فیزیك و متافیزیك
در این نوشتار، «ایان باربور» همچون دیگر طرفداران اصالت واقع نقادانه قایل است كه براساس نظریه كوانتم، مشاهده گر همواره در روند مشاهده، شریك و سهیم است و مرزقاطعی میان مشاهده گر و شئ مشاهده شده وجود ندارد. وی بكارگیری ایده مكملیت درباره علم و دین را نقد می كند.
ممكن است كسی بكوشد تا الگوهای «موج های احتمال » (۲۶) را كه فضای پیرامون «هسته » را پر كرده اند، شبیه نوسانهای یك سمفونی سه بعدی ازاصوات موسیقیایی كه پیچیدگی حیرت انگیزی دارند، تصور كند; ولی این تمثیل كمك زیادی به ما نمی كند، «اتم » در دسترس مشاهده مستقیم قرار ندارد و بر وفق «كیفیات حسی »، قابل تصورنیست; حتی نمی توان آن را براساس مفاهیم كلاسیك نظیر «فضا»، «زمان » و «علیت » به گونه ای منسجم توضیح داد. رفتارشی بسیار خرد با رفتار اشیای تجربه روزمره، متفاوت است. ما می توانیم آنجه را در آزمایشها رخ می دهد با «معادلات آماری » توضیح دهیم، ولی نمی توانیم صفات كلاسیك مانوس را به ساكنان جهان اتمی نسبت دهیم. در بسط و توسعه هایی كه طی سالهای اخیر در نظریه كوانتوم، به سمت قلمروهای هسته ای ومادون هسته ای حاصل شده است، خصلت «احتمالی » نظریه اولیه كوانتوم، همچنان محفوظ،مانده است. نظریه میدان كوانتومی (۲۷) ،تعمیمی است از نظریه كوانتوم كه با نظریه نسبیت خاص،هماهنگ و منسجم است. از این نظریه با موفقیت بسیار در برهم كنشهای الكترومغناطیس (۲۸) وبرهم كنشهای مادون هسته ای (۲۹) (كرومودینامیك كوانتومی (۳۰) یا نظریه كوارك) و نظریه الكتروضعیف، بهره برداری شده است.[۲] اجازه دهید چالشی را كه نظریه كوانتوم در قبال اصالت واقع ابراز كرده است، دنبال كنیم. نیلزبور از به كارگیری مدلهای موج و ذره و دیگر زوجها از مجموعه های مفاهیم متضاد،حمایت می كرد. بحث بور درباره آنچه او آن را «اصل مكملیت » (۳۱) نامید، چند موضوع را شامل شد.بور تاكید داشت كه سخن ما درباره یك «سیستم اتمی » باید همواره به یك آرایش آزمایشگاهی مربوط باشد; ما هرگز نمی توانیم درباره یك سیستم اتمی به تنهایی و «فی نفسه » و عین معلوم (۳۳) را در هر آزمایشی مد نظر قرار دهیم.نمی توان هیچ خط فاصل دقیقی بین روند مشاهده و شی ء مشاهده شده، رسم كرد. در صحنه آزمایش، ما «بازیگریم » نه صرفا «تماشاچی » و ابزار آزمایشی مورد استفاده را خود برمی گزینیم.بور اظهار داشت كه آنچه باید به حساب آید، روند تعاملی [كنشی واكنشی] «مشاهد» است، نه ذهن یا شعور مشاهده گر. موضوع دیگر در نوشتار بور، محدودیت مفهومی درك بشر است در اینجا، انسان به عنوان یك عالم [ داننده] و نه یك آزمایشگر، كانون توجه قرار می گیرد. بور، با شكاكیت كانت (۳۴) درباره امكان شناخت «جهان فی نفسه » (۳۵) سهیم است. اگر سعی ما آن باشد كه «قالبهای مفهومی » (۳۶) خاص را بر طبیعت تحمیل كنیم، در این صورت استفاده تام از سایر مدلها را مانع شده ایم.بدین سان، باید بین توصیفات كامل علی یا فضا زمانی، بین مدلهای موج یا ذره، بین اطلاع دقیق از مكان یا اندازه حركت، یكی را برگزینیم. هرچه بیشتر از یك مجموعه مفاهیم استفاده شود،كمتر می توان مجموعه مكمل را به طور همزمان به كار برد. این محدودیت دوجانبه از آن جهت رخ می دهد كه جهان اتمی را نمی توان بر وفق مفاهیم فیزیك كلاسیك و پدیده های مشاهده پذیر توضیح داد.[۳] بنابراین، چگونه مفاهیم فیزیك كوانتومی به واقعیت جهان مربوط می شود؟ دیدگاههای مختلف درباره جایگاه «نظریه ها» در علم، تعبیر و تفسیر متفاوتی از نظریه كوانتوم می كنند.
۱. اصالت واقع كلاسیك: نیوتن و تقریبا تمام فیزیكدانان قرن نوزدهم، نظریه ها را توصیفات «طبیعت »، آن گونه كه فی نفسه و مستقل از مشاهده گر تحقق دارد، تلقی می كردند. فضا [ مكان]،زمان، جرم، و سایر «كیفیات اولیه » (۳۷) خواص همه اشیای واقعی اند. مدلهای مفهومی، نسخه بدلهایی از جهانند كه ما را قادر می سازند تا ساختار مشاهده ناپذیر جهان را با اصطلاحات مانوس كلاسیك مجسم كنیم. اینشتین این سنت را با پافشاری بر این نكته ادامه داد كه یك توصیف كامل از سیستم اتمی، مستلزم مشخص كردن متغیرهای كلاسیك «مكان زمانی » است كه حالت آن را به گونه ای عینی و غیرمبهم، تعیین كند. او بر آن بود كه چون نظریه كوانتوم چنین نیست پس نظریه ای ناقص است و عاقبت به وسیله نظریه ای كه انتظارهای كلاسیك را تحقق بخشد،كنار گذاشته خواهد شد.
۲. ابزارانگاری: (۳۸)
مطابق این رای، نظریه ها ساخته های مفید بشر و تمهیدهایی برای محاسبه اند (۳۹) كه جهت مرتبط كردن مشاهدات و انجام پیش بینیها به كار می آیند. آنها همچنین ابزارهایی عملی برای دستیابی به كنترل فنی شمرده می شوند. مبنای داوری درباره آنها، مفیدبودنشان در به ثمر رساندن این اهداف است، نه مطابقت آنها با واقعیت (كه برای ما امری دست نیافتنی است). مدلها، مجعولهایی تخیلی اند (۴۰) كه موقتا برای ساختن نظریه ها استفاده می شوند و پس از آن می توان آنها را كنار نهاد; آنها بازنمودهای (۴۱) حقیقی جهان نیستند. اگرچه می توانیم از معادلات كوانتومی برای پیش بینی پدیده های مشاهده پذیر استفاده كنیم، امانمی توانیم در میان مشاهداتمان از اتم سخن بگوییم. اغلب چنین پنداشته می شود كه بور قاعدتا باید ابزارگرا باشد، زیرا او در بحث طولانی باانیشتین، اصالت واقع كلاسیك را رد كرده است. اما آنچه او واقعا گفت، آن است كه مفاهیم كلاسیك را نمی توان بدون ابهام برای تشریح سیستمهای اتمی موجود به كار برد. از مفاهیم كلاسیك فقط می توان برای توضیح پدیده های مشاهده پذیر، در موقعیتهای ویژه آزمایشگاهی استفاده كرد. ما نمی توانیم جهان را آن گونه كه «فی نفسه » تحقق دارد، جدای از تاثیر متقابل ما باآن، مجسم كنیم. بور، به میزان زیادی با نقد طرفداران ابزارانگاری از اصالت واقع كلاسیك موافق بود ولی او به طور مشخص از ابزارانگاری حمایت نمی كرد و با تحلیل دقیق تر به نظر می رسد كه اوگزینه سومی را اختیار كرده باشد.
۳. اصالت واقع نقادانه: (۴۲)
قایلین به اصالت واقع نقادانه، نظریه ها را بازنمودهایی ناتمام ازجنبه های محدود جهان، آن گونه كه با ما در كنش متقابلند، تلقی می كنند. نظریه ها به ما اجازه می دهند تا جنبه های مختلف جهان را كه در موقعیتهای گوناگون آزمایشگاهی آشكار می شوند،به یكدیگر مرتبط كنیم. از نظر حامیان اصالت واقع نقادانه، مدلها، اگرچه انتزاعی و گزینشی اند امابرای مجسم كردن ساختارهای جهان كه موجب این كنشهای متقابلند، كوششهایی ضروری به حساب می آیند. در این نگرش، هدف علم، فهم است نه كنترل. تایید پیش بینیها آزمونی است برای فهم معتبر (۴۳) ولی خود پیش بینی، هدف علم نیست. بخوبی می توان ادعا كرد كه بور اگرچه نوشته های او همواره واضح نبوده است صورتی ازاصالت واقع نقادانه را پذیرفته بود. او در بحث با انیشتین، واقعیت الكترون ها یا اتم ها را انكارنكرد، بلكه مدعی بود كه آنها از آن رسته اشیایی نیستند كه توصیفات فضا زمانی كلاسیك راپذیرند. وی پدیدارشناسی (۴۴) « ماخ » (۴۵) را كه واقعیت اتم ها را مورد تردید قرار می داد، نپذیرفت.«هنری فولس »، (۴۶) این بحث را چنین خلاصه می كند: «او [بور] چارچوب كلاسیك را كنار گذاشت و استنباط واقع گرایانه را درباره توصیف علمی طبیعت حفظ نمود. آنچه او طرد می كند اصالت واقع نیست، بلكه تعبیر كلاسیك آن است.»[۴] بور، واقعیت سیستم اتمی را كه با سیستم مشاهده گر در برهم كنش است، فرض مسلم گرفت. در قبال تعبیرهای ذهن گرا (۴۷) از نظریه كوانتوم كه مشاهده را یك برهم كنش ذهنی فیزیكی (۴۸) تلقی می كنند، بور از برهم كنشهای فیزیكی میان سیستمهای ابزاری و اتمی، در وضعیت كامل آزمایشگاهی، سخن می گوید.به علاوه، «موج و ذره » یا «اندازه حركت و موقعیت مكانی » یا دیگر وصفهای مكمل، حتی اگر هم بروشنی قابل اطلاق نباشند، بر یك شی ء واحد صدق می كنند. آنها از نمودهای متفاوت سیستم اتمی واحد حكایت می كنند.
مدیر تالار مهدویت
مدیر تالار فلسفه و کلام
id l4i: hoosianp_rasekhoon
mail yahoo: hoosianp@yahoo.com
ان الوصول الی الله سفر لا یدرک الی بامتطاء الیل
رسیدن به لقاء پروردگار میسور نیست مگر با درک نشاهه شب