0

شيخ رجبعلی خياط

 
amamreza110
amamreza110
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : مرداد 1388 
تعداد پست ها : 333
محل سکونت : البرز

پاسخ به:شيخ رجبعلی خياط
شنبه 21 خرداد 1390  2:55 PM

آيت الله فهری نقل می كند كه جناب شيخ به ايشان فرمود:

« روزی برای انجام كاری روانه بازار شدم، انديشه مكروهی در مغزم گذشت، ولی بلافاصله استغفار كردم. در ادامه راه، شترهايی كه از بيرون شهر هيزم می آوردند، قطاروار از كنارم گذشتند، ناگاه يكی از شترها لگدی به سوی من انداخت كه اگر خود را كنار نكشيده بودم آسيب می*ديدم. به مسجد رفتم و اين پرسش در ذهن من بود كه اين رويداد از چه امری سرچشمه می گيرد و با اضطراب عرض كردم: خدايا اين چه بود؟
در عالم معنا به من گفتند: اين نتيجه آن فكری بود كه كردی.
گفتم: گناهی كه انجام ندادم.
گفتند: لگد آن شتر هم كه به تو نخورد!
»

چه می شود که شوم کبوتر حرمت ... که آشیانه کنم بر سایه کرمت
 
 

 
 
  www.asrezohor.blogfa.com   پايگاه تخصصي مهدويت عصرظهور

 

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها