0

شيخ رجبعلی خياط

 
amamreza110
amamreza110
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : مرداد 1388 
تعداد پست ها : 333
محل سکونت : البرز

شيخ رجبعلی خياط

عبد صالح خدا « رجبعلی نكوگويان » مشهور به « جناب شيخ » و « شيخ رجبعلی خياط » در سال 1262 هجری شمسی، در شهر تهران ديده به جهان گشود. پدرش « مشهدی باقر » يك كارگر ساده بود. هنگامی كه رجبعلی دوازده ساله شد پدرش از دنيا رفت و رجبعلی را كه از خواهر و برادر تنی بی بهره بود، تنها گذاشت.

از دوران كودكی شيخ بيش از اين اطلاعاتی در دست نيست. اما او خود، از قول مادرش نقل می*كند كه:



« موقعی كه تو را در شكم داشتم شبی [ پدرت غذايی را به خانه آورد] خواستم بخورم ديدم كه تو به جنب و جوش آمدی و با پا به شكمم می*كوبی، احساس كردم كه از اين غذا نبايد بخورم، دست نگه داشتم و از پدرت پرسيدم....؟ پدرت گفت حقيقت اين است كه اين ها را بدون اجازه [از مغازه ای كه كار می*كنم] آورده*ام! من هم از آن غذا مصرف نكردم. »



اين حكايت نشان می*دهد كه پدر شيخ ويژگی قابل ذكری نداشته است. از جناب شيخ نقل شده است كه:



« احسان و اطعام يك ولی خدا توسط پدرش موجب آن گرديده كه خداوند متعال او را از صلب اين پدر خارج سازد. »



شيخ پنج پسر و چهار دختر داشت، كه يكی از دخترانش در كودكی از دنيا رفت.

چه می شود که شوم کبوتر حرمت ... که آشیانه کنم بر سایه کرمت
 
 

 
 
  www.asrezohor.blogfa.com   پايگاه تخصصي مهدويت عصرظهور

 

شنبه 21 خرداد 1390  2:46 PM
تشکرات از این پست
shafeemohamad
amamreza110
amamreza110
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : مرداد 1388 
تعداد پست ها : 333
محل سکونت : البرز

پاسخ به:شيخ رجبعلی خياط

خانه خشتی و ساده شيخ كه از پدرش به ارث برده بود در خيابان مولوی كوچه سياه ها (شهيد منتظری) قرارداشت. وی تا پايان عمر در همين خانه محقر زيست.



يكی از فرزندان شيخ می گويد:



پس از ازدواج، دو اتاق طبقه بالای منزل را آماده كرديم و به پدرم گفتم: آقايان، افراد رده بالا به ديدن شما می آيند، ديدارهای خود را در اين اتاق ها قرار دهيد
، فرمود:



« نه! هر كه مرا می خواهد بيايد اين اتاق، روی خرده كهنه ها بنشيند، من احتياج ندارم. »




اين اتاق، اتاق كوچكی بود كه فرش آن يك گليم ساده و در آن يك ميز كهنه خياطی قرار داشت.
چه می شود که شوم کبوتر حرمت ... که آشیانه کنم بر سایه کرمت
 
 

 
 
  www.asrezohor.blogfa.com   پايگاه تخصصي مهدويت عصرظهور

 

شنبه 21 خرداد 1390  2:46 PM
تشکرات از این پست
amamreza110
amamreza110
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : مرداد 1388 
تعداد پست ها : 333
محل سکونت : البرز

پاسخ به:شيخ رجبعلی خياط

شيخ در عالم سياست نبود، اما با رژيم منفور پهلوی و سياستمداران حاكم آن به شدت مخالف بود.

يكی از فرزندان شيخ می*گويد: در 30 تير سال 1330 هجری شمسی وقتی شيخ وارد منزل شد، شروع كرد به گريه كردن و فرمود:



« حضرت سيد الشهدا(ع) اين آتش را با عبايشان خاموش كردند و جلوی اين بلا را گرفتند، آن ها بنا داشتند در اين روز خيلی ها را بكشند؛ آيت الله كاشانی موفق نمی*شود ولی سيدی هست كه می*آيد و موفق می*شود. »




پس از چندی معلوم شد که مقصود از سید دوم، امام خمینی (ره) است.
چه می شود که شوم کبوتر حرمت ... که آشیانه کنم بر سایه کرمت
 
 

 
 
  www.asrezohor.blogfa.com   پايگاه تخصصي مهدويت عصرظهور

 

شنبه 21 خرداد 1390  2:47 PM
تشکرات از این پست
amamreza110
amamreza110
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : مرداد 1388 
تعداد پست ها : 333
محل سکونت : البرز

پاسخ به:شيخ رجبعلی خياط


خياطی يكی از شغلهای پسنديده در اسلام است. لقمان حكيم اين شغل را برای خود انتخاب كرده بود.

جناب شيخ برای اداره زندگی خود، اين شغل را انتخاب كرد و از اين رو به « شيخ رجبعلی خياط » معروف شد. جالب است بدانيم كه خانه ساده و محقر شيخ، با خصوصياتی كه پيشتر بيان شد، كارگاه خياطی او نيز بود.



يكی از دوستان شيخ می*گويد: فراموش نمی*كنم كه روزی در ايام تابستان در بازار جناب شيخ را ديدم، در حالی كه از ضعف رنگش مايل به زردی بود. قدری وسايل و ابزار خياطی را خريداری و به سوی منزل می*رفت، به او گفتم: آقا! قدری استراحت كنيد، حال شما خوب نيست. فرمود:



«عيال و اولاد را چه كنم؟! »



در حديث است كه رسول خدا (ص) فرمودند :



« إن الله تعالي يحب أن يري عبده تعباً في طلب الحلال؛

خداوند دوست دارد كه بنده خود را در راه به دست آوردن روزی حلال، خسته ببيند. »

چه می شود که شوم کبوتر حرمت ... که آشیانه کنم بر سایه کرمت
 
 

 
 
  www.asrezohor.blogfa.com   پايگاه تخصصي مهدويت عصرظهور

 

شنبه 21 خرداد 1390  2:48 PM
تشکرات از این پست
amamreza110
amamreza110
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : مرداد 1388 
تعداد پست ها : 333
محل سکونت : البرز

پاسخ به:شيخ رجبعلی خياط

لباس جناب شيخ بسيار ساده و تميز بود، نوع لباسی كه او می پوشيد نيمه روحانی بود، چيزی شبيه لباده روحانيون بر تن می كرد و عرقچين بر سر می گذاشت و عبا بردوش می گرفت.

نكته قابل توجه اين بود كه او حتی در لباس پوشيدن هم قصد قربت داشت، تنها يك بار كه برای خوشايند ديگران عبا بر دوش گرفت، در عالم معنا او را مورد عتاب قرار دادند. جناب شيخ خود اين داستان را چنين تعريف می كند:



« نفس اعجوبه است، شبی ديدم حجاب ( منظور حجاب نفس و تاریکی باطنی است ) دارم و طبق معمول نمی توانم حضور پيدا كنم، ریشه یابی کردم با تقاضای عاجزانه متوجه شدم كه عصر روز گذشته كه يكی از اشراف تهران به ديدنم آمده بود، گفت: دوست دارم نماز مغرب و عشا را با شما به جماعت بخوانم، من برای خوشايند او هنگام نماز عبای خود را به دوش انداختم ...»!





جناب شيخ دنبال غذاهای لذيذ نبود، بيشتر وقت ها از غذاهای ساده، مثل سيب زمينی و فرنی استفاده می كرد. سر سفره، رو به قبله و دو زانو می نشست و به طور خميده غذا میخورد، و گاهی هم بشقاب را به دست می گرفت هميشه غذا را با اشتهای كامل میخورد، و گاهی مقداری از غذای خود را در بشقاب يكی از دوستان كه دستش می رسيد میگذاشت.



هنگام خوردن غذا حرف نمی زد و ديگران هم به احترام ايشان سكوت می كردند. اگر كسی او را به مهمانی دعوت می كرد با توجه، قبول يا رد می كرد، با اين حال بيشتر وقت ها دعوت دوستان را رد نمی كرد.

از غذای بازار پرهيز نداشت، با اين حال از تأثير خوراك در روح انسان غافل نبود و برخی دگرگونی های روحی را ناشی از غذا می دانست.

چه می شود که شوم کبوتر حرمت ... که آشیانه کنم بر سایه کرمت
 
 

 
 
  www.asrezohor.blogfa.com   پايگاه تخصصي مهدويت عصرظهور

 

شنبه 21 خرداد 1390  2:49 PM
تشکرات از این پست
amamreza110
amamreza110
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : مرداد 1388 
تعداد پست ها : 333
محل سکونت : البرز

پاسخ به:شيخ رجبعلی خياط

سرانجام در روز بیست و دوم شهریور ماه سال 1340 هجری شمسی سیمرغ وجود پربرکت شیخ پس از عمری خودسازی و سازندگی از این جهان پر کشید.



يكی از ارادتمندان جناب شيخ، كه شب قبل از وفات، از طريق رؤيای صادقه رحلت ملكوتی وی را پيش*بينی كرده *بود، ماجرای وفات را چنين گزارش می*كند:



شبی كه فردای آن شيخ از دنيا رفت، در خواب ديدم كه دارند در مغازه*های سمت غربی مسجد قزوين را می*بندند، پرسيدم: چه خبره؟ گفتند آشيخ رجبعلی خياط از دنيا رفته. نگران از خواب بيدار شدم. ساعت سه نيمه شب بود. خواب خود را رؤيای صادقه يافتم. پس از اذان صبح، نماز خواندم و بیدرنگ به منزل آقای رادمنش رفتم، با شگفتی، از دليل اين حضور بی*موقع سؤال كرد، جريان رؤيای خود را تعريف كردم.

ساعت پنج صبح بود و هوا گرگ و ميش، به طرف منزل شيخ راه افتاديم. شيخ در را گشود، داخل شديم و نشستيم، شيخ هم نشست و فرمود:



« كجا بوديد اين موقع صبح زود؟ »



من خوابم را نگفتم، قدری صحبت كرديم، شيخ به پهلو خوابيد و دستش را زير سر گذاشت و فرمود:



« چيزی بگوييد، شعری بخوانيد! »



يكی خواند:

خوش*تر از ايام عشق ايام نيست

صبح روز عاشقان را شام نيست

اوقات خوش آن بود كه با دوست به سر شد

باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود

چه می شود که شوم کبوتر حرمت ... که آشیانه کنم بر سایه کرمت
 
 

 
 
  www.asrezohor.blogfa.com   پايگاه تخصصي مهدويت عصرظهور

 

شنبه 21 خرداد 1390  2:50 PM
تشکرات از این پست
amamreza110
amamreza110
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : مرداد 1388 
تعداد پست ها : 333
محل سکونت : البرز

پاسخ به:شيخ رجبعلی خياط

جناب شيخ، دوستان و شاگردان خود را از همكاری با دولت حاكم ( پهلوی) و به خصوص از تعريف و تمجيد آنان بر حذر میداشت. يكی از شاگردان شيخ از وی نقل كرده*است كه فرمود:



« روح يكی از مقدسين را در برزخ ديدم محاكمه مي*كنند و همه كارهای ناشايسته سلطان جاير زمان او را در نامه عملش ثبت كرده و به او نسبت می*دهند. شخص مذكور گفت: من اين همه جنايت نكرده*ام.

به او گفته شد: مگر در مقام تعريف از او نگفتی: عجب امنيتی به كشور داده*است؟

گفت: چرا!

به او گفته شد: بنابر اين تو راضی به فعل او بودی، او برای حفظ سلطنت خود به اين جنايات دست زد. »




در نهج*البلاغه آمده است كه امام علی(ع) فرمود:



« الراضي بفعل قوم كالداخل فيه معهم، و علي كل داخل في باطل اثمان: اثم العمل به، و اثم الرضا به؛

هركه به كردار عده*ای راضی باشد، مانند كسی است كه همراه آنان، آن كار را انجام داده باشد و هر كس به كردار باطلی دست زند او را دو گناه باشد؛ گناه انجام آن و گناه راضی بودن به آن. »
چه می شود که شوم کبوتر حرمت ... که آشیانه کنم بر سایه کرمت
 
 

 
 
  www.asrezohor.blogfa.com   پايگاه تخصصي مهدويت عصرظهور

 

شنبه 21 خرداد 1390  2:50 PM
تشکرات از این پست
amamreza110
amamreza110
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : مرداد 1388 
تعداد پست ها : 333
محل سکونت : البرز

عكس شيخ رجبعلی خياط

عكس شيخ رجبعلی خياط

چه می شود که شوم کبوتر حرمت ... که آشیانه کنم بر سایه کرمت
 
 

 
 
  www.asrezohor.blogfa.com   پايگاه تخصصي مهدويت عصرظهور

 

شنبه 21 خرداد 1390  2:51 PM
تشکرات از این پست
amamreza110
amamreza110
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : مرداد 1388 
تعداد پست ها : 333
محل سکونت : البرز

پاسخ به:شيخ رجبعلی خياط

شب اول قبر

يكی ديگر از دوستان ايشان می*گويد: در عالم رؤيا، شب اول قبر مرحوم شيخ خدمتش رسيدم، ديدم جايگاه عظيمی از طرف مولا امير المؤمنين (ع) به او عنايت شده، به جايگاه ايشان نزديك شدم تا مرا ديد، نگاهی بسيار ظريف و حساس به من كرد، مانند پدری كه به فرزندش تذكر می*دهد و او توجه ندارد، از نگاه او به ياد آوردم كه هميشه می*فرمود:
« غير خدا را نخواهيد. »

ولی ما باز هم گرفتار هوای نفسيم.
به او نزديكتر شدم، دو جمله فرمود:


جمله اول:
« خط زندگی، انس با خدا و اوليای خداست. »



جمله دوم:
« آن كس زندگی كرد، كه عيالش پيراهنش را شب زفاف در راه خدا ايثار نمود.»



منظورمولا امير المؤمنين (ع) بود که همسرشان حضرت صدیقه کبری فاطمه زهرا سلام الله علیها پيراهنشان را شب زفاف در راه خدا ايثار نمودند.

 

چه می شود که شوم کبوتر حرمت ... که آشیانه کنم بر سایه کرمت
 
 

 
 
  www.asrezohor.blogfa.com   پايگاه تخصصي مهدويت عصرظهور

 

شنبه 21 خرداد 1390  2:52 PM
تشکرات از این پست
amamreza110
amamreza110
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : مرداد 1388 
تعداد پست ها : 333
محل سکونت : البرز

پاسخ به:شيخ رجبعلی خياط

شبيه داستان حضرت یوسف
جناب شيخ در ديداری كه با حضرت آيت الله سيد محمدهادی ميلانی داشته تحول معنوی خود را چنین بازگو نموده است كه:

« در ايام جوانی ( حدود 23 سالگی ) دختری رعنا و زيبا از بستگان، دلباخته من شد و سرانجام در خانه*ای خلوت مرا به دام انداخت، با خود گفتم: « رجبعلی! خدا میتواند تو را خيلی امتحان كند، بيا يك بار تو خدا را امتحان كن! و از اين حرام آماده و لذت بخش به خاطر خدا صرف نظر كن. سپس به خداوند عرضه داشتم:
« خدايا! من اين گناه را برای تو ترك می*كنم، تو هم مرا برای خودت تربيت كن.»»

آنگاه دليرانه، همچون يوسف (ع) در برابر گناه مقاومت می*كند و از آلوده شدن دامن به گناه اجتناب می*ورزد و به سرعت از دام خطر میگريزد. اين كف نفس و پرهيز از گناه، موجب بصيرت و بينايی او می*گردد. ديده برزخی او باز می*شود و آن چه را كه ديگران نمی*ديدند و نمی شنيدند، می*بيند و می*شنود. به طوری كه چون از خانه خود بيرون می*آيد، بعضی از افراد را به*صورت واقعی خود می*بيند و برخی اسرار برای او كشف می*شود.

مشروح این داستان را شیخ برای کمتر کسی بیان کرده است، گاهی به مناسبتی بدان اشارتی می کرد و می فرمود:

« من استاد نداشتم، ولی گفتم: خدایا! این را برای رضایت خودت ترک می کنم و از آن چشم می پوشم، تو هم مرا برای خودت درست کن. »

چه می شود که شوم کبوتر حرمت ... که آشیانه کنم بر سایه کرمت
 
 

 
 
  www.asrezohor.blogfa.com   پايگاه تخصصي مهدويت عصرظهور

 

شنبه 21 خرداد 1390  2:53 PM
تشکرات از این پست
amamreza110
amamreza110
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : مرداد 1388 
تعداد پست ها : 333
محل سکونت : البرز

پاسخ به:شيخ رجبعلی خياط

پاسخ به:شيخ رجبعلی خياط

نمای داخلی آرامگاه جناب شيخ - ابن بابويه - شهر ری

چه می شود که شوم کبوتر حرمت ... که آشیانه کنم بر سایه کرمت
 
 

 
 
  www.asrezohor.blogfa.com   پايگاه تخصصي مهدويت عصرظهور

 

شنبه 21 خرداد 1390  2:54 PM
تشکرات از این پست
amamreza110
amamreza110
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : مرداد 1388 
تعداد پست ها : 333
محل سکونت : البرز

پاسخ به:شيخ رجبعلی خياط

آيت الله فهری نقل می كند كه جناب شيخ به ايشان فرمود:

« روزی برای انجام كاری روانه بازار شدم، انديشه مكروهی در مغزم گذشت، ولی بلافاصله استغفار كردم. در ادامه راه، شترهايی كه از بيرون شهر هيزم می آوردند، قطاروار از كنارم گذشتند، ناگاه يكی از شترها لگدی به سوی من انداخت كه اگر خود را كنار نكشيده بودم آسيب می*ديدم. به مسجد رفتم و اين پرسش در ذهن من بود كه اين رويداد از چه امری سرچشمه می گيرد و با اضطراب عرض كردم: خدايا اين چه بود؟
در عالم معنا به من گفتند: اين نتيجه آن فكری بود كه كردی.
گفتم: گناهی كه انجام ندادم.
گفتند: لگد آن شتر هم كه به تو نخورد!
»

چه می شود که شوم کبوتر حرمت ... که آشیانه کنم بر سایه کرمت
 
 

 
 
  www.asrezohor.blogfa.com   پايگاه تخصصي مهدويت عصرظهور

 

شنبه 21 خرداد 1390  2:55 PM
تشکرات از این پست
amamreza110
amamreza110
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : مرداد 1388 
تعداد پست ها : 333
محل سکونت : البرز

پاسخ به:شيخ رجبعلی خياط

يكی از شاگردان شيخ می گويد: از ايشان شنيدم كه فرمود:


« شبی در عالم رؤيا ديدم مجرم شناخته شدم و مأمورانی آمدند تا مرا به زندان ببرند، صبح آن روز ناراحت بودم كه سبب اين رؤيا چيست؟ با عنايت خداوند متعال متوجه شدم كه موضوع رؤيا به همسايه ام ارتباط دارد. از خانواده خواستم كه جستجو كنند و خبری بياورند. همسايه ام شغلش بنايی بود، معلوم شد كه چند روز كار پيدا نكرده و شب گذشته او و همسرش گرسنه خوابيده اند؛ به من فرمودند: وای برتو! تو شب سير باشی و همسايه ات گرسنه؟! در آن هنگام من سه عباسی پول نقد ذخيره داشتم! فوراً از بقال سر محل، يك عباسی قرض كردم و با عذرخواهی به همسايه دادم و تقاضا كردم هر وقت بيكار بودی و پول نداشتی مرا مطلع كن. »
چه می شود که شوم کبوتر حرمت ... که آشیانه کنم بر سایه کرمت
 
 

 
 
  www.asrezohor.blogfa.com   پايگاه تخصصي مهدويت عصرظهور

 

شنبه 21 خرداد 1390  2:56 PM
تشکرات از این پست
amamreza110
amamreza110
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : مرداد 1388 
تعداد پست ها : 333
محل سکونت : البرز

پاسخ به:شيخ رجبعلی خياط

سراسر انتظار!

جناب شیخ رجب علی خیاط، از جمله مجذوبان سالکی است که در طول عمر پر برکت و سراسر نورانی خویش، در پرتو عشق شدید به اهل بیت عصمت و طهارت و در سایه سار ولایت مولانا صاحب الزمان(عج) به مقامات والای عرفانی و توحیدی دست یافت.

سرتاسر وجود آن عارف و اصل را انتظار فرج حضرت ولی عصر(عج) پر کرده بود؛ به گونه ای که همواره به شاگردان و آشنایان خویش تذکر می داد که چیزی جزء فرج امام زمان (عج) از خداوند تقاضا نکنید و خود آن جناب نیز هیچ خواسته مهمی جز فرج حضرت ولی عصر(عج) را در دل نداشت. حالت انتظار تا حدی در جناب شیخ قوت داشت که هرگاه از فرج ولی عصر(عج) صحبت می کرد، به شدت منقلب می شد و می گریست. جناب شیخ همیشه اصرار داشت که:« با همه وجودت در انتظار مولایت باش و حالت انتظار را با مشیت حق همراه کن!»
عنایت امام زمان(عج) به منتظران حقیقی

آن بزرگوار درباره عنایت ویژه امام زمان (عج) به منتظر حقیقی خود می فرمود:« پینه دوزی ترک زبان به نام امامعلی در شهر ری زندگی می کرد که هیچ اهل و عیالی نداشت و مسکن او همان دکانش بود. حالات فوق العاده ای داشت و خواسته ای جز فرج آقا در وجودش نبود. او وصیت کرد که پس از وفاتش او را در پای کوه بی بی شهربانو، در حوالی شهر ری، دفن کنند هر وقت به قبر ایشان نگاه می کردم دیدم آقا امام زمان(عج) در آنجاست.» این فرموده شیخ، خود گواه وشاهد بر تشرفات و دیدارهای متعدد آن جناب با قلب عالم امکان، امام زمان (عج) می باشد.

نکته مهمی که جناب شیخ به آن تاکید می ورزید،این بود که :«شخص منتظر باید آمادگی و آراستگی لازم را برای ظهور و درک حضور امام زمان (عج)را در خود ایجاد نماید،اگر چه عمر او برای درک ظهور و حضور آن بزرگوار کافی نباشد.»

روزی جناب شیخ، به هنگام دفن جوانی، فرمود:«دیدم که حضرت موسی بن جعفر(ع) آغوش خویش را برای این جوان گشود. پرسیدم: آخرین حرف این جوان به هنگام مرگ چه بود؟ گفتند:در آخرین نفس این دشعر را زمزمه می کرد:

 

«منتظران را به لب آمد نفس...... ای شه خوبان تو به فریاد رس!»

جناب شیخ معتقد بود که منتظران واقعی امام زمان (عج) پس از مرگشان، به هنگام ظهور مولایشان، رجعت می کنند تا به خدمت گذاری در رکاب آن حضرت توفیق یابند. از جمله کسانی که جناب شیخ آنها را در زمرة اهل رجعت نام می برد،«علی بن جعفر (ع)» مدفون در گلزار شهدای قم و «میرزای قمی» مدفون در قبرستان شیخان قم بود.

 

چه می شود که شوم کبوتر حرمت ... که آشیانه کنم بر سایه کرمت
 
 

 
 
  www.asrezohor.blogfa.com   پايگاه تخصصي مهدويت عصرظهور

 

شنبه 21 خرداد 1390  2:57 PM
تشکرات از این پست
amamreza110
amamreza110
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : مرداد 1388 
تعداد پست ها : 333
محل سکونت : البرز

پاسخ به:شيخ رجبعلی خياط

اختصاص قلب به خدا

توصیة همیشگی شیخ این بود:« کوشش کن که قلب تو فقط برای خدا باشد. وقتی قلب تو برای خدا شد، خدا در آنجا است. وقتی خدا در قلب تو باشد، همه چیز در آنجا حاضر و ظاهر خواهد شد. و چون خدا در آنجا است، ارواح تمام انبیاء و اولیا آنجاست( امام زمان (عج) آنجا است) اراده کنی مکه و مدینه و ... همه نزد تو هستند. ... پس کوشش کن قلبت فقط برای خدا باشد!»



دعا برای تعجیل فرج و کار برای امام زمان(عج)
جناب شیخ می فرمود:«اغلب مردم اظهار می کنند که امام زمان (عج) را از خویش تن نیز بیشتر دوست دارند، حال آنکه اینگونه نیست؛ زیرا اگر او را از خود بیشتر دوست داشته باشیم، باید برای او کار کنیم؛ نه برای خود. همه دعا کنید که خداوند موانع ظهور آن حضرت را بر طرف کند و دل شما را با آن وجود مبارک یکی کند!»

جناب شیخ خود همیشه متوجه آن حضرت بود و ذکر صلوات را هیچگاه بدون «و عجل فرجهم» نمی گفت و جلسات ایشان بدون یاد و تجلیل از وجود مقدس امام عصر (عج) و دعا برای تعجیل فرج آن حضرت برگزار نمی شد.
چه می شود که شوم کبوتر حرمت ... که آشیانه کنم بر سایه کرمت
 
 

 
 
  www.asrezohor.blogfa.com   پايگاه تخصصي مهدويت عصرظهور

 

شنبه 21 خرداد 1390  2:58 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها