0

زندگینامه دانشمندان

 
barandarrasht
barandarrasht
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : دی 1387 
تعداد پست ها : 4334
محل سکونت : گیلان

زندگینامه دالامبر

زندگینامه دالامبر

صبح يكیاز روزهایماه نوامبر 1717 ناله كودكیاز داخل بسته ایدر كنار كليسای«سن ژان لورن» توجه زنیخيرخواه و نيكوكار را به خود جلب مینمايد. زن نيكوكار كه زوجه شيشه بر فقيریبه نام «روسو» بود كودك را به فرزندیخود قبول میكند. زن نيكوكار كودك را مانند فرزند خود تربيت میكند و كودك هم بعدها حق شناسیبیمانندیرا درباره اين مادر مبذول میدارد.

 

زندگینامه دالامبر

صبح يكیاز روزهایماه نوامبر 1717 ناله كودكیاز داخل بسته ایدر كنار كليسای«سن ژان لورن» توجه زنیخيرخواه و نيكوكار را به خود جلب مینمايد. زن نيكوكار كه زوجه شيشه بر فقيریبه نام «روسو» بود كودك را به فرزندیخود قبول میكند. زن نيكوكار كودك را مانند فرزند خود تربيت میكند و كودك هم بعدها حق شناسیبیمانندیرا درباره اين مادر مبذول میدارد.

ولیمدتها بعد معلوم شد كه اين كودك فرزند نامشروع زنیميهماندار به نام مادام «تنس» و يك افسر سوار نظام بنام ژنرال دتوس میباشد.

طولینكشيد كه دالامبر سر راهیبزرگ شد و دانشمند شهيریگرديد ولیهيچ وقت مادر- خوانده خود را فراموش نكرد و به مادام تنس كه مايل بود او را پيش خود ببرد گفته بود كه: «شما فقط نامادریمن هستيد و مادر حقيقیمن همان زن شيشه بر است.»

دالامبر بيشتر به واسطه پژوهشهايش در رياضيات و مكانيك استدلالیو به عنوان ويراستار علمیدايره المعارف معروف است، او در معروفترين كتاب خود به نام «رساله درباره مكانيك» كه در سال 1743 منتشر شد سه قانون خود برایحركت را عرضه كرد. در مورد قانونهایاول و دوم يعنیقانون ماند و قانون متوازیالاضلاع حركت، استدلال دالامبر هندسیبود فقط در مورد قانون سوم پایفرضهایفيزيكیدر ميان است. اين قانون به موضوع تعادل میپردازد و عبارت است از اصل بقایاندازه حركت در موقعيتهایبرخورد.

دالامبر در اين رساله نخستين بيان درباره آنچه را امروزه اصل دالامبر شناخته میشود ارائه میكند. اين اصل امروز در واقع بيش از آن كه اصل به شمار آيد قاعده ایاست برایكاربرد قوانين حركت كه در رساله بيان شده اند. میتوان آن را چنين بيان كرد: در هر موقعيتیكه شييء در اثر مانعهايیاز ادامه حركت ماندیعادیخود بازماند، حركت حاصل را میتوان به دو مؤلفه تجزيه كرد: حركتیكه شيء عملاً انجام میدهد و حركتیكه مانعها آن را از بين میبرند. دالامبر در سال 1744 رساله ایدرباره تعادل و حركت سيالات انتشار داد و از اصل خود برایتوصيف حركت سيالات استفاده كرد و به بررسیمسائل مهم جاریمكانيك سيالات پرداخت. كتاب ديگرش به نام «تفكراتیدرباره علت كلیبادها» كه در سال 1747 منتشر شد، حاو نخستين كاربرد عمومیمعادلات ديفرانسيل جزئیدر فيزيك رياضیبود در مقاله ایبه سال 1747 معادله موجیبراینخستين بار در فيزيك ظاهر شد اما راه حل دالامبر اگرچه درست بود، كاملاً با پديده هایمشهود وفق نمیداد. در كتاب «پژوهش درباره تقديم اعتدالين و رقص محوریزمين» كه در سال 1749 نوشته شد. روش او در پرداختن به مسأله تقديم اعتدالين شبيه به روش كلرو بود و به راه حلیدست يافت كه با حركت رصد شده زمين توافق بيشتریداشت. همچنين كتاب و رساله ایدرباره نظريه جديد مقاومت سيالات كه در سال 1752 منتشر شد و در آن براینخستين بار معادلات ديفرانسيل هيدروديناميك بر حسب يك ميدان بيان شده و باطلنما (پارادوكس) هيدروديناميك مطرح گرديده بود، بحث و جدال بسياریبرانگيخت. فرهنگستان پروس در مسابقه ایكه اين مطلب برایآن نوشته شده بود جايزه ایاعطا نكرد به اين دليل كه هيچ كس دليلیتجربیدر مورد اين كار نظریارائه نكرده بود. ادعا شده است كه اثر دالامبر اگرچه بهترين اثریبود كه به فرهنگستان رسيده بود، از خطا مصون نمانده بود. خود دالامبر محروميت خويش را از جايزه نتيجه نفوذ اويلر میدانست و روابط ميان اين دو دانشمند كه قبلاً تيره شده بود، رو به وخامت بيشترینهاد. افتخار توسعه مكانيك سيالات به گونه ایمختلف به هر دو شخص نسبت داده شده است. دالامبر پيشگفتار دايره المعارف را نوشت. اين پيشگفتار از اسناد عمده عصر روشنگریو بيانيه فيلسوفان است. مقاله هایدالامبر در دايره المعارف از حوزه رياضيات بسيار فراتر میرفت. دالامبر كه با همكاری«ديدرو» برایتهيه دايره المعارف اقدام كرده بود در سال 1758 همكاریبا دايره المعارف را ترك گفت. ویدر سال 1754 به عضويت آكادمیعلوم فرانسه انتخاب شد. محصول علمیمهم دالامبر پس از سال 1760 كتاب «جزوه هایرياضي» او بود كه مشتمل بود بر راه حلهایجديد فراوانیبرایمسائلیكه او قبلاً به آنها دست يازيده بود. دالامبر سرانجام در روز 29 اكتبر 1783 در شصت و سه سالگیدر پاريس درگذشت.

سه شنبه 17 خرداد 1390  6:27 PM
تشکرات از این پست
barandarrasht
barandarrasht
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : دی 1387 
تعداد پست ها : 4334
محل سکونت : گیلان

زندگینامه لئونارداویلر

زندگینامه لئونارداویلر

لئونارد اويلر در پانزدهم آوريل 1707 در شهر بازل سوئس متولد شد. پدرش از كشيشان پيرو كالون بود و ميل داشت پسرش جانشين او شود ولیاويلر برخلاف ميل او در دانشگاه بازل به مطالعه علوم الهیپرداخت. پدر اويلر تعليمات مقدماتیاز جمله رياضيات را به او داد. اويلر بعداً چند سالیرا در بازل به سر برد و در يكیاز دبيرستانهای(گومنازيوم) نسبتاً در سطح پايين محلیبه تحصيل پرداخت. در دبيرستان رياضيات اصلاً تدريس نمیشد و در نتيجه اويلر اين دانش را به طور خصوصینزد رياضيدانیبه نام يوهان بوركهارت آموخت. در سال 1720، اويلر كه هنوز چهارده سال نداشت وارد بخش ادب و هنر دانشگاه بازل شد تا پيش از كسب تخصص اطلاعات عمومیبيندوزد.

زندگینامه لئونارداویلر

لئونارد اويلر در پانزدهم آوريل 1707 در شهر بازل سوئس متولد شد. پدرش از كشيشان پيرو كالون بود و ميل داشت پسرش جانشين او شود ولیاويلر برخلاف ميل او در دانشگاه بازل به مطالعه علوم الهیپرداخت. پدر اويلر تعليمات مقدماتیاز جمله رياضيات را به او داد. اويلر بعداً چند سالیرا در بازل به سر برد و در يكیاز دبيرستانهای(گومنازيوم) نسبتاً در سطح پايين محلیبه تحصيل پرداخت. در دبيرستان رياضيات اصلاً تدريس نمیشد و در نتيجه اويلر اين دانش را به طور خصوصینزد رياضيدانیبه نام يوهان بوركهارت آموخت. در سال 1720، اويلر كه هنوز چهارده سال نداشت وارد بخش ادب و هنر دانشگاه بازل شد تا پيش از كسب تخصص اطلاعات عمومیبيندوزد. از جمله استادان او يوهان يكم برنوس بود كه در كرسیرياضيات جانشين برادر ياكوب شده بود. دويلر در سال 1722 معادل درجه ليسانس در ادبيات را دريافت كرد و در سال 1723 در رشته فلسفه فوق ليسانس گرفت. در هجده سالگیپژوهشهایمستقل را آغاز كرد. نخستين كار او يادداشت كوچكیبود درباره رسم منحنيهایهمزمان در يك ملأ مقاوم كه در سال 1726 منتشر شد. در پیآن در همان نشريه مقاله ایدرباره مسيرهایمتقابل جبریانتشار داد (1727). در پاييز 1726 از اويلر دعوت شد كه به عنوان دستيار فيزيولوژیدر سن پترزبورگ خدمت كند. در 1727 از بازل به سن پترزبورگ رفت. در آنجا بیدرنگ اين بخت مساعد را يافت كه در رشته واقعیخود كار كند و به عنوان عضو وابسته فرهنگستان بخش رياضيات منصوب شد. در سال 1731 به استادیفيزيك رسيد و در 1733 كه دانيل برنولیبه عنوان استاد رياضيات به بازل بازگشت، اويلر جانشين ویشد. او از مرداد 1727 گزارشهايیدرباره پژوهشهایخويش به جلسات فرهنگستان میفرستاد. او آنها را در جلد دوم صورت جلسات فرهنگستان (گزارشهایفرهنگستان امپراتوریعلوم يتروگراد) انتشار داد (سن پترزبورگ 1729). شهرت اويلر از 19 سالگیآغاز میگردد زيرا در اين سن بود كه آكادمیپاريس حل مشكلیرا درباره ساختمان دكل كشتیبه مسابقه گذاشته بود و مقاله اويلر در اين مورد مقام دوم را احراز نمود. اويلر طیچهارده سالیكه در سن پترزبورگ بود به كشفهایدرخشانیدر زمينه هايیچون تحليل رياضي، نظريه اعداد و مكانيك دست يافت تا 1741 بين هشتاد تا نود اثر برایانتشار آماده كرده بود كه پنجاه و پنج تایآنها از جمله دو جلد (مكانيك) را منتشر ساخت. اويلر در آن زمان عضو دو فرهنگستان سن پترزبورگ و برلين بود و سپس به عضويت انجمن پادشاهیلندن (1749) و فرهنگستان علوم پاريس (1755) نيز انتخاب گرديد. در سال 1753 به عضويت انجمن فيزيك و رياضيات بازل برگزيده شد. اويلر در 1741 پس از چهارده سال اقامت در روسيه به برلين رفت و بيست و پنج سال بعد را در آنجا سپریكرد. او هنوز برایهر دو فرهنگستان برلين و سن پترزبورگ كار میكرد. در تبديل «انجمن علوم» سابق به يك فرهنگستان بزرگ كه در سال 1744 رسماً با نام فرانسوی«فرهنگستان پادشاهیعلوم و ادبيات برلين» بنياد نهاده شد، فعاليت فراوان داشت. طیاين دوره اويلر به تنوع پژوهشهایخود بسيار افزود. در همچشمیبا دالامبر و دانيل برنولیدانش فيزيك رياضیرا پايه ريزیكرد و در پيشبرد نظريه حركت ماه و سيارات از رقيبان كلرو و دالامبر هر دو بود. در همان زمان نظريه حركت جامدات را منقح ساخت. ابزار رياضیهيدروديناميك را فراهم آورد. هندسه ديفرانسيل سطوح را ابداع كرد و به شدت درباره نورشناسي، برق و مغناطيس به پژوهش پرداخت. همچنين درباره مسائل فن آورینظير ساختن دوربينهایشكستنیبيرنگ، تكميل دوربين آبیزگنر و نظريه چرخهایدندانه دار به تفكر پرداخت. شمار آثار اويلر در دوره اقامت در برلين از 380 كمتر نبود كه از آن ميان 275 اثر انتشار يافتند. از جمله تعدادیكتابهایمفصل تكنگاشتیدرباره حساب جامع و فاضل تغييرات، كتابیبنيادين درباره محاسبه مدارهایاجرام آسماني، كتابیدرباره توپخانه و پرتاب گلوله، كتاب «مدخلیبه تحليل نامتناهيها»، رساله ایدر كشتیسازیو دريانوردیكه صورت آغازين آن در سن پترزبورگ تهيه شده بود. نخستين نظريه او درباره حركت ماه و اصول حساب ديفرانسيل سه كتاب آخر به هزينه فرهنگستان سن پترزبورگ انتشار يافتند و در آخر رساله ایبود درباره مكانيك جامدات به نام (نظريه حركت اجسام جامد) (1756)، رساله مشهور (نامه هايیبه يك شاهزاده خانم آلمانیدرباره موضوعهایمختلف فيزيك و فلسفه) كه در واقع درسهايیبود كه اويلر به يكیاز بستگان پادشاه پروس داده بود، تا پيش از بازگشت اويلر به سن پترزبورگ انتشار نيافتند. اين كتاب موفقيتیبینظير يافت و دوازده بار به زبان اصلیتجديد چاپ گرديد و به بسياریزبانهایديگر نيز ترجمه شد. اويلر همچنان به مطالعات رياضیخود ادامه میداد و رفقايش او را روح آناليز رياضیمیدانستند. آراگو درباره اويلر چنين گفته است: اويلر با همان سهولتیكه انسان نفس میكشد محاسبات رياضیرا انجام میدهد. اويلر به معنایگسترده ایكه در سده هجدهم برایكلمه هندسه به كار میرفت هندسه دان بود. در كار او رياضيات بستگینزديكیبا كاربرد ساير علوم با مسائل فناوریو با زندگیعمومیداشت. در آثار رياضیاويلر تحليل رياضیجايگاه نخست را دارد. هفده جلد از (مجموعه آثار) او در اين زمينه است. او با كشفيات خاص متعدد به تحليل رياضیياریداد. نحوه عرضه آن دركتابهایدرسیخود را منظم ساخت. در بنيانگذاریرشته هایمتعدد مهم رياضینظير حساب جامع و فاضل تغييرات، نظريه معادلات ديفرانسيل، نظريه مقدمانیتوابع متغيرهایمختلط و نظريه توابع خاص بیاندازه كمك كرد. اويلر بسياریاز قراردادهایكنونیعلائم رياضیرا وارد ميدان كرد:

نماد e براینمايش شالوده دستگاه لگاريتم طبيعي، استفاده از حرف f و دو كمان براینمايش مثلاً تابع ، نشانه هاینوين برایتوابع مثلثاتي، نشانه n برایمجموع مقسوم عليه هایعدد، علائم y و y و غيره برایتفاضلهایمتناهیو نشانه برایمجموع و حرف I برای1- . كشفهايیكه درنيمه سده هجدهم در زمينه تحليل رياضیانجام گرفته بود به شيوه ایمنظم به وسيله اويلر در دوره سه كتابیزير خلاصه شده است: مدخلیبر تحليل نامتناهیها (1748)، روشهایحساب ديفرانسيل (1755)و روشهایحساب انتگرال (1768-1770). او هر روز اكتشافیبه اكتشافات خود میافزود و تعداد آنها آنقدر زياد است كه حتیامروزه موفق به چاپ كامل آثار او نگرديده اند. در همين اوقات بود كه مسئله ایاز طرف آكادمیمطرح شد و اويلر در عرض سه روز آن را حل كرد و مريض شد و در اين بيماریيك چشم خود را از دست داد. در شصت سالگیبود كه بدبختیعجيبیبه او رویكرد و آن از دست دادن چشم ديگرش بود. گرچه چشم او را با موفقيت عمل كردند ولیزخم آن دچار عفونت شد و برایهميشه چشمان خود را از دست داد. اويلر مردیكه از تندخويیو حسادت به كنار بود در هجدهم سپتامبر 1783 هنگامیكه مشغول محاسبه مسير اورانوس بود ناگهان با گفتن كلمه «من مردم» زندگیرا بدرود گفت.

سه شنبه 17 خرداد 1390  6:27 PM
تشکرات از این پست
barandarrasht
barandarrasht
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : دی 1387 
تعداد پست ها : 4334
محل سکونت : گیلان

زندگینامه ارشمیدس

زندگینامه ارشمیدس

ارشميدس دانشمند و رياضيدان يونانیدر سال 212 قبل از ميلاد در شهر سيراكوز يونان چشم به جهان گشود و در جوانیبرایآموختن دانش به اسكندريه رفت. بيشتر دوران زندگيش را در زادگاهش گذرانيد و با فرمانروایاين شهر دوستینزديك داشت. در اينجا سخن از معروفترين استحمامیاست كه يك انسان در تاريخ بشريت انجام داده است. در داستانها چنين آمده است كه بيش از 2000 سال پيش در شهر سيراكوز پايتخت ايالت يونانیسيسيل آن زمان ارشميدس مكانيكدان و رياضيدان و مشاور دربار پادشاه يمرون يكیاز معروفترين كشفهایخود را در خزينه حمام انجام داد
 

زندگینامه ارشمیدس



ارشميدس دانشمند و رياضيدان يونانیدر سال 212 قبل از ميلاد در شهر سيراكوز يونان چشم به جهان گشود و در جوانیبرایآموختن دانش به اسكندريه رفت. بيشتر دوران زندگيش را در زادگاهش گذرانيد و با فرمانروایاين شهر دوستینزديك داشت. در اينجا سخن از معروفترين استحمامیاست كه يك انسان در تاريخ بشريت انجام داده است. در داستانها چنين آمده است كه بيش از 2000 سال پيش در شهر سيراكوز پايتخت ايالت يونانیسيسيل آن زمان ارشميدس مكانيكدان و رياضيدان و مشاور دربار پادشاه يمرون يكیاز معروفترين كشفهایخود را در خزينه حمام انجام داد. روزیكه او در حمامیعمومیبه داخل خزينه حمام پا نهاد و در آن نشست و حين اين كار بالا آمدن آب خزينه را مشاهده كرد ناگهان فكریبه مغزش خطور كرد. او بلافاصله لنگیرا به دور خود پيچيد و با اين شكل و شمايل به سمت خانه روان شد و مرتب فرياد میزد: يافتم، يافتم به زبان يونانیHeureca! Heureca او چه چيزیيافته بود؟
پادشاه به او مأموريت داده بود راز كار جواهر ساز خيانتكار دربار او را كشف و او را رسوا كند. شاه هيرون بر كار جواهر ساز شك كرده بود و چنين میپنداشت كه او بخشیاز طلايیرا كه برایساختن تاج شاهیبه ویداده بود برایخود برداشته و باقیآن را با فلز نقره كه بسيار ارزانتر بود مخلوط كرده و تاج را ساخته است. هرچند ارشميدس میدانست كه فلزات گوناگون وزن مخصوص متفاوت دارند ولیاو تا آن لحظه اين طور فكر میكرد ك مجبور است تاج شاهیرا ذوب كند، آن را به صورت شمش طلا قالب ريزیكند تا بتواند وزن آن را با شمش طلاینابیبه همان اندازه مقايسه كند. اما در اين روش تاج شاهینيز از بين میرفت، پس او مجبور بود راه ديگریبرایاين كار بيابد. در آن روز كه در خزينه حمام نشسته بود ديد كه آب خزينه بالاتر آمد و بلافاصله تشخيص داد كه بدن او ميزان معينیاز آب را در خزينه حمام پس زده و جابه جا كرده است. او با عجله و سراسيمه به خانه بازگشت و شروع به آزمايش عملیاين يافته كرد. او چنين انديشيد كه اجسام هم اندازه، مقدار آب يكسانیرا جابه جا میكنند ولیاگر از نظر وزنیبه موضوع نگاه كنيم يك شمش نيم كيلويیطلا كوچكتر از يك شمش نقره به همان وزن است (طلا تقريباً دو برابر نقره وزن دارد) بنابراين بايد مقدار كمتریآب را جابه جا كند. اين فرضيه ارشميدس بود و آزمايشهایاو اين فرضيه را اثبات كرد. او برایاين كار نياز به يك ظرف آب و سه وزنه با وزنهایمساویداشت كه اين سه وزنه عبارت بودند از تاج شاهي، هم وزن آن طلایناب و دوباره هم وزن آن نقره ناب. او در آزمايش خود تشخيص داد كه تاج شاهیميزان بيشتریآب را نسبت به شمش طلایهم وزنش پس میراند ولیاين ميزان آب كمتر از ميزان آبیاست كه شمش نقره هم وزن آن را جابه جا میكند. به اين ترتيب ثابت شد كه تاج شاهیاز طلایناب و خالص ساخته نشده بلكه جواهر ساز متقلب و خيانتكار آن را از مخلوطیاز طلا و نقره ساخته است. به همين ترتيب ارشميدس يكیاز چشمگيرترين رازهایطبيعت را كشف كرد آن هم اينكه میتوان وزن اجسام سخت را با كمك مقدار آبیكه جابه جا میكنند اندازه گيریكرد. اين قانون (وزن مخصوص) را كه امروزه چگالیمیگويند «اصل ارشميدس» مینامند. حتیامروز هم هنوز پس از 23 قرن بسياریاز دانشمندان در محاسبات خود متكیبه اين اصل هستند.

به هر حال ارشميدس در رشته رياضيات از ظرفيتهایهوشیبسيار والا و چشمگيریبرخوردار بود. او منجنيقهایشگفت آوریبرایدفاع از سرزمين خود اختراع كرد كه بسيار سودمند افتاد. او توانست سطح و حجم جسمهايیمانند كره، استوانه و مخروط را حساب كند و روش نوينیبرایاندازه گيریدر دانش رياضیپديد آورد. همچنين به دست آوردن عدد نيز از كارهایگرانقدر ویاست. او كتابهايیدرباره خصوصيات و روشهایاندازه گيریاشكال و احجام هندسیاز قبيل مخروط منحنیحلزونیو خط مارپيچ، سهمي، سطح كره و استوانه میدانست. علاوه بر آن او قوانينیدرباره سطح شيبدار، پيچ اهرم و مركز ثقل كشف كرد.

ارشميدس در مورد خودش گفته ایدارد كه با وجود گذشت قرنها جاودان مانده و آن اينست: «نقطه اتكايیبه من بدهيد، من زمين را از جا بلند خواهم كرد.» عين همين اظهار به صورت ديگریدر متون ادبیزبان يونانیاز قول ارشميدس نقل شده است اما مفهوم در هر دو صورت يكیاست. ارشميدس هم چون عقاب گوشه گير و منزویبود. در جوانیبه مصر مسافرت كرد و مدتیدر شهر اسكندريه به تحصيل پرداخت و در اين شهر دو دوست صميمیيافت يكیكونون (اين شخص رياضيدان قابلیبود كه ارشميدس چه از لحاظ فكریو چه از نظر شخصیبرایویاحترام بسيار داشت) و ديگریاراتوستن كه گرچه رياضيدان لايقیبود اما مردیسطحیبه شمار میرفت كه برایخويش احترام خارق العاده ایقائل بود.

ارشميدس با كونون ارتباط و مكاتبه دائمیداشت و قسمت مهم و زيبايیاز آثار خويش را در اين نامه ها با او در ميان گذاشت و بعدها كه كونون درگذشت ارشميدس با دوسته كه از شاگردان كونون بود مكاتبه میكرد.

يكیاز روشهاینوين ارشميدس در رياضيات به دست آوردن عدد پیبود. ویبرایمحاسبه عدد پي، يعنینسبت محيط دايره به قطر آن روشیبه دست داد و ثابت كرد كه عدد محصور ما بين و است. گذشته از آن روشهایمختلف برایتعيين جذر تقريبیاعداد به دست داد و از مطالعه آنها معلوم میشود كه ویقبل از رياضیدان هندیبا كسرهایمتصل يا مداوم آشنايیداشته است.
در حساب روش غيرعملیو چند عملیيونانيان را- كه براینمايش اعداد ازعلائم متفاوت استفاده میكردند- به كنار گذاشت و پيش خود دستگاه شماریاختراع كرد كه به كمك آن ممكن بود هر عدد بزرگیرا بنويسيم و بخوانيم.

دانش تعادل مايعات بوسيله ارشميدس كشف شد و ویتوانست قوانين آن را برایتعيين وضع تعادل اجسام غوطه ور به كار ببرد.
همچنين برایاولين بار برخیاز اصول مكانيك را به وضوح و دقت بيان كرد و قوانين اهرم را كشف كرد.
در سال 1906 ج.ل. هايبرگ مورخ دانشمند و متخصص تاريخ رياضيات يونانیدر شهر قسطنطنيه موفق به كشف مدرك باارزشیشد. اين مدرك كتابیاست به نام «قضايایمكانيك و روش آنها» كه ارشميدس برایدوست خود اراتوستن فرستاده بود. موضوع اين كتاب مقايسه حجم يا سطح نامعلوم شكلیبا احجام و سطوح معلوم اشكال ديگر است كه بوسيله آن ارشميدس موفق به تعيين نتايج مطلوب میشد. اين روش يكیاز عناوين افتخار ارشميدس است كه ما را مجاز میدارد كه ویرا به مفهوم صاحب فكر جديد و امروزیبدانيم، زيرا ویچيز و هرچيزیرا كه استفاده از آن به نحویممكن بود به كار میبرد تا بتواند به مسائلیكه ذهن او را مشغول میداشتند حمله ور گردد. دومين نكته ایكه ما را مجاز میدارد كه عنوان «متجدد» به ارشميدس بدهيم روشهایمحاسبه اوست. ویدو هزار سال قبل از نيوتن و لايب نيتس موفق به اختراع حساب انتگرال شد و حتیدر حل يكیاز مسائل خويش نكته ایرا به كار برد كه میتوان او را از پيش قدمان فكر ايجاد حساب ديفرانسيل دانست.
زندگیارشميدس با آرامش كامل میگذشت همچون زندگیهر رياضيدان ديگریكه تأمين كامل داشته باشد و بتواند همه ممكنات هوش و نبوغ خود را به مرحله اجرا درآورد. زمانیكه روميان در سال 212 قبل از ميلاد شهر سيراكوز را به تصرف خود درآوردند سردار رومیمارسلوس دستور داد كه هيچ يك از سپاهيانش حق اذيت و آزار و توهين و ضرب و جرح اين دانشمند و متفكر مشهور و بزرگ را ندارند با اين وجود ارشميدس قربانیغلبه روميان بر شهر سيراكوز شد. او به وسيله یسرباز مست رومیبه قتل رسيد و اين در حالیبود كه در ميدان بازار شهر در حال انديشيدن به يك مسئله رياضیبود. ميگويند آخرين كلمات او اين بود: دايره هایمرا خراب نكن. به اين ترتيب بود كه زندگیارشميدس بزرگترين دانشمند تمام دورانها خاتمه پذيرفت. اين رياضيدان بیدفاع هفتاد و پنج ساله در سال 287 قبل از ميلاد به جهان ديگر رفت.

سه شنبه 17 خرداد 1390  6:27 PM
تشکرات از این پست
barandarrasht
barandarrasht
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : دی 1387 
تعداد پست ها : 4334
محل سکونت : گیلان

زندگینامه فیثاغورث

زندگینامه فیثاغورث

فیثاغورث فیلسوف و ریاضیدان بزرگ جهان درسال 582 پیش از میلاد در جزیره ساموس، واقع در یونان باستان بدنیا آمد. پدرش تاجری اهل تیروس بود.(تیروس امروزه در ترکیه قرار دارد) او را از همان دوران کودکی به علم آموزی گماشتند و فیلسوفان آن دوران چون فیرکیدس و آناکسیماندر استاد او بودند. فیثاغورث در جوانی به سفرهای زیاد پرداخت و مدت بیست و دو سال از عمر خود را سفر کرد او به مصر، بابل و ایران سفر کرد و در این سفرها دانش بسیار آموخت. آورده شده است که فیثاغورث، در ایران دانش مغان را آموخت همچنین نقل شده است که پولوکراتوس، پادشاه یونان، به آمازیس، فرعون مصر سفارش نمود تا او را به رموز علم خود آشنا سازند و فیثاغورث توانست به رموز کاهنان مصری دست یابد. او مدتها در مصر به علم آموزی پرداخت و سپس به بابل رفت و در آنجا نیز به تحصیل علم پرداخت و در سال 530 قبل از میلاد به یونان بازگشت.

 

زندگینامه فیثاغورث

او در یونان در زادگاه خود مدرسه ای را بنیان گذاشت و در آن مدرسه به تدریس ریاضیات ، فیزیک، اخلاق و سیاست پرداخت. چون در این مدرسه جلسات سیاسی برگزار می شد سرانجام فیثاغورث ناچار به ترک زادگاه خود شد و به کراتون رفت و در آنجا مقیم شد.او در سال 530 قبل از میلاد در کراتون یک مدرسه دیگر را بنیاد کرد که بعدا" شعبه های دیگری از آن در شهرهای جنوب ایتالیا تاسیس شد. در مدرسه کراتون نیز او از سیاست دوری نجست فیثاغورث و پیروانش اثر مهمی بر سیاست حاکم داشتند. اما با اینهمه با سدهای بزرگی از مخالفت نیز روبرو بودند. نظرات ریاضی او با فلسفه و اعتقادات مذهبی درهم آمیخته بود. او بدون شک از پایه گذاران فلسفه و  ریاضیات جهان است. به اعتقاد فیثاغورث فلسفه موجب تصفیه و تذهیب روح می شد و روح با خدایان در ارتباط بود. او اعتقاد عمیق به قانون و پیروی از نظم اجتماعی داشت. او اعداد را مقدس می دانست به اعتقاد او هر چیز یک عدد بود. او هر را عدد سمبل و نشانه چیزی می دانست برای مثال عدد ده نشانه کمال بود.

 در آن زمان کسی نظریه روشنی در ریاضیات نداشت و اینکه مبنای ریاضیات بر اساس استدلال استوار است در زمان او ناشناخته بود.  در واقع تعریف جامعی از استدلال در دست نبود. فیثاغورث استدلال را وارد ریاضیات کرد و این  از مهم‌ترین کشفیات علمی آن زمان است قبل از فیثاغورث، هندسه مجموعه از قواعدی بود که نتیجه تجارب و ادراکات متفاوت بودند؛ تجارب و قواعدی که ارتباطی میان آنان نبود باور و تجسم ریاضیات بدون استدلال منطقی امروزه دور از تصور ما به شمار می آید.

 فیثاغورث علاقه و استعداد وافری در موسیقی داشت .او ریاضیات هماهنگ ها را که مبنای موسیقی امروز غرب را تشکیل می دهد کشف نمود. بنیان فلسفه فیثاغورث بر آموزش رازهای عدد قرار گرفته بود. به اعتقاد فیثاغورثیان، عدد، بنیان هستی را تشکیل می داد، علت هماهنگی و نظم در طبیعت اعداد بودند. عدد، قانون طبیعت بود که بر خدایان و بر مرگ حکومت می‌‌کرد و شناخت اعداد و رموز آنان شرط دستیابی به هرگونه علم و دانش بود. هر چه در جهان بود مظهری از اعداد بود و با رموز آن در هم آمیخته می نمود. پیروان نظریه او فیثاغوریان نامیده می شدند. آنان در هر علم و دانش ارتباط با اعداد را ملموس می دیدند. 

امروزه ما فیثاغورث را به جهت اصل مشهور او در هندسه می شناسیم این اصل فرمولی است که در مورد نسبتهای اضلاع مثلث قائم الزاویه می باشد و بسیار مشهور است .این اصل یکی از قدیمی ترین اصلهای علمی زمان قدیم به شمار می رود. مربع وتر برابر است با مجموع مربع دو ضلع دیگر. a2 + b2 = c2
 مفاهیم متعدد دیگری نیز مانند تصاعدهای حسابی و هندسی و عددهای مربع کامل نیز بر پایه افکار فیثاغورث بناگذاری شده اند بر اساس همین مشاهده‌ها بود که مکتب فیثاغوری اعتقاد داشت همهٔ پدیده‌های جهان از ارتباطات معینی میان اعداد پیروی می‌کند .آنان میان فاصلهٔ بین اجرام آسمانی تا زمین نسبت‌های معینی را پیدا کردند و به همین دلیل به بررسی دقیق نسبتها پرداختند. آنها علاوه بر نسبت حسابی و هندسی، نوعی بستگی بنام بستگی همساز یا توافقی معروف را نیز کشف نمودند.

سه عدد را به نسبت همساز گویند وقتی که وارون آنها به نسبت حسابی باشد. به زبان دیگر سه عدد تشکیل تصاعد همساز یا توافقی می‌دهند، وقتی وارون آنها تصاعد حسابی باشد.

مکتب فیثاغوری با اعتقاد به اعداد به بررسی و کشف ویژگی‌های عددها پرداختند و  مقدمه‌ نظریه اعداد را بنیان گذاشتند. با وجود این در مکتب فیثاغوری هم، مانند باور همه یونانی‌های آن زمان، عمل محاسبه دور از اعتبار خود، که به فلسفه مشغول بودند، می‌دانستند. آنها مردمی را که به کارهای معیشتی و عملی می‌پرداختند پست می‌شمردند و لوژستیک می‌خواندند. به عقیده فیثاغورسیان حساب والاتر از نیازهای بازرگانی بود و به همین مناسبت در مکتب فیثاغوری، حتی شمار عملی هم مورد توجه قرار نگرفت.

 آنها تنها در باره ویژگی‌های عددها کار می‌کردند. آنان ویژگی عدد را به کمک  هندسه می یافتند. با اینهمه رواج نوعی دستگاه عدد نویسی در یونان، را نیز به فیثاغوریان نسبت داده اند. فیثاغوریان در این نوع عدد نویسی که از فینیقی‌ها ریشه گرفته بود، از حروف‌ الفبای فینیقی، برای نوشتن عددها استفاده نمودند: 9 حرف اول الفبا برای عددهای از 1 تا 9، 9 حرف بعدی برای نشان دادن دهگان (10، 20،...،90) و 9 حرف بعدی برای صدگان. برای آنکه حرف از عدد تشخیص داده شود، آنان بالای عدد خط کوتاهی می‌گذاشتند. برای نشان دادن عددهای بزرگ‌تر از نشانه‌های اضافی استفاده می‌کردند. وقتی نشانه‌ای شبیه ویرگول را جلو عددی می‌گذاشتند، به معنای هزار برابر آن بود، برای ده هزار برابر عدد، یک نقطه جلو عدد می‌گذاشتند. اما شهرت فیثاغورث بیشتر بخاطر ارائه همان رابطهٔ فیثاغورث در هندسه است. بعضی از ملل جهان او را به عنوان یکی از هفت فرزانه جهان می شناسند.

 او و پیروان او تحت فشار فراوان قرار می گرفتند و سرانجام در سنین سالخوردگی فیثاغورث ناچار شد تا از کراتون نیز مهاجرت نماید. در مورد مرگ او روایت های مختلف نقل شده است گفته شده است که بالاخره متعصبان مذهبی و سیاسی، توده‌های مردم را علیه او شوراندند و مخالفان مکتب و معبد او را آتش زدند و او در سال 507 قبل از میلاد در میان شعله‌های آتش جان سپرد. به روایت دیگر نقل شده است که وقتی او و پیروانش تحت فشار قرار گرفتند او به علت تحت فشار قرار گرفتن پیروان خود اقدام به خودکشی نمود.

سه شنبه 17 خرداد 1390  6:28 PM
تشکرات از این پست
barandarrasht
barandarrasht
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : دی 1387 
تعداد پست ها : 4334
محل سکونت : گیلان

زندگینامه ایزاک نیوتن

زندگینامه ایزاک نیوتن

ایزاك نیوتن كه در روز 25 دسامبر 1642 یعنی سال مرگ گالیله متولد شد از خانواده ای است كه افراد آن كشاورزان مستقل و متوسط الحال بودند و مجاور دریا در قریه وولستورپ می زیستند نیوتن قبل از موعد متولد شد و زودرس به دنیا آمد و چنان ضعیف بود كه مادر گمان برد او حتی روز اول زندگی را هم نتواند به پایان برد پدرش نیز در عین حال اسحق نام داشت و در سی سالگی و قبل از تولد فرزندش درگذشت. پدرش مردی بوده است ضعیف با رفتار غیرعادی زودرنج و عصبی مزاج. مادرش هاناآیساك زنی بود مقتصد، خانه داری بود صاحب كفایت و صنعتگری با لیاقت. آیزاك دوره كودكی شادی نداشت او سه ساله بود كه مادرش با بارناباس المیت كشیش مرفه با سنی دو برابر سن خود ازدواج كرد. جدایی از مادر ظاهراً سخت بر شخصیت او اثر گذاشت و تقریباً مسلم است كه رفتار بعدی وی نسبت به زنان را نیز شكل داد. نیوتن هیچگاه ازدواج نكرد اما یك بار (شاید هم دوبار) نامزد كرد به نظر می آمد كه تمركز او منحصراً روی كارش بود نه سالی كه نیوتن در وولستوپ جدا از مادر گذرانید برای وی سالهای دردناكی بود داستانهایی سر زبان است

 

زندگینامه ایزاک نیوتن

ایزاك نیوتن كه در روز 25 دسامبر 1642 یعنی سال مرگ گالیله متولد شد از خانواده ای است كه افراد آن كشاورزان مستقل و متوسط الحال بودند و مجاور دریا در قریه وولستورپ می زیستند نیوتن قبل از موعد متولد شد و زودرس به دنیا آمد و چنان ضعیف بود كه مادر گمان برد او حتی روز اول زندگی را هم نتواند به پایان برد پدرش نیز در عین حال اسحق نام داشت و در سی سالگی و قبل از تولد فرزندش درگذشت. پدرش مردی بوده است ضعیف با رفتار غیرعادی زودرنج و عصبی مزاج. مادرش هاناآیساك زنی بود مقتصد، خانه داری بود صاحب كفایت و صنعتگری با لیاقت. آیزاك دوره كودكی شادی نداشت او سه ساله بود كه مادرش با بارناباس المیت كشیش مرفه با سنی دو برابر سن خود ازدواج كرد. جدایی از مادر ظاهراً سخت بر شخصیت او اثر گذاشت و تقریباً مسلم است كه رفتار بعدی وی نسبت به زنان را نیز شكل داد. نیوتن هیچگاه ازدواج نكرد اما یك بار (شاید هم دوبار) نامزد كرد به نظر می آمد كه تمركز او منحصراً روی كارش بود نه سالی كه نیوتن در وولستوپ جدا از مادر گذرانید برای وی سالهای دردناكی بود داستانهایی سر زبان است كه نیوتن جوان ازقبه كلیسا بالا می رفت تا نورث ویتام ده مجاور را كه مادرش اینك در آن زندگی می كرد ببیند.
آموزش ابتدایی رسمی نیوتن در دو مدرسه كوچك دهكده های اسكلینگتن و راچفورد صورت گرفته بود كه هر دو برای رفت و آمد روزانه به خانه او نزدیك بودند چنین به نظر می رسد كه اول بار داییی او كه كشیشی به نام ویلیام آیسكاف بوده است متوجه شد كه در نیوتن استعدادی مافوق كودكان عادی وجود دارد.

بدین ترتیب ویلیام آیسكاف مادر را مجاب كرد كه كودك را به دانشگاه كمبریج (كه خودش نیز از شاگردان قدیمی این دانشگاه بود) بفرستند زیرا مادر نیوتن قصد داشت وی را در خانه نگهدارد تا در كارهای مزرعه او را كمك كند در این هنگام نیوتن 15 ساله بود كمبریج در آن زمان دیگر آكسفورد را از مقام اولی كه داشت خلع كرده به قلب پیوریتانیسم انگلیس و كانون زندگی روشنفكری آن كشور بدل شده بود. نیوتن در آنجا مانند هزاران دانشجوی دیگر دوره كارشناسی، خود را غرق مطالعه آثار ارسطو و افلاطون می كرد نیوتن در یكی از روزهای سال 1663 یا 1664 شعار زیر را در كتابچه یادداشت خود وارد كرد. «افلاطون دوست من و ارسطو هم دوست من است اما بهترین دوست من حقیقت است.» او از كارهای دكارت در هندسه تحلیلی شروع كرده سریعاً تا مبحث روشهای جبری پیش آمده بود در آوریل 1665 كه نیوتن درجه كارشناسی خود را گرفت دوره آموزشی او كه می توانست چشمگیرترین دوره در كل تاریخ دانشگاه باشد بدون هیچگونه شناسایی رسمی به اتمام رسید. در حدود سال 1665 مرض طاعون شیوع یافت و دانشگاه دانشجویان خود را مرخص كرد نیوتن به زادگاه خود مراجعه كرد همین موقع بود كه هوش و استعداد نابغه بزرگ آشكار گشت زیرا تمام كتابها و جزوه های خود را در دانشگاه جا گذاشته بود فكر خود را آزاد گذاشت كه به تنهایی از منابع خاص خود استفاده كند در این هنگام نیوتن بیش از بیست و دو سال نداشت ولی بیش از ارشمیدس و دكارت درباره معرفت ساختمان جهان دقیق شده بود نیوتن ضمن دو سالی كه در وولستوپ بود «حساب عنصار بی نهایت كوچك» «قانون جاذبه عمومی» را كشف كرد و تئوری نور را بنیان گذاشت این داستان كه سقوط سیبی از درخت نیوتن را به فكر كشف نیروی جاذبه عمومی انداخته است به نظر درست می آید او از آن لحظه این پرسشها را برای خود مطرح كرد: چرا سیب به پایین نه به بالا سقوط می كند؟ و چرا ماه بر زمین نمی افتد. این اندیشه ها بعدها او را به كشف قانون گرانش رهنمون شدند هنگامی كه نیوتن چندین سال بعد پاسخ این پرسش را توانست بیابد در واقع یكی از قانونهای فیزیك را كشف كرده بود كه بر تمام عالم حكمفرماست «قانون نیروی گرانش زمین.» او پس از شیوع طاعون و بازگشت به ملك زراعی مادرش، طی 18 ماه به آگاهیها و كشفهایی بیش از آنچه كه دانشمندان دیگر در تمام طول عمر خود دست می یابند، دست یافت او در این مدت ساخت و ساز قانون نیروی گرانش را آغاز كرد او درباره نور و رنگهای آن پژوهش كرد دلیل جزر و مد را كشف كرد قوانین و حركات بخصوصی را به درستی تشخیص داد و معادله هایی برای آن نوشت كه بعدها اساس و بنیان دانش مكانیك شد در مورد نیروی گرانش نیوتن معتقد بود كه نه تنها زمین چنین نیروی گرانشی دارد بلكه تمام اجسام و اجرام چنین خصوصیتی دارند. روزی كه او منشوری را در دست گرفت و اجازه داد تا پرتو نور خورشید از میان آن عبور كند او با این كار كشف كرد كه نور سفید به هنگام ورود به منشور شیشه ای منحرف می شود و به هفت پرتو نور اصلی با رنگهای گوناگون تجزیه می شود آنها رنگهای رنگین كمان هستند كه طیف یا بیناب نامیده می شوند و عبارتند از: سرخ، نارنجی، زرد، سبز، ابی، نیلی و بنفش. او تمام این كشفیات را در یك دوره زمانی 18 ماه به انجام رسایند بالاخره طاعون ریشه كن شد و او به لندن برگشت تا تحصیلات خود را به پایان برد. او سه سال پس از آن را صرف كاوش و پژوهش در ماهیت و طبیعت نور كرد همچنین نخستین دوربین نجومی آیینه ای را ساخت تلسكوپ آیینه ای رصد خانهن مونت پالومار در كالیفرنیا نیز كه آیینه آن پنج متر قطر داد براساس اصول و قواعل نیوتن بنا شده است. نیوتن در اثر مطالعات فراوان مبتلا به ناراحتی عصبی شد از دو ناراحتی عصبی كه نیوتن پیدا كرد اولی ظاهراً در سال 1678 و دومی در سال بعد از فوت مادر او بود در این دوره وی به مدت شش سال از هر گونه مكاتبه ای مربوط به تلاشهای ذهنی دست كشید به هر صورت عالم كیهانی بود. دوران مابین 1684 و 1686 از نظر تاریخ فكری بشر مقام ارجمندی دارد در این دوران هالی توانست با تدبیر بسیار نیوتن را وادار كند كه اكتشافا تخویش را در نجوم و علم حركات به منظور انتشار تدوین كند و نیوتن نیز به این كار رضایت داد در سال 1687 در سن چهل و پنج سالگی قانون جاذبه زمین و سه قانون درباره حركت را در كتابش كه به زبان لاتین نوشته شده بود و «اصول» (Principle) نام داشت با خرج هالی منتشر كرد نیوتن به مطالعات عظیم دیگری پرداخت كه حتی امروزه نیز كامل نشده است و آن اینكه با به كار بردن قوانین علم حركات و قانون جاذبه عمومی فرورفتگی زمین را در دو قطب آن كه نتیجه دوران روزانه زمین به دور محورش می باشد محاسبه كرد و به كمك این محاسبه درصدد بر آمد سیر تكامل تدریجی سیاره را مورد مطالعه قرار دهد. نیوتن تغییرات وزن اجسام را برحسب تغییر عرض جغرافیایی مكان به دست آورد و نیز ثابت كرد كه هر جسم توخالی كه به سطوح كروی متحد المركز و متجانس محدود شده باشد نمی تواند هیچگونه نیرویی بر اجسام با ابعاد كوچك كه در نقطه غیرمشخصی در داخل آن قرار داشته باشند اعمال كند نیوتن در پاییز سال 1692 هنگامیكه به پنجاه سالگی نزدیك می شد به سختی مریض و بستری شد به طوری كه از هرگونه قوت و غذایی بیزار شد و دچار بیخوابی مفرط گردید كه به تدریج به بی خوابی كامل تبدیل شد خبر كسالت شدید نیوتن در قاره اروپا انتشاریافت لیكن بعد از آنكه خبر بهبود او را دادند دوستانش شادمان گشتند. حكومت بریتانیا به منظور قدردانی از خدمات این دانشمند بزرگ یك منصب بسیار بالای دولتی به وی اعطا كرد او در سال 1700 میلادی به عنوان خزانه داری كل سلطنتی محسوب شد منصبی كه تا اخر عمرش آن را حفظ كرد در همان سال به عضویت آكادمی علمی فرانسه نیز انتخاب شد در سال 1705 علیا حضرت ملكه آن (ملكه انگلیس) به وی عنوان «سر» اعطا كرد و به احتمال قوی اعطای این افتخار بیشتر به مناسبت خدمات او درضرب مسكوكات بوده است تا به علت تقدم فضل او در معبد عقل و كمال.وی چندی پیش از وفاتش با نگاهی به زندگی علمی طولانی گذشته اش از آن این خلاصه را به دست داد: من نمی دانم به چشم مردم دنیا چگونه می آیم اما در چشم خود به كودكی می مانم كه در كنار دریا بازی می كند و توجه خود را هر زمان به یافتن ریگی صافتر یا صدفی زیباتر منعطف می كند در حالیكه اقیانوس بزرگ حقیقت همچنان نامكشوف مانده در جلوی او گسترده است اخرین روزهای زندگی وی تأثر برانگیز و از جنبه انسانی قوی و عمیق بوده است اگرچه نیوتن نیز مانند سایر افراد بشر از رنج فراوان بی بهره نماند لیكن بردباری بسیاری كه در مقابل درد و شكنجه دائمی دو سه سال اخیر زندگانی خویش نشان داد شكوفه های دیگری بر تاج گلی كه بر فرق او قرار دارد می افزاید. در آخرین روزهای زندگی سرفه ای مداوم او را بسیار ضعیف كرد و عاقبت بعد از آنكه چند روزی از درد جانگداز آسوده بود در نهایت آرامش در 20 مارس 1727 در هشتاد و چهار سالگی در لندن در گذشت و با عزت و شرف بسیار در وستمینستر آبی به خاك سپرده شد برای قدردانی از این دانشمند بزرگ واحد نیرو را نیوتن نامیده اند و به اختصار با حرف N نشان می دهند بدون تردید می توان گفت در تاریخ بشریت نامی مافوق نیوتن وجود نداشته و هیچ اثری از لحاظ عظمت و بزرگی مانند كتاب (اصول) او نخواهد بود لاپلاس بزرگترین ادامه دهنده اكتشافات او درباره اش چنین می گوید: كتاب اصول بنای معظمی است كه تا ابد عمق دانش نابغه بزرگی را كه كاشف مهمترین قوانین طبیعت بوده است به جهانیان مدلل خواهد داشت. لاگرانژ درباره او چنین می گوید: نیوتن خوشبخت بود كه توانست دستگاه جهان را توصیف كند افسوس كه در عالم بیش از یك آسمان وجود ندارد ولتر مشهورترین ستایندگان او چنین نوشته است: ای رازدار آسمانها و ای جواهر ابدی راست بگو تو نسبت به نیوتن حسادت نمی ورزی؟

سه شنبه 17 خرداد 1390  6:28 PM
تشکرات از این پست
barandarrasht
barandarrasht
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : دی 1387 
تعداد پست ها : 4334
محل سکونت : گیلان

زندگینامه گاسپار مونژ

زندگینامه گاسپار مونژ

گاسپار مونژ در نوزدهم 1746 در شهركوچك بون واقع در فرانسه متولد شد مونژ كه فرزند كاسب دوره گردی بود تا شانزده سالگی به تیز كردن چاقو و قیچی و غیره می پرداخت وی با وسایلی كه به دست خود ساخته بود نقشه بزرگی از وطن خود تهیه كرد كه مورد توجه و تحسین فراوان واقع شد و نقشه او را در فرمانداری نصب كردند.
معلمین او پس از مشاهده نقشه گفتند او داناتر از آن است كه شاگرد ما باشد و او را برای تدریس فیزیك به مدرسه كشیشان شهر لیون فرستادند وی دستیار سارل بوسو، استاد ریاضیات، شد در سال 1768 مونژ جانشین او شد اگرچه مقام استادی نداشت سالبعد به عنوان مدرس فیزیك تجربی در مدرسه جای آبه نوله را گرفت در این سمتها دوگانه كه قسمتی از آن اختصاص به هدفهای علمی داشت مونژ نشان داد كه ریاضیدان و فیزیكدانی توانا، طراحی با استعداد، آزمایشگری ماهر و معلمی در تراز اول است.

زندگینامه گاسپار مونژ

گاسپار مونژ در نوزدهم 1746 در شهركوچك بون واقع در فرانسه متولد شد مونژ كه فرزند كاسب دوره گردی بود تا شانزده سالگی به تیز كردن چاقو و قیچی و غیره می پرداخت وی با وسایلی كه به دست خود ساخته بود نقشه بزرگی از وطن خود تهیه كرد كه مورد توجه و تحسین فراوان واقع شد و نقشه او را در فرمانداری نصب كردند.
معلمین او پس از مشاهده نقشه گفتند او داناتر از آن است كه شاگرد ما باشد و او را برای تدریس فیزیك به مدرسه كشیشان شهر لیون فرستادند وی دستیار سارل بوسو، استاد ریاضیات، شد در سال 1768 مونژ جانشین او شد اگرچه مقام استادی نداشت سالبعد به عنوان مدرس فیزیك تجربی در مدرسه جای آبه نوله را گرفت در این سمتها دوگانه كه قسمتی از آن اختصاص به هدفهای علمی داشت مونژ نشان داد كه ریاضیدان و فیزیكدانی توانا، طراحی با استعداد، آزمایشگری ماهر و معلمی در تراز اول است. مونژ به مطالعه بعضی از شاخه های هندسه دوباره جان بخشید و كار وی نقطه شروع شكوفایی فوق العاده آن رشته در سده نوزدهم بود علاوه بر این پژوهشهای وی به رشته های دیگر تحلیل ریاضی كشیده شد خصوصاً به نظریه معادلات دیفرانسیل جزئی و مسائل فیزیك، شیمی و فناوری. مونژ كه معلمی نامدار و رئیس مدرسه ای بی نظیر بود، مسئولیتهای مهم اداری و سیاسی را در طول انقلاب و دوره امپراتوری بر عهده گرفت بنابراین وی یكی از مبتكران ریاضیدانان عصر خود بود مونژ خیلی زود كارهای شخصی خود را آغاز كرد پژوهشهای دوره جوانی او (1766-1772) بسیار متنوع اما جلوه خصوصیاتی بودند كه نشانه استعداد كامل وی بود: از جمله حس تند و تیز درك واقعیت هندسی، علاقه به مسائل عملی، توانایی عظیم تحلیلی و توجه به جنبه های متعدد تحلیلی هندسی. در جریان سالهای 1777 تا 1780 مونژ عمدتاً به فیزیك و شیمی علاقمند بود و مقدمات تهیه آزمایشگاه شیمی مجهزی را برای مدرسه مهندسی فراهم آورد. انتخاب شدنش به عضویت فرهنگستان علوم به عنوان «هندسه دان دستیار» در سال 1780 زندگی مونژ را دگرگون ساخت زیرا وی را مجبور كرد كه براساس منظمی در پاریس اقامت كند در پاریس در طرحهای فرهنگستان شركت كرد و مقاله هایی درباره فیزیك و شیمی و ریاضیات تنظیم و عرضه نمود. فهرستی از مطالبی كه به فرهنگستان تقدیم كرد گواه بر تنوع آنهاست: تركیب اسید نیتریك، تولید سطوح منحنی، معادلات تفاضلی نامتناهی، و معادلات دیفرانسیل جزئی. انعكاس مضاعف و ساختار اسپات ایسلند، تركیب آهن، فولاد و چدن و تأثیر جرقه های برقی بر گاز بیوكسید كربن، پدیده موئینگی و علل بعضی از پدیده های هواشناختی و بررسی در نورشناسسی فیزیولوژیك.

وقتی كه انقلاب در 1789 آغاز شد مونژ در زمره شناخته شده ترین دانشمندان فرانسوی بود او كه عضو بسیار فعال فرهنگستان علوم بود شهرتی در ریاضیات و فیزیك و شیمی كسب كرده بود به عنوان ممتحن دانشجویان افسری نیروی دریایی، شاخه ای از مدارس نظامی فرانسه را رهبری می كرد كه در آن زما عملاً تنها مؤسسات نظامی بودند كه تعلیمات علمی شایسته ای به دانشجویان خود می دادند و این مقام وی را در هر بندری كه از آن دیدار می كرد با دیوانسالاری در تماس می گذاشت كه اندكی بعد تحت مدیریت او قرارمی گرفتند این مقام همچنین وی را قادر ساخت كه معدنهای آهن، كارخانه ذوب آهن و كارخانه های دیگر را ببیند و بدین ترتیب در كار فلز پردازی و مسائل فناوری خبره و صاحب نظر شود علاوه بر این اصلاح مهمی كه در 1776 در روش تعلیم در مدارس نیروی دریایی انجام داده بود وی را برای تلاشهایی آماده ساخت كه در زمان انقلاب برای تازه كردن روشهای علمی و فنی بر عهده گرفت در سال 1794 مسئولیت تأسیس مدرسه مركزی كارهای عامه (كه بعداً به مدرسه پلی تكنیك تبدیل شد) به وی محول گردید مونژ كه در سال 1794 به عنوان معلم هندسه ترسیمی منصوب شد بر عمل تربیت سركارگران آینده نظارت كرد و هندسه ترسیمی را در «دوره های انقلابی» كه برای تكمیل تربیت دانشجویان آینده طراحی شده بودند تدریس نمود و یكی از فعالترین عضوهای شورای مدیریت بود. این مدرسه پس از دو ماه تأخیر كه بر اثر مشكلات سیاسی پیش می آمد در سال 1795 به نجومی منظم شروع به كار كرد. هر چند وظایفی كه به عنوان سناتور به عهده مونژ محول شد موجب گردید كه او چند بار از درسهایش در مدرسه پلی تكنیك دور شود از علاقه شدیدش به مدرسه هیچ كاسته نشد مراقبت دقیق در پیشرفت دانشجویان داشت و كارهای پژوهشی آنان را دنبال می كرد و دقت خاصی به برنامه تعلیمات مبذول داشت بیشتر آنچه مونژ در این دوره منتشر كرد برای دانشجویان مدرسه پلی تكنیك نوشته شده بود موفقیت گسترده كتاب او بنام (هندسه ترسیمی) (1799) باعث اشاعه سریع این شاخه جدید هندسه هم در فرانسه و هم در خارج از آن شد. این اثر چند بار تجدید چاپ شد.

كار عملی مونژ ریاضیات (شاخه های گوناگون هندسه و تحلیل ریاضی) فیزیك، مكانیك و نظریه ماشینها را در بر می گرفت اگرچه اطلاع از جزئیات خدمات مونژ به فیزیك بسیار ناچیز است زیرا وی هرگز اثر عمده ای در این زمینه منتشر نساخت خدمات اصلی وی متمركز بودند بر نظریه گرما، صوت، برق ساكن، نورشناسی (نظریه سرابها) مهمترین پژوهش مونژ در شیمی مربوط بود به تركیب آب. خیلی زود در سال 1781 وی تركیب اكسیژن با هیدروژن را در لوله اكسیژن سنج تحقق بخشید و در سال 1783 همزمان با لاووازیه و بی ارتباط با او آب را تركیب كرد. با این كه اسباب مونژ بسیار ساده تر بود تنایج اندازه گیریهایش دقیقتر بودند. در قملرو تجربی در سال 1784 مونژ با همكاری كلوله برای نخستین بار موفق شد كه گازی را مایع سازد و آن را انیدرید سولفورو (بیوكسید گوگرد) بود. سرانجام بین سالهای 1786 و 1788 مونژ با برتوله و اندرمونه در اصول فلز پردازی و تركیب انواع آهن و چدن و فولاد به پژوهش پراخت. مونژ مردی شجاع و از دوستان ناپلئون بود و در سال 1798 به اتفاق او به كشور مصر رفت در این سفر ناپلئون روانه سنت هلن گردید مخترع هندسه ترسیمی و ایجاد كننده اصلی مدرسه پلی تكنیك هم تمام عناوین خود را از دست داد و از آكادمی رانده شد. مونژ در بیست و هشتم سال 1818 در هفتاد و دو سالگی در پاریس درگذشت. مخترع هندسه ترسیمی میراثی عظیم از خود به جا گذاشت زیرا ساختن ماشیهای مدرن و عمارات عظیم بدون كمك آن ممكن نیست.

سه شنبه 17 خرداد 1390  6:29 PM
تشکرات از این پست
barandarrasht
barandarrasht
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : دی 1387 
تعداد پست ها : 4334
محل سکونت : گیلان

زندگینامه ژان هانری فابر

زندگینامه ژان هانری فابر

ژان هانری فابر نخستین فرد یک خانواده روستـایی بی نوایی بود کـه در سال 1823 در یـکی از روستاهای (آویرون) در فرانسه به دنیا آمد. وقتی چهارساله شد پدر و مادرش از شدت فقر او را به خانه پدر بزرگش فرستادند. اما آنها نیز حوصله بچه داری نداشتند، لذا کودک بدون سرپرست بزرگ شد.

ژان هانری فابر نخستین فرد یک خانواده روستـایی بی نوایی بود کـه در سال 1823 در یـکی از روستاهای (آویرون) در فرانسه به دنیا آمد. وقتی چهارساله شد پدر و مادرش از شدت فقر او را به خانه پدر بزرگش فرستادند. اما آنها نیز حوصله بچه داری نداشتند، لذا کودک بدون سرپرست بزرگ شد.

سالهای کودکی را به میل خود در باغستان ها و کشتزارها گذرانید. شوقی که به گیاهان و جانوران داشت مانع از این شد که دل به درس ببندد، لذا معلمان وی او را تنبل و ولگرد می شمردند. او همواره از درس و مدرسه بیزار بود.

در هفده سالگی ترک تحصیل کرد و در کشتزارها مشغول کارگری شد .اما در عین حال همچنان به گیاهان و جانوران علاقه مند بود. گاهی نیز به مطالعه اشعار می پرداخت. روزی شنید در شهر (آوین یون)، دبیرستانی تعدادی آموزگار را به رایگان تربیت خواهد کرد. فابر که شوق تحصیل در او جوشش کرده بود خود را به آنجا رسانید و آمادگی خود را برای ادامه تحصیل در شاخه علوم اعلام کرد، تجربیات و مطالعات خود را به مسئولان دبیرستان معرفی کرد و پذیرفته شد.

در این دوره تحصیلی دست از مطالعه کتابهای علوم و مطالعه طبیعت نشست و از سر تفنن، زبان های یونانی و لاتین را می آموخت.

در نوزده سالگی دبیرستان آموزگار پروری را به پایان برد و در یکی از آموزشگاهای شهر کاپاتراس پیشه معلمی اختیار کرد و همچنان به مطالعات خود در زمینه فیزیک، شیمی و ریاضی ادامه می داد.

در بیست و یک سالگی ازدواج کرد اما درآمدش کفاف زندگی او را نمی داد، به سختی زندگی می کرد اما غم نمی خورد، زیرا خوشی های مبتذل زودگذر را به چیزی نمی گرفت. آنچه او می خواست و به دنبال آن بود، علم، دانش و کنجکاوی در طبیعت بود.

هنوز شیفته طبیعت بود، به ویژه زندگی حشرات را خیلی دوست می داشت چندان به حشره شناسی عشق می ورزید که یکبار حقوق یک ماه خود را جهت خرید یک کتاب در زمینه حشرات پرداخت.

به سبب شوقی که به حشرها داشت همکلاسیانش او را (پروانه) نامیدند و شاگردان فارغ از نمره و امتحان در کلاس او گرد می آمدند و عاشقانه به درسهای او گوش جان می سپردند و از راهنمایی های او بهرمند می شدند.

فابر به این مقام هم قانع نشد. شور هیجان مطالعه طبیعت باز هم در وجود او شعله ور بود، لذا (کا ریان تراس) را ترک کرد و در جزیره ای دور افتاده (کورس) با حقوق نا چیز معلم فیزیک شد و به یاری یک گیاه شناس ورزیده و یک جانور شناس نامی، در مطالعه نمود های طبیعت کوشید.

متاسفانه پس از چندی به بیماری مالا ریا دچار شد و از سر اجبار به فرانسه باز گشت.در فرانسه با آنکه توانست از شعبه زیست شناسی دانشگاه تولوز مدرک تحصیلی دریافت کند، شغل مناسبی نیافت و به ناچار در دبیرستان به تدریس پرداخت و مدت بیست سال در آن سمت باقی ماند.

پژوهش های فابر زیست شناسان فرانسه و سایر کشور های پیشرفته اروپا را تکان داد. طبیعت شناسان از کارهای او الهام گرفتند و حتی داروین بزرگ در گشایش برخی از دشواریهای خود از او یاری خواست و او را یک (محقق بی نظیر) خواند.

در دوره پادشاهی ناپلئون سوم وزیر فرهنگ فرانسه فابر را به پاریس دعوت کرد و نشان پر ارج لژون دونور را به وی تقدیم کرد. مقرر شد که فابر در پاریس بماند و معلم ویژه فرزندان ناپلئون سوم شود، اما او نپذیرفت و از پاریس پر هیاهو بیرون رفت.

پس از سقوط ناپلئون سوم، کلیسائیان که طبیعت شناسی را خطری برای خرافه آموزی سود بخش خود می دیدند، فابر را مورد حمله قرار دادند. چون نمی توانستند صریحا علم و علم پروری را محکوم کنند، بهانه تراشیدند و شایعه کردند که فابر دختران را مانند پسران به کلاس خود راه می دهد و با آموزش های خود، ایشان را از شریعت روی گردان می کند، لذا دشمن اخلاق انسانی و معنویت است.

مردم بیدار به این سفسطه خندیدند، زیرا روشن بود که علم آموزی نه محل شریعت است و نه لطمه ای به اخلاق انسانی یا معنویت و یا انسانیت می زند. اما نفوز شیطانی متعصبان کار خود را کرد، فابر را در سن چهل و هفت سالگی از درس دادن بازداشتند و راه معاش را بر او بستند.

فابر صبور و بردبار، خم به ابرو نیاورد، زیرا شرایط زمان خود را می شناخت. در زمان او جامعه از ظلم و بی داد دیوان سالاران و دین سالاران مسیحی نرسته بود، کما اینکه در همین زمان هم در آمریکا معلمی را به جرم تدریس نظریه تکامل محاکمه و محکوم کردند.

دانش وران اروپا زبان به اعتراض گشودند و استوارت میل، فیلسوف نامدار انگلیسی که با فابر دوستی داشت، با کمک های خود قسمتی هزینه زندگی فابر را تامین کرد.

پس از آن زندگی فابر به سختی و تنگدستی می گذشت و ادامه حیات برای او رنج آور بود. مرگ همسر و یکی از فرزندانش بر مصیبت او افزود، دشمنی این پیشگان ظاهر بین و رشگ مدعیان علم عرصه را بر او تنگ کرد. اما فابر همچنان ثابت و استوار، در دهکدهای دور افتاده گوشه گرفت و با پشتکار پژوهش های علمی خود را دنبال کرد. اما با این وصف، اروپا بلخره عظمت کار فابر را در یافت، فرانسویان او را در جشن هشتاد و هفتمین زاد روزش که در سال 1910 با شرکت دانشمندان و نامداران اروپا در سرین یان برپا شد بسان یک قهرمان ملی گرامی داشتند.

سرانجام فابر در سال 1915 با خرسندی زندگی را بدرود گفت.

اثر دوازده جلدی او بنام ارمغان های حشره شناسی هنوز در خور بهره گیری است. روش فابر، بر خلاف پیشینیان، میدانی (Field Method) بود، وی جانوران را در محل زندگی آنها مورد مطالعه قرار می داد. از این رو بجای شناخت یک نمود طبیعی به زیست گاه جاندار مراجعه می کرد. هفته ها و حتی ماه ها وقت صرف می کرد، در کشتزارها و بیشه زارها به سر می برد و به پژوهش و گزارش می پرداخت.

معروف است که روزی ژاندارمری نسبت به رفتار او بد گمان شد و فکر کرد او یک خیانتکار فراری است، زیرا مشاهده کرد روی زمین دراز کشیده است و دائما از این طرف به آن طرف در حال خزیدن است، وقتی او را بازداشت کرد، معصومانه گفت حشره شناس است و در حال تحقیق و پژوهش می باشد، ژاندارم باور نکرد و می خواست او را به دادگاه بفرستد که فابر نشان لژیون دونور خود را به وی نشان داد و او را قانع ساخت و شاید این تنها موردی بود که فابر از نشان افتخارآمیز و شکوه مند خود بهره گرفت.

فابر در برابر انتقادها و خرده گیری هایی که دانشمندان صوری به روش علمی او می گرفتند، سخن بسیار پرمعنایی دارد، او خطاب به حشره ها می گوید: «ای حشره ها ! همه به اینجا بیایید، به دفاع بر خیزید و به سود من شهادت دهید. اعلام کنید، که من چقدر به شما نزدیک ام و با چه حوصله ای به مشاهده شما می پردازم و با چه دقتی کنش های شما را یادداشت می کنم. اما ای حشره های عزیز من ! اگر سخن شما آنان را متقاعد نگرداند، آن گاه من به ایشان خواهم گفت: شما جانور را تکه تکه می کنید، اما من او را در جریان زندگی مورد مطالعه قرار می دهم. شما او را به صورت چیزی وحشتناک یا ترحم انگیز جلوه می دهید، اما من او را به صورت مهر آمیز عرضه می کنم. شما مرگ را می کارید و من زندگی را».

فابر برای تبیین رفتار جانوران از مفهوم فعالیت غریزی سود جست. فعالیت غریزی، فعالیتی است در جهت حفظ زندگی که در طی زندگی نسل ها، بر اثر تکرار، تسبیت و خود به خودی شده است.

اما پوشیده نیست که رفتار جانوران عالی و از آن جمله انسان، منحصر به فعالیت های خود به خودی غریزی نیست. به شرحی که در بازتاب شناسی (Reflexology) آمده است، جانوران عالی و بیش از همه آنها انسان، در جریان زندگانی، به ویژه زندگانی اجتماعی به فعالیتهای غیر غریزی که ملذوم آگاهی و مبنای شخصیّت انسانی یا انسانیت یا معنویّت است، کشانیده می شود. با این وصف فعالیّت های غیر غریزی بدون فعالیّت های غریزی تحقّق پذیر نیستند، و نمی توان با انصراف از نیازهای غریزی، شخصیت پروری کرد.

بر خلاف اکثر فرزانگان کهن که نمی توانستند با تجربه های محدود و آزمایش افزارهای ناقص خود، بسیاری از نمود ها را بشنا سند و در نتیجه بجای تبیین رفتار جانداران مخصوصا انسان، به وجود عامل هایی مرموز و ناشناختنی اعتقاد می کردند، فابر دقیقا به روش تجربی وفادار ماند.

سه شنبه 17 خرداد 1390  6:29 PM
تشکرات از این پست
barandarrasht
barandarrasht
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : دی 1387 
تعداد پست ها : 4334
محل سکونت : گیلان

زندگینامه کارل ارنست

زندگینامه کارل ارنست

کارل ارنست فن بائر (1876-1792) در ایالت استونی در کشور روسیه در یک خانواده تنگدست ولی اشرافی آلمانی متولد شد. در 1810 با اکراه به عنوان دانشجوی پیش پزشکی در دانشگاه «دورپات» ثبت نام کرد. در حالی وی موفق به دریافت عنوان دکترای طب شد که کوچکترین تجربه آزمایشگاهی نداشت.
 

زندگینامه کارل ارنست

کارل ارنست فن بائر (1876-1792) در ایالت استونی در کشور روسیه در یک خانواده تنگدست ولی اشرافی آلمانی متولد شد. در 1810 با اکراه به عنوان دانشجوی پیش پزشکی در دانشگاه «دورپات» ثبت نام کرد. در حالی وی موفق به دریافت عنوان دکترای طب شد که کوچکترین تجربه آزمایشگاهی نداشت. از این رو پس از فراغت از تحصیل به اتریش و آلمان سفر کرد و مدتی در ووتسبرگ مقیم شد و هم آنجا برای اولین بار از داروخانه یک زالو برای تشریح خرید. در این شهر با گرو گذاشتن همه دارایی و صرف آخرین دینار از دارایی های خود به مطالعات مستقل فیزیولوژی و کالبدشناسی تطبیقی پرداخت. پس از آن پیاده به برلن رفت و زمستان 17- 1816 را در آنجا به تحقیق در کار پزشکی پرداخت.

سرانجام فن بائر در دانشگاه کونیگسبرگ استاد فوق العاده کالبدشناسی شد و سالهای بعدی را به کار در موزه جانورشناسی گذراند. در این کار وی خود را به عنوان جنین شناسی درخشان و پر مهارت شناساند. چند سال بعد به سمت ریاست دانشکده پزشکی برگزیده شد و در زمینه کالبدشناسی و فیزیولوژی به سخنرانی پرداخت، مقام استادی رسمی یافت، در تهیه یک درسنامه فیزیولوژی مشارکت ورزید و به ریاست دانشگاه رسید.

فن بائر در 1828 سه رساله منتشر ساخت :

1- «رساله – Epistle» که حاکی از کشف سلول تخم به وسیله او بود.

2- «تفسیر– Commentar» که تفصیلی از «رساله» بود.

3- «تاریخ رشد جانوران» که به صورت درسنامه استاندارد جنین شناسی در آمد.

در کتاب «تاریخ رشد جانوران» چهار پیشرفت اساسی در زمینه جنین شناسی ذکر شده است :
1- توصیف سلول تخم پستانداران

2- ارائه نظریه ای که به نام «نظریه لایه نطفه» مشهور است

3- ارتباط کلی میان مراحل رشد جنین و مراحل تاریخ (تکامل نوعی یا تژادی) هر تژاد

4- کشف نوتوکورد (رشته ای از سلولها که به طور استوانه ای در پشت جنین قرار دارند.)

فن بائر آغاز رشد جنین را از لایه های برگ مانندی که می توانند به شکل لوله درآیند نشان داد. تشکیل لوله عصبی و پوست خارجی از لایه بیرونی (اکتودرم) و ظهور لوله گوارش و غده های مربوط به آن از لایه درونی (اندودرم) و پیدایش نسوج ارتباطی، ماهیچه و دیگر اجزای احشایی از لایه میانی را هم توضیح داد.
فن بائر در مراحل مشابه رشد جنین های گوناگون چهار نظریه داشت که بعدا در تنظیم قوانین بیولوژیکی «هکل» اهمیت یافت :

1- در رشد، مشخصات کلی قبلی از مشخصات ویژه ظهور می یابند.

2- مشخصات خاص تر از مشخصات عام تر به وجود می آیند و در مرحله نهایی مشخصات کاملا خاص پیدایش می یابند.

3- در جریان رشد، تمایز هر نوع از نوع دیگر به طور پیوسته ادامه می یابد.

4- حیوانات عالی طی رشد از مراحل شبیه مراحل رشد جانوران پست تر می گذرند.

فن بائر در رشد جانوران متفاوت مراحل مرتبطی یافت اما نتوانست آن را به تکامل مربوط سازد. علاوه بر این دستاوردها، وی علم جنین شناسی را به طرق کلی تری هم تحت تأثیر قرار داده، با انتشار کتاب معروف خود استاندارد پژوهش های جنین شناسی را بالا برد و آنرا تا سطح یک دانش ارتقا داد. در این کتاب علت تشکیل شیمه(عادت)، تشکیل دستگاه جنسی و دفع ادرار و تشکیل ریه را توصیف کرده و به بحث درباره مراحل تشکیل کانال گوارش و سیستم اعصاب پرداخته است.

کشف تخمدان واقعی پستانداران در 1828 به وسیله فن بائر اثر مهمی بر نتایج جنین شناسی نهاد. این کشف باعث شد که تخم به عنوان یک واحد ریخت شناسی به حساب آید که پیدایش همه جانوران از آن نشأت می گیرد. فن بائر سرانجام برای پرسش های ارسطو پاسخی یافت. وی در زیر میکروسکوپ تخم پستانداران را مشاهده کرد و اثری از موجود شکل یافته در آن ندید و آنها را تنها توده ای بی شکل و تخصیص نایافته دید. وی نخستین کسی بود که رد تخم را تا جنین گرفت و «پدر جنین شناسی مدرن» نامیده شد.

فن بائر در اواخر عمر به عنوان عضو آکادمی «سنت پترزبورگ» به روسیه بازگشت. وی به عضویت انجمن سلطنتی لندن هم برگزیده شد و مدال کاپلی گرفت و عضو وابسته آکادمی علوم پاریس شد و انجمن جغرافیا و نژاد پرستی سنت پترزبورگ را بنیاد نهاد و مؤسس انجمن انسان شناسی آلمان گردید.
بلاخره هنگامی که چشم و گوشش معیوب شد به «دورپات» بازگشت و تا هنگام مرگ در 84 سالگی به سال 1876 در آنجا به مطالعه ادامه داد.

سه شنبه 17 خرداد 1390  6:30 PM
تشکرات از این پست
barandarrasht
barandarrasht
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : دی 1387 
تعداد پست ها : 4334
محل سکونت : گیلان

زندگینامه تئوفراستوس

زندگینامه تئوفراستوس

تئوفراستوس(287-380 ق . م) در جزیره لسبوس، در همان جایی که ممکن است ارسطو را ملاقات کرده باشد به دنیا آمد. او به آتن رفت و در آکادمی افلاطون حضور یافت و سپس به لیسه ی ارسطو روی آورد. تئوفراستوس پیرو وفادار ارسطو بود و در لیسه جانشین او شد. او سیاستهای ارسطو را به مدتی حدود 30 سال پس از مرگ ارسطو تداوم بخشید.
 

زندگینامه تئوفراستوس

تئوفراستوس(287-380 ق . م) در جزیره لسبوس، در همان جایی که ممکن است ارسطو را ملاقات کرده باشد به دنیا آمد. او به آتن رفت و در آکادمی افلاطون حضور یافت و سپس به لیسه ی ارسطو روی آورد. تئوفراستوس پیرو وفادار ارسطو بود و در لیسه جانشین او شد. او سیاستهای ارسطو را به مدتی حدود 30 سال پس از مرگ ارسطو تداوم بخشید.

در حالیکه اثر ارسطو درباره گیاهان از بین رفته است، خوشبختانه اثر تئوفراستوس در مورد گیاهان، که علم گیاه شناسی یونان را متجلی می سازد محفوظ مانده است. نوشته های وی درباره تاریخ گیاهان به صورت مجموعه هایی آمیخته با داستانهای گیاهان و فرهنگ آمیانه تدارک یافته بود.
مدارک دال بر این است که به هر حال تئوفراستوس در وهله اول به منظور جمع آوری و انباشت مواد برای نوشته هایش، بر مشاهده شخصی خود بر گیاهان تکیه داشت. او از طریق این مشاهدات به تهیه شرح و تعریف گیاهان و اجزای آنها پرداخت که کاملاً دقیق بود.

وی برتری علم بنیادین را آشکار ساخت و از شناخت گیاهانی که دارای ارزش دارویی بودند، بسیار پیشتر رفت. بعلاوه او درباره منابع شیره های گیاهی و فنون عصاره گیری از این گیاهان و خصوصیاتی مانند چسبندگی، چسبناکی، طعم و بو و رنگ آنها صحبت کرد.

اثر بزرگ وی، تاریخ گیاهان یا تحقیق در باب گیاهان، پایه ای برای فصل گیاه شناسی تاریخ طبیعی پلینی شد و بطور غیر مستقیم گیاه شناسی نوین علمی را پایه ریزی کرد. این اثر قرنها درسنامه استاندارد گیاه شناسی بود. اثر دیگر تئوفراستوس، «منشاء گیاهان» بسیار فلسفی است. این اثر با رشد و نمونه زندگی و تولید مثل سروکار دارد. وی در این اثر بطور تقریبی 500 گونه و نوع را شرح داده است که بیشتر آنها گیاهان کاشتنی هستند. او بر طبق مشاهدات شخصی خود، به شرح جوانه زدن و ترتیب حوادث رویش پرداخت که این تشریح تا قبل از قرن هفدهم بهترین اثر قابل دسترس بود.
تئوفراستوس نخستین کسی بود که گیاهان تک لپه ای و دو لپه ای را از یکدیگر متمایز ساخت. او خصوصیات متمایز درختان، بوته ها و علف ها را فهرست بندی کرد و گیاهان را به انواع یکساله، دوساله و چند ساله طبقه بندی کرد.
تئوفراستوس معتقد بود محیط پیرامون، متغیرهای موثر گیاهان را تحت کنترل خود دارد. در نتیجه وی از طریق تاثیرات مستقیم محیط به تغییرات غیر وراثتی پرداخت.

نقل قول از او در مورد همین موضوع (تغییرات غیر وراثتی) : «دانه ها و بذرهای درون خاک، گیاهانی را بوجود می آورند که مشابه والدین خود می باشند، از سوی دیگر انواع معدودی از گیاهان در برخی از مناطق، دستخوش تغییر و تحول می شود، بطوریکه از دانه های وحشی و کشت شده، یکی از دیگری بهتر محصول می دهد.»
تئوفراستوس درخت را به عنوان عالی ترین نوع جهان گیاهان در نظر گرفت، همانند ارسطو که وجود انسان را بر بالای هرم سلسله مراتب فرامانروایی حیوانات قرار می داد.

وی درختان کوهستانی را بر اساس محل رشدشان به 3 دسته تقسیم  کرد :

1- درختانی که در مناطق آفتابی خوب رشد می کنند.

2- درختانی که بر سراشیبی های سرد شمال می رویند.

3- درختانی که در قله های یخبندان پرورش می یابند.

سه شنبه 17 خرداد 1390  6:30 PM
تشکرات از این پست
barandarrasht
barandarrasht
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : دی 1387 
تعداد پست ها : 4334
محل سکونت : گیلان

زندگینامه مارچلو مالپیگی

زندگینامه مارچلو مالپیگی

اساس تکامل و کاربرد میکروسکوپ را پنج تن میکروسکوپ کار کلاسیک به نام های؛ مالپیگی، لیوون هوک، هوک، سوامردام و گرو پایه گذاری کردند. قابل توجه اینکه همه این پنج دانشمند که بیش از هر کس دیگر برای تبدیل میکروسکوپ به یک ابزار دقیق علمی زحمت کشیدند در یک فاصله زمانی 14 ساله (41-1628) متولد شده اند. فعالیت های آنها تحرکی در جهت تکامل مکانیکی و بسط کاربرد میکروسکوپ ایجاد کرد.
 

اساس تکامل و کاربرد میکروسکوپ را پنج تن میکروسکوپ کار کلاسیک به نام های؛ مالپیگی، لیوون هوک، هوک، سوامردام و گرو پایه گذاری کردند. قابل توجه اینکه همه این پنج دانشمند که بیش از هر کس دیگر برای تبدیل میکروسکوپ به یک ابزار دقیق علمی زحمت کشیدند در یک فاصله زمانی 14 ساله (41-1628) متولد شده اند. فعالیت های آنها تحرکی در جهت تکامل مکانیکی و بسط کاربرد میکروسکوپ ایجاد کرد.


نخستین آن پنج تن مارچلو مالپیگی (94-1628) ایتالیایی بود. او پسر زمین داری مستقل بود که زندگی نسبتاً خوبی داشت. تربیت دانشگاهی را در بولونی کسب کرد و در همان جا ضمن فعالیت های دیگر به کار با عدسی ها راغب شد. وی پس از پایان تحصیلات خود و احراز درجه استادی دانشگاه به تدریس و تحقیق خلاق میکروسکوپی مشغول شد.
توضیح ساختمان ظریف شش، نخستین توصیف کامل از مویرگ ها، سخن گفتن در مورد غشاهای چوبی، پرداختن به تشریح ساختمان ظریف جگر و نشان دادن اینکه صفرایی که از کیسه صفرا رها می شود در حقیقت به وسیله سلولهای جگر ترشح می شود، تشخیص جدا بودن طحال از معده، بررسی دقیق لایه داخلی پوست (که این بخش از پوست به نام لایه مالپیگی خوانده می شود)، توضیح در مورد پرزهای زبان و ساختمان لایه خاکستری مغز، از جمله فعالیت های وی در مورد جانوران می باشد.

مالپیگی علاوه بر مطالعات گسترده ای که در مورد جانوران به عمل آورد، در کالبد شناسی گیاهی هم به تحقیق مشروح پرداخت. یکی از بهترین و گسترده ترین تک نگاری های وی با عنوان آناتومی گیاهی در اصل بالغ بر 150 صفحه بود و 93 لوحه تصویر از مشخصات گیاهان داشت.

وی به آناتومی رشد گیاهان و جانوران علاقه مند بود و بر همین اساس به بررسی وضع جنین مرغ خانگی پرداخت که این پژوهش با توجه به عصری که در آن می زیسته و کیفیت ادواتی که در اختیار داشته است اهمیتی برجسته دارد.
یکی از مهمترین دستاوردهای وی نشان دادن این امر است که می توان از میکروسکوپ برای بررسی ساختها بهره گرفت و این کار درجه بزرگنمایی وسیع تری را برای مطالعه کالبد شناسی جانوری و گیاهی ارائه کرد. و در آخر اینکه وی ناظر، منتقد و تحلیل گر عمیق ساختمانهای ظریف و روابط میان آنها بود که مشاهدات دقیق و توضیحات عالی و نمودارهای جامع او به کار کالبد شناسان قرن نوزدهم آمد.

سه شنبه 17 خرداد 1390  6:30 PM
تشکرات از این پست
barandarrasht
barandarrasht
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : دی 1387 
تعداد پست ها : 4334
محل سکونت : گیلان

زندگینامه پردیس ثابتی

زندگینامه پردیس ثابتی

پردیس ثابتی در سال ۱۳۵۳ در تهران زاده شده است. او از دو سالگی به همراه خانواده‌اش به آمریکا مهاجرت کرد و در آنجا ساکن شد.
 

زندگینامه پردیس ثابتی

پردیس ثابتی در سال ۱۳۵۳ در تهران زاده شده است. او از دو سالگی به همراه خانواده‌اش به آمریکا مهاجرت کرد و در آنجا ساکن شد.

وی دوره لیسانس را در «مؤسسه تکنولوژی ماساچوست»، ام.آی.تی، سپری کرد و پس از آن تحصیلات عالی خود را در دانشگاه آکسفورد ادامه داد. پردیس ثابتی تحصیلات خود را در دانشگاه هاروارد آمریکا نیز با نتیجه‌ای شگفت‌انگیز به پایان رساند : او سومین زن در طول تاریخ این دانشگاه بود که با معدل ۱۰۰ و مدارج کامل فارغ‌التحصیل شد.

پس از آن بود که دانشگاه هاروارد از او دعوت به همکاری کرد و اکنون پردیس ثابتی، با عنوان استادیار هاروارد، یکی از استادان جوان ایرانی‌تبار در این دانشگاه به شمار می‌رود و سرپرستی یک پژوهش مهم پزشکی، در باره تکامل انسانی، را در مرکز سامانه‌های زیست‌های تکاملی بر عهده دارد.

ثابتی به ‌دنبال درک روشنی از چگونگی تکامل ژنوم انسانی است و تیم همراهش در جریان مطالعاتی که نتایج آنها در شماره اخیر نشریه نیچر منتشر شده ‌است به طور مثال تغییراتی را در دی ان آ مردم آفریقای غربی شناسایی کرده‌است که به نظر می‌رسد با ابتلا به تب Lassa در ارتباط است. این محقق ایرانی-آمریکایی همچنین تغییراتی را در دو  ژن جمعیت آسیایی‌ها شناسایی کرده‌است که در شکل گیری غدد ریز مویی و غدد تولید کننده عرق بدن نقش دارد.

او می گوید : آنچه که من و محققان همراهم در Broad Institute دانشگاه MIT انجام دادیم در حقیقت ارایه روشی است که نشان می دهد چه عواملی در ژنوم انسانی مهم بوده و می توان روی آن کار کرد تا بسیاری از اسرار نهفته آن را رمز گشایی کنیم. وی در بخشی از تحقیقات خود در قالب تیمی از دانشمندان بین المللی با استفاده از این روش، ابزار ژنومیک مدرنی ارایه کرده است تا با استفاده از آن به کنکاش در زیست شناسی انگل مالاریا پرداخته تا آن را در مناطق مستعدی همچون آفریقا ریشه کن کند.

این محقق ایرانی افزود : هم اکنون یکی از مهمترین تمرکزهایمان کار بر روی ژنوم مالاریا و HIV است. به دنبال آن هستیم که با درک روشنی از آنها متوجه شویم چگونه می توان با اعمال تغییراتی در ژنوم انسانی تمامی افراد را در برابر بیماریهای مختلفی نظیر مالاریا مصون کرد. او می گوید : ما همواره از این نکته در تعجب و حیرت بوده ایم که چرا برخی از افراد به بیماری همچون مالاریا مبتلا می شوند اما برخی مصونیت دارند!

دکتر ثابتی طی سالهای اخیر تحقیقات وسیع و دامنه داری را در عرصه تکامل انسانی با همکاری اریک لندر از محققن سرشناس این عرصه در جهان آغاز کرده که نتیجه آن انعکاس گام به گام این دستاوردها در معتبرترین نشریان علمی و تحقیقاتی جهان از جمله نیچر و ساینس بوده است.

این محقق ایرانی مولف بیش از 20 عنوان مقاله تخصصی در این عرصه است. در عین حال از کارشناسان و متخصصان تاثیرگذار در عرصه تکامل انسانی و بیماریهای واگیردار محسوب می شود. وی یکی از سرشناس ترین محققان آمریکا در زمینه بررسی ژنوم مالاریا بوده و از بنیاد Gates Foundation Grant نیز بالغ بر 2 میلیون دلار بودجه تحقیقاتی دریافت کرده است.

پردیس ثابتی اخیرا نیز به عنوان یکی از ۱۰۰ چهره نابغه جهان از سوی گروه بین المللی Creators Synectics معرفی شده‌است. این گروه بین المللی پردیس ثابتی را از محققان برجسته دانشگاه‌ های معتبری نظیر هاروارد، آکسفورد و ام آی تی را به عنوان چهره چهل و نهم معرفی کرده ‌است. شبکه خبری سی‌ان‌ان نیز در سال ۲۰۰۷، ثابتی را به عنوان «یکی از ۸ نوابغی که دنیای ما را متحول خواهند ساخت» عنوان کرده‌است.

پروفسور اریک لندر، عضو هیأت علمی دانشگاه‌های هاروارد و ام.آی.تی، نیز با تحسین «نگاه کنجکاو پردیس و پژوهش‌های علمی او» می‌گوید : «حتی امتیاز نابغه بودن هم اندکی از رفتار متین و فروتنانه پردیس نکاسته است.» دایان ویرث، از دانشکده بهداشت عمومی دانشگاه هاروارد، نیز با تمجید از دستاورد علمی دکتر ثابتی می‌گوید : «پردیس سزاوار عنوانی است که او را در ردیف شایسته‌ترین سرآمدان علمی آغاز قرن بیست و یکم قرار داده است.»

خانم ثابتی در کارهای هنری نیز فعالیت دارد و در حاشیه‌های کارهای علمی خود به خوانندگی نیز می‌پردازد.

سه شنبه 17 خرداد 1390  6:31 PM
تشکرات از این پست
barandarrasht
barandarrasht
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : دی 1387 
تعداد پست ها : 4334
محل سکونت : گیلان

زندگینامه آذر اندامی

زندگینامه آذر اندامی

آذر اندامی در سال ۱۳۰۵ در کوی ساغرسازان رشت متولد شد. او فرزند چهارم و تنها دختر خانواده اش بود. دوران ابتدایی را در دبستان بانوان زادگاهش پس از یک سال جهش تحصیلی به پایان رساند و از آنجا که بیشترین بار مسئولیت خانواده بر دوش مادرش بود، آذر با شروع به تدریس خصوصی، دوزندگی و سوزن دوزی به مادرش کمک می کرد و در کنار آن به تحصیل ادامه می داد.

 

زندگینامه آذر اندامی

آذر اندامی در سال ۱۳۰۵ در کوی ساغرسازان رشت متولد شد. او فرزند چهارم و تنها دختر خانواده اش بود. دوران ابتدایی را در دبستان بانوان زادگاهش پس از یک سال جهش تحصیلی به پایان رساند و از آنجا که بیشترین بار مسئولیت خانواده بر دوش مادرش بود، آذر با شروع به تدریس خصوصی، دوزندگی و سوزن دوزی به مادرش کمک می کرد و در کنار آن به تحصیل ادامه می داد.

پس از آن که سال نهم آموزش همگانی را در دبیرستان فروغ رشت به پایان رساند، به دلیل علاقه ای که به تدریس داشت، به دانشسرای مقدماتی رشت رفت و در سال ۱۳۲۴ از آن جا فارغ التحصیل شد. آذر اندامی یک سال بطور رایگان در دبستان های رشت تدریس کرد و سال بعد وقتی به سن قانونی رسید، به استخدام آموزش و پرورش درآمد.

استعداد و پشتکاری که در او وجود داشت باعث شد تا در کنار تدریس به تحصیل پرداخته و چهار سال بعد دیپلم اش را بگیرد و دو سال بعد در رشته پزشکی روی صندلی دانشگاه تهران بنشیند.

آذر پس از این موفقیت برای گذران زندگی در یکی از مدارس جنوب شهر تهران معلمی می کرد. سال ۱۳۳۷ وقتی رشته پزشکی را به پایان رساند، تخصص زنان را برای ادامه تحصیل انتخاب کرد و در همان سال بود که وارد سازمان حمایت از مادران شد. آذر اندامی وقتی تخصصش را در رشته زنان گرفت، به استخدام وزارت بهداشت درآمده و در انستیتو پاستور شروع به کار کرد. در همین زمان بود که او در زمینه باکتری شناسی عفونت های بیمارستانی دست به پژوهش زد و نتیجه آن در مجلات معتبر پزشکی منتشر شد.

پس از آن بود که وبا در ایران قربانیان زیادی گرفت. در آن زمان که عده زیادی با مرگ دست و پنجه نرم می کردند، دکتر آذر اندامی با واکسن های مرغوب نه تنها به کمک هموطنانش شتافت، بلکه علاوه بر تأمین نیاز کشور آن را به کشورهای همسایه نیز روانه کرد. به پاس این خدمت بزرگ بود که دکتر اندامی به معاونت بخش میکرب شناسی و پس از آن به ریاست بخش وبا و دیفتری منصوب شد و به پاس تلاش های علمی اش نشان علمی به او اعطا شد.

وقتی بورس انستیتو به او تعلق گرفت، دکتر اندامی راهی پاریس شد و در سال ۱۳۴۶ با در دست داشتن گواهینامه میکرب شناسی به وطن بازگشت. سال ۱۳۵۳ پس از گذراندن دوره تخصصی آزمایشگاه بالینی در دانشگاه تهران، دانش نامه تخصصی علوم بالینی را اخذ کرد و مقالات علمی او در نشریات معتبر خارجی به چاپ رسید.

سال ۵۷ او پس از سال ها تلاش بازنشسته شد و پس از آن بود که در یکی از بیمارستان های تهران به عنوان مسئول آزمایشگاه شروع به کار کرد و همزمان در جنوب شهر به مداوای زنان می پرداخت تا این که یک روز در حال معاینه یک بیمار تعادل خود را از دست داد و روی زمین افتاد. آزمایش ها و بیماری ها حکایت از وجود تومور مغزی در او بود. در حالی که در سال ۶۳ تلاش ها برای درمان او در خارج از کشور آغاز شده بود، او ۲۸ مرداد ماه بر اثر آمبولی شش ها درگذشت.

هشت سال پس از مرگ این بانوی اندیشمند و پژوهشگر بزرگ بود که انجمن بین المللی نجوم AIU که از سال ۱۹۱۹ پس از نقشه برداری ماهواره اکتشافی ماژادن از سیاره زهره به نامگذاری نقطه های موجود در این سیاره به نام زنان نامدار جهان پرداخته بود، حفره ای به قطر ۳۰ کیلومتر در طول جغرافیایی ۲۶‎/۵۵ و عرض جغرافیایی ۱۷‎/۴۵ را به پاس تلاش های علمی و خدماتش به نام او نامیدند.

اکنون نام آذر اندامی به عنوان تنها زن ایرانی در میان زنان مشهور جهان بر سیاره زهره می درخشد.

سه شنبه 17 خرداد 1390  6:31 PM
تشکرات از این پست
barandarrasht
barandarrasht
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : دی 1387 
تعداد پست ها : 4334
محل سکونت : گیلان

زندگینامه رودولف لودویگ

زندگینامه رودولف لودویگ

رودولف لودویگ ویرشو (متولد ۱۳ اکتبر۱۸۲۱) پزشک، آسیب ‌شناس، زیست ‌شناس، سیاست ‌مدار و تاریخ‌ دان آلمانی بود که امروزه با عنوان  «پدر علم آسیب‌شناسی» از او یاد می‌شود.


 

زندگینامه رودولف لودویگ


رودولف لودویگ ویرشو (متولد ۱۳ اکتبر۱۸۲۱) پزشک، آسیب ‌شناس، زیست ‌شناس، سیاست ‌مدار و تاریخ‌ دان آلمانی بود که امروزه با عنوان  «پدر علم آسیب‌شناسی» از او یاد می‌شود.

ویرشو که از یک خانواده کشاورز بود، تحصیل طب را در برلین و دانشکده پزشکی ارتش بروس آغاز کرد و چند سال بعد به عنوان کارورز در بیمارستان چاریته مشغول به کار شد ولی به دلیل عقاید سیاسی لیبرالش، استخدام او را به حالت تعلیق در‌ آوردند و وی مجبور شد جهت ادامه تحصیل و تحقیقاتش به ویرزبورگ برود تا در آنجا آناتومی و آسیب ‌شناسی را فرا بگیرد. پس از طی این مراحل، ویرشو مجددا به دانشگاه برلین بازگشت و به عنوان استاد آناتومی و آسیب ‌شناسی در آنجا شروع به کار کرد. از مهمترین تاثیرات ویرشو در علم طب، تاکید او به دانشجویان برای استفاده از میکروسکوپ بود و معروف است که ویرشو همیشه به دانشجویان اصرار می‌کرد که «تفکر میکروسکوپی» داشته باشند.

او نخستین فردی بود که لوسمی را تشخیص داد. شاید مهمترین علت معروفیت ویرشو به دلیل ارایه این نظریه باشد که «هر سلولی فقط و فقط از سلول مشابه خود منشاء می‌گیرد». او با این نظریه خود، خط بطلانی بر زایش خود به خودی موجودات زنده کشید. کشف مهم دیگر ویرشو، بزرگی غده لنفاوی سوپراکلاویکولار چپ (در اثر متاستاز از سرطان معده یا ریه) بود که با کمک چارلز تروسیه به این اکتشاف نایل آمد. این یافته بالینی امروزه به نام غده لنفاوی ویرشو یا نشانه تروسیه معروف است.

ویرشو همچنین در درک مکانیسم ترومبوآمبولی ریوی و ابداع اصطلاح «آمبولی» و توصیف «تریاد ویرشو» (در حالت بیش‌انعقادپذیری) نقش منحصر به فردی داشت. ویرشو همچنین اصول آسیب ‌شناسی سلولی و اتوپسی را پایه‌گذاری کرد. پل فارمر، پزشک فعال در امور بشردوستانه، در مورد ویرشو می‌گوید : «ویرشو بینشی ژرف و جامع‌نگر داشت. آسیب‌ شناسی، پزشکی،اجتماعی، سیاست، انسان‌شناسی... او سرمشق من است».

سه شنبه 17 خرداد 1390  6:32 PM
تشکرات از این پست
barandarrasht
barandarrasht
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : دی 1387 
تعداد پست ها : 4334
محل سکونت : گیلان

زندگینامه ابن رشد

زندگینامه ابن رشد

محمد بن احمد بن رشد اندلسی (زادهٔ ۱۱۲۶ در کوردوبا ، اسپانیا - درگذشتهٔ ۱۰ دسامبر ۱۱۹۸ در مراکش، مراکش) فیلسوف نامدار عربی اندلسی بود. در اکثر زبان‌های غربی او را با نام «اورئوس» می‌شناسند که به نوعی همان تلفظ «ابن رشد» است.

 

زندگینامه ابن رشد

محمد بن احمد بن رشد اندلسی (زادهٔ ۱۱۲۶ در کوردوبا ، اسپانیا - درگذشتهٔ ۱۰ دسامبر ۱۱۹۸ در مراکش، مراکش) فیلسوف نامدار عربی اندلسی بود. در اکثر زبان‌های غربی او را با نام «اورئوس» می‌شناسند که به نوعی همان تلفظ «ابن رشد» است.

او در خانواده ای که سال ها مهد علم و فقاهت بود، پرورش یافت. پدر و جد پدری ‏وی، هر دو منصب قاضی القضاة اندلس را به عهده داشتند.‏ ابن رشد در جوانی به اکثر علوم زمان خود دست یافت و در ریاضیات، طبیعیات، ‏نجوم، منطق، فلسفه و طب مهارت یافت.‏

تحصیلاتش در رشته‌های حقوق و پزشکی بود و مدت ‌ها نیز در شهرهای «سویل» و «قرطبه» به کار قضاوت اشتغال داشت. او به بقای ماده و وجود یک حقیقت ابدی با خدا معتقد بود و متذکر شد که گاهی فلسفه با دین ناسازی تام دارد و از این جهت دیدگاه‌های دوگانه‌ای اظهار داشته‌است.

گرچه او از مسلمانان سنی و از مذهب مالکی بود، در زمان زندگی مورد زجر و طعن و نفرین علمای اسلامی بود و از طرف کلیسا نیز آثار او را محکوم دانستند.

فلسفهٔ او را در غرب «اوروئسیسم» می‌نامند که می‌تواند به «ابن رشدگرایی» ترجمه شود.. آنچنان که مشهود است، ابن رشد بنا به توصیه "ابن طفیل" در زمان ابو یعقوب که مردی با فرهنگ و مطلع از فلسفه بود، به شرح آثار ارسطو ‏پرداخت. معروفترین کتاب وی، تفسیر او بر کتاب ما بعدالطبیعه ارسطو است.‏ او تلاش داشت فلسفهٔ ارسطویی را با اسلام تطبیق دهد.او بر خلاف اسلام و همانند بودایی‌گری به ابدی ‌بودن روح معتقد نبود.

«فصل‌المقال» کتاب مشهور اوست که با نگاهی متفاوت به قرآن نگاه می‌کند و از سوی بعضی به عنوان کتابی کفرآمیز اعلام شده‌است.

ابن رشد در مراکش در صفر سال 595 هجری قمری/1198میلادی، در سن هفتاد و ‏دو سالگی وفات یافت و بعد از سه ماه جسد او را به قرطبه بردند و در آنجا به خاک ‏سپردند.‏

مجسمه‌ای از ابن رشد هنوز در کوردوبا (قرطبه)، اسپانیا قرار دارد.
رافائل، نقاش شهیر ایتالیایی، تصویرش را در یکی از نقاشی‌هایش آورده‌است.
دانته در کتاب معروف خود، «کمدی الهی»، به او اشاره می‌کند.
خورخه لوئیس بورخس داستان کوتاهی با نام «جستجوی ابن رشد» نوشته‌است که در مورد جستجوی او برای کشف معانی تراژدی و کمدی است.
جیمز جویس در کتاب مشهور خود، اولیس، مختصراً به او اشاره می‌کند.
او شخصیت اصلی فیلم «سرنوشت» به کارگردانی یوسف شاهین است.
سیارکی در آسمان به نام او «۸۳۱۸ ابن رشد» نام‌گذاری شده‌است.

سه شنبه 17 خرداد 1390  6:32 PM
تشکرات از این پست
barandarrasht
barandarrasht
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : دی 1387 
تعداد پست ها : 4334
محل سکونت : گیلان

زندگینامه ابونصر فارابی

زندگینامه ابونصر فارابی

محمد بن محمد، از پاراب، فاراب ماوراء النهر، در کناره سیر دریا (رود سیحون) بود. در سال 259 ه متولد شد، پدرش از سرداران سپاه سامانیان و از نژاد ایرانی بود. ترک دانستن او، چنانکه بعضی پنداشته اند خطاست. " ابن الندیم " که معاصر آن فیلسوف بود، اصلا به ترک بودن او اشاره یی ندارد، بلکه در آثار قرن ششم هجری و بعد از آن به ترک بودن فارابی تصریح شده است. فارابی از ماوراء النهر به قصد تحصیل علوم به بغداد رفت و در محضر " ابو بشر متی بن یونس القنائی "، استاد بزرگ منطق و حکمت حاضر شد و سپس از استادی "یوحنا نام " منسوب به شهر حران، که از تربیت شدگان حوزه علمی مرو بود قسمتی از منطق و علوم فلسفی را فرا گرفت، همه کتب ارسطو را مطالعه کرد و بر معانی آنها واقف شد، پس از بغداد به مصر و از آنجا به شام رفت.
 

زندگینامه ابونصر فارابی

محمد بن محمد، از پاراب، فاراب ماوراء النهر، در کناره سیر دریا (رود سیحون) بود. در سال 259 ه متولد شد، پدرش از سرداران سپاه سامانیان و از نژاد ایرانی بود. ترک دانستن او، چنانکه بعضی پنداشته اند خطاست. " ابن الندیم " که معاصر آن فیلسوف بود، اصلا به ترک بودن او اشاره یی ندارد، بلکه در آثار قرن ششم هجری و بعد از آن به ترک بودن فارابی تصریح شده است. فارابی از ماوراء النهر به قصد تحصیل علوم به بغداد رفت و در محضر " ابو بشر متی بن یونس القنائی "، استاد بزرگ منطق و حکمت حاضر شد و سپس از استادی "یوحنا نام " منسوب به شهر حران، که از تربیت شدگان حوزه علمی مرو بود قسمتی از منطق و علوم فلسفی را فرا گرفت، همه کتب ارسطو را مطالعه کرد و بر معانی آنها واقف شد، پس از بغداد به مصر و از آنجا به شام رفت.

اهمیت فارابی بیشتر در شرحهای او بر آثار ارسطو خاصه بر منطقیات معلم اول است، چون با کارهای او منطق ارسطو به بهترین وجه به مسلمین شناسانده شد. او را تالی معلم اول یعنی ارسطو دانسته و "المعلم الثانی" لقب داده اند. اما فعالیت علمی او در این حد نماند بلکه خود نیز آثار مهمی ابداع کرد که بخش بزرگی از آن در دست و بسیاری تاکنون طبع و به زبانهای مختلف ترجمه شده که از آنجمله می توان به : " رسالة فی مبادی آرا اهل المدینة الفاضلة " حاوی نظریه فارابی در اخلاق است و " الجمع بین رایی الحکیمین افلاطون الالهی و ارسطو " را نام برد که فارابی در آن کوشیده است تا اصول عقاید افلاطون و ارسطو را با هم وفق دهد، اغراض ما بعد الطبیعة که شرح و تحریر روشنی است از کتاب " الحروف " ارسطو در ما بعد الطبیعة، " فصوص الحکم "، " عیون المسائل "، " احصاء العلوم " و چندین کتاب و رساله دیگر.

به فارابی اشعاری را به فارسی نسبت داده اند که این رباعی از جمله آنهاست :

 اسرار وجود خام و ناپخته بماند-و آن گوهر بس شریف ناسفته بماند

هر کس به دلیل عقل چیزی گفتست- آن نکته که اصل بود ناگفته بماند


کتاب فارابی در علم موسیقی همواره به عنوان مهمترین کتاب دیرین فن محسوب می شود، این کتاب چند بار به طبع رسیده و ترجمه ایی از آن نیز به زبان فرانسوی منتشر شده است.
فارابی مانند همه دانشمندانی که در تمدن اسلامی عنوان فیلسوف داشته اند در اغلب علوم زمان خود صاحب تصانیفی بوده است. اطلاعات وی در ریاضیات و موسیقی خوب ولی در طب و طبیعیات متوسط بوده است. روش فلسفی او را باید در حقیقت یک روش نو افلاطونی اسلامی نامید. اثر فارابی در حکمای بعد از او بسیار بوده چنانکه هرگاه سخن از حکمت مشاء یا به طور اعم فلسفه در تمدن اسلامی به میان آمده است او و ابن سینا به عنوان دو فرد شاخص از میان مسلمین و در کنار هم و همراه افلاطون و ارسطو ذکر شده اند.

 

سه شنبه 17 خرداد 1390  6:32 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها