تو نیمه ی چشات خیسه،آدم می ترسه بنویسه
می ترسه پاش به دل واشه ،آدم بی خود خاطر خواه شه
چشات گفتن كه بشكن من شكستم شك نكردم
هزار بار مردم و می میرم و باز ترك نكردم
چشات از جنس مرغوبه ، چقدر حال چشات خوبه
اگر به زور روزگار از زندگیت می رم كنار
می رم كه ثابت بكنم عاشقتم دیوونه وار
این واسه تو خودكشیمو پای خاطر خواهیم بذار
خیال نكن كه خواستمه ،این اونی كه می خواستمه
به قبله ی محمدی اینه كه حرف راستمه
می خوای واست جار بزنم ،پیش همه زار بزنم؟
گریه كنون سرمو تو دیوار بزنم؟پیش همه زار بزنم؟
دلمو با دستای خودت جلوی چشات دار بزنم؟
خاطر خواه راست راسكی ببین حالا تویی یا منم
منی كه عاشقیم مثل جنونه ، واسم عشق درد بی درمون می مونه
زیارتگام فقط چشمای اونه ،واسم اون مثل پیغمبر می مونه
صداش دلچسب تر از بانگ اذونه ،از پاكی مثل برگ گل می مونه
خدا و قبله و قرآنم اونه ،بهم هرچی بگه حجت همونه