتارهای او همه بی غرض است و نسبت به زنان بی تفاوت است. غافل از اینکه تا ایمان اشخاص آزموده نشده و نگاههایشان به زنان کنترل نگردیده باشد هیچ نمی توان به آنها مطمئن بود; و اگر جز این باشد، باید مردان دارای همسر را از آن نظر که به ویژگیهای زنان آشناترند نا مطمئن تر دانست.

2- سستی ایمان برهنگی و بی توجهی به پوشش اغلب به سبب اغراض خاص نیست و منشا آن بیشتر جهل و سستی ایمان است. هنوز آدمیان ژرفناکی گفتار پیامبر اکرم(ص) را در نیافته اند که چرا آن همه بر رعایت حقوق زنان و گرامیداشت مقام آنان تاکید می ورزید. یکی از علل آن تاکیدها است که او می دانست زنان به موجب لطافت روح و جسم، شیفته محبت و احترام اند. چنین موجود ظریف را که سخت به محبت و ارج گزاری نیازمند است نباید بی توجه رهاساخت. زیرا سرانجام او در پی سیراب ساختن حس محبت خواهی خویش به دیگر شیوه های ناروا روی خواهد کرد و خود و دیگران را به رنج و مخاطره می افکند. از این رو، هر گونه محبت و احترام به زن برای سلامت روح و جسم او فوق العاده کار ساز است. هرگاه او در محیط خانه شکوه معنوی و عظمت قدرت خویش را در نیابد، آن را در جای دیگر جستجو می کند و انجام هر رفتاری که او را آسانتر به مقصود رساند، برایش روا می نماید. از این رو هرگاه مشاهده کند که با ناپوشیدگی اندام و سیمایش نظرها را بهتر به خود جلب می کند و توجه و احترام دیگران را آسانتر به دست می آورد از ناپوشیدگی دریغ نمی ورزد. او با این رفتار ظرفیت عاطفی و روانی خود را آکنده و سیراب می سازد و در سایه توجهی که از دیگران کسب کرده آرامش می یابد. در این صورت، ناپوشیدگی اندام و سیما برای او ابزار یافتن خویش است. او خود را این گونه می یابد و چون ایمان مستحکمی ندارد در این باره از کسی اندرز نمی شنود. او وجود خود را که از دو بخش مادی و غیر مادی تشکیل شده، تنها در یک بخش خلاصه می بیند; زیرا مشاهده می کند در محیط خانه و اجتماع به جنبه عاطفی وی و بزرگداشت منزلت معنوی او هیچ توجهی نشده و نمی شود. از این رو، از دو بخش وجودش یکی را از کف داده می پندارد و ناچار می شود برای حفظ آن بخش دیگر، آنچه در توان دارد عرضه کند.

از این گفتار درمی یابیم:

الف- آن همه سفارشهای پیامبر و امامان پاک (علیهم السلام) در بزرگداشت مقام بانوان، یکی به همین علت بوده که زن در میان خانواده و محارم خویش پذیرفته گردد و احترام شود تا مبادا برای ارضای حس احترام خواهی و جلب توجه، به محیط بیرون خانه روی آورد و آنگاه پاره ای از ابعاد وجودی اش برای خود او و جامعه ناشناخته باقی بماند یا به مخاطره افتد. ب- در پاره ای از جملات امامان معصوم (علیهم السلام) این موضوع مورد تاکید قرار گرفته است که مرد در خانه علاقه خود به همسرش را به زبان آورد و بگوید که او را دوست دارد. چون لباس زیبایی پوشید یا خودآرایی نمود به وی توجه کند و خرسندی خود را اظهار نماید. این اظهار علاقه و خرسندی، زن را به خانه و شوهر دلخوش و امیدوار می سازد و حس احترام خواهی و جلب توجه او را در وی ارضا می کند و از جلوه گری در حضور بیگانگان بازش می دارد. ج- گاه تبعیض و تفاوت گزاری میان فرزندان و مقایسه ویژگیهای آنها با یکدیگر حس خودنمایی آنها را تحریک می کند. فرد شکست خورده و تحقیر شده در صدد بر می آید تا به وسیله جلوه گری و دلبری در مجامع، حقارت و شکست خود را جبران کند. در واقع راز بسیاری از ناپوشیدگیها در حضور بیگانه همان مقایسه های ناروا و بی اعتناییها و بی مهریهاست که افراد در خانه مشاهده کرده اند. بعید نیست اینکه بسیاری از ناپوشیدگان، از زیبایی بی بهره اند، همین امر باشد. آنها چون به نازیبایی نکوهش شده و با زیباتر از خود مقایسه شده اند بر آن می شوند تا با هر حیله و نمایش، آن رنجش را فراموش یا به نوعی جبران کنند. اگر جوامع آدمیان فرا گیرند که زن را نه برای ظاهر زیبا و اندام دلربایش بلکه برای کمالاتش بخواهند، این ضایعه پیش نمی آید و کسی هم از درماندگی، به این دام درنمی افتد. شاید دیده باشید که چون به بانوان کم پوشش خیره نشوید و بدون نگاه، به آنها احترام شایان گزارید، بی درنگ خود را بهتر می پوشانند. چون احساس می کنند با کسی رو به رویند که توجه به ظواهر، او را از توجه به کمالات حقیقی زن باز نداشته است. بر این اساس، می دانند که در مقابل چنین فردی نیازمند جلوه گری و دلبری نیستند. به هر تقدیر، آنگاه که اعتقادات و ایمان در بانوان سست باشد، تمایل به خودنمایی در آنها قوت می یابد و دور نیست به همین علت باشد که پیامبر اکرم(ص) فرموده است: زنان را لباس ساده بپوشانید تا به جلوه گری خویشتن (در حضور بیگانه) وسوسه نشوند.

مقصر کیست؟

ما بانوان کم پوشش را بی تقصیر نمی دانیم اما بیش از آنان همسرانشان را مقصر می شناسیم. البته نه از آن نظر که زنان خود را از بی حجابی باز نمی دارند بلکه چون گاه خود عامل ناپوشیدگی همسرانشان هستند. نتیجه گفتگوی ما با صد تن از بانوان کم پوشش آن بود که بیش از نیمی از آنها اظهار می داشتند این ناپوشیدگی و سفارش شوهر یا پدر صورت می گیرد. حکایت این پدیده بسیار شنیدنی است که مردان روزگار ما به چه علت زنان و دخترانشان را به ناپوشیدگی دعوت می کنند! اگر چه ضعف ایمان سرچشمه این تفکر است، توجه به منشا روانی آن نیز بسی نکته آموز است، که در ذیل بدان اشاره می کنیم. در روان شناسی در مبحث «ناکامی و مکانیسم های دفاعی » این نکته بیان می گردد که: هرگاه ناکامیهای زندگی، حقارتها، ناتواناییها و احساس ناچیزی، فرد را مورد هجوم روانی قرار می دهد از ضمیر ناآگاه او سیستمی به جنبش درمی آید تا به دفاع از شخص بپردازد. این دستگاه درونی را مکانیسم دفاعی می نامند. فرد برای دفع خطر احساس شده، از درون به تکاپو می افتد تا به کمک آن مکانیسم دفاعی موجودیت خود را حفظ کند و شکستها و نگرانیها و اضطرابهایش را برطرف سازد یا دست کم ناچیز جلوه دهد. این اقدام مهمترین چاره جویی برای سازگاری فرد با محیط خود است و احساس حقارت و شکست فرد را می پوشاند. در این مرحله یکی از مکانیسم های دفاعی، توسل جستن به دیگر تواناییها و امکانات آماده است. اگر چهره ای نازیبا دارد یا شغلی پست یا خانواده ای حقیر یا... ، سعی می کند با آنچه دارد آن ضعفها را جبران کند و ضمیر رنجیده خود را از فشار و اندوه برهاند. این پدیده را در روان شناسی جبران 3 می نامند. آلفرد آدلر (روان شناس اتریشی) در بیان مثالی برای این پدیده می گفت: ناپلئون بناپارت به دنبال پیروزی می رفت تا ضعف جثه خود را فراموش کند. 4 فرد به کمک این مکانیزم دفاعی ضعفها و ناکامیهای خود را با دو شیوه کاهش می دهد. نخست با انتقال انرژیهای خود به سوی فعالیتی که می تواند در آن موفق شود و تا حدی احساسات نامطلوب را از خویشتن دور سازد. دوم با منحرف ساختن دقت خود از فعالیتی که در آن ناکام شده به فعالیتی که احساس موفقیت می کند. 5 بر این اساس، نباید مردان کم غیرت این عصر را چندان نکوهید و باید بر آنها ترحم کرد; زیرا در حقیقت ناکامیها، نگرانیها و احساس حقارتهای بی شمار درونی، آنها را به ناپوشیده داری همسرانشان وا می دارد. آنها از این راه دست کم به دوستان و فامیل خود وانمود می کنند که اگر در جای دیگر شکست خورده و ناتوان شده اند، از دارا بودن همسری زیبا و خوش اندام بی بهره نمانده اند. او در این «دیگر نمایی » به ارزندگی خود می بالد. چه آنکه مردم عادی، با مشاهده همسر او، نزد خود چنین ارزیابی می کنند که اگر این مرد فردی بی کفایت و ناتوان و کم خرد بود، زنی چنین خوش اندام و زیباروی را به همسری برنمی گزید. انتخاب او نشانه توانمندی و شایستگی مرد است

پی نوشتها:

1- الکافی، محمد بن یعقوب کلینی، ج 1، حدیث 106. 2- حجاب و آزادی، ص 123. 3- DEFENCE MECHANISM 4- COMPENSATION 5- روان شناسی عمومی، دکتر حمزه گنجی، ص 201، مؤسسه انتشارات بعثت، چاپ اول

وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است .

******

جمعه 24 تیر 1390  11:38 PM
تشکرات از این پست
alizare1
alizare1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 6234
محل سکونت : یزد

پاسخ به:پوشش ناکامل بانوان

پوشش ناکامل بانوان(2)

پدید آورنده : یوسف غلامی ، صفحه

(علتها و انگیزها)

در نوشتار قبل به برخی علل کم توجهی بانوان به پوشش، اشاره کردیم. در آنجا موضوع جهل و بی اطلاعی و ضعف و سستی ایمان افراد را از مهمترین عوامل کم توجهی بانوان به پوشش برشمردیم. حال باید افزود که این دو امر گاه سبب می شود که انگیزه های روابط دوستانه، افراد صادقانه نباشد و سرپرست خانواده از اهمیت نقش خود غافل گردد.

سرپرستان بی خاصیت

یکی از مشکلات اجتماعی خانواده های بی سرپرست آن است که به سبب حضور نداشتن مراقب به تدریج گرفتار انحراف اخلاقی می شوند. گاه پدر و مادر نیز حضور دارند، اما چون اغلب اوقاتشان را در بیرون خانه سپری می کنند یا در خانه همه چیز را با بی توجهی می گذرانند، اعضای خانواده به کجی روی می آورند. طبیعی است هرگاه پدر یا مادر نتوانند حضور تاثیرگذاری در خانواده داشته باشند، فرزندشان تربیت درست نمی یابد. در حقیقت این خانواده را نیز باید از خانواده های ی سرپرست برشمد.

انگیزه های روابط دوستانه

طی تحقیقات شش ماهه ما پیرامون «انگیزه روابط دوستانه میان افراد» نتایجی به دست آمد که بخشی از آن چنین است: در میان خانواده های بی اعتقاد به پوشش بانوان، علاقه به هم سخن شدن با جنس مخالف خانواده مقابل بخشی از انگیزه برقراری رابطه خانوادگی دوستانه بوده است. در میان خانواده های غیر معتقد به مسایل اسلامی گاه رفتارهایی دیده می شود که نشان دهنده نوعی تمایل عاطفی هر یک از مردان اعضای یک خانواده به بانوان خانواده دیگر است. وقتی برقراری روابط نامشروع ممکن نباشد، در مجالس دوستانه خانوادگی گفتگو و خنده با جنس مخالف خانواده مقابل آنها را اقناع می کند.

حدود روابط

در میان دو خانواده، که با یکدیگر رابطه دوستانه دارند، چگونگی روابط آنها حایز اهمیت است. گذشته از مسایل شرعی، جداسازی محفل زنان و مردان برای سالم ماندن اخلاق هر دو خانواده بهتر است. در این موارد، باید به این پرسش اساسی اندیشید و پاسخ منطقی داد: اصولا اختلاط مجالس زن و مرد چه ضرورتی دارد؟ اگر زنان بی پوشش باشند، بدون تردید فسادآور است و اگر پوشیده باشند حضور بیگانه برایشان چندان رضایت بخش نیست. حال گذشته از دو عامل یاد شده در مقاله قبل (جهل و بی اطلاعی و ضعف و سستی ایمان) به عوامل و انگیزه های دیگر پدیده بدحجابی اشاره می کنیم:

3- انحراف اخلاق و نبود انگیزه های دینی

در یادکرد عوامل تربیت به موضوع وراثت و محیط اشاره شد. اگر بگوییم سرنوشت افراد را همین دو عامل رقم می زند، گزاف نگفته ایم. دختر جوانی که در دامان مادری ناآشنا با اصول اخلاقی تربیت شده در مدرسه و اجتماع و جمع بستگانش نیز به این اصول هیچ بهایی داده نمی شود، چگونه رشد خواهد کرد؟! هرگز نباید امیدوار بود در میان خانواده های منحرف دختران معتقد به پوشش تربیت شوند. وقتی با برخی از این افراد به گفتگو می نشینیم با چهره ای حق به جانب پاره ای از مسایل دینی را مورد پرسش قرار می دهند و از جمله موضوع حجاب زنان را نمی پذیرند. این استدلالها برای دانستن نیست، بهانه نپذیرفتن است. ناگفته نماند که روشنفکرگرایی (Intellectualization) از مکانیسم های دفاعی است و شخص با ایراد استدلالهای روشنفکرانه، مسایلی که باعث تعارض و اضطراب او شده است، مورد تجزیه و تحلیل و انکار قرار می دهد تا بدین وسیله از فشار روانی خود بکاهد. قرآن کریم در همین باره می فرماید: (بل یرید الانسان لیفجر امامه یسال ایان یوم القیامه). آدمی چون دوست دارد فرا رویش برای گناه باشد (با چهره ای حق به جانب در صدد انکار معاد است و) می پرسد قیامت چه زمانی است؟

4- ارضا نشدن تمایلات جنسی

در میان مردان نوعی بیماری جسمی و گاه روانی وجود دارد که فرد نمی تواند به یک همسر اکتفا کند و ناچار همسران متعدد می گیرد. این پدیده در میان زنان نیز وجود دارد ولی نمود آن به گونه دیگری است. البته می پذیریم که در صورت سلامت جسمی و روانی زن، آنها هرگز چند همسری را ترجیح نمی دهند و بلکه از آن متنفرند. اما چون انحراف جنسی و بیماری اخلاقی پیش آید این قانون استثنا می پذیرد; چنان که در غرب شایع است. اگر مردان در لذت جویی تنوع طلب اند زنان در رفتار و انتخابشان تنوع جویند. هر زمان به لباس یا مدل خاصی علاقه مند می شوند و در این ویژگی هیچ حد و مرزی نمی شناسند. این تنوع طلبی تا آن زمان که زن به انحراف جنسی و فساد اخلاقی دچار نشده باشد، در مسایل جنسی بروز نمی کند ولی با آغاز انحراف اخلاقی، در مسایل جنسی نیز نمود می یابد. پیش از بیان کیفیت نمود تنوع طلبی غرایز جنسی در زن باید یادآور شد که لذت جویی جنسی زن مراتب مختلف دارد. دو محور این امر عبارت است از: 1- جلب علاقه و محبت جنس مخالف. 2- برقراری رابطه زناشویی. زنان تا آن هنگام که به اصول اخلاق پایبندند و در روابط اجتماعی خود به حجاب معتقدند این هر دو تمایل را نسبت به یک فرد (همسر) بروز می دهند; ولی چون به ناپوشیدگی اندام و موها عادت کنند رفته رفته آن تمایل اول را که پیش از این تنها به همسرشان اختصاص می دادند، نسبت به دیگران نیز بروز می دهند. آنها در این مرحله تمایل دوم را برای شوهر حفظ می کنند اما ناخودآگاه احساس می کنند که به شدت دوست دارند زیباییهای خود را بی دریغ در معرض تماشا گذارند و بدین وسیله حس مهار ناشده «جلب علاقه و محبت جنس مخالف » را ارضا کنند; حسی که تا پیش از این به خوبی فقط به وسیله همسر ارضا می شد و او در این زمینه کمبودی احساس نمی کرد. رفته رفته انحراف در تمایل اول (جلب محبت جنس مخالف) و گفتگو با بیگانگان و جلب محبتهای آنان، روح انحراف یافته فرد را دستخوش انحرافی تازه می کند و به تدریج کشش نوع دوم در وی ایجاد می شود; چنان که آغاز فساد اخلاق و متلاشی شدن نظام خانواده در غرب از همین نقطه بود. در جوامع غربی پس از بیدار شدن این حس در زنان، به سبب نامحدود بودن آزادیهای جنسی، برقراری روابط زناشویی با غیر همسر متداول گردید و هیچ کس دیگری را از آن باز نداشت. اما در شرق، آن حس بیدار شده زنان ناپوشیده را واداشت تا در حد ممکن با استفاده از جاذبه های جنسی، هرچه می توانند بر قلب جنس مخالف اثر گذارده، بیشتر از قبل از علاقه و محبت آنها بهره مند شوند. در این مسیر، بی حجابی و کم حجابی برای آنان بهترین وسیله است و رفتار برخی از این زنان گاه چنان پیام دار است که بیننده هیچ تردید نمی کند فرد از طغیان غرایز ارضا نشده رنج می برد.

5- شهوترانی خاموش

بر پایه آنچه گذشت، جلوه شهوترانی زن و مرد فرق می کند. یکی با بی باکی آنچه از آن رنج می برد اظهار می کند و در جستجوی مراد خویش بدون شرم می کوشد. و دیگری آرام و خاموش گام برمی دارد. مردم اغلب چنان می پندارند که شهوت مرد از زن بیشتر است; اما تحقیقات، این نظر را ثابت نمی کند; آنچه آشکارا مشاهده می شود تفاوت نمود شهوت دو جنس است و همین تفاوت سبب شده گروهی شهوت مرد را افزون تر بپندارند. این اشتباه ناشی از آن است که مرد پیوسته متقاضی است و زن تقاضا شده و شهوت متقاضی افزون تر می نماید. در حالی که جلوه شهوت زن نه در تقاضا بلکه در جلب توجه نهفته است. به همان اندازه که مرد مشتاق جنس مخالف است، زن مشتاق تحریک جنس مرد است. یکی دوست دارد جذب شود و یکی دوست دارد جذب کند. یکی از نگاه به دیگری لذت می برد و یکی از اینکه نگاهش کنند لذت می برد. یکی به دنبال دیگری می رود و آن یک می خواهد دنبالش بدوند; و همین است سر جلوه گری و مدپرستی و دلبری زن. این نکته را هم باید افزود که پس از بلوغ، ترشح هورمونهای جنسی در خون، به همان میزان که سبب رشد اندام و ویژگیهای زنانه می شود، علاقه به جنس مخالف را نیز شدت می بخشد. این هورمونها همانند سلولهای بدن هر دم به تغذیه نیازمندند و سهمی از تغذیه آنها بهره مند شدن از محبت جنس مخالف و جلب توجه و علاقه اوست. لذتی که زنان و دختران از نگاههای دیگران احساس می کنند به همین سبب است. آنها از این طریق تغذیه عاطفی می شوند. لذتی که زن ناپوشیده از نگاه مردان می برد از لذتی که دیگران از نگاه به وی می برند، کمتر نیست; برای او بی اعتنایی افراد، بسیار رنج آور است; زیرا آن را عامل ناکامی خود می شناسد. در واقع بی حجابی و بدحجابی نوعی شهوترانی خاموش است. شهوتی که ردپایی آشکار از خود بر جای نمی نهد و به راحتی نمی توان شخص را بدان متهم کرد.

6- در جستجوی شخصیت

شخصیت را شرافت اجتماعی، مرتبه، درجه و منزلت معنا کرده اند. و فرد با شخصیت کسی معرفی می شود که منزلت و شرافت داشته باشد. شاید نتوان انسان متعادلی یافت که شخصیت نزدش بی ارج باشد; به دارا شدن آن خرسند نگردد و برای به دست آوردنش نکوشد. اما آنچه در این زمینه مهم می نماید تفاوت «بهره مند بودن از شخصیت » و «احساس شخصیت » است. گاه کسی از شخصیت برخوردار است ولی خود آن را لمس نمی کند. در این صورت، بی آنکه کسی متوجه باشد احساس کمبود شخصیت او را از درون رنج می دهد. در میان شخصیتهای سرشناس جهان به افرادی بر می خوریم که آنها را عقده ای ترین انسانها یاد کرده اند. آدولف هیتلر و هنرپیشه و نویسنده نامدار، توماس ولف در شمار این شخصیتها جای دارند. بتهون، موسیقی دان مشهور، با همه آوازه اش در قسمتی از وصیتنامه اش می نویسد: «شما ای مردمانی که مرا تندخو و دیوانه می دانید و از اجتماع گریزانم می خوانید، از آنچه نسبت به من می دهید بسیار دلگیرم و زجر می کشم. من از شش سال پیش گرفتار بیماری عصبی سختی شده ام که به جای بهبود، روز به روز، بدتر شده و روحیه مرا افسرده نمود و می بایستی پیش از وقت از اجتماع کنار بکشم. وضع من چنان بحرانی شده است که رفت و آمد در مجامع همگانی و نشست و برخاست با دوستان و همه جور خوشی ممنوع است و باید مثل یک مطرود زندگی کنم. هر وقت به گروهی از شما بر می خورم ناگهان ترس شدیدی مرا فرا می گیرد که مبادا مرا بشناسید. به راستی زندگیم پر از اندوه شده است و انتظار زمانی را می کشم که زندگی من به انتها رسد و رشته حیاتم خاتمه یابد.» چه بسیارند افراد ثروتمند و سرشناسی که از احساس حقارت و کمبود شخصیت رنج می برند. علت این احساس رنج آور را باید چنین یاد کرد: در نهان آدمی یک مرکز سنجش و جستجو وجود دارد که «خویشتن » فرد، یعنی تفکرات، رفتارها و آرزوهای او را ارزیابی و قیمت گذاری می کند. این مرکز در درون همه وجود دارد و تا شخصیت فرد کاملا دچار اختلال نشده، به انجام وظیفه می پردازد. از ابعاد دقت آن مرکز ارزیابی یکی آن است که میان شخصیت حقیقی فرد و آنچه به وسیله آنها شخصیت و نفوذ اجتماعی یافته است تفاوت می نهد. ارزش فرد را، که به فضایل درونی و صفات انسانی اوست، از نمودار بیرونی اش، که خانه، پوشاک، شغل، ماشین و... است، جدا می سازد و هردو را به شخص تفهیم می کند. وقتی فرد در خود فرو می رود تا ارزش خود را که به تفکرات، رفتارهای انسانی و آرزوهای بهادار است بسنجد و چیزی در درون نمی یابد، به بخش دیگر وجود خود یعنی امکانات رفاهی زندگی، شغل، امتیازات جسمی و ظاهری و... روی می آورد; تا به کمک آنها منزلت نایافته را دست کم به شکل مجسمه ای توخالی ترسیم کرده، از هیچ، چیزی بسازد و از رنج پوچی برهد. چون همه ما، با دارابودن آن مرکز ارزیابی، می دانیم که ارزش انسان به ویژگیهای انسانی اوست نه امکانات دنیوی. آن دستگاه خودکار درونی، که می توان آن را «نفس » یا «وجدان » یا «خویشتن خودآگاه » نامید، لحظه ای از فعالیت باز نمی ایستد و پیوسته ما را ارزیابی می کند. وقتی مطلع شود معتقدات، همتها، آرزوها و کوششهای ما ارزنده است، امنیت و سلامتی روانی به ما الهام می کند و چون آنها را پوچ و بی مقدار بیابد، به ناهنجاری شخصیت و اضطراب دچارمان می سازد. قرآن کریم می فرماید: (بل الانسان علی نفسه بصیرة و لو القی معاذیره.) آدمی به نفس خود بهتر آگاهی دارد، هرچند در ظاهر عذر آورد. (تا خود را سالم سازد.) چون فرد در خود فرو می رود و میان خود و آنچه باید باشد فاصله بسیار مشاهده کرده، در مقابل بزرگی دیگران احساس شکست و کمبود می کند; مکانیسم های دفاعی اش به کار می افتند تا آن ناتوانی واقعی یا حتی خیالی را به کمک چیزی دیگر جبران کنند. گاه به خودستایی روی می آورد و زمانی به تحقیر آنچه دیگران دارند. شاید گاه بچه ها را به هنگام بازی دیده باشید که یکی از آنها به داشتن اسباب بازی مخصوصی افتخار می کند و دیگری، که آن اسباب بازی را ندارد، ناگزیر به دارا بودن چیزی که دیگری ندارد، می بالد; تا دست کم رنج نداشتن آن اسباب بازی را کمتر احساس کند. این پدیده در سراسر زندگی ما حکمفرماست و زنان، خصوصا آنها که در خانواده های غیر دینی رشد کرده اند و ارزشهای اخلاقی و فرهنگ پوشش درمیانشان بهایی ندارد، بیشتر بدان گرفتارند. آنها چون خود را با معیارهای اخلاقی می سنجند، میان آنچه هستند و آنچه دوست دارند باشند، فاصله می بینند و بهایی برای خود نمی یابند، به ارزشهای ظاهری خود چنگ می زنند; ارزشهایی که نقدترین آن ویژگیهای جسمی است. برای این گروه، نمایش موقعیت زندگی، وضع تغذیه و پوشاک و طنازیها و دلبریهای زنانه نه تنها در حضور بیگانگان، آرام بخش و جبران کننده احساس حقارتها و ناکامیهاست، بلکه در حضور زنان و در مجالس خصوصی نیز سودمند است; زیرا معمولا مجالس زنان جایگاه محک زدن افراد است. آنها در آنجا موقعیت یکدیگر را از نظر مادی و امکانات زندگی ارزیابی می کنند. گاه زندگی گروهی را از نظرهایی شیرین تر و موفق تر می بینند و می کوشند با به رخ کشیدن زیورآلات زنانه، لباسهای گران قیمت و ویژگیهای جسمی، شعله های «حسد» یا «حسرت » ناکامی خویش را خاموش سازند. در آن حال، شخصیت فرد همانند خانه های بساز و بفروش می گردد که با اندکی اصلاحات ظاهری مانند خانه های مستحکم جلوه می کند و با نیرنگ فروش می رود; زیرا آنگاه که چشمها به ظاهر خیره شود، هر بی هنر و بی سوادی می تواند خود را هنرمند و فیلسوف معرفی کند و با کمترین امکانات ظاهری از بهترین توجهات بهره مند شود. زمانی که در باره این موضوع تحقیق می کردم و رفتار افراد را مورد بررسی قرار می دادم، به امری بسیار چشمگیر برخوردم و آن تفاوت ظاهر و باطن افراد بود. در بسیاری از موارد، وضعیت پوشش، وسایل همراه، طرز برخورد و نگاهها و سخنهای افراد رشد فرهنگی و اجتماعی را می نمایاند; اما سلوک اخلاقی و نوع روابطشان نشان دهنده فاصله بسیار آنان تا رشد فرهنگی و اجتماعی و بهره مندی از اخلاق است. تفاوت باطن و ظاهر حاکی از آن است که هرچه آدمی از باطن تهی تر می شود; به ظاهر بیشتر توجه می کند. ظاهر (شامل وضع لباس، خانه، ماشین، طرز سخن گفتن و نشستن و غذا خوردن، کیف دستی و کفش و... بهترین ابزار برای پوشش ضعفهای ناپیدای شخصیتی است. این نکته را عادی ترین افراد متوجه اند و از آن بهره می برند. جز اینها در علل و انگیزه های ناپوشیدگی بانوان باید به اموری دیگر اشاره کرد. از جمله:

الگوهای ناپذیرفته

در میان بانوان گاه افرادی یافت می شوند که جز پوشش دینی از دیگر ویژگیهای اخلاقی و اسلامی بهره مند نیستند و همین امر سبب بدبین نمودن دیگران را فراهم می آورد.

خودباختگی فرهنگی

جامعه ای که نتواند ارزشهای خودی را حفظ کند شیفته ارزشهای حاکم در نزد دیگران می شود. آنچه خود دارد زشت و بد می بیند هر چند درست باشد و آنچه دیگری دارد زیبا و خوب می بیند هر چند نادرست باشد.

وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است .

******

جمعه 24 تیر 1390  11:39 PM
تشکرات از این پست
alizare1
alizare1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 6234
محل سکونت : یزد

پاسخ به:پوشش ناکامل بانوان

پوشش ناکامل بانوان (3)

پدید آورنده : یوسف غلامی ، صفحه

امروزه در کشور ما پوشش زنان درجه بندی شده است. پس از نیمه برهنگی، بدحجابی را قرار می دهند و سپس از روپوش دارندگان (مانتو پوشان) یاد می کنند و آنگاه «چادر» را «حجاب برتر» می نامند.

جز اینکه باید افزود به موازات هرنوع پوشش، رعایت یا ترک پاره ای معیاهاست که پوششی خاص را پذیرفته و بهتر یا ناپذیرفته و بدتر معرفی می کند.

در برتری چادر و عبای زنانه بردیگر پوششها تردید نیست اما این نکته را نباید از نظر دور داشت که چون بانویی چادر می پوشد باید جوانب دیگر لباس و رفتار خود را بیشتر مورد دقت قرار دهد. او چادر را برای «بهتر پوشیده داری » آن بر تن می کند نه چیز دیگر. از این رو تحلیل ما از ناکامل بودن پوشش مانتو به معنی توجیه رفتار برخی بانوان چادری نیست که احیانا منزلت چادر را حفظ نمی کنند و پوشش زیر چادر آنان یا دیگر رفتارشان با موازین اسلامی همخوانی ندارد.

سرنوشت مانتو

از نخستین کسانی که پوشش مانتو را پیشنهاد کرد و در واقع هیچ انگیزه بدی نداشت، استاد شهید مرتضی مطهری(ره) بود.

وی پیش از پیروزی انقلاب شکوهمند ملت مسلمان ایران و زمانی هم به طور رسمی تر پس از انقلاب در محیط دانشگاه این پوشش را مورد تبلیغ قرار داد و هدف ایشان جذب بی حجابان به پوشش بود که حد میانی بی حجابی و چادر پوشی بود. در آن ایام شاید برای عده ای پوشیدن چادر پس از سالها بی حجابی کاری دشوار بود و این پیشنهاد، نظری سنجیده و پذیرفته یاد می شد.

ولی طولی نکشید که این طرح با توطئه هایی که از سوی بیگانگان تعقیب می شد از هدف خود دور شد و بر خلاف نظریه پردازانش سمت و سوی دیگر پیش گرفت. زمانی نگذشت که بانوان متدین هم که سالها در حکومت شاهنشاهی چادر به سر می کردند چون مانتو را پوشش پذیرفته و راحت تر دیدند چادر را به مانتو تبدیل کردند.

رفته رفته این مانتو نیز هویت خود را تغییر داد و با استقبال عمومی و حتی تایید برخی شخصیتها، برای گروه بیشماری از زنان، بهانه ای برای نپوشیدن چادر گردید و چون چادر به کنار رفت بر زن و پوشش او سرنوشتی گذشت که حکایت آن شنیدنی است.

از زمانی که مانتو همردیف چادر معرفی شد و به تعبیر واقع نگرانه تر مانتو جایگزین چادر قلمداد گردید. (1) پوشش زنان رفته رفته به وضعی در آمد که زمینه فاصله گرفتن از ارزشهای مذهبی را بهتر فراهم می کرد. بعد از این انتخاب بود که مقنعه به رو سری، و شلوار به جوراب تبدیل شد. رو سریها و جورابها روز به روز نازکتر و بی خاصیت تر شدند. کم کم رو سریها از جلو سر به عقب کشیده شد و همان مانتو نیز به بلوز و شلوار یا پیراهن بلند و جوراب بدل شد. نخست روپوشها و لباسها تنگ نبودند و رنگهای خیره کننده و جنسهای چسبنده نداشتند. اما طولی نکشید که ...!

طرز پوشش زنان امروز گاه طوری است که انسان مطمئن می شود اینان اگر در موقعیت آزادتری همانند دوره شاهنشاهی قرار گیرند همین پوشش را هم کنار می گذاشتند. اما این وضع نیز چندان با بی حجابی عصر گذشته فاصله ندارد. برای آنها این پوششها نه جلوه چادر را دارد که به مذهبی بودن انگشت نمایشان کند و نه می تواند با وجود آن هر طور که دوست داشته باشند خود نمایی کنند. از اینکه در جمع آدمکهای هم مرام خود، نمای مذهبیان را ندارند خرسندند و از طرفی می توانند با همین پوشش اندک در مقابل معترضان مذهبی مقاومت کنند و عذر آورند.

دوستی می گفت: زمانی در یکی از شهرها به دخترک بدحجابی گفتم: اگر ناراحت نمی شوید رو سری خود را که بیشتر روی گردن انداخته اید به سر کنید!

او جواب داده بود: ای کاش وضعی پیش می آمد که همین رو سری را هم دور بیندازم!!

به عقیده ما این پوششها را باید بی حجابی نامید نه بدحجابی، بدحجابی آن است که حجاب دارد اما مختصری ناکامل است.

در جامعه فعلی ما کم نیستند خانواده هایی که زنانشان چون به موجب افکار عمومی نمی توانند برهنه بیرون آیند دختران خردسال و بلکه نوجوان خود را بدون کمترین پوشش سرو ساق به همراه خود بیرون می برند و گاه به دوچرخه سواری می فرستند. و البته با وضعی که پیش آمده بعید نیست روزی همه آنان بتوانند ناپوشیده از خانه بیرون روند و کسی هم به آنها اعتراضی نکند. به راستی که در زمان ما از آنجا که با همین رفتارها بسیاری امور زشت، پذیرفته شده و خوبیها دگرگون شده است تشخیص معروف و منکر دشوار گشته و گاه هر کدام دیگری را پوشیده است. این رفتارها و واکنش های ماست که هویت معروف و منکر را در هم می آمیزد و معیارها را وارونه می کند.

افزون بر اینها پوشش جایگزین چادر برای بسیاری زنان سیما و اندامشان را خوش نماتر می کرد. گاه نیز برخی زنان با سر برهنه هیچ زیبایی ندارند اما با مانتو و رو سری زیبا جلوه می نمایند. این پوشش به طور معمول به مراتب زن را از وقتی که چادر پوشیده است خوش نماتر و نظاره اندام او را خوشایندتر می سازد.

بیشتر مانتو پوشان امروز این نوع لباس را بدین سبب انتخاب کرده اند که حضور اجتماعی آنان را آسانتر می سازد، نه اینکه می خواهند پوششی داشته باشند تا کمتر مورد تماشای افراد قرار گیرند و از خطرهای بی حجابی مصون باشند، چه اگر چنین باشد انتخاب چادر سزاوارتر بوده است. به علاوه که مانتو کمتر می تواند نگاهها را از زن دور سازد، مگر آن که کامل باشد.

مانتو و جوانب شرعی

در پوشش زن علاوه بر آشکار نبودن ظاهر بدن امور دیگری نیز شرط است که بدون آنها نمی توان نوعی از پوشش را جایز دانست، چه به مانند چادر باشد یا چیز دیگر. آن شرایط اینهایند:

1 - لباس و روپوش باید علاوه بر پوشاندن بدن، برجستگیهای اندام زن را هم بپوشاند. بنابراین روپوشهای تنگ یا چسبنده که برجستگیها را نمی پوشاند نه تنها جایگزین چادر نیست، بلکه پوشیدنش کافی نبوده و جایز نیست، مگر در منطقه و کشوری پوشیده شود که بدان کیفیت، نظر کسی را جلب نکند.

2 - لباس نباید در حضور بیگانه جاذبه های جنسی زن را بیشتر کند و به اندام و چهره او جذابیتی دهد که نظر نامحرم را به خود متوجه سازد. بنابر این باید علاوه بر پوشاندن برجستگیها، نوع و جنس و مدل آن جلب نظر نکند.

در فتاوای مراجع عالیقدر نیز می خوانیم: پوشیدن هر لباسی که به داشتن خصوصیتی جلب توجه عمومی کند، جایز نیست، چه برای مرد و یا زن.

3 - درباره چهره نکاتی حایز اهمیت است:

هر چند به نظر عده ای زن می تواند صورت و دستها را نپوشاند اما همه کسانی که چنین فتوا داده اند به اتحاد نظر فرموده اند: زن زمانی می تواند صورت را نپوشاند که شرایط زیر را در نظر گرفته باشد:

الف - چهره را نیاراسته باشد.

در صورتی که چهره آرایش یا اصلاح شده باشد و این آرایش و اصلاح سبب شود که نظرها به وی جلب شود، آشکار بودن چهره جایز نیست.

ب - نا محرم به وی خیره نشود.

در صورتی که سیمای زن به هر علت (مانند زیبایی، آرایش، سفیدی یا گیرایی سیما) سبب شود که افراد به وی خیره نگاه کنند و به گناه افتند آشکار کردن آن حد که نظرها را به وی خیره می کند، جایز نیست. بنابراین اگر زیبایی زن طوری است که معمولا افراد به چهره اش چشم می دوزند - هرچند آرایش و اصلاح نکرده باشد - باید تا آنجا که زیبایی اش پوشیده بماند چهره اش را نمایان نسازد.

ج - هرگاه آشکار بودن چهره زن برای خود او یا دیگری سبب رخ دادن فساد و خطری مانند انحراف شود باید چهره را تا آنجا که او و دیگران را از خطر و فساد حفظ می کند، بپوشاند.

بسیارجای اندوه و تعجب است که در میان دینداران هم گاه این نکات مورد توجه قرار نمی گیرد و چون علت پرسیده می شود، می گویند: ما در اجرای احکام پیرو مرجع بزرگواری هستیم که آشکار بودن صورت را برای زن بی اشکال دانسته است! غافل از اینکه هیچ مرجع والامقامی با وجود شرایط نامبرده، فتوا به جواز آشکار بودن صورت صادر نکرده است. آنجا که ایشان فتوا به جواز صادر کرده اند موردی است که این شرایط در میان نباشد.

گاه عده ای از بانوان مذهبی در گله از مردان هوسران چنین اظهار می کنند که: آنها هرچند زنان را با چادر مشاهده کنند باز هم از چشم اندازی اجتناب نمی کنند!

پرسش این است که آیا به چه چیز چشم می دوزند؟ آیا جز به صورت؟ نقص اصلی از پوشش زن است نه چیز دیگر. پوششی که همه جا را فراگیرد و چهره زیبا و محرک را به رخ کشد، پوشش کامل نیست. به گفته سعدی:

دیدار می نمایی و پرهیز می کنی بازار خویش و آتش ما تیز می کنی

خواستگاری از زن شوهردار

زمانی یکی از دوستان محقق می گفت: در همسایگی ما خانواده ای بود که دختری بسیار زیبا داشت. وی ازدواج کرد و پس از مدتی پدرش به من مراجعه کرد و گفت: برای دختر و دامادم مشکلی پیش آمده است و از شما چاره می طلبم. مدت دو سال است که دخترم ازدواج کرده و کمتر روزی است که از خانه بیرون رود و کسی مزاحم او نشود. شاید تا حال بیش از یکصد نفر او را در خیابان تعقیب کرده و به در خانه آمده اند و به گمان اینکه دامادم، برادر این دختر است از او خواسته اند تا اجازه دهد روزی برای خواستگاری دختر به خانه آنها بیایند!

آن دوست محقق پرسیده بود: آیا دختر شما چهره خود را کاملا نمایان می گذارد؟ وی گفته بود: مگر جز این راهی هم هست؟ گفته بود: بله، از امروز به او بگو صورتش را طوری بپوشاند که زیبایی او پیدا نباشد. بعد هم نتیجه را به من اطلاع ده.

وی می گوید: پدر دختر پس از مدتی با جعبه ای شیرینی به منزل ما آمد و با خوشحالی مرا به آغوش گرفت و پیوسته دعایم می کرد. گفت: از آن روز تا حال حتی یک بار هم رخ نداده که کسی مزاحم دخترم شده باشد یا برای خواستگاری به خانه شان آمده باشد.

در میان نامه هایی که به ما رسیده و بر پایه نظر خواهی های ما، بیشتر افراد چنین اظهار کرده اند که پس از آنکه زنان اندام خود را می پوشانند بیشترین موضعی که نظاره آن برای ایشان لذت بخش است چهره است. افزون بر اینکه پوشیده داری سراسر بدن و هویدا سازی یک قسمت، به طور طبیعی نمود آن قسمت را بیشتر می کند.

به هر تقدیر رو پوش زنان امروز اگر چه از نظرهایی بهتر از ناپوشیدگی است، هرگز جایگزین چادر نیست. چه فلسفه پوشش زن که همانا در امان بودن او از نگاهها و خطرهاست با وجود مانتو همچنان تحقق نیافته است.

حکایت شیخ بهایی

شیخ بهایی عاملی در یکی از کتابهای خود می نویسد:

روزی زنی نزد قاضی از شوهر خود شکایت کرد که پانصد مثقال طلا از او طلب دارد و او به وی نمی دهد.

قاضی شوهر را احضار کرد و او طلب خود را انکار کرد و یا فراموش کرده بود.

قاضی از زن پرسید: آیا برگفته خود شاهدی داری؟

زن گفت: آری، آن دو مرد شاهدند.

قاضی از شهود پرسید: گواهی دهید زنی که مقابل شماست پانصد مثقال طلا از شوهرش که این مرد است طلب دارد و او نپرداخته است.

گواهان گفتند: سزاست این زن پوشیه ای را که در مقابل صورت خود قرار داده عقب بزند تا ما لحظه ای وی را رست بشناسیم که او همان زن است، تا آنگاه گواهی دهیم.

چون زن این سخن را شنید بر خود لرزید و شوهرش فریاد بر آورد: شما چه گفتید؟ برای پانصد مثقال طلا، همسر من چهره اش را به شما نشان دهد؟! هرگز! من پانصد مثقال طلا خواهم داد و رضایت نمی دهم که چهره همسرم در حضور دو مرد بیگانه نمایان شود.

چون زن آن جوانمردی و غیرت را از شوهر خود مشاهده کرد از شکایت خود چشم پوشید و آن مبلغ را به شوهرش بخشید.

چه خوب بود آن مرد با غیرت، امروز جامعه ما را هم می دید که چگونه زنان نه برای پانصد مثقال طلا و نه حتی یک مثقال نقره، رخ و ساق به همگان نشان می دهند و شوهران و پدران و برادرانشان نیز هم عقیده آنهایند و در کنارشان به رفتار آنان مباهات می کنند.

پی نوشت:

1 - گاه در مجامع عمومی و در اماکن مقدس از برخی شنیده می شود که در حضور صدها هزار نماز گزار می گویند: مانتو می تواند جایگزین چادر باشد!

وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است .

******

جمعه 24 تیر 1390  11:39 PM
تشکرات از این پست
alizare1
alizare1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 6234
محل سکونت : یزد

مبنای تعیین مجازات برای بی حجاب

مبنای تعیین مجازات برای بی حجاب

پرسش:
در آیات قرآن نشانی از تعیین مجازات برای بی حجاب دیده نمی¬شود و علاوه در تاریخ اسلام هم اثری از مجازات افراد بی حجاب و یا بدحجاب توسط پیامبر گرامی اسلام (ص) و ائمه معصومین (ع) یافت نشده است. پس چرا عدم رعایت حجاب در ایران موجب مجازات می¬شود؟
پایگاه حوزه5988-1، 5988-1
پاسخ:

1- نیافتن حکم مجازات بی حجابی در قرآن دلیل بر نبودن حکم شرعی در رابطه با بی حجابی یا بدحجابی نیست؛ زیرا اینگونه نیست که همه احکام شرعی و نیز مجازات هایی که از ناحیه شرع برای متخلفین در نظر گرفته می شود در قرآن آمده باشد. بلکه عمده احکام مستفاد از سیره و سنّت پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ و اهل بیت ـ علیهم السلام ـ است که خود تفسیر واقعی آیاتند و سنت هم به عنوان یک منبع شرعی بالاتفاق از حجیت برخوردار است.

2- بی­حجابی از محرمات الهی محسوب می­گردد و طبق قاعده هر فعل حرامی قابل تعزیر است و البته لزوم تعزیر و نوع و مقدار تعزیر نیز با تشخیص حاکم صورت می­گیرد، یعنی از دیدگاه فقهی حاکم شرع می­تواند برای جلوگیری از گسترش محرمات الهی مانند بی­حجابی، مجازات وضع کند و لو اینکه این مجازات در زمان پیامبر(ص) اعمال نگشته باشد. البته اینکه چرا پیامبر (ص) در مورد بی­حجابی مجازات تعزیر را اعمال نکرده است، میتواند خود موضوع تحقیق جداگانه­ای گردد که آیا زمینه برای اجرای این کار وجود نداشته است؟ یا جامعه آن روز بگونه­ای بوده که نیازی به اعمال مجازات نبوده است و در واقع جرمی از این دست در آن دوران انجام نمی­شده است و بعبارت دیگر به جهت شرائط فرهنگی حاکم بر آن روزگار زنان خود را موظف می­دیدند که حجاب را رعایت کنند.

بهر حال نمی­توان به جهت فقدان نص شرعی دال بر مجازات مشخص در مسئله عدم رعایت حجاب مثل آنچه که در قصاص آمده است، شرعی نبودن مجازات بر ترک حجاب را استنباط کرد، زیرا همانطور که بیان شد بسیاری از مجازاتها در اسلام از قبیل حدود شرعی نمی­باشند بلکه از قبیل تعزیر شرعی هستند که طبق مصلحت تشخیص داده شده توسط حاکم، تعیین و اجرا می­شوند.

وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است .

******

جمعه 24 تیر 1390  11:51 PM
تشکرات از این پست
alizare1
alizare1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 6234
محل سکونت : یزد

کشف حجاب نوین!

کشف حجاب نوین!

پدید آورنده : نامشخص ، صفحه 8

بالاخره مسأله حجاب چه شد؟ چرا با کشف حجاب نوین با نام بدحجابی برخورد نشده و نمیشود؟ این پرسشی است که از صدها زبان شنیده میشود. غیرتمندان و دلسوزان انقلاب که از لجام گسیختگی جمعی از زنان و دختران جامعه در فضایی از بی مسؤولیتی، خون دل میخورند، میگویند: آیا وقت آن نرسیده که حاکمیت، با عزم جدی به مبارزه با فساد آشکار که بدترین شکل آن بدحجابی یا کشف حجاب است بپردازد؟

البته تنها بدحجابی نیست، بلکه مفاسد دیگری چون مواد مخدر که با مسببین آن برخورد جدی و قضایی صورت نمیگیرد، و نیز مفاسد اقتصادی و مفاسد اداری و رشوهخواری که در این فهرست نامیمون میگنجد. چنین به نظر میرسید که مبارزه با فساد، بیشتر از آنچه عمل شود در مرحله شعار مانده و حساسیتها از بین رفته است.

کمتر گوش شنوا در میان بعض مسؤولین دولت پیشین وجود داشت و در واقع سیاست حاکم را نوعی تساهل و تسامح همراهی میکرد که امروزه جامعه در حال پرداخت غرامت آن است! نوعی لیبرالیسم اخلاقی جوّ را پوشش داد و حرکتهای جسته و گریخته از سوی برخی نهادهای تبلیغاتی به جایی نرسید... و این درد بیدرمان همچنان باقی ماند و هنوز این غدهی چرکین، پیکر اجتماع را رنج میدهد. موضوع کشف حجاب نوین یکی از مشهورترین جرمها و منکرات آشکاری است که نظام را به چالش میکشد و برای بیگانگان نقطهی امیدی است که فرهنگ صادراتی خود را از طریق ماهوارهها و عوامل داخلیشان به اجرا درمیآورد.

با این که حجاب در جامعهی مسلمان، مانند دستگاه حرارت سنجی است که از ضمیر و درون خانوادهها و عملکرد فرهنگی جامعه خبر میدهد، پس چرا به فراموشی سپرده شده است؟!

چرا اینهمه لباس مبتذل و تنگ و چسبان و کوتاه به بازار میآید؟ چرا بر تولیدیها کسی نظارت ندارد؟ چرا اتحادیههای تولیدی و فروش لباس تعهد ندارند و تنها به سود نامشروع میاندیشند؟ و چرا دستگاههای نظارتی بر تولید لباس و فروش و پوشش اینگونه لباسهای مبتذل کمترین تحرکی ندارند و بوی قبرستان از این دستگاهها به مشام میرسد، چرا پدران و مادران نسبت به پوشش فرزندانشان و آرایشهای غلیظ دختران مجرد در کوی و برزن بیتفاوت شدهاند؟

چرا قانون تولید و عرضه لباس و پوشش لباسهای مبتذل که سالها قبل تصویب شده در بایگانیها مانده و خاک میخورد؟ از حجاب اسلامی تنها نامی مانده و شعار رعایت حجاب الزامی است در برخی مغازهها و اماکن نقش بر دیوار شده است؟ چرا از لباسهای وزین و شرعی در فروشگاهها کمتر اثری دیده میشود؟! زنان مسلمان کمتر به مانتو و روسری قابل قبول دسترسی دارند، دختران مدارس نیز لباس فرم را تنها برای مدرسه رفتن و کلاس درس میپوشند و حتی بسیاری از دختران زیر 15 سال به تجمل و آرایش خیابانی رو آوردهاند!! نه فرهنگ خانوادگی و نه فرهنگ اجتماعی و نه آموزش و پرورش درصدد چاره جویی بوده و نه نظارتی در سایر دستگاهها وجود دارد! به دانشگاهها که میرویم، دختران دانشجو نیز اغلب با حجاب اسلامی بیگانهاند. لباسهای چسبان و آستینها و شلوارهای کوتاه و آرایشهای زننده و سر و وضع پریشان در دانشگاه فراوان به چشم میخورد و هیچ کس به فکر چاره نیست، نه ریاست دانشگاهها و نه مسؤولان معارف اسلامی و نه نمایندگان ولی فقیه در مراکز آموزش. در حالی که اگر عزم جدی بود حداقل در فضاهای آموزشی و دانشگاهی این وضع با یک برنامه ساده قابل کنترل بود. امّا تنها حرف زده میشود و از عمل خبری نیست. به ادارات دولتی و بیمارستان و بانک و دیگر مراکز که حقوق دولت را میگیرند سری میزنیم؛ در آنجا نیز نمونههای زیادی را شاهدیم که اگر مسؤولان به فکر بودند به راحتی میتوانستند به مهار این روند اقدام کنند. از زنان دونده و ورزشکار و لباسهای زننده آنها در کشور قطر نیز غفلت نکنیم... در همهجا از توطئه دشمن در بیبند و بار ساختن زنان مسلمان نمونههای بسیاری را شاهد هستیم.

مشکل آنقدر گسترده شده که عدهای بر این باورند که دیگر کار از کار گذشته و بهتر آن است که به موضوعات دیگر پرداخته شود! برخی میگویند: به جای اینگونه سخنها باید کار فرهنگی کرد. با اذعان به صحّت این نظریه میپرسیم کدام کار فرهنگی؟ وقتی در کانونهای فرهنگی آموزش و پرورش و دانشگاه و فیلم و هنر و مطبوعات و مجلات و تئاتر و سینما و حتی پارهای برنامههای سیما با جلوههای ضد فرهنگی؛ حجاب و عفاف و مرز محرم و نامحرم را برداشتهایم و فیلمهای بدآموز اجازه اکران و نمایش میگیرند چه کسی باید کار فرهنگی کند؟ وانگهی چرا باید کار فرهنگی پس از گذشت 27 سال از انقلاب هنوز در هالهای از ابهام باشد؟ و چرا استحاله تدریجی ارزشها عادی شود و عقب گرد به جاهلیت گذشته، خط سیر اجتماع را ترسیم نماید؟ آیا کار فرهنگی به فرض انجام آن به تنهایی برای همه کافی است؟ مگر مجرمان و لجام گسیختهگان و مروّجان فساد را با کار فرهنگی میتوان اصلاح کرد؟ پس حدود کیفرهای قانونی در شرایع و جوامع از جمله نظام اداری و قضایی اسلام برای چیست؟

مبارزه با بد حجابی و به عبارت صحیحتر بیحجابی باید به عنوان یک مسألهی راهبردی احیا و مطرح گردد و همانگونه که بحث مبارزه با مفاسد اقتصادی شعار روز شده و مفسدان اقتصادی میبایست معرفی و تعقیب و مجازات گردند، مفسدان اخلاقی و مروجان فساد نیز میبایست تحت پیگرد قانونی قرار گیرند و این وظیفهی حاکمیت است. مگر قرآن کریم احیای امر به معروف و نهی از منکر را در زمره وظایف حکومت اسلامی قرار نداده و آیا خداوند همه مسلمانان را برای امر به معروف و نهی از منکر فرانخوانده است؟!

به راستی و انصاف در برابر این تکلیف چه کردهایم که در پیشگاه خدا پاسخگو و مسؤول نباشیم. حکم صریح قرآن و آیات حجاب اسلامی تا کی و تا چند باید در بوتهی فراموشی بماند و چهرهی زشت این فساد مشهود، آبروی ما را در دید جهانیان و در نظر دوست و دشمن مخدوش سازد؟!

باید در اوضاع و احوال کنونی به این مطالبهی مردمی و الهی پاسخ دهیم و نگذاریم دغدغههای اقتصادی و اشتغال و غیره ما را از این وظیفهی مهم باز دارد. اگر مبارزه با مفاسد اقتصادی جدی است، باید مقابله با مفاسد فرهنگی جدّیتر و در اولویت باشد!!( )

1. روزنامه جمهوری اسلامی، 17/9/1384.

وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است .

******

جمعه 24 تیر 1390  11:52 PM
تشکرات از این پست
alizare1
alizare1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 6234
محل سکونت : یزد

مبلغان و پدیده کم حجابی

مبلغان و پدیده کم حجابی (1)

پدید آورنده : یوسف غلامی ، صفحه 33

به اعتقاد جامعه شناسان هیچ پدیده اجتماعی بدون علت رخ نمی دهد، جز آنکه ریشه یابی و شناخت علت برخی از آن ها چنان دشوار و پیچیده است که گمان می شود علت خاصی ندارد. این پدیده ها به سادگی رخ می دهد و رشد می یابد اما سامان دهی آن ها همچون کوه ها ناممکن است، یا همچون آب است که به راحتی بر خاک جریان می یابد اما چون در زمین فرو رود بیرون آوردن آن بسی دشوار است.

موضوع پوشش زنان امروز از زمره همان پدیده ها است که در نگاه سطحی علت عمده آن ناآگاهی یا سست اعتقادی و ضعف ایمان است، اما به دیده عمیق تر این پدیده برگرفته از عوامل روانی و اجتماعی دیگری است که چاره جویی برای آن بدون شناخت دقیق علت بروز آن ممکن نیست. چنانکه پزشک پیش از چاره اندیشی برای درمان بیمار، درصدد شناخت عوامل بیماری و علائم آن بر می آید، درد را از علائم آن تشخیص می دهد و آنگاه به درمان می پردازد، در پدیده های اجتماعی نیز بدون شناخت علت دقیق هر پدیده ارائه یک راهکار برای اصلاح همه آن ها همانند صدور یک نسخه برای همه دردها است که نه تنها درد و ضایعه را برطرف نمی کند، گاه مشکل را پیچیده تر و درمان ناپذیر می گرداند.

بی تفاوتی زنان و دختران به پوشش اندام، برگرفته از عوامل و انگیزه های متفاوتی است که مبلغ بدون شناخت دقیق علت آن نمی تواند در طریق اصلاح رفتار فرد گامی مؤثر بر دارد. شاید یکی از عوامل بی تاثیر شدن اندرزها در این باره همین نکته باشد که معمولا افراد بدون شناسایی انگیزه و علت بد حجابی، با روش و برخوردی ثابت در صدد اندرز و اصلاح بر می آیند و چون نتیجه ای مشاهده نمی کنند، اینان دلسرد و آنان جسورتر می گردند و رفته رفته از موضوعی عادی، مشکلی بزرگ پدید می آید.

در این نوشتار سعی شده است پیرامون برخی از انگیزه ها و عوامل مهم تر بد حجابی نکاتی ارائه و آنگاه شیوه کار تبلیغی بیان شود.

این عوامل چند گونه اند: فرهنگی، اعتقادی، روانی و اجتماعی. در این نوشتار به موضوع ناآگاهی زنان و جنبه های درست و نادرست تبلیغی در این باره اشاره می گردد.

دورنمای عوامل و انگیزه ها

بر پایه نظرسنجی و تحقیق هشت ساله اینجانب پیرامون علت کم توجهی دختران و زنان به حجاب، نتایجی به دست آمده که برخی به قرار زیر است:

الف - از میان پانصد نفر بانوی کم حجاب، اظهارات هشتاد درصد آنان نشان داد که بی اطلاعی از فوائد و آثار پوشیدگی و پیامدهای ناپوشیدگی، اصلی ترین عامل کم حجابی ایشان است; هر چند انگیزه های دیگری نیز در رفتار آنان تاثیر داشته است.

ب - در میان بانوان بی تفاوت به حجاب، برخی دخترانی از خانواده های مذهبی بودند که مادران ایشان در توجیه و تربیت آنان موفق نبوده اند. در نظر خواهی از مادران، آن ها اظهار کرده اند که با همه اعتقاد خود به خوبی حجاب، نتوانسته اند دلایل قانع کننده ای به فرزندانشان ارائه کنند.

ج - به تصور عده ای پوشش مورد اعتقاد و عمل آنان همان است که خداوند از ایشان خواسته است و بیش از این لازم نیست.

د - به اظهار عده ای دیگر، مراعات پوشش اسلامی دشوار و مانع از فعالیت های اجتماعی است. بعضی با اعتقاد به لزوم پوشش بهتر، اعتراف می کردند که برای چنین کاری باید ایمان زیادی داشت که آن ها از آن بی بهره اند.

ه - گروهی بدین سبب به پوشیدگی خود اهمیت نمی دادند که حجاب را در زندگی شان عامل خوشبختی و موفقیت یا پیشرفت نمی دانستند و نقش آن را خنثی می پنداشتند. نزد این عده نه فقط حجاب، بلکه بیشتر امور مورد تایید دین عامل خوشبختی یا پیشرفت نیست. پس از تحقیق و نظر سنجی از بانوان با حجاب و معتقد نیز معلوم شد که تعداد فراوانی، هر چند مراعات حریم میان زن و مرد را نوعی وظیفه ضروری می دانستند، ولی از آثار شگرف آن در سلامت محیط جامعه و ایجاد امنیت عمومی و استحکام پیوند خانوادگی بی اطلاع بودند.

از دیگر دلایل بی اطلاعی افراد از فلسفه حجاب و پیامدهای نا پوشیدگی، وجود بهانه های واهی است که نسبت به حجاب مطرح می کنند. از آن نمونه برخی می گویند:

ما همه آزاد آفریده شده ایم. نباید دختران و زنان را در حجاب زندان کرد. زن و مرد همه باید مثل خواهر و برادر باشند. پوشش ظاهر مهم نیست، قلب باید پاک باشد. وظیفه مردان است که از نگاه دوری کنند.

دختری دانشجو در نظر سنجی اظهار کرده بود: «حجاب به دوره ما مربوط نمی شود، چون باید با زمانه پیش رفت » اما وی معلوم نکرده بود که درستی یا نادرستی حرکت زمانه را چه کسی معین می کند. او معنی «با زمانه پیش رفتن » را «زمانه تو را به پیش بردن » دانسته بود.

برخی از ابعاد بی اطلاعی زنان به قرار زیر است:

الف - نشناختن ویژگی های جسمی و روحی خود.

ب - نشناختن مرد.

ج - ندانستن هدف آفرینش خود و تفاوت هایش با مرد.

د - بی آلایشی زنان که سبب می شود به همگان اعتماد داشته باشند.

ه - بی اطلاعی از معارف دین و احکام.

و - وجود همسران کم اطلاعی که در رشد فرهنگی خانواده خود کوشش نمی کنند.

ز - کمبود مجالس پربار برای بانوان.

ح - کمبود کتاب های ویژه زنان.

زنان به علت اشتغال به کار خانه کمتر فرصت مطالعه یا حضور در نشست های علمی دارند و وظیفه مدیر خانه است که تا می تواند در رشد فکری و فرهنگی آن ها بکوشد. «گویند: اولین کسانی که در روز قیامت به انسان می آویزند همسر و فرزندانند که فرد را در پیشگاه خداوند باز می دارند و می گویند: پروردگارا، حق ما را از او بستان، زیرا آنچه نمی دانستیم به ما تعلیم نداد و بی آنکه ما بدانیم از مال حرام ما را تغذیه می نمود.پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرموده است: هیچ کس خدای را به گناهی بزرگتر از جهالت همسر و فرزندان دیدار نمی کند.» (1)

گفت و گوی ما با گروهی از بانوان، آشکار ساخت که بیشتر بانوان بی آلایش، به علت نشناختن طبیعت غرایز مرد، به آن ها بسیار خوشبین اند و اظهار نظرها و نگاه های آنان را ناپسند و غرض آلود نمی دانند، عده ای نیز می پندارند هر گاه مردی همسر داشته باشد نگاه و رفتارش بی غرض و نسبت به زنان بی تفاوت است. غافل از اینکه تا ایمان اشخاص آزموده نشده و نگاه هایشان مهار نگردیده باشد نمی توان به آن ها مطمئن بود.

آموزگاران ناآزموده

پیوسته باید این اصل روان شناختی را در نظر داشت که برای تخریب یک عقیده یا پدیده اجتماعی دفاع نادرست همانند مبارزه سنجیده تاثیرگذار است. مشکل پوشش ناکامل بانوان، فقط نبود کتاب راهنما نیست. وجود برخی گفتارها یا کتاب های بی محتوا نیز در این بحران نقش داشته است.

نویسنده ای در ده ها صفحه از کتاب خود پیرامون حجاب، بدون ارائه دلایل منطقی و قانع کننده، ضمن نقل روایاتی چنین نوشته است: هر مردی که زنش آرایش کرده از خانه بیرون رود، بی غیرت است. هر زنی که معطر از خانه خارج شود تا مردان بوی او را دریابند، بدکار و آلوده است. هر زنی که خود را برای غیرشوهرش خوشبو کند مایه ننگ است.

در درستی سند و دلالت روایات نامبرده تردید نیست، جز آنکه آنچه بیش از نقل روایت دارای اهمیت است شیوه ارائه روایت و بیان دلایل است.

راستی، آیا می توان از مردان انتظار داشت که کتابی برای همسرشان به خانه ببرند که در آن بدون ارائه دلیل، کوشش شده تا ابت شود مردی که زنش کم حجاب است، بی غیرت و همسرش آلوده و مایه ننگ است؟ ! آیا امروزه راهی برای انضباط اخلاقی دختران و زنان باقی نمانده است مگر آنکه مانند برخی نویسندگان به زنان هشدار دهیم که با برهنگی، ران آن ها چاق می شود و دچار سرماخوردگی و سنگ کیسه صفرا می گردند. آیا این همان «بهترین شیوه » راهنمایی افراد است که خداوند پیامبرش را به آن سفارش کرده است! آنجا که می فرماید: «و جادلهم بالتی هی احسن » (2) ; «با آنان به شیوه ای که نیکوتر است به گفت و گو بپرداز.»

در گفتار رهبران معصوم: از رفتار هر زنی که خود را برای غیرهمسر خوشبو کند نکوهش شده است، خواه بی حجاب باشد یا با حجاب; هرچند می پذیریم که این رفتار از بانوان متدین و با حجاب کمتر مشاهده می شود. متن صحیح گفتار چنین است: «ایما امراة تعطرت ثم خرجت فمرت علی قوم لیجدوا ریحها فهی زانیة; (3) هر زنی [با حجاب باشد یا بی حجاب] عطر استفاده کند و از خانه بیرون رود و از کنار مردان بگذرد تا آن ها بوی خوش او را دریابند، وی زشت کار است.»

کسی که نمی داند با چه شیوه ای نابسامانی فرهنگی را سامان دهد هرچند دارای بهترین ابزارها باشد نمی تواند کمترین قدمی در راه زدودن آن نابسامانی بردارد و کار را برای دیگران دشوارتر می سازد. به گفته سعدی: یا سخن دانسته گوی ای مرد بخرد یا خموش.

به فرموده رسول اکرم صلی الله علیه و آله «من عمل علی غیر علم کان ما یفسد اکثر مما یصلح; (4) آن که ندانسته بخواهد کاری را سامان دهد، آنچه تباهی و خرابی بارآورد بیشتر است از آنچه اصلاح کند.»

نیز امام صادق علیه السلام فرموده است: «العامل علی غیر بصیرة کالسائر علی غیر الطریق لایزیده سرعة السیر الا بعدا; آن که بدون آگاهی و شناخت، کاری را انجام می دهد مانند کسی است که بیراهه می رود. هر چند شتاب کند از هدف دورتر می گردد.» (5)

باید بدین واقعیت تلخ اعتراف کرد که بخشی از علت پوشش ناکامل بانوان امروز جامعه ما به سبب برخوردهای ناصحیح یا ناآشنایی به شیوه آموزش و راهنمایی افراد است. آدمی زمانی که بتواند با شیوه های صحیح، دیگری را با خود هم عقیده کند، به توجیهات غیرمنطقی یا تحمیل و ناسزاگویی رو نمی کند. زمانی که تحمیل و ناسزا به میان آمد معلوم می شود که فرد از راه های عاقلانه و سنجیده به بن بست

رسیده است. اجبار در جایی به کار می رود که همه شیوه های تربیتی به کار گرفته شده و شخص با همه توجیهات، نخواسته ست سخن درست را بپذیرد و از طرفی می خواهد محیط اجتماعی را برای دیگران آشفته و آلوده سازد.

رنج آور است که اینک پس از گذشت بیست سال از پیروزی انقلاب شکوهمند ملت مسلمان ایران، کمتر کتابی را می توان یافت که به طور گزیده و جامع، موضوع پوشش بانوان را با نگاهی روان شناختی و جامعه شناختی مورد تحقیق و بررسی قرار داده باشد و محتوای آن، بدون مطالب شعار گونه و تکراری، برای زنان و دوشیزگان مفید باشد و حجاب را تنها از یک جنبه ارزیابی نکرده باشد.

ادامه دارد.....

پی نوشت ها:

1) مسائل و مشکلات زناشویی، دکتر احمدبهشتی، ج 2، ص 286. «لایلقی الله سبحانه احد بذنب اعظم من جهالة اهله و اولاده » قرآن کریم نیز می فرماید: «یا ایها الذین آمنوا قوا انفسکم و اهلیکم نارا...» .

2) نحل/125.

3) نهج الفصاحه، ص 1019، مشابه این حدیث در منابع معتبر فراوان است.

4) الکافی، ج 1، حدیث 106، کتاب فضل العلم، باب «من یعمل بغیر علم.»

5) همان، ح 104.

وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است .

******

جمعه 24 تیر 1390  11:53 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها